0

مجله معماری ایرانی

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران


 
قلعه‌ها

آغاز خانه‌سازى انسان‌ها همواره با انديشه يافتن راه‌هاى گوناگون دفاع در برابر دشمنان و حيوانات وحشى همگام و همراه بوده است. به همين دليل مساکن اوليه که به‌صورت خانه‌هاى منفرد بدون ديوار ساخته مى‌شد، به‌تدريج داراى ديوار شده، رفته رفته خانه‌هاى يک ناحيه نيز در بين يک ديوار محاطى دفاعى محصور گرديد. اين نوع حصارها در ابتدا داراى يک معبر ورودى بودند، اما معابر پس از ساليان دراز تبديل به دروازه شد.
 
در ايران، ايجاد مساکن گروهى حصاردار از سه هزار سال قبل از ميلاد با طرح‌ها و نقشه‌هاى مختلف آغاز شده است.
 
در راوز واقع در جنوب غربى ماکو يک محل مسکونى متعلق به سه هزار سال قبل از ميلاد وجود دارد. خانه‌هاى اين منطقه مناسب با زندگى مردم آن زمان و طبق عادات آنها روى يک محور دايره شکل ساخته شده‌اند. خانه‌هايى منفرد هم در امتداد ديوارها به‌طورى بنا شده‌اند که قطعات بزرگ سنگ‌هاى بازالت کوه به‌صورت سقف آنها درآمده است.
 
خانه‌هاى قسمت شرقى که در دشت واقع شده‌اند، امکانات طبيعى دفاعى ندارند. به همين سبب در اين بخش يک ديوار به عرض چهار متر از سنگ‌هاى بزرگ و قلوە‌سنگ، بدون ملاط کشيده شده که به دروازه باريکى به ارتفاع پانزده متر منتهى مى‌شود.
 
روى قسمت فوقانى سنگ‌ها با آجر ديوارکشى شده، اين ديوار قسمت شرقى منطقه مسکونى را که ۲۵۸ متر طول و ۱۸۵ متر پهنا دارد، حفاظت مى‌کند.
 
 
 
بين سال‌هاى سه هزار تا دو هزار قبل از ميلاد براى استحکام‌بخشى بيشتر، در ديوارهاى راوز، برج‌هاى نيم‌‌دايره‌اى پيش آمده ايجاد شده، کليه زواياى ديوارها هم با تغييراتى مستحکم‌تر شده‌اند. اين تغييرات به دليل لزوم دفاع از قلعه در مقابل حملات دشمن بوده، در همه قسمت‌هاى ديوار صورت گرفته است و به همين دليل پس از گذشت قرن‌ها هنوز بخش‌هاى مهمى از ديوار و برج‌هاى دفاعى آن باقى مانده است.
 
در قرن چهارم قبل از ميلاد که برابر آغاز فرمانروايى هخامنشيان است به علت توسعه شهر و تغيير فنون جنگى و دفاعي، برج‌هاى مستطيل‌شکل جانشين برج‌هاى نيم‌دايره‌اى قديمى شده‌اند.
 
سهم اصلى در توسعه شهرسازى حصاردار در ايران به‌عهده معماران اورارتويى در قرن‌هاى نهم و هشتم قبل از ميلاد است که تحت نفوذ معمارى بين‌النهرين شيوه‌اى در ايجاد استحکامات دفاعى به‌وجود آوردند که در قرن‌هاى بعد پايه و اساس معمارى کوهستانى ارامنه شد.
 
نمونه‌اى کامل از معمارى پيشرفته اورارتويى را در منطقه 'روزائى اورو' واقع در محدوده بسطام مى‌بينيم که در قرن هفتم قبل از ميلاد به‌وجود آمده است.
 
بناى قلعه بسطام آخرين نمونه و تکامل‌يافته‌ترين فن قلعه‌سازى اورارتويى بوده است؛ اما در قرن‌هاى ششم و پنجم قبل از ميلاد تغيير ديگرى براى دفاع بهتر در مقابل هجوم دشمنان به‌وجود مى‌آيد و آن ايجاد ديوارهاى کنگره‌دار است، بدون اين‌که طرح برج‌ها تغيير پيدا کند.
 
نمونه معمارى قلعه‌سازى هخامنشى هنوز هم در تخت‌جمشيد قابل شناسايى است. تخت‌جمشيد يکى از دست‌نخورده‌ترين قلعه‌ها است که از زير خاک بيرون آورده شده، نقشه تمام ديوارها و اجزاى داخلى آن تهيه شده است و موجود مى‌باشد.
 
علاوه بر اين نوع قلاع که براى سکونت پادشاه ساخته مى‌شده، تعداد بسيارى قلعه در زمين‌هاى مسطح کشور به‌وسيله هخامنشيان و بعداً به‌وسيله سلوکيدها ساخته شده است که طرح آنها، متأثر از فرهنگ هلنى است و برج‌هاى دفاعى اين گونه قلاع به‌صورت مستطيل يا نيم‌دايره بوده است.
 
قلاعى که در زمان ساسانيان ساخته شده‌اند معمولاً داراى برج‌هاى نيمه‌گرد جلوتر از ديوار دفاعى هستند که بسيار نزديک به هم ساخته شده‌اند. نزديک بودن برج‌ها به يکديگر علاوه بر آن‌که قدرت دفاعى ساکنان قلعه را افزايش مى‌دهد، بر زيبايى طرح بنا نيز مى‌افزايد.
 
در تمام دوران اسلامي، در ايران قلعه‌هاى بسيارى در داخل شهرها به‌وجود آمدند؛ براى مثال مى‌توانيم از ارگ کرمان و قلعه خرم‌آباد و ارگ شيراز نام ببريم.
 
قلعه‌هاى اوايل و اواسط دوره اسلامى در سرتاسر ايران پراکنده هستند و به‌طورکلى در کنار شاه‌راه‌هاى ارتباطى ساخته شده‌اند. نمونه اين قلعه‌ها شبکه وسيع قلعه مربوط به فرقه اسماعيليه است که در نقاط مختلف بنا شده‌اند يا قلاعى که در نزديک پل‌ها و رودخانه‌ها ايجاد شده‌اند، مانند قلعه‌اى که در شمال رودبار در بستر سفيدرود احداث شده است.
 
بزرگ‌ترين و مستحکم‌ترين قلاع ايران به‌دست فرقه اسماعيليه که پيروان حسن صباح بوده‌اند، ايجاد شده‌اند که به آنها حشاشين [داروفروشان] نيز مى‌گفته‌اند.
 
مهم‌ترين مرکز نظامى اين فرقه شيعى در کوه الموت از رشته جبال البرز بنا شده است. استحکامات اين قلعه که در قرن يازده يا سيزده ميلادى ساخته شده است، با وجود اين‌که در حال حاضر به‌شدت منهدم شده، قابل رؤيت است. داخل قلعه سه مجموعه بنا وجود داشته که فقط از طريق حياط‌ها به هم ارتباط داشته‌اند.
 
محکم‌ترين قلاع اسماعيليه به استناد روايات تاريخى قلعه‌اى بر فراز گردکوه در مغرب دامغان بوده که در تمام دوران حکومت مغول تا اواسط قرن سيزده ميلادى پابرجا بوده است. اين قلعه در سراشيبى کوه و بر روى سنگ‌هاى صخرە‌اى مستحکم بنا شده، داراى امکانات دفاعى ويژه‌اى در معبر صعودى به قلعه است.
 
شگفت‌آورترين موردى که در قلاع اسماعيليه ديده مى‌شود؛ عبارت است از مجموعه سربازخانه‌هاى قلاع متشکل از اتاق‌هاى کوچک در دو طرف يک راهرو و بهترين نوع اين مجموعه‌ها در قلعه طبس مسينا واقع در خراسان نزديک مرز افغانستان مشاهده مى‌شود.
 
 
 
يکى از بزرگ‌ترين و قديمى‌ترين قلاع ايران، قلعه گلى است که در جاده کاروان‌رو ورامين به قم نزديک محلى به‌نام کاج ساخته شده شامل تعداد بسيارى برج مستحکم مستطيل‌شکل است که به‌خوبى قادر هستند از قسمت ميانى و جان و مال ساکنان قلعه محافظت کنند. بناى قلعه را مى‌توان به دوره ساسانيان نسبت داد و اگر هم در آن زمان ساخته نشده باشد قطعاً در قرون اوليه اسلامى و در زمان سلجوقيان ساخته شده است.
 
همچنين قلعه بلده که در جاده غربى - شرقى دره نور واقع است از يک کاروا‌ن‌سرا، به نام کاروان‌سراى پاکبود بلده که در کنار راهى قرار گرفته که کوهستان را دور مى‌زند و به ‌طرف تهران مى‌رود، محافظت مى‌کند.
 
براى مراقبت و محافظت از پل‌هاى مهم نيز اغلب قلعه‌هاى مستحکمى در نزديک آنها بنا شده است؛ براى مثال مى‌توان قلعه دختر را که در منطقه شرقى شهرستان ميانه آذربايجان ساخته شده است، ذکر کرد.
 
هنر قلعه‌سازى در ايران از آغاز ظهور اسلام در قرن هفتم ميلادى تا زمان حاضر به‌تدريج تکامل يافته است. در قرن هفده ميلادى که مقارن با سلطنت پادشاهان صفوى است، در کنار بحر خزر يک قلعه با طرح هشت‌بر در شبه‌جزيره ميانکاله واقع در استرآباد ساخته شد که حتى برج‌هاى دفاعى آن نيز به شکل هشت‌بر است.
 
قلعه هشت‌ضلعى در قوشچى واقع در ساحل غربى درياچه اروميه و ۴۳ کيلومترى شمال شهرستان اروميه، با توجه به سفال‌هاى مکشوفه در آن متعلق به زمان ايلخانان است. تمام گوشه‌هاى آن برج‌هاى نيم‌دايره‌اى جلوتر از ديوارها ايجاد شده است.
 
بالاخره در اوايل قرن نوزده ميلادي، مشاورين نظامى اروپايى که براى قلعه‌سازى به ايران آمده بودند در اطراف شهرهاى بزرگ، مخصوصاً تهران و خوي، حصارهايى ساختند که اين دو شهر را به‌صورت قلعه در آورد. حصارها بدون استفاده از عوارض سطح‌الارضى بنا شده‌اند.
 
در شمال غربى کرمانشاه قلعه‌اى به‌نام قلعه کهنه وجود دارد که حصار آن ترکيبى است از ديوارهاى داخلى و ديوارهاى خاکى خارجى با انبارهايى براى اسلحه در گوشه‌ها، يعنى طرح يک قلعه نظامى کاملاً اروپايي.
 
در جنوب اهر نيز يک قلعه به شل قلاع نظامى اروپايى بنا شده است. به‌جز قلاعى که نام برديم، مى‌توانيم از قلعه هرمز که پرتغالى‌ها در جزيره هرمز ساخته‌اند و قلعه هلندى‌ها که در جزيره خارک بنا شده است، نام ببريم که طرح هر دو قلعه شبيه قلاع نظامى اروپايى است؛ زيرا سازندگان آنها ايرانى نبوده، بلکه پرتغالى و هلندى بوده‌اند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 31 اردیبهشت 1390  3:33 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران

کاخ‌ها

   ◊ بعد از اسلام
   ◊ قبل از اسلام
 
 
    قبل از اسلام
منظور ما از کلمه 'کاخ' در اين‌جا فقط بناهايى است که با نوعى معمارى عالى ساخته شده، در مقياس وسيع‌تر شامل بناهاى اشرافي، تجاري، مسکونى اربابى يا ساختمانى بزرگ محصورتر در يک قلعه است.
 
ايجاد بناى بزرگ يا کاخ‌سازى در اين سرزمين از اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد گسترش يافته است. در داخل مرزهاى کنونى ايران، کاخ‌هايى مانند چغازنبيل که در دشت هموار خوزستان ساخته شده است، داراى طرح‌هايى هستند که مى‌توان آنها را طرح‌هاى ساده شده کاخ‌هاى بين‌النهرين تصور کرد. چغازنبيل را 'اونتاش هوبان' پادشاه ايلام باستان به نام شهر 'دوراونتاشي' يا 'دوراونتاش' در سال ۱۲۰۰ ق.م. بنا کرد. اين بناى بزرگ يا کاخ که مجموعه‌اى است از تعدادى اتاق در اطراف يک حياط، تلفيق کاملى از تطبيق هوشمندانه يک بناى مسکونى است، از يک طرف با حياط و فضاى داخلى و از طرف ديگر با حصار جانبى خود. اين نوع معمارى در تاريخ معمارى بين‌النهرين سوابقى قديمى‌تر است.
 
 
 
در بخش‌هاى کوهستانى ايران کاخ‌سازى براى توسعه راه ديگرى را پيموده است. به‌طورکلى بناهاى اشرافى بايد در فضاهاى نسبتاً کوچک ساخته مى‌شدند. براى نمونه مى‌توانيم از بناى قلعه مانندى در 'کردلر تپه' واقع در مشرق اروميه نام ببريم که با خشت و آجر ساخته شده است که از قرن‌هاى يازدهم و دهم قبل از ميلاد باقى مانده است. کاوشگران اتريشى اين بنا را يک بناى قابل دفاع اشرافى معرفى کرده‌آند. منظور اين است که در اطراف يک فضاى مربع شکل کوچک تعدادى اتاق‌هاى کوچک ايجاد کرده‌اند و در چهار گوشه اين بنا چهار برج که از ديوارهاى جانبى جلوتر هستند، طورى ساخته شده‌اند که معبر ورودى و خروجى بنا نيز محسوب مى‌شده‌اند. در آغاز هزاره اول قبل از ميلاد اين بنا و خانه‌هاى مسکونى کردلر تپه بر اثر آتش‌سوزى منهدم شده‌اند.
 
در حدود اواخر قرن دهم قبل از ميلاد مجتمعى از خانه‌هاى حياط‌‌دار در مکانى که امروز از سوى باستان‌شناسان خانه‌هاى سوخته (burned buildings) يا طبقه IV حسنلو نامگذارى شده، در تپه‌هاى حسنلو ايجاد گرديد.
 
نمونه اين نوع معمارى را مى‌توانيم در حال حاضر در قصر 'هات توچاي' بيوک قلعه در 'بغازکوي' ترکيه امروز ببينيم که يکى از آثار باقيمانده از هنر معمارى 'هتى تيش' است و ظاهراً در قرن‌هاى چهاردهم و سيزدهم قبل از ميلاد ساخته شده است.
 
 
 
در تپه مرکزى ميدان حفارى شده منطقه باباجان نيز آثار بناهايى يافت شده که از لحاظ طرح معمارى شباهت بسيار به بناهاى تپه حسنلو دارند. اين بناها در قرن‌هاى هشتم و هفتم قبل از ميلاد ساخته شده‌اند. تالارسازى تشريفاتى در بناهاى اشرافى اورارتويى نيز در قرن‌هاى هشتم و نهم قبل از ميلاد مشاهده مى‌شود.
 
در‌ سال‌هاى بعد تالارسازى اورارتويى به‌عنوان اولين قدم معمارى مادها در بناهايى اعم از خانه‌هاى اشرافى يا بناهاى تجاري، به‌کار رفت. تالارسازى مادها نيز بزودى سرمشقى براى معمارى هخامنشى شد که نمونه مهم آن را در کاخ آپادانا مى‌بينيم.
 
 
 
در ميان صفحات تاريخ معمارى کاخ‌سازى هخامنشى سه دوره متمايز وجود دارد که اولين دوره از سال ۵۵۰ ق.م، در طراحى يکى از کاخ‌هاى پاسارگاد با ايجاد تالار بزرگى آغاز مى‌شود.
 
دوره دوم از سال ۵۲۰ ق.م. شروع مى‌شود که نمونه بناهاى مربوط به اين دوره در دشت گوهر، ميان نقش رستم و تخت‌جمشيد، قرار دارند. تفاوت اساسى اين بنا با آنچه قبل از آن ساخته شده، در طبقه اول آن است، به‌خصوص مى‌توان گفت که طرح تالار مرکزى آن با تالارهاى مربع شکل آپادانا در تخت‌جمشيد و تالار شوش اختلاف فاحش دارد، بدون‌ اينکه نماى خارجى بناها با يکديگر تفاوت داشته باشند. احتمالاً کاخ دشت گوهر در زمان سلطنت کمبوجيه ساخته شده است.
 
نمونه سومين دوره معمارى هخامنشى را در کاخ‌هاى آپاداناى تخت‌جمشيد و کاخ شوش که ابعاد آنها تقريباً به يک اندازه است، مى‌بينيم. چهار برج برجسته نسبت به ساير قسمت‌ها در گوشه‌هاى بنا تعبيه شده، هر دو بنا از پاسارگاد و دشت گوهر بسيار بزرگ‌تر هستند. ضمناً کاخ‌ها در وسط باغ بنا نشده‌اند، بلکه ضلع جنوبى آنها ديوار جنوبى باغ نيز هست.
 
طرح آپادانا نشان مى‌دهد که يک فضاى سبز تشريفاتى است نه مسکوني. کاخ‌هاى مسکونى در تخت‌جمشيد براى مطابقت با تالار تشريفات به‌صورت يک فضاى مربع شکل مرکزى است و تعدادى اتاق در اطراف اين فضا ايجاد شده‌اند.
 
از دوران سلوکيدها هنر کاخ‌‌سازى در ايران مشاهده نشده است. قلعه ضحاک در مغرب ميانه، واقع در آذربايجان، با وجود داشتن آثار ماقبل تاريخ و آثار هخامنشى از بناهاى اشکانى به‌حساب مى‌آيد.
 
تأثير معمارى غرب، در بناى کوه خواجه در سيستان هم قابل رؤيت است. بنا ترکيبى از يک معبد و قصر است. اصل بنا به دوره هخامنشى تعلق دارد، ولى بعداً در زمان پارت‌ها و ساسانيان بازسازى شده است. به همين نحو ساسانيان در قرن ششم بعد از ميلاد يک کاخ مقدس در مجموعه آتشکده آذرگشسب 'تخت سليمان' بنا کرده‌اند که اهميت بسيارى براى پادشاهان ساسانى داشته است تا آنجا که پس از تاجگذارى در تيسفون براى زيارت به اين آتشکده در 'شيز' مى‌آمده‌اند.
 
همچنين کاخ سروستان که در قرن پنجم بعد از ميلاد ساخته شده است علاوه بر اين‌که يک کاخ مى‌باشد عنوان تقدس نيز داشته است.
 
ترکيبى از کاخ و قلعه کوهستانى در قلعه دختر فيروزآباد وجود دارد که اردشير اول پس از پيروزى بر اردوان پنجم پادشاه اشکاني، در نيمه اول قرن سوم ميلادى بناى آن را آغاز کرده است.
 
يکى ديگر از کاخ‌هاى معروف دوران ساساني، عمارت خسروى است که خسرو دوم در قرن هفتم بعد از ميلاد در منطقه قصر شيرين، در ميان باغى بسيار وسيع بنا کرده است.
 
رعايت اين اصل که در يک حياط بايد اتاق‌هاى مسکونى و فضاهاى ادارى و در جلو همه آنها اتاق‌هاى بزرگ تشريفات بنا گردد، در کاخ ساسانى فيروزآباد و نيز قلعه دختر که در قرن سوم بعد از ميلاد ساخته شده، کاملاً مورد توجه بوده است.
 
کاخ بيشابور که در سال ۲۷۰ م. شاهپور اول آن را ساخته است با طرح کاخ‌هاى ساسانى که غالباً مشاهده شده، متفاوت است.


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 1 خرداد 1390  8:03 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران


 
کاخ‌ها (۲)

 
    بعد از اسلام
از کاخ‌هاى دوران صدر اسلام در سرزمين ايران، آثارى برجاى نمانده است.‌ در هيچ يک از شهرهاى اصفهان، نيشابور، همدان، تبريز، رى يا جرجان کاخى از دوره سلجوقى باقى نمانده است. از دوره ايلخانى نيز هيچ اثرى از بناى کاخ باقى نمانده است.
 
از زمان تيموريان هم در ايران کاخى برجاى نمانده است، اما از زمان صفويه، به‌خصوص در قزوين و اصفهان، پايتخت‌هاى صفوي، بخش‌هايى از بعضى بناها که به هم مرتبط نيستند، باقى مانده‌اند.
 
در قزوين طرح يک کاخ صفوى در داخل محدوده فعلى شهر قرار دارد که فقط سردر (عالى‌قاپو) آن در کوشک باغى که در زمان قاجاريه تغييراتى در آن داده شده، مشاهده مى‌شود. اين کوشک را شاه‌طهماسب، دومين پادشاه صفوى (۱۵۷۶-۱۵۲۴ م / ۹۳۱-۹۸۴ هـ) که در زمان او قزوين پايتخت ايران بوده، بنا کرده است. کوشک؛ عبارت است از بنايى با يک فضاى مرکزى که چهار ايوان در اطراف و چهار برج در گوشه‌هاى آن واقع شده است و اطراف آن را راهرو مسقف ستون‌دار احاطه کرده است.
 
در نقشه شهر اصفهان امروزى منطقه کاخ‌هاى سلطنتى هنوز قابل شناسايى است و فقط در بناى چهل ستون و هشت بهشت باغ‌هايى که در وسط آنها بناها ساخته شده، باقى مانده است.
 
 
 
بناى عالى‌قاپو را شاه‌طهماسب صفوى به‌صورت کوشکى سه طبقه آغاز کرد، اما در سال‌هاى بعد شاه‌عباس پس از تغيير پايتخت از قزوين به اصفهان، عالى‌قاپو را به شکل امروزى گسترش داد. اين بنا را مقر حکومتى دولت صفويه دانست.
 
نقش مهم مجموعه دربار سلطنتى اين بود که کاخ‌هاى باغدار چهل ستون (۱۶۴۷ م. / ۱۰۵۷ هـ)، هشت بهشت (۱۶۶۶ م / ۱۰۷۷ هـ) و کاخ آينه نزديک پل خواجو را - که نسبت به زاينده‌رود در فضايى باز ساخته شده و متأسفانه اينک به‌کلى از بين رفته است - به يکديگر مربوط مى‌کرد.
 
هشت‌بهشت نشان‌دهنده هماهنگ‌ترين معمارى دوران صفويه، هم در نماى خارجي، هم در نقاشى‌هاى داخلى آن است. خارج از منطقه اصفهان نيز تعداد بسيارى کاخ يا خرابه‌هاى کاخ از زمان صفويه باقى مانده است. در شمال نطنز، در کنار جاده کاشان، کاخ عباس‌آباد واقع شده که در ميان باغى محصور بوده است.
 
 
 
طرح کاخ تابستانى شاهان صفوى در فرح‌آباد، کنار دريارى خزر، هنوز قابل شناسايى است. از تمام اين بناى سلطنتى آنچه بهتر و سالم‌تر باقى مانده، مسجد آن است که در فضايى مربع‌شکل که طول هر ضلع آن ۵۰/۶۲ متر است بنا شده است و از لحاظ اين‌که مسجدى وابسته به کاخ است، اثرى با ارزش محسوب مى‌شود.
 
شاه‌عباس هنگام ساختن کاخ فرح‌آباد کوشش کرده پيوند مذهب و تاج و تخت را با ايجاد کاخ و مسجد مربوط به آن اثبات کند و مسجد را عبادتگاه درباريان قرار دهد.
 
در فاصله شاهراه اصفهان به فرج‌آباد و اشرف (بهشهر) تاکنون شش کاخ که به فرمان شاه‌عباس ساخته شده، مورد شناسايى قرار گرفته است. جالب‌ترين کاخ‌هاى شش‌گانه، کاخ سفيدآب است. کاخ صفوى باغ فين کاشان همراه با باغ و ملحقات جنبى متأسفانه تاکنون به اندازه کافى مورد بررسى قرار نگرفته است.
 
در قرن هيجدهم ميلادى که شيراز پايتخت ايران و مقر حکومت زنديه بود، کريمخان کاخى کوشک مانند هشت ضلعى در آن شهر بنا کرد که امروز محل موزه فارس است. طرح اين بنا؛ عبارت است از فضاى مرکزى چهار ايوانه با چهار اتاق در گوشه‌ها که در حقيقت همان طرحى است که از آغاز ظهور اسلام در معمارى بسيارى از بناها به‌کار برده شده است.
 
در قرن نوزدهم ميلادى که تهران پايتخت ايران شد، پادشاهان قاجار در بخش شمالى هسته مرکزى آن زمان شهر، شروع به ساختن تعدادى بنا کردند. اين محل بعدها ارگ نام‌گذارى شد. مهم‌ترين اين بناها کاخ گلستان است.
 
 
 
در چهار کيلومترى خارج ديوار شمالى شهر تهران کاخ تابستانى قاجاريه در مسير جاده تهران به شميران و تجريش به نام قصر قاجاريه ساخته شد که در حال حاضر چيزى از آن باقى نمانده است. به‌جز قصر قاجار، پنج کاخ کوچک ديگر در منطقه‌اى که امروز تهران بزرگ ناميده مى‌شود، ساخته شد. کاخ‌ها به ترتيب در کن، اميرآباد، سرخه‌حصار، دوشان‌تپه و فرح‌آباد بنا شده‌اند. اين کاخ‌ها در سال‌هاى مختلف قرن نوزدهم ميلادى ايجاد شده، پس از مدت کوتاهى ويران گرديدند. فقط کاخ فرح‌آباد در مقابل گذشت سال‌ها به‌خوبى مقاومت کرده است.
 
در سال ۱۸۱۰ م. / ۱۲۲۵ هـ. به‌دستور فتحعلى‌شاه قاجار در کرج کاخى ساخته شد که بنيان آن بر بقاياى کاخى قديمى‌تر استوار است.
 
در شمال غربى تهران و در دامنه کوه‌هاى البرز نيز بقاياى کاخى باغدار از دوره قاجاريه ديده مى‌شود. از کاخ گلستان، در مسير کن به شهرستانک جاده‌اى مالرو نيز به علت ارتباط اين دو کاخ به‌وجود آمده بود. کاخ شهرستانک به فرمان ناصرالدين شاه، به دست آقا محمد ابراهيم خان معمار بنا شده است.
 
يکى از بناهايى که با شيوه‌اى مخصوص بنا شده، کاخى است که در زمان قاجاريه روى چشمه‌اى در طاق بستان ساخته شده است.
 
معمارى منطقى طبقه فوقانى کاخ خاطره معمارى کاخ‌هاى ونيزى را در ذهن بيننده مجسم مى‌سازد. کاخ را امام قلى ميرزا يکى از نوه‌هاى فتحعلى‌شاه در سال ۱۸۶۰ م. / ۱۲۷۷ هـ. بنا کرده است.
 
کاخ‌هاى باغى که در طى سال‌‌هاى قرن نوزدهم ميلادى در داخل شهرهاى ايران بنا شده‌اند، داراى طرح‌هاى گوناگونى هستند. در نقشه نارنجستان شيراز به‌خوبى واضح است که باغ قبل از ايجاد بنا به‌وجود آمده است و به همين جهت در فضاى باريک مقابل در ورودي، بناهاى مسکونى مستخدمين ساخته شده است.
 
در ساير مناطق اين سرزمين نيز تعداد بسيارى بناهاى اشرافى وجود دارد که تدريجاً متروک شدە، به‌طورى که اغلب فقط ويرانه‌اى از آنها باقى مانده است.
 
اين نکته در تاريخ کاخ‌سازى و اصولاً معمارى ايران قابل توجه است که در ايجاد کليه کاخ‌ها و بناهاى اشرافى از مصالح بومى در دسترس، با رعايت موقعيت مکانى که بنا در آنجا احداث مى‌شده، استفاده شده است و فقط در شهرهايى مانند تهران و اصفهان است که مى‌بينيم کاخ‌ها از اصول حاکم بر شهرسازى متابعت کرده‌اند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 1 خرداد 1390  8:10 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران

کاروانسراها

 
   ◊ رباط ها و کاروانسراهای معروف
   ◊ ویژگی‌های ساختمان‌های وابسته به راه
 
علل بنياد و پيدايش کاروانسراها را مى‌توان نياز مبرم کاروان و کاروانيان به حمايت در طول سفر دانست. منابع تاريخى حکايت از آن دارد که هخامنشيان پايه‌گذار بناهاى مورد بحث هستند.
 
در دوره اشکانى همانند عهد هخامنشى توسعه راه‌ها و ايجاد ايستگاه‌هاى بين راه و حمايت از کاروانيان اهميت فوق‌العاده‌اى يافت و در اغلب مسير جاده‌ها، به‌ويژه در مسير جاده معروف ابريشيم، ساختمان‌هايى شبيه کاروانسرا ايجاد گرديد.
 
در معمارى و توسعه کاروانسراهاى پيش از اسلام، عصر ساسانى را بايد يکى از ادوار مهم دانست. يادگارهاى باارزشى چون دير گچين در جاده تهران - قم، رباط انوشيروان بين جاده سمنان - دامغان (در مسير جاده ابريشم) و بالاخره دروازه گچ و کنار سياه در استان فارس از آن جمله مى‌باشند.
 
 
 
نقشه‌هاى کاروانسراها در اين دوره عموماً به‌صورت چهار ايوانى و مصالح ساختمانى آن عموماً لاشه، سنگ، آهک و گچ بوده است. در ادوار اسلامى عوامل متعددى در شکل‌يابي، توسعه و گسترش کاروانسراها ديده مى‌شود که اهم آن علل مذهبي، نظامى و اقتصادى است که انواع کاروانسراها را از نظر طرح به‌وجود مى‌آورده است.
 
اطلاعات دربارهٔ کاروانسراهاى اوايل اسلام اندک است. سلسله‌هاى اوايل دوره اسلامى ايران، مانند آل‌بويه، سامانيان و آل‌زيار به ايجاد بناهاى عام‌المنفعه، چون کاروانسراها و آب‌انبارها اهميت فوق‌‌العاده‌اى مى‌دادند و رباط چاهه يا ماهى در کنار جاده مشهد - سرخس که به‌صورت چهار ايوانى بنا گرديده، از جمله يادگارهاى آن زمان است. در سده پنجم هجرى کاروانسراهاى متعددى بنياد گرديد. شيوه و سبک معمارى اين عصر در احداث بناهايى چون مساجد، مدارس و کاروانسراها تقريباً همانند گرديد. زيباترين نمونه کاروانسراهاى اين دوره، رباط يا کاروانسراى شرف در خراسان مى‌باشدکه در حال حاضر به ويرانه تبديل شده است.
 
ايلخانيان مجدداً فعاليت هنرى را با بهره‌گيرى از تجربيات و سنت‌هاى متقدم ادامه دادند و راه جديدى را آغاز کردند. در اين زمان به توسعه تجارت، اقتصاد، راه و راهدارى و ايجاد کاروانسراها توجه بسيارى مبذول گرديد.
 
 
 
از کاروانسراهاى اين دوره که عموماً با نقشه چهار ايوانى بنا گرديده، مى‌توان کاروانسراهاى مرند، سرچم و جلفا در آذربايجان، رباط جهان‌آباد يا سپنج در جاده خراسان و رباط انجيره (با نقشه ۸ ضلعى نامنظم) در جاده يزد - مشهد را نام برد.
 
فعاليت معمارى و ايجاد کاروانسراها در دوره تيمورى ادامه يافت و در مسير جاده‌ها و داخل شهرها به علل توسعه تجارت کاروانسراهايى ايجاد گرديد که عموماً با نقشه چهار ايوانى و تعدادى همراه با تزئينات از جمله کاشى‌کارى بنا گرديدند. در مورد کاروانسراهاى اين دوره اطلاعات جالبى در سفرنامه کلاويخو، سفير دولت اسپانيا در دربار تيمور، ثبت است.
 
بدون شک عصر طلايى ايجاد کاروانسراهاى ايران متعلق به دوره صفوى است. در اين مورد مى‌توان کاروانسراهاى راه زيارتى خراسان را که از کرمانشاه شروع و به مشهد ختم مى‌شده است، نام برد. در اين مسير کاروان‌هاى سياحتى و زيارتى از يک طرف به زيارت اماکن مقدسه نجف و کربلا و از طرف ديگر به زيارت امام هشتم شيعيان در مشهد مشرّف مى‌شدند.
 
شاردن درباره اصفهان و کاروانسراهاى اصفهان مى‌نويسد: 'در اصفهان ۱۶۲ مسجد، ۴۸ مدرسه، ۱۰۸۲ کاروانسرا و ۲۷۲ حمام وجود دارد' در کتاب مورير مى‌خوانيم: 'هيچ چيزى نمى‌تواند با کاروانسراهاى ايران که توسط شاهان صفوى براى آسايش کاروانيان و جهانگردان ساخته شده قابل مقايسه باشد'
 
 
 
در زمان صفويه کاروانسراهاى درون‌شهرى نيز توسعه يافته، از اهميت ويژه‌اى برخوردار گرديد تا جايى که در هر يک از کاروانسراها کالاهى به‌خصوصى مورد معامله قرار مى‌گرفت. در يک طومار خطى که در موزه بريتانيا موجود است حدود چهل کاروانسرا نام برده شده که در اطراف ميدان شاه (امام خميني) بنا گرديده، هر يک مخصوص خريد و فروش کالاى به‌خصوصى بودند.
 
در عصر صفوى علاوه بر نقشه چهار ايواني، کاروانسراهايى با نقشه‌هاى مدور، هشت ضلعي، چند ضلعي، دو ايواني، نوع کوهستانى و ... با توجه به موقعيت جغرافيايى و مکانى در محل ساخته شد. در دوره‌هاى زنديه، افشاريه و قاجاريه در ايجاد کاروانسراها تغييرات چندانى به‌عمل نيامد و ايجاد آن به شيوه گذشته ادامه پيدا کرد. از نظر طرح و نقشه، کاروانسراهاى دوره ياد شده عموماً از نوع چهار ايوانى بوده، از لحاظ مصالح ساختمانى نيز خلاف دوره مقدم که از آجر و سنگ بودند، بيشتر از خشت استفاده شده است. به اين ترتيب ۲۵ قرن از بنياد کاروانسراهاى ايران مى‌گذرد.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 1 خرداد 1390  10:59 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران

رباط ها و کاروانسراهاى معروف

 
- رباط شرف
در نزديکى سرخس که به دستور مادر سنجر در سده پنجم هجرى ساخته شده است. بناى رباط شرف در آرايش‌هاى گوناگون و نغز آن يکى از شاهکارهاى معمار ايرانى است و شايد از لحاظ ظرافت و تنوع بى‌نظير باشد که قرن‌ها مورد توجه ارباب خير و هنردوستان و بزرگان بوده است.
 
- رباط‌ سپنج
در نزديکى سبزوار قرار گرفته و هرچند که به بزرگى رباط شرف نيست از لحاظ ظرافت و دقت و ريزه‌کارى در طرح و نماسازى و آرايش کمتر از آن مى‌باشد بلکه سادگى نقش‌ها امتيازى براى آن به‌شمار مى‌آيد. نام ديگر اين رباط قلعه خدابنده است. و رباط سنگ بست و رباط کاشمر (وابسته به ميل کاشمر) جز آثار خرد چيزى نمانده است وگرنه در روزگار آبادانى بسيار باشکوه بوده است.
 
- ديرگچين
يا ديرالحص که از بناهاى پيش از اسلام است و آثار معمارى پارتى (زمان ساسانيان) را در بر دارد و در هر دوره‌اى تا زمان صفويه بخش‌هايى بر آن افزوده شده است. اين رباط در کنار جاده قديم رى - اصفهان و نزديک حسن‌آباد (ميان طهران و قم) در دل دشت افتاده است.


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 1 خرداد 1390  11:00 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران


 
ويژگى‌هاى ساختمان‌هاى وابسته به راه

 
   ◊ خان
   ◊ رباط
   ◊ ساباط
   ◊ طرح رباط و کاروانسرا
   ◊ کاربات
   ◊ کاروانسرا
 
    ساباط
اين واژه که تقريباً به همهٔ زبان‌هاى خاورى و باخترى و آرامى و ايرانى و فرنگى و تازى رفته در زبان‌هاى ايرانى و منجمله فارسى ريشه کهن دارد. جزء اول آن سا به معناى آسايش و جزء دومش پسوند بات نمودار ساختمان و بنا و آبادى و عمارت است و در آخر بسيارى از واژه‌ها چون رباط و کاربات و خرابات و جز اين‌ها آمده و روى هم‌رفته به‌جاى آسايشگاه و استراحتگاه امروز به‌کار مى‌رفته است.
 
ساباط به کليه بناهايى که به‌منظور آسودن بپا مى‌شده چه در شهر و چه در بيرون از آن اطلاق مى‌شده، در شهرستان‌هاى جنوبى ايران هنوز هم اين واژه درست در جاى خود به‌کار مى‌رود.
 
 
 
در راه اصفهان - يزد ميان يزد و اردکان و نائين هنوز خوشبختانه دو دستگاه از اين ساباط بر جاى مانده و آب‌انبارهايى پر از آب خنک دارد و پناهگاه بسيار خوبى براى مسافران اين راه دراز و خشک و بيابانى است.
    رباط
رباط منحصراً به ساختمان‌هاى کنار راه و به‌ويژه بيرون از شهر و آبادى اطلاق مى‌شود. رباط علاوه بر حوض و آب‌انبار داراى اتاق‌هاى متعددى است که گرداگرد حياطى را فرا گرفته و مسافران مى‌توانند يک يا چند شب در آن بياسايند.
    کاربات
کاربات چنان‌که پيداست خانه کاروان است و پيش از اسلام به‌جاى کاروانسرا به‌کار مى‌رفته و آن نيز مانند رباط داراى اتاق و حوض و يا پاياب است و گاهى فقط دو يا سه اتاق دارد و نمونه آن در آبادى‌هاى کنار شاهراه کهن فارس خودنمايى مى‌کند.
 
 
    کاروانسرا
به رباط‌هاى بزرگ و جامع کاروانسرا مى‌گويند چه در شهر و چه بيرون از آن باشد. کاروانسرا علاوه بر اتاق و ايوان داراى باره‌بند و طويله و انبار است واغلب ورودى آن را بازار کوچکى به‌نام غلاف‌خانه تشکيل مى‌دهد و بر روى سردر آن چند اتاق پاکيزه قرار گرفته که به کار کاروان‌سالار اختصاص دارد. گاهى در دو سوى در کاروانسرا و رباط برج‌هايى جاى گرفته که در مواقع ناامنى مورد استفاده مدافعان و راهداران قرار مى‌گرفته است.
    خان
خان نيز همانند کاروانسرا است و اين ويژه در زبان تازى به‌طور مطلق به‌جاى کاروانسرا به‌کار گرفته شده است.
    طرح رباط و کاروانسرا
ساباط داراى سه تا هفت دهانه سرپوشيده است که دو سوى آن تختگاه‌هاى کوچکى به اندازه يک تخت يا نيمکت قرار دارد و اغلب دهانه ميانى آن درگاه آب‌انبارى است که آب خنک و گوارا دارد.
 
رباط و کاروانسرا گاهى بسيار ساده و منحصر به حياط دور بسته است که حوض ياپايابى در وسط دارد و آخيه و آخور ستوران در زير سکو و ايوان پيشان اطاق‌ها يا کنار صفه‌هاى بيرون است و در نقاط سردسير به‌جاى حياط گنبد خانه‌اى در ميان دارد و گاه علاوه بر اتاق و ايوان و حياط داراى باره‌بند و انبار و بازار و بالاخانه و برج و بارو و علاف‌خانه است.
 
در دالان کاروانسراهاى باشکوه چند حجره آراسته براى پذيرايى از مسافران نامدار و سرشناس ساخته شده و گاهى بالاى سردر، چند اتاق خوش‌منظر و مجلل دارد.

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 1 خرداد 1390  11:01 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران /بناهای مذهبی

بناهاى مذهبى

تعداد زيادى از بناهاى دورهٔ اسلامى به دلايل مذهبى شکل گرفته‌اند و توسعه يافته‌اند؛ که شامل مساجد، مدارس، آرامگاه‌ها، زيارتگاه‌ها، حسينيه‌ها، تکايا و مصلّى‌ها مى‌باشند.
   ◊ آرامگاه‌ها و زیارتگاه‌ها
   ◊ حسینیه‌ها و تکایا و مصلّی‌ها
   ◊ مدارس
   ◊ مساجد
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 2 خرداد 1390  3:58 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران /بناهای مذهبی

 
 
 
 
 
 
 
 
آرامگاه‌ها و زيارتگاه‌ها

 
   ◊ منشأ چهارگوش گنبددار
   ◊ منشأ چهارگوش گنبددار (۲)
 
بى‌گمان آرامگاه بيشتر از هر نوع بناى معمارى در ايران دوره اسلامى مورد توجه عام بوده است. و کمتر شهرى است که سهمى از چنين بناها نداشته باشد.
 
تنوع اشکال که در اين نوع بنا در طول قرون حاصل گرديده است در مقايسه با مثلاً مسجد يا کاروانسرا نسبتاً اندک است.
 
در روزگار پيش از اسلام، هيچگونه نشانهٔ مهمى از آثار آرامگاهى که مستقل بنا شده باشند وجود ندارد. گور کوروش در پاسارگاد استثنايى است که بر اين قاعده شاهان بعدى هخامنشى نيز اين گورهاى صخره‌اى را رواج دادند که تا مدتى پس از بر افتادن آن سلسله نيز رايج بوده است.
 
با آمدن اسلام، بنا به سفارش پيامبر اسلام، گورها بايد هم سطح زمين ساخته مى‌شدند و جسد مرده بلافاصله بايد به قبر سپرده مى‌شد و بدون تشريفات و تنها با يک کفن ساده بايد مدفون مى‌گشت که البته نه از سوى اعراب و نه ايرانيان اين سادگى به‌درستى رعايت نشد.
 
ساخت آرامگاه که عملى کاملاً شيعه‌وار است. از سنت ديرپاى اسلامى که طبق آن هر مکانى مى‌توانست بعنوان مسجد مورد استفاده قرار گيرد، بهره گرفت. در سراسر ايران بسيارى از امامزاده‌ها امروزه جانشين مسجد شده‌اند.
 
در ميان مکان‌هاى مقدس، مقابر امامان شيعه و بستگان آنها در کربلا و نجف و مشهد و قم و سامره کانون‌هاى طبيعى تمايلات مذهبى مردم شيعه گرديد.
 
رشد سريع رسم زيارت قبور ائمه و خواندن نماز و ادعيه و ختم قرآن در اين امکنه همگى عواملى بود که باعث بناى آرامگاه‌ها مى‌شد.
 
بزودى بناى آرامگاه‌ها به‌عنوان سمبل خواسته‌هاى سياسى و مذهبى شيعه شناخته شد و کم‌کم زيارتگاه‌ هسته مرکزى مجموعه‌‌اى که غالباً چندين جريب وسعت آن مى‌شد و نقش عمده‌‌اى در زندگى سياسى و اجتماعى و اقتصادى جامعه ايفا مى‌کرد و از اهميت والايى در محيط مذهبى برخوردار مى‌شد. زيارتگاه‌هاى مشهد، قم و اردبيل نمونه‌هاى خوبى براى اين مرحله هستند. اردبيل در اوج رونق خود نشانهٔ عظمت سلسله صفوى بود و چند تن از شاهان صفوى در آنجا مدفون گشته و به زيارت آن شنافته‌اند. زيارتگاه مشهد به‌تدريج يکى از مالکان بزرگ خراسان گشت و قم قرن‌ها مرکز عمده علمى مذهبى و محل تربيت اصلى علماى ايران به‌شمار مى‌رود.
 
درحالى‌که بزرگ‌ترين بقاع کشور از آغاز ظهور آنها، مراکز آيين تشيع بوده‌اند و بقاع کوچک‌تر اکثراً از حمايت اهل تسنن برخوردار بوده‌اند.
 
در سده‌هاى دهم و يازدهم ميلادى يعنى روزگارى که در آن معمارى آرامگاهى نخستين شکوفايى را به خود ديد، تنها ناحيه‌اى که در آن تعداد آرامگاه‌ها قابل مقايسه با ايران بود، مصر در دورهٔ خلافت فاطميان است. در اين منطقه تطابق بين آيين تشيع و بناهاى تدفينى را مى‌توان مشاهده کرد گاه با يک تحول طبيعى آرامگاه از محيط اطراف خود جنبهٔ تقدسى کسب مى‌کرد و اين امکان وجود داشت که به مروز زمان بصورت يک عبادتگاه در آيد.
 
اما کمتر قبرى مربوط به بزرگان سياسى اوايل سده‌هاى ميانه ايران بجاى مانده است. علت اين امر احتمالاً اين بوده که بسيارى از اين بزرگان در کاخ‌هاى خود يا در امکنه‌اى که به‌منظور آرامگاه ساخته شده بودند، به خاک سپرده شده‌اند. البته سلطان سنجر از اين موضوع مستثنا است.
 
به‌هرحال، با سمبل‌ها بود که شيعه با احداث آرامگاه‌ها مى‌توانست حقانيت خود را به اثبات برساند و به بهشتى که انسان پرهيزگار در انتظار آن بود، اشاره نمايد. طاووس‌هاى رو در رو که در دو سوى درخت زندگى قرار گرفته ديوارهاى نخستين برج خرقان را زينت مى‌بخشد. اغلب با بيانى عالى و سنجيده به قبور صفاتى چون معطر و منوره اطلاق مى‌شود. وجود شواهد نشان مى‌دهد که منظور از بکار بردن سمبل‌هاى گوناگون در معمارى تدفينى ايران، بيشتر طلب بهشت است تا ابزار وفاداري.
 
برخلاف آنچه در ساير سرزمين‌هاى اسلامى وجود دارد، فقدان کامل قبرهاى هفت ‌گوش براى پيروان شيعه هفت امامى ايران به‌چشم مى‌خورد، حتى قبرهاى شيعه دوازده امامى به‌ندرت دوازده گوشه دارد. قالى دوازده گوش حرم معصومه (س) در قم که ظاهراً متناسب با محل آن بافته شده، منحصر به‌فرد است. سمبليسم عددي، از خصوصيات مهم آرامگاه‌هاى ايران نيست.
 
پس معمارى تدفينى عامل مهمى در درک جامعه قرون ميانى ايران است و آشکار کنيم که چگونگه عملکرد چنين بناهايى به‌تدريج از حالت ساده تدفينى به پيچيدگى گراييد و سرانجام روشن سازيم که چگونه اين پيچيدگى روزافزون در توسعه بافت اصلى معمارى مربوط به آن منعکس گرديد. آرامگاه‌هاى نخستين چون 'گور سامانيان ' و گنبد قابوس براى مقاصد ديگرى به‌جز بناى يادبود مردگان هيچ ارزشى نداشت. در نقطه مقابل آنها اصطلاح آرامگاه به‌ندرت درباره زيارتگاه‌هاى بزرگ ايران با گروه بناهاى فرعى هم‌زيست پيرامون قبر، جور در مى‌آيد.
 
با تقليل تقريباً تنوع بى‌شمارى از اشکال در شکل‌هاى اساسي، خواهيم ديد که در طول تاريخ فقط دو نوع اساسى معمارى آرامگاهى در ايران وجود دارد. اين‌ها عبارتند از، مقبره برجى شکل و قبر چهارگوش گنبددار.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 2 خرداد 1390  3:59 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران /بناهای مذهبی


 
منشأ چهارگوش گنبددار

 
به‌نظر مى‌رسد که چهار ضلعى گنبددار داراى پيشينه دوگانه‌اى است، هرچند يک عنصر، همان معيار آتشکده ساسانى يا چهار اطاق است که چهار روزن محورى يک طرح مربع شکل را شکافته و گنبدى بر فراز آن قرار گرفته است. پراکندگى وسيع اين بناها در سراسر ايران، هنگام پيروزى اسلام، اين نوع معمارى را سرمشقى آشکار براى آرامگاه‌هاى اسلامى ايران که طرح‌‌هاى مشابه دارند، قرار داد. در نواحى ديگر از دنياى اسلام که در متن آن امکان بروز تأثيرات آئين زردشت نبوده است آرامگاه‌هايى شبيه اين سبک وجود دارد. در چنين مواردى ظاهراً تأثير از پيشينه احتمالى چهار ضلعى ديگر، يعنى آرامگاه قديمى متأخرتر و مشتقات آن است.
 
چهارضلعى گنبددار فقط نقطه سرآغاز يک رشته بناهاى متنوع بى‌انتهاى چند وجهى (غالباً هشت ضلعي) و چند لختى و چند تنکه‌اى و پره‌اى يا بناهاى مدور بود که همگى در درون خود انديشه بنيادى يک ساختمان متمرکز گنبددارى را دارند.
 
تجلى اوليه عمومى اين نوع آرامگاه‌هاى اسلامى ايران مربع شکل بود، ليکن به موقع و در نتيجه تحول طبيعى فکر، طرح شعاعى متمرکز در سرزمين ايران به‌صورت طرح هشت ضلعى گنبددار برترى يافته، جلوه‌گر شد.
 
طرح هشت گوش بود که به بهترين وجه نيازمندى‌هاى کانون متمرکز را که معمولاً صندوقه قبر، آن را فراهم ساخته بود، برآورده مى‌کرد، به انضمام احتياج به حداکثر فضا براى طواف و بيشترين ميدان براى ساير کارهاى معمارى و ايجاد فضاى بيشتر. طرح چهارگوش که در گوشه‌ها باعث تضييع فضا گشته، بيشتر عامل کارهاى تزئينى مى‌شد تا پرداختن به شکل بنا.
 
نوع عمده ديگر آرامگاه، برج‌هاى مقبره‌اى است و اصل و ريشه اين نوع بنا در پرده ابهام مستور است. اگرچه احتمالات بسيارى را مى‌توان مورد بحث قرار داد: چادرهاى ترکي، برج‌هاى ديده‌بانى چينى و مقابر برجى‌شکل پالميرى از جمله آنها است.
 
يک استوانه بلند با بامى مخروطى‌شکل؛ مانند آنچه در مورد طرح گنبددار چهارگوش اتفاق افتاده است. چندى نگذشت که اين دستورالعمل ابتدايى تکامل يافت. برج‌هاى آرامگاهى با پره‌ها و ستون‌هاى جسمى و پشت‌بندهاى گوشه‌اى ساخته شد، در حالى‌که استوانه ساده جاى خود را به مقابر هشت ضلعي، شش ضلعي، ده و دوازده ضلعى و اقسام بناهاى مرتفع ستاره‌اى شکل داد.
 
شايد ديرپاترين اين اشکال مورد پسند عام، انواع هشت ضلعى بوده است. اين امر اختلاف ميان عرض و ارتفاع آن است که معمولاً نسبت آن به ۵/۳: ۱ - ۵/۵: ۱ است. اين اختلاف نسبت ميان دو بعد، در بناهاى مربع‌شکل گنبددار به‌مراتب کمتر است. بدين طريق بزرگ‌ترين آرامگاه مربع گنبددار سلجوقي، يعنى مقبره سلطان سنجر در مرو (که تاريخ آن مربوط به بعد از سال ۱۱۵۷ م. است) نسبت عرض آن به ارتفاع نزديک به ۱:۲ است. در صورتى‌که نزديک‌ترين بنايى که با آن برابرى مى‌کند، در روزگار ايلخانيان، قبر اولجاتيو در سلطانيه است که يک هشت ضلعى گنبددار به بلندى ۵۳ متر است. با وجود اين، تناسب ميان عرض و ارتفاع آن فقط ۲/۲: ۱ مى‌شود.
 
ظاهراً روشن است که آرامگاه‌هاى نخستين واقع در سرزمين ايران چهار ضلعى گنبددار بودند، ليکن در طى اواخر قرن دهم محبوبيت برج‌هاى مقبره‌اى بر آنها غلبه يافت. ترجيح برج بر بناى چهارگوش به حدى قوت گرفت که در واقع همه انواع گوناگون مهم اشکال برج‌هاى مقبره‌اى را مى‌توان در حدود سال‌هاى ۱۰۰۰-۱۲۰۰ م / ۳۹۱-۵۹۷ هـ يافت. بر طبق روش اهل تسنن در دوران سلجوقيان، آرامگاه‌هاى امامان شيعه به‌ندرت در شمار اين برج‌هاى مقبره‌اى قرار مى‌گيرد، اگرچه چند تن از اعضاى خاندان سلسله‌هاى شيعى مذهب سواحل درياى خزر برج‌هاى آرامگاهى براى خود ساختند، غالب اين بناها از جنس عالى‌ترين نوع آجر پخته است که با آجر و کاشى‌هاى گوناگون تزئينى اغلب به‌صورت اسپرهايى نصب شده، حاشيه‌هاى کتيبه‌اى در بالاى تنها درب برج يا زير گنبد ايجاد شده‌آند و گاهى دهليزها يا گيلويى‌ها بر زيبايى آنها مى‌افزايد. بام‌هاى چند وجهى يا گلگير مانند، پوشش معمول اين بناها است. اين نوع بام‌ها پوششى است براى گنبدهاى بسيار کوتاه‌تر داخلي.
 
گرچه بيشتر اين برج‌هاى اوليه فقط در حدود ۱۵ تا ۲۰ متر ارتفاع دارند، ولى بلندتر از اين حد به نظر مى‌رسند. البته چند برج، مانند بنايى که به برج طغرل شهرت دارد و مهمتر از همه گنبد قابوس بناهاى کاملاً بلندى هستند. در روزگار ايلخانيان چيز بسيار جديدى به اين تکامل افزوده نگرديد، بلکه سبک عمده آرامگاه هشت‌گوش جسيم‌تر شد. از آن پس در سده‌هاى بعد، تعداد نسبتاً کمترى آرامگاه بدين شيوه در اکناف مملکت احداث گرديد. در طول سده پانزدهم نوع ساده شده اين قسم بنا در مازندران قبول عام يافت. در روزگار تيموريان برج‌هاى مقبره‌اى فوق‌العاده کمياب شد.


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 2 خرداد 1390  4:00 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران /بناهای مذهبی


 
منشأ چهارگوش گنبددار (۲)

 
برخلاف آرامگاه‌هاى برج مانند، آرامگاه مربع‌شکل گنبددار و مشتقات چندگانه‌اش در ايران گذشته‌اى مستمر داشته، از مقبوليت عام برخوردار بوده به‌طورى که اقلاً از اوايل سده دهم تا ايام جديد ادامه يافته است. به‌طورکلي، آرامگاه‌هاى بزرگ گنبددار سلجوقى مقتبس از گنبدخانه‌هاى مساجد سلجوقى است که در آن قرار دارد، هرچند در ايام مختلف چند تحول مشخص داشته است. چند نمونه از اين تغيير و تحولات را مى‌توان تشخيص داد. در بعضى از چهارضلعى‌هاى گنبددار مانند گنبد علويان در همدان يا آرامگاه منتصر در آستانه - بابا و تعدادى مقابر مربوط به قرن يازدهم - دوازدهم در ترکستان، تزئينات خارجى همانند برج‌هاى آرامگاهى معاصر آنها نقشى بزرگ داشته است. در بعضى ديگر مانند هارونيه طوس و قبر بابا لقمان در سرخس نقش پيش طاق اهميت تازه‌اى پيدا کرده است. علاوه بر اين در آرامگاه‌اى ديگر مفصل‌بندى پرکار خارجي، مثلاً مقبره دوازده امام در يزد يا جبل سنگ در کرمان بارزتر است. بدين نحو ميراث سلجوقى در اين نوع بنا براى دوره‌هاى آينده فوق‌العاده غنى بوده است.
 
مهندسان ايلخانى در مورد چهارضلعى‌هاى گنبددار و مشتقات آنها براى آنان ميدان وسيع‌ترى جهت آزمايش فراهم کردند. آرامگاه اولجايتو در سلطانيه را مى‌توان ديد که نتيجه رقابتى است با آرامگاه‌هاى مربع‌شکل گنبددار دوره سلجوقي. مقبره غازان که تقريباً همزمان با همين بنا بوده است، بر همه برج‌هاى آرامگاهى پيش از آن برترى داشته است. تا به امروز آرامگاه سلطانيه با ۵۳ متر ارتفاع بلندترين بناى نوع خود در ايران است. طرح هشت‌گوش در ارتفاع تا به زير قاعده گنبد اجرا گرديده است.
 
 
 
بعدها در سده چهاردهم ميلادي، مرکز ثقل معمارى ايرانى به‌طور کلى و بدين‌سان معمارى آرامگاهى نيز، به شمال شرقى کشور انتقال يافت. اين جابجايى در معمارى آرامگاهى دو سيماى کاملاً متمايز پيدا کرد. يکى از اين دو امتياز را مى‌توان بسيار محافظه‌کارانه توصيف نمود. در غالب آرامگاه‌هاى شاه زنده در سمرقند مشاهده مى‌شود که بناهاى چهارضلعى گنبددار که از نظر اسلوب معمارى جاه‌طلبانه نبوده، کوچک هستند، تزئينات کاشيکارى درخشان که غالباً در سفال‌هاى لعابدار برجسته قرار گرفته، آنها را از ابتذال رهايى بخشيده است که متناسب آرامگاه‌ها است، همهٔ قسمت‌هاى بنا فشرده و نزديک هم قرار گرفته، تأکيد عمده تزئين و اصول ساختمانى به سردر واگذار مى‌گرديد که به کوچه يا خيابانى باز مى‌شد. شيوه ديگر اين بود ک يک وجه بنا را برگزيده، آن را به طرز بى‌سابقه‌اى بزرگ‌تر نمايش دهند. در بسيارى از آرامگاه‌ها اين وجه، پيش طاق بود مانند قبر تورابک (Turabek) خانم در قونيه، اورگنج و مزار خواجه احمد يسوى (Yasavi) در ترکستان و بقعه تايباد. گاهى‌اوقات هر دو خصوصيات توأم نمايان مى‌گرديد؛ مانند وضع عشرت‌خانه در سمرقند. نيز در همين زمان بود که گنبد پيازى خربزه‌شکل در فهرست معمارى اسلامى ايران، به‌ويژه در مورد آرامگاه خانواده شاهى به‌کار رفته، هم‌چنين قبر خواجه ابونصر پارسا در بلخ از اين سنخ است. برحسب ذوق زمان بسيارى از اين آرامگاه‌ها داراى مجموعه‌اى از طاق‌هاى بى‌عملکرد ساختمانى شگفت‌‌آورى شدند که با گچ ساخته مى‌شد و اصطلاحاً آنها را 'کاربندي' مى‌گويند.
 
سطح بسيار گسترده‌اى در آرامگاه‌هاى بزرگ و مجلل تيموريان، اغلب مکان باز و آزادى را تقاضا مى‌کرد که بنا از هر سو نمايان باشد.
 
آرامگاه‌هاى دوران صفوى و روزگار پس از آن - بعد از معمارى آرامگاهى دوره قرون ميانى - سير قهقرايى پيموده، در اين هنگام مقابر غيرمذهبى به‌طور قطع جاى خود را به قبور مقدسين دادند. جايگاه طبيعى چنين آرامگاه‌ها اغلب کاملاً بزرگ و مجلل بوده، بناهاى فرعى و صحن‌هاى مجاور و باغ‌هاى وسيعى را شامل مى‌شد. اين عصر، بقاع بزرگ مذهبى ايران را به خود ديد و امروزه به همان شکل برجاى مانده‌اند. توسعه و مرمت و بازسازى بقعه‌ها سهم عمدهٔ کوشش در راه معمارى آرامگاهى دورهٔ صفويه و روزگار پس از آن است، بقاع ماهان و تربت‌جام فقط دو نمونه در ميان بسيارى از اين قبيل بناها است و نيز مى‌توان از آثار نادرشاه را در مقياسى بزرگ در مشهد يا آثار شاهان قاجار را ذکر کرد که سلاطين اخير به‌طور کلى بانى هيئت فعلى حرم حضرت معصومه (س) در قم بوده‌اند.
 
هيچ‌يک از شاهان صفوى در آرامگاه مناسب باشکوه که بدين‌ منظور ساخته شده باشد، به خاک سپرده نشده‌اند. تنها نادرشاه بود که آرامگاه او در کلات نادري، در حقيقت شيوه‌اى نيمه مغولى و نيمه ايرانى دارد. زيارتگاه دوره صفوى مانند قدمگاه نزديک نيشابور، مقبره محمد محروق نزديک آن شهر و آرامگاه خواجه ربيع خارج از شهر مشهد تا حدى ترجمانى کوچکتر از آرامگاه‌هاى تيموري، در دوره پيشين آنها است. سده‌هاى پس از عصر صفوى نيز اين روند را از مسير خود باز نگردانيد.
 
بدين‌سان سنت غرورآميز معمارى آرامگاهى قرون وسطايى ايران پس از ظهور سلسلهٔ صفوى دچار انحطاط ناگهانى جبران‌ناپذيرى گرديد.


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 2 خرداد 1390  4:01 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران /بناهای مذهبی


 
حسينيه‌ها و تکايا و مصلّى‌ها

 
در شهرهاى قديمى ايران تکيه، ميدان و حسينيه فضاهاى محصورى بوده‌اند که در مسير گذرهاى اصلى شهر قرار داشته‌اند. اين فضاها اغلب به‌صورت فضاى عمومي، يعنى جزئى مهم از گذر اصلى يا به‌صورت فضاى بسته، اما در ارتباط با گذر اصلى وجود داشته‌اند. در حالى‌که تکايا و حسينيه‌ها در اعياد اسلامى و ايام سوگواري، خصوصاً محرم، مورد استفاده قرار مى‌گرفته‌اند. در حالى‌که تکايا و حسينيه‌ها به‌صورت فضاهاى شهرى - محله‌اى و داخل شهر قلعه‌اى بوده‌اند، اما مصلى فضايى آزاد و در مواردى محصور در بيرون يا حاشيه شهر قلعه‌اى قرار داشته که در 'عيدين' در آن نماز مى‌گزارده‌اند.
 
شهرهاى قديمى ايران در گذشته به چند مرحله تقسيم شده بود. هر شهر داراى يک مرکز و هر محله داراى يک يا چند مرکز کوچک بود. سازمان کالبدى شهرهاى قديمى ايران بر اصولى استوار بوده است که عبارتند از پيوند فضايى ميان عناصر مجموعه شامل مرکز شهر؛ مراکز محلات، از طريق يک رشته فضاها و عناصر ارتباط‌دهنده؛ گذر اصلى و ميدان، تکيه يا حسينيه.
 
ميدان، تکيه و حسينيه به مفهوم فضاى شهرى - محله‌اى تنها يکى از عناصر تشکيل‌دهنده مرکز شهر يا مراکز محلات بوده‌اند. ساير عناصر را مسجد، بازار، بازارچه، مدرسه و ... تشکيل مى‌داده‌اند.
 
در فضاى تکيه و حسينيه مراسم مذهبى برگزار مى‌شد. همچنين تعزيه‌گرداني، شبيه‌خواني، پرده‌خواني، سينه‌زنى و مراسم شترکشون در عيد قربان در اين فضاها رايج بوده است؛ اما جلوه اين فضاها در ايام محرم و سوگوارى امام حسين (ع) کم نظير بوده است. در اين ايام بدنه محصورکننده فضاى تکيه و حسينيه‌ها و عناصر مربوط بدان سياهپوش مى‌شد و توق يا نخل و علامت و کتل را که معمولاً در گوشه مناسبى در فضاى تکيه يا حسينيه قرار داشت، آذين مى‌بستند و در روز مراسم به حرکت در مى‌آوردند.
 
 
 
فضاى عمده شهرى در شهرهاى ايران بازار، ميدان يا تکيه يا مسجد جامع يکى بيشتر نبوده، اما در بعضى از شهرهاى ايران به دو فضاى اصلي، مانند ميدان و تکيه برمى‌خوريم. در سمنان تکيه پهنه و تکيه ناسار دو فضاى عمده شهرى محسوب مى‌شوند. در يزد نيز ميدان شاه ‌طهماسب صفوى که در قرن نهم هجرى احداث شد و ميدان امير چخماق متعلق به دوره گورکانى نزديک به دو قرن از رونق برخوردار بودند. متأسفانه ترکيب اين دو ميدان در اثر خيابان‌کشى‌هاى چند سال اخير متلاشى شده است. ترکيب افقى اين فضاها غالباً مربع، مستطيل يا هشت ضلعى بوده است.
 
مصلى‌هاى ايران قطعه زمين‌هاى وسيع و آماده شده‌اى براى نماز عيد در بيرون شهر بوده است. براى نمونه مصلاى يزد بيرون شهر قلعه‌اى آل‌مظفر قرار داشته است. شهر يزد ايجاد مصلى يا 'عيدگاه' که نماز 'عيدين' در آن برگزار مى‌شده، سابقه‌اى طولانى دارد. دو نمونه مصلاى ديگر مصلاى مشهد و مصلاى طرق در خراسان است.


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 2 خرداد 1390  4:02 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران /بناهای مذهبی


 
 
مدارس

 
   ◊ حجره
   ◊ مدرس
 
مهمترين بناى عمومى از ساختمان‌هاى درون‌شهرى مدرسه است. فضاهاى آموزش در ايران در واقع سه نوع بوده است:
 
۱.مسجد
 
۲. مکتب‌خانه: که معمولاً در خانه، بالاخانه، سرکوچه يا در خانهٔ ملا بوده و مقدمات الفبا، قرآن و خواندن را در آن فرا مى‌گرفتند.
 
۳. مدرسه: که در دو سطح بوده. يکى مقدماتى شامل صرف‌ونحو، ادبيات فارسي، علوم فقهى که در واقع حکم مدرسهٔ متوسطه را داشته است. دوم درس خارج که منحصر به مباحث مذهبى بوده و درس‌هايى مثل رياضيات، موسيقى و ... نيز در آنجا تدريس مى‌شده است. افرادى چون بوعلى‌سينا، زکرياى رازى و صدها دانشمند بزرگ اسلامى از اين مدارس بيرون آمده‌اند.
 
مدرسه بدليل شرايط کسانى که در آنجا تحصيل مى‌کرده‌اند، فضاهاى مختلفى داشته است. داخل مدرسه حياطى سرسبز با حجره‌ها و ايوان‌هايى در اطراف داشته است. محل سمينارها در ايوان‌ها بوده و بحث‌هاى دو نفرى در پيشخان انجام مى‌شده است.
 
ايوانچه‌هاى جلوى حجره‌هاى نيز محل بحث بوده است. قسمتى نيز براى درس خارج که سطح تحصيل آنها بالاتر از طلبه‌هاى معمولى بوده در نظر گرفته مى‌شده است. (طبقه همکف براى طلبه‌ها و کارهاى آنها و طبقه اول براى طلبه‌هاى سطح خارج)
 
بنابراين ترکيب فضاى مدارس به اين صورت بوده است: بطورکلى يک حياط درونگرا براى اينکه تمرکز حواس داشته باشند که حجره‌ها و ايوان‌ها دور آن قرار مى‌گرفته است.
 
    حجره
حجره يا اتاق طلبه‌ها داراى يک ايوانچه و يک پستو بوده که گاهى پستوها دو طبقه بوده‌اند. قسمت پايين بصورت آشپزخانه و براى اتاق‌هاى اضافى و طبقه بالا محل دنجى براى مطالعه و فراگيرى و استراحت بوده است.
 
حجره‌ها براى يک نفر و سه نفر بوده و هيچيک رو به بيرون مدرسه ساخته نمى‌شده است. در بيرون مدرسه تنها چند مغازه يا حجره براى فروش کاغذ، دوات، صحافى و غيره بوده است. در بيرون يا گوشه‌‌اى از مدرسه سرويس‌هاى بهداشتى مثل مستراح، جوى آب و ... قرار داشته است، لباس‌ها را نيز بيرون از مدرسه مى‌شستند.
 
    مدرس
مدرس فضاى درس مدرسه است و در اغلب مدارس يکى مى‌باشد. در يعضى مدارس مثل مدرسهٔ خان، پنج مدرس بوده که يکى متعلق به ملاصدرا بوده و چهار تاى ديگر براى ديگران. هر مدرسه يک مسجد، نمازخانه و يا کتابخانه داشته که در بعضى‌ها به جاى کتابخانه، در مدرس گنجه‌اى براى نگهدارى کتاب در نظر گرفته مى‌شده است.
 
قديمى‌ترين مدرسه که تا به‌حال چند بار بازسازى شده است، مدرسهٔ فخريه سبزوار است. اصل اين مدرسه از زمان فخرالدوله ديلمى است و پس از بازسازى هنوز شکل اوليه را دارد.
 
مدارس زيباى متعددى در ايران بجاى مانده است که يکى از آنها مدرسهٔ غياثيهٔ خرگرد است که زمان ساخت آن قبل از مدرسهٔ خان مى‌باشد. خرگرد بين خاف و جام است. اين مدرسه بنام غياث‌الدين پيراحمد خافى وزير شاهرخ نامگذارى شده است و در ميان مدارس ايران در دقت و تنوع در کار ديلان کامل‌ترين نمونه است. اين بنا در مجموع يک موزهٔ هنرى است.
 
از مدارس ديگر که زيبا و کامل است، مدرسهٔ خان شيراز است. اين بنا را امامقلى خان پسر الله‌وردى‌خان حاکم شيراز براى ملاصدرا دانشمند بزرگ شيعه ساخته است. از ويژگى‌هاى اين مدرسه بکارگيرى اعداد مقدس در ساخت عناصر مختلف آن است. تعداد حجره‌هاى آن ۹۲ عدد است که به حروف جمل، اسم مبارک حضرت محمد (ص) است. پنج مدرس، يک مسجد و دوازده راهرو داشته و با جمع تعدادى از عناصر عدد ۱۱۰ اسم حضرت امير (ع) بدست مى‌آيد. به اضافهٔ آن چهار اتاق شامل گاه‌شناسي، اتاق خادم، اتاق چراغ‌دار و اتاق مؤذن جمعاً ۱۱۴ به‌دست مى‌آيد که برابر تعداد سوره‌هاى قرآن است. معمار بنا استاد حسين شماع شيرازى است.
 
مدرسهٔ چهارباغ اصفهان از ديگر مدارس زيباى ايران است. در طول ضلع شمالى مدرسه چهارباغ، کاروانسراى مادر شاه و بازارچه بلند در دو طبقه ساخته شده است. در وسط اين بازار چهار سوقى با گنبد بزرگ قرار دارد که به‌وسيلهٔ درى با مدرسهٔ چهارباغ ارتباط پيدا مى‌کند.
 
در کنار اين ورودي، رديفى از حجره‌ها قرار دارد که آخرين آنها متعلق به شاه سلطان حسين است. سردر عقب نشسته و باشکوه پوشيده از کاشى معرق، به خيابان چهارباغ راه دارد و جبهه‌هاى صحن مشتمل بر رواق‌هاى دو طبقهٔ باز و چهار ايوان است. اين مدرسه در دورهٔ شاه سلطان حسين ساخته شده است.


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 2 خرداد 1390  4:06 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران /بناهای مذهبی

 
 
 
 
مساجد

نخستين مسجدى که به‌دست پيامبر گرامى اسلام بنا شد، الگوى مساجد بى‌شمار و گوناگونى است که به‌دست هنرمندان ايرانى در سراسر سرزمين ايران بنا شده است.
 
مسجد فهرج يزد يکى از اولين نمونه‌هاى مساجد ايرانى است که از ابتدا براى مسجد ساخته شده است. اما بناهاى ديگرى که بعداً تبديل به مسجد شده‌اند. در شهرهاى ديگر ايران به وفور يافت مى‌شوند. مانند مسجد جامع بروجرد، مسجد نيريز و ... .
 
با آغاز سده سوم هجرى و با گسترش شهرها و روستاها مسجدهاى باشکوه و بزرگى در بيشتر شهرها بنياد گرديد. در آغاز اين سده که ابومسلم در خراسان بپا خاست و به براندازى امويان کمر بست، مسجد باشکوه و بسيار بزرگى در پايگاه خود نيشابور بنا کرد که مى‌گويند شش هزار تن مى‌توانسته‌اند در زير سر پوشيده‌هاى آن نماز گزارند و نزديک به هشتاد هزار گز زير ساختمان آن بوده است. در آن روزگار نه تنها در نيشابور که در بيشتر شهرها و شهرک‌ها در روستاهاى نام‌آور ايران مسجدهايى چون مسجد ابومسلم با اندازه‌هاى کوچکتر بنياد شد ک نشان آنها را در جامع ساوه، ابرقو، يزد، نائين و ميبد مى‌بينيم و تهرنگ بعضى از آنها پس از کاوش‌هاى باستان‌شناسى در اصفهان و اردستان و شهرهاى ديگر نيز بدست آمده است.
 
از سدهٔ سوم تا چهارم و آغاز سدهٔ پنجم هجرى بيشتر مسجدهاى ايران به همين شيوه بنياد مى‌شد. اما هر روز بر زيبايى و نغزى آن مى‌افزوده‌اند تا روزگار آن کاکويه که نغزکارى به والاترين پايهٔ خود مى‌رسد. (شبستان‌هاى جامع اصفهان به روزگار آل‌بويه و آل‌کاکويه). و هرگز ديگر هنر ما بدان پايگاه والا دست نيافت. در همان روزگار در برخى شهرها و روستاها مسجدهاى کوشکى نيز بنياد مى‌شد، که نام‌آورترين آنها جامع بروجرد است.
 
از سدهٔ پنجم هجرى کم‌کم گنبدخانه در کنار مسجد شبستانى بنياد مى‌شود که گاه گسيخته و گاه پيوسته است.
 
نشان مسجد دو ايوانى از سدهٔ هفتم درست است و هنوز دو ايوان مسجد زوزن هنوز برپا است. پس از آن مسجد فريومد را مى‌بينيم که دو ايوانى ساخته شده. اين‌گونه مسجدها تنها در استان خراسان ديده مى‌شود و اگر در استان‌هاى ديگر هم باشد در آغاز چنين نبوده و در پى دستکارى‌ها و افزوده‌هاى تازه چنين چهره‌اى يافته است. چنانکه بيشتر مسجدهاى چهار ايوانى امروز هم مانند جامع اصفهان، مسجد نوشيراز از آغاز شبستانى بود، که چند دهانه از شبستان‌هاى چهاربر آنرا برداشته و بجاى آن ايوان ساخته‌اند. به همين شکل در مسجد جامع ساوه در ايوان پديد آمده که روبروى هم نيستند. مسجد جامع سمنان يک ايوان در پيش گنبدخانه دارد که پيش از سده هفتم روبروى شبستان کهن‌تر ساخته شده است؛ اما مسجد جامع يزد هم باز يک ايوانى است. با اين‌که بيشتر مسجدهاى هم‌زمان آن چون مسجد جامع ورامين چهارايوانى است.
 
مسجد يک‌ايوانى تا يکى دو سده پيش ساخته مى‌شد. چنانکه مسجد جامع رجبعلى در خونگاه و مسجد جامع تهران نيز چنين است.
 
از سدهٔ نهم هم مسجد يک ايوانى داريم که در نگاه اول چهار ايوانى به نظر مى‌رسد (مسجد جامع نو و يا مسجد امير چخماق يزد).
 
پس از سده هفتم بيشتر مسجدها چهار ايوانى است. از اين پس ديگر مسجد چهار ايوانى چنان به‌چشم آشنا شده بود که اگر مسجدى چنين نبود گونه‌اى کاستى براى آن به‌شمار مى‌آمد.
 
در ايران زمين از روزگار ديرين در پيش نيايشگاه و بيرون از آن، جايى براى شست‌وشو در نظر گرفته مى‌شد که نيايشگر و نمازگزار پيش از ورود به نيايشگاه، پليد‌ى‌ها را از خود دور کند و آماده نيايش شود. در ميان اديان آسمانى و آيين‌هاى يکتاپرستي، اسلام پيش از همه و همه جا بر پاکيزگى پاى فشرده است.
 
در نيايشگاه‌هاى کهن پادياد (وضوخانه) را در پيش درگاه اما در ژرفا مى‌ساختند. تا چندى پيش اين پاديادها يا گودال باغچه‌ها هنوز ديده مى‌شد.
 
اين گونه‌ گودال باغچه‌‌ها در يزد، نائين، اردستان، زوراه، کاشان و بسيارى ديگر از شهرها ديده مى‌شود.
 
پيرامون مسجد نيز هميشه گذر و بازار و کوچه سرپوشيده (ساباط) بود تا آلوده‌اى نتواند در کنار آن درنگ کند.
 
در بازارچه‌هايى که به باروى مسجد مى‌پيوست دکان‌ها را به بارو نمى‌چسباندند و بجاى رده دکان‌ها طاقنمايى مى‌ساختند که پاسخگوى دهانه دکان‌هاى آن سوى بازارچه باشد.
 
همچنين اگر مدرسه‌اى در کنار مسجد بنا مى‌شد، پيوسته، با بارو و ديوار مسجد بجاى اتاق راهرو مى‌ساختند.
 
يکى از اندام‌هاى وابسته به مسجد، روغن‌گرى و روغن‌کشى بود که روغن چراغ‌هاى آن را فراهم مى‌کرد.
 
ميان‌سرا و پيشگاه درونى مسجد با استخر بزرگ و پرآب و گهگاه جوى آب روان و باغچه‌هايى با درختان سايه‌افکن، نمازگزاران و مسجديان را به ياد بهشت مى‌انداخت.
 
در بيرون مسجد و در پيشگاه آن نيز دربندى بنام پيشخان يا جلوخان جاى داشت که بيشتر ساختمان‌هاى وابسته به آن مى‌پيوست. (جامع يزد، مسجد مظفرى کرمان و مسجد امام قزوين، بروجرد و ...) گاهى در پيش درگاهِ مسجد نيز آب‌نما مى‌ساختند. در برخى مساجد ميانسراى سرگشاده و پيشگاه درونى ندارد ولى پيرامون آنها را باغ و چمن فرا گرفته و با بارويى با کوچه و گذر از ديگر ساختمان‌ها جدا مى‌شود. (مسجد کبود تبريز، مسجد ملارستمِ مراغه و ...). يا در کنار آن ميدان و 'واشدگاهي' است که آنرا از داشتن ميانسرا بى‌نياز مى‌کند. (مسجدشيخ‌لطف‌الله).
 
 
 
چند مسجد انگشت‌شمار هم هست که جز برف‌انداز سرگشاده‌اى در ميان يا کنار خود ندارد. (مسجد ملاعبدالخالق يزد، مسجد قنبر عليخان تهران) در اين‌گونه مسجدها بام‌ جاى سرگشاده را مى‌گيرد. اما هر مسجدى ناگزير از دشاتن برف‌انداز است.
 
در شهرهاى سردسير و روستاهاى کوهستاني، بيشتر مسجدها با ستون‌ها و ديرک‌هاى چوبين و پوشش تخت بنياد شده که زيباترين و بااندام‌ترين آنها مسجد 'پر ذلر' (ميان ده) ابيانه، مسجد طرزجان و بنادک يزد (که ويران و نوسازى شده) و مسچدهاى ملارستم، معزالدين مراغه و مسجد مهرآباد و گزارش و گنبد بناب و همچنين مسجد مياندوآب و مسجد خوانسار است.


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 2 خرداد 1390  4:09 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی :تزئينات وابسته به معمارى ايران دورهٔ اسلامى

تزئينات وابسته به معمارى ايران دورهٔ اسلامى

 
   ◊ آئینه‌کاری
   ◊ آجرکاری
   ◊ آجرکاری (۲)
   ◊ کاشی‌کاری
   ◊ گچبری
   ◊ منبّت کاری و تزئینات چوبی(۲)
   ◊ منبّت‌کاری و تزئینات چوبی
 
هنرمند ايرانى از ابتداى کار و از هنگام بکارگيرى آجر که جزء مصالح اوليه بنا به شمار مى‌رفته، زيباترين نقش‌ها و طرح‌ها را هنگام ايجاد ديوارها و پوشش گنبدها و ايجاد گوشواره‌ها، مقرنس‌ها و طاق‌نماها خلق کرده و در روند تکاملى آن با گره‌چيني، گل‌اندازي، گره‌سازى و آجرکارى شاهکارهاى بى‌نظيرى را بوجود آورده است.
 
 
 
هنگام استفاده از گچ با خلق گچبرى‌هايى با نقوش هندسي، گياهي، حيوانى و انسانى دنيايى بى‌مانند را آفريده و در استفاده از چوب براى پنجر‌ه‌ها و درها با بهره‌گيرى از هنرهايى نظير منبّت، مشبّک، معرّق، کنده‌کاري، خاتم‌سازى و نقاشى روى چوب، اعجازى باور نکردنى را پديد آورده است.
 
براى تزئين بنا از کاشى‌هاى يک رنگ، هفت رنگ، معرق، طلايى و يا شيشه و آيينه در اشکال و ابعاد گوناگون، کمک گرفته و دنيايى سرشار از زيبايى و خلاقيت را عرضه کرده است.
 
شکوه و زيبايى معمارى ايرانى بخصوص در دورهٔ اسلامي،به تزئينات آن بستگى دارد. اين تزئينات در تمامى ادوار اسلامى رواج داشته و در هر دوره‌اى با امکانات آن روزگاران پيشرفت نموده است.
 
بناهاى باقيمانده از دوران اسلايم داراى تزئينات گوناگونى است که معرف اهميت اين هنر در ادوار مختلف است.
 
تزئينات معمارى توسط ايرانيان، تکامل هنرى عمده‌اى يافته است و در بسيارى از کشورهاى اسلامي، توسط هنرمندان ايراني، بناهايى با تزئينات مختلف انجام گرفته است.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 2 خرداد 1390  5:24 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی :تزئينات وابسته به معمارى ايران دورهٔ اسلامى

آينه‌کارى

آينه‌کارى جزو آخرين ابتکارات هنرمندان ايرانى در معمارى داخلى و تزئين درون بنا بشمار مى‌رود. اجراکنندگان اين رشته از هنر با دقت، ظرافت و حوصلهٔ بسيار به ايجاد اشکال و طرح‌هاى هندسى و تزئينى از قطعات کوچک و بزرگ آينه در سطوح داخلى بنا مى‌پردازد و فضايى درخشان و پر تلألو پديد مى‌آورند که حاصل آن بازتاب پى‌درپى نور در قطعات بى‌شمار آينه و ايجاد فضايى پرنور، دل‌انگيز و رؤيايى است.
 
 
 
طبق مدارک تاريخي، تزئين بنا با آينه نخستين بار در شهر قزوين پايتخت شاه‌تهماسب اول و در ديوان خانهٔ او که به سال ۹۵۱ ق آغاز و در ۹۶۵ ق به پايان رسيد، آغاز شده است. پس از انتقال پايتخت به اصفهان در سال ۱۰۰۷ ق، آينه‌کارى در کاخ‌هاى تازه‌ساز اين شهر و کاخ اشرف (بهشهر) گسترش يافت. در تزئين بسيارى از بناهاى سلطنتى اصفهان که شمار آنها بگفته شاردن از ۱۳۷ بيشتر بود، از آينه‌کارى استفاده شده است. کاخ آينه، معروف‌ترين اين آثار است، که با ۱۸ ستون آينه‌کارى شده و تالار و سقف ايوان و ديوارهاى يکپارچه آينه‌کارى شده، آراسته بود. بازتاب تصوير زاينده‌رود در آينه‌ها منظره‌اى دلپذير به وجود مى‌آورد. در کاخ چهلستون نيز از آينه بطور وسيعى استفاده شده است.
 
پس از انقراض سلسله صفويان، مدتى اين هنر دچار رکود شد. نخستين بناى آينه‌کارى شده پس از اين دوره ديوانخانهٔ کريمخان زند در شيراز بود که پس از ويرانى به فرمان آقامحمدخان قاجار، ستون‌هاى يک‌پارچهٔ حجارى شده و درهاى خاتم و آينه‌هاى بزرگ آن براى توسعه و بازسازى ايوان دارالامارهٔ تهران (ايوان تخت مرمر کنوني) به تهران حمل کردند.
 
پس از انقراض سلسله صفويان، مدتى اين هنر دچار رکود شد. نخستين بناى آينه‌کارى شده پس از اين دوره ديوانخانهٔ کريمخان زند در شيراز بود که پس از ويرانى به فرمان آقامحمدخان قاجار، ستون‌هاى يک‌پارچهٔ حجارى شده و درهاى خاتم و آينه‌هاى بزرگ آن براى توسعه و بازسازى ايوان دارالامارهٔ تهران (ايوان تخت مرمر کنوني) به تهران حمل کردند.
 
آينه‌کارى در سدهٔ ۱۳ هـ . ق رو به ترقى و گسترش نهاد و تکاملى تدريجى يافت. در طول اين قرن آثار زيبايى چون تالارها و اتاق‌هاى شمس‌العماره، تالار آينهٔ کاخ گلستان در تهران، آينه‌کارى ايوان و آستانهٔ حضرت عبدالعظيم در شهر رى و آينه‌کارى دارالسيادهٔ آستان قدس رضوى در مشهد انجام گرفت. در چهار دههٔ نخست سدهٔ ۱۴ هـ . ق رکودى چشمگير در آينه‌کارى مشاهده مى‌شود و بجز آينه‌کارى ايوان آستان حضرت معصومه در قم (۱۳۰۳ ق)، آينه‌کارى درخور توجهى شناخته نشده است. پس از اين رکود، اين هنر رو به تکامل و پيشرفت حرکت نمود. در بخش‌هاى آينه‌کارى شدهٔ دو کاخ شهوند (کاخ موزهٔ سبز کنوني) در مجموعهٔ سعدآباد شميران و کاخ مرمر تهران که به ترتيب طى سال‌هاى ۱۳۰۶ و ۱۳۱۵ ش شناخته شدند، تکامل و نوآورى‌هايى ديده مى‌شود. از اين پس آينه‌کارى بصورت گسترده در اماکن همگانى چون هتل‌ها، رستوران‌ها، تأترها، فروشگاه‌ها و حتى خانه‌ها بکار رفت. اين گسترش در شيوه سنتى آينه‌کارى نيز نوآورى‌هايى ايجاد نمود. در سده‌هاى اخير، کاربرد آينه‌کارى از مرزهاى جغرافيايى ايران گذشته و در برخى از کشورهاى همسايه چون عراق و اميرنشين‌هاى خليج‌فارس گسترش يافته است. از بهترين نمونه‌هاى کاربرد اين هنر در خارج از ايران، آينه‌کارى حرم مطهر اميرالمؤمنين (ع) در نجف اشرف که در نوع خود کم‌نظير است. در شهرهاى مختلف ايران، هنرمندان آينه‌کار همواره به اين هنر اشتغال داشته‌اند. اما در اين ميان آينه‌کاران اصفهان، شيراز، تهران، از شهرت برخوردارند.


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 2 خرداد 1390  5:26 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها