0

مجله معماری ایرانی

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی :روند شکل‌گيرى برخى بناهاى مهم در ايران (مذهبي)

قم: مجموعه بناى حضرت معصومه (س)

 
اين مجموعه از نظر معمارى و تزئينات، در رديف شاهکارهاى هنرى محسوب مى‌شود. حضرت معصومه (س) خواهر حضرت رضا (ع) در حدود سال ۲۰۱ هجرى براى ديدار برادر، عازم خراسان شدند و در بين راه جادهٔ (ساوه - قم) بيمار و پس از هفده روز سرانجام در شهر قم بدرود حيات گفتند. ايشان در محل کنونى آستانهٔ قم که در آن زمان، باغ بلبلان نام داشت، دفن شدند. ابتدا شيعيان قم، بر مدفن آن حضرت سايبانى از بوريا برپا داشتند. و پس از مدتى علاقمندان اهل بيت، گنبدى از آجر و گچ بر فراز مقبره ساختند. در اواسط قرن پنجم هجري، در دورهٔ حکومت سلجوقيان، اميرابوالفضل عراقي، ضمن تعمير بارو و بناهاى شهر قم، دستور داد گنبد مقبره را تخريب و گنبد جديدى بسازند. گنبد جديد به ارتفاع ۱۴ متر و با تلفيق آجر و کاشى ساخته شد. در موزهٔ آستانهٔ قم، کاشى‌هاى فراوانى جمع‌آورى شده که حاکى از تزئين آرامگاه در سال ۶۰۵ هجري، توسط يکى از امراى آل‌مظفر است. اين کاشى‌هاى بى‌نظير، به‌وسيلهٔ هنرمندان معروف کاشان، محمدبن ابى‌طاهر و ابوزيد ساخته و زينت‌بخش آرامگاه شده است.
 
 
 
مجموعهٔ آستانه حضرت معصومه (س)، مانند مجموعهٔ حضرت رضا (ع) از بخش‌هاى گوناگون تشکيل يافته است. مهم‌ترين بخش شامل صحن‌هاى عتيق و جديد، ايوان‌ها، مسجد اعظم، مدرسهٔ فيضيه، صحن زنانه، ايوان شمالى و بناهاى غرب مجموعه است. در مجموع ۱۴ ايوان در مجموعهٔ آستانهٔ قم وجود دارد، که همگى تزئينات کاشى دارند. هر يک از اين ايوان‌ەا داراى نام‌هاى گوناگون مانند ايوان طلا، ايوان آيينه، ايوان اتابکى و ... است.
 
مدرسهٔ فيضيه در ضلع شمالى صحن واقع شده است. اين مدرسه با نقشه چهار ايواني، دويست حجره در اطراف حياط دارد. ساختمان اين مدرسه نيز در زمان صفويه ساخته شده و ايوان جنوبى آن در زمان قاجاريه به پايان رسيده است. مقابر بعضى شاهان و اميران نيز در مجموعهٔ حضرت معصومه (س)، به چشم مى‌خورد. از شاهان صفوي، شاه‌عباس دوم، شاه‌ سليمان، شاه صفى و شاه سلطان حسين و از شاهان قاجاريه فتحعلى‌شاه و محمدشاه را مى‌توان نام برد.
 
هنرمندان معمار، کاشى‌کار، خوشنويس، آيينه‌کار و ... در طول صدها سال، اين مجموعهٔ زيبا را ساخته و به بهترين شکل تزئين نموده‌اند.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  4:12 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی


کرمان: مجموعهٔ گنجعلى‌خان

 
گنجعلى‌خان از حکام مشهور زمان شاه‌عباس صفوى بود که از ۱۰۰۵-۱۰۳۴ هجرى قمرى بر کرمان حکومت کرد و آثار و ابنيهٔ زيادى از خود به يادگار گذاشت. مجموعهٔ گنجعلى‌خان از جملهٔ اين آثار عام‌المنفعه است که در مرکز شهر کرمان واقع شده است. اين مجموعه شامل ميدان، مدرسه، حمام، مسجد، آب‌انبار و ضرابخانه است. ميدان محوطه‌اى مستطيل شکل به طول صد و عرض پنجاه متر است که بازار، حمام، آب‌انبار، ضرابخانه، مدرسه، مسجد در اطراف آن قرار گرفته است.
 
مدرسه که اکنون به کاروانسرا معروف است، به‌ تاريخ ۱۰۰۷ هجرى بنا شده و کتيبهٔ آن به خط عليرضا عباسى است. اين مدرسه مورد استفادهٔ طلاب است و کاشى‌کارى آن از نمونه‌هاى زيباى دورهٔ صفوى است. مسجد در جنب مدرسه واقع شده که داراى تزئينات کاشى‌کاري، گچبرى و خطاطى است. محراب آن با سنگ مرمر و کتيبه‌هاى گچى جلوه خاصى دارد. حمام، اثرى بديع از کاشى‌کاري، نقاشي، مقرنس و کاربندى به شمار مى‌رود. در سال ۱۳۵۵ حمام گنجعلى‌خان به موزه تبديل شد. ضرابخانه نيز پس از تعميرات مفصل تبديل به موزهٔ سکه شده است.
 
 


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  4:12 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی :روند شکل‌گيرى برخى بناهاى مهم در ايران (مذهبي)

کاشان: مجموعهٔ باغ و کاخ فين

 
اين مجموعهٔ غيرمذهبى در روستاى فين واقع شده است. اين مجموعه که در شش کيلومترى جنوب غربى شهرستان کاشان واقع شده است، شامل بناهاى زيبايى در يک باغ مصفاست. بنظر مى‌رسد که از صدر اسلام در محل مجموعهٔ کنونى بناهايى وجود داشته که احداث آنها را به شاهان صفاري، آل‌بويه، سلجوقى و ايلخانى نسبت داده‌اند.
 
توسعه و گسترش باغ فين کاشان به دورهٔ صفوى باز مى‌گردد؛ بناسازى در باغ فين به دورهٔ شاه‌عباس برمى‌گردد ولى در دوره ديگر شاهان صفوى نيز ادامه يافت. در همين زمان بود که کاخ صفى‌آباد بهشهر نيز به شيوهٔ باغ فين در مازندران احداث گرديد. شاه‌صفى با ملاحظهٔ آب فراوان در باغ فين حوضخانه را به اين مجموعه اضافه کرد. در حال حضار مجموعهٔ باغ شامل اين بخش‌هاست: سردر ورودي، ساختمان دو طبقه وسط باغ، سرپوشيدهٔ فتحعليشاهي، بناى کريم خاني، حمام‌هاى عهد صفوى و قاجار، بناى معروف به شتر گلوى شاه عباس، ساختمان نظام‌الدوله و بقاياى کاروانسراهايى که از دورهٔ صفوى در محوطه‌اى محصور و پوشيده از درختان سرو و کاج قرار دارد. مهم‌ترين بناى باغ فين در عهد صفوى صفهٔ شاه‌عباسى است که ايوان و شاه‌نشين‌هايى در طرفين دارد. زيرا اين ساختمان چشمهٔ آبى معروف به چشمه سليمانى در جريان است که به استخر بزرگى منتهى مى‌گردد. از بخش‌هاى ديگر باغ، صفهٔ سليمانى است که در حدود ۱۱۰۰ هجرى به مجموعه اضافه شده است. در حال حاضر قسمت اعظم بناهاى سليمانى بجز حوض‌خانه از بين رفته است. بناى باغ فين کاشان در عهد افشاريه، زنديه و قاجاريه مورد استفاده بوده و در اين دوره‌ها بناهاى متعددى به اين مجموعه اضافه شده است. صدراعظم با لياقت ايران، اميرکبير، پس از عزل به کاشان تبعيد و به دستور ناصرالدين‌شاه در يکى از حمام‌هاى اين باغ به قتل رسيد. اين باغ در اثر عوامل طبيعى و جنگ‌هاى داخلى آسيب فراوان ديده است.
 
 


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  4:14 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی :روند شکل‌گيرى برخى بناهاى مهم در ايران (مذهبي)

مشهد: مجموعه حرم حضرت رضا(ع)

 
مجموعه بناهاى حضرت رضا (ع) در مشهد مقدس، يکى از مهم‌ترين مجموعه بناهاى مذهبى است. اين مجموعهٔ باشکوه، تقريباً ۲۵ بناى مهم را شامل مى‌شود که هر يک ارزش والايى از نظر معمارى و هنرى دارند. احداث اين بنا از قرون اوليهٔ اسلامى شروع شده و کار تکميل آن همچنان ادامه دارد. مهم‌ترين بخش، مقبرت حضرت رضا (ع) است؛ بقيه اين مجموعه در طول زمان شکل گرفته است.
 
مقبرهٔ حضرت رضا (ع) مربع شکل و اندازهٔ ضلع آن ده متر است. اين مرقد با گنبد درپوش بسيار زيبا که روکشى از طلا دارد، مظهر و سمبل مجموعه بناهاى حرم است. طبق کتيبه‌اى که روى صندوق قديمى مقبره وجود دارد، صندوق در سال ۱۰۲۲ هجرى در زمان شاه‌عباس ساخته شده و کتيبهٔ آن اثر هنرمند معروف، عليرضا عباسى است. کتيبه‌هاى متعددى روى بدنهٔ گنبد قرار دارد، که مربوط به دورهٔ شاه‌عباس و شاه‌سليمان صفوى است که به‌خط عليرضا عباسى و محمدرضا امامى است و در فاصلهٔ سال‌‌هاى ۱۰۱۰ تا ۱۰۸۶ هجرى به خط ثلث و با رنگ سفيد بر زمينهٔ آبى نوشته شده است.
 
از ديگر بخش‌هاى مجموعه حضرت رضا (ع)، حياط مرکزى آن است که به صحن عتيق معروف است و شکل مستطيل و چهار ايوانى دارد. اين ايوان‌ەا در زمان وزرات امير عليشير نوايي، در سال ۸۷۲ هجرى و در زمان سلسلهٔ صفوى بنا شده است. گلدسته‌هاى طلا در زمان شاه‌طهماسب و نادرشان افشار به مجموعه اضافه شده است. رواق‌هاى معروف به دارالضيافه و دارالحفاظ در زمان تيمورى و صفوى به اين مجموعه افزوده گشته است. همچنين مساجد گوهرشاد، دودر، پريزاد و ميرزا جعفر جزء اين مجموعه‌اند.
 
مجموعه حرم حضرت رضا (ع) در طول يک هزار سال، توسط هنرمندان معروف، اميران و شاهان تکميل شده است.
 
اين مجموعه همچنين شامل بناهاى صحن جديد، دارالسلام، دارالسرور، سقاخانه، موزه، کتابخانه، توحيدخانه، حمام، گنبد حاتم‌‌خاني، گنبد الله ورديخان، آرامگاه شيخ بهايي، صحن جمهورى اسلامى و ديگر بناهاى وابسته است و در زمرهٔ شاهکارهاى هنرى جهان شمرده مى‌شود. بسيارى از شاهکارهاى هنرى دورهٔ اسلامي، در موزهٔ آستان قدس نگهدارى مى‌شود.
 
 


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  4:15 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران

بناهاى دورهٔ اسلامى ايران

 
   ◊ بناهای غیرمذهبی
   ◊ بناهای مذهبی
 
 
 
مطالعه دربارهٔ معمارى ايران، نشان‌دهندهٔ چگونگى گسترش آن در پانزده قرن گذشته است. در هر دوره بناهايى با ويژگى‌هاى گوناگون در روستاها، شهرها، جاده‌هاى کارواني، مناطق کويري، گذرگاه‌هاى روستايى و شهرهاى ساحلى ايجاد گرديده که کاربردهاى متفاوتى داشته‌اند.
 
اهميت معمارى اسلامى زمانى آشکار مى‌گردد که بدانيم در ساخته‌هاى اين دوره به کاربرد مادى و معنوى بناها توجه شده است.
 
به‌طورکلى بناهاى دورهٔ اسلامى به دو گروه عمده تقسيم مى‌شوند:
 
- بناهاى مذهبى شامل مساجد، آرامگاه‌ها، مدارس، حسينيه‌ها، تکايا و مصلى‌ها.
 
- بناهاى غيرمذهبى شامل پل‌ها، کاخ‌ها، کاروانسراها، حمام‌ها، بازارها، قلعه‌ها، آب‌انبارها، خانه‌ها، باغ‌ها.
 
در دو گروه فوق از بناهاى دورهٔ اسلامي، مکانى براى عبادت، تجارت و سکونت وجود داشته است.
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  4:17 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران

بناهاى غيرمذهبى

بناهاى غيرمذهبى در دورهٔ اسلامى، به دلايل مختلفى از جمله دلايل اقتصادي، نظامى و نيز بناهاى عام‌المنفعه بوجود آمدند، که بخش مهمى از بناهاى دوران اسلامى را شکل مى‌دهند. اين بناها شامل کاخ‌ها، پل‌ها، کاروانسراها، حمام‌ها، قلعه‌ها، بازارها و ... مى‌باشند.
   ◊ بازارها
   ◊ باغ‌‌ها
   ◊ پل‌ها
   ◊ حمام‌ها
   ◊ خانه‌ها
   ◊ خانه‌ها (۲)
   ◊ قلعه‌ها
   ◊ کاخ‌ها
   ◊ کاخ‌ها (۲)
   ◊ کاروانسراها
 
 
 
 


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  4:22 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران /بازارها

 

بازارها


 

   ◊ عناصر مختلف بازار
 
  بازار ايران با ويژگى‌هاى خود هميشه زبانزد جهانيان بوده و نام آن به همه زبان‌هاى جهان درآمده و چنان مشهور شده است که صحنه‌هاى بزرگ و چشمگير در افسانه‌ها و داستان‌ها به‌خود اختصاص داده است.     پديد آمدن رسته و گردآورى کالاهاى مشابه در دکان‌هاى نزديک به‌هم و در يک بازار با تيم و سرا معلول همين نظام خاص پيشه‌ورى و سوداگرى ايرانى است که برخلاف نقاط ديگر جهان به خريدار فرصت مى‌دهد تا خواسته و کالاى مورد نظر خود را به ارزان‌ترين بها و به نحو دلخواه، بى‌عيب و متناسب با اقتصاد خانواده خود تهيه کند.    
      بازار ايران به اين ترتيب و با اين نظام پاى گرفت و در کنار همه مجموعه‌ها و جاده‌هاى شهرى و روستايي، نزديک ميدان و بنگاه‌ها با گرمابه و سراى خانه خدا و خان‌هاى بندگان خدا، رشته‌هاى گرانبهاى شهر را به هم بافت.     در روستاها و گاه‌گاه در شهرهاى کوچک و بزرگ بازار در يک‌جا ثابت نمى‌ماند و محل‌هاى خاص و روزهاى خاص داشت و به همين جهت در کنار اغلب شهرها جايى به‌نام بازار گاه هنوز بر جاى است و کمابيش روزهاى معينى را به بازار اختصاص مى‌دهند و مردم شهر و روستاها کالاى خود را در آنجا و در آن روز عرضه مى‌کنند. خريد و فروش در بازارهاى روز گاهى هنوز هم به‌صورت پاياپاى انجام مى‌شود.    
اصل کلمه بازار خيلى قديمى است. بازار محل اجتماع، محل دادوستد، کانون شورش‌ها و اعتصاب‌ها، سياستمدارى‌ها، محل پخش اطلاعات، مراوده، آشنايى و گاهى‌اوقات نقش مکانى امنيتى را نيز ايفاء مى‌کرده است. در جشن‌ها بازار را چراغاني، آينه‌بندى و آزين‌بندى مى‌کردند.
    در شهرها، بازارچه نيازهاى يک محله را برطرف مى‌کرده است. بازار در مرکز شهر بوده و همه چيز در آن يافت مى‌شده ولى بازارچه‌ها دکان‌هايى مربوط به خريد مردم محل داشته و براى خريد و فروش کالاهاى اصلى به بازار بزرگ مى‌رفته‌اند.     بازار سرپوشيده چه در شهرهاى همسايه کوير و چه در آبادى‌هاى نمناک و سرد شمال و باختر ايران هنوز هم مناسب‌ترين محل براى پيشه‌ور و خريدار ايرانى است و اگر چه احداث خيابان‌ها و بولوارهاى وسيع و نو تا اندازه‌اى پيشه‌وران را از بازار به خيابان کشيده است باز هم با کمى ژرف‌نگرى اين واقعيت آشکار مى‌شود که بازار محل کسب ايرانى است و بس.     در شهرهاى بزرگ، ميدان شاه يا ميدان مرکزى شهر، جاى بنگاه روستاها را مى‌گرفت و در پيرامون ميدان اغلب بازارهاى بزرگ و معتبر ساخته مى‌شد. بازار سه يا چهار طرف ميدان دور مى‌زد و به‌وسيله ايواني، با ميدان مربوط مى‌شد و گاهى در محل تقاطع آن چهار سويى احداث مى‌کردند که خود مرکز ارتباطى چهار بازار يا قيصريه بود. از نمونه‌هاى بسيار زيباى ميدان‌ها، ميدان نقش‌جهان اصفهان و ميدان گنج‌على‌خان کرمان و ميدان خان يزد مى‌باشند که خوشبختانه هنوز برجاى است و متأسفانه نمونه‌هاى ديگر آن مانند سبزه‌ميدان تهران، ميدان کاشان و امثال آن از بين رفته است.     بازارهاى بزرگ هر يک به‌نام کالاى ويژه‌اى که در آن عرضه مى‌شد يا صنعتگرانى که در آن کار مى‌کردند معروف بود. مانند بازار آهنگران، بازار مسگران و امثال آن.     بعضى بازارها مثل گنج‌على‌خان کرمان و بازار اصفهان، بازار وکيل‌ شيراز با طرح اصلى ساخته شده‌اند. اما بازارى مثل بازار تهران به‌تدريج ساخته شده است.     عناصرى که جزء نياز بازار بوده است مثل:     - قهوه‌خانه و شربت‌خانه و چاى‌خانه، که اغلب آنها از بين رفته‌اند؛     - خوراک‌پز خانه، محلى براى غذا؛     - مساجد کوچک، حمام و غيره، چون کسبهٔ بازار مؤمن و مسلمان‌ترين مردم شهر بوده‌اند در تمام ارسن‌هاى بازار اين عناصر قرار داشته‌اند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  4:24 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران /بازارها

 

 

 
 
عناصر مختلف بازار

   ◊ تیم و تیمچه
   ◊ خانبار یا کالنبار
   ◊ دالان
   ◊ دکان
   ◊ راسته
   ◊ رسته
   ◊ سرایا خان
   ◊ قیصریه یا قیصرا
 
 
    راسته
راسته‌ها مسيرهاى اصلى بازارها هستند که يا موازى هم (مثل تهران) و يا متقاطع بوده‌اند. راسته‌هاى معروف در بازار اصفهان، کرمان، شيراز، تبريز، يزد، کاشان و ... هستند.
 
    رسته
به معنى صنف است و در بخش‌هاى مختلف راسته اصلى قرار مى‌گرفته، مثل رسته گيوه‌فروش‌ها، مسگرها و غيره.
 
    دالان
فرق دالان با رسته‌ در اين است که در دالان در کنار جنس‌هاى مشابه جنس‌هاى مختلفى نيز وجود داشته است، سه دالان ملک در تهران از دالان‌هاى معروف هستند.
 
    سرايا خان
همان تجارت‌خانه بوده است. نمونهٔ جنس از آنجا تحويل گرفته شده و در جاهاى مختلف پخش مى‌شده است. از سراهاى بزرگ و مشهور، سراى گنج‌على‌خان کرمان و سراى وزير قزوين را مى‌توان نام برد.
 
    خانبار يا کالنبار
محل انبار و کار روى جنس بوده است. در پشت سرايى در قزوين و همين‌طور سراى گنج‌على‌خان کرمان هنوز خانبارهاى آن باقى مانده است.
 
    تيم و تيمچه
در واقع مرکز چند تجارت‌خانه مشابه بوده و به‌ معنى چيز گرد و جمع و جور و وسيع مى‌باشد. فرق آن با سرا اين است ک تيم و تيمچه را بعدها سرپوشيده مى‌کردند. از ميان تيم‌هاى زيباى ايران بايد نخست از تيم بزرگ قم و تيمچه امينى کاشان ياد کرد. از ديگر تيم‌ها، تيمچه حاجب‌الدوله و تيم بزرگ تهران را مى‌توان نام برد.
 
    قيصريه يا قيصرا
به معنى سراى دراز است و محل کار صنعتگران و پيشه‌وران ظريف‌‌کار مانند زرگران، گوهريان، سوزن‌دوزان بزازان بوده است.
 
    دکان
دکان‌ها متناسب با کالايى که در آن عرضه مى‌شد شکل و ابعاد خاصى داشته است مثلاً دکان نانوايى يا قندريزى علاوه بر پاچال (در مقايسه با فروشگاه‌هاى مجاور بازار) انبارها و کارگاه‌هايى ضميمه آن داشته‌اند.


 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  4:25 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران

باغ‌‌ها

 
ساخت باغ در کشور ما سابقه‌اى طولانى داشته و در تمام دوران‌ها به‌خصوص دوره اسلامى مورد توجه بوده است. باغ‌ها چند عملکرد داشته‌اند و در بعضى دوران‌ها باغ‌هاى عمومى براى گردش و تفريح اهالى ساخته مى‌شدند.
 
در دين اسلام کاشتن درخت پسنديده و از بين بردن و قطع بى‌مورد آن نکوهيده شمرده شده و در اين مورد احاديث و روايات فراوانى در دست است.
 
از طرفى به‌دليل اختلاف آب‌وهوايى مناطق مختلف ايران، به‌خصوص در مناطق گرمسيرى باغ اهميت ويژه‌اى پيدا مى‌کند. فضاهاى سبز بر چند گونه بوده‌اند. يک نوع آن باغ‌هاى بزرگ و با چند ساختمان بوده است نوعى ديگر باغچه‌ها بودند که در مقياس بودند که در مقياس کوچک‌تر و خصوصى‌تر به‌کار مى‌رفته‌اند و در همه خانه‌ها از اعيان تا معمولى ساخته مى‌شدند.
 
نارنجستان نيز نوع ديگرى از اين باغ‌ها بوده که اختصاص به کشت مرکبات داشت. در شهر يزد تعداد زيادى نارنجستان ساخته شده بودند.
 
همان‌طور که مى‌دانيم يکى از اصول معمارى ايران درون‌گرايى بوده است. باغ‌ها نيز از همين امر تبعيت کرده و معمولاً دورتادور آن با ديوار محصور بوده است.
 
ديوارهاى باغ عموماً بلند و از خشت خام، چينه و يا آجر هستند. در داخل باغ‌ها علاوه بر درختان و گل‌ها و آب‌نماها گاهى‌اوقات يک کوشک در محور اصلى باغ ساخته شده که يا در مرکز و يا در بالاى آن قرار گرفته‌اند. در باغ دلگشاى شيراز تقريباً در وسط باغ قرار دارد و در باغ گلشن و باغ ارم و تعدادى ديگر در بالاى باغ قرار گرفته‌اند.
 
نقشه‌هايى که کلاً در مورد اين کوشک‌ها به‌کار گرفته شده يا چهارگوش و يا هشت‌گوش است. در باغ جهان‌نما و باغ نظر (موزه پارس) اين عمارت‌ها هشت‌گوش است.
 
 
آب‌قنات‌ در جدول‌ها و جوى‌هاى منظم قرار گرفته و با گذر از نهر اصلى به مثابه رگ و شريان اصلى باغ به‌نحوى به نهرها و جدول‌هاى فرعى جريان پيدا مى‌کند و طراحى باغ براساس اين امر صورت مى‌گرفته است.
 
آب‌نما به جوى‌هايى گفته مى‌شده که براى منظره دادن به آب و جبران خشکى مناطق مورد استفاده قرار مى‌گرفت. عمق اين جوى‌ها حدود ۳۰ ‌سانتى‌متر و عرض آنها در حدود ۸۰ سانتى‌متر بوده است. آب‌نماها فواره‌هايى داشته که در فواصلى آب را به داخل آب‌نما پرت مى‌کرده‌اند.
 
به فواره‌هاى بزرگ شُرن يا شلن مى‌گفتند. از ديگر چيزهاى ساخته شده براى جلوه دادن آب يکى آب‌گردان و يکى هم آبشار‌سازى بوده است.
 
در جلوى کوشک اصلى باغ‌ها معمولاً يک استخر به‌شکل مربع يا مستطيل وجود داشته است. استخرهاى گرد، پيش از اسلام و اوايل اسلام معمولاً بوده ولى بعدها به‌کار نمى‌رفتند. حوض بيضى‌شکل را هيچ‌وقت نمى‌ساختند و اعتقاد بر اين بوده که آب در حوض بيضى زودتر گنديده مى‌شود.
 
بعدها اين حوض‌ها يک شکل هندسى منظم و ساده از شش ضلعى تا دوازده ضلعى به خود گرفته است. معمولاً در اغلب جاها از شکل هشت ‌ضلعى استفاده مى‌کردند. دوازده ضلعى را بيشتر در استخرهاى نسبتاً بزرگ به‌کار مى‌گرفتند. از دوره قاجاريه از شکل‌هاى بيگانه مثل شکل صليبى و بيضى در حوض‌ها استفاده شده است.
 
در باغ‌ها در هر قسمت درختانى با عملکردهاى متفاوتى مى‌کاشتند. بعضى از درخت‌ها براى ايجاد سايه بوده است. اين درختان را پده يا بياخ مى‌گفتند. مثل سرو، کاج، نارون، افرا، ارغوان و غيره ... .
 
از درخت‌هاى ميوه‌دار از همه مهم‌تر درخت توت بوده است. ديگر درختان ميوه‌دار سيب، گلابي، آلو، آلوزرد، درخت‌هاى هلو، شفتالو و غيره بوده‌اند. چون درخت هلو عمرى محدود چند ساله دارد در فواصل درخت‌هاى هلو، درخت‌هاى آلوسياه و زرد مى‌کاشتند. درخت انجير را معمولاً در گوشه‌هاى باغ مى‌کاشتند. درخت مو را در انواع مختلف مثل موى داربستى يا سواره، موى پياده و موى خوابيده مى‌کاشتند. درختان ياد شده هر کدام محلى خاص خود را داشتند.
 
 
پيرامون استخر را با درختان نارون، افرا، مورد، بيد، شوريده بيد و ارغوان مى‌پوشاندند و در حاشيه خيابان‌هاى فرعى معمولاً توت برگى جاى مى‌گرفت. کرت‌هاى دو سوى خيابان‌هاى باغ را با نهال‌هاى ميوه‌ پر مى‌کردند. در کرت‌هاى دورتر و پيرامون باغ مومى‌ کاشتند.
 
گل‌ها نيز نقش خاصى در باغ‌ها داشته‌اند، و چند نوع گل به‌خاطر خاصيت‌هاى آنها بيشتر کاشته مى‌شدند مثل:
 
- گل سرخ يا گل محمدى براى گلاب‌دهى (خاصيت طبى هم دارد)؛
 
- گل آتشي، گل زرد يا دورو و گل مشکيژه يا مشکيجه که گلى است کوچک و ريز، با عطرى فوق‌العاده، اين گل‌ها را در کنار درختان يا در پاى درخت‌ها مى‌کاشتند؛
 
- گل رشتى صورتى کم رنگ، گل سفيد، گل روغنى يا صابونى (نخودى رنگ) اين‌ها هم در تمام فصول سال گل مى‌دادند. ديگر گل‌هاى مورد استفاده، گل هميشه بهار، زنبق سفيد، گل شب‌بو و غيره بوده‌اند.
 
- پيازها و پيازچه‌ها، مانند ياس يا ياس سفيد را در داخل اتاق‌ها در گلدان مى‌کاشتند، نسترن گل‌هاى درشت و پر گل مى‌داد و بسيارى چيزهاى ديگر که مى‌بايست مورد مطالعه و تحقيق قرار گيرند.


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  4:29 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران


 
پل‌ها

 
   ◊ پل سازی در دوره های تاریخی
   ◊ معماری پل
 
سرزمين پهناور ايران، فلاتى مرتفع با پستى و بلندى‌هاى متعدد است. ايران داراى شبکه گسترده و وسيعى از آب‌هاى روان چه به‌صورت رودهاى دائمى و چه به‌صورت رودخانه‌هاى موقت است.
 
رودخانه‌ها موانع بزرگى بر سر راه‌هاى کاروان‌رو به‌حساب مى‌آمدند. لاجرم براى جاده‌سازى لزوم احداث پل به‌شدت احساس مى‌شد.
 
از دوره‌هاى بسيار کهن، يعنى از همان هنگام که انسان توانست با انباشتن سنگ‌ها يا خاک‌ها در جلو آب‌ها سد ايجاد کند و آب رودها را به مسيرهاى دلخواه هدايت کند و با استفاده از تنه درختان عبور و مرور از رودها معبر ايجاد کند، کار پل‌سازى آغاز شده است. در ايران آثار تقريباً کافى براى بررسى هنر پل‌سازى از دوران کهن باقى مانده است. منابع و متون تاريخى اشاره به وجود پل‌هاى عظيمى مى‌نمايند که در عهد آشورى‌ها، مخصوصاً به‌وسيله فرمانروايان بابل، ساخته شده‌اند.
 
 
 
به عقيده برخى از مورخين و باستان‌شناسان اولين پل که تا حدى جنبه مهندسى داشته، پلى بوده که بر روى رودخانه فرات در شهر بابل زده شده بود. در سرزمين امروزى ايران، قديمى‌ترين پلى که آثار آن به‌جا مانده، پلى است که اورارتوها روى رود ارس که در حال حاضر مرز بين ايران و جمهورى آذربايجان است، بنا کرده‌اند. با اين‌که اين پل حدود قرن هشتم قبل از ميلاد منهدم شده است، هنوز به اندازه کافى آثارى از آن به‌جا مانده که بتوان با آن به‌ وجود پل و طرح و اندازه آن پى برد.
 
در دوره هخامنشيان پل‌هاى متعددى در مسير راه ساخته شده که امروزه آثار کمى از آنها وجود دارد. از دوران هخامنشى دو بنا از قديمى‌ترين ترکيب پل و سد نيز در حدود شمال غربى تخت‌جمشيد باقى مانده است. از پل‌هاى دوره اشکانى آثارى به دست نيامده، شايد در تحقيقات آينده باستان‌شناسان آثارى از اين قبيل به‌دست آيد.
 
ساسانيان در فعاليت‌هاى ساختمانى و معمارى داراى تاريخ درخشانى بوده و پل‌سازي، مانند ديگر فعاليت‌هاى معماري، مورد توجه قرار داشته است. هرچند قسمت اعظم پل‌هاى دوره ساسانى از بين رفته، ليکن آثار منتسب به اين دوره به‌جاى مانده در منطقه فارس چون پل پيرين و خيرآباد، پل ساسانى دره‌شهر، پل دختر ممولان، پل ساسانى کشکان در منطقه لرستان گواه اهميت جاده و پل‌سازى در اين عصر است.
 
در خوزستان نيز موارد متعددى از ترکيب پل و بند مشاهده مى‌شود. در بسيارى از موارد فقط پايه‌ها متعلق به دوره ساسانى است و بقيه بنا، از جمله طاق‌ها در قرون اوليه اسلامى احداث شده‌اند. پل‌سازى در دو قرن اوليه اسلام دچار رکود گرديد. در مورد بناى اولين پل در دوره اسلامى مدارک و مآخذ موثقى در دست نيست. دوران ديلميان از نظر ساختماني، به‌خصوص پل‌سازي، يکى از دوران درخشان معمارى به‌حساب مى‌آيد.
 
در لرستان کردهاى حسنويه، به‌خصوص ابوالنجم بدرين حسنويه، در احداث ابنيه، به‌ويژه پل‌هاى عظيم کوشش نمودند. هم اکنون بقاياى پل عظيم کشکان، پل کلهر و چندين پل ديگر در منطقه لرستان از آثار وى ديده مى‌شود.
 
 


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  4:31 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران

پل سازى در دوره هاى تاريخى

 
   ◊ پل‌سازی در دوره افشاریه و زندیه
   ◊ پل‌سازی در دوره ایلخانی تا صفویه
   ◊ پل‌سازی در دوره صفویه
   ◊ پل‌سازی در دوره غزنوی و سلجوقی
   ◊ پل‌سازی در دوره قاجاریه
   ◊ پل‌سازی در قرن اخیر
 
 
    پل‌سازى در دوره غزنوى و سلجوقى
از دوران غزنويان چند سد و پل مخروبه باقى مانده است. شايد معروف‌ترين آنها پل طوس باشد که بر روى رود کشف‌رود بر سر راهى که طوس را به شهرهاى هرات و بلخ متصل مى‌کرده، قرار گرفته بود. در دوره سلجوقيان پل‌سازى از اهميت خاصى برخوردار بوده است.
 
يکى ديگر از آثار مهم دوره سلجوقى که بنا به شواهد بسيار در همين دوره احداث شده، پل ضياءالملک است که بقاياى پايه‌هاى ويرانه آن در ۲۰ کيلومترى نخجوان بر روى رودخانه ارس ديده مى‌شود. اين پل را ضياءالملک نخجوان، وزير دربار سلجوقيان، احداث کرده است.
 
    پل‌سازى در دوره ايلخانى تا صفويه
در دوره ايلخانان مغول که در کشور آرامش برقرار شد، احداث پل‌ها و جاده‌ها تداوم يافت. از مهم‌ترين پل‌هاى اين دوره مى‌توان به پل محکم و زيبايى که على‌شاه جيلاني، وزير غازان‌خان، بر روى رودخانه اندرآب اهر و پل بابا محمود از پل‌هاى مشهور زاينده‌رود ساخت، اشاره کرد که در سه کيلومترى جنوب روستاى سهروفيروزان از توابع فلاورجان واقع شده است. اين پل را محمد بن محمود اشترجاني، ملقب به خواجه فرج‌الدين منشى اولجايتو و ابوسعيد بهادرخان، بانى مسجد جامع اشترجان ساخته است.
 
    پل‌سازى در دوره صفويه
با روى کار آمدن شاه‌عباس، و از هنگامى که اصفهان به پايتختى برگزيده شد، اين شهر به‌عنوان يکى از درخشان‌ترين شهرهاى شرق گسترش يافت و آينه تمام‌نماى هنر معمارى دوران صفوى گرديد. در اين شهر پل‌هاى متعددى بر روى رودخانه زاينده‌رود احداث گرديد. سى‌وسه پل، پل خواجو و پل چوبى علاوه بر تأمين عبور و مرور، محل تفرج‌ شاه و درباريان و گاه سفراى کشورهاى خارجى در اين عصر به‌شمار مى‌رفته است.
 
 
 
در هيچ دوره از تاريخ ايران، از دوران اسلامى تا زمان صفوى راه‌سازى و ساختمان‌هاى مربوط به آن، يعنى پل و کاروانسرا، همچون دوران صفوى گسترش نيافته است و اکثر پل‌هايى که امروزه در گوشه و کنار اين سرزمين پهناور به چشم مى‌خورد از آثار ارزنده مربوط به اين دوره با منتسب به آن است.
 
پل سياه‌کوه و سفيدآب در مسير راهى بوده است که شاه‌عباس از کاشان به طرف سواحل درياى مازندران و فرح‌آباد احداث کرده بود. راه تهران به قم از پل‌هاى دلاک و کنارگرد مى‌گذشته است. راه اصفهان به قزوين جاده‌‌اى سنگ‌چين و ارابه‌رو بوده که در مسير آن پل‌هاى دودهک، پل يک چشمه سرخده، پل محمدآباد خره ساخته شده است.
 
در ۵۰ کيلومترى غرب بندرعباس که جاده کاروان‌رو از يک منطقه سيلابى واقع در ۲۰ کيلومترى مصب‌رود کول عبور مى‌کند، پل ويرانى است که هنوز بقاياى آن به چشم مى‌خورد. اين پل که در زمان آبادانى ۸۰۰ متر طول داشته و طويل‌ترين پل ايران محسوب مى‌شود، در دو قسمت احداث شده است. طول قسمت غربى پل رود کول حداقل ۴۲۰ متر بوده است. ارتفاع پل ۶ متر، پهناى آن ۸۰/۶ متر و پهناى پايه‌هاى آن ۸۰/۵ متر است. بناى پل رود کول از عالى‌ترين طرح‌هاى پل‌سازى در ايران قديم محسوب مى‌شود. اين پل از سنگ‌هاى تراش و بى‌شکل ساخته شده است.
 
در مسير راه قزوين به همدان تا کرمانشاه و سرپل ذهاب نيز پل‌هاى متعددى در اين دوره احداث شده‌اند که مهم‌ترين آنها پل فرسنج، پل شکسته، پل صفوى بيستون، پل کهنه کرمانشاه و پل ماهى‌دشت ... است.
 
علاوه بر راه‌هاى منتهى به اصفهان، شاه‌‌عباس به سبب علاقه وافر خود به گيلان و مازندران درصدد بود تا به کوره راه‌هايى که در اين ايالات از زمان‌هاى گذشته وجود داشت، سروسامانى بدهد. تلاش و کوشش شاه‌عباس براى معمور کردن اين راه‌ها به نتيجه رسيد و جاده وسيع سنگ‌فرش از جاجرم تا دشت مغان ادامه يافت. قسمتى از اين راه از اسپجين، سرحد ايالت مازندران و گيلان در آن عصر، تا آستارا را بهزادبيک ساخته است. اين جاده چه در شهر و روستا، چه در دشت و کوهستان از روى پل‌هاى بزرگ و کوچکى مى‌گذشت که از آن جمله مى‌توان به پل‌هاى کهنه گوراب لاهيجان، نياکو، تجن گوگه، کسيم، پردسر و پونل اشاره کرد.
 
    پل‌سازى در دوره افشاريه و زنديه
در دوره افشاريه توجه بسيارى به ايجاد راه و پل‌سازى مبذول نگرديد. ليکن، به‌علت آرامش نسبى که در دوره زنديه به‌وجود آمد تلاش‌‌هايى را پادشاه زند و امرا و حکام ولايات صورت دادند و کم و بيش آثار مهمى از پل‌هاى اين دوره در گوشه و کنار کشور به يادگار مانده است؛ مانند پل رودخانه خشک در شيراز که از مستحدثات کريمخان است و پل صلوات‌آباد که داراى سنگ‌نبشته‌اى به تاريخ سال ۱۱۸۴ هجرى است و پل خاتون خوى که متون تاريخي، احداث آن را به جعفرخان دنبلي، حاکم خوى در دوره زنديه نسبت مى‌دهند.
 
    پل‌سازى در دوره قاجاريه
در زمان حکومت سلاطين قاجار فقط در زمان کوتاه صدارت ميرزا تقى‌خان اميرکبير جاده و پل‌هاى قديمى مرمت شد و چند جاده جديد نيز احداث گرديد، از جمله دو راه بود که تهران را به مازندران مربوط مى‌ساخت. يکى راه تهران چالوس بود که ناصرالدين‌شاه، مهندس کاستکرخان را مأمور ساختن اين راه کرد و از پل‌هاى مهم اين جاده مى‌توان به شاه‌پل، پل آينه‌بندان، پل شوراوئک و پل اوشان اشاره کرد.
 
اهم پل‌هاى جاده تهران - قم نيز عسگرآباد و پل حوض سلطان است. علاوه بر آن، گاهى از طرف حکام محلى و افراد خير به دلايلى مختلف احداث پل صورت مى‌گرفت. مانند پل آصف‌الدوله در جاده کرج - اشتهارد، پل لوشان از آثار ناصرخان گرجي، پل ميرزا آقاخان نورى در نور، پل محمدحسن‌خان در بابل و پل‌هاى سه‌گانه در زنجان، پل خان‌زئيان و پل دالکى از مستحدثات مشيرالملک در فارس، اغلب پل‌ها در شهرها يا در مسير راه‌هاى کاروان‌رو ساخته مى‌شد.
 
    پل‌سازى در قرن اخير
پل‌هايى که در قرن اخير در ايران ساخته شده‌اند از روش‌هاى معمارى جديد پيروى کرده، اغلب با آهن و بتون مسلح ايجاد شده‌اند يا در آنها سنگ‌هاى تراش به‌کار رفته است.
 
دو پل بسيار بزرگ در مسير راه‌‌آهن ايران موجود است که به‌واسطه عظمتى که دارند با پل‌هاى معمولى متفاوت‌اند. يکى از آنها پل ورسک در کوه‌هاى البرز است که مهندسان آلمانى آن را ساخته‌اند و ديگر پل قطور در آذربايجان غربى است که مهندسان اتريشى ساخته‌اند.
 
پل سفيد به طول ۱۵۳ متر که در سال ۱۳۰۹ افتتاح گرديد و پل عظيم اهواز بر روى رود کارون نيز از شاهکار‌هاى پل‌سازى در قرن اخير است. اين پل ۴۹۶ متر طول دارد و ساخت آن از شهريور ۱۳۴۶ آغاز شده، در سال ۱۳۴۹ به پايان رسيد.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 31 اردیبهشت 1390  9:57 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران

 
 
معمارى پل

 
با بررسى ويرانه‌هاى به‌جاى مانده از قديمى‌ترين پل‌ها در مى‌يابيم با آن که پل‌سازى پيشينيان در عهد خود يکى از شاهکارها بوده؛ ولى به‌علت عميق بودن وسط رودخانه، عدم وجود اسباب و ابزار کافى و در نتيجه عدم رعايت پاره‌اى از نکات فني، پايه‌ها به‌تدريج در اثر شسته شدن ويران مى‌شده‌اند. در دوره ساسانى پايه‌ها شکل تکامل‌يافته‌ترى گرفتند و از وسعت بيشترى برخوردار گشتند.
   ◊ آب‌برها
   ◊ طاق‌دهانه‌ها
   ◊ کانه ‌یا کنو
   ◊ مصالح ساختمانی
 
 
    آب‌برها
در اکثر پايه‌هاى پل چه در جهت خلاف جريان آب، چه موافق آن پيش‌آمدگى مثلثى‌شکل يا نيم‌دايره ايجاد مى‌گردد که اصطلاحاً به آن موج‌شکن يا آب‌بر مى‌گويند.
 
 
 
افزايش مقطع طولى پل و سنگين‌تر نمودن پايه‌ها جهت خنثى‌سازى رانش حاصل از طاق‌هاى بزرگ، نقش استحکامى پل در مقابل فشارهاى سرسام‌‌آور آب در هنگام طغيان رودخانه‌ها و هدايت مناسب آب که از لحاظ مکانيکى و مهندسى در دوام پل تأثير بسيارى دارد؛ از جمله کاربردهاى مهم آب‌برها هستند.
 
    طاق‌دهانه‌ها
هرچند از دوره هخامنشى و اشکانى پل سالمى باقى نمانده ولى بدون ترديد قوس‌هايى که در اين دوران به‌کار مى‌رفته، در دوره ساسانى به حد تکامل خود رسيده است. با بررسى قوس دهانه در پل‌هاى به‌جاى مانده از دوران ساسانى توفيق معماران آن عصر در احداث طاق‌هاى هلالى مرتفع، عملاً روشن مى‌شود. در دوران اوليه اسلامى به‌تدريج طاق‌هاى تيزه‌دار يا جناغى به صور مختلف براى ساخت طاق‌ها برگزيده شد و تا قرن دهم به همان فرم اصلى آن اجرا گرديد. ليکن در دوره صفوى فرم طاق‌ دهانه‌هاى پل به خيز کمترى تمايل پيدا کرد.
 
در اواخر دوره قاجاريه و قرن اخير که جاده‌سازى به معناى وسيع‌تر شروع شد، خواه‌ناخواه پاى مهندسان و شرکت‌هاى ساختمانى خارجى در کشور باز گرديد و اين امر در پل‌سازى تأثير گذاشت و معمارى مدرن جاى معمارى سنتى را گرفت. طاق‌زنى تابع محاسبات فنى دقيق قرار گرفته، پل‌ها با طاق‌هاى نيم دايره يا طاق معلق احداث شدند.
 
    کانه ‌يا کنو
براى تخت کردن سطح پل لازم است که فرورفتگى موجود در پشت طاق يا مابين طاق‌ها و روى پايه‌ها به گونه‌اى پر شود که فشار وارده بر پايه‌ها را به حداقل برساند و جلوى رانش طاق‌ها را بگيرد. به همين جهت، بر روى پايه‌ها و اغلب عمود بر آنها دهليزهايى ساخته مى‌شود که به آن کانه يا کنو مى‌گويند.
 
    مصالح ساختمانى
بدون شک مصالح به‌کار فته در بناى پل و بند، عامل مؤثرى در استحکام و استقامت در برابر سوانح طبيعى و يکى از عوامل ايستايى بنا در قرون متمادى است. مصالح ساختمانى مصرفى در دوره‌ەاى مختلف متفاوت بوده، چنانکه در دوران هخامنشى و ساسانى از سنگ‌تراش بست‌هاى آهنى يا سرب مذاب و در دوره‌هاى بعد از اسلام بيشتر از آجر با ملات قيرچارو، ساروج و گچ استفاده مى‌کردند.
 
در پايه نيز سنگ به صور مختلف شامل سنگ لاشه و سنگ‌تراش استفاده شده است. آهک به عنوان ملات چسبنده به صور گوناگون، به‌خصوص در بناهاى آبى اعم از پل و سد، کاربرد فراوانى داشته است.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 31 اردیبهشت 1390  9:58 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران

 

 
 
 
حمام‌ها

مردم ايران، چه پيش و چه بعد از ظهور اسلام به پاکيزگى اهميت زيادى مى‌دادند اما بعد از ظهور اسلام اين موضوع تشديد شده است.
 
واژه گرمابه مرکب از دو کلمه گرم و آبه است. آبه به محل ساختمان گفته مى‌شده، مثل سردابه (ساختمان سرد)، گورابه (يعنى قبرستان يا مقبره). گرمابه ساختمانى گرم با ظرفى بزرگ به‌نام آبزن بوده است. از آن جهت که آب را مقدس مى‌شمردند و نمى‌خواستند آن را آلوده کنند آب استفاده شده را بعد از استحمام روى زمين يا به آسمان پاشيده و به هيچ عنوان آن را وارد آب پاک نمى‌کردند.
 
 
 
همان‌طور که گفته شد گرمابه محلى گرم چه براى زمستان و چه تابستان بوده است. به‌جاى خزانه ظرفى به اندازه يک آدم داشته و از آب همين ظرف جهت وضوع نيز استفاده مى‌شده است.
 
از حمام‌هاى قديمى که نمونه‌هايى از آن باقى است، از قرن هشتم حمام وزير در يزد و از زمان آل‌مظفر حمام معين‌الدين معلم در نزديکى مسجد جامع يزد را مى‌توان نام برد.
 
همچنين در مراغه از زمان خواجه نصيرالدين طوسى حمام خان که براى هلاکو ساخته شده بود را داشتيم که متأسفانه آن را خراب و بانک ملى را روى آن ساختند.
 
همان‌طور که مى‌دانيم انسان وقتى يک‌دفعه از محل گرم به محل سرد و يا برعکس، وارد شود. به‌دليل تغيير قابل ملاحظه دماى هوا، ممکن است مريض شود. براى همين موضوع چند اصل مهم در مورد گرمابه رعايت مى‌شده است.
 
يکى از آن اصول ايجاد راهرويى پيچ در پيچ در حدفاصل دهليز و ورودى حمام بوده است. اين مسئله باعث مى‌شده که هواى گرم نتواند به‌طور مستقيم وارد شود.
 
سپس وارد دهليز شده (فضاى برزخ) و بعد از آن بينه يا رخت‌کن که محيطى نيمه گرم و نسبتاً خشک بوده قرار داشته است. بعد از اين فضا نيز مستقيماً وارد گرم‌خانه نمى‌شدند و فضايى به‌نام ميان‌در در اين فاصله بوده است. در اين‌جا يک يا دو سکو جهت انداختن لنگ و دو لچه و اسباب حمام داشته و معمولاً راه دستشويى و مستراح از همين ميان در بوده است. براى ستردن موهاى اضافى در قسمتى از بينه سلمانى سر را مى‌تراشيد و محلى نيز در ميان در جهت موهاى اضافى بوده و کسانى که نياز به اين کار نداشتند مستقيماً وارد گرم‌خانه مى‌شدند اين محل از زمان صفويه در داخل گرم‌خانه قرار گرفته و در آن را از ميان در بسته‌اند.
 
فضاى داخل گرم‌خانه به چند محل جهت کيسه‌کش، تميز کردن و خزانه‌ها تقسيم مى‌شده است. خزانه در حمام‌هاى کامل سه عدد بوده که يکى براى آب گرم، يکى براى آب سرد و در وسط آن دو، خزانه آب ولرم جاى مى‌گرفت. براى اعيان هم، گرم‌خانه خصوصى در دو گوشه خزانه داشته‌اند که به‌جاى خزانه دستک داشته است. علاوه بر اين گرم‌خانه محلى براى آب بازى و شنا داشته است. حمام جاى خاصى نيز براى رگ زدن داشته و چون خون جارى مى‌شده است محلى را براى خاک ريختن روى آن در نظر مى‌گرفتند.
 
گرم کردن حمام به‌وسيله تون (خُند يا گل خُس يا کانون آتش) که در زير حمام‌ها بوده صورت مى‌گرفته و مواد سوختنى آن بته بوده است. آب در ديگ‌هاى بزرگ و مقاومى از هفت جوش يا به‌عبارتى ترکيبى از روي، مس، قلع، سرب و چيز ديگر ريخته که در مجموع چيز محکمى بوده است. براى چسباندن ديگ از پيه دارو استفاده مى‌کرده‌اند و طورى آن را مى‌چسباندند که هيچ وقت آب خزانه به داخل ديگ نمى‌رسيد.
 
براى گرم کردن کف حمام، زير قسمت گرم‌خانه، گربه روهايى را ساخته، دود و آتش را به آن راه مى‌دادند و دود را از دودکش آن خارج مى‌کردند. در بينه تعداد اين گربه‌روها کم مى‌شده است. به اين ترتيب رادياتورهايى در زير آن مى‌ساختند. در کنار کوچه، ورودى آن قرار دارد و بعد از آن ورودى پيچ خورده، وارد دهليز مى‌شويم.
 
دهليز يک راه به بينه و يک راه به راهرو داشته و همان‌طور که در شکل ديده مى‌شود جهت راهرو با ورودى بينه کاملاً متفاوت است. همين‌طور جهت انداختن لنگ‌ها راه پله‌اى براى پشت‌بام حمام در نظر گرفته شده است. دخل استاد حمام نيز در کنار دهليز قرار داشت.
 
بينه در انواع شکل‌ها مثل مربع، هشت ضلعى و کشکولى ساخته شده و در گوشه‌هاى آن رختکن‌ها و در وسط، حوض آب سرد قرار داشته است و سپس وارد ميان در مى‌شده‌اند.
 
حمام‌ها معمولاً از سقف نور مى‌گرفتند. اين نور در تمام فصل نور مناسب است. عنصرى به‌نام جام‌خانه عمل نورگيرى را انجام مى‌داد و جنس آن از شيشه بوده است.
 
مراسم بسيار زيبايى مثل حنابندان، حمام عروسى و زايمان وغايره نيز در حمام انجام مى‌گرفته است. ملاحظاتى را نيز جهت حمام براى استفاده زنان و مردان داشته‌اند. معمولاً براى اين امر دو حمام مى‌ساختند و راه آنها حتى از يک کوچه نبوده است و طورى مسئله را حل مى‌کردند که خزانه‌ەا به هم چسبيده بود و از يک جا گرم مى‌شدند. براى حمام‌هاى خصوصى صرفاً زنانه محوطه‌هاى بزرگى را براى مسائل مختلف در نظر مى‌گرفتند.
 
در بعضى محل‌ها که فقط يک حمام داشتند بعضى روزها به زن‌ها و بعضى روزها به مردها اختصاص داده مى‌شد.
 
بعضى از حمام‌ها خوب به‌جاى مانده عبارتند از:
 
- حمام گنجعلى‌خان کرمان
 
- حمام وکيل کرمان
 
- حمام ابراهيم‌خان کرمان
 
- حمام وکيل شيراز: در اصلى آن در جاى فعلى نيست و آن را تبديل به مغازه کرده‌اند.
 
- حمام پهنه سمنان، از دوره قاجاريه زمان فتحعلى‌شاه.
 
- حمام خسرو آقا اصفهان که متأسفانه قسمتى از آن را خراب کردند.
 
- حمام حاج عبدالکريم در قزوين، ورودى حمام به سبب خيابان‌کشى از بين رفته است. در آن از مرمر استفاده شده بود.
 
- حمام خان کاشان
 
- در باغ فين کاشان هم حمام سلطنتى دارد و هم حمام خدمه
 
- حمامى در باغ عفيف‌آباد شيراز
 
- حمام چهار فصل در اراک که بينه‌اى با دو گرم‌خانه خصوصى و عمومى دارد.


 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 31 اردیبهشت 1390  11:20 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران

خانه‌ها

 
   ◊ اتاق
   ◊ حیاط یا میان‌سرا
   ◊ راهرو
   ◊ سردر
   ◊ هشتی
 
خانه يکى از مباحث مهم در معمارى ما مى‌باشد که کمتر به آن پرداخته شده است. واژهٔ خانه که امروزه مصطلح است در گذشته به اتاق اطلاق مى‌شده است، اتاق خصوصى را (وستاخ) يا گستاخ يا وثاق مى‌ناميده‌اند، از واژه سرا به‌جاى کلمهٔ خانه در اصطلاح امروز آن، استفاده مى‌شده است. در جنوب ايران اصطلاح خانه سرا مرسوم بوده است.
 
يکى از مسائل مهم مربوط به شهرسازي، جهت قرارگيرى خانه يا رون است. اين مربوط به آب و هوا، طرز تابش جهت وزش و مکان قرارگيرى و جنس زمين مى‌شده است. معماران ايرانى براى اين کار از شکل شش ضلعى استفاده مى‌کرده‌اند.
 
با همين روش در ايران سه رون را در نظر مى‌گرفته‌اند:
 
۱. رون‌ راسته
 
۲. رون اصفهاني
 
۳. رون کرماني
 
در رون راسته مستطيلى که در داخل شش ضلعى قرار مى‌گيرد جهت شمال شرقى - جنوب غربى دارد. در شهرهاى مرکزى ايران مثل تهران، يزد، جهرم و شهر تبريز در شمال غربى ايران و برخى شهرهاى ديگر از رون راسته استفاده مى‌شده است. جهت اين رون تقريباً مواجه با قبله است.
 
تهران جديد نيز به‌دليل عدم توجه به جهت مناسب به بدترين وضع خود افتاده است. رون اصفهانى جهت شمال غربى - جنوب شرقى دارد و در اصفهان، استخر، تخت‌جمشيد و فارس اين رون را داريم.
 
رون کرمانى جهتى غربى - شرقى دارد و شهرهايى مثل کرمان، همدان، آبادى‌هاى آذربايجان غربى در مناطق ارارتوها، خوي، و برخى شهرهاى ديگر با اين رون ساخته شده‌اند.
 
پنام موضوع مهم ديگرى بوده که در ساخت خانه در نظر مى‌گرفته‌اند. پنام دستمال و پارچه‌اى است که موبدان در جلوى دهان خود مى‌آويخته‌اند. پنام در معمارى داراى اهميت زيادى است. در معمارى سنتى ايران هيچ ساختمانى چه با پوشش تخت و پاسخ (منحني) نيست که پوشش آن دو پوش نباشد.
 
 
 
منطق کلى در دو پوشه ساختن پوشش‌هاى تخت و طاقى يکى است. در هر دو آنها سعى شده است با اين روش علاوه بر سبک نمودن پوشش از انتقال گرماى بيرون به داخل جلوگيرى نمايند.
 
در طاق‌ها نيز همين روش را انجام مى‌داده‌اند که يا آن‌را خوانچه‌پوش کرده (يعنى طاق اصلى در پشت و با آويزان کردن سقفى به‌صورت معلق پوشش دوم را مى‌زدند) و يا بين دو پوشش کُنُو مى‌ساختند.
 
اين روش‌ها تا قبل از سلطنت ناصرالدين شاه ادامه داشت و بعد از آن به‌تدريج منسوخ شده است. استفاده از ارسي، تابش‌بند، خرک‌پوش و چيزهاى ديگر نمونه‌هايى از آن مى‌باشند.
 
تابش‌بند يا تووش‌بند يا آفتاب‌شکن تيغه‌هايى به عرض شش الى ۱۵ سانتى‌متر است که گاهى ارتفاعى تا حدود ۵ متر دارد و با کمک گچ‌ونى آنها را مى‌ساختند. معمولاً در بالاى در و پنجره‌ها کلافى مى‌کشيدند که در واقع تابش‌بند افقى بوده و بر روى آن نيز گلُجام قرار مى‌گرفته است.
 
ارسى (يعنى گشاده و باز) را نيز براى جلوگيرى از گرما از قطعات ريز مى‌ساختند اين عنصر بعدها شکل ديگرى به خود گرفته و در بالاى آن يا يک عنصر نيم‌دايره و يا چهارگوش قرار گرفته است.
 
نورگيرى از سقف، يکى ديگر از کارها براى جلوگيرى از تابش مستقيم آفتاب به بعضى از فضاها است. در قديمى‌ترين خانه‌ها چه خانه‌هاى بزرگ اشرافى و چه خانه‌هاى کوچک روستايى و شهري، بخشى از نور از سقف گرفته مى‌شد.
 
در خانه‌هاى چهار صفه، عناصرى مثل: سردر، راهرو، صفه، اتاق، ميان‌خانه و حياط را داريم. در خانه‌هاى کامل‌تر که زندگى خصوصى با زندگى عمومى به طرز زيبايى از هم جدا شده است عناصر آن شامل اندروني، بيروني، باربند، حياط و باغچه‌هاى آن، راهرو، هشتى و غيره مى‌شوند.
 
در طرح نقشهٔ اتاق‌ها،حياط و غيره از تناسب طلايى ايرانى کمک مى‌گرفتند. تناسب طلايى ايرانى از مستطيلى در داخل يک شش ضلعى بدست مى‌آيد. شکل حياط پنج دري، سه درى و عناصر ديگر بر مبناى همين تناسب بوده است.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 31 اردیبهشت 1390  2:23 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله معماری ایرانی : بناهاى دورهٔ اسلامى ايران

 
 
 
 
خانه‌ها (۲)

 
 
    سردر
اغلب خانه‌ها به‌خصوص خانه‌هاى مجلل داراى سردر يا درگاه بوده‌اند. نسبت عرض به تورفتگى سردر معمولاً يک به دو بوده است. اجزاى سردر متشکل از چارچوب و قاب‌هاى روى آن بوده است.
 
برجستگى عمودى وسط در که از بيرون ديده مى‌شود دماغه نام داشته است. دو عنصر فلزى حلقه براى زنان و کوبه براى مردان بر روى اغلب درها جاى داشته ولى در بعضى جاها فقط يکى بوده است.
 
در اجزاء ديگرى مثل باهو، ميان باهو، سربند، پاسار يا پاسال ميان‌بند يا پاسال وسط و غيره ... دارد.
    هشتى
بعد از سردر وارد هشت يا هشتى يا کرياس مى‌شدند. منظور از هشت‌ چيزى است که از فضاهاى داخلى خانه بيرون آمده و تنها جايى است که با بيرون خانه ارتباط دارد. اين فضا و راهروهاى پيچ در پيچ منتهى به حياط‌هاى اندرونى و بيرونى مانع ديد افراد غريبه به داخل حريم مقدس خانواده مى‌شده است.
 
داخل هشتى عناصر مختلفى مثل سکو، چراغ‌داران و براى رفتن به فراور (اتاق بالاى هشتي) پله‌اى در نظر گرفته مى‌شده است. پوشش‌هاى هشتى‌ها نيز بسيار متنوع و معمولاً با کاربندى‌هاى بسيار زيبايى پوشيده شده است.
    راهرو
براى وارد شدن به فضاهاى مختلف از جمله فضاى مهمانى و اندرونى مى‌بايست از راهروهاى پرپيچ‌وخم عبور کنند. راهروهاى پيچ‌درپيچ‌ خانه را دالان مى‌گفتند. راهرو و سرپوشيده بزرگ را نيز دالان مى‌گويند.
    حياط يا ميان‌سرا
در خانه‌هاى شهرهاى مختلف مثل يزد، شيراز، اصفهان، کرمان و غيره حياط آنها به‌صورت باغى کوچک عمل مى‌کرده است. حوض‌هاى داخل حياط نيز متنوع هستند. اين حوض‌ها در شکل‌هاى شش ضلعى ايراني، دوازده ضلعي، مستطيل با تناسب طلايى بوده‌اند و در بعضى شهرها مثل شيراز حوض‌ها را گرد مى‌ساختند.
    اتاق
در خانه‌هاى ايرانى اتاق‌ها به‌صورت سه دري، پنج دري، تالار و ... ساخته شده و هر کدام ويژگى خود را داشته‌اند. اين اتاق‌ها نيز براساس تناسب طلايى طراحى مى‌شدند. اتاق‌هايى که از عرض نور مى‌گرفتند نصف تناسب طلايى داشته و در نهايت شکلى متناسب و زيبا به‌دست مى‌آمده است.
 
نورگيرى اتاق‌ها بسته به نوع آن متفاوت بوده است. بعضى از اتاق‌ها که مطلقاً آفتاب به آنجا نمى‌تابيد و نور کم داشت روشندانى در بالاى آن مى‌گذاشتند.
 
اتاق سه درى اتاق‌خواب خانه بوده است. براى سه‌درى‌ها و ديگر اتاق‌ها اين بوده که هيچ‌وقت از فضاى آزاد وارد آنها نمى‌شدند.
 
در طاقچه‌ها مى‌بايست وسايل روزمره مثل آينه، جا نماز، آفتابه لگن، سرمه‌دان و چيزهاى ديگر و در رف‌ها يا بالا طاقچه‌ها يا طاقچه بلند، وسايل کمتر مورد نياز قرار مى‌گرفته است.
 
پنج‌درى به عنوان اتاق مهمانى بوده است. در پنج درى‌هايى که از طرف طول نور مى‌گرفته‌اند از تناسب کل طلايى به‌کار گرفته شده است. در دو طرف پنج درى نيز دو راهرو قرار داشته‌اند. در داخل اين اتاق تورفتگى کمى بالاتر از سطح زمين به‌نام شاه‌نشين قرار داشته که در آن مهمان‌هاى بزرگ يا بزرگ خانه مى‌نشسته‌اند. در دو طرف پنج درى چراغ‌دان قرار مى‌گرفته است، چراغ‌داران چيزى شبيه بخارى بود ولى در داخل ديوار قرار داشت.
 
در بعضى خانه‌ها که توانايى مالى صاحب‌خانه کم بوده بالاخانه‌اى به‌نام فَروار با عملکرد اتاق مهمان روى سردر کوچه مى‌ساختند. راه آن از راه‌پله‌اى در گوشهٔ هشتى بوده است.
 
تالار - کربال يا تلوار يعنى ساختمان بزرگ و ريشه واژه تالار است. اين فضا براى استفاده فصل گرما بوده و به هواى باز راه داشته است.
 
تهرانى - در شمال خانه، اتاق زمستان‌نشين يا تهرانى جاى داشته است. اين قسمت آفتا‌ب‌گير و بزرگ‌ترين اتاق زمستانى بوده است. تهرانى دو اتاق کوچک با ارسى داشته و در کنار آن نيز آشپزخانه قرار مى‌گرفته است. در قسمت زمستان‌نشين فضايى صليبى‌شکل به‌نام شکم دريده نيز قرار مى‌گرفته است.
 
آشپزخانه - اين فضا در محلى قرار مى‌گرفته که به اتاق مهمان نزديک باشد و نقشه آن بنا بر نقشه کلى خانه قابل تغيير بوده است. اصولاً در گذشته در تابستان غذاى گرم نمى‌خوردند و بيشتر غذاى خود را از بيرون تهيه مى‌کردند. بارهٔ‌بند محلى مخصوص براى نگاهدارى چهارپايانى مثل اسب و قاطر يا الاغ و چيزى به‌نام تخت روان بوده است.
 
در ايران بنا بر شرايط اب و هوايى در نقاط مختلف، خانه‌هاى متفاوتى را داريم. در شمال خانه‌هاى گالى‌پوش، در غرب ايران خانه‌هاى ايوان‌دار، در مناطق گرمسير خانه‌هاى ايوان داروصفه‌دار و در نقاطى ديگر با توجه به ويژگى‌هاى محلي، ساخته شده‌اند.
 
در اينجا نام چند خانه قديمى به‌جاى مانده آورده مى‌شود: در شهر يزد، خانه کبير، خانه حسينى در محله فهادان (کوچه يوزداران)، خانه طاقچه بلندها (از قرن ششم) و مدرسه ضيائيه از قرن هفتم و هشتم که تقريباً يک خانه است.
 
از خانه‌هاى زمان صفويه در جلفاى اصفهان، خانه داويد است که آميختگى با خانه‌هاى ارمنى دارد.
 
 
 
در نائين خانه‌اى به‌نام خانه پيرنيا، که باقى‌مانده دوازده خانه به‌ هم چسبيده بوده و اصل آن از واخر قرن هشتم يا اوايل قرن نهم است. و تعداد زيادى خانهٔ ديگر به‌جاى مانده در شهرهاى کاشان، شيراز، کرمان ... .

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 31 اردیبهشت 1390  2:24 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها