0

اخبار فیزیولوژی پزشکی

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اخبار فیزیولوژی پزشکی

رشد و تکامل شیرخواران و کودکان
تشخیص بیماری ها و جلوگیری از بروز آنها مستلزم داشتن اطلاعات کافی از روند طبیعی رشد GROWTH وتکامل DEVELOPMENT می باشد گرچه این مراحل از هم قابل تفکیک نیستند ولی تخم گشنیده شده زندگی آمبریونی وفتال را گذرانده و سپس دوره های شیر خواری- کودکی وادولسانس را طی می نماید رشدو تکامل دستگاههای مختلف به طور مستقل انجام نمی گیرد بلکه نتیجه تاثیر متقابل عوامل ژنیتیک و محیطی و تغذیه ای اقتصادی-اجتماعی ،هیجانی و تروما شیمیایی-عفونی-ایمونولوژیک و تربیتی دارد.

اصطلاح رشد به آثاری گفته میشود که باید با تعیین اندازه عضو مشخص می گرددو تکامل تغییرات عمل بدن است ولی چون این دو را نمی توان از هم تفکیک نمود اصطلاح رشد و تکامل را بکار می برند و عبارت است از مجموعه عوامل ژنیتیک محیطی-تغذیه ای-تروماتیک-تربیتی است که از موقع لقاح تا هنگام بلوغ در کودک تغییرات ایجاد می کند.

رشد و نمو فیزیکی:

اصطلاح طبیعی که در مورد رشد و نمو مورد استفاده قرار می گیرد صحیح نبوده و بهتر است اصطلاح میانگین AVERAGE بکار رود.

تفاوت زیادی بین اصطلاح میانگین و طبیعی وجود دارد.

میانگین عبارت است از مجموع کل اعداد تقسیم بر تعداد آنها می باشد.

مثلا میانگین قد ۷ کودک (۷۲-۷۰-۶۳-۶۱-۶۳-۶۲-۵۷) عبارت است از ۶۴=۷/۴۴۸

                                                                                          

اگر داده ها را به ترتیب قرار دهیمـ۷۲-۷۰-۶۳-۶۳-۶۲-۶۱-۵۷) عدد ۶۳ را Median میانه گویند و داده ای که بیشترین فراوانی را داشته باشد Mode گویند.

میانگین از میانه هم ارزش بیشتری دارد.

رشد قبل از تولد:

 زندگی داخل رحمی به دو دوره آمبریونیک و فتال تقسیم می شود که ۸ هفته اول حاملگی را گویند و بعضی ها ترجیح می دهند که ۱۲ هفته اول را امبریونیک گویند و زمان بین ۱۲-۴۰ هفته حاملگی را فتال می گویند.

هفته اول زندگی ژرمینال که تقسیم سلول و در هفته دوم اکتودرم و آندودرم و در هفته سوم مزودرم اضافه میشود.

در هفته هشتم وزن جنین ۱ گرم و در حدود ۵/۲ سانتی متر طول دارد در هفته ۱۲ وزن جنین حدود ۱۴ گرم وقد حدود ۵/۷ یانتی متر است و اواخر تریمستر اول جنس جنین مشخص می گردد،در اواخر تریمستر دوم (۲۸ هفته)وزن جنین حدود ۱۰۰۰ گرم و قد ۳۵ سانتی متر است(۱۴ اینچ)، در هنگام تریمستر سوم اندازه جنین باز هم افزایش می یابد و در جنین غضلات و نسوج تحت جلدی اولیه ایجاد می شود،سیستم گردش خون در بین هفته ۸-۱۲ کامی می شود،حرکات تنفسی در هفته ۱۸ انجام اما تکامل ساختمانهای آلوئولر معمولا کافی نیست تا هفته  ۲۴-۲۶ جنین تکامل می یابد.

ماده سورفا کتان ریوی در هفته ۲۰ در حال تکامل یافتن می باشد و شاید تا تریمستر سوم کامل نباشد در اواخر حاملگی زمانی که مایع آمنیوتیک شامل سلول های زیادی است ممکن است مکونیوم به آلوئل آسپیره شود و باعث اشکالات تنفسی متعاقب زایمان گردد.

خموگلوبین جنین اکثریت هموگلوبین F می باشد که حامل اکسیژن بیشتری است هموگلوبین A در اواخر دوره جنینی حدود %۳۰ می رسد در هفته ۱۲ حاملگیBILE تشکیل و بزودی آنزیم های هاضمه ایجاد میشود حرکات بلع در هفته ۱۴ ظاهر می شوند در هفته ۲۶-۲۸ (ساکینگ) مکیدن جنین شروع می شود.جفت یک راه عمده تعویض متابولیک بین مادر و جنین می باشد در اواخر حاملگی IgG و کلسیم و آهن از جفت عبور کرده و لذا در نوزادان پرماجور بیشتر احتیاج به کلسیم-آهن دارندو استعداد به عفونت نیز زیادتر می باشد.

رفلکس گراسپینکGRASP REFLEX  در هفته ۱۷ ظاهر و در هفته ۲۷ تکمیل می شوند مرگ و میر دوران آمبریونیک از تمام زمان های دیگر بیشتر است ومربوط به اختلالات ژنیتیک

-کروموزومی-سن مادر-عفونت های مادری ویا تجویز دارو به مادر در دوران تریمستر اول می باشد مرگ و میر در دوران فتال مربوط به فاکتور های داخل رحمی می باشد که شامل اکسیژناسیون ثانوی به اختلالات جفت-بند ناف-عفونت های باکتریال-و ویرال پروتوزوئری – اشعه-تروما عوامی شیمیایی اختلالات ایمونولژیک و تغذیه ای می باشد سوء تغذیه حتی روی نورون های مغزی نیز تاثیرگذار می باشد.

وزن متوسط نوزادان در موقع تولد حدود ۴۰۰/۳ (۵/۷ پوند) می باشد که پسر ها مختصری بیشتر از دختران وزن دارند و در حدود ۹۵% نوزادان فول ترم وزن بین ۵۰۰/۲-۶۰۰/۴ کیلوگرم دارند(۱۰-۵/۵ پوند) و قد متوسط ۵۰ سانتی متر (۲۰ اینچ) و در حدود ۹۵% نوزادان قد بین ۴۵-۵۵ سانتی متر (۲۲-۱۸ اینچ) متوسط دور سر در حدود ۳۵ سانتی متر(۱۴ اینچ) یعنی
بین ۱/۳۷-۶/۳۲ سانتی متر می باشد شکم نسبتا برجسته و انتهاها نسبتا کوتاه و نقطه  وسط قد نوزاد نزدیک ناف می باشد در حالیکه در بالغین در سمفیزپوبیس می باشد.

همانطور که ذکر شد فقر و سوء تغذیه با کم وزنی و زایمان بیش از موقع ارتباط دارد.سوء تغدیه در سه ماهه سوم اغلب منجر به کم وزنی می شود افزایش وزن مادر در دوران حاملگی به وزن جنین بستگی دارد وزن متوسط شیرخواران در یک کشور معیار خوبی برای وضعیت تغذیه ای آن مملکت است در کشور های شرقی که وضع تغذیه ای خوبی ندارند وزن متوسط تولد ممکن است ۳ کیلوگرم (۵/۶ پوند) و یا کمتر باشند.

مسمومیت حاملگی در مادر و نارسائی جفتی به طور شایعی با کم وزنی همراه هستند استعمال بیش از حد دخانیات به وسیله مادر نیز باعث کم وزنی نوزادن در موقع تولد می شود .

حاملگی متعدد: در دوقلو ها وزن متوسط ۴۰۰/۲ کیلو و در ۳ قلوها ۸۰۰/۱ کیلو و در چهار قلو ها ۴۰۰/۱ ذکر می شود.

دیابت به طور شایعی با افزایش وزن نوزاد موقع تولد مواجه است.

نوزادان در ۲۴-۴۸ ساعت بعد از تولد حدود ۵-۱۰۵ وزن خود را از دست می دهند که مربوط به از دست دادن اب می باشد و در نوزادان فول ترم حدود روز های ۱۴-۱۰ وزن تولد را دارا خواهند بود.

تعداد  تنفس:نوزاد مابین ۵۰-۳۵ در دقیقه است.

تعداد نبض نوزاد مابین ۱۲۰-۱۶۰ در دقیقه است.

رفلکس Rooting – ساکینگ Sucking و گاگینگgagikg بلع SWALLOWING فعال است در آخر هفته اول فاصله تغذیه حدود ۲ تا ۵ ساعت می باشد اولین مدفوع که مکونیوم نامیده میشود در ظرف ۲۴ ساع ت بعد از تولد انجام می شود تعداد دفعات اجابت مزاج نوزاد بستگی به شیر خورئن او دارد ولی متوسط ۳-۵ مرتبه در دوز می باشد و درشی مادر خواران تا حدود ۷-۶ مرتبه ممکن است باشد.

در موقع تولد ۵۵ کیلو کالری پر کیلوگرم در روز احتیاج می باشد و در آخر هفته تولد ۱۱۰ کیلوکالری به ازاء هر کیلوگرم وزن در ۲۴ ساعت و در انتهای هفته اول حدود ۱۲۰-۱۵۰ سی سی پر کیلو مایع باید در نظر گرفته شود.

در هفته اول تولد پروتئینوی شایع استBUN بطور گذران ممکن است  افزایش یابد هموگلوبین نوزاد مابین ۱۷-۱۹ گرم در سی لیتر و افزایش رتیکولوسیت خفیف و نرویوبلاست در روزهای اول تولد گزارش می شود.

تعداد گلبول های سفید نوزاد ۱۰۰۰۰ در موفع تولد که در ظرف مدت ۲۴ ساعت افزایش می یابد و به ۲۵-۳۵ هزار می رسد با ارجحیت نوتروفیل بعد از هفته اول WBC کاهش می یابد و به ۱۴ هزار با ارجحیت لنفوسیت می رسد.

عبور هورمون های مادری از جفت ایجاد تغییرات موقتی در سینه ها و دستگاه تناسلی نوزاد می نماید هیپرگلیسمی مادر ممکن است باعث هیپرانولینسیم نوزاد و در نتیجه هیپوگلیسمی شود قند وکلسیم در نوزاد ممکن است به طور نرمال کاهش یابد و باعث تشنج شود.

گاماگلوبولین نوزاد مختصری بالاتر از مادر که بر ضد بسیاری بیماری های باکتریال و ویرال عمل می نماید ولی IGM معمولا عبور نمی کند که در مواقع عفونت ها به خصوص گرم نگاتیو وجود دارد گاماگلوبولین نوزاد در ظرف سه ماه کاهش می یابد.

سال های قبل مدرسه:

در سال های قبل از مدرسه سالیانه ۲ کیلوگرم به وزن و ۶-۸ سانتی متر به قد اضافه می شود و در ۵/۲ سالگی ۲۰ دندان شیری بیرون آمده و در ۳ سالگی بالا رفتن از پله و در ۴ سالگی پائین رفتن از پله می تواند پاها را به طور متناوب بگذازد.

در ۳ سالگی روی یک پا مدت کمی می ایستد و در ۵ سالگی می تواند لی لی کند.

در ۳ سالگی خط متقاطع و در ۴ سالگی شکلی بدون دیدن قبلی ممکن است رسم کند و در ۴-۵ سالگی مثلث بکشد و در ۶ سالگی لوزی رسم نماید.

در سه سالگی کودک می تواند سن و جنس خود را بگوید.

در ۵/۴-۶ سالگی رل والدین را بازی میکند.

سال های مدرسه:

در سال های اول مدرسه رشد ونمو یکنواخت می باشد و در دختران در ۱۰ سالگی و در پسران ناگهان رشد سریع پیدا می کنند.

در سال های مدرسه حدودا ۳-۵/۳ کیلو گرم به وزن و ۶ سانتی متر به قد اضافه می شود و دور سر خیلی کند رشد می نماید و از ۵۱ سانتی متر به ۵۳و۵۴ در ۱۲ سالگی می رسد و

در این سن مغز آخرین مراحل رشد خود را می نماید.در سال های  مدرسه سینوس پیشانی ظاهر می شود اولین دندان آسیای دائمی در سال هفتم رویش می کند و سالی ۴ دندان رویش می کند دومین آسیای دائمی در ۱۴ سالگی و سومین دندان آسیای دائمی از ۲۰ سالگی به بعد ظاهر می شود.رشد قوی در پسرها در ۱۸ سالگی و در دخترها در ۱۷ سالگی متوقف می شود و سن متوسط قاعدگی ۱۳ سالگی است .هر شیرخوار به طور مرتب باید معاینه شود و روند رشد وتکامل را کنترل نماید.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  4:06 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اخبار فیزیولوژی پزشکی

 متابولیسم آهن

چون آهن برای تشکیل هموگلوبین ، میوگلوبین و مواد دیگر از قبیل سیتوکرومها ، سیتوکروم اکسیداز ، پرکسیداز و کاتالاز اهمیت دارد، لذا ضروری است که روش مورد استفاده قرار گرفتن آن در بدن درک شود.

مقدار کل آهن بدن بطور متوسط ۴ تا ۵ گرم است که حدود ۶۵ درصد آن به شکل هموگلوبین وجود دارد. حدود ۴ درصد دیگر آهن به شکل میوگلوبین ، ۱ درصد به شکل ترکیبات مختلف هِم که موجب پیشبرد اکسیداسیون داخل سلولی می‌شوند و ۱ درصد به صورت ترکیب با پروتئین ترانسفرین در پلاسمای خون وجود داشته و ۱۵ الی ۳۰ درصد آن بطور عمده در سیستم رتیکولوآندوتلیال و سلولهای پارانشیم کبد عمدتا به شکل فریتین ذخیره می‌شود.

● انتقال و ذخیره آهن
انتقال ، ذخیره و متابولیسم آهن به این ترتیب است که ، هنگامی که آهن از روده کوچک جذب می‌شود بلافاصله در پلاسمای خون با یک بتاگلوبولین موسوم به آپوترانسفرین (Apotransferin) ترکیب شده و ترانسفرین را تشکیل می‌دهد و سپس در پلاسمای خون انتقال می‌یابد. آهن به صورت بسیار سستی با مولکول گلوبولین ترکیب شده و در نتیجه می‌تواند در هر نقطه از بدن به هر یک از بافتها آزاد شود. مازاد آهن در خون در تمام سلولهای بدن بخصوص در سلولهای کبدی و به مقدار کمتر در سلولهای رتیکوآندوتلیال مغز استخوان رسوب می‌کند.

آهن درسیتوپلاسم سلول با پروتئینی به نام آپوفریتین ترکیب شده و فریتین را تشکیل می‌دهد. آپوفریتین دارای وزن مولکولی ۴۶۰۰۰۰ بوده و مقادیر متغیری آهن می‌تواند به صورت دستجاتی از رادیکالهای آهن با این مولکول بزرگ ترکیب شود. بنابراین فریتین می‌تواند محتوی فقط مقدار اندک و یا مقدار زیادی آهن باشد. این آهن ذخیره شده به صورت فریتین موسوم به آهن ذخیره‌ای است.

▪ در پلاسمای خون: ترانسفرین <—————پوترانسفرین + آهن
▪ در سیتوپلاسم سلول: فریتین<—————-آپوفریتین +آهن ذخیره ای

مقدار کمتری آهن در منبع ذخیره به یک شکل فوق‌العاده نامحلول به نام هموسیدرین ذخیره می‌شود. این موضوع بویژه هنگامی صدق می‌کند که مقدار کل آهن موجود در بدن بیش از مقداری باشد که مقدار کل آپوفریتین می‌تواند در خود جای دهد. هموسیدرین دستجات بزرگی در سلولها تشکیل می‌دهد و لذا می‌توان با تکنیکهای معمولی بافت شناسی آن را رنگ کرده و به صورت ذرات بزرگ در مقاطع بافتی مشاهده کرد.

فریتین را نیز می‌توان رنگ کرد، اما ذرات فریتین آنقدر کوچک و پراکنده هستند که معمولا فقط با میکروسکوپ الکترونی می‌توان مشاهده کرد. هنگامی که مقدار آهن در پلاسما بسیار کم شود، آهن کاملا به آسانی از فریتین ، اما با سهولت کمتری از هموسیدرین گرفته می‌شود. سپس آهن به شکل ترانسفرین در پلاسما به قسمتهایی از بدن که مورد نیاز است انتقال می‌یابد.

یکی از مشخصات منحصر به فرد مولکول ترانسفرین آن است که بطور محکم به رسپتورهای موجود در غشای سلولی اریتروبلاستها در مغز استخوان می‌چسبد.
سپس ترانسفرین همرا با آهن موجود در آن به روش آندوسیتوز به داخل اریتروبلاستها می‌رود. در داخل سلول ترانسفرین آهن خود را مستقما به میتوکندریها می‌دهد که در آنجا مولکول هم ساخته می‌شود. در افرادی که دارای مقادیر کافی ترانسفرین نیستند، ناتوانی در انتقال آهن به اریتروبلاستها به این روش موجب بروز آنمی شدید یعنی کاهش تعداد گویچه‌های سرخ که محتوی هموگلوبین کمتری از حالت طبیعی هستند، می‌شود.

● دفع روزانه آهن
روزانه حدود یک میلیگرم آهن در مردها بطور عمده از راه مدفوع دفع می‌شود. هرگاه خونریزی حادث شود، مقادیر اضافی آهن از بدن دفع می‌گردد. در زنها دفع خون قاعدگی ، میزان متوسط دفع آهن را به حدود ۲ میلیگرم در روز می‌رساند.

● جذب آهن از لوله گوارش
آهن از تمام قسمتهای روده کوچک بطور عمده با مکانیسم زیر جذب می‌شود. کبد مقادیر متوسطی از آپوترانسفرین را به داخل صفرا ترشح می‌کند که از این طریق مجرای صفراوی به داخل دوازدهه جریان می‌یابد. آپوترانسفرین در روده کوچک با آهن آزاد و نیز با بعضی ترکیبات آهن دار از قبیل هموگلوبین و میوگلوبین گوشت یعنی دو تا از مهمترین منابع آهن در رژیم ترکیب می‌شود. این ترکیب موسوم به ترانسفرین است.

ترانسفرین به نوبه خود جذب رسپتورهای موجود در غشای سلولهای اپیتلیال روده شده و به آنها می‌چسبد. سپس مولکول ترانسفرین با روند پینوسیتوز در حالی که آهن را با خود حمل می‌کند به داخل سلول اپیتلیال جذب شده و بعدا در طرف خونی این سلولها به شکل ترانسفرین پلاسما آزاد می‌شود. سرعت جذب آهن فوق‌العاده آهسته بوده و حداکثر آن فقط چند میلی گرم در روز است. این بدان معنی است که هنگامی که مقادیر عظیمی آهن در غذا وجود دارد، فقط قسمت اندکی از آن می‌تواند جذب شود.

● تنظیم آهن کل بدن
هنگامی که بدن از آهن اشباع شود، بطوری که عملا تمام آپوفریتین موجود در نواحی ذخیره کننده آهن با آهن ترکیب شده باشد، میزان جذب آهن از روده فوق‌العاده کاهش می‌یابد. از طرف دیگر هنگامی که منابع ذخیره آهن کاملا آهن خود را از دست داده باشند، سرعت جذب می‌تواند فوق‌العاده زیاد شود و به ۵ برابر هنگامی که منابع ذخیره آهن اشباع شده‌اند و یا بیشتر از آن برسد. به این ترتیب آهن کل بدن تا حدود زیادی بوسیله تغییر سرعت جذب آن تنظیم می‌شود.

● تخریب هموگلوبین
هموگلوبین آزاد شده از گویچه‌ها هنگام پاره شدن آنها تقریبا بلافاصله توسط ماکروفاژها در قسمتهای متعددی از بدن ، بویژه در کبد ، طحال و مغز استخوان فاگوسیته می‌شود.

در جریان چند ساعت تا چند روز بعد ماکروفاژها مجددا آهن از هموگلوبین به داخل خون آزاد می‌کنند و این آهن توسط ترانسفرین یا برای تولید گویچه‌های سرخ جدید به مغز استخوان حمل می‌شود یا برای ذخیره شدن به شکل فریتین به کبد و سایر بافتها می‌یابد.

قسمت پورفیرین هموگلوبین توسط ماکروفاژها پس از طی یک سری مراحل به پیگمان بیلی‌روبین تبدیل می‌شود که به داخل خون آزاد شده و بعدا توسط کبد به داخل صفرا ترشح می‌گردد

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  4:06 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اخبار فیزیولوژی پزشکی

 

تست جدید برای تشخیص زودهنگام پارکینسون
پژوهشگران علوم پزشکی معتقدند که نشانه‌های کلیدی را کشف کردند که می‌تواند مشخص کند آیا شخصی در خطر ابتلا به بیماری‌های مغزی مانند پارکینسون هست یا خیر. در حال حاضر وجود بیماری پارکینسون در انسان‌ها از طریق برخی علائم فیزیکی شناسایی می‌شود که تا آن زمان بیماری به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،  دانشمندان در کنگره جهانی پارکینسون در گلاسکو اعلام کردند که یک سری پروتئین‌های جدید در خون و مایع نخاعی را شناسایی کرده‌اند که می‌تواند نشان دهنده ابتلای یک فرد به پارکینسون باشد. دانشمندان امیدوارند که این یافته بتواند به طراحی آزمایش‌هایی برای تشخیص زودهنگام این بیماری بینجامد.

دکتر مایکل شلوسماچر عصب شناس موسسه تحقیقاتی بیمارستان اتاوا در این باره گفت: ما متوجه شدیم پروتئینی به نام آلفا- سینوکلین در بیمارانی که در معرض خطر ابتلا به آلزایمر قرار دارند بیش‌تر از دیگران است. یک پروتئین دیگر به نام LRRK2 نیز به افزایش خطر ابتلا به بیماری پارکینسون مرتبط است.
دکتر کارولینا تانر که در این تحقیقات شرکت داشته است در این باره گفت: شواهد زیادی وجود دارد که این پروتئین‌ها سال‌ها قبل از بروز علائم بیماری پارکینسون در بدن افزایش پیدا می‌کنند. تشخیص زودهنگام این بیماری می‌تواند به پزشکان کمک کند تا روند آن‌ را کندتر کرده و در عین حال سرعت پیشرفت آن را کاهش دهند.

البته قرار است تحقیقات دیگری هم آغاز شود و در آن نمونه خونی و مایع نخاعی مبتلایان به پارکینسون و خانواده‌های آن‌ها آزمایش می‌شود تا دانشمندان بتوانند به نشانه‌های دیگری برای تشخیص زودهنگام این بیماری دست پیدا کنند.

نوع دوستی و از خودگذشتگی  در باکتری‌های بیماریزا نیز دیده می شود .

پژوهشگران کشف کردند که باکتری‌ها چگونه در مقابل آنتی‌بیوتیک‌ها مقاومت می‌کنند. دسته‌ای از باکتری‌هایی فداکار مقاوم برای همنوعان خود ماده‌ای تولید می‌کنند که آنتی‌بیوتیک را از درون آنها به بیرون پمپ می‌کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله  ،    مصرف آنتی‌بیوتیک ‌مهمترین راه درمان بیماری‌های باکتریایی است. بسیاری از باکتری‌ها اما به سرعت در  برابر آنتی‌بیوتیک‌ها مقاوم می‌شوند. پژوهشگران آمریکایی کشف کردند که این باکتری‌ها چگونه از خود دفاع می‌کنند. این پژوهشگران دریافتند در دسته یا کلنی باکتری‌ها، تعدادی باکتری ازخودگذشته وجود دارد که خود را فدای جمع می‌کنند. به کمک این دسته از باکتری‌ها، کلنی در مقابل آنتی‌بیوتیک مقاومت می‌کنند.

پژوهشگران آمریکایی دسته‌ای از باکتری‌های روده را انتخاب کردند. این دسته هر روز در معرض مقدار بیشتری آنتی‌بیوتیک قرار گرفتند. برخلاف آنچه تا کنون تصور می‌شد، تنها اندکی از باکتری‌ها در برابر افزایش دوز آنتی‌بیوتیک مقاوم شدند. با این وجود اما مقاومت تمام کلنی در برابر آنتی‌بیوتیک بیشتر شد. پژوهشگران متوجه شدند ‎باکتری‌هایی که مقاوم شدند ماده‌ای از خود ترشح می‌کنند که به هم نوعانشان کمک می‌کند در برابر آنتی‌بیوتیک مقاومت کنند.

آنتی‌بیوتیک‌ها با بلوکه کردن فعالیت‌های حیاتی باکتری‌ها، به عنوان مثال پروسه تکثیر، موجب از بین رفتن آنها می‌شود. تغییر تصادفی در ژنوم برخی از باکتری‌ها موجب مصون شدن آنها نسبت به آنتی‌بیوتیک می‌شود. تا کنون تصور می‌شد که باکتری‌های مقاوم شده با سرعت بیشتری تکثیر می‌شوند و در نتیجه کلنی تاز‌ه‌ای که به آنتی‌بیوتیک مقاوم است پدید می‌آید. این تصور اکنون بایستی با یافته جدید پژوهشگران آمریکایی تصحیح شود.

 ترشحی ماد‌ه‌ایی برای مقابله با استرس
 

دو نکته مهم توجه این پژوهشگران را به خود جلب کرد: ابتدا اینکه، میزان مقاومت باکتری‌های یک کلنی در برابر آنتی‌بیوتیک‌ها به شدت متغییر است. در حالی که عده‌ای با دوز اندک آنتی‌بوتیک می‌میرند گروه دیگری بدون هیچ مشکلی در برابر دوز بالا هم به زندگی خود ادامه می‌دهد.

نکته دوم اینکه از بین بردن باکتری‌هایی که در یک گروه زندگی می‌کنند، بسیار سخت‌‎تر از باکتری‌‌هایی است که به تنهایی زندگی می‌کنند. علت این مسئله این است که در هر کلنی تعداد اندکی از باکتری‌ها که در برابر آنتی‌بیوتیک مقاوم شدند و از تمام کلنی حفاظت می‌کنند. این باکتری‌ها ‎مقدار بسیار اندکی ماده‌ای به نام ایندول ترشح می‌کنند. ایندول به سرعت توسط سایر باکتری‌های کلنی جذب می‌شود. این ماده دو اثر مهم روی  سیستم ایمنی باکتری دارد. نخست اینکه مانند یک پمپ ملکولی عمل می‌کند و آنتی‌بیوتیک را از درون باکتری جمع و به بیرون پمپ می‌کند و دیگر اینکه با تقویت سیستم‌ دفاعی باکتری‌ها مانع بروز سراسیمگی درون کلنی می‌شد.

بااین همکاری تیمی تمام کلنی باکتری در برابر آنتی‌بیوتیک مقاوم می‌شود. البته از آنجا که تولید ایندولپروسه کار سختی است‌، باکتری‌های تولید کننده آن زودتر می‌میرند. اما هر چه تعداد باکتری‌های مقاوم در یک کلنی بیشتر بشود درمان آن بیماری نیز سخت‌تر می‌شود. پژوهشگران معتقدند برای از بین بردن این باکتری‌ها بایستی مانع اثرگذاری ایندول درون باکتری‌های ضعیت‌تر شد. برای پژوهشگران اکنون یک نکته روشن است: کلنی باکتری‌ها بسیار یپیچده‌تر از آن چیزی است که تا کنون تصور می‌شد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  4:06 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اخبار فیزیولوژی پزشکی

محلول اشک خاصیت ضد ویروسی و ضد باکتری  دارد که تا ۹۵ درصد باکتریها را نابود می سازد . اشک مایعی است که با فرآیند ایجاد آن در چشم ها تولید می گردد. وظایف اشک شامل تمیز کردن و شستشوی سطح چشم، ضد عفونی کردن چشم ها، لغزنده کردن چشم ها برای حرکت آسان کره چشم و پلک ها، جلوگیری از خشک شدن چشم ها و پلک ها، ایجاد ارتباط میان انسان ها، دفع مواد تجمع یافته در چشم ها و پاسخی به استرس می باشد.

 

انسان تنها موجودی است که گریه میکند . ریزش اشک در فشارهای هیجانی یا خوشحالی زیاد در هیچ آفریده ی دیگری بغیر از انسان به عنوان یک کار و عمل طبیعی شناخته نشده است . چه عواملی تکاملی ممکن است در ظهور اشک و گریه در انسان دخیل باشند ؟

به محض مطرح ساختن این پرسش بی درنگ دوره ی وابستگی وسیع نوزاد و کودک انسان به ذهن خطور می کند .

طی قسمت اولیه ی این وابستگی که کودک ناتوان و عاجز از سخن گفتن است وسیله ی اصلی وی در جلب توجه به ناراحتی اش گریستن می باشد . ولی اگر مدت گریستن طولانی و بدون اشک باشد می تواند زیان آور باشد. خوشبختانه اشک حتی در نوزادان خیلی کوچک نیز در زیر پلکها وجود دارد .

حتی مدت کوتاه گریستن بدون اشک در یک نوزاد کوچک نیز ممکن است غشاهای مخاطی بینی و گلو را خشک و درنتیجه ی این وضع ، نوزاد را در برابر حملات باکتریهای زیانبار و احتمالا ویروسهای آسیب پذیر سازد . عمل ضد ویروس و ضد باکتریایی اشک ماده ی مخاطی به آنزیمی به نام « لیسوزیم » بستگی دارد که این آنزیم در عرض ۵ تا ۱۰ دقیقه ۹۰ تا ۹۵ درصد از باکتریهای موجود در روی آن را غیر فعال می سازد . لیسوزیم در اشک ترشح می شود.

گریستن ثابت کرده است که در انسان های اولیه ویژگی  دارای ارزش انطباقی قابل ملاحظه ای است زیرا اثرات گریه ی بدون اشک بر روی غشاهای مخاطی بینی و بی اثر می سازد .

نوزادان انسان های اولیه که در دوران ۱۸ ماه اولیه از زندگیشان به مدت زمان طولانی بدون اشک میگریستند شانس بسیارکمتری برای زنده ماندن نسبت به نوزادانی که با اشک میگریستند داشتند . گریه ی بدون اشک بصورت گریه ی با اشک تکامل یافت که آن نیز سرانجام بصورت گریه ی همدردی و دلسوزی در آمد. گریستن در انسانها از یکسو پایه ی بیولوژیک عمیق این خصیصه رفتاری و از سوی دیگر وجود یک اساس ژرف بیولوژیک برای احساس همدردی که سبب گریستن می شود را می نمایاند .

گریه نوزاد علامتی از ناراحتی و دلیل بر همدردی ویاری است. در برخی از جوامع در همان سالهای اولیه ی دوران زندگی به پسر می آموزند که اگر گریه کند علاقه ی والدین و احترام هر کس دیگری را از دست خواهد داد .

از اینرو وقتی وی احساس می کند که میل به گریستن دارد این احساس را سرکوب می نماید . در دوران بعدی زندگی هنگامیکه وی می خواهد و نیاز به گریستن دارد اغلب در می یابد که قادر به انجام این کار نیست . گریستن از طریق پوست بصورت تحریکها و انفجارهای احساس مختلف، از طریق مجرای تنفسی در شرایط تنگی نفس یا ازطریق مجرای معدی و روده ای در شرایط زخم معده .

در فرهنگهای دیگر این امر بگونه ای متفاوت رخ نموده است مثلا در جوامعی که به زبان لاتین سخن می گویند ظاهرا این موضوع بهداشتی تر است . نمایاندن احساسات شامل گریستن در هر دو جنس گهگاه به اقتضای موقعیت مناسب آنها چیزی عادی است .

آنچه که  نشان ی ضعف است و ویژگی غیر انسانی به شمار می آید « ناتوانی » در نمایاندن واکنش احساسی قابل انتظار می باشد . د رچنین فرهنگها و جوامعی گرمی و حرارت انسانی به چشم می خورد و بازتابی است از نزدیکی حساستر در انسانیت . گریستن در بهداشت تک تک افراد و جامعه سهیم است .

آشنایی با فیزیولوژی اشک :

فقدان اشک باعث ایجاد سوزش، خارش و قرمزی در چشم ها، احساس وجود شن در چشم ها، حساسیت به نور، از دست رفتن شفافیت قرنیه، ایجاد زخم در قرنیه، عفونت های مکرر و شدید چشم ها، خشکی چشم ها و در نهایت نابینایی می گردد.
فیلم (پرده) اشک از سه لایه مجزا تشکیل یافته است:
۱) لایه موکوسی(mucous):
داخلی ترین لایه پرده اشک می باشد. چسبناک و لزج بوده و از موسین تشکیل یافته است. این لایه توسط سلول های ملتحمه و قسمت داخلی پلک ها ترشح می شود. این لایه قرنیه را می پوشاند تا یک لایه آبگریز برای پخش و گسترش یکنواخت لایه آبی فراهم آید. این لایه پرده اشک را روی سطح چشم می چسباند. بدون این لایه، پرده اشک به صورت قطره های ریز در خواهد آمد.
۲) لایه آبی(aqueus):
این لایه، آبکی بوده و ۹۰ درصد پرده اشک را تشکیل می دهد. حاوی آب و مواد دیگری مثل پروتئین های لاکتوفرین، لیزوزیم و لیپوکالین، الکترولیت ها، آنتی اکسیدان ها و برخی ویتامین ها می باشد. این لایه عمدتا توسط غدد اشکی ترشح می شود.
▪ وظایف این لایه شامل: اکسیژن رسانی به سطح چشم، مبارزه با عفونت توسط آنتی بیوتیک های طبیعی (لیزوزیم و لاکتوفرین)، صاف کردن سطح چشم، شستن چشم ها از سلول های مرده و گرد و غبار، مواد محرک و حساسیت زاست.
۳) لایه چربی(lipid):
این لایه، روغنی است و خارجی ترین لایه پرده اشک را تشکیل می دهد. این لایه توسط غدد میبومین(meibomian) که در لبه پلک ها ی فوقانی و تحتانی واقع می باشند ترشح می شود. این لایه با ایجاد یک حایل آبگریز، از تبخیر لایه اصلی پرده اشک (لایه آبی) جلوگیری می کند.
▪ وظایف دیگر این لایه شامل: افزایش کشش سطحی و جلوگیری از سر ریز شدن اشک از پلک ها، لغزنده کردن چشم و تسهیل عمل باز و بسته کردن پلک ها می باشد.
● غدد اشکی(lacrimal glands):
غدد اشکی در گوشه خارجی چشم ها و پشت پلک های فوقانی قرار گرفته اند. غدد اشکی هر کدام به اندازه یک بادام بوده و ۲ سانتی متر طول دارند.
مایع اشکی از طریق ۶ تا ۱۲مجرای کوچک ترشحی به فضای میان چشم و پلک فوقانی وارد می گردد. با هر بار باز و بسته کردن چشم ها اشک از مجاری ترشحی غدد اشکی چکیده شده و به سمت مجرای اشکی- بینی که به صورت دو سوراخ بسیار ریز در گوشه داخلی چشم ها قرار گرفته، هدایت می گردد.
در انتها اشک به کیسه اشک و سپس به حفره بینی می ریزد. به همین علت است که هنگام گریه کردن ممکن است دچار آبریزش بینی گردید.
● انواع اشک:
۱) اشک پایه (basal tears):
درچشم های پستانداران سالم، قرنیه پیوسته (۲۴ ساعته) توسط اشک های پایه خیس و تغذیه می گردد. این اشک باعث لغزنده شدن و شستشوی چشم ها از ذرات خارجی می گردد. مایع اشک حاوی آب، موسین، چربی ها، لیزوزیم، لاکتوفرین، لیپوکالین، ایمنوگلوبولین ها ،گلوکز، سدیم کلراید، کلراید پتاسیم، آنتی اکسیدان ها و برخی ویتامین ها می باشد.
۲) اشک رفلکس(reflex tears):
هر چیزی که باعث تحریک یا خشک شدن چشم شود، می تواند تولید این نوع اشک را افزایش دهد. این نوع اشک به طور غیر ارادی و در پاسخ به مواد محرکی نظیر ذرات خارجی، گرد و غبار، آلرژن ها(مواد حساسیت زا)، عوامل بیماری زا(مثل باکتری و ویروس) ، بوی پیاز، گاز اشک آور و افشانه فلفل ترشح می گردد. این نوع اشک سعی می کند تا مواد محرک و آزاردهنده را از چشم ها پاک کند.
باد شدید و نور شدید خورشید نیز می تواند باعث تولید اشک رفلکس گردد. این اشک بیشتر آبکی بوده و از لیزوزویم و ایمنوگلوبولین بیشتری برخوردار است.
۳) اشک احساسی یا گریه کردن(emotional tears/crying):
این اشک هنگام احساساتی شدن انسان ها (استرس هیجانی) و یا احساس درد بدنی ترشح می گردد. آغازگرهای هیجانی این نوع اشک معمولا خشم، اندوه، شادی، ترس، شوخ طبعی و ناکامی می باشند.
ترکیبات شیمیایی این نوع اشک با ترکیبات دو اشک قبلی متفاوت است. اشک احساسی حاوی هورمون ها و پروتئین های بیشتری است. این اشک حاوی هورمون پرولاکتین، هورمون رشد، آدرنوکورتیکوتروپین، آندروفین و عنصر منگنز می باشد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  4:06 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اخبار فیزیولوژی پزشکی

رفتار سلول طبیعی و سلول سرطانی
کنترل و تنظیم بیان ژن یا میزان تولید یک فرآورده ژنی در سطوح مختلف مانند رونویسی و ترجمه، عملکردی پایه ای و ضروری برای تمام موجودات به شمار می آید.

این فرآیند کلیدی، بسیار دقیق و پیچیده، به عنوان یک پیش نیاز (مقدمه واجب) برای تولید و ابقا یا نگاهداری (نسبی) انواع فراوان تیپ های متفاوت بافتی و سلولی، برای یک موجود ضروری است.
 زیبایی های شگفت انگیز مدیریت و اقتصاد سلول در تنظیم بیان ژن
«مشاهده قطره آبی که من در زیر میکروسکوپ می بینم و دورترین ستاره ای که با تلسکوپ تماشا می کنم، مرا به حیرت و اعجاب وامی دارد، به قدری نظم و ترتیب در عالم طبیعت وجود دارد که ممکن است برای آن قوانین محکم و ثابت وضع کرده و حکم هر پدیده را قبل از حدوثش بیان نمود. اینکه بشر عمر خود را برای کشف قوانین طبیعی صرف می کند فقط از این جهت است که به وجود و صحت آن قوانین مطمئن است و بدون این اطمینان تفحصات علمی بی فایده می شدند.

اگر فرض کنیم که پیدایش پدیده تابع قوانین طبیعی نبوده و تابع تصادف باشند همه تجربه ها بی فایده خواهند شد. زیرا در تکرار تجربه ای معین، نتایج مختلف به دست خواهد آمد و به معلومات بشر چیزی افزوده نخواهد شد.

پس در پشت این نظم باید قادر متعالی باشد چون بدون یک حکمت عالیه، وجود نظم و ترتیب امکان پذیر نیست. در همه جا قدرت خدایی مشهود است و هر قانون طبیعی که کشف می شود با صدای بلند می گوید: «خدا واضع من است و بشر کاشف من.» » «دکتر سیسیل بویس هامان (زیست شناس)».
هر یک از سلول های بدن هر موجود پیشرفته و از جمله آدمی در درون هسته خود حاوی دستورالعمل خارق العاده ای است که ژنوم (Genome) نامیده می شود و فعالیت آن را رقم می زند. ژنوم که از الفبای چهار حرفی آدنین (A)، گوانین(G)، سیتوزین (C) و تیمین (T) تشکیل شده و در شکل یا ترکیب نوکلئوتیدها نوشته شده است دربردارنده عموم نشان ویژگی های فیزیکی و بسیاری از خصوصیات رفتاری هر فرد است که از نظر زیست شناختی جایگاه تک تک افراد را در میان آدمیان متمایز می سازد.
هر موجود زنده به طور معمول در اثر فرآیندهای تنظیم کننده تمایز، از یک سلول تخم نخستین بر اثر تقسیمات متوالی و بی شمار میتوزی ایجاد می شود. از لحظه شکل گیری این سلول، تا مراحل بلوغ و سرانجام مرگ زیستی موجود، سلول های جاندار از جنبه های متعدد و متنوع مانند شکل شناسی، فیزیولوژی، بیوشیمیایی و تقسیم کار متمایز می شوند و تفاوت های شکلی، عملی و رفتاری برجسته ای را نشان می دهند.

ایجاد تمایز و تخصص در سلول ها در شرایطی است که به طور معمول در هسته تمام سلول های یک جاندار، تمام ژن های فرد وجود دارد. مسیری را که اطلاعات وراثتی و هریک از ژن ها در شرایط طبیعی طی می کنند تا- با همکاری عامل های فراوان- فنوتیپ یک جاندار را رقم زنند، مسیری بسیار پیچیده، فوق العاده دقیق و کاملاً حساب شده است.
کنترل و تنظیم بیان ژن یا میزان تولید یک فرآورده ژنی در سطوح مختلف مانند رونویسی و ترجمه، عملکردی پایه ای و ضروری برای تمام موجودات به شمار می آید. این فرآیند کلیدی، بسیار دقیق و پیچیده، به عنوان یک پیش نیاز (مقدمه واجب) برای تولید و ابقا یا نگاهداری (نسبی) انواع فراوان تیپ های متفاوت بافتی و سلولی، برای یک موجود ضروری است. تنظیم بیان ژن، در دو دسته موجودات (پروکایوت ها و یوکاریوت ها)، به رغم شباهت های اساسی، تفاوت های متعدد نیز دارد.
گرچه هر سلول سوماتیک دارای دستور کار یکسانی است، اما انواع مختلف سلول ها _ مانند پوست، کبد و ریه- با مکانیسم های تنظیمی بسیار دقیق و ظریف، برای تعیین و انجام عملکردهای فرد، بخش های متفاوتی از این دستورالعمل را به کار می برند. به بیان دیگر در هر زمانی تمام ژن های موجود در هسته سلول یک جاندار _ که در انسان رقمی در حدود۳۰ هزار ژن ساختاری برآورد شده است فعال نیست. بلکه در هر بافت درصد ناچیزی از ژن های مشخصی فعالیت دارند.

بنابراین صرف نظر از ژن های ویژه _ مانند ژن های مربوط به ایجاد rRNA ها و tRNAها- که به دلایلی روشن باید در همه سلول ها فعال شوند درصد بسیار بالایی از ژن ها در بافت های مختلف به شیوه ای متفاوت- از جمله برای دوره کوتاهی از زمان و در مرحله ویژه ای از زندگی موجود- فعال می گردند. نکات مورد اشاره در بالا و تاکید دوباره بر این نکته مهم که ژن های بی شمار موجود در هسته سلول های یک فرد، فعالیت ها، عملکردها و رفتارهای بسیار متنوع از خود بروز می دهند، به صراحت بر حضور یک سیستم بسیار منظم، دقیق، منسجم، هماهنگ و در عین حال پیچیده از تنظیم ژنتیکی در خلال دوره زندگی یک موجود دلالت می کنند.
اطلاعات موجود در دستور کار یا ژنوم که به

 یک تخمک لقاح یافته این امکان را می دهد که بتواند مراحل مختلف جنینی را سپری کرده و به یک نوزاد و سپس یک فرد بالغ تبدیل شود، در واقع یکی از برجسته ترین رویدادهای زیست شناسی سلولی و مولکولی به حساب می آید.

در این باره بیشتر توضیح می دهیم:
یک ژن _ ساختاری _ ناحیه ویژه ای از DNA با طولی مشخص از نوکلئوتیدها است که اطلاعات لازم را برای تولید یک پروتئین معین دارا است. سلول ها هزاران نوع پروتئین مختلف می سازند. بیان ژن فرآیندی است که در خلال آن اطلاعات موجود در DNA در فرآیندی پیچیده، دقیق و زمان بندی شده به پروتئین تبدیل می شود. بر فرآیند بیان ژن شبکه های تنظیمی دقیق و کنترل بسیار شدید، هماهنگ و منسجمی حاکم است. یادآوری می نماید که چنین کنترل انتخابی و حساب شده بیان ژن هاست که موجودات پرسلولی (پیشرفته) را به تمایز و دارا بودن سلول ها و بافت های مختلف قادر می سازد، زیرا که به طور کلی تمام سلول های بدنی (سوماتیک) یک فرد دارای اطلاعات ژنتیکی یکسانی هستند. این مکانیسم های کنترلی به موجودات ابتدایی نیز اجازه می دهند تا خود را با تغییرات محیط پیرامون خود به سرعت وفق دهند.
چگونگی بیان هریک از ژن های بی شمار ساختاری و در نتیجه تولید پروتئین های متنوع از جمله عناصر کلیدی است که به طور مثال موجب تشخیص یک سلول مغزی از یک سلول ماهیچه ای _ با وظایف متفاوت- می شود.
برای بهتر نشان دادن پیچیدگی تنظیم عملکرد ژن ها، ارائه نمونه هایی _ به عنوان مشتی از خروار- خالی از فایده نیست: در برخی از موارد پروتئین های تنظیم کننده نقش بازدارندگی دارند. این پروتئین های ویژه با اتصال به مکان یا مکان های خاصی از یک ژن، بیان آن را سد می کنند و در مواردی دیگر به مثابه افزایش دهنده، بیان ژن را تشدید می نمایند. هر پروتئین تنظیمی نیز دارای ژن خاص خود است و چنین است که یک ژن بر بیان ژنی دیگر تاثیر می گذارد.
از این منظر، شناسایی دقیق تمام عامل های کنترلی، نقش هر یک و چگونگی مدیریت سلول در تنظیم بیان ژن از جمله اصلی ترین صحنه های تلاش هیجان انگیز زیست شناسان مولکولی را تشکیل داده است. در واقع مکانیسم های تنظیم کنندگی بیان ژن، نیازمند انواع فراوانی از ردیف های خاص نوکلئوتیدی و نیز پروتئین های فراوانی برای تشخیص این ردیف ها است.
● مولکول DNA، مرکز ثقل علوم زیستی
برای درک بهتر مفاهیم اساسی تنظیم عملکرد ژن ها، اشاره ای گذرا بر کالبدشکافی برخی از رخدادهای کلیدی که به عنوان مقدمات واجب مطرح هستند خالی از فایده نیست: تمام نشان ویژگی های موجود زنده بر ماده وراثتی آن متکی است و به زبان زیست شناسی هیچ ماده ای به این اهمیت وجود ندارد. مولکول DNA مرکز ثقل و قلب تپنده علوم زیستی است. این ماده است که ویژگی های بیوشیمیایی، فیزیولوژیکی، تشریحی و رفتارهای زیستی خاصی را در جاندار پدید می آورد.

تاثیر ژنتیک در سراسر قلمرو زندگی جانداران موجب شده است که این رشته شیرین و جالب از اهمیت راهبردی برخوردار شود. مولکولDNA براساس برنامه ریزی همه جانبه، منسجم و منظم علاوه بر دارا بودن کلید معماری پروتئین ها یعنی تعیین دقیق ساختار و عملکرد آنها و از جمله آنزیم ها، دربردارنده تمام دستورالعمل های مربوط به اعمال حیاتی و فرآیندهای زیستی موجود زنده مانند رشد، تمایز، تقسیم و تولید مثل است. در پژوهش های راهبردی مهندسی ژنتیک نیز اسیدهای نوکلئیک و به ویژه مولکولDNA دارای نقش کلیدی و مرکزی است.
اطلاعات ژنتیکی موجود در مولکول DNA، طی فرآیندی به نام رونویسی به مولکولRNA انتقال می یابد. در این فرآیند فوق العاده دقیق، درکنار دیگر شرایط و عوامل لازم، دسته ای از آنزیم ها به نام RNA پلیمرازها به طور حساب شده ایفای نقش می کنند. برخی از RNA های حاصله-rRNA ها و tRNAها- دارای نقش ساختاری و عملکردی مشخص به خود هستند.

 اما بسیاری از آنها به صورت mRNA بوده و تولید تمام پروتئین های سلولی را برعهده دارند. mRNAها در واقع بین مولکولDNA و پروتئین ها نقش واسط دارند. به بیانی دیگر وظیفه رهبریDNA و ژن ها در تولید پروتئین ها را برعهده دارند.
در موجودات پیشرفته، مولکول های اولیه RNA واقع در هسته سلول باید ردیفی از عملیات خاص، دقیق، متوالی و پیچیده را پشت سر نهند و مورد تغییرات متنوع شیمیایی قرار گیرند تا سرانجام مولکول mRNA در شکل بالغ و کامل خود با مهاجرت از هسته به سیتوپلاسم سنتز پروتئین را آغاز کند. چگونگی سنتز پروتئین نیز فرآیندی دقیق و پیچیده است و اجزا و عوامل ضروری متعددی در تحقق آن مشارکت دارند به نحوی که فقدان یا کاستی در هریک از آنها، انجام فرآیند ترجمه را با دشواری مواجه ساخته یا ناممکن می نماید.
● از شگفتی های تنظیم بیان ژن
پروتئین ها که کلید معماری آنها در دست ژن ها است دارای نقش های حیاتی متنوع و فراوانی هستند. به طور نمونه، این مولکول ها از یک سو به عنوان «مصالح ساختاری» در مجموعه های حیاتی برای گردهمایی سلول یا برپایی موجود زنده وارد هستند و از دیگر سو به مثابه معمار این مجموعه ها ایفای نقش می کنند. و از طرفی با ماموریت هایی مانند پیام رسانی و گیرندگی پیام «بین معمار و مصالح»، وظیفه خطیر تنظیم و کنترل فرآیندهای حیاتی سلول مانند بیان ژن ها و چگونگی این بیان را نیز برعهده دارند. به علاوه، آنزیم ها که خود از جمله مهمترین پروتئین ها به حساب می آیند، تمام واکنش های شیمیایی را کاتالیز و امکان پذیر می سازند.
آنچه مسلم است روابط بین DNA، RNA و پروتئین بسیار حساب شده و پیچیده است و مستلزم همکاری تنگاتنگ، سازماندهی همه جانبه و دقتی شگرف است.

شایان تاکید است که بین مقدار یک پروتئین ویژه در یک سلول معین و میزان mRNA موجود در آن سلول، رابطه مستقیمی وجود دارد. نیز در موارد نسبتاً زیادی، یک ژن منفرد ممکن است رموز ژنتیکی بیش از یک پروتئین را دارا باشد یعنی از اطلاعات ژنتیکی محدود و مشخصی، چندمنظوره استفاده شود. این امر به ویژه نیازمند سلسله عملیات متفاوتی است که در مسیر پردازش و ویرایش – رونوشت اولیه RNA.
(hnRNA)_ اینگونه ژن ها رخ می دهد. اندکی تامل در این رخدادها به روشنی نشان می دهد که چنین ماموریت هایی تا چه اندازه باید حساب شده باشد.

به بیان دیگر، در این موارد، اینکه کدام پروتئین در کدام زمان، و در کدام سلول ایجاد شود، رویکردی است که براساس مکانیسم های تنظیم سلولی و مبتنی بر مقتضیات و نیازهای (کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت) سلول شکل می گیرد. این رخدادها، به نوبه خود، نیز ویژگی های متفاوت سلول های یک موجود منفرد را به روشنی تبیین می کند.
تاکید می نماید که تنظیم ژنی در واقع موجب تخصصی شدن سلول ها می شود و حدود ۲۵۰ سلول مختلف که از نظر ساختاری و عملکردی با هم تفاوت دارند، در بدن آدمی شکل می گیرد و چنین است که یک سلول کبد هرگز سلول ماهیچه ای نمی شود (و برعکس). بنابراین برای تعیین هویت و سرنوشت هر سلول، در رخداد تمایز نیز نمایشی شگرف از همکاری حساب شده، پیچیده و تنگاتنگ ژن ها به صورت آبشاری از رخدادهای مرحله ای و پلکانی حضور و نمودی ممتاز دارد. در این مسیر اگرچه هنوز بی خبری های قابل توجهی داریم، اما شمار فراوانی از ژن های تنظیم کننده و پروتئین های دخیل در آن شناسایی شده است.
پژوهش های بسیار گسترده نشان داده است که اکثریت بسیار بالایی از تصمیمات، ویژه بافتی است که مقرر می دارد در هر بافتی، پروتئین های معینی تولید می شود. این سطح از تنظیم در محدوده رونویسی است و تنظیم در این سطح است که ظاهراً بیشترین اثر را بر روی فنوتیپ فرد می گذارد. این سخن نافی رویکردهای تنظیمی در سطوح متعدد پس از رونویسی نیست. درک دقایق و جزئیات چگونگی این انتخاب و تصمیم سازی ها در گرو به بار نشستن پژوهش های وسیع در دست انجام است.
اینکه برخی از فرآورده های ژنی در تمام طول حیات سلول ضروری است و چنین ژن هایی باید همواره بیان شوند و به اصطلاح تعطیل بردار نیستند، اینکه عملکرد شماری از ژن ها در عموم سلول ها مشاهده می شود، اینکه بسیاری از ژن ها نقش تخصصی تری دارند و در واقع، حسب ضرورت، در زمان های معینی در سلول- برای یک بار و یا به طور متناوب _ بیان می شوند و… همه و همه بر نظمی شگرف و هدفدار در عملکرد ژن ها و سلول ها تاکید دارد.
بنابراین سطوح یا مکانیسم های کنترل بیان ژن، در یکی از اصلی ترین کارکردهای خود، کنترل کننده مقدار فرآورده مورد نیاز سلول است که میزان آن دست کم به دو عامل کلیدی وابسته است: میزان ساخته شدن (یعنی چند مولکول از فرآورده ژن در واحد زمان مورد نیاز است) و تجزیه و تخریب (یعنی چند مولکول در واحد زمان شکسته می شود، این میزان ظاهراً نسبتاً ثابت باقی می ماند). برآیند و نتیجه این کارکرد شگرف، یک تراکم یا غلظت پایدار اما متفاوت برای هر فرآورده ژنی در سلول ایجاد می کند. رخداد تنظیم ژنی به طور مشخص در موجودات یوکاریوت، این امکان را نیز فراهم می آورد که در بسیاری از موارد یک ژن به منظور بهینه کاری از انعطاف پذیری فوق العاده ای برخوردار باشد. به طور مثال، برحسب نیازها و مقتضیات زمانی و مکانی سلول، با حذف متفاوت اینترون ها از یک ژن واحد، شکل های متفاوتی از mRNA ایجاد شود که طبیعتاً فرآورده های متفاوتی در پی خواهد داشت. به طور مثال، رونوشت اولیه ژن کالسی تونین دارای ۶ اگزون است که به دو صورت پیرایش می شود: اگزون های ۴-۱ در تیروئید، کالسی تونین را تولید می کند و تمام اگزون ها (به استثنای اگزون ۴) در هیپوتالاموس، پروتئین شبه کالسی تونین را ایجاد می کند. همچنین با رخداد فوق العاده دقیق ویرایش RNA، راهکاری ارزشمند برای تولید دو یا بیشتر پروتئین متفاوت از یک ژن در اختیار مدیریت اقتصاد سلول قرار می گیرد.
ژن های موجودات پیشرفته به طور کلی از ردیف های بازی با عملکردهای متفاوت ساخته شده اند که به طور یک در میان در طول ژن قرار دارند.

 بخش هایی که به نام اگزون ( Exon) خوانده می شوند، در واقع اطلاعات لازم برای سنتز پروتئین را در خود دارند و بخش هایی که اینترون (Intron) نامیده می شوند (و قسمت اعظم ردیف های بازی یک ژن را شامل هستند)، به ندرت رمزی برای سنتز پروتئین ندارند و ظاهراً به طور معمول در مولکولmRNA رونویسی نمی شوند. جزئیات این مطلب، نیازمند فرصت مستقلی است. کشف اینترون ها در بهار ۱۹۷۷ به کمک روش ها و فنون مهندسی ژنتیک، زیست شناسان مولکولی را کاملاً شگفت زده کرد. این کشف، درک آدمی از ساختار و عملکرد ژن در موجود پیشرفته را به طور بنیادی متحول ساخت و بر آنچه که تا پیش از آن زمان پذیرفته شده بود در پهنه وسیعی خط بطلان کشید.
طبیعتاً چنین سیما و ماهیت مولکولی از ژن، نیازمند عملیات پیچیده، ماهرانه و بسیار دقیق از تنظیم، ویرایش و پردازش است. زیرا هرگونه اشتباه هرچند ناچیز حتی در یک نوکلئوتید ممکن است موجب شود پروتئینی که سرانجام حاصل می شود فاقد هرگونه کارایی طبیعی باشد و در صورتی که این پروتئین از اهمیت راهبردی و حیاتی برخوردار باشد، حتی می تواند مرگ موجود را در پی داشته باشد. اگرچه که تنظیم در این سطح مهم ترین و ابتدایی ترین سطح تنظیم به شمار می آید، اما سطوح متعدد تنظیم دیگر نیز وجود دارد.
● تنظیم ژن در سرطان و ویژگی های سلول سرطانی
چنانچه تاکید شد در یک موجود زنده طبیعی، فرآیندهای زیستی مانند رشد، نمو، توسعه، تکوین و تکثیر سلولی رخدادهای کاملاً تنظیم شده اند. این تنظیم در پاسخ به نیازهای طبیعی بدن به طور بسیار دقیق، هماهنگ و حیرت انگیز صورت می گیرد و از مهمترین وقایع ژنتیکی و فیزیولوژیکی موجود زنده به حساب می آید. هریک از انواع فراوان سلول های تخصص یافته در یک فرد، در یک تعادل تنظیم یافته بسیار دقیق قرار دارد.

فرآیند تکثیر سلولی با فرآیند مرگ سلولی در حال تعادل است. به طور مثال در یک فرد جوان، زایش سلول های جدید از مرگ سلول های پیر بیشتر است، این رخداد منجر به افزایش اندازه بدن موجود می شود. در یک فرد بالغ تعادل بین تولید و مرگ سلولی، شرایط پایداری را ایجاد می کند. در سلول های تمایزیافته، به تدریج سرعت تقسیم و ادامه چرخه سلولی کم شده، به حداقل یا صفر می رسد. تکثیر سلولی یا توقف رشد هردو در گرو تصمیم سلول است. سلول براساس قانونمندی های طبیعی حاکم بر خود، تصمیم مناسب را حسب مقتضیات خود اتخاذ می کند. کنترل و تنظیم رشد سلول نیز با این تصمیم گیری هماهنگ است یعنی سلول طبیعی رشدی را می طلبد که کنترل شده باشد. این تعادل شگفت آمیز توسط سیستم فوق العاده دقیق علائم درون سلولی تدارک می شود. در وضعیت های ویژه ای، تعادل مورد اشاره به هم می خورد و سلول بدون کنترل و بی اعتنا به فرامین عامل های تنظیم کننده رشد، بی رویه تکثیر می یابد و وضعیتی را ایجاد می کند که تومور یا سرطان نامیده می شود.
در تومورها، سلول حتی بی آنکه علائم مربوط به رشد را دریافت کند، تکثیر می یابد. نیز به علائم طبیعی برای توقف رشد توجهی ندارد. تمام سلول های یک تومور قادر هستند به طور نامحدود رشد کنند و وضعیت توموری از سوی تمام سلول های دختر به زاده های آنها منتقل می شود. بنابراین سرطان یک بیماری ژنتیکی است که در موارد اندکی (حدود ۱۵ درصد) موروثی نیز هست، اما همیشه دربردارنده آسیب ژنتیکی است.

نقص ژنتیکی معمولاً به سلول های سوماتیکی _ و نه سلول های ژرمینالی یا جنسی- مربوط است. نواقص مربوط به سلول های ژرمینالی نیز گزارش شده است که با افزایش احتمال نواقص ژنتیکی سوماتیکی، در پیدایش دست کم شماری از سرطان ها، نقش ایفا می کند.
در سرطان، به دلیل انجام مجموعه ای از تغییرات پایه در سلول، رفتار سلولی از جنبه های فراوان دستخوش تغییر و انحراف می شود. سلول سرطانی، در واقع از منظر محتویات سلولی، بیشتر یک سلول نابالغ است. انواع متفاوتی از سلول های بدن می توانند سرطانی شوند.
سلول سرطانی با همتای طبیعی خود از جهات فراوان تفاوت های آشکار نشان می دهد. این تغییرات بر کنترل رشد سلول، شکل شناسی، ارتباطات متقابل سلول ها، ترکیبات غشای سلولی، ساختار اسکلت سلولی، ترشح پروتئین، بیان ژنی و… و مرگ سلولی اعمال می شود.
●● جمع بندی
براساس آنچه به اشاره بیان شد، کارکرد ژن ها حتی در ساده ترین موجودات_ مانند ویروس ها و باکتری ها- با تنظیمی اعجاب انگیز، برابر برنامه ای منظم، منسجم، هماهنگ، اختصاصی، با اعتدالی حیرت انگیز و بدون ذره ای افراط و تفریط در خلال فرآیندهای رشد، توسعه، تمایز و در واقع از لحظه تشکیل سلول تخم تا هنگام مرگ زیستی فرد صورت می گیرد. تا در مسیر سازماندهی خارق العاده ساختاری، تشکیلاتی، عملکردی و تنظیمی طبیعی مجموعه منسجم سیستم زیستی، در هر سلول، هر ژن بسته به نقشی که برعهده اش نهاده شده است، حساب شده و مقصودمند در زمان یا زمان های مناسب به ایفای وظیفه پرداخته، روشن و خاموش شود.

در واقع، در هریک از انواع بی شمار سلول های یک فرد، هر ژن کار خود را برابر برنامه ای به شدت دقیق انجام می دهد تا مواد مورد نیاز هر مقطع از حیات زیستی سلول و بافت تامین شود. آنچه به روشنی مورد تاکید است اینکه در هر موجود زنده، هر یک از ژن ها حضوری مجرد و انتزاعی ندارد که چون «جزیره ای مستقل» رفتار کند. در وضعیت طبیعی، حتی تصور کوچکترین خودکامگی در جزء جزء سلول و طبیعتاً در کل موجود زنده، محلی از اعراب ندارد. قوانین دقیق زیستی با نوعی اقتصاد اصولی فطری حیرت انگیز و مافوق تصور ملازم است که براساس آن روند «اقتصادگونه» در شرایط طبیعی، یک ژن معین در سلولی خاص از موجودی مشخص، در زمانی ویژه و در رابطه ای تنگاتنگ با کل موجود، امکان فعالیت و بیان می یابد.
به راستی اگر در وظایف ژن ها و موجود زنده، قوانین حساب شده و مقصودمندی حاکم نبود (مانند وضعیت سرطانی) و به طور مثال با لجام گسیختگی، در هر زمانی در همه سلول ها، تمام ژن ها به شکل فعال درمی آمدند، بر سر موجود زنده چه می آمد؟ نیز اگر فعالیت و تجلی ژن ها در زمان های نامناسب رخ می داد، چه می شد؟ یا اگر عملکرد ژن ها در سطح نازلی می بود، به نحوی که پاسخگوی نیازها و مقتضیات سلولی نبود(مانند وضعیت سرطانی) چه؟ و…؟؟

سرانجام کار جاندار به کجا می کشید؟ پاسخ این پرسش های فرضی آن قدر روشن هست که نیازی به کمترین توضیح یا استدلال ندارد. قدر مسلم در شرایط طبیعی، سلول ها و کل موجود زنده براساس قانونمندی های هدفدار، به نحوی فوق تصور از هرگونه افراط و تفریط، بدکاری، کم کاری و تنبلی، فرصت طلبی، خودکامگی، استفاده های سوء و تجاوز و از این نوع مشابهات به دور است.هر سلول از بخش هایی تشکیل یافته است که از لحاظ ساختاری و عملکردی با سایر بخش های همان سلول ارتباط تنگاتنگ و پویایی دارد. این واقعیت کلید درک چگونگی عمل ده ها هزار پروتئین را که ساختار آدمی بر پایه آن بنا شده است، به شدت تسهیل کرده است. به همین دلیل هم هست که از منظر زیست شناختی در عین کثرت، یکنواختی شگفت انگیزی بین تمام موجودات زنده وجود دارد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  4:06 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اخبار فیزیولوژی پزشکی

نقش هورمون‌ها و عوامل عصبی در کنترل اشتها
از جمله عوامل مهمی که به ‌عنوان عامل ‌زمینه‌ ساز چاقی در کودکان و بزرگسالان مطرح است، دریافت زیاد غذا، به ‌ویژه غذاهای پرچرب و پرانرژی، بیش از نیاز فرد می ‌باشد. البته در این زمینه نقش میزان فعالیت بدنی، به خوبی بررسی و شناخته شده است.


  
از جمله عوامل مهمی که به ‌عنوان عامل ‌زمینه‌ ساز چاقی در کودکان و بزرگسالان مطرح است، دریافت زیاد غذا، به ‌ویژه غذاهای پرچرب و پرانرژی، بیش از نیاز فرد می ‌باشد. البته در این زمینه نقش میزان فعالیت بدنی، به خوبی بررسی و شناخته شده است.
از سویی دیگر، برخی کودکان تا ۱۲ ماه اول زندگی اشتهای خوبی دارند، اما از ۳- ۱ سالگی اشتهایشان کمتر می ‌شود. کودکان برای صرف غذا، شوق و انگیزه ‌ی کمتری دارند و غذاهای مورد مصرف خانواده، به ویژه سبزی‌ ها را نمی ‌خورند. این موضوع موجب نگرانی یا عصبانیت والدین می شود.
اشتها در انسان، به طور طبیعی کنترل کننده‌ ی تقریبی میزان دریافت غذا می ‌باشد. طوری که فرد با اشتهای کافی شروع به خوردن کرده و با از بین رفتن اشتها یا سیر شدن، از غذا خوردن دست می‌ کشد.
* سیستم کنترل کننده ‌ی اشتها، پیچیده است.
اشتها، در اوایل عمر بسیار دقیق عمل می ‌کند؛ به ‌طوری که مقدار شیری که نوزاد می‌ نوشد، با نیاز واقعی او کاملاً تناسب دارد.
انسان موجودی اجتماعی است، در نتیجه رفتارهای اطرافیان (یعنی محرک‌ های محیط) می ‌تواند بر سیستم کنترل اشتهای وی خدشه وارد سازند. طوری که فرد سیر، ممکن است با تعارف زیاد اطرافیان مجدداً غذا بخورد یا فرد گرسنه ‌ای که در جلسه ی مهمی حضور دارد، به ناچار گرسنگی را تحمل نماید.
دیگر عوامل محیطی از جمله امکانات تهیه ‌ی غذا، در دسترس بودن آن، شکل ، بو، مزه‌ی غذا و همچنین فرهنگ غالب جامعه در مورد نحوه، نوع و مقدار غذای دریافتی، در کنترل مقدار دریافت غذا و اشتهای فرد نقش بسیار مهمی ایفا می‌ کنند.
علاوه بر تأثیر جامعه و محیط، عواملی چون ژنتیک، عوامل عصبی، مواد مغذی خاص و هورمون‌های ترشحی بدن در کنترل اشتها نقش مهم و اساسی دارند.
نقش ژن‌ها، مجزا از محیط ، در تعیین چگونگی مصرف غذا (به صورت مقدار و دفعات غذا خوردن) و همچنین در قد و وزن افراد (که بر غذا خوردن به طور ثانویه اثر دارد) حایز اهمیت می‌ باشد.
اخیراً (در سال ۲۰۰۴) مشخص شده که ژن‌ها در کنترل اشتها نیز نقش دارند. طبق این پژوهش، نقش‌ ژن‌ها در کنترل گرسنگی، میزانی از پُر شدن معده که گرسنگی را فرو بنشاند، انتخاب نوع و مقدار غذای دریافتی و برخورد با غذا در جمع کاملاً شناخته شده است.
میزان تأثیر یکی از دو عامل محیط و ژنتیک بر فرد، بسیار پیچیده بوده و از فردی به فرد دیگر متفاوت می‌ باشد.
● نقش هورمون‌ها در کنترل اشتها
افراد چاق، به گروه‌های پُرخور و غیر پُرخور تقسیم می ‌شوند. نقش هورمون‌ها در تنظیم اشتها به خوبی مشخص شده است.
▪ لپتین ( LEPTIN ) از جمله مهم ترین هورمون ‌های ترشح شده در بدن می‌ باشد که بر هیپوتالاموس اثر کرده و اعلام سیری می ‌کند. ولی در صورت عدم پاسخ مناسب به این هورمون، فرد پُرخوری می‌ کند. بافت چربی بدن علاوه بر لپتین، هورمون‌هایآدیپونکتین ورزیستین را هم ترشح می‌ کند. این سه هورمون در اثر پیام‌ های ارسالی به مغز توسط بافت چربی، در ارتباط با حجم انرژی ذخیره شده ترشح می‌ شوند.
▪ انسولین، هورمونی است که از سلو‌ل‌ های بتای جزایر لانگرهانس لوزالمعده (پانکراس) ترشح می‌ شود و با کاهش قند خون سبب تولید علایم گرسنگی توسط هیپوتالاموس می‌ گردد.
▪ گرلین (GHRELIN) هورمون دیگری است که از معده ترشح می ‌شود و در گرسنگی نقش دارد و اگر میزان ترشح آن در بدن زیاد باشد و یا به خوبی عمل نکند، موجب پُرخوری می‌ گردد.
سه هورمون دیگری که در سیری و کاهش اشتها نقش دارند، عبارت هستند از:
کوله سیستوکنین، پپتید شبه گلوکاگون (GLUCAGON- LIKE PEPTIDE۱ یا G L P-۱) یا پپتید ۳۶- ۳ YY(که از معده ترشح می ‌شود).
● نقش عوامل عصبی در کنترل اشتها
لازم به ذکر است که نقش عوامل عصبی که از طریق عصب واگ، سیستم گوارشی را تحت تأثیر قرار می ‌دهند، هم روشن شده است. دانشمندان در زمینه‌ ی کنترل سیستم عصبی، برای قسمت ‌های مختلفی از مغز نقشی قائل شده‌اند.
از میان انتقال دهنده‌ های امواج عصبی که بین سلو‌ل ‌های مغزی ترشح شده و عمل می ‌کنند، نقش نوروپپتید Y (پپتید وابسته به ژن آگوتی) و اورکسین (OREXIN) در تحریک اشتها، همچنین نقش ملانوکورتین‌ها و هورمون محرکه ی آلفاملانوکورتین در سیری تعیین شده‌اند.
هر چه حجم معده بزرگ تر شود، ارسال علایم عصبی سیری کاهش می ‌یابند. در نتیجه افراد دارای معده ‌ی بزرگ تر، بیشتر هم می‌ خورند.
پروتئین‌ها از مولکول ‌هایی به نام اسیدهای آمینه ساخته شده‌اند. برخی اسیدهای آمینه ی تشکیل دهنده ‌ی پروتئین‌ها، باید از طریق غذا دریافت شوند که به آنها اسیدهای آمینه ی ضروری گفته می ‌شود. کمبود حداقل یکی از اسیدهای آمینه ی ضروری ، موجب ایجاد چندین واکنش شیمیایی و فیزیکی در بدن می ‌شود و از آنجا که این اسیدهای آمینه با سوخت و ساز ملکول های چربی و کربوهیدرات‌ها هم در ارتباط هستند، به نظر می ‌رسد سیری کوتاه مدت را تحت تأثیر قرار می ‌دهند.
دریافت مقادیر بالای ویتامین D (به ‌صورت دارویی)، علاوه بر ایجاد عوارضی برای بدن موجب بی ‌اشتهایی می ‌شود.
سیگار، عموماً موجب کاهش اشتها شده و ترک سیگار، اغلب تا مدت‌ها اشتهای فرد را افزایش می ‌دهد.
در حیواناتی که تابستان اشتهای زیادی دارند، ترشح لپتین افزایش می‌ یابد، ولی حساسیت نسبت به آن کم می ‌شود. در روزهای کوتاه زمستانی که حیوانات اشتهای کمی دارند، عکس این قضیه رخ می ‌دهد. بخشی از هیپوتالاموس که به لپتین واکنش نشان می ‌دهد، به کمک عواملی از قبیل نوروپپتید Y، ملانوکورتین و مسیرهای وابسته به کوکائین و آمفتامین‌‌ها، اشتها را کنترل می ‌کند.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  4:06 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اخبار فیزیولوژی پزشکی

تغییرات ۵ حس انسان با افزایش سن

مسن شدن یک تاثیر قابل قیاس بر تمامی قسمت های بدن دارد، شامل قلب، استخوان ها، ذهن، بخصوص اگر شما از خودتان مراقبت نکنید.

پروسه مسن شدن همچنین بر ۵ حس تاثیر می گذارد.قدرت بینایی و شنوایی واضحأ و چشایی و بویایی معمولا کاهش می یابد هرچه که افراد مسن تر می شوند. از دست دادن حس از هر نوعی ، اگر تصحیح نشود یا کاهش یابد ، می تواند بر روی هم تاثیر بر سلامتی و سرزندگی شما کند.

عدم توانایی دیدن به وضوح ، برای مثال، می تواند منجر به میزبانی دیگر مشکلات،از یک دامنه کناره گیری اجتماعی تا صدمات ناشی از افتادن.چنین صدماتی نیاز به بستری شدن در بیمارستان دارد.یا بدتر ، آنها ممکن است منجر به عوارض جسمی جدی ، که می تواند ایجاد ناتوانایی های بیشتر کند.

همچنانکه، افراد پیرتر با کاهش شنوایی خیلی بیشتر دچار تحرکات جسمی می شوند، شناخت و کنجکاوی کمتر، و ارتباط کمتر برقرار و کمتر اجتماعی هستند.

اگر شما مشکل چشایی یا بویایی مواد عطری لذت بخش دارید، شما ممکن است علاقه به غذا را از دست بدهید و دچار بی اشتهایی شوید.این می توانید شما را در خطر سوء تغذیه قرار دهد. بهداشت ممکن است تحت تاثیر قرار گیرد اگر شما بوی بد بدن را حس نکنید.و سلامت مورد نگرانی می شود اگر شما بوی بخارات مضر یا گازها یا دود ناشی از آتش را متوجه نشوید.

مانند پروسه مسن شدن ، سرعت و درجه کاهش حس های شما در مابقی زندگی بشدت فردی می باشد. ژنتیک، محیط و شیوه زندگی شما همگی نقش بازی می کنند.

خبر خوب این است که خیلی از انواع کاهش حس ها قابل تصحیح یا بهبودی با مداخلات دارویی و جراحی و یا کمک گرفتن و وسایل ، مانند عینک، سمعک، و آمپلی فایر تلفن قابل رفع هستند.بنابر این مطمئن باشید و با مهیا کننده سلامت خود اگر شما از هر تغییری در بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی، یا لامسه رنج می برید صحبت کنید.

تغییرات در بینایی

بینایی روندی است که طی آن امواج نور از یک شیئی که به آن نگاه می شود ثبت شده ، تفسیر شده و به عنوان یک تصویر به وسیله مغز ثبت می شود.برای این اتفاق ، امواج نور از قرنیه، مردمک، و عدسی چشم می گذرد.امواج نور سپس بر روی شبکیه باز تاب شده ، که در پشت چشم قرار گرفته. عصب چشمی در پشت شبکیه علائم از انتهای اعصاب در شبکیه را گرفته و آنها را به قسمت هایی از مغز رله می کند که آن را مصور و قابل تشخیص می کند.

سوء عمل های گوناگونی در روند دیدن با مسن شدن افراد ممکن است رخ دهد. آنها ممکن است ایجاد شوند به وسیله:

-  کم شدن سفتیTone ماهیچه ای

-  کاهش لیزی و روانی  چشم

-  هر کدامیک از اختلالات و بیماریهای چشم

کاهش قدرت انقباض ماهیچه ای.ماهیچه هایی که کنترل حرکات چشم می کنند می توانند با مسن شدن دچار سوء عمل شوند. بیشترین شیوع در ماهیچه هایی است که حمایت از پوست اطراف کاسه چشم و کنترل پلک بالایی و پایینی می کنند ممکن است آنقدر شل یا ضعیف شوند و ثبات و قابلیت ارتجاعی خود را از دست دهند. به مرور زمان آنها وارفته شده ، و موجب افتادن بافت های پیوندی و پوست اطراف چشم می شوند و خم شده و دارای چین های کلفت می شود.

کاهش تون ماهیچه ای و عملکرد می تواند منجر به تعدادی از وضعیت ها در چشمان مسن شودف اگر چه این وضعیت ها همیشه به علت مسن شدن نیستند. برجسته ترین این اوضاع افتادگی پلک یا ptosis(blepharoptosis) است – یک افتادگی مشخص پلک بالایی. اگر درمان نشوند ، افتادگی ممکن است بینایی را مختل و منجر به سردرد و خستگی و کوفتگی شود.

کاهش لیزی و روانی چشم. غده اشکی در چشم تولید اشک های محافظتی با هر پلک زدن می کند. این اشک ها چشم را تمیز و لیز نگه می دارند.با افزایش سن، غده ممکن است شروع به سوء عمل می کند، تولید اشک را کاهش می دهد.این می تواند منجر به سوزش، خارش چشم ها و دیگر تحریکات چشم شود.

مشکل شایعی که می تواند با مسن شدن در چشم ها ایجاد شود سندرم چشم خشک،  است که در آن لایه اشکی که چشم را می پوشاند خیلی سریع خشک می شود. و به علت اینکه تولید اشک با مسن شدن کاهش می یابد ،باز پر سازی این لایه اشکی کافی نیست.

اختلالات یا بیماری های چشم. مشکلات بینایی ممکن است نتیجه وقتی باشد که ساختمان های مختلف چشم مختل شده یا دچار بیماری شوند.مردمک ها کوچکتر شده- در ۶۰ سالگی به اندازه یک سوم بر اساس یک تخمین می شود- به هم خوردن میزان نوری که از آن می گذرد.

در اینجا اختلالات و بیماری هایی که اغلب با مسن شدن ایجاد می شود:

تباهی و انحطاط ناحیه ماکولا  macular degeneration  در ارتباط با سن. این بیماری علت منجر به کوری در افراد بالای ۵۰ سال است. این بیماری به وسیله صدمه به ناحیه ماکولا در شبکیه ، ناحیه ای که حد و مرز آن کاملا معین است ، مرکز بینایی است.

آب سیاهGlaucoma  گلوکوما یک از علل منجر به کوری در ایلات متحده امریکا است. این بیماری به وسیله یک افزایش غیر طبیعی فشار مایع داخل حفره ای چشم ها ایجاد شده ، و صدمه به عصب بینایی می زند.

آب مرواریدCataracts  – دیگر محصول مسن شدن آب مروارید است، یک وضعیت که در آن عدسی های چشم که بصورت طبیعی تمیز و شفاف هستند به صورت پیشرونده ای تیره و ابر آلود می شوند، و سرانجام مانع عبور نور و رسیدن به شبکیه شده یا نور را پراکنده و موجب چشم دوزی و خیره نگاه کردن می شوند.

پیر چشمیPresbyopia(دوربینی)  – اغلب افراد دچار این حال میشوند، به طور نمونه شروع می شوند از ۴۰ سالگی. در پیر چشمی، عدسی هایی که به صورت طبیعی خاصیت ارتجاعی دارند به صورت شدیدی سخت شده و قادر به تمرکز بر اشیاء نزدیک نیستند .

شب کوری- افراد با آب مروارید ممکن است از شب کوری رنج ببرند، موسوم به شب کوریnyctalopia بوسیله افراد حرفه پزشکی است.ممکن است برای برخی افراد تمیز دادن اغلب رنگ ها، بخصوص آبی از سبز سخت باشد.چشم دوزی از نور زیاد که به علت پراکندگی نور بخاطر آب مروارید است ممکن است منجر به مشکل رانندگی در شب شود یا مشکل هدایت به دستشویی در تاریکی دارند و غیره.

برای کاهش شانس داشتن هر یک از این مشکلات در یک سن جولنتر، مهم است که شما معاینان منظم چشم پزشکی داشته باشید شروع از ۴۰ سالگی.

تغییرات در شنوایی

روند شنوایی شروع می شود از زمانی که امواج صدا وارد گوش شده و موجب لرزش پرده صماخ شده ، و موجب می شود که آن شروع به ارتعاش کند.ارتعاشات از طریق ۳ استخوان نازک در گوش میانی ، و سپس عمیق تر رفته به گوش داخلی آنجایی که آنها به پیام های عصبی یا ایمپالس ها تبدیل می شوند. عصب شنوایی پیام ها را دریافت کرده و آنها را فشرده کرده به سمت مغز برای تفسیر می فرستد.

در مابقی زندگی، مقداری از درجات کاهش شنوایی خیلی اجتناب ناپذیر است همچنانکه ساختمان های بغرنج و شبکه عصبی در گوش میانی و داخلی به آهستگی شروع به وارفتن می کنند. عصب شنوایی می تواند بخودی خود تحت تغییراتی از در ارتباط با مسن شدن قرار گیرد، منجر به تغییرات تفسیری شود.

برخی از مشکلات شنوایی در ارتباط با سن عبارتند از:

- پیر گوشیPresbycusis – پیر گوشی یکی از شایعترین انواع کاهش شنوایی است که در انتهای زندگی تجربه می شود ، اما آن می تواند از ۴۰ سالگی شروع شود. تغییرات در عصب شنوایی منجر به مشکل در شنیدن بوضوح فرکانس های بالای صدا می شود.

- زنگ زدن گوشTinnitus – زنگ زدن گوش همچنین در بین افراد مسن تر رایج است. در این وضعیت، یک فرد به صورت دوره ای یا دائمی پارازیت ها یا صداهای غیر طبیعی می شنود، مانند زنگ زدن. زنگ زدن گوش می تواند به خودی خود اتفاق افتد یا یک نشانه از دیگر وضعیت ها باشد، مانند بیماری مینیرMenieres disease,  که همراه با چرخش و نسبتا شایع است.

به طور یقین عوامل خطر نقشی در شروع مشکلات شنوایی در افراد پیرتر دارند. آنها شامل در معرض صدای بلند به صورت مزمن بودن، سیگار کشیدن، عفونت های بیشمار گوش میانی است. اگر شما متوجه هر گونه تغییری در شنوایی خودتان شدید ، مهم است که شما تحت یک آزمایش محاوره شنوایی قرار بگیرید.

تغییرات در چشایی و بویایی

بویایی و چشایی دو حس جداگانه و مجزا هستند که اغلب برای مقاصد متفاوت با هم کار می کنند. آنها می توانند احساسات فرح بخش را تشخیص و یا حتی فرد را از خطر آگاه نمایند.آنها همچنین نقش مهمی در پذیرش و لذت بردن از غذا دارند_ سوختی که مورد احتیاج بدن برای حفظ بهترین سلامتی و عملکرد است.

هر چه بدن پیرتر می شود ، تند و تیزی چشایی و بویایی به طور طبیعی کاهش می یابد . در هر دو مورد ، تحقیقات اکنون بیانگر این است که مسن شدن به تنهایی نمی تواند به تنهایی مسئول باشد.

تغییرات در چشایی. چشایی اتفاق می افتد وقتی که مولکولهایی از غذا یا مایع به گیرنده های سلولی کوچکی چفت شده که یه صورت هزاران جوانه چشایی زبان را پوشانده اند.عصب های مخصوص پیام ها را از سلول های گیرنده گرفته و آنها را به سمت مغز هدایت می کند، که سپس معین و تشخیص داده می شوند به عنوان طعم.جوانه های چشایی می توانند ۱۰۰۰۰ طعم مختلف را تشخیص دهند. چسبیده به هر جوانه چشایی سلول های گیرنده طعم هستند که هر ۱۰ روز جایگزین با سلول های جدید و نو می شوند.

حس چشایی با مسن تر شدن کاهش می یابد . به طور کلی، افراد پیرتر احتیاج به شیرینی های غلیظ شده دارند برای چشیدن شیرینی و شدت ترشی کمتر برای چشیدن ترشی. اگرچه بدقت معلوم نیست که این چطور اتفاق می افتد، یک تئوری این است که تولید بزاق کاهش می یابد.این به نوبه خود منجر به وضعیتی به نام خشکی دهان می شود، که می تواند حس چشایی را کاهش دهد.بعضی متخصصان استدلال می کنند که  ،  هر چند خشکی دهان یک چیز مسلم و معین در سن پیری نیست و یک فرد پیر سالم می تواند تولید بزاق به اندازه یک فرد جوان تر داشته باشد .

توافق کلی وجود دارد که میزبانی دیگر عوامل می تواند تداخل با حس چشایی در افراد پیر داشته باشد.این عوامل شامل:

-  زخم های دهان، پوسیدگی دندان یا فقر روزانه مراقبت از دهان

- برخی داروها و دارو درمانی، شامل شیمی درمانی و اشعه درمانی برای درمان سرطان

-   فقر غذایی

بیماریهایی که بر دهان تاثیر می گذارند ( برای مثال،بیماریهای دندان و لثه) می تواند حس چشایی را در سالهای بعد مختل کند ، همانطور که بیماریها می تواند تاثیر بر دیگر قسمت های بدن (مانند دیابت، سرطان، بیماری تیروئید، سکته و دیگر وضعیت های عصبی).

کاهش حس چشایی می تواند منجر به بی اشتهایی و سوء تغذیه شود. یک فرد که از کمبود چشایی رنج می برد ممکن است سهوأ غذای آلوده و فاسد را بخورد و او را در خطر مسمومیت غذایی یا دیگر بیماری ها قرار دهد.

مهم است که مراقبت خوبی از دهان در طول زندگی داشته باشیم که پیشگیری کنیم از هر مشکلی که می تواند منجر به یک کاهش در حس چشایی شود.

تغییرات در بویایی.حس بویایی معین و تمیز می دهد بین بو و رایحه ها. آن کار می کند در هماهنگی با حس چشایی در مشخص کردن غذا که برای مصرف انسان سالم است و همچنین لذت بخش است. بویایی امکان پذیر است وقتی که مولکولهای غذا از طریق سوراخ بینی وارد بینی می شود. این مولکولها به گیرنده های خاص سلولی که پیام ها را به نواحی تخصیص یافته در مغز برای معین کردن و تشخیص.

اما تندی و تیزی بویایی تندتر کم می شود با افزایش سن تا تندی و تیزی چشایی. در خلال ۵۰ سالگی ، کاهش سریعتر است. در حدود ۸۰ سالگی ، حس بویایی نصف تندی و تیزی زمان جوانی است.

همانند چشایی، بویایی می تواند تحت تاثیر عواملی قرار گیرد:

- بهداشت پایین بینی و احتقان بینی ، همانند آنچه با سینوزیت اتفاق می افتد.

-  اغلب داروها و درمان های پزشکی

-  بیماریهایی که تاثیر بر بینی، راه عبور بینی یا سینوسها می گذارند، به همان خوبی بیماری اعصاب.

شما ممکن است با پزشک خود اگر دریافتید که تغییرات در ارتباط با سن در بویایی تاثیر بر زندگی یا سلامت شما می گذارد صحبت کنید.

تغییرات در لمس

وقتی شما فردی یا چیزی را لمس می کنید، یا فردی و چیزی شما را لمس می کند، حس می تواند سرد یا گرم ، سخت یا نرم، لذت بخش یا دردناک باشد. احساس به عنوان پیام هایی به وسیله شبکه عصبی سطحی گرفته می شوند. این اعصاب (موسوم به نورون) پیام را به گیرنده های عصب در سیستم عصبی مرکزی منتقل می کنند.از سیستم عصبی مرکزی ، علائم به طرف مغز رله شده ، که آنها را آنالیز و تفسیر می کند.

در پیری ، حس لامسه ممکن است کمتر حساس باشد. دلایلی وجود دارد که چرا این اتفاق می افتد. اولین، خارج پوست(یا اپیدرم) باد را لمس می کند. بطور کلی ، که آن اولین سد دفاعی در برابر بیماریها، آلودگی ها، اشعه های مضر از خورشید، باد، گرما و سرما است.

با به سراشیب رفتن سالها پوست نیز می رود.برای مثال، الاستین و کلاژنی که در پوست یافت می شود شروع به خراب شدن می کنند. این دو ماده به پوست حالت ارتجاعی و نرمی را میدهد.

این تغییرات ، در یک همنوایی کار می کنند، می تواند موجب مسن شدن پوست که خشک تر ، نازک تر، خاصیت ارتجاعی کمتر و انعطاف پذیری کمتر، بعضی اوقات موجب کاهش حساسیت بعضی افراد پیر به اغلب فشارها و لرزش ها می شود.همچنین می تواند یک تغییر در حساسیت دما اتفاق افتد.

یک فرد بطور کلی سردی را بیشتر دارد، اما ممکن است زحمت بیشتری در افتراق بین یک شیئ که سرد است تا خنک داشته باشد.

دیگر مشکلات سلامتی،متداول در بالغین پیر، همچنین ممکن است تغییرات در حس لامسه در پیری را توضیح دهد. اینها شامل:

-  جریان خون کم

-  صدمات پوستی و عصبی به علت دیابت و دیگر بیماریها

- دیگر اختلالات عصبی و مغزی و اغلب نا خوشی های روحی

-اغلب داروها و درمان  های پزشکی

کاهش حس لامسه می تواند افراد را در افزایش خطر صدمات جدی قرار دهد مانند زخم بستر، زخم های پوست، گرما زدگی، سوختگی ها،و کاهش دما (کاهش دمای غیر طبیعی بدن).

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  4:06 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اخبار فیزیولوژی پزشکی

آشنایی با دستگاه های بدن

دستگاه گوارش
 

دستگاه گوارش از لوله گوارش و اعضای مرتبط با آن تشکیل می شود. لوله گوارش یک لوله پیچ خورده به طول حدود۷ ‌متر است که غذا در حین هضم شدن از آن عبور می کند. این لوله شامل دهان، حلق، مری، معده، روده های کوچک و بزرگ، راست روده و مقعد است.

اعضای گوارشی مرتبط عبارتند از۳ ‌جفت غده بزاقی، کبد، لوزالمعده و کیسه صفرا. دستگاه گوارش، غذا را به قطعات کوچکتر تبدیل می کند تا به وسیله سلول های بدن قابل استفاده شوند و مواد باقیمانده را به شکل مدفوع، دفع می‌کند.
صفاق
یک غشای چین خورده به نام صفاق، سطح درونی جدار شکم و تمامی اعضای گوارشی را می پوشاند.
دهان و مری
فرایند گوارش در دهان آغاز می شود. عمل دندان ها و زبان در طول جویدن، غذا را برای بلع به قطعات نرم و کوچکتر تبدیل می کند و از طرفی مواد موجود در بزاق، کربوهیدارت های موجود در غذا را تجزیه می کنند. در هنگام بلع، زبان لقمه غذا را از گلو به مری می راند. در همین زمان، کام نرم حفره بینی را می بندد و اپی گلوت که یک زایده کوچک غضروفی در پشت زبان است، حرکت کرده، حنجره را می بندد و به این ترتیب غذا وارد بینی یا حنجره نمی شود.
معده
غذا از مری به داخل معده می رود. آنجا ممکن است به هم خوردن و تجزیه جزئی آن به وسیله مایعات گوارش کننده تا ۵ ساعت طول بکشد تا تبدیل به یک ماده نیمه مایع به نام سوپ معدی شود. مایعات بلعیده شده مثل آب و الکل از معده و روده مستقیماً‌ در عرض چند دقیقه عبور می کنند.

روده کوچک
سوپ معدی وارد دوازدهه (قسمت اول روده کوچک) می شود و به وسیله مایعات گوارش کننده کبد و لوزالمعده باز هم تجزیه می شود. مرحله نهایی هضم در بقیه روده کوچک صورت می پذیرد. در روده کوچک، مایعات گوارش کننده ای که از جدار روده آزاد می شوند، مواد غذایی را به واحدهای شیمیایی کوچکی تبدیل می کنند به طوری که بتوانند از جدار روده وارد شبکه رگ های خونی اطراف آن شوند.

روده بزرگ
پس از جذب مواد غذایی در روده کوچک، مانده باقیمانده وارد روده بزرگ می شود. بیشتر آب موجود در این مواد به داخل بدن بازجذب می شود و ماده دفعی نیمه جامد باقی مانده، مدفوع نامیده می شود. مدفوع وارد راست روده می شود و در آنجا تا زمانی که با یک حرکت روده ای خارج شود نگهداری می شوند.

کبد، کیسه صفرا و لوزالمعده
کبد، کیسه صفرا و لوزالمعده، به تجزیه شیمیایی غذا کمک می کنند. کبد از محصولات گوارش برای ساخت پروتئین هایی مثل پادتن ها (که به مقابله با عفونت ها کمک می کنند) و عوامل لخته کننده خون استفاده می کند. کبد همچنین سلول های خونی فرسوده را تجزیه می کند و مواد اضافی را به صورت صفرا دفع می کند که درکیسه صفرا ذخیره می شوند و در گوارش چربی ها نقش دارند.

ورود غذا به دوازدهه (اولین قسمت روده کوچک) کیسه صفرا را تحریک می کند تا از طریق مجرای صفراوی، صفرا را به درون دوازدهه بریزد. لوزالمعده،‌ مایعات گوارش کننده قدرتمندی را ترشح می کند که در هنـگام ورود غذا به دوازدهـه، وارد آن می شوند. این مایعات، همراه با مایعات گوارش کننده ای که به وسیله سطح داخلی روده تولید می شوند، کمک می کنند تا مواد غذایی به موادی تجزیه شوند که جذب خون شده، به کبد برده می شوند.

اعضای گوارشی
کبد، کیسه صفرا و لوزالمعده که در قسمت فوقانی شکم قرار دارند، مایعات گوارش کننده را به درون دوازدهه ترشح می کنند. صفرا از کبد و یک صفرا وارد مجرای صفراوی می شود و ترشحات لوزالمعده نیز مستقیماً‌به دوازدهه می ریزد.
حرکات دودی
غذا در طول لوله گوارش به وسیله توالی مداوم انقباضات عضلانی که حرکات دودی نام دارند، به جلو رانده می شود. دیواره های لوله گوارش با عضلات صاف پوشیده شده اند. برای راندن لقمه غذا به جلو، عضلات پشت غذا منقبض و عضلات جلوی آن شل می شوند. موج دودی برای حرکت دادن غذا در طول لوله گوارش، عضلات جداره ها با یک توالی به نام موج دودی منقبض و شل می شوند.

دستگاه دفع ادرار
دستگاه ادراری، مواد دفعی را از خون پاک کرده، آنها را به همراه آب اضافی با ادرار دفع می کند. همچنین غلظت مایعات بدن را تنظیم و تعادل اسید ـ باز بدن را برقرار می کند.

این دستگاه از یک جفت کلیه، مثانه، حالب که کلیه را به مثانه وصل می کند( و پیشابراه )لوله ای که از طریق آن ادرار بدن خارج می شود تشکیل می شود. کلیه ها اعضایی لوبیایی شکل و به رنگ قرمز مایل به قهوه ای هستند که در پشت شکم و در دو طرف ستون فقرات قرار دارند. آنها حاوی واحدهایی به نام نفرون هستند که خونی را که از کلیه ها می گذرد، تصفیه و ادرار تولید می کنند.

سپس ادرار از حالب ها به سمت مثانه پایین می رود. مثانه به وسیله یک حلقه عضلانی (اسفنکتر) که دور خروجی پایینی آن قرار دارد، بسته می ماند. این عضله می تواند به طور ارادی شل شود و اجازه خروج ادرار از پیشابراه را بدهد. پیشابراه مرد، بزرگتر از پیشابراه زن بوده، به عنوان محل خروج مایع منی(مایعی که حاوی اسپرم است و در حین فعالت جنسی خارج می شود) عمل می کند. از آنجا که پیشابراه زن کوتاهتر است و نزدیک به مهبل و مقعد باز می شود، زنان بیش از مردان، مستعد عفونت های ادراری هستند.
ساختار کلیه
کلیه شامل۳ ‌ناحیه است: قشر (لایه خارجی)، مدولا(لایه میانی) و لگنچه کلیوی (ناحیه داخلی). قشر حاوی واحدهای کارکردی به نام نفرون است. هر نفرون شامل یک گلومرول (مجموعه ای از مویرگ های تخصص یافته که خون در آنها تصفیه می شود و یک لوله کلیوی که از آن مایعات دفعی حاصله عبور کرده، به ادرار تبدیل می شوند) است. مدولا شامل گروهی از مجاری جمع کننده ادرار اسـت. ادرار از این مجـاری وارد کالیس های کوچک و سپس کالیس های بـزرگ مـی شود که به لگنچه کلیوی باز می شوند. از اینجا ادرار وارد حالب می شود.
ادرار چگونه ساخته می شود؟
ادرار از موادی تشکیل می شود که در نفرون ها بر اثر تصفیه خون ایجاد شده اند. هر کلیه حدود یک میلیون نفرون دارد. هر نفرون از مجموعه ای از مویرگ های باریک به نام گلومرول و لوله ای به نام لوله کلیوی تشکیل می شود. این لوله ۳ قسمت دارد: لوله پیچیده نزدیک، قوس هنله و لوله پیچیده دور. خون ابتدا از گلومرول عبور می کند.

دیواره های مویرگ ها، منافذی دارند که اجازه عبور آب و ذرات کوچک (مثل نمک ها ) را می دهند، ولی ذرات بزرگتر مثل پروتئین ها و گلبول های قرمز از آنها عبور نمی کنند. مایعی که از خون گرفته شده است و ماده تصفیه شده نام دارد، وارد لوله کلیوی می شود و در آنجا آب و سایر مواد مفید آن مثل گوکز و نمک ها در صورت لوزم به داخل جریان خون بر می گرداند.

دوران کودکی
زمانی است که رشد و نمو جسمی، ذهنی و اجتماعی قابل توجهی  روی می دهد و در طی آن شخص از یک شیرخوار وابسته، به انسان بالغ و خودکفا تبدیل می شود.

علاوه بر آن کودک مهارت هایی را می آموزد که به او امکان می دهد به افراد دیگر و با محیط کنش متقابل ایجاد نماید.

سرعت رشد در سال اول زندگی بیش از سایر زمان هاست و دوره دیگری از رشد سریع هم در دوران بلوغ رخ می دهد که دوران گذرا از کودکی به بزرگسالی است. کودکان بسیاری از مهارت های ضروری جسمی، ذهنی و اجتماعی را در۵ ‌سال اول زندگی کسب می کنند، اما فرآیند آموختن تا پایان عمر ادامه می یابد.

چگونگی رشد و نمو استخوان ها
در هنگام تولد، بیشتر اسکلت از بافت غضروفی تشکیل شده است و استخوان صرفاً در تنه استخوان های دراز وجود دارد. در طی کودکی، به تدریج استخوان جایگزین غضروف می شود که به این روند استخوان سازی می گویند.

در استخوان های بلند اندام ها، نواحی موسوم به صفحه رشد وجود دارند که برای دراز شدن استخوان مرتب غضروف تولید می کنند و سپس این غضروف به استخوان تبدیل می شود. با شروع دوران بزرگسالی، استخوان سازی خاتمه می یابد و اسکلت هم به بزرگترین اندازه ممکن خود رسیده است.

استخوان های بلند درکودکان
رشد و استخوان سازی (تشکیل استخوان) در انتهای استخوان های بلند انجام می شود.
استخوان های بلند در بزرگسالان
همه غضروف موجود در استخوان، استخوانی شده است. یک لایه غضروفی از انتهای استخوان محافظت می کند.
رشد و استخوان سازی (تشکیل استخوان) در انتهای استخوان های بلند انجام می شود.
چگونگی تکامل مغز و جمجمه
مجموعه نورون های نوزاد (سلول های عصبی) کامل است، اما شبکه مسیرهای بیـن سـلولـی در نـوزاد هنوز تکامـل نیافتـه اند. در ۶ سـال اول زنـدگی مغز رشـد مـی کند و شبکه عصبی (اعصاب) به سرعت پیچیده تر شده و در نتیجه یادگیری انواع رفتارها و مهارت ها برای کودک ممکن می شود.

برای آن که بزرگ شدن مغز ممکن شود، کرانیوم (بخشی از جمجمه که مغز را می پوشاند) هم در فضاهای نرم موسوم به ملاج و در فواصـل بیـن استخوان های جمجه موسوم به درز رشد می کند. این نواحی به تدریج تبدیل به استخوان می شوند. در طی بقیه دوران کودکی، مغز، شبکه عصبی و جمجمه با سرعت آهسته تری رشد می کنند.

مغز و جمجمه در هنگام تولد
شبکه عصبی کاملاً تکامل نیافته است. استخوان‌های جمجه‌ را درزها و ملاج‌ها از هم جدا نگه می‌دارند.
مغز و جمجه در۶ ‌سالگی
مغز تقریباً اندازه نهایی خود را یافته است و شبکه عصبی متراکم تر شده است. ملاج ها بسته شده اند و استخوان های جمجمه در محل درزها ثابت شده اند.
مغز و استخوان بزرگسلان
مغز و جمجه به حداکثر اندازه نهایی خود دست یافته اند. شبکه عصبی کمال یافته است؛ هرچند که با ادامه دادن یادگیری فرد، آن هم ممکن است به نمو خود ادامه دهد.
رشد بدن
رشد دوران کودکی را هورمون ها کنترل می کنند و علاوه بر آن، عواملی همچون رژیم غذایی و سلامت کلـی فرد هـم بر آن تأثیر می گذارند، بدن کودک مدام در حال رشد است.

اما میزان این رشد بسته به مرحله زندگی متفاوت است. روی هم رفته رشد در دوران شیرخوارگی و دوران بلوغ سریع تر از همه دوران های دیگر است. علاوه بر آن بعضی از اعضای بدن هم سریع تر از قسمت های دیگر رشد می کنند که این امر منجر به تغییر نسبت های بدنی کودک در حین رشد تغییر می۰شود. در هنگام تولد، اندازه سر، یک چهارم طول کل بدن است و تا۶ ‌سالگی نیز به سرعت به رشد خود ادامه مــی دهد.

خصیصه هـای صورت نیـز در طـی کودکی تغییـر مـی یابند؛ بدین ترتیب که صورت بزرگتر از باقی جمجمه می شود. اندام ها دردوران شیرخوارگی نسبت به سایر اجزای بدن کوچک تر هستند و با رشد کودک طویل تر می شوند که به ویژه این طویل شدن در دوران بلوغ سریع تر است. نهایتاً بدن در حدود‌۱۸ سالگی به اندازه نهایی خود می رسد. در این زمان، اندازه سر تقریباً یک هشتم طول کل بدن است در حالی که اندازه پاها نصف اندازه بدن است.
کسب مهارت‌ها در۵ ‌سال اول زندگی
نوزادان قادرند ببینند، بشنوند، اعمال بازتاب گونه داشته باشند (مثل مکیدن) و برای جلب توجه مادرخود گریه می کنند. از هنگام تولد تا حدود ۵ سالگی، خردسالان انواعی ازدیگر مهارت های ضروری را فرا می گیرند. مهارت های جسمی، چیره دستی، زبان و رفتار اجتماعی چهار جنبه مهم تکامل کودک هستند. کسب این مهارت ها طی مراحل مشخص موسوم به »شاخص های نمو« روی می دهد.

این مراحل به ترتیب خاصی روی می دهند و زمان آن را به صورتی نه چندان دقیق می توان پیش بینی کرد. هر چند که سن دقیق دستیابی به این مهارت ها در هر کودکی متفاوت است. توانایی یادگیری مهارت های خاص مثل کنترل ادرار و مدفوع به بلوغ دستگاه عصبی کودک بستگی دارد. علاوه بر آن قبل از یادگیری مهارت های پیچیده مشخص، ابتدا لازم است که کودکان توانایی های ساده تری را کسب کنند؛ برای مثال کودک باید قبل از آن که بتواند راه برود، باید بتواند بایستد. مهارت‌های جسمی مهمترین مهارت ها، کنترل یافتن بر وضعیت بدن،‌تعادل و حرکت است.

 شیرخوار ابتدا یاد می گیرد چگونه سرش را بلند کند و بچرخاند. سپس سرش را بلند کنند و بچرخاند سپس می نشیند. پس از آن یاد می گیرد که چگونه روی زمین بخزد، بایستند، راه برود و بدود. چیره دستی و بینایی کودکان یاد می گیرند که چگونه حرکات دست و بینایی خود را هماهنگ کنند. تا بتوانند اعمالی همچون برداشتن اشیا و نقاشی کردن را انجام دهند.

شنوایی و زبان در ابتدا کودکان فقط به سمت صدا برمی گردند و با بغ بغو کردن به آن پاسخ می دهند. در یک سالگی کودک اولین کلمه خود را به زبان می آورد و به تدریج معنی کلمات را می فهمد و پـس از آن یـاد مـی گیرد جمـله سازی کند. رفتار اجتماعی و بازی لبخند زدن اولین مهارت اجتماعی است که کودک فرا می گیرد. بعدها یاد می گیرد که با دیگر کودکان بازی کند و جدایی از والدین را تحمل کند. کودکان مهارت های عملی از قبیل تغذیه و لباس پوشیدن (به تنهایی) را نیز یاد می گیرند.

دستگاه تنفس
تنفس فرایندی است که از طریق آن،‌ بدن اکسیژن کسب می کند (برای تولید انرژی) و دی اکسید کربن (محصول دفعی اصلی) را دفع می کند. هوا از طریق بینی یا دهان وارد شده، از طریق نای (لوله هوا) به طرف برونش ها (راه های هوایی تحتانی) و برونشیول ها (راه های هوایی کوچکتر) در ریه ها می رود.

 برونشیول ها به کیسه هایی به نام آلوئول ختم می شوند که در اطراف آنها رگ های خونی قرار دارد. اینجا اکسیژن وارد خون و دی اکسید کربن وارد ریه ها می شود تا به خارج دمیده شود.

تنفس توسط دیافراگم (یک عضله) و عضلات بین دنده ای انجام می شود. دستگاه تنفسی شامل حلق (گلو)، حنجره و اپی گلوت نیز هست. لوزه ها و آدنوئیدهـای واقع در حـلق به مبارزه با عفونت ها کمـک می کنند. حنجره، حاوی طناب های صوتی است که برای تولید صدا به لرزش در می آیند. اپی گلوت در طول بلع، نای را می بندد تا غذا وارد ریه ها نشود

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  4:06 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اخبار فیزیولوژی پزشکی

فشار خون پایین را چگونه کنترل کنیم ؟

فشار خون شامل طیف وسیعی است. مثلاً فشار بالا هنگام کار قلب (مرحله انقباض) می تواند در محدوده ۹۰ تا ۲۴۰ میلی متر جیوه باشد. حدود یکصد سال قبل تشخیص داده شد که فشار بالای خون یکی از دلایل عمده سکته و حملات قبلی می باشد.

در آن زمان تصور این بود که فشار خون پایین یک عامل اصلی افسردگی و خستگی می باشد. تعداد زیادی از مردم در انگلستان در سالهای ۱۹۰۰ بطور اشتباه درمان می شدند. هرچند دلیل محکم که فشار خون پایین دلیل این دو بیماری ( افسردگی و خستگی ) است وجود ندارد.

تنها گروه اندکی از مردم دارای فشار خون پایین زیر مقدار  ۹۰/۶۶ میلی متر جیوه می باشند که درمان و مداوا لازم دارند. اکثر مردم دارای فشار خون پایین خیلی خوش شانس هستند، زیرا در میانگین(بطور متوسط) دارای عمر طولانی تر و بودجه بازنشستگی بهتر (بدلیل خرج کمتر جهت درمان) می باشند.

این مقاله «فشار خون پایین» برای قوت قلب و روحیه دادن به آنهایی است که دارای فشار خون پایین هستند و در عین حال باید مراقب آن نیز باشند و در تعداد بسیار کمی از آنها با دلیل ارثی است که این بیماری نیازمند مداوا و پیگیری پزشکی می باشد.

فشار خون چیست؟

قلب شما خون را به تمام بدن از طریق شبکه ای از رگها و مویرگها پمپ می کند و سپس خون از طریق سیاهرگها به قلب برمی گردد. وقتی قلب  منقبض می شود فشار خون در رگها  در حد بالایی است که آنرا فشار سیستولیک می نامند و هنگامی که قلب منبسط شده و از خون دوباره پر می شود فشار در رگها افت کرده و آنرا فشار دیاستولیک می نامند. هنگامی که فشار خون را اندازه گیری می کنند هر دو فشار فوق را اندازه می گیرند.

تغییرات فشار خون با مقدار بالا به این بستگی دارد که چه کاری انجام می دهد. پایین ترین فشار خون هنگامی رخ می دهد که شما خواب یا در حال استراحت کامل هستید. حالت سر پا بودن و ورزش کردن یا نگرانی و اضطراب سبب افزایش فشار خون می شوند.

در یک روز شاید هر یک از فشار خون های حد بالا (سیستولیک) و حد پایین شما (دیاستولیک) ممکن است حدود ۳۰ تا ۴۰ میلی متر جیوه تغییرات متناسب با یکدیگر داشته باشد. به همین دلیل هنگامی که شما قصد دارید فشار خون را سنجیده و ارزیابی کنید باید اندازه گیری ها در شرایط یکسان انجام شود.

فشار خون بالا معادل ریسک و خطر بالا برای بیماری قلبی و سکته می باشد. برای مثال اینکه یک فرد با فشار خون ۱۲۰/۸۰ میلی متر جیوه دارای خطر پذیری بالاتری نسبت به یک فرد با فشار خون ۱۱۰/۷۰ می باشد.

به همین دلیل این بسیار اهمیت دارد که یک فرد تلاش نماید که فشار خون پایین و سالمی داشته باشد. تحقیقات موجود نشان می دهد که اگر فشار خون شما کمتر از ۱۰۰/۷۰ باشد خطر پذیری شما برای سکته و حملات قلبی بسیار پایین بوده و به همین دلیل بهترین فشار خون زیر مقدار ۱۰۰/۷۰ می باشد.

فشار خون نرمال چقدر است؟

تا همین اواخر، فشار خون نرمال شامل میانگین فشار خون مردم بود برای مثال در انگلستان میانگین فشار خون افراد بزرگسال حدود ۱۲۵/۸۰ میلی متر جیوه می باشد، اگر چه این فشار خون(۱۲۵/۸۰) یک فشار خون نرمال و ایده آل نیست.

مثال دیگر اینکه در قوم یامومامو هندی ها که در جنگلهای گرمسیری ونزوئلا زندگی می کنند و همچنان به همان سیاق هزار سال پیش انسانها، با رژیمی شامل میوه، سبزی ها و ریشه ها با مقدار کمی گوشت زندگی می کنند. آنها دارای میانگین فشار خون ۹۶/۶۲ میلی متر جیوه هستند و با افزایش سن آنها این فشار خون افزایش نمی یاند. البته آنها دارای یک کلسترول میانگین حدود ۳/۱ میلی مول بر لیتر هستند و هیچ عارضه عروقی برای آنها ندارد.

فشار خون پایین چیست؟

اگر قوم یامومامو دارای یک فشار خون میانگین ۹۶/۶۲ و دارای نهایت سلامتی و تندرستی هستند، پس تعیین میزان میانگین فشار خون پایین مشکل می باشد. بسیاری از مردمی که دارای این فشار خون پایین مثلاً ۹۰/۶۰ هستند کاملاً نرمال و خوش شانس هستند بدین دلیل که از تمامی چیزهایی که مانند پرخوری، نخوردن میوه کافی و سبزی و چاقی و غیرفعالی سبب افزایش فشار خون می شود محافظت شده اند. هر چند تعداد کمی از مردم با فشار خون پایین وجود دارند که دلیل اساسی برای آن وجود دارد.

تقریباً در تمامی این موارد فشار خون هنگام بلند شدن بخصوص بلند شدن ناگهانی بسیار پایین می آید. این افت فشار هنگام ایستادن و یا بلند شدن احتمالاً از نشانه های سرگیجه و ضعف می باشد.

عموماً هنگامی که شما بلند می شوید خون تمایل به حرکت و جمع شدن در رگهای پاها دارد. و این عمل زمانی متوقف می شود که رگهای پاها منقبض شده و خون کافی به سمت قلب برگشت داده می شود و کاهشی در مقدار خون خروجی قلب بوجود نمی آید.

اینجاست که خون برای مغز آماده و ارسال می شود. به هر حال اگر در رگهای شما خون ذخیره شود، مقدار خون کمتری توسط قلب پمپ شده و خون کمتری به مغز می رسد. این دلیل سرگیجه و در بعضی مردم ضعف و غش می باشد. این مثال دقیقاً در محلهایی که مردم برای مدت زیادی سرپا هستند مثل رژه و تظاهرات و… اتفاق می افتد. شما می توانید این حالت را زمانی که بصورت چمباتمه و یا هنگام نگاه کردن طبقه پایین کتابها و سپس بلند شدن ناگهانی امتحان کنید.

بنابراین اگر شما دارای فشار خون پایین و همچنین نشانه هایی از سرگیجه و ضعف هنگام بلند شدن ناگهانی دارید، باید فشار خونتان را در دو حالت ایستاده و خوابیده چک نمایید. افت فشار خون هنگام بلند شدن را فشار خون پایین وضعیتی(postural heypotension) می گویند.

دلایل فشار خون پایین چیست؟

دلایل شایع عبارتند از:

ــ بیماری حاد و پیشرفته مثل خونریزی و یا عفونت شدید:

بسیاری از بیماریهای حاد با خونریزی شدید، از دست دادن مایع بدن، عفونت یا ضربه به قلب می تواند دلیل فشار خون پایین و فشار خون  خیلی پایین هنگام نشستن و یا ایستادن باشد. هنگامی که این بیماریها وجود داشته باشند اندازه گیری میزان فشار خون بیمار بسیار مهم است.

ــ داروهای کاهنده فشار خون :

تقریباً تمامی داروهای کاهنده فشار خون هیچ تأثیری بر کاهش فشار خون  هنگام بلند شدن ندارند.تنها گروه دارویی که بر روی فشار ایستادن اثر می گذارد آلفا بلاکرها هستند که در انگلستان دوکسازولین نمونه ای است که استفاده می شود. اگر شما از این دارو استفاده می کنید باید فشار خونتان را هنگام ایستادن اندازه گرفته و ببینید که آیا افت فشار خون دارید یا خیر.

اگر فرد مسن و یا دارای بیماری دیابت هستید شما دارای زمینه افت فشار خون هنگام ایستادن هستید و قرص ها و داروهای مدرن ممکن است اندکی آنرا بدتر و وخیم تر کند. اگر دچار مسمومیت غذایی و یا اسهال شده اید مقدار زیادی از مایع بدنتان کم شده است و ممکن است قرص های مصرفی فشار خونتان را بیشتر دچار افت نماید. اگر دچار مسمومیت غذایی شدید این بسیار مهم است که اگر فشار خونتان زیر ۱۱۰/۷۰ میلی متر جیوه است خوردن قرصها را ترک نمایید.

اگر دچار افت فشار خون هنگام بلند شدن هستید و از قرص و دارو استفاده می کنید، بلند شدن آهسته می تواند شما را کمک کند. برای مثال اینکه اگر در حالت خوابیده و درازکش هستید، ابتدا بنشینید و سپس با استفاده از گرفتن یک تکیه گاه بلند شوید.

ــ بیماری نادری که به عصبهای کنترل کننده رگها مربوط می شود.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  4:07 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اخبار فیزیولوژی پزشکی

آشنایی با حواس انسان
حواس ما، ما را از تمام جنبه های محیط خود آگاه می سازند. چشم ها اطلاعات بینایی را فراهم می کنند؛ گوش ها صوت راتشخیص می دهند و در تعادل نیز نقش دارند؛ بینی و زبان به ترتیب به بوها و مزه های مختلف پاسخ می دهند و اعصاب حسی پوست، ما را قادر به احساس تماس فیزیکی (لمس)، تغییرات دما و درد می کنند.

در هر مورد اطلاعات محیطی که به وسیله اعضای حسی تشخیص داده می شود، به وسیله اعصاب به مغز منتقل می شوند و در آنجا مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.

بینایی
اعضای بینایی، چشم ها هستند. شعاع های نوری که به هر چشم وارد می شود، به وسیـله قرنیـه و عدسی متمرکز شده، روی شبکیه می افتند و یک تصویر وارونه بر روی آن تشکیـل می دهنـد. سلـول های شبکیه این تصویر را به تکان هـای الکتریکی تبدیـل مـی کنند که از طریق عصب بینایی به مغز می روند و در آنجا رمز گشایی شده، باعث بینایی می شوند.

عنبیه، اندازه مردمک را تغییر داده، مقدار نوری را که به شبکیه می رسد، کنترل می کند. رگ های خونی شبکیه و لایه ای به نام مشیمیه، مواد غذایی را به چشم می رسانند
نمای شبکیه
سلول های شبکیه، رنگ و شدت نور را ثبت می کنند. در پشت شبکیه، دیسک بینایی قرار دارد که در آنجا رشته های عصبی به هم نزدیک شده، عصب بینایی را تشکیل می دهند و رگ های خونی وارد چشم می شوند.

دیسک، هیچ گونه سلول حساس به نور ندارد و«نقطه کور» خوانده می شود. این عکس با یک افتالموسکوپ گرفته شده است که داخل چشم را بزرگ و روشن می کند.

شنوایی و تعادل
گوش نه تنها وظیفه شنیدن بلکه برقراری تعادل را نیز به عهده دارد. گوش شامل قسمت های خارجی، میانی و داخلی است. گوش خارجی، امواج صوتی را به پرده صماخ می رساند، باعث لرزش آن می شود. استخوان های گوش میانی، این لرزش ها را به گوش داخلی منتقل می کنند.

این پیام ها در آنجا به پیام های الکتریکی تبدیل می شوند. این پیام ها از طریق سلول های عصبی به مغز رفته، مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. گوش داخلی همچنین ساختارهایی دارد که با تشخیص وضعیت و حرکت سر به تعادل کمک کرده، به ما اجازه می دهند بدون یان که بیافتیم، قائم بایستیم و حرکت کنیم.

ساختار گوش
گوش خارجی شامل لاله (قسمت قابل مشاهده) و مجرای گوش است که به پرده صماخ ختم می شود. گوش میانی حاوی ۳ ‌استخوان ظریف است که پرده صماخ را به غشای جدا کننده گوش میانی و داخلی، مرتبط می کنند. حلزون که حاوی گیرنده های حسی شنوایی است و نیز ساختارهای تنظیم کننده تعادل در گوش داخلی قرار دارند.

 بویایی
بوها به وسیله سلول های گیرنده تخصیص یافته در سقف حفره بینی تشخیص داده می شوند. این سلول های گیرنده مولکول های بودار موجود در هوا را تشخیص می دهند و این اطلاعات را به تکان های الکتریکی ظریفی تبدیل می کنند.

این تکانه ها از طریق عصب بویایی به پیاز بویایی (انتهای عصب بویایی) و سپس مغز منتقل می شوند و در مغز مورد تحلیل قرار می گیرند. حس بویایی انسان بسیارحساس بوده، ما را قادر به تشخیص بیش از ۱۰۰۰۰ بوی مختلف می کند.

گیرنده های بویایی
مولکول‌های بودار با ورود به بینی،‌ مژه های (موهای ظریف)متصل به سلول های گیرنده سقف حفره بینی را تحریک می کنند. این گیرنده ها پیام ها را از طریق عصب بویایی به پیاز بویایی متصل می کند که پیام ها را به مغز می برد
                                            
چشایی
مزه ها به وسیله جوانه های چشایی تشخیص داده می شوند این ساختارها در دهان و گلو قرار دارند و اکثر آنها (حدود ۱۰۰۰۰ عدد) در سطح فوقانی زبان واقع شده اند. آنها تنها می توانند۴ ‌مزه اصلی را تشخیص دهند.

شیرینی، ترشی، شوری و تلخی. هر مزه به وسیله جوانه های چشایی واقع در یک ناحیه خاص از زبان تشخیص داده می شود: تلخی در پشت، ترشی در کناره ها، شوری در جلو و شیرینی در نوک. حس بویایی ما به همراه این۴ ‌مزه اصلی، ما را قادر به افتراق طیف وسیعی از مزه های جزئی تر می کند.

 ساختار جوانه چشایی
مواد داخل دهان در تماس با موهای ظریفی قرارمی گیرند که روی جوانه های چشایی زبان واقع هستند. این موها، تکانه هایی عصبی تولید می کنند که از طریق رشته های عصبی به یک ناحیه تخصص یافته در مغز می روند
 لامسه
حس لامسه شامل حواسی چون درد، فشار، ارتعاش و دماست. این  به وسیله دو نوع گیرنده واقع در زیر سطح پوست، تشخیص داده می شوند: انتهاهای عصبی آزاد (بدون پوشش) و انتهاهای عصبی پوشیده به صورت اجسام حسی، انواع مختلف انتهاهای عصبی یا اجسام حسی، حواس ویژه را می گیرند.

تعداد گیرنده ها در بدن فرق می کند: برای مثال، نوک انگشتان دست به شدت حساس هستند و گیرنده های زیادی دارند در حالی که ناحیه میانی پشت گیرنده های کمتری دارد
                                

 گیرنده های لامسه
لمس به وسیله گیرنده های مختلفی در سطوح مختلف پوست انجـام مـی شـود. گیرنده های عصبی آزاد در نزدیک سطح پوست، به لمس، درد، فشــار و دمــا پـاسـخ مــی دهند. که اجسام مرکل و مایسنر، لمس ظریف و اجسام پاچینی، فشار عمقی و ارتعاش را تشخیص می دهند

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  4:07 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اخبار فیزیولوژی پزشکی

عکس العمل در مقابل کاهش‌ درجه‌ حرارت‌ بدن‌

این‌ حالت‌ وقتی‌ رخ‌ می‌دهد که‌ درجه‌ حرارت‌ بدن‌ به‌ زیر ۳۵ درجه‌ سانتیگراد سقوط‌ کند. آثار این‌ وضعیت‌، بسته‌ به‌ سرعت‌ شروع‌ آن‌ و سطحی‌ که‌ درجه‌ حرارت‌ بدن‌ تا آن‌ حد سقوط‌ می‌کند، متغیر است‌. کاهش‌ متوسط‌ درجه‌ حرارت‌ معمولاً به‌طور کامل‌ بهبود پیدا می‌کند.

کاهش‌ شدید درجه‌ حرارت‌ (وقتی‌ حرارت‌ مرکزی‌ بدن‌ به‌ زیر ۳۰ درجه‌ سانتیگراد سقوط‌ کند) اغلب‌ (البته‌ نه‌ همیشه‌) کشنده‌ است‌. با این‌ حال‌، صرف‌نظر از مقدار کاهش‌ درجه‌ حرارت‌، شروع‌ و تداوم‌ اقدامات‌ نجات‌دهنده‌ حیات‌ تا زمانی‌ که‌ یک‌ پزشک‌ برای‌ ارزیابی‌ بیمار برسد، همیشه‌ ارزشمند است‌.

عوامل‌ ایجادکننده‌ کاهش‌ درجه‌ حرارت‌

کاهش‌ درجه‌ حرارت‌ در منازلی‌ که‌ خوب‌ گرم‌ نمی‌شوند، می‌تواند طی‌ چند روز بروز کند. شیرخواران‌، افراد بی‌خانمان‌، سالمندان‌ و افراد لاغر و نحیف‌، مشخصاً آسیب‌پذیر هستند. کمبود فعالیت‌ (بدنی‌)، بیماری‌ مزمن‌ و خستگی‌، همگی‌ میزان‌ خطر را افزایش‌ می‌دهند؛ الکل‌ و مواد مخدر می‌توانند وضعیت‌ را تشدید کنند. همچنین‌ ممکن‌ است‌ کاهش‌ درجه‌ حرارت‌ در اثر مواجهه‌ طولانی‌مدت‌ با سرمای‌ خارج‌ از ساختمان‌ رخ‌ دهد . هوای‌ وزنده‌ اثر سرمایشی‌ بیشتری‌ نسبت‌ به‌ هوای‌ راکد دارد. بنابراین‌، «عامل‌ باد ـ سرما»ی‌ زیاد می‌تواند به‌ مقدار زیادی‌ خطر بروز کاهش‌ درجه‌ حرارت‌ را در فرد افزایش‌ دهد. مرگ‌ ناشی‌ از فرو رفتن‌ در آب‌ سرد می‌تواند به‌ دلیل‌ کاهش‌ درجه‌ حرارت‌ باشد نه‌ غرق‌ شدگی‌. وجود آب‌ سرد در اطراف‌ بدن‌ ۳۰ بار سریع‌تر از هوای‌ سرد، بدن‌ را سرد می‌کند و دمای‌ بدن‌ با سرعت‌ بیشتری‌ سقوط‌ می‌کند.

تشخیص‌

با پیشرفت‌ این‌ وضعیت‌ ممکن‌ است‌ موارد زیر ظاهر شوند:
- لرزیدن‌ و پوست‌ خشک‌، رنگ‌ پریده‌ و سرد
- بی‌تفاوتی‌، عدم‌ آگاهی‌ نسبت‌ به‌ زمان‌ و مکان‌ یا رفتار غیرمنطقی‌؛ گاهی‌، پرخاشگری‌

- بی‌حالی‌ یا اختلال‌ هوشیاری‌

- تنفس‌ کند و کم‌عمق‌

- نبض‌ کند و ضعیف‌. در موارد شدید، ممکن‌ است‌ قلب‌ از ضربان‌ بایستد.

مباحث‌ زیر را هم‌ ببینید:

غرق‌ شدگی‌ ، اقدامات‌ نجات‌دهنده‌ حیات‌ .

اهداف‌

پیشگیری‌ از اتلاف‌ گرمای‌ بیشتر از بدن‌

گرم‌ کردن‌ بیمار به‌ طور آهسته‌

در صورت‌ لزوم‌، فراخوانی‌ کمک‌های‌ پزشکی‌

درمان در شرایط داخل ساختمان

۱) در مورد بیماری‌ که‌ از خارج‌ ساختمان‌ به‌ داخل‌ آورده‌ شده‌ است‌، به‌ سرعت‌ لباس‌های‌ مرطوب‌ را با لباس‌های‌ گرم‌ و خشک‌ تعویض‌ کنید.

۲) در صورتی‌ که‌ بیمار جوان‌ و خوش‌ بنیه‌ است‌ و می‌تواند بدون‌ کمک‌ وارد وان‌ حمام‌ شود، می‌توان‌ برای‌ گرم‌ کردن‌ مجدد او از حمام‌ استفاده‌ کرد. آب‌ باید گرم‌ باشد نه‌ خیلی‌ داغ‌ (تقریباً ۴۰ درجه‌ سانتیگراد).

۳) بیمار را در بستر قرار دهید و مطمئن‌ شوید که‌ او کاملاً پوشیده‌ شده‌ است‌. به‌ بیمار نوشیدنی‌های‌ گرم‌، سوپ‌ یا غذاهای‌ پرانرژی‌ مثل‌ شکلات‌ بدهید تا به‌ گرم‌ شدن‌ مجدد او کمک‌ کنید.

مورد خاص‌

کاهش‌ درجه‌ حرارت‌ در سالمندان‌

سالمندان‌ ممکن‌ است‌ با سرعت‌ کمتر و طی‌ چندین‌ روز دچار کاهش‌ درجه‌ حرارت‌ شوند. افراد سالمند اغلب‌ از تغذیه‌ و گرمایش‌ کافی‌ برخوردار نیستند و احتمالاً بیشتر دچار بیماری‌های‌ مزمنی‌ می‌شوند که‌ تحرک‌ آنها را مختل‌ می‌کند.

هنگام‌ درمان‌ یک‌ سالمند مبتلا به‌ کاهش‌ درجه‌ حرارت‌، مراقب‌ باشید که‌ وی‌ را به‌طور آهسته‌ گرم‌ کنید. بیمار را در اتاقی‌ که‌ درجه‌ حرارت‌ آن‌ تقریباً ۲۵ درجه‌ سانتیگراد است‌، با پتو بپوشانید. اگر بیمار را خیلی‌ سریع‌ گرم‌ کنید، ممکن‌ است‌ خون‌ به‌طور ناگهانی‌ از قلب‌ و مغز به‌ سطح‌ بدن‌ منتقل‌ شود.

همیشه‌ با یک‌ پزشک‌ تماس‌ بگیرید زیرا کاهش‌ درجه‌ حرارت‌ می‌تواند علایم‌ سکته‌ مغزی‌، حمله‌ قلبی‌ یا کم‌کاری‌ غده‌ تیرویید را بپوشاند یا آنکه‌ همراه‌ با آنها بروز کند.

احتیاط‌!

به‌ بیمار سالمند اجازه‌ ندهید که‌ برای‌ گرم‌ کردن‌ بدن‌ خود از حمام‌ استفاده‌ کند (گرم‌ شدن‌ ناگهانی‌ می‌تواند سبب‌ انحراف‌ ناگهانی‌ خون‌ از قلب‌ و مغز به‌ سطح‌ بدن‌ شود).

- هیچ‌ منبع‌ گرمایی‌ (مثل‌ بطری‌ آب‌ داغ‌ یا بخاری‌) را در مجاورت‌ بیمار قرار ندهید چون‌ این‌ کار می‌تواند خون‌ را خیلی‌ سریع‌ جابه‌جا کند. به‌علاوه‌، این‌ وسایل‌ ممکن‌ است‌ منجر به‌ سوختگی‌ در بیمار شود.

- الکل‌ منجر به‌ بدتر شدن‌ کاهش‌ درجه‌ حرارت‌ می‌شود.

- با ملایمت‌ به‌ بیمار رسیدگی‌ کنید زیرا در موارد شدید، جابه‌جایی‌ یا درمان‌ شتاب‌زده‌ می‌تواند قلب‌ را از ضربان‌ باز نگه‌ دارد.

۴) علایم‌ حیاتی‌ بیمار (سطح‌ پاسخ‌دهی‌، تنفس‌، نبض‌ و درجه‌ حرارت‌) را به‌طور مرتب‌ کنترل‌ و ثبت‌ کنید.

۵) اگر ذره‌ای‌ در مورد وضعیت‌ بیمار مشکوک‌ هستید، تماس‌ با یک‌ پزشک‌ بسیار حایز اهمیت‌ است‌. اگر کاهش‌ درجه‌ حرارت‌ در یک‌ فرد سالمند یا شیرخوار روی‌ داده‌ است‌، همیشه‌ باید کمک‌ پزشکی‌ درخواست‌ کنید.

مورد خاص‌

کاهش‌ درجه‌ حرارت‌ در شیرخواران‌

روش‌های‌ تنظیم‌ دمای‌ بدن‌ در شیرخواران‌ تکامل‌ نیافته‌ است‌، به‌ همین‌ جهت‌ یک‌ شیرخوار ممکن‌ است‌ در یک‌ اتاق‌ سرد دچار کاهش‌ درجه‌ حرارت‌ شود. پوست‌ شیرخوار ممکن‌ است‌ سالم‌ به‌نظر برسد اما در لمس‌، سرد است‌؛ وی‌ ممکن‌ است‌ شل‌ و بی‌حال‌ بوده‌، به‌طور غیرمعمول‌ ساکت‌ باشد و از خوردن‌ شیر امتناع‌ کند. با پوشاندن‌ شیرخوار در پتو و گرم‌ کردن‌ اتاق‌، وی‌ را به‌ تدریج‌ گرم‌ کنید. در صورتی‌ که‌ مشکوک‌ هستید که‌ شیرخواری‌ دچار کاهش‌ درجه‌ حرارت‌ هست‌ یا خیر، همیشه‌ باید با یک‌ پزشک‌ تماس‌ بگیرید.

اهداف‌

پیشگیری‌ از اتلاف‌ گرمای‌ بیشتر از بدن‌

گرم‌ کردن‌ بیمار

فراخوانی‌ نیروهای‌ امدادی‌

درمان در شرایط خارج از ساختمان

۱) در اسرع‌ وقت‌، بیمار را به‌ یک‌ مکان‌ سرپوشیده‌ منتقل‌ کنید.

۲) باس‌های‌ مرطوب‌ را خارج‌ کنید. بیمار را در برابر باد محافظت‌ کنید. با استفاده‌ از چند پتو و لباس‌ اضافه‌، بیمار را بپوشانید؛ سر بیمار را هم‌ بپوشانید. از دادن‌ لباس‌های‌ خودتان‌ به‌ بیمار خودداری‌ کنید.

۳) بیمار را در برابر (سرمای‌) زمین‌ و محیط‌ اطراف‌ محافظت‌ کنید. بیمار را در یک‌ کیسه‌ خواب‌ خشک‌ قرار دهید و با چند پتو یا روزنامه‌ بپوشانید. در صورت‌ امکان‌، یک‌ کیسه‌ نجات‌ پلاستیکی‌ یا از جنس‌ کاغذ آلومینیوم‌ را به‌ دور او بپیچید.

۴) فردی‌ را برای‌ درخواست‌ کمک‌ روانه‌ کنید. در حالت‌ مطلوب‌، ۲ نفر باید برای‌ درخواست‌ کمک‌ روانه‌ شوند. با این‌ حال‌، ترک‌ نکردن‌ بیمار بسیار حایز اهمیت‌ است‌؛ یک‌ نفر باید در تمام‌ لحظات‌ در کنار بیمار بماند.

۵) در صورتی‌ که‌ به‌ نوشیدنی‌ گرم‌ یا غذاهای‌ پرانرژی‌ (مثل‌ شکلات‌) دسترسی‌ دارید، این‌ مواد غذایی‌ را به‌ منظور سریع‌تر گرم‌ شدن‌، به‌ او بدهید تا بخورد.

احتیاط‌!

الکل‌ با گشاد کردن‌ عروق‌ سطحی‌، امکان‌ اتلاف‌ گرما را فراهم‌ می‌کند و کاهش‌ درجه‌ حرارت‌ را شدیدتر می‌کند.

هشدار!

اگر بیمار بی‌هوش‌ شد، راه‌ تنفسی‌ را باز و تنفس‌ را کنترل‌ کنید؛ آماده‌ باشید تا در صورت‌ لزوم‌، احیای‌ تنفسی‌ و ماساژ قفسه‌ سینه‌ را آغاز کنید (مبحث‌ « اقدامات‌ نجات‌دهنده‌ حیات‌ » را ببینید)

۶) با رسیدن‌ نیروهای‌ امدادی‌، بیمار باید توسط‌ آنها به‌ بیمارستان‌ منتقل‌ شود.

مورد خاص‌

مواردی‌ که‌ به‌ نیروهای‌ امدادی‌ دسترسی‌ ندارید

اگر در کنار بیمار تنها هستید، سعی‌ کنید با سوت‌ زدن‌، برافروختن‌ مشعل‌ یا روشن‌ کردن‌ آتش‌، جلب‌ توجه‌ کنید.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  4:07 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اخبار فیزیولوژی پزشکی

ایا امکان بارداری در زمان قاعدگی زنان و دختران وجود دارد ؟

خیلی ها فکر میکنند که اگر فرد در زمان عادت ماهیانه اقدام به رابطه جنسی نماید ، احتمال بارداری وجود نخواهد داشت. اما باید گفت که این امکان وجود دارد که وی در دوران خونریزی نیز باردار گردد.

تعدادی دلیل برای این مهم وجود دارد که برجسته ترین آنها عبارت است ازدلیل تمام خونریزی های مهبلی عادت ماهیانه نمی باشد. مواقعی وجود دارد که زنان خونریزی کمی رو در زمان تخمک گذاری مشاهده مینمایند .

این زمان درست زمانی می باشد که فرد برای باردار شدن کاملاٌ آماده بوده و به اصطلاح کشش رحمی وی بالاست. در زمان تخمک گذاری یک تخم از لوله تخمدان رها شده و بسمت پایین و لوله فالوپ (شیپور رحمی) حرکت میکند.

این بسیار طبیعی است که دختری در زمان تخمک گذاری مقداری خون را مشاهده نماید و آن را حمل بر تغییر زمان عادت ماهیانه و یا به اشتباه خود عادت ماهیانه تلقی نماید

بعضی وقتها تخمک گذاری می تواند قبل از اینکه خونریزی پریود در فرد به پایان برسد اتفاق بیافتد و بعضی وقتها نیز میتواند اتفاقش بلافاصله بعد از پایان یافتن عادت ماهیانه نیز می باشد. از طرفی اسپرم نیز می تواند تا ۳ روز بعد از رها شدن تخمک رو باردار نماید .

بنابراین داشتن رابطه جنسی در هر دو صورت میتواند بارداری نا خواسته رو بهمراه داشته باشدداشتن سکس بدون استفاده از وسایل جلوگیری از حاملگی، در زمان عادت ماهیانه و حتی در زمان خونریزی همچنان دارای ریسک میباشد.

خارج از این مسئله ، روابط جنسی در زمانی که فرد دارای شرایطی اینچنین می باشد هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی توصیه نمی گردد. در این شرایط حتی ریسک مبتلا شدن به انواع بیماریهای جنسی از قبیل ایدز و یا زگیلهای واژن و انواع دیگر بیماریها کاملاٌ بالا می باشد .

تنها راه قابل اطمینان و شایع برای جلوگیری از بارداری نا خواسته و بیماریهای واگیردار، در شرایط فعلی استفاده از کاندوم میباشد

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  4:07 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اخبار فیزیولوژی پزشکی

چه راهکاری انتخاب کنم تا حامله شوم؟

تخمک گذاری چیست؟
تخمک گذاری به زمانی گفته می شود که یک تخمک (یا در برخی موارد نادر بطور طبیعی بیشتر از یک تخمک) از تخمدان آزاد می شود و این زمان را “دوره باروری” در سیکل قاعدگی می نامند. هر ماه، یک تخمک در درون تخمدان شما به بلوغ می رسد. هنگامی که اندازه آن به حد معینی رسید، تخمک از تخمدان آزاد شده و درونِ لوله های فالوپ، به طرف رحم حرکت می کند. اینکه در هر بار، کدام تخمدان یک تخمک آزاد می کند، نسبتا نامشخص است. آنچه مشخص است این است که وظیفه تخمک گذاری در سیکلهای قاعدگی به صورت منظم و یکی در میان، بین تخمدانها تقسیم نمی شود.

چگونه زمان بیشترین باروری، با تخمک گذاری مشخص می شود؟
برای اینکه بهترین نتیجه را بگیرید و حامله شوید، باید در مدت یک تا دو روز پیش از تخمک گذاری تا ۲۴ ساعت پس از آن، آمیزش داشته باشید. دلیل این امر آن است که اسپرمها می توانند دو تا سه روز زنده بمانند، اما تخمک نمی تواند بیشتر از ۲۴ ساعت پس از تخمک گذاری به حیات خود ادامه دهد مگر اینکه لقاح صورت پذیرد.

اگر در حوالی زمان تخمک گذاری نزدیکی داشته باشید، احتمال حامله شدن شما افزایش می یابد و شما می توانید خوشحال باشید، زیرا شانس با شما همراه است: در زوجهای معمولی که می توانند به صورت طبیعی بچه دار شوند، در هر دوره ۲۰% احتمال بارداری وجود دارد. حدودا ۸۵% از خانمهایی که بدون استفاده از یکی از روشهای جلوگیری از بارداری آمیزش دارند، ظرف یکسال حامله می شوند. شما می توانید با تعیین زمان دقیق تخمک گذاری، همچنین با افزایش آگاهی خود در مورد تغییرات هورمونی و فیزیکی که در هر ماه در بدن شما رخ می دهد، احتمال حامله شدن خود را افزایش دهید.

همچنین شما می توانید از این اطلاعات استفاده کرده و با خودداری از آمیزش در نزدیکی زمان تخمک گذاری، از بارداری جلوگیری کنید. البته توجه داشته باشید که این روش، بهترین روش جلوگیری از بارداری نیست و استفاده از آن ممکن است موفقیت آمیز نباشد.

چگونه می توانم زمان تخمک گذاری و حداکثر آمادگی برای بارداری را تشخیص دهم؟
زمانی را که دوره پریود بعدی شما آغاز می شود در نظر بگیرید، سپس ۱۲ تا ۱۶ روز از آن کم کنید. این چند روز، همان محدوده زمانی است که احتمال تخمک گذاری شما در آن بسیار زیاد است. برای خانمهایی که یک دوره کامل آنها ۲۸ روز طول می کشد، چهاردهمین روز معمول روز تخمک گذاری است. برای استفاده از این روش، شما باید بدانید که دوره کامل شما معمول چند روز طول می کشد.

با این حال، بهترین روش برای تعیین زمانی که احتمال باروری شما در آن حداکثر است این است که به وضعیت بدنی خود توجه کنید و روش تشخیص نشانه های تخمک گذاری را فرا بگیرید.

تغییر در ترشحات دهانه رحم: هر چقدر روزهای بیشتری از دوره شما بگذرد، حجم این ترشحات افزایش پیدا کرده و بافت آنها نیز تغییر می کند. این تغییرات، بیانگر افزایش سطح هورمون استروژن در بدن شما است. هنگامی که این ترشحات شفاف، لیز و چسبنده باشد، احتمال باردار شدن شما به حداکثر می رسد. به نظر بسیاری از خانمها، ترشحات در این دوره مانند سفیده تخم مرغ است.

این ترشحات در حالت طبیعی به عنوان یک سد محافظ عمل می کنند، اما در زمان اوج توانایی باردار شدن در شما، این ترشحات به اسپرم اجازه می دهند تا از مجرای رحم عبور کرده و به سمت رحم بروند، سپس به طرف لوله های فالوپ حرکت کنند تا با تخمک شما برخورد نمایند.

افزایش دمای بدن: پس از تخمک گذاری، دمای بدن شما ممکن است بین ۰/۴ تا ۱/۰ درجه افزایش پیدا کند. شما این تغییر را احساس نخواهید کرد، اما می توانید با استفاده از یک دماسنج، “دمای پایه بدن” یا BBT خود را اندازه گیری کنید.

دمای پایه بدن یعنی دمای بدن در هنگام صبح و پس از بیدار شدن از خواب، پیش از آنکه هرگونه فعالیتی انجام دهید. این افزایش دما بیانگر آن است که تخمک گذاری در بدن شما انجام شده است، زیرا آزاد شدن یک تخمک منجر به تحریک و افزایش تولید هورمون پروژسترون می گردد، که دمای بدن را افزایش می دهد.

زمان حداکثر توانایی شما برای باردار شدن، دو تا سه روز پیش از این است که دمای بدن شما افزایش پیدا کند. برخی از متخصصان بر این باورند که ۱۲ تا ۲۴ ساعت پس از مشاهده اولیه افزایش دما نیز شما شانس باردار شدن را دارید، اما اکثر آنها اذعان می کنند که این زمان برای حامله شدن خیلی دیر است.

پس از تخمک گذاری، یک تا دو روز طول می کشد تا سطح هورمون پروژسترون به حدی برسد که دمای بدن شما را افزایش بدهد. اما از آنجا که تخمک تنها حداکثر ۲۴ ساعت می تواند زنده بماند، هنگامی که دمای بدن افزایش پیدا می کند، دیگر برای باردار شدن خیلی دیر شده است،.

به همین دلیل، متخصصان توصیه می کنند که دمای بدن خود را برای چند ماه دقیقا زیر نظر گرفته و نموداری برای آن طراحی کنید تا بتوانید الگوی افزایش دما را تشخیص داده و زمان احتمالی تخمک گذاری خود را مشخص کنید. در این صورت می توانید به گونه ای برنامه ریزی کنید که دو تا سه روز پیش از موعد افزایش دمای بدن خود، آمیزش داشته باشید.

درد در ناحیه پایین شکم: حدودا ۲۰% از خانمها می توانند تخمک گذاری و فعالیت مربوط به آن را احساس کنند، که نشانه های آن می تواند از درد ملایم تا تیر کشیدن های شدید و ناگهانی باشد. این حالت، که به آن میتل اشمرز ی mittelschmerz گفته می شود، ممکن است از چند دقیقه تا چند ساعت طول بکشد.

تستهای پیش بینی کننده تخمک گذاری چگونه کار می کنند؟
این تستها که در داروخانه ها یا فروشگاههای دیگر موجود بوده و بدون نسخه نیز به فروش می رسند، افزایش هورمون LH را، که دقیقا قبل از تخمک گذاری رخ می دهد، در ادرار شما تشخیص می دهند. استفاده از این تستها ساده تر بوده و نتایج آنها نیز دقیق تر از دماسنجهای BBT است و می توانند تخمک گذاری را ۱۲ تا ۳۶ ساعت زودتر تشخیص داده و احتمال بارور شدن شما را در همان ماه اولی که از این تستها استفاده می کنید به حداکثر برسانند.

اما این دستگاهها خالی از اشتباه نیز نیستند. در مواردی نادر، آنها وجود LH را ثبت می کنند. در واقع پاسخی که دستگاه به شما می دهد، یک جواب “مثبت” یا “منفی” است، نه یک عدد. به این ترتیب نمی توان تضمین کرد که در صورت مثبت بودن پاسخ، حتما تخمک گذاری انجام خواهد شد؛ در واقع میزان هورمون LH می تواند با یا بدون آزاد شدن تخمک، افزایش پیدا کند. همچنین ممکن است افزایش میزان این هورمون به صورت کاذب نیز اتفاق بیفتد، که دوباره سطح آن کاهش یافته و پس از آن کمی مانده به تخمک گذاری مجددا افزایش پیدا می کند.

برای به دست آوردن حداکثر دقت، راهنما و دستورالعمل تست را به دقت مطالعه و پیگیری کنید. با این حال، اگر راهنمای تست به شما می گوید که اولین ادرار خود در طول روز را تست کنید، ممکن است بهتر باشد که دومین ادرار خود را تست کنید. ادرار شما در طول شب غلیظ می شود، که در نتیجه ممکن است نتیجه تست “مثبت” ولی “کاذب” باشد.

دوره شما از اولین روزی که پریود آغاز می شود، محاسبه می گردد. در صورتی که دوره شما ۲۸ روزه باشد، تست را از روز یازدهم آغاز کرده و به مدت ۶ روز ادامه دهید؛ یا تست را به تعداد روزهایی که شرکت تولید کننده دستگاه توصیه کرده است، ادامه دهید. در صورتی که دوره شما بین ۲۷ تا ۳۴ روز است، روز تخمک گذاری شما ممکن است بین روزهای سیزدهم تا بیستم باشد. تست را از روز یازهم آغاز کرده و تا روز بیستم ادامه دهید. در صورتی که دوره شما نامنظم است، ممکن است به این نتیجه برسید که استفاده از این تست نمی تواند آزمون مناسبی برای تشخیص زمان تخمک گذاری در شما باشد.

اگر بخواهم حامله شوم، چه زمانی برای آمیزش بهتر از سایر اوقات است؟
برای حامله شدن، زمان بندی دقیق بیشتر از هر چیز دیگری اهمیت دارد. اسپرم می تواند دو تا سه روز زنده بماند، اما تخمک فقط ۱۲ تا ۲۴ ساعت زنده خواهد ماند. برای افزایش احتمال حامله شدن، باید در حوالی زمان تخمک گذاری، بیشتر از یکبار آمیزش داشته باشید. همچنین نزدیکی یک تا دو روز پیش از تخمک گذاری و سپس انجام آمیزش مجدد در روز تخمک گذاری نیز مناسب است. در این حالت، احتمالا تعداد بیشتری از اسپرمهای سالم در لوله های فالوپ، آماده رها شدن تخمک خواهند بود.

البته، زمان دقیق رها شدن تخمک در خانمها، مشخص نیست و به طول دوره قاعدگی آنها بستگی دارد. تخمک گذاری در خانمها معمولا ۱۴ روز پیش از آغاز پریود بعدی انجام می شود. دقت کنید که این زمان، بر خلاف باور عموم، دقیقا در وسط دوره ماهیانه آنها قرار ندارد. اگر دوره شما ۲۸ روزه باشد (که متوسط سیکل قاعدگی در خانمها همین مدت است)، آنگاه می توان گفت که تخمک گذاری تقریبا در وسط دوره انجام می شود. اما اگر مثلا دوره شما ۳۵ روزه باشد، تخمک گذاری در روز بیست و یکم انجام خواهد شد، نه روز هفدهم که وسط دوره است.

چگونه می تواتم بفهمم که در حال تخمک گذاری هستم؟
برخی از خانمها متوجه تخمک گذاری می شوند و برخی دیگر، تغییر خاصی را مشاهده نمی کنند. اگر به فکر بارداری هستید، دوره ماهیانه خود را برای چند ماه متوالی زیر نظر بگیرید. برخی از نشانه های ظریف تخمک گذاری عبارتند از:

حساس شدن پستان ها
درد خفیف در ناحیه پایین شکم
افزایش ترشحات واژن و تبدیل شدن این ترشحات به ماده ای شبیه به سفیده تخم مرغ.
اندکی افزایش (در حدود ۰/۴ تا ۱ درجه) در دمای پایه بدن یا BBT: شما می توانید دمای بدن خود را هر روز صبح پیش از آنکه از رختخواب خارج شوید اندازه گیری کنید؛ این افزایش دما، دو روز پس از تخمک گذاری صورت می گیرد. در صورتی که نمودار دمای بدن خود را به مدت چند ماه ترسیم کنید، می توانید زمان تقریبی تخمک گذاری را پیش بینی کنید.
اگر پریودهای من منظم نباشند، حامله شدن برایم سخت تر خواهد بود؟
اکثر خانمها ۱۲ بار در سال پریود می شوند، اما برخی از آنها ممکن است کمتر پریود شده یا حتی اصلا پریود نشوند. استرس، تمرینهای سنگین ورزشی، افزایش یا کاهش شدید وزن و مواردی دیگر، از جمله عواملی هستند که می توانند بر پریود شما اثر بگذارند. هر چقدر پریود شما نامنظم تر باشد، تشخیص زمان دقیق تخمک گذاری مشکل تر می شود. در صورتی که زمان تخمک گذاری را در چند ماه متوالی زیر نظر بگیرید، می توانید چند روزی را که بیشترین احتمال حامله شدن وجود دارد، تشخیص دهید.

فرض کنید سه دوره متوالی شما به ترتیب ۲۸، ۲۱ و ۳۲ روزه باشد. سیکل قاعدگی خود را برای چند ماه متوالی در نظر گرفته و یادداشت نمایید. سپس عدد ۱۷ را از کوتاهترین دوره ماهیانه، و عدد ۱۱ را از طولانی ترین دوره ماهیانه کم کنید. تعداد روزهای مابین این دوعدد، روزهایی هستند که احتمال باردار شدن شما در آنها بیشتر از سایر روزها است. اگر دوره های شما نامنظم بوده و بیشتر از ۳۵ روز نیز طول می کشند، با یک متخصص مشورت نمایید تا علت این بی نظمی را مشخص کند. علت آن می تواند یکی از موارد زیر باشد: سندرم تخمدان پلی کیستیک یا PCOS یا به زبان ساده تر کسیت تخمدان، اختلال عملکرد تخمدان، اختلال تیروئید، کاهش وزن شدید، یا افزایش میزان پرولاکتین.

آیا ممکن است آمیزش را امتحان کنیم تا ببینیم حاملگی اتفاق می افتد یا نه؟
مسلما لازم نیست که هر روز دمای بدن خود را اندازه گیری کرده یا موارد متعددی را یادداشت کنید. حتی رسیدن به اوج لذت جنسی نیز برای حامله شدن لازم نیست. حداقل دو بار در هفته آمیزش داشته باشید، شاید شانس به کمک شما بیاید.

تستهای تشخیص حاملگی خانگی

چگونه باید از تستهای حاملگی خانگی استفاده کرد؟
تستهای حاملگی خانگی، وجود یکی از هورمونهای نشانگر حاملگی به نام “گونادوتروپین جفتی انسان” یا hCG را در ادرار نشان می دهد. این هورمون که توسط سلولهای جفت تولید می شود، ابتدا هنگامی که تخمکِ بارور شده، در رحم جای می گیرد (تقریبا شش روز پس از حامله شدن)، در جریان خون شما وارد می شود. سپس میزان هورمون hCG در طی هفته های بعدی در بدن به سرعت افزایش پیدا کرده و مقدار آن هر دو روز دو برابر می شود.

 ۱۴ روز پس از حاملگی (یعنی تقریبا همان زمانی که شما انتظار دارید پریود بعدی شروع شود)، برخی از تستهای حاملگی ممکن است بتوانند این هورمون را در ادرار شما تشخیص داده و نتیجه مثبت برای حاملگی را اعلام کنند. اما بر خلاف ادعاهای تهیه کنندگان آنها، این تستها غالبا آنقدر دقیق نیستند که بتوانند حاملگی را در این مرحله تشخیص دهند. در واقع، اگر یک هفته دیگر هم (پس از زمانی که انتظار داشته اید پریود بعدی آغاز شود) صبر کنید، می توانید امید داشته باشید که نتیجه دقیق تری از این تستها به دست آورید.

اگر در اولین روزی که انتظار پریود شدن را داشته اید اما پریود نشده اید از این تستها استفاده کنید، نتیجه تا چه حد دقیق خواهد بود؟
اکثر این تستها ادعا می کنند که بیش از ۹۹% دقت دارند، یعنی به طور ضمنی بیان می کنند که شما همین که زمان پریود بعدی تان فرا رسید اما پریود نشدید، می توانید از این تستها استفاده کنید؛ اما تحقیقات نشان داده است که این ادعاها چندان هم صحیح نیستند. واقعیت این است که میزان hCG در ادرار در روزهای پس از لقاح، در افراد مختلف متفاوت است.

ممکن است از انواع تست های موجود در بازار، یک یا تعداد کمی از آنها به اندازه کافی دقیق باشد که بتواند در اولین روز از پریود بعدی، سطح هورمون hCG را تشخیص داده و نتیجه مثبت بدهد. در واقع علت اصلی این است که حساسیت برخی از این تستها بقدری نیست که بتواند به آن مقداری از این هورمون که در ادرار خانمهای حامله در اولین روز از پریود بعدی شان وجود دارد، واکنش نشان دهد.

اکثر این تستها در روز اول از موعد پریود بعدی، تنها قادرند ۱۶% از حاملگی ها را تشخیص دهند؛ هر چند یک هفته بعد از موعد پریود بعدی، اکثر این تستها می توانند نتیجه مثبت حاملگی را ارائه دهند.

پس چگونه این تستها می توانند ادعای دقت در همان روزهای اول باردار شدن را داشته باشند؟
در واقع آنها چنین ادعایی ندارند. آنها صرفا ادعا می کنند که در مجموع “بیش از ۹۹% دقت دارند”، سپس به طور جداگانه می گویند که می توانید در اولین روز از موعد پریود بعدی، از این تستها استفاده کنید. در صورتی که تهیه کنندگان یک تست بخواهند از برچسب “دقت بیش از ۹۹%” بر روی تست حاملگی خانگی خود استفاده کنند باید نشان دهند که نتیجه این تست در آزمایشگاه، مشابه با نتیجه سایر تستهای موجود یا حتی بهتر از آنها است.

از آنجا که تستهای موجود دقیق تر از تستهای قدیمی هستند، تعجبی ندارد که بتوانند به این ادعاهای خود جامه عمل بپوشانند؛ اما توجه داشته باشید که این تستها ممکن است نتوانند حاملگی را در اولین روز از موعد پریود بعدی تشخیص دهند در حالیکه با گذشت زمان این امکان وجود دارد.

چگونه می توانم تشخیص دهم که کدام تستها بهتر و دقیق تر هستند؟
به سادگی نمی توان به این سوال پاسخ داد. هر روزه محصولات جدیدی به بازار می آیند و تستهای فعلی نیز پیشرفته تر می شوند.

به همراه برخی از این تستها، اطلاعاتی نیز در مورد میزان “حساسیت” و “دقت” تست ارائه شده است. میزان حساسیت تست بدین صورت ارائه می شود: حداقل میزان غلظت hCG (بر حسب میلی واحد در یک میلی لیتر از ادرار) که تست قادر به تشخیص دادن آن است. به عنوان مثال، تست حاملگی که ادعا می کند می تواند میزان ۲۰ mIU/ml از hCG را تشخیص دهد، باید دقیق تر از تستی باشد که می گوید می تواند میزان ۵۰ mIU/ml را تشخیص دهد.

متأسفانه باید گفت که نمی توان به این اطلاعات چندان اعتماد کرد، زیرا انواع مختلفی از hCG وجود دارد و این اعداد لزوما بیانگر توانایی تشخیص نوعی از hCG نیست که در اوائل بارداری در ادرار دیده می شود.

چگونه می توانم از تست حاملگی خانگی استفاده کنم؟
ابتدا تاریخ انقضاء محصول را نگاه کنید، خصوصا اگر مدتی از خرید آن گذشته است، تا مطمئن شوید که هنوز می توانید از آن استفاده کنید. اگر محصول را در محل مرطوب یا گرم مانند حمام نگهداری کرده باشید، ممکن است فاسد شده و دیگر امکان استفاده از آن وجود نداشته باشد؛ پس بهتر است آن را دور بیندازید و یک تست جدید بخرید. هنگامی که می خواهید از تست استفاده کنید، دستورالعمل نحوه استفاده از آن را به دقت مطالعه کنید، زیرا نحوه استفاده از محصولات مختلف ممکن است متفاوت باشد. در اکثر این قبیل از تستها باید نمونه ادرار خود را در یک ظرف بریزید و سپس نوار کاغذی مخصوص را در آن فرو کنید.

ممکن است در برخی دیگر با استفاده از قطره چکانی که در کنار محصول به شما داده شده است، چند قطره از آن را در سوراخی که روی دستگاه تعبیه شده است، بریزید. در برخی دیگر از تستها می توانید مستقیما روی کاغذ مخصوص ادرار کنید. در بعضی هم می توانید از هر کدام از دو روش که مایل هستید استفاده کنید.

همچنین نحوه نمایش نتیجه نیز در این تستها متفاوت است: برخی از آنها نوارهای باریک صورتی یا آبی رنگ را بر روی کاغذ تست نمایش می دهند، اما برخی دیگر ممکن است علامت مثبت یا منفی را بر روی یک پنجره نمایش دهند. در اکثر این تستها، یک نشانگر کنترل نیز وجود دارد که نشان می دهد آیا نتیجه تست معتبر است یا نه. اگر این نشانگر تغییر رنگ ندهد بیانگر آن است که نتیجه تست معتبر نیست.

شاید به علت فاسد شدن یا دلایلی از این قبیل باشد و ممکن است نتیجه بارداری به دست آمده از آن واقعا اشتباه باشد. در صورتی که چنین اتفاقی افتاد، می توانید با فروشنده کالا تماس گرفته و بخواهید که یک تست جدید برایتان بفرستند، هر چند ممکن است رسیدن این تست جدید مدتی طول بکشد و شما نتوانید به سرعت از آن استفاده کنید.

اکثر تستها عنوان می کنند که نتیجه تست ظرف ۵ دقیقه مشخص می شود، هرچند که ممکن است برای گرفتن نتیجه مثبت مجبور باشید تا ۱۰ دقیقه نیز صبر کنید.

آیا ممکن است نتیجه تست منفی باشد، اما باردار باشید (یعنی نتیجه منفی کاذب به دست بیاید)؟
در صورتی که نتیجه تست منفی باشد و در صورتی که هنوز پریود نشده اید، چند روز یا یک هفته دیگر صبر کرده و مجددا از تست استفاده کنید. شاید تخمک گذاری دیرتر از زمانی که تصور می کرده اید انجام شده باشد و در نتیجه هنوز برای انجام تست حاملگی بسیار زود باشد.

برای به دست آوردن بهترین نتیجه باید از اولین ادرار خود در صبح استفاده کنید، زیرا ادرار در آن زمان بیشترین غلظت را دارد.

توجه داشته باشید که نتیجه منفی لزوما به معنای حامله نبودن نیست. در صورتی که در موعد مقرر پریود نشدید، ممکن است حامله شده باشید؛ پس بهتر است از مصرف دارو و سایر کارهایی که در دوران حاملگی خطرناک است خودداری کنید. در صورتی که تا یک هفته بعد پریود نشدید و نتیجه تست هم هنوز منفی بود، بهتر است به ملاقات پزشک خود بروید تا علت این امر مشخص شود.

آیا ممکن است نتیجه تست مثبت باشد، اما باردار نباشید (یعنی نتیجه مثبت کاذب به دست بیاید)؟
بله؛ نتیجه مثبت کاذب هم ممکن است مشاهده شود و این یعنی نتیجه تست مثبت باشد، اما شما حامله نباشید.

در صورتی که شما نتیجه مثبت زودهنگام از تست بگیرید و کمی بعد هم پریود شوید، ممکن است دچار عارضه “حاملگی شیمیایی” شده باشید. این بدان معناست که یک تخمک بارور شده به رحم منتقل شده و سپس به اندازه ای رشد کرده است که هورمون hCG تولید کند؛ اما پس از آن، رشد تخمک بنا به دلایلی متوقف شده است. این اتفاق برای ۲۰ تا ۵۰ درصد از تخمکهای بارورشده می افتد، که دلیل آن ممکن است غیرطبیعی یا ناسالم بودن تخمک یا عدم توانایی آن برای رشد و تبدیل شدن به جنین، باشد.

در این حالت، شما دوباره پریود خواهید شد، هرچند این دوره پریود ممکن است کمی دیرتر شروع شده و خونریزی شما نیز بیشتر از حد معمول باشد. در گذشته که تستهای حاملگی به اندازه امروز دقیق نبودند، این حاملگیهای شیمیایی هیچ وقت تشخیص داده نمی شدند. به همین دلیل، برخی از متخصصان بر این باورند که بهتر است تا یک هفته پس از موعد مقرر پریود بعدی خود نیز صبر کنید و سپس تست حاملگی را انجام دهید تا نتیجه دقیق تری به دست بیاورید.

توجه داشته باشید که در “بارداری خارج رحمی” (یعنی زمانی که تخمک بارور شده در جایی غیر از دیواره رحم قرار گرفته باشد)، ممکن است نتیجه مثبت یا منفی از تستهای حاملگی به دست بیاید. در صورتی که درد در ناحیه شکم یا خونریزی غیرطبیعی مشاهده کرده اید (صرف نظر از نتیجه تست حاملگی)، با پزشک خود تماس بگیرید.

تستهای حاملگی خانگی با تستهایی که در مطب پزشکان یا ماماها انجام می شود، چه تفاوتی دارند؟
در برخی از کلینیکها، دقیقا از همان تستهای خانگی استفاده می شود. پزشکان و ماماها، زمانی که می خواهند مقدار دقیق hCG در خون شما یا تغییرات مقدار آن در طول زمان را بدانند، مثلا زمانی که به سقط جنین مشکوک باشند، از آزمایش خون بارداری استفاده می کنند. در این آزمایش تنها به یک جواب مثبت یا منفی اکتفا نمی شود و مقدار دقیق نوعی از hCG بنام “بتا” در خون اندازه گیری می شود.

تست حاملگی خانگی را از کجا می توانم خریداری کنم؟
شما می توانید این تستها را از اکثر داروخانه ها تهیه نمایید، و برای خریداری آنها به نسخه پزشک نیاز نخواهید داشت. اما دقت کنید که در برخی بسته ها ممکن است بیشتر از یک تست وجود داشته باشد که اگر آنها را بخرید، معامله بهتری انجام داده اید!

چه مدت طول می کشد تا حامله شوم؟

تعیین اینکه چه مدت طول می کشد تا یک نفر باردار شود، دشوار است. عواملی مانند سن، سلامت عمومی و سلامت دستگاه تناسلی، زمان آمیزش و لقاح، همگی بر احتمال حامله شدن شما تاثیر می گذارند..

با این حال، آمارهای کلی زیر می تواند تا حدودی بیانگر مدت زمان لازم برای حامله شدن باشد. زوجهای طبیعی و سالم در هر دوره یک ماهه، ۲۵% احتمال باردار شدن دارند؛ که اگر یک دوره یکساله را برای آنها در نظر بگیرید، شانس حامله شدن آنها (در طول دوازده ماه) بین ۷۵ تا ۸۵ درصد می شود. با این حال، این مدت ممکن است برای برخی از زوجهای کاملا سالم و طبیعی، بیشتر از یکسال نیز طول بکشد.

شما می توانید با تعیین زمان دقیق تخمک گذاری، همچنین با افزایش آگاهی خود در مورد تغییرات هورمونی و فیزیکی که در هر ماه در بدن شما رخ می دهد، احتمال حامله شدن خود را افزایش دهید.

 ۱۰ نشانه اصلی که بیانگر بارداری احتمالی است.

آیا حامله شده اید؟ به احتمال زیاد تا موعد اولین پریود بعدی یا حتی یکی دو هفته بعد از آن، نشانه خاصی را مشاهده نخواهید کرد.

در صورتی که در چند ماه اخیر وضعیت قاعدگی خود را به دقت زیر نظر نداشته اید، یا اگر پریود شما نامنظم بوده و هر ماه تغییر می کرده است، ممکن است نتوانید موعد دقیق قاعدگی بعدی خود را مشخص نمایید. اما اگر برخی از نشانه های زیر در شما ظاهر شدند و تا مدتی هم پریود نشدید، ممکن است باردار شده باشید. دقت کنید که همه خانمهای حامله این نشانه ها را مشاهده نخواهند کرد. در این حالت می توانید از تستهای حاملگی خانگی استفاده کنید تا مطمئن شوید!

توجه کنید که این نشانه ها به ترتیب عکس اهمیت چیده شده اند و شماره ۱۰ کم اهمیت ترین و شماره ۱ مهمترین علامت هستند.

۱۰- تورم و حساسیت در پستانه
یکی از نشانه های اولیه حاملگی، حساس و دردناک شدن پستانها به علت افزایش سطح هورمونها است. درد پستانها ممکن است شبیه به درد آنها در هنگام پریود، یا کمی شدیدتر باشد. این عارضه پس از سه ماهه اول حاملگی و با عادت کردن بدن به تغییرات هورمونی، تا حد زیادی از بین می رود.

۹- خستگی
ناگهان احساس خستگی می کنید؟ یا نه، احساس کوفتگی و ضعف عمومی شدید دارید؟ هیچ کس به درستی نمی داند که علت بروز این خستگی های ناگهانی در اوائل حاملگی چیست، اما احتمالا افزایش ناگهانی سطح هورمون پروژسترون می تواند یکی از عوامل بروز خواب آلودگی باشد.

با ورود به سه ماهه دوم حاملگی احتمالا سرحال تر شده و احساس انرژی بیشتری خواهید کرد، اما احساس ضعف و خستگی در اواخر دوران حاملگی دوباره باز خواهد گشت، زیرا در آن دوران وزن نسبتا زیادتری را باید حمل کرده و همچنین به علل مختلف ممکن است خواب کافی نداشته باشید.

۸- خونریزی ناشی از لانه گزینی
برخی از خانمها در حدود روزهای یازدهم یا دوازدهم پس از باردار شدن (یعنی تقریبا همزمان با زمان پریود بعدی)، مقدار کمی خونریزی یا لکه بینی مشاهده می کنند. این خونریزی ممکن است ناشی از ورود تخمکِ بارور شده به بافت پر خونِ رحم شما باشد، اما کسی دلیل قطعی آن را نمی داند. حرکت تخم لقاح یافته به سمت رحم، ۶ روز پس از بارور شدن آغاز می شود و هنگامی که می خواهد در دیواره رحم، محلی را برای استقرار خود برگزیند، مختصر خونریزی اتفاق می افتد.

این خونریزی بسیار کم و اغلب به صورت لکه های قرمز یا قهوه ای مایل به قرمز خواهد بود و تنها یک یا دو روز طول خواهد کشید. در صورت مشاهده خونریزی یا لکه بینی، خصوصا اگر همراه با درد باشد، پزشک خود را در جریان بگذارید؛ زیرا این موارد ممکن است نشانه های حاملگی خارج رحمی باشند.

۷- تهوع یا استفراغ
در اکثر خانمها، تهوع صبحگاهی تا حدودا یک ماه پس از باردار شدن رخ نمی دهد. حتی برخی از خانمها آنقدر خوش شانس هستند که هیچ گاه این عارضه را تجربه نمی کنند. اما احساس تهوع در تعدادی از خانمهای حامله، بسیار زودتر آغاز می شود؛ همچنین این تهوع ممکن است فقط در صبحگاه رخ ندهد. عارضه ویار بارداری ممکن است صبح، ظهر یا حتی شب هنگام بروز کند.

تقریبا نیمی از خانمهایی که به این عارضه دچار می شوند، با آغاز سه ماهه دوم حاملگی، به کلی بهبود پیدا می کنند. شدت این عارضه در بقیه خانمها نیز غالبا در ماه چهارم یا پنجم حاملگی کاهش می یابد.

۶- افزایش حساسیت نسبت به بوه
اگر در اوائل دوران حاملگی به سر می برید، ممکن است احساس خوشایندی نسبت به برخی بوها، مثلا بوی ساندویچ یا حتی یک فنجان قهوه نداشته باشید؛ و حتی ممکن است برخی بوهای خاص موجب بروز حالت تهوع در شما شوند. این امر ممکن است ناشی از افزایش سریع میزان هورمون استروژن در بدن شما باشد، اما این صرفا یک احتمال است و کسی از علت قطعی آن خبر ندارد. همچنین ممکن است مشاهده کنید برخی از غذاهایی که قبلا بسیار دوست داشته اید، اکنون حال شما را به هم می زنند؛ این هم کاملا طبیعی است!

۵- نفخ شکم
تغییرات هورمونی در اوائل حاملگی ممکن است موجب بروز حالت نفخ در شما بشوند؛ که این حالت مشابه با همان وضعیتی است که برخی از خانمها پیش از آغاز پریود ماهانه خود تجربه می کنند. به همین دلیل، حتی در اوائل حاملگی که رحم شما هنوز هم بسیار کوچک است، ممکن است احساس کنید که اندازه دور کمر لباسها برای شما کوچک شده است!

۴- تکرر ادرار
اندکی پس از باردار شدن، ممکن است احساس کنید که به طور مرتب نیاز به ادرار کردن دارید. چرا؟ علت عمده این مطلب آن است که در دوران حاملگی، حجم خون و مایعات در بدن شما افزایش پیدا می کند، که در نتیجه حجم بیشتری از مایعات به کلیه ها و در نتیجه مثانه شما وارد می شود.

این عارضه ممکن است از هفته ششم حاملگی آغاز شده و در طول دوران حاملگی ادامه پیدا کرده یا حتی وخیم تر شود، البته رحم در حال رشد شما نیز فشار بیشتری بر مثانه وارد خواهد کرد.

۳- تاخیر پریود
اگر پریود شما معمولا منظم بوده اما این بار به موقع شروع نشده است، می توانید پیش از آنکه سایر نشانه های فوق را مشاهده کنید، از تست حاملگی استفاده نمایید. اما اگر قاعدگی شما منظم نبوده یا اینکه زمان پریودهای قبلی خود را یادداشت نکرده اید، تهوع، حساسیت پستانها یا افزایش دفعات استفاده از دستشویی می توانند نشانه های حاملگی باشند.

۲- دمای پایه بدن شما بالا مانده است
اگر دمای پایه بدن خود را یادداشت می کرده اید و اکنون مشاهده می کنید که این دما به مدت ۱۸ روز در مقدار بالاتر از معمول باقی مانده است، احتمالا حامله شده اید.

و نهایتا:

۱- تست حاملگی خانگی که نتیجه مثبت بدهد
علی رغم تبلیغاتی که روی جعبه های این تستها دیده می شود، اکثر آنها تنها یک هفته پس از موعد پریود بعدی می توانند حاملگی را تشخیص دهند. پس اگر زودتر از این موعد از این تستها استفاده کرده و نتیجه منفی گرفتید، بهتر است چند روز بعد دوباره تست را تکرار نمایید. البته اگر هنوز پریود نشده باشید!

پس از اینکه یکی از این تستها نتیجه مثبت داد، با پزشک خود قرار ملاقات بگذارید. هنوز هم قطعی ترین روش اثبات بارداری، حداقل در ایران، انجام آزمایش خون و اندازه گیری -hCGβ است. شاید هم پزشک شما ترجیح دهد برای پیگیری های آینده، از حالا مقدار آنرا اندازه گیری کند.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  4:07 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اخبار فیزیولوژی پزشکی

فیزیولوژی ورزشی

بدن انسان برای اینکه بتواند نقش خود را به طور مؤثر در زندگی ایفا کند باید از آمادگی جسمانی خوبی برخوردار باشد یعنی به طور مداوم انرژی لازم را در اختیار داشته باشد تا بتواند وظایف خود را به نحو احسن انجام دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از سایت پزشکان ایران  ،  وقتی سخن از آمادگی جسمانی به میان می آید مقصود از آن داشتن چنان قلب ، عروق خونی و ریه ها و عضلاتی است که بتوانند وظایف خود را به خوبی انجام دهند و با شور و نشاط تمام در فعالیت ها و تفریحات سالمی شرکت کنند که افراد عادی و غیر فعال از انجام آنها ناتوانند.

عوامل متعددی در آمادگی جسمانی مؤثر است اما چهار عامل بیش از عوامل دیگر در این میان ایفای نقش می کنند این عوامل عبارتند از (قدرت عضلانی، استقامت عضلانی، انعطاف عضلانی و استقامت قلبی ریوی)

 قدرت عضلانی
همانطور که می دانید حدود ۴۰ درصد وزن بدن را عضلات تشکیل می دهند این عضلات در خود تولید انرژی می کنند که این نیرو قدرت عضلانی نامیده می شود که البته قابل اندازه گیری نیز هست. مهمترین عامل شناخته شده در آمادگی جسمانی استعداد و توانایی عضلات در وارد کردن نیرو یا مقاومت در برابر آن است.

تمرینات قدرتی از عواملی است که سبب حجیم شدن تارهای عضلانی می شود و توانایی فرد را در کاربرد نیروی تولید شده افزایش می دهد. قدرت عضلانی اهمیت بسیاری در ورزشهای مختلف و البته فعالیت های روزانه دارد بسیاری از مردان و حتی زنان از عضلات بازو و سرشانه ضعیفی برخوردار هستند که باعث ضعف در فعالیت های ورزشی و روزانه و ایجاد درد و بیماری در سنین بالا می شود.
 استقامت عضلانی
عضلات در خود انرژی ذخیره می کنند. این عمل به ماهیچه ها امکان می دهد که مدت زیادی به فعالیت خود ادامه دهند. این عمل عضلات را استقامت عضلانی گویند. استقامت عضلانی عبارت است از ظرفیت یک عضله یا گروهی از عضلات برای انقباض مداوم.

معمولاً استقامت عضله را با قدرت عضلانی اشتباه می گیرند ولی باید توجه کرد که معمولاً استقامت عضلانی عبارت است از توانایی در کاربرد قدرت و نگهداری این توانایی برای مدت نسبتاً طولانی. برای مثال در فعالیت هایی چون: برف پارو کردن، چمن زدن، نظافت و یا حرکات ورزشی چون دراز و نشست، بالا کشیدن بدن در حالت بارفیکس و . . . استقامت عضلانی نقش اساسی دارد که می شود با تمرینات منظم ورزشی آن را افزایش داد.

 انعطاف عضلانی
توانایی در کاربرد عضلات در وسیعترین دامنه حرکت آنها به دور مفصلها را انعطاف پذیری گویند. این عامل در آمادگی جسمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

با تمرینات ورزشی میزان توانایی مفاصل بدن در خم شدن و چرخیدن بیشتر می شود و در نتیجه کارایی عضلات بهبود می یابد اگر مفاصل از انعطاف کمی برخوردار باشند محدودیت حرکتی برای بدن ایجاد می شود.

 انعطاف پذیری در فعالیت های روزانه چون باغبانی، خانه داری، فعالیت های ورزشی که احتیاج به نرمی و انعطاف پذیری دارند مؤثر است. که البته این نقش در فعالیت های ورزشی چون ژیمناستیک ، دو میدانی و . . . پر رنگ تر می شود.

 استقامت قلبی و ریوی
بسیاری از دانشمندان و صاحب نظران ورزشی عقیده دارند که عامل استقامت قلبی ریوی در آمادگی جسمانی بیش از عوامل دیگر اهمیت دارد و بعضی دیگر دقیقاً بر عکس این نظریه مهر تأیید زدند. اما تجربه نشان داده است که استقامت قلبی ریوی از عوامل اساسی آمادگی جسمانی است و با تمرینات استقامتی شدید و سنگین می توان آن را ارتقاء بخشید.
 فیزیولوژی عضلات
عضلات دستگاهی هستند که مواد غذایی را از صورت شیمیایی به صورت انرژی مکانیکی یا کار تبدیل می کنند. می دانیم که حرکات بدن از انقباض عضلات حاصل می شود بدین معنی که عضلات مخطط که به استخوانهای بدن متصلند با اراده فرد منقبض می شوند و حرکت جابجایی را در بدن میسر می کنند.

در بدن انسان سه نوع عضله وجود دارد (عضلات مخطط یا اسکلتی ـ عضلات صاف و عضله قلب) که ما در این بخش فقط عضلات مخطط را بررسی می کنیم. عضلات مخطط حاوی ۷۰ درصد آب،۲۰درصد پروتئین و ۱۰ درصد کربوهیدراتها و چربی و نمکهای معدنی و املاح است که البته ترکیبات عضله در اعضای مختلف بدن تغییرات وسیعی دارند.

در بخش عضلات مخطط ۲ مطلب را بررسی می کنیم :

 ۱- انقباض عضله، ۲- منابع انرژی عضله.

انقباض عضله :

اگر طول عضله به هنگام انقباض تغییر نکند این انقباض را (هم طول) می گویند. در این نوع انقباض جسم مقاوم جابه جا نمی شود تمام انرژی حاصل از انقباض به حرارت تبدیل می شود. ولی اگر انقباض عضله به کوتاه شدن آن منجر شود آن انقباض را (هم تنش) می گویند که باعث می شود جسمی که در برابر عضله قرار می گیرد جابه جا شود.

سرعت انقباض عضله با مقدار وزنه ای که در مقابل آن قرار می گیرد رابطه عکس دارد. اگر هیچ نیرویی در برابر عضله قرار نگیرد عضله سریعاً منقبض می شود ولی اگر به تدریج نیروی مخالف افزایش می یابد از سرعت انقباض کاسته می شود. تا اینکه اگر میزان نیروی مخالف برابر با نیروی عضله شود سرعت کوتاه شدن یا انقباض به صفر خواهد رسید.
 منابع انرژی
عضله برای آنکه به حالت انقباض درآید احتیاج به انرژی دارد. منبع اصلی انرژی عضله آدنوزین تری فسفات ATP است که به مقدار کمی در عضله وجود دارد ولی به مقدار زیادی انرژی آزاد می کند. کراتین فسفات CP منبع انرژی دیگری است که در سلولهای عضلانی ذخیره می شود.

اگر مقدار ATP در سلول بیش از اندازه لازم باشد انرژی اضافی صرف تولید CP می شود و در نتیجه مقدار بیشتری از انرژی ذخیره خواهد شد. به مجرد ذخیره ATP در عضله CP موجود به سرعت و سهولت به ATP تبدیل می شود و در نتیجه CP باعث ثابت ماندن مقدار ATP عضله می شود.

انرژی حاصل از CP و ATP برای مدت کوتاهی انرژی لازم را تأمین می کنند پس در فعالیت های شدید بدنی که بیش از چند دقیقه طول می کشد باید منبع دیگری از انرژی وجود داشته باشد. این انرژی از تجزیه گلیگوژن حاصل می شود و چون این واکنش در مجاورت اکسیژن قرار می گیرد آن را هوازی یا (با اکسیژن) می گویند.

اگر اکسیژن به اندازه کافی برای این واکنش های شیمیایی وجود نداشته باشد در عضله اسیدلاکتیک تولید می شود. قسمت اعظم این اسیدلاکتیک مجدداً به گلوکز و گلیگوژن تبدیل می شود و مقداری از آن در عضله بر جای می ماند.

در ورزشهای سخت و طولانی و مخصوصاً افرادی که از آمادگی جسمانی کمی برخوردارند خستگی عضلات بعد از ورزش مربوط به اسیدلاکتیک باقی مانده در عضله است، میزان خستگی با مقدار اسیدلاکتیک موجود در عضله رابطه مستقیم دارد.

تولید انرژی در بدن به ۳ طریق انجام می گیرد که ۲ طریق آنها برای تولیدATP نیاز به اکسیژن ندارند (بی هوازی) و در سومین طریقه وجود اکسیژن کاملاً ضروری است که به آن (هوازی) گویند:
 سیستم ATP-CP
در ورزشهایی چون: پرتاب نیزه ، پرتاب دیسک ، دو ۱۰۰ متر و شیرجه یا فعالیتهایی که زمان اجرای آن بسیار کم است (حدود ۱۰ ثانیه) و با حداکثر شدت انجام می شوند انرژی مورد نیاز را از این سیستم تأمین می کنند. ATP وCP موجود در عضله به صورت ذخیره وجود دارند و به هنگام فعالیت انرژی مورد لزوم را تهیه می کنند. در این سیستم برای تأمین انرژی احتیاجی به حضور اکسیژن نیست (بی هوازی)
 سیستم اسیدلاکتیک
در ورزشهایی که زمان اجرای آنها بین ۱ تا ۳ دقیقه طول می کشد انرژی مورد نیازشان را از این طریق تأمین می کنند مثل دوهای ۴۰۰ و۸۰۰ متر وکشتی. هنگام اجرای این فعالیت ها اکسیژن به قدر کافی در عضله موجود نیست لذا گلوکز موجود در عضله به اسیدلاکتیک و ATP تبدیل می شود. در حقیقت در این سیستم گلوکز عامل اصلی تأمین کننده انرژی عضله است.
 سیستم هوازی
هر موجود زنده ای برای ادامه زندگی و فعالیت احتیاج به اکسیژن دارد. بعد از چند دقیقه که اکسیژن به بدن نرسد، نه ATP در بدن ساخته می شود و نه انرژی وجود دارد و در نتیجه زندگی پایان می یابد. در ورزشهایی که بیش از ۳ دقیقه طول می کشد عضلات انرژی مورد احتیاج را از تجزیه مواد غذایی در مقابل اکسیژن بدست می آورند.

در دوهای ماراتن، کوهنوردی و. . . ATP مورد نیاز عضلات از این طریق تأمین می گردد. پروتئین ها، گلیگوژن و چربیها از جمله مواد غذایی هستند که در این سیستم مورد استفاده قرار می گیرد و بیشترین مقدار تولید ATP را نیز دارد.
 برگشت به حالت اولیه و وام اکسیژن (ریکاوری)
همانطور که گفته شد برای اینکه بدن از حالت استراحت به حالت فعالیت درآید فعل و انفعالات متعددی در عضله صورت می گیرد تا انرژی لازم کسب شود. همچنین برگشت بدن از حالت فعالیت به حالت استراحت نیز بسیار مهم است که آن را برگشت به حالت اولیه (Recavery) گویند.

ذخیره اکسیژن بدن هنگام فعالیت های شدید به مصرف سوخت و ساز بدن می رسد؛ در نتیجه هنگام استراحت مقدار اکسیژنی که از ذخیره بدن گرفته شده است باید دوباره به بدن باز گردد و اسیدلاکتیک جمع شده در عضلات نیز باید از سلول های عضلانی خارج شودکه البته هر دو نیز هوازی هستند.

انرژی از دست رفته بدن را وام اکسیژن (Oxygen Debt) گویند. مقدار وام اکسیژن برابر است با مقدار اکسیژن مورد نیاز در هنگام فعالیت؛ اگر نوع فعالیت شخص ملایم، طولانی و یکنواخت باشد بدن می تواند انرژی مورد نیاز را از هوا بگیرد و وام اکسیژن به وجود نمی آید والی اگر فعالیت شخص شدید باشد به طوری که او مجبور باشد با کمبود انرژی به فعالیت خود ادامه دهد مبتلا به وام اکسیژن می شود.

مدت زمانی که طول می کشد تا بدن به حالت اول برگردد بستگی به مدت، شدت و آمادگی جسمانی فرد دارد؛ بعد از فعالیت ها در ۲ یا ۳ دقیقه اول مصرف اکسیژن به شدت پایین می آید اما از این شدت به تدریج کاسته می شود تا به حالت یکنواخت برسد. اگر شخص بعد از فعالیت ورزشی خود، به جای استراحت، کار ساده ای مثل راه رفتن یا دویدن آرام (سرد کردن) را انجام دهد اسیدلاکتیک موجود در بدن زودتر از بین می رود (در این مورد در فصل علم تمرین به طور کامل توضیح داده شده است)
 فیزیولوژی گردش خون
دستگاه گردش خون از رگها و قلب تشکیل شده که خون تیره و روشن در آنها جریان دارد. قلب به صورت تلمبه ای قوی خون روشن را از راه سرخرگ آئورت و سرخرگ ششی به بدن می فرستد و از طرفی سیاهرگهای اجوف فوقانی و تحتانی خون تیره را از بدن به قلب بر می گردانند. به استثنای سیاهرگ ششی که خون روشن و تیره را از ششها به قلب بر می گرداند.

سلولهای بدن پیوسته در حال فعالیت اند و برای ادامه حیات و فعالیت خود موادی را می سوزانند و مواد دیگری را دفع می کنند دستگاه گردش خون عهده دار رساندن مواد سوختنی به سلول ها و خارج کردن مواد زائد است. قلب از چهار حفره تشکیل شده است.

دو حفره در طرف راست و دو حفره در طرف چپ. دو حفره بالایی را دهلیز و دو حفره پایینی را بطن می گویند. بطن باعث به حرکت درآمدن خون در بدن می شود و اگر بطن از انقباض بیفتد خون از گردش خواهد ایستاد. شکل قلب شبیه مخروطی است که قاعده آن در بالا و نوک آن در پایین در انتهای بطن ها است.

در موقع ضربان دو دهلیز با هم منقبض می شوند و بعد از مدت نسبتاً کوتاهی دو بطن منقبض می شوند بعد از این انقباض توقف بیشتر و طولانی تری وجود دارد که به منزلة استراحت قلب است. مدت انقباض بطن ها در افراد بالغ ۳/۰ ثانیه و مدت انبساط آنها ۵/۰ ثانیه طول می کشد روی هم رفته یک دوره کامل قلبی ۸/۰ ثانیه طول می کشد بنابراین در هر دقیقه تقریباً ۷۰ دورة قلبی صورت می گیرد و این رقم را تعداد ضربان قلب گویند. همانطور که می دانید در حدود تا وزن بدن را خون تشکیل می دهد یعنی یک شخص معمولی با وزن در حدود۷۰ کیلوگرم دارای ۵ تا ۶ لیتر خون است قسمت اعظم خون را گلبولهای قرمز تشکیل می دهند.

کمبود اکسیژن معمولاً موجب افزایش گلبولهای قرمز خون می شود به همین دلیل است که در ارتفاعات زیاد ورزشکاران استقامتی قادر نیستند رکوردهای جهانی از خود به جا بگذارند چون در مکان های مرتفع فشار نسبی اکسیژن در هوای تنفسی کم است و شخص ورزشکار قادر نیست به راحتی اکسیژن مورد نیاز را در هنگام ورزش از هوا کسب کند لذا این امر در کارایی او اثر نامطلوب می گذارد.
 فیزیولوژی تنفس
طبق تعاریفی که در کتاب های فیزیولوژی انجام شده، تنفس عبارت است از جذب اکسیژن و دفع انیدریدکربنیک به وسیلة سلول زنده، خواه این سلول حیوانی باشد، خواه نباتی.

عمل تنفس طی ۲ مرحله متمایز انجام می شود : تنفس خارجی: که عبارت است از حرکت هوا به داخل ریه ها، انتقال اکسیژن از ریه ها به خون و انتقال انیدریدکربنیک از خون به ریه ها. تنفس سلولی یا داخلی: که شامل جذب اکسیژن و تولید انیدریدکربنیک توسط سلولها می شود. انقباض حجاب حاجز یا دیافراگم و پایین آمدن در محوطه شکم باعث بزرگ شدن قفسه سینه از بالا به پایین می شود.

همزمان با این عمل عضلات شکم بتدریج شل می شود و با انقباض عضلات بین دنده ای، دنده ها به بالا کشیده می شود و استخوان جناغ را به جلو می راند این عمل قفسه سینه را از جلو به عقب می برد و از طرفین بزرگ می کند؛ با بزرگ شدن حجم قفسه سینه فشار موجود در ریه ها از فشار جو کاهش می یابد و باعث حرکت هوا به داخل ریه ها می شوند این عمل آنقدر ادامه پیدا می کند تا فشار هوا در ریه ها با فشار جو برابر گردد. کلیه اعمال بالا را دم گویند.

اما عمل بازدم در نتیجه شل شدن عضلات دمی و بازگشت ریه ها به حالت قبل صورت می گیرد با بالا رفتن عضله دیافراگم و بازگشت حجم قفسه سینه به حالت استراحت، فشار هوا در ریه ها از جو بیشتر می شود و آن قدر هوا از ریه ها خارج می شود تا فشار ریه ها دوباره با فشار جو برابر گردد.
 حجم جاری و تهویه ریوی
حجم هوایی که با هر بار حرکت به داخل ریه ها جریان می یابد را حجم جاری می نامند و مقدار آن بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلی لیتر است و تهویه ریوی عبارت است از حجم جاری ضرب در تعداد حرکات تنفسی در دقیقه که معمولاً بین ۱۰ تا ۲۰ بار در حالت استراحت است.

در هنگام ورزش تعداد حرکات تنفسی افزایش پیدا می کند و عمیق تر می شود تا جایی که در فعالیتهای شدید ورزشی عضلات دمی و بازدمی فعال می شوند و تهویه ریوی تا حدود ۱۰۰ لیتر در دقیقه افزایش می یابد.

حداکثر تهویه ریوی ممکن است به ۱۵۰ لیتر در دقیقه هم برسد ولی افزایش تهویه ریوی اگر از ۱۰۰ لیتر در دقیقه بیشتر شود به افزایش جذب اکسیژن کمکی نمی کند زیرا به نظر می رسد که انتقال اکسیژن بیش از این مقدار به بافتها، توسط عضلات قلب و عضلات تنفس محدود می شود.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  4:07 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اخبار فیزیولوژی پزشکی

پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی تگزاس می گویند  راه جدیدی برای محافظت نورون‌ها از آسیب در برابر بیماری‌های پارکینسون و آلزایمر کشف کردند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  بیماری  آلزایمر یکی  از پیچیده ترین  بیماریهای  مغزی  محسوب  می شود. تشخیص  صددرصد این  بیماری  فقط  بعد از مرگ  بیمار و با نمونه برداری  از مغز می باشد،

محققان دانشگاه علوم پزشکی تگزاس در سن آنتونیو به وجود ماده‌ای به نام caspase-2 پی‌بردند که قادر است مقاومت بیشتری دربرابر آسیب‌های ناشی از سموم مراکز انرژی که به عنوان میتوکندری مشهور هستند، از خود نشان می‌دهند.

شواهد بیانگر این مطلب است که اختلالات میتوکندری نقش مهمی در مرگ نورون‌ها در بیماری پارکینسون، آلزایمر ایفا می‌کند.

از هر یکصد نفر آمریکائی  بالای  سن  ۶۵ سال  دو نفر به  این  بیماری  مبتلا می باشند و هر چه  سن  بالاتر می رود احتمال  ابتلا به  این  بیماری  هم  افزایش  می یابد و حتی  از هر یکصد آمریکائی  بالای  ۸۵ سال  ۲۰ نفر به  این  بیماری  مبتلا می شوند.

 پژوهشگران علوم پزشکی دانشگاه یاماگوشی در کشور ژاپن یک مکانیزم مولکولی پیچیده را یافتند که موجب می شود افراد حامل این مکانیزم در شرایط بروز حوادث استرس زا دچار افسردگی شوند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  محققان دانشگاه یاماگوشی ژاپن کشف کردند که استرس می تواند به روشهای مختلفی بر روی مغز اثر بگذارد. این تحقیقات می تواند توضیح دهد که چرا بعضی از افراد برای توسعه افسردگی در شرایط استرس مزمن آمادگی و استعداد دارند.

این دانشمندان مکانیزمهای پیچیده مولکولی مرتبط با استرس مزمن را مورد بررسی قرار دادند.

نتایج این تحقیقات می تواند راههایی را برای ارائه استراتژیهای جدید درمانی در مقابله با این شرایط بگشاید.

این دانشمندان در این خصوص اظهار داشتند: “بسیاری از افراد نسبت به حوادث استرس زا هیچ علائمی از افسردگی حاد را نشان نمی دهند درحالی که بعضی دیگر در همان شرایط این علائم را بروز می دهند. تاکنون مکانیزم مولکولی این سازگاری با افسردگی واضح نبود.

این محققان به منظور جستجوی مکانیزمهای ژنتیکی مرتبط با نفوذپذیری حوادث استرس زا دو نمونه مختلف موش را که پاسخهای مختلفی به استرس مزمن نشان می دادند بررسی کردند.

این دانشمندان مشاهده کردند که برخلاف موشهایی که در مقابل استرس مقاوم بودند، موشهای نفوذپذیر زمانی که در معرض یک استرس مزمن قرار می گرفتند رفتارهای از نوع افسردگی را نشان می دادند.

در این پژوهش مشخص شد که موشهای نفوذپذیر در مقابل استرس یک سطح پایین بیان ژنهایی را داشتند که این ژنها فاکتور نوروتروفیک مشتق از سلولهای گلیایی (Gdnf) را رمزگذاری می کنند.

این فاکتورهای نوروتروفیک برای تنظیم نرمینگی یا انعطاف پذیری نورونی بسیار مهم هستند و در اشکال مختلف افسردگی نقش دارند.

براساس گزارش مجله نورون، کاهش سطوح بیان Gdnf منجر به متیلاسیون DNA می شد. این تغییرات، رفتارهای افسردگی را در موشهای نفوذپذیر بروز می داد.

متیلاسیون فرایندی است که به وسیله آن آنزیم “متیل ترانسفراز” اتصال یک گروه متیلی را به DNA کاتالیزه می کند. این گروه متیلی در حقیقت پروتئینی است که وظیفه تنظیم بیان ژن و یا کنترل عملکرد پروتئین “آنزیمهای دی متیلاز” را به عهده دارد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

پنج شنبه 15 اردیبهشت 1390  4:07 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها