0

اخبار فرهنگی

 
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

اخبار فرهنگی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
نگاهي به كتاب «سين جيم» (هفت روز با فرهاد سهلبد)/
سيستم ارباب ـ رعيتي ملوكانه! از زبان مشاور مخصوص دربار

خبرگزاري فارس: نگاه نئوفئودالي حاكم بر دربار و رفتار شاه حتي با نزديكانش به‌گونه‌اي تحقيرآميز و همراه با توهين و بدبيني است كه گمان مي‌رود تصور شاه از اطرافيانش، مشتي رعيت نادان و زير دست است كه نه از خرد و عقل سرمايه‌اي دارند و نه از ادب مايه‌اي.

يكي از تاريخ‌نگاران مورد وثوق، كه بيش از پنجاه سال سن و عينكي ته استكاني دارد در حين بازبيني برخي گزارش‌ها و پرونده‌هاي موجود در آرشيو يكي از دستگاه‌هاي امنيتي، به پرونده‌اي برخورد كه گوشه‌ پوشه‌اش به طور اتفاقي يا هنرمندانه زير منگنه پوشه يك پرونده ديگر، گير كرده بود و به همين دليل ساده از زمان تكميل (يعني سال 59) تا زمان مطالعه اتفاقي، از دسترس محققان دور مانده بود. اين پرونده حاوي سير بازرسي يكي از عناصر وابسته به رژيم پهلوي است، كه تابستان 1359 در حالي كه مشغول فراهم‌سازي مقدمات يك عمليات خرابكارانه در تهران بود توسط نيروهاي يك نهاد امنيتي دستگير شده بود.
اما مواردي كه در اين بازجويي محل تأمل است مي‌تواند نشانه‌هايي از ادبيات نامناسب حاكم بر دربار و شخص شاه باشد. به برخي از بازنمودهاي اين نوع رويكرد به گفتگوهاي عاميانه شاه با زير دستان و شرايطي كه باعث به وجود آمدن چنين رويكردي مي‌شود اشاره مي‌كنيم.

* سيستم ارباب - رعيتي:

نگاه نئوفئودالي حاكم بر دربار و رفتار شاه حتي با نزديكانش و كساني كه قرار است به اصطلاح نماينده مردم باشد؛ به‌گونه‌اي تحقيرآميز و همراه با توهين و بدبيني است كه گمان مي‌رود تصور شاه از اطرافيانش، مشتي رعيت نادان و زير دست است كه نه از خرد و عقل سرمايه‌اي دارند و نه از ادب مايه‌اي.
فرهاد معتضدنيا (سهلبد) در جايي چگونگي ورودش به دربار را اينگونه افتخار‌آميز شرح مي‌دهد: «در يكي از مهماني‌هاي دربار به همراه پسرخاله و پسر عموي دايي‌ام شركت كردم. در آنجا ايشان به بنده گفتند كنار درب خروج ايستادم و در يك فرصت مناسب كه اعلي‌حضرت براي دست‌به‌آب ملوكانه خواستند از سالن خارج شوند، بنده را به اعلي‌حضرت معرفي كردند و از علايق هنري و سليقه خوبم براي ايشان صحبت كردند. اعلي‌حضرت اگر چه مشخص بود دستشويي‌شان داشت مي‌ريخت (!!) و به سختي خودشان را نگه داشته بودند با اين حال با ديد تيزبين خود، در همان جلسه شايستگي‌هاي مرا رويت فرمودند. از من خواستند يك روز به محضرشان برسم.»

در جايي ديگر اين آقايي كه خود را به ظاهر مشاور امور خاص شاه معرفي مي‌كند در مورد مشاوره‌هايش براي نمونه مي‌گويد: «مثلاً يكي اين است كه در ميهماني‌هاي خصوصي وقتي پاسوربازي مي‌كرديم براي تعيين حكم با من مشورت مي‌كردند. اعلي‌حضرت هميشه سر پول‌بازي مي‌كردند و معتقد بودند اگر بازي سرِ پول نباشد كيف ندارد و براي همين هميشه اصرار داشتند برنده‌بازي باشند تا از سرمايه‌هاي مملكت مراقبت شده باشد. شما بازي نكرده‌ايد و نمي‌دانيد حكم‌كردن بد يعني باخت ... براي درست حكم‌كردن بايد از دست حريف‌تان مطلع باشيد اين كار اگرچه در عرف بازي درست نيست اما وقتي پاي شاهنشاه مملكت و سرمايه‌هاي كشور در ميان باشد ايرادي ندارد. اين را همه همبازي‌هاي اعلي‌حضرت مي‌دانستند و مي‌دانستند وقتي من پشت سر آن‌ها هستم و به اعلي‌حضرت اشاره‌هايي مي‌كنم مشغول كنسه‌دادن به ايشان هستم ... .»

اين نمونه‌ها مشتي از خروار رفتارهاي ارباب رعيتي شاهي است كه داعيه كشور‌داري داشت. او اينقدر تحقير‌آميز با انسان‌هاي پيرامون خود رفتار مي‌كرد كه آن‌ها خود به خود به سمت حركات هزل‌آميز و تمسخر‌برانگيز مي‌رفتند. كساني هم كه اينگونه نبودند جايگاه‌شان در كنار شاه نبود و عطايش را به لقايش مي بخشيدند.

* ‌بي‌ادبي ذاتي شاه و لذت‌بردن اطرافيان از توهين و تحقير خود

فرهاد سهلبد پس از خروج شاه از ايران چندين بار با او در مصر ارتباط برقرار مي‌كند و ابراز علاقه نشان مي‌دهد كه به مصر برود. او در اولين گفتگوي خود با شاه مي‌گويد: «پس از چهار ماه تماس تلفني موفق به صحبت شدم. ايشان به بنده گفتند: چطوري فرهاد خره!!. ايشان هر وقت سر حال بودند و از من مشورت مي خواستند مرا اين طوري صدا مي‌كردند. ايشان بعد به شوخي چند تا فحش ركيك به من دادند كه براي حفظ آبروي سلطنتي بيان نمي‌كنم.»
وي در جاي ديگر چگونگي لطف شاه‌!! به خود را اينگونه تشريح مي‌كند: «اعلي حضرت هميشه به من لطف داشتند. ايشان در بهترين مواقع دلشان مي‌خواست من همراه‌شان باشم. مثلاً در سفرهاي نوروزي نوشهر. ... يكبار ايشان كنار دريا به بنده روكردند و گفتند: فرهاد اگر گفتي دريا چرا اين طور طوفاني شده است؟ من جواب دادم: براي اينكه خودش را جلوي شما با كبكبه و دبدبه نشان دهد؛ اما نمي‌داند كه در برابر كبكبه و دبدبه شما، هيچ حرفي براي گفتن ندارد. اعلي‌حضرت از اين جواب من خوش‌شان آمد و با لگد به باسن من زدند و تا دم در ويلا من را دنبال كردند. ايشان هيچ‌كس را از لب دريا تا دم ويلاي همايوني دنبال نكرده بودند و من اولين شخصي بودم كه اين افتخار نصيبم شد!!»

اين رخدادها نمونه‌هايي از رويكرد شاه به اطرافيانش بود. حال ممكن است گاهي افرادي كه از خاطره‌هاي‌شان سخن به ميان مي‌آوردند؛ در مورد خود اغراق‌هايي هم داشته باشند؛ اما در مورد رفتار شاه اين اغراق كم رنگ‌تر است. در بسياري از خاطرات آدم‌هاي دربار؛ نمونه‌هايي از اين اخلاق هجو در شاه ذكر شده است كه نشان مي‌دهد دربار از راس هرم درگير نشانه‌هايي از فساد رفتاري و كلامي بوده است.

كتاب «سين جيم» (هفت روز با فرهاد سهلبد) را انتشارات كانون فرهنگ و انديشه (كفا) در 64 صفحه با قيمت هزار تومان منتشر كرده است.
انتهاي پيام/و/1


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

چهارشنبه 24 فروردین 1390  2:36 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار فرهنگی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
ميرعلي‏نقي در گفت‎وگوي اختصاصي با فارس/2
داستان نامه‌اي كه از اتاق شهيد آويني برداشتم

خبرگزاري فارس: ميرعلي‎نقي گفت: بعد از شهادت سيد مرتضي، در هرج و مرجي كه مجله سوره به آن دچار شده بود و درهم ريختگي دفتر شهيد آويني من نامه‌اي را از اتاقش كِش رفتم. نامه كه خطاب به «زم» بود، توسط آقاي آويني اين‏گونه نوشته شده بود كه . . .

به گزارش گروه "حماسه و مقاومت " خبرگزاري فارس، قسمت ابتدايي مصاحبه با سيد عليرضا مير علي نقي را پيرامون "سيد شهيدان اهل قلم " خوانديد. نحوه آشنايي و همچنين نحوه فعاليت در مجله سوره از نكات بارز آن بخش بود. در ادامه مطالب زيبا و شيريني عنوان شده كه مهمترين آن را مي توان نظرات شهيدآويني در مورد موسيقي عنوان كرد:




*فارس: چرا با شهيد آويني اين همه دشمني مي‌كردند؟



*ميرعلي نقي: من در واحد سينما، تلويزيون، مولتي ويژن و ... نبودم. تنها مي‌توانم از جاهايي بگويم كه در آن حضور داشتم مثل بخش شعر كه داوود آبادي فراهاني، گلدري و فلاح پور هم بودند. من در واحد شعر رفت و آمد مي‌كردم اما بيشتر در واحد موسيقي خودم متمركز بودم. رهبري بخش عمده‌اي از جريان توطئه و دشمني ضد آقاي آويني، به طور علني در دست‌هاي فرد فاضل و البته جاه طلبي بود به نام [...] بود. اين مرد فاضل و بسيار بسيار زيرك و با هوش به پست بالايي هم رسيد... برداشت من اين بود و هست كه كلا جو دشمني عليه سيد مرتضي كار ايشان بود.



*فارس: چرا؟



*مير علي نقي: نمي دانم.هيچ وقت نفهيميدم چرا؟ من به آقاي آويني نزديك بودم ، نه به ايشان. كساني كه در حوزه هنري به ايشان نزديك بودند به [...] مي‌گفتند: "سيدناالاستاد " كه اين در اصل لقب آقاي فرديد بود در بين شاگردانش. ايشان يك لقب ديگري هم داشت كه يادم نمي آيد چي بود... راستش يك فرهنگ لغات ناخوشايندي را يوسف و برخي ديگر حاكم كردند كه تركيبي از آموزه‌هاي قديم خودشان و كمي هم تاثير پذيرفته از ادبيات بدترين شاگردهاي فرديد بود. اين جا منظورم بعضي آدم هاي به نظر من غير قابل اطمينان هستند كه دور و بر فرديد ديده مي شدند، مثل حجت اسديان يا حميدرضا اردلان . به هيچ وجه منظورم شاگردهايي مثل آقايان داوري و جوزي نيستند.اكثر اين آدم هاي به نظر من غير قابل اطمينان ، قبل از سال 62- 63 گرايش‌هاي چپ داشتند و حالا خودشان را فرديدي جا زده بودند. اين افراد در اواخر كار كه احساس كردند آقا مرتضي يك گرايشاتي به فرديد دارد به او نزديك شدند؛ در حالي كه سيد مرتضي به فرديد گرايش نداشت، صرفا بخش‌هايي از حرف هاي فرديد را با يافته‌هاي خودش مطابق مي‌دانست. شهيد آويني از ميان اين جماعتِ موسوم به فرديدي فقط با دكتر رضا داوري اردكاني رابطه خيلي خوبي داشت و آن هم براي اين بود كه داوري مرد سليمي بود و مثلا آقاي داوري با حافظ انس داشت و در در ديوان‌ حافظ تفحص و تعمقش خيلي بود. از اين جهت يك ارتباط دلي با مرتضي داشت. اما اين كه آويني به فرديدي‌ها سر بسپارد ، به هيچ وجه اين طور نبود و به اعتقاد من اگر هم كسي چنين ادعايي را مطرح كند دروغ گفته است.


مرتضي دين خودش را مثل يك آدم آزاده پيدا كرده بود، نه مثل بچه‌اي كه در خط آهن تپ تپ جلو برود. يعني در مسير تكاملش ، در جاده‌هاي زيادي، در گردنه هاي تشكيك و نفي و انكار گير كرده بود. شهيد آويني نه ادعاي اسلام شناسي مي كرد و نه دعوي سواد فلسفي بالا داشت. مرتضي در مقالات مختلف تنها چيزي كه به خوبي رويش مانور مي كرد و مي شكافت هنر بود. حتي به نظر من در فلسفه و وجوه تئوريك‌اش دچار نقص هم بود اما يك دل آگاهي فوق‌العاده روشني داشت. اصلا من گاهي فكر مي‌كردم مغز مرتضي به يك مغز جاوداني دو دنيايي متصل مي شود كه كانكت مي‌شود و دوباره قطع مي‌شود و موقعي كه آن پرتو اشراقِ فهمِ متعالي‌تر از وجود مرتضي ، او را فرا مي‌گرفت، حرف هايي مي‌زد و كارهايي مي‌كرد كه تكان دهنده و تاثير گذار بود. من آن موقع مطمئن بودم و حالا هم خيلي مطمئن‌تر هستم كه مرتضي يك وجود معصومي داشت كه توسط يك روح قدسي حمايت مي‌شد. نه صرفا اين اواخر. شخصا معتقدم حتي آن زمان كه به قول بعضي‌ها روشنفكر بود و وسط حيات دانشگاه غش مي كرد ، از همان موقع حمايت مي‌شده تا وقتي كه رفت. اين معصوميت او بطني بود.


خيلي جاها با اينكه ظاهرا دانش تئوريكش نسبت به موضوعي كم بود،‌ در همان زمينه حرف هايي مي‌زد كه صدورش از كسي كه دانش كامل و پخته‌اي داشت برنمي‌آمد. چون بسياري از مسائل را صادقانه خودش شهود كرده بود و به قول فرديد تاچ TOUCH كرده بود. در هر راهي كه مي‌رفت صادقانه قدم مي‌گذاشت. حتي وقتي كه روشنفكر بود، صادق بود. وقتي از آن جريان بريد،‌ صادق بود. به هيچ وجه ادا در نمي آورد. در هر پستي هم كه قرار مي‌گرفت به دنبال ارتقاء آگاهي خودش و به دنبال تزكيه جان خودش بود، والا اگر در موقعيت‌هايي كه مي‌افتاد هر كس ديگري قرار مي‌گرفت از لحاظ دنيايي الان چيزي كم نداشت. شايد تا 50 سال ديگر هم مي‌توانست بخورد و بچرخد و بعد سر پيري با هزار مرض قند و پروستات، تازه جزء چهره‌هاي ماندگار مثل يك فسيل گوشه خانه‌اش بنشيند.


او بسيار صادق بود و چيزي هم كه افراد را جذب مي‌كرد صداقت اين آدم بود. صداقت چيزي است كه الان زياد دعوي اش را دارند ولي اگر واقعا در كسي وجود داشته باشد ، او تابو هست. به هر حال من در اين 2 سالي كه آنجا بودم مي‌ديدم همواره عرصه بر او تنگ‌تر مي‌شود و هر كس به نوعي او را آزار مي‌دهد. هر كس به شكلي اذيتش مي‌كرد.



*فارس: آن زمان هم اين مسئله را درك مي‌كرديد يا الان به اين نتيجه رسيديد؟



*ميرعلي نقي: همان زمان هم درك مي‌كردم. من يك آدم متفاوت و بدون تظاهر هستم. واقعا همان چيزي كه الان هستم عينا آن زمان هم بودم؛ اين را مي توانيد از كساني كه آن زمان با من بودند و الان هم هستند بپرسيد. يك پروسه‌ي مشخصي را من براي خودم در سن 16 - 17 سالگي از لحاظ زندگي و كارم كشف كرده‌ بودم كه هنوز هم در اين چارچوب ماندم و 25 سال است همين راه را ادامه مي‌دهم. ضرر زيادي هم نكردم . اگر هم ضرري بوده عمدتا به خاطر برخورد داشتن با آنهايي بوده كه دانش و كاري كه انجام مي‌دادم برايشان ارزشي نداشته و به دنبال آدمي بودند كه دلال و لمپن باشد و بتواند دور و برش را بفروشد و من نمي‌توانستم. ولي به هر حال چون متفاوت بودم درگير جو نمي‌شدم.


من در تمام فيلم‌ها و عكس‌هايي كه در مراسم هاي شهادت مرتضي دارم اصلا گريه نكردم، چون كاملا شوكه بودم. در آن تصاوير ديگران دارند خودشان را مي‌كشند، حالا هر كس به يك علتي. غير از آن چند نفري كه گفتم، بعضي از دور بري‌هاي آويني مثل ميرشكاك و بهداروند هم كاملا شوكه بودند و گريه‌هاي وحشتناكي مي‌كردند. به نظر من بخشي از اين ضجه ها بابت عذاب وجدان زياد اين دوستان هم بود چون در جريان كار با سيد مرتضي بدقلقي هاي واقعا بي رويه اي مي كردند. من مرتكب اين چيزها نبودم و عذاب وجدان هم نداشتم. (اين مطالب را تا حالا نگفته بودم و الان دارم بعد از 17 سال اينجا مي‌گويم.) تازه 2 الي 3 ماه بعد از شهادت آقا مرتضي گريه‌ام گرفت. يعني ديگر واقعا باورم شد كه اين آدم رفته. تا قبلش در دلم حالاي داشتم كه انگار آقا مرتضي برمي‌گردد. نمي‌دانم چرا اما رفتنش را نمي‌توانستم باور كنم. مثل بچه‌اي شده بودم كه قبل از رسيدن به سن تميز و تشخيص، پدر و مادرش را از دست مي‌دهد. يعني اينقدر اين واقعه بزرگ تر از مغز بچه‌است كه نمي‌تواند عكس‌العمل خاصي داشته باشد و غصه و افسردگي‌اش بعدها شروع مي‌شود. همان موقع هم من در مورد آقا مرتضي چيزي ننوشتم، چون مرتضي تا وقتي كه بود "جَو " دور و برش بود و اتفاقا وقتي هم كه شهيد شد اين "جُو " بدتر شد. آدم‌هاي زيادي پيدا شدند و هر كدام با توجه به خلوصشان راجع به آويني مطلب نوشتند كه بايد زمانه خلوص آن ها را مشخص كند چون من در جايگاه قاضي نيستم. بعد از آن جريان هم با تنها كساني كه دوستي ام گرفت و پابرجا ماند آقاي تاجديني است و بعد هم آقاي جهانگير خسرو شاهي كه هنوز آن مهر و عشق و مودت بينمان هست. محمد آويني را هم دوست دارم ولي انتظار بي‌جايي است كه او را به مثال مرتضي ببينيم. سيد محمد يك پديده متفاوتي بود.



*فارس: محمد آويني آن موقع در سوره مشغول بود؟



*ميرعلي نقي: در آن زماني كه من در سوره كار مي كردم، حتي يكبار هم او را نديدم، البته شايد ديگران ديده باشند. آن موقع مي گفتند ايشان با مرتضي ارتباطش را كم كرده.اما بلافاصله بعد از شهادت آقا مرتضي ، برادرش آمد سوره و آشنايي من با او بعد از شهادت آويني بود.


البته محمد آويني روش كار را عوض نكرد، مجله سوره همان شكلي بود و به من هم هميشه لطف داشت. حتي مي توانم بگويم سيد محمد با دقت و بذل توجهي مطالب من را مي‌خواند كه آقا مرتضي نمي‌خواند.آقا مرتضي به من اعتماد داشت . از شماره 3 به بعد ، قبل از چاپ هيچ وقت مطالب من را نخواند. اين خيلي حرف است. چون هيچ سردبيري در زندگي‌ام تا الان اين كار را با من نكرده است. سيد مرتضي از شماره 3 به بعد در آن جو پر از خوف و خطر كه مطالب زير ذره‌بين گذاشته مي‌شد و حوزه خط قرمزها و ايرادات بسيار گسترده بود، مطالب من را نخوانده براي چاپ مي فرستاد. اين درجه از اعتماد را كسي در طول زندگي ام به من نكرده بود و من هم خوشبختانه گافي ندادم. البته در بخش‌هاي ديگر گاف‌هايي بوده كه كيهان به آن گير مي‌داد.



*فارس: آقا مرتضي مي‌دانست شما براي بعضي از نشريات خارج از كشور مطلب هم مي‌نوشتيد؟



*ميرعلي نقي: بله. خودم برايش مي‌بردم. مي‌خنديد و مي‌گفت: تو ديوانه‌اي! اما يك بار مشكلي پيش آمد. قضيه‌اش هم اين بود كه اصلا آقا مرتضي اهل بخشنامه و اين كارهاي اداري نبود! يكبار 2 -3 ماه قبل از شهادتش ديدم يك بخشنامه زده شده به ديوار، گفتم: چرا آقا مرتضي اين كار را كرده؟! بعدا فهميدم "زم " شهيد آويني را زور كرده بود. حتي افرادي بالاتر از "زم " به خود "زم " هم فشار آورده بودند. در بخشنامه آمده بود كه يكي از دوستان كه با ما همكاري مي‌كنند، فراستي، ميرشكاك، بهداروند، ميرعلي نقي، خواهشمنديم كه با مجلاتي مثل "آدينه "، "سروش " و "دنياي سخن " همكاري نداشته باشند.



*فارس: در بخش‌نامه اسم آورده بودند؟!



*ميرعلي نقي: بله. من هنوز آن را دارم. اسم هر كداممان را نوشته بودند. من خيلي تابلو بودم كه اين كار را مي‌كردم. مثل كارهايي بود كه دوره بچه گي‌ انجام مي‌دادم. بچه شري بوديم و خانه طرف را به آتش مي‌كشيدم و بعد مي‌گفتم من كردم‌ها. طرف به قيافه مظلوم ما نگاه مي كرد و مي‌گفت: محال است كار تو باشد و بچه ديگري را كتك مي‌زد. مي‌گفتم: بابا من كردم! بعد كه مي‌فهميد، مي‌گفت: چرا گفتي؟! گفتم: خوب، من كردم ديگه! همين راست گويي نجاتم مي‌داد. در آن بخش‌نامه ، نشريه "پر " را هم نام برده بود كه در آمريكا چاپ مي‌شد ولي براي هيچ جناح بخصوصي از چپ و راست نبود. "پر "به شدت لائيك بود و ضد هرگونه مذهبي مثل اسلام، يهوديت، ‌مسيحيت و حتي چيزي مثل بهائيت عمل مي كرد و عليه كل اعتقادات مطلب داشت.



*فارس: بيشتر نشرياتي كه اسم برديد نشريات داخلي روشنفكري بود ؟



*ميرعلي نقي: داخلي هم بود. از بالا به بچه‌ها ايراد گرفتند، فكر كنم كار نصيري بود. مسعود فراستي در آن جمع اصلا كاري نمي‌كرد، تواب بود و آهسته مي‌رفت، ‌آهسته مي‌آمد. مسعود خيلي محتاط بود و براي سروش كه مجله دولتي بود مطلب مي‌نوشت. در آن بخش‌نامه تاكيد كرده بودند كه ديگر براي هيچ جا جز مجله سوره مطلب ننويسيد وگر نه بين سوره و جاي ديگر يكي را انتخاب كنيد. هم من اين بخش‌نامه را دارم و هم فراستي. البته فشارها به آقا مرتضي زياد شده بود، بعد گفتند صفحات مجله را كم كنيد و دنبالش دستمزدها را هم كم كردند.



*فارس: شما بعد از اين بخش نامه چه كرديد؟



*ميرعلي نقي: من آدم مستقلي بودم. نه با جو فكر مي‌كردم و نه عليه جو. تفكر مستقل خودم را داشتم و به يك نوعي آدم تك افتاده‌اي بودم و هنوزم هستم. به همين علت هم در اين 20 سالي كه در حوزه هستم نقش يك تماشاچي را بازي مي‌كردم و دوستان معدودي پيدا كردم. در همه اين سال‌ها كه در حوزه حضور دارم اولين آثارم در يك سال اخير چاپ شده ، در حالي كه برخي افراد كه 2 ساله آمدند آنجا و كتاب‌ها چاپ كردند، فيلم‌ها ساختند، جشنواره‌ها راه انداختند و بار خودشان را بستند.


من به خاطر روحيات خاصي كه دارم متعلق به هيچ گروهي نبودم و در عين حال از كار خيلي از گروه‌ها خبر داشتم. شخصا احساس كردم "زم " مي‌خواهد آويني را تحت فشار قرار دهد كه مرتضي برود و درست هم حدس زدم. رفتم و اين موضوع را به شهيد آويني گفتم اما سيد مرتضي گفت: "نه! نه! آقا زم خيلي هم آدم قدرشناسي است. ايشان طرفدار ماست. دوست دارد مجله باشد. " آويني مي‌گفت خيلي هم بايد براي آقاي زم احترام قائل باشيم.، ايشان نبوغي دارد و حواسش به بچه ها هست. حوزه هنري را آقاي زم نگه داشته و از اين طور صحبت‌ها كرد. شهيد آويني مي‌خواست اين اخلاق را در حوزه اشاعه دهد.


تا اينكه بعد از شهادت سيد مرتضي، در هرج و مرجي كه مجله سوره به آن دچار شده بود و در هم ريختگي دفتر شهيد آويني من نامه‌اي را از اتاقش كِش رفتم. نامه كه خطاب به "زم " بود توسط آقاي آويني اينگونه نوشته شده بود كه: "آقا! (زم) عرصه بر ما تنگ شده. اگر نمي‌توانيد، مجله را تعطيل كنيد ". در حالي كه مرتضي به من گفته بود زم مي‌خواهد مجله باشد و نمي‌خواست پشت سر اين آدم بد بگويد.


من نمي‌دانم مجله سوره براي مرتضي چه داشت اما سعي مي‌كرد آنجا را نگه دارد. روز به روز هم فشار روي سيد مرتضي بيشتر مي‌شد و حالت كلافگي پيدا كرده بود طوري كه انگار دارند از داخل مي‌تركاندنش. از لحاظ مادي كه مي‌دانم چيزي نداشت چون بخش اعظم دستمزدش را مي‌بخشيد به بچه‌هايي كه محتاج بودند. مثلا به [...] كه شاعر معتادي بود و با همه گندكاري‌هايش لخ لخ در مجله سوره راه مي‌رفت هم مرتضي پول مي‌داد. هر كسي كه پول‌دستي مي‌خواست مستقيم مي‌رفت پيش شهيد آويني. يك سندش خود من هستم. خود من هم يك بار از مرتضي پول دستي گرفتم، به اين دليل كه مي‌خواستم بروم مهماني اما پيراهن نداشتم. از شهيد آويني پول گرفتم و پيراهن خريدم.



فارس: در رفتار شهيد آويني تاثيري از اين فشار ها ديده بوديد؟



ميرعلي‌نقي: روز به روز ناراحت‌تر بود و عصبي‌تر مي‌شد ولي جواب همه را با خوش‌رويي مي‌داد. فقط نمازش طول مي‌كشيد و دائم طولاني‌تر هم مي‌شد. نماز كه مي‌خواند غالبا در اتاق بسته بود و من به خودم اجازه نمي‌دادم در هيچ حالتي در را باز كنم و بروم داخل اما بسياري افراد بودند كه همين‌طور در را باز مي‌كردند و مي‌رفتند توي اتاق. يكي دو بار هم ديدم مرتضي خيس اشك شده، حالتش به نظرم چيزي بيشتر از يك استغاثه آمد چون اين اشك براي خلوت كردن يا فشارهايي كه در مجله هم بود نمي‌توانست باشد. احساس مي‌كردم يك‌جور فرج و رهايي مي‌خواهد و ذله شده از همه چيز. يكبار هم فقط ناله او را شنيدم كه مي‌گفت: چرا اين "جواد محبت " درست نمي‌شه؟ چرا اين كارها را مي‌كنه؟ نمي دانم چه كار كرده بود. يك‌ بار "محمدي‌نجات " سيد مرتضي را چنان ناراحت كرده بود كه شهيد آويني با اينكه نمازش را خوانده بود اما ديدم دوباره شروع كرد به نماز خواندن و همينطور هم مي‌لرزيد. نفهميدم چه كار كرده بود اما محمدي‌نجات بچه خوبي بود، بعدها خيلي خوب‌تر هم شد و كارهايش هم مهم و باذوق است.



فارس:اصلا در مورد موسيقي با هم صحبتي مي‌كرديد؟



ميرعلي نقي: نه، صحبتي نمي‌كرديم. من در موسيقي خود مختار بودم. مطالبي كه در آن دوره در مجله سوره از من چاپ شده گواه كاري است كه كردم. مقالاتي كه تحت عنوان "تأملي كوتاه، در فرهنگ شفاهي " كار كردم شايد جزء بهترين كارهاي من باشد كه اگر منتشر كنم بخشي از آن را به خاطرات شهيد آويني اختصاص خواهم داد. در موسيقي من تصميم داشتم تابع جريانات روز نباشم و هر تصميمي مي‌گرفتم سيد مرتضي مي‌پذيرفت اما هيچ‌وقت قبول نكرد مصاحبه‌اي در رابطه با موسيقي با من انجام دهد. فكر مي‌كنم شايد چون معلومات وسيعي در زمينه موسيقي ايراني و سنتي نداشت وارد بحث نمي‌شد. شهيد آويني در جواني‌اش با موسيقي روشنفكري بزرگ شده بود. آن دوران در بخش غربي موسيقي "لئوناردو كوهِن " مشهور بود. كوهِن موسيقي پيشرفته‌اي داشت و اتفاقا او هم آرشيتكت بود. لئوناردو يهودي است و شعرهاي عميق و سطح بالايي دارد. در بخش ايراني كسي كه در نسل آقا مرتضي صدايش مد بود "فرهاد " بود. از يكي از دوستانش شنيدم و محمد برادرش هم اشاره‌اي كرد و بعد اين موضوع را درز گرفت، كه آن ها در زمان جواني‌شان با فرهاد يك دوستي‌هايي هم داشتند. فرهاد يك چهره منزوي بود . حتي در زمان پهلوي به پارتي و كافه اصلا نمي‌رفت. فرهاد نصف قرآن را حفظ بود و سواد كاملي داشت. پدرش سفير در بيروت بود و تحصيلات اوليه فرهاد هم زبان عربي بود. فرهاد مانند خيلي از روشنفكرها معتاد هم بود و مطالعات فلسفه داشت و در واقع ورژن ضعيف شده لئونارد كوهن در ايران بود ولي با يك موروثيت شيعي. آن طور كه من فهميدم مرتضي به فرهاد گوشه چشمي داشت اما به روي خودش نمي‌آورد چون پرهيز داشت كه متهم شود به وجه روشنفكري. شهيد آويني موسيقي كلاسيك و رمانتيك غرب را خوب مي‌شناخت و از قطعاتي كه دوست داشت و نام مي‌برد متوجه ‌شدم روحيه‌ي رمانتيك هم داشته. ولي شهيد آويني زماني كه با او مراوده پيدا كردم ديگر رفته بود ذيل تفكر ديني و گونه اي عرفان شخصي. چند بار بليط كنسرت برايش بردم اما نيامد. در دفتر مجله مي‌نشست و مي‌نوشت و مي‌نوشت. به نظر من شهيد آويني وقتي مي‌نوشت حتي حال روحاني‌تري داشت تا وقتي فيلم مي‌ساخت. من احساس مي‌كردم فيلم را براي اصحابش مي‌ساخت و نوشتن را براي خودش انجام مي‌داد. درباره موسيقي فيلم بحث‌هايي پيشش مي كردم ولي هيچ عكس‌العملي نشان نداد.


تا اينكه يكي از دوستان گفت: برو كيهان پيش خانمي به نام "ثقفي ". (اين موضوع مربوط است به بعد از شهادت مرتضي) گفتند ايشان با خانم ثقفي حدود بيست دقيقه راجع به موسيقي مصاحبه كرده، البته درباره وجوه فلسفي و عرفاني موسيقي.



فارس: شما از موسيقي روايت فتح خوشتان مي‌آمد؟



ميرعلي‌نقي: نه، خوشم نمي‌آمد چون به نظرم خيلي ابتدايي انتخاب شده بود. موسيقي انتخابي كار مشكلي است، از آهنگ‌سازي مشكل‌تر است. چون در آهنگ‌سازي هر چه دلت بخواهد مي‌تواني بسازي اما در موسيقي انتخابي بايد به سختي انتخاب كرد كه تازه معلوم هم نيست چقدر به فيلم بخورد. يكي از شغل‌هاي بنده انتخاب موسيقي است. چند جايزه هم گرفتم. انتخاب كردن براي من مشكل‌تر از موسيقي ساختن است.


بعد از شهادت سيد مرتضي، "نادر طالب‌زاده " من را دعوت كرد دفتر روايت فتح و گفت: بيا اينجا مسئوليت موسيقي را تو بگير. همين‌جا بساز و يك دستگاه كورت هم خريده بودند كه آن زمان پديده‌اي شگفت‌انگيز بود. الان هم اگر دست دوم آن پيدا شود، آنهايي كه اهل موسيقي هستند مي‌خرند. اين دستگاه غير از سازهاي مختلف، اصوات انتزاعي هم داشت، مثلا ناله گرگ در نيمه‌شب بيابان، يا مثلا صداي خوردن باران بر سقف ماشين جبپ، صداهاي عجيبي داشت. نادر به من گفت: مي‌تواني با اين دستگاه هر كار كه بخواهي انجام دهي. آن موقع يك جوّ غضبناكي بود. نادر هم من را آورده بود تا هر كاري مي توانم انجام دهم ولي بعد از شهادت آقا مرتضي افسردگي من به طرز وحشتناكي آغاز شد و وضعيت جسمي من تغيير كرد. حدود 28 كيلو اضافه وزن پيدا كردم و افتادم به پُرخوري. سرگيجه و فراموشي گرفتم و به همين دليل از كار كناره‌گيري كردم و 14 جلد كتابم را كه در دفتر "مطالعات ديني هنر " قرار داد هم بسته بودم تا همين الان به تعويق افتاده بود. تازه بعد از 17-18 سال دارم اين كتابها را جمع مي‌كنم. لطمه‌اي كه رفتن مرتضي به همه ما زد زياد بود و هر كس بيشتر لطمه خورد كمتر حرف زد. خيلي سخت بود، يعني اگر مرتضي زنده بود من يك سرنوشت ديگري داشتم. مرتضي گفته بود: "هماهنگ مي‌كنم بروي 6 ماه اكراين يا هر جاي ديگر درس آهنگسازي را به صورت تخصصي بخواني. اگر هم بخواهي ازدواج كني، برايت خانه مي‌گيرم ". سيد مرتضي يك محبت عميقي به من داشت. سيد مرتضي قول‌هايي به من داد كه عمل هم كرد. مي‌گفت: يك دفتري تاسيس كنيم جداي از سوره، من از زم بودجه مي‌گيرم. تو بيا و كارهايت را آنجا انجام بده. دفتري هم تاسيس شد به نام دفتر "مطالعات ديني هنر " و يكي از اولين كساني كه به ما پيوست معمم جواني بود كه با لباس شخصي مي‌آمد به نام "اكبر ايراني قمي ". قمي الان شده رئيس "دفتر ميراث مكتوب " و الان حسابي كارش گرفته. آن موقع يك طلبه جواني بود. من بعد از مرتضي همه كار كردم و هيچ‌كدام هم جواب نداد.



*فارس: در بحث‌هايي كه با شهيد آويني داشتيد، ديدگاه‌هاي سيد مرتضي راجع به موسيقي چگونه بود؟



*ميرعلي‌نقي: آقاي آويني هيچ وقت وارد مصاديق نشد. بيشتر راجع به چيزي كه دوست داشت حرف مي‌زد. وارد مسائل فكري و فلسفي كه مي‌شد فقط يك نكته را مي‌گفت كه موسيقي از كاربردش معلوم مي‌شود كه چه ماهيتي دارد. ماهيت موسيقي چيزي نيست كه در ذات يا به مجرد و انتزاعي معلوم شود كه چيست؟ موسيقي در ارتباط با فرد معلوم مي‌شود كه چه تاثيري روي شما دارد. اگر شما را بتواند به يك مرتبه بالاتري از معرفت دروني ارتقاء دهد اين موسيقي مطلوب است و به اصطلاح ممدوح است در غير اينصورت مطلوب نيست. موسيقي مي‌تواند خنثي و بي‌خاصيت باشد. با تشبيهات آقا مرتضي بود كه آقاي مددپور كه در زمينه هنر كار كرده بود هم روي اين موضوع متمركز شد و نظرياتي داد كه با آن كتاب "كتاب منور الفكري و تاثيرپذيري از غرب "چاپ شد. كليات حرف‌هاي سيد مرتضي راجع به موسيقي خيلي‌ جاها درست بود اما وارد مصاديق كه مي‌شد اشتباهاتي مي كرد چون موسيقي دان تخصصي نبود و براي وارد شدن به مصاديق بايد موسيقي‌دان تخصصي باشيد.



*فارس: اين نظر آقا مرتضي را درباره موسيقي شما قبول داشتيد؟



*ميرعلي‌نقي: كاملا. هنوزم هم دارم. جالب اينجاست كه شهيد آويني راجع به موسيقي كه البته نمي‌دانم خودش هم مي‌دانست يا نه اما ديدگاهش مطابق با ديدگاه امام خميني(ره) بود ولي با الفاظ متفاوت. حكم تاريخي‌اي را كه از امام راجع به موسيقي داد من چاپ كردم اما در كمتر جايي مي‌توان اين حكم را پيدا كرد. انگار دستي به عمد آن را از همه ماخذها بيرون كشيده است.


از امام در آن حكم پرسيده بودند تكليف براي موسيقي چيست؟ امام(ره) فرمودند: "موسيقي مطرب، (مطرب نه كسي كه شادي مي‌پراكند، منظور آدم لوده و آدم‌هايي كه ارزش‌هايي را به موسيقي ارائه نمي‌دهند) حرام است. و صداهاي مشكوك در موسيقي. " صداهاي "نُويز " و "سُن " كه هر دو از صداهاي موسيقي است. البته اين به تعبير بنده است. امام فرمودند: "صداهاي مشكوك گوش دادنش بلامانع است. " از ايشان مي‌پرسند: تشخيص اينكه فلان موسيقي مطرب هست يا نه با چه كسي است؟ امام مي‌گويند: "بر عهده شخص مكلف است و شخص خودش مي‌فهمد. " از نحوه سوال ها مشخص است كسي كه از حضرت امام سوال مي‌كرده خيلي رِند بوده و مي‌خواسته ايشان را يك‌جوري گير بيندازد، مي‌پرسد: براساس موازيني كه شما فرموديد موسيقي مطرب حرام است و مشكوك مانعي ندارد؟ حكم شما در رابطه موسيقي با كليات چيست؟ امام خميني(ره) جواب بامزه‌اي مي‌دهند، مي‌گويند: معلوم نشد كه چه حكمي بيان شده، حكم همان است كه گفته شد. بسيار حكم زيركانه‌اي است. اين رندي و هوش امام مربوط است به دنياي هنر روحانيان قديم كه الان در روحانيت نسل جديد آن را كمتر مي‌بينيم.



*فارس: آن طور كه ما به ياد دارم اين دفتر كتابچه‌هايي هم منتشر كرد.



*ميرعلي‌نقي: 3 كتابچه منتشر كرديم. درباره غنا و موسيقي و...، وظيفه ارشاد موسيقايي آقاي قمي را گذاشتند برعهده بنده و با هم دوست شديم. طلبه خوش‌ ذوق و بامزه‌اي بود. بعد هم ايشان از طرف جامعه امام صادق آمده بود براي اينكه بفهمد در دم و دستگاه آقاي آويني چه خبر است؟ اين را بعدها فهميدم كه آمده به بهانه موسيقي تا آنجا را از هم بپاشد. قمي خورد به تور سيد شيطان رجيم كه بنده باشم و من به طور ناخواسته كاري كردم كه اين جذب گروه شد و آمد داخل اين قضايا و كتاب‌هايي تاليف كرد و الان از مردان مهم فرهنگي است.


من در دفتر مطالعات ديني 8 جلد كتاب گرد‌آوري كردم كه وقتي كسي اين كتاب‌ها را مي‌خواند متوجه مي‌شد موسيقي‌هاي سنتي، آئيني و موسيقي هايي كه وجهه آسماني دارد ريشه‌اش بر مي‌گردد به ايران باستان و از تمدن ماوراءالنهر گرفته شده است و بعد اشاعه پيدا كرده به سنت ارتدكس مسيحي و هندي. جالب اينجاست كه در جاهايي كه كمتر تاثير گذاشته آيين‌هاي يهودي است كه در ظاهر با اسلام بيشترين شباهت را هم دارد. مسيحيت داراي روحانيت بيشتري در زمينه موسيقي است تا اديان ديگر. البته مسيحيت پروتستان نه، بلكه مسيحيت كاتوليك و بيشتر از آن ارتدكس‌ها، چون آنها تند و تيز هاي مسيحيت هستند. براي همين روس‌ ها كه خيلي ارتدكس هستند و تندتر هم هستند در موسيقي اين چنيني پخته ترند. اين سلسله كتاب‌ها قضيه را مي‌رساند به اين موضوعات و اثبات مي‌كرد.



ادامه دارد...



*گفتگو از : حس


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

چهارشنبه 24 فروردین 1390  2:36 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار فرهنگی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
به‎همت بسيج جامعه زنان استان فارس؛
زندگي‎نامه شهيده «نسرين افضل» به‎تصوير كشيده مي‌شود

خبرگزاري فارس: مستند زندگي 30دقيقه‌اي شهيده «نسرين افضل» به‎كارگرداني «زهرا اميدوار» و تهيه‎كنندگي بسيج جامعه زنان استان فارس توليد مي‌شود.

زهرا اميدوار در گفت‌وگو با خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا» اظهار داشت: در پي درخواست بسيج جامعه زنان استان فارس، با همراهي يك گروه 8نفره، اقدام به ساخت مستند 30دقيقه‌اي پيرامون زندگي شهيده «نسرين افضل» كرديم كه در حال حاضر مصاحبه با كريم افضل برادر شهيده، عبدالله مطلّبي همسر شهيده، مريم افضل خواهر شهيده، آقاي دادور استاد اخلاق شهيده، معصومه ايوبي و منيره تاشك دوستان دوران دبيرستان شهيده انجام شده است.
وي ادامه داد: مستند شهيده «نسرين افضل» تا مرداد ماه سالروز بسيج جامعه زنان مصادف با شهادت شهيده «مريم فرهانيان» آماده خواهد شد و علاوه بر پخش اين مستند در شبكه استاني فارس با رايزني‌هاي انجام شده از شبكه‌ سراسري به نمايش درمي‌آيد.
اين مستندساز بسيجي و جوان 8 سال سابقه كار خبرنگاري دارد و پيش از مستند زندگي شهيده افضل مستند «حكايت رندان» در رابطه با جانباز نخاعي سيدجواد بهارلو را تدوين كرده است؛ وي در ادامه بيان كرد: بسيج جامعه زنان پس از توليد اين مستند، نرم‌افزار زندگي‎نامه شهيده افضل را در سراسر كشور منتشر خواهد كرد.
به گزارش توانا، اين شهيده در سال 1338 در خانواده مذهبي در استان فارس پا به عرصه وجود نهاد و روزها و سال‌هاي كودكي را به عطر رأفت و عطوفت مادري نيك‌روش و به همت و اهتمام پدري مخلص و متدين و شريفي گذراند.
شهيده افضل، در آغاز سال 1360 با فراخوان جهادسازندگي شيراز، به همراه جمعي از خواهران متعهد به كردستان اعزام شد و تمام وقت خويش را در مهاباد به مجاهدت پرداخت. وي مدتي مسئوليت تبليغات و انتشارات سپاه مهاباد را به‏عهده گرفت و در عين حال با ديگر ارگان‌ها همكاري داشت.
وي در سال 1361با يكي از پاسداران ازدواج كرده و پس از ازدواج با وجود فعاليت زياد اجتماعي، آنگاه كه به كاشانه‌اش بازمي‌گشت با ذوق و ظرافتي ستودني، خانه ساده و بي‌پيرايه را به بهشتي روح‎بخش تبديل ‌كرد.
اين شهيده در آخرين شب فروزندگي‌اش، با وجود تب شديد و بيماري از همسرش خواست كه او را به مجلس دعاي توسل برساند؛ با وجود اصرار همسرش براي استراحت، در مراسم دعا حضور يافت و به گفته دوستانش آن شب مثل هميشه او به شدت منقلب بود.
مراسم دعا و نيايش به پايان رسيد و اين شهيده در حالي كه براي مراجعت به منزل سوار اتومبيل بود، در مسير به كمين عوامل پليد آمريكا ‌افتاد و در آن جمع تنها شهيده نسرين مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت و از آنجاكه هميشه آرزو داشت مانند شهيد مطهري به شهادت برسد، پس از يك سال حضور در مهاباد، در شامگاه 4 دي61 در اوج خلوص و خدمت به اسلام به آرزوي ديرين خود ‌رسيد.
انتهاي پيام/و/2*


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

چهارشنبه 24 فروردین 1390  2:36 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار فرهنگی

حمدي‌نژاد در جلسه شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي:

جهاد فرهنگي مقدمه هر كار اقتصادي ‌است

خبرگزاري فارس: رئيس جمهور با اشاره به نامگذاري سال 1390 از سوي رهبر معظم انقلاب به عنوان سال جهاد اقتصادي، گفت: ‌هر كار اقتصادي در كشور مقدمه‌اش جهاد فرهنگي است.

به گزارش حوزه دولت خبرگزاري فارس،‌ محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور ‌در اولين جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در سال جديد اظهار داشت: سال جديد، سال پر بركتي براي ملت ايران هم از لحاظ اقتصادي و هم از لحاظ علمي و فرهنگي خواهد بود، زيرا حركت عمومي كشور بالنده و پرشتاب‌تر از گذشته به سمت قله‌هاي سعادت و پيشرفت در حال حركت است.

وي با اشاره به نامگذاري سال 1390 از سوي رهبر معظم انقلاب به نام سال جهاد اقتصادي‌ گفت: نامگذاري سال جديد به نام سال جهاد اقتصادي معنايش اين نيست كه از كار فرهنگي در كشور كاسته شود، چرا‌كه هر كار اقتصادي در كشور مقدمه‌اش جهاد فرهنگي است.

رئيس جمهور در ادامه به مصوبات راهبردي و مبنايي اين شورا در سال 1389 اشاره كرد و گفت: كارهاي كه در شوراي عالي انقلاب فرهنگي صورت گرفت، باعث پيشرفت در زمينه‌هاي علمي شده ‌كه نقشه جامع علمي كشور نمونه بارز آن است.

احمدي‌نژاد در ادامه به موضوع همبستگي ملي در كشور اشاره كرد و گفت: همبستگي ملي و دلبستگي مردم به سرزمينشان و عزت و افتخار به خاطر ايراني بودنشان امروز در جمهوري اسلامي ايران در سطح بسيار بالايي قرار دارد و بايد تلاش شود به سمت نقطه اوج حركت كنيم.

در ادامه اين جلسه بندهايي ديگر از سند تحول نظام آموزش و پرورش مورد بحث و بررسي قرار گرفت و حاضرين به بيان نقطه نظرات خود پرداختند.

در اين جلسه همچنين تعدادي از صاحب‌نظران به عضويت هيأت‌هاي كرسي نظري‌پردازي انتخاب شدند.
انتهاي پيام/م


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

چهارشنبه 24 فروردین 1390  2:36 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار فرهنگی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
تبليغ جنبه آماري نداشته باشد
فعاليت‌هاي طلاب در عرصه تبليغ بر كيفيت استوار باشد

خبرگزاري فارس: مدير حوزه‌هاي علميه استان تهران با تأكيد بر جايگاه تبليغ و اهميت كيفيت نسبت به كميت در اين عرصه گفت: مبلغان بايد با زبان مردم سخت بگويند و به ابزارهاي نوين تبليغي مجهز باشند.

به گزارش خبرگزاري فارس، روز گذشته نشست مدير مركز مديريت حوزه‌هاي علميه تهران با معاون تبليغ و آموزش‌هاي كاربردي حوزه استان تهران و كاركنان اين معاونت برگزار شد.
در اين نشست كه مطابق معمول در غياب نماينده‌هاي رسانه‌هاي جمعي و تنها با حضور خبرنگار سرويس استان‌هاي مركز خبر حوزه برگزار شد، حجت‌الاسلام والمسلمين سيد عبدالحسين خسروشاهي با تأكيد بر وجهه امين، مردمي و مورد اعتماد روحانيت نزد مردم گفت: مبلغين بايد مشاور مردم و در ارتباط تنگاتنگ با آنان باشد.
وي با بيان اين كه امر تبليغ نبايد جنبه تصنعي و آماري داشته باشد، ابراز داشت: حضور مبلغان در ميان مردم و به زبان مردم سخن گفتن از ويژگي‌هاي بارز يك مبلغ موفق است.
خسروشاهي به نقش خانواده‌هاي مبلغان اشاره كرده و اظهار داشت: بايد براي همسران مبلغان نيز تغذيه فكري داشته باشيم تا بتوانند مبلغين را در امر تبليغ ياري كنند.
مدير حوزه علميه تهران اظهار داشت: روحانيت از زمان ائمه معصومين ‌(ع)، مبلغ دين خدا بوده و حيات تشيع مرهون زحمات و تبليغ علماست.
خسروشاهي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به نزديك بودن سالروز شهادت آيت‌الله مرتضي مطهري گفت: استاد شهيد مطهري تنديس مردمي بودن است؛ زيرا ايشان با داشتن بالاترين مدارج علمي، قم را رها كرده و براي تبليغ، سخنراني و تدريس به تهران عزيمت كردند.
وي با بيان اين كه نثر كتب شهيد مطهري نسبت به معاصرانش ساده و قابل فهم براي همه اقشار جامعه است، گفت: كتاب‌ها و سخنراني‌هاي شهيد مطهري نشان‌دهنده مردمي بودن ايشان است.
مدير حوزه علميه مجتهدي تهران با تاكيد بر عدم برخورد شديد و تحليل تند از سوي روحانيان و برخورداري از سعه صدر گفت: روحاني بايد با همه گروه‌ها از منظر روحانيت صحبت كند و ديدگاه سياسي نداشته باشد.
خسروشاهي با تاكيد بر اين كه مبلغان بايد به ابزارهاي نوين تبليغي مجهز شوند، گفت: بايد تلاش شود كه مبلغان مجهز به رايانه همراه شوند تا در هر مكاني دسترسي به بانك‌هاي اطلاعاتي مطالب و مقالات ديني و تحليل‌هاي سياسي روز داشته باشند.
بر پايه اين گزارش،‌ در ابتداي اين نشست، حجت‌الاسلام وحيد بابادايي، معاون تبليغ و آموزش هاي كاربردي حوزه علميه استان تهران گزارشي از عملكرد اين معاونت در سال 89 ارائه كرد.
انتهاي پيام/ك


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

چهارشنبه 24 فروردین 1390  2:37 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار فرهنگی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
طلاب 16 حوزه علميه تهران در آزمون تخصصي مهدويت شركت كردند

خبرگزاري فارس: آزمون دوره مقدماتي تخصصي مهدويت به همت بنياد فرهنگي مهدويت و با همكاري حوزه علميه تهران به صورت همزمان در 16 مدرسه علميه اين استان برگزار شد.

به گزارش خبرگزاري فارس، حجت‌الاسلام والمسلمين مهدي منيعي، مدير حوزه علميه سفيران امام رضا (ع) در حاشيه برگزاري اين آزمون به مركز خبر حوزه گفت: با توجه به اين كه مباحث مهدويت و مسائل پيراموني آن جزو مسائل روز است، لذا يكي از نيازهاي اساسي طلاب در اين مقطع زماني حساس، مجهز شدن به اطلاعات صحيح و كافي در اين خصوص است.
منيعي در ادامه از استقبال پر شور طلاب جوان حوزه علميه سفيران امام رضا (ع) از دوره مقدماتي مهدويت خبر داده و افزود: بيش از 50 طلبه در اين دوره‌ها به صورت فعال شركت كردند.
وي با اشاره به تعامل مناسب بنياد فرهنگي مهدويت با اين حوزه، سطح علمي و محتوايي وكيفيت برگزاري اين دوره‌ها را مثبت و در جهت رشد طلاب ارزيابي كرد.
منيعي در اداره يكي از نقاط ضعف اين دوره‌ها را اعزام متعدد اساتيد در طول برگزاري دوره‌ها عنوان كرد و ابراز داشت: با توجه به اين كه تجربه نشان داده است هنگامي كه طلاب با بيان و شيوه تدريس يك استاد آشنا و ارتباط برقرار مي‌كنند، تغيير استاد و اعزام اساتيد ديگر، در بازدهي دانش‌پژوهان تنزل ايجاد مي‌كند.
مدير حوزه علميه سفيران امام رضا (ع) در پايان در خصوص برگزاري دوره‌هاي تكميلي مهدويت گفت: يكي از برنامه‌هاي اين حوزه علميه برگزاري دوره‌هاي آموزش مقدماتي و تكميلي مهدوي است.
بر پايه اين گزارش، مدارس علميه ايرواني، امام القائم (عج)، جامعه اميرالمؤمنين (ع)، امام موسي‌بن جعفر (ع)، 5 تن آل عبا، امام حسين (ع)، شيخ عبدالحسين، سفيران امام رضا (ع)، امام حسن مجتبي‌ (ع)، لواسان، امام صادق (ع) شهريار، جعفريه پاكدشت، امام صادق (ع) فيروزكوه، امام صادق (ع) ورامين و امام خميني (ره) رباط كريم، دوره‌هاي مقدماتي مهدويت را برگزار كردند.
انتهاي پيام/ك


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

چهارشنبه 24 فروردین 1390  2:37 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار فرهنگی

عليرضا احمدي در گفت‌وگو با فارس:
دست منتقدان كتاب «جهاد اقتصادي» را مي‌فشاريم

خبرگزاري فارس: عضو گروه تاليف كتاب «جهاد اقتصادي» گفت: از نقدهاي منصفانه براي كتاب «جهاد اقتصادي» استقبال كرده و دست منتقدان را مي‌فشاريم.

عليرضا احمدي معاون هماهنگي و برنامه‌ريزي و مدير مسئول انتشارات يوسف زهرا، (سلام‌الله عليها) و يكي از دست اندركاران تاليف كتاب «جهاد اقتصادي» كه در پي نام‌گذاري سال جديد از سوي رهبر فرزانه انقلاب تحت عنوان سال «جهاد اقتصادي»، با جمعي از نويسندگان و به كوشش گروه مطالعاتي مؤسسه قرآني نداي ملكوت اين ندا را لبيك گفته و اثري با اين نام منتشر كردند كه در مدت كوتاه با استقبال فراواني مواجه شد، در گفت‌وگو با خبرنگار فارس با انتقاد از برخي رسانه‌ها و منتقداني كه بي پايه و اساس بدون هيچ مبنا و بدون مطالعه اثر از آن انتقاد مي‌كنند، توضيحاتي داد و گفت: متاسفانه برخي از افراد بدون در نظر گرفتن مصالح كلي نظام و بدون توجه به محتواي كتاب، به نقد غيرمنصفانه در راستاي چاپ نخستين كتاب با موضوع «جهاد اقتصادي» پرداختند؛ اما گروه مطالعاتي موسسه قرآني نداي ملكوت بدون اينكه وقفه‌اي در كار خود ايجاد كند راه خود را ادامه داده و به عنوان سربازان ولايت دستورات ولي امر خويش را اطاعت كرده و آن را در حوزه آموزش و پژوهش و آنچه كه در توان است عملياتي خواهد كرد و از هيچ كوششي دريغ نخواهد ورزيد.



به گفته اين نويسنده، اما در رابطه با نقدهاي غيرمنصفانه برخي از افراد كه دست آنان را مي‌فشاريم و خدا قوت مي‌گوييم كه در اندك زمان ممكن به مطالعه كتاب پرداختند و فقط نقادي‌هاي خود را در قالب مدت زمان تاليف آن گماشتند و با كشيدن كاريكاتور‌هاي زشت و زننده بر اين كتاب كه محتواي آن برگرفته از آيات و روايات و تعاليم روحبخش الهي در راستاي مباني اقتصاد اسلامي است اختصاص دادند و از محتواي آن غافل شدند.


وي ادامه داد: واقعا به اين دوستان نقاد خداقوت مي‌گوييم، كه تحليلگران بسيار خبره و مجرب در عرصه نيت‌شناسي افراد نيز هستند و حتي نيت‌هاي افراد را پيشگويي نموده و عمل آنان را با راي خود محكوم مي‌كنند و به راحتي كار يك گروه را كه با نيت‌هاي خالصانه خود و بدون هيچ چشمداشتي و از سر تكليف لبيك به نداي ولي امر خود گفته‌اند را به سخره گرفته و اذهان عمومي را در اين راستا تشويش مي‌كنند و به تحريف كلام نوراني مقام معظم رهبري پرداخته و كار اين گروه را شعاري قلمداد مي‌كنند، غافل از اينكه مقام معظم رهبري در مورخ 1373.10.04 فرمودند:


«حقيقت آن است كه كتاب يكي از ارزشمند‌ترين فرآورده‌هاي بشري و گنجينه بزرگترين ثروت‌هاي بشر يعني دانش و تحقيق است. دين و دنياي بشر و جسم و جان انسان به بركت كتاب تامين و تغذيه مي‌شود و فرآيند كمال بشري به وسيله كتاب تحقق مي‌يابد، كتاب ما در تمدن‌ها و نيز عصاره آنهاست، و بشر با پديد آوردن كتاب، درس‌هاي بي‌شماري را كه در كتاب تكوين بدو آموخته شده، گرد مي‌آورد و در محيط بشري منتشر مي‌سازد و بدين گونه روز به روز گنجينه ثروت بشري، غناي بيشتري مي‌ِيابد»



وي در ادامه سخنان خود ضمن اشاره به فرازي ديگر از فرمايشات رهبر انقلاب در 1374.06.21 تاكيد كرد: ولي امر مسلمين در بيانات ديگري فرمودند: «من اين طور تصور مي‌كنم كه بايستي توليد‌ كتابمان به مراتب از آن مقداري كه هست، بيشتر باشد؛ هم به معناي توليد كتاب _ كه تاليف و ترجمه و اينطور چيز‌هاست و هم به معناي احياي آثار كهن و قديمي، خيلي از كتاب‌ها هست كه در قديم چاپ شده، ولي ما الان از آنها هيچ نشانه‌اين نمي‌بينيم و در دست مردم نيست، اينها را بايد احياء كنند، البته مواردي كه خوب و مناسب است... براي اينكه اثري ماندني شود بايد خوب شود؛ آثار خوب مي‌مانند، در دلها جاي مي‌گيرند و كهنه نمي‌شوند. خوب هم كه مي‌گوييم يعني پاسخي به يك سوال و يك نياز باشد، خوب فقط معنايش اين نيست كه از لحاظ هنري خوب تنظيم شده باشد و خيلي عميق باشد، ممكن است اينطور نباشد؛ ليكن پاسخي به يك نياز باشد؛ مهم اين است».



احمدي در راستاي اين امر گفت: با توجه به بيانات مقام معظم رهبري چاپ كتاب آن هم در راستاي تعاليم روحبخش الهي كه بيش از 1400 سال از عمر آن مي‌گذرد نه تنها شعاري عمل كردن نيست، بلكه از اهميت والاي ترويج و چاپ و نشر كتاب در اين حوزه حكايت مي‌كند.



وي با ابراز تاسف از انتقاد برخي افراد عنوان كرد: ولي جاي تاسف است كه برخي از افراد به گونه‌اي رفتار مي‌كنند كه تنها سطحي‌نگري خود را نشان مي‌دهند و به اعماق و اثرات كارهايي كه صورت مي‌پذيرد نگرشي ندارند، به اين فكر نمي‌كنند كه بيانات مقام معظم رهبري برگرفته از تعاليم روحبخش الهي است و اينكه سال را به عنوان سال «جهاد اقتصادي» مي‌نامند منظور جهادي است كه متكي به تعاليم اسلامي و اقتصادي كه فقه و رويه آن بر مبناي تعاليم اسلامي است، مد نظرخواهد بود و ما نيز با اين كتاب اثبات مي‌كنيم كه جهاد اقتصادي مباني اسلامي دارد نه مباني غربي كه برگرفته از افكار سوسياليست و اومانيسم و ماركسيسم و مكاتب ديگر است.



معاون هماهنگي و برنامه‌ريزي و مديرمسئول انتشارات يوسف زهرا، (سلام‌الله عليها) بيان كرد: جاي بسي سوال است كه اگر امروز مي‌گفتند كه به فلان كتاب كه با محتواي ضدفرهنگ و ضدتعاليم ديني مجوز داده و منتشر شده است باز هم اين آقايان اعتراض مي‌كردند؟ بارها در دوره اصلاحات كتاب‌هايي با تيراژ بالا منتشر شد كه محتواي آنها سرمنشاء كفر و اضلال بود و اما جالب است كه صدايي از يكي از همين افراد بلند نشد، اما امروز كه به يك كتاب كاملا اسلامي با محتواي آيات و روايات مجوز داده شد و در راستاي لبيك‌گويي به نداي مقام معظم رهبري و ترويج و انتشار تعاليم اسلامي در بين اقشار مردم و مسئولين منتشر گرديده از سوي برخي از افراد مغرض كه خط و خطوطشان در سايت‌هاي فتنه به وضوح مبرهن و گوياست اينگونه حمله مي‌شود و اذهان عمومي را تشويش مي‌كنند و به صورت غيرمنصفانه قضاوت‌هاي ناعادلانه در اين راستا صورت مي‌پذيرد!!



وي اضافه كرد: برخي‌ها مي‌گويند اينها تنها هدفشان كسب سود و درآمد است ولي اين امر اتهامي بزرگ است به جمعي از افرادي كه مخلصانه در اين راستا قدم برداشتند، و حساب اين گونه رفتارها باشد براي قيامت و روز حسابرسي اما ما همان روز اول نيت خود را اعلام كرديم و تمام خبرگزاري‌ها و سايت‌ها به اين امر اشاره داشتند و جالب است دوباره در اين خصوص اشاره‌اي كنم به قسمتي از بيانات مقام معظم رهبري در 1377.03.05 كه فرمودند: «به نظر من، طبقه ناشر در هر بخشي از نشر و طبع، جزو مجموعه‌هاي ارزشمند جامعه محسوب مي‌شود چون توليد‌كنندگان كتاب و ناشران آن، مهمترين وسيله انتقال فرهنگ را در اختيار مردممان مي‌گذارند، در اينجا نبايد كسي بگويد كه ناشران به دنبال كسب درآمدند، البته اين حرف، حرف درستي است، ناشران دنبال كسب درآمدند، گاهي مولف و مترجم هم همين فكر را مي‌كنند؛ ولي اين از ارزش‌ كار آنها نمي‌كاهد... اگر كسي كه اين كار را انجام مي‌دهد، نيت مخلصانه داشته باشد و اين كار را براي اهداف عالي و الهي بكند، ارزش و مزد او مضاعف و چند برابر مي‌شود.»



به گفته احمدي، در خصوص خريد اين كتاب و انتشار آن كه يكي از نقدهاي غير منصفانه بود كه براي پاسخ اين سوال بار ديگر اشاره به بيانات مقام معظم رهبري مي‌كنم كه در تاريخ 1374.02.26 فرمودند: «بايد خريد كتاب يكي از مخارج اصلي خانواده محسوب شود، مردم بايد پيش از خريدن بعضي از وسايل تزئيناتي و تجملاتي مثل لوستر‌ها، ميزهاي گوناگون، مبل‌هاي مختلف و پرده و ... به كتاب اهميت بدهند، اول كتاب را مثل نان و خوراكي و وسايل معيشتي لازم بخرند؛ بعد كه تامين شد به زوايد بپردازند، خلاصه بايد با كتاب انس پيدا كنند، در غير اين صورت، جامعه ايراني به هدف و آرزويي كه دارد كه حق او هم هست، نخواهد رسيد».



احمدي در پايان سخنان خود ضمن تشكر از برخي ياري دهندگان و منتقدان منصف افزود: آنچه كه مسلم و مبرهن است تشكر گروه‌ از كساني است كه ما را در اين راستا ياري كرده و از هيچ كوششي دريغ نداشتند و شكايت ما از كساني است كه اينگونه غيرمنصفانه و مغرضانه بر ما اظهار لطف كردند و اين شكوه را نزد خدا و رسول خدا و امام عصر (عج‌الله تعالي فرجه) و خدمت مقام معظم رهبري و تمامي ملت مسلمان ايران عرضه مي‌داريم.


انتهاي پيام/و/


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

چهارشنبه 24 فروردین 1390  2:37 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار فرهنگی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
تكرار/گزارش فارس از نشست اخراجي‌ها3
ده‌نمكي: «اخراجي‌ها4» حرف متعالي‌تري خواهد زد

خبرگزاري فارس: «مسعود ده‌نمكي» با بيان اينكه «اخراجي‌ها3» به سينماهاي تعطيل شهرستان‌ها هم رونق داد، گفت: فيلم من به‎زبان مردم صحبت مي‌كند پس مورد استقبال قرار مي‌گيرد و اگر نسخه بعدي «اخراجي‌ها3» ساخته شود، حرف متعالي‌تري خواهد زد


گزارش تصويري مرتبط
-------------------------------

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، عصر ديروز نشست فيلم سينمايي «اخراجي‌ها3» با حضور «مسعود ده‌نمكي» (كارگردان)، «فرشاد گل سفيدي» (مدير فيلم‌برداري)، «محمدرضا شريفي‌نيا» (بازيگر)، «امير قادري» (منتقد) و جمعي از اهالي رسانه در فرهنگسراي رسانه برگزار شد.

* ده‌نمكي: «درباره الي...» و «پوپك مش ماشاءالله» هم در شهرستان‌ها سالن‌هاي زيادي داشتند اما...

بنابراين گزارش، در ابتداي اين نشست يكي از حضار از «مسعود ده‌نمكي» در مورد ناعادلانه تقسيم شدن فيلم‌ها در شهرستان‌ها سؤال كرد كه وي در پاسخ، اظهار داشت: اين بخش خيلي به حوزه كاري من ربطي ندارد و پخش كننده مختار است كه با سينماها قرار ببندد اما براي بعضي دوستان زمين كج است چراكه در همه ادوار اكران چند فيلم پرمخاطب مي‌شود و بايد عادلانه سينماها تقسيم شوند.
اين كارگردان در ادامه افزود: «اخراجي‌ها3» به سينماهاي تعطيل شهرستان‌ها هم رونق داد و اين خدمت بزرگي بود كه اين فيلم انجام داد و حالا فيلم ما در تهران 27 سالن در اختيار دارد كه بدترين و كوچكترين سالن‌ها را به اكران اين فيلم اختصاص دادند.
ده‌نمكي در ادامه افزود: «درباره الي . . .» و «پوپك مش ماشاءالله» هم 30 سالن در اختيار داشتند و كسي اعتراض نكرد اما حالا با اعداد و ارقام مي‌شود اين مقايسه‌ها را كرد. اين در صورتي است كه فيلم ما پول‌هاي معوقه و پرداخت نشده سينمادارها را هم در اكران جبران كرده است و يك گردش مالي خوبي در سينما رخ داده است و بعضي حرف‌ها واقعاً بي‌انصافي است و اين در صورتي است كه من به پخش كننده فيلم خود هم اطمينان دارم و اعتقاد دارم كه بين دو فيلم برتر اكران تقسيم عادلانه‌اي صورت نگرفته است.


* ده‌نمكي: من سري‏دوز نيستم و در پلان به پلان فيلم خودم حرف براي گفتن دارم

به گزارش فارس، در ادامه اين نشست يكي از حضار از «مسعود ده‌نمكي» در مورد پراكندگي فيلم سؤال كرد كه وي در پاسخ بيان داشت: من اين مسئله را قبول ندارم و فيلم من در برآيند مسائل فني نمره قبولي مي‌گيرد. خوب، خالي از ضعف هم نيست چرا كه ما يك سوژه ملتهب اجتماعي را دست‏مايه كار خود قرار داديم و تصوير شرايط ملتهب جامعه را نشانه گرفتيم.
اين كارگردان در ادامه افزود: نوع ساختار و فيلم‏برداري كمك كرد تا اين القا بهتر صورت گيرد و من اعتقاد دارم در ساخت يك فيلم نبايد كم‌فروشي كرد. من سري‏دوز نيستم و در مورد پلان به پلان فيلم خودم حرف براي گفتن دارم و همه سه موضوعي كه موازي در فيلم مطرح مي‌شود در آخر به يك سرانجامي مي‌رسد.

* گل‌سفيدي: در «اخراجي‌ها3» از دوربين روي دست استفاده شد تا حس صحنه به مخاطب انتقال داده شود

به گزارش فارس، در ادامه «امير قادري» از «فرشاد گل‏سفيدي» در مورد نوع فيلم‏برداري سؤال كرد كه وي در پاسخ اظهار داشت: در «كدام استقلال، كدام پرسپوليس» با «مسعود ده‌نمكي» همكار بودم و اين كار نيز به صورت دوربين روي دست كار شد تا حس صحنه به مخاطب انتقال داده شود.

* ده‌نمكي: منتظر مرگ من در سينما هستند

در ادامه يكي از حضار از «مسعود ده‌نمكي» در مورد كپي فيلم سؤال شد كه وي در پاسخ، خاطرنشان كرد: كپي كردن كار فيلم كاري سخت بود، چرا كه 40 مگ بايت دانلود كردن، دشوار است و جالب است كه كسي اعتراض هم نمي‌كند! اما اگر جلوي كپي دو نسخه قبلي را هم مي‌گرفتند، «اخراجي‌ها2» 16 ميليارد تومان مي‌فروخت.
وي گفت: كپي فيلم هم با موبايل نبوده و عجله‌اي كار كردند چون منتظر مرگ من در سينما هستند.
اين كارگردان در ادامه افزود: «اخراجي‌ها3» در بعد صنعت و رسانه موفق عمل كرد اما در فرم مي‌توانست بهتر هم باشد و در عالم سينما همه‏چيز مي‌تواند تغيير كند.
وي اظهار داشت: در اين فيلم مصاديق ذيل مفاهيم است چرا كه «اخراجي‌ها3» را هشدار دهنده ساختم.

* ده‌نمكي: در سال جاري با 30 درصد ريزش مخاطب همراه بوديم

ده‌نمكي ادامه داد: در سال جاري با 30 درصد ريزش مخاطب همراه بوديم و اين براي سينماي ايران خيلي بد است و اميدوارم اين موضوع هرچه سريعتر توسط مسئولان پيگيري شود.

* شريفي‌نيا: سينما را دانشكده عمومي فرض نكنيم

به گزارش فارس، در ادامه «محمدرضا شريفي‌نيا» نيز گفت: اگر در سال 100 تا فيلم توليد شود حدود 80 تاي آن به من پيشنهاد مي‌شود اما من در 3 فيلم بيشتر بازي نكردم و اعتقاد دارم دانشكده عمومي فرض نكنيم، سينما براي قشر فرهيخته نيست بلكه براي عموم مردم است و اگر همه فيلم نبينند به فارسي وان گرايش پيدا مي‌كنند.
اين بازيگر در ادامه افزود: دو فيلم خوب را با هم مقايسه نكنيم و جلوي يكديگر قرار ندهيم چرا كه اين فيلم باعث رونق سينما شده‌اند و در ضمن «اخراجي‌ها» سه قصه مرتبط است اما بعضي آن را جدا فرض مي‌كنند.

* ده‌نمكي: «اخراجي‌ها 4» حرف متعالي‌تري در بردارد

در ادامه «مسعود ده‌نمكي» گفت: و من از تيم جواني استفاده كردم تا پتانسيل اين را داشته باشند كه فيلم را 45روزه جمع كنيم و استفاده از طنز هم در فيلم سليقه‌اي است.
به گزارش فارس، در پايان اين نشست «مسعود ده‌نمكي»، گفت: «اخراجي‌ها 3» به زبان مردم صحبت مي‌كند و حرف دل مردم را مي‌زند پس مورد استقبال قرار مي‌گيرد و من تريبون هيچ جناحي نيستم و اگر نسخه بعدي ساخته شود حرف متعالي‌تري در بر دارد.
در پايان لوح تقديري به مدعوين اهدا شد.
اين نشست راس ساعت 18 به اتمام رسيد.
انتهاي پيام/ا


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

چهارشنبه 24 فروردین 1390  2:37 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار فرهنگی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
گزارش فارس از نشست انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان؛
ده‌نمكي: بعد از شكست در تحريم، به قاچاق «اخراجي‌ها3» پرداختند

خبرگزاري فارس: «مسعود ده‌نمكي» گفت: فروش 4 ميلياردي اين فيلم نشان دهنده اين است كه يا مردم به طور كلي شبكه‌هاي ماهواره‌اي را تماشا نمي‌كنند و يا اگر تماشا مي‌كنند به حرف‌هاي آنها گوش نمي‌دهند چراكه فروش 4 ميلياردي يك فيلم بعد از تحريم و قاچاق آن تنها در ظرف مدت 20 روز حادثه‌اي غير مترقبه در تاريخ سينماي ايران است.

به گزارش خبرنگار سينمايي باشگاه خبري فارس (توانا)، عصر سه‌شنبه (23 فروردين‌ماه) نشست نقد و بررسي فيلم «اخراجي‌ها3» با حضور مسعود ده‌نمكي (كارگردان، تهيه‌كننده و نويسنده)، محمدرضا شريفي‌نيا (بازيگر)، محمدتقي فهيم (منتقد) در انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان برگزار شد.


بنا براين گزارش، در ابتداي برنامه و قبل از اكران فيلم، عليرضا سربخش از حضار دعوت كرد تا براي جلسه نقد نيز حضور داشته باشند و در عين حال گفت: خواهش مي‌كنم از تلفن‌هاي همراهتان براي فيلمبرداري از فيلم استفاده نكنيد.


به گزارش فارس، در شروع جلسه نقد محمدتقي فهيم با اشاره به ايجاد سؤ‌تفاهم در رسانه گفت: مجله «پنجره» اخيراً با بنده مصاحبه‌اي انجام داد كه بنا به درخواست خودم قبل از چاپ نيز از طرف من متن گفتگو تأئيد شد اما متأسفانه بعد ديدم اين گفتگو تحت عنوان يك مقاله چاپ شده و هدف مورد نظر من نيز منعكس نشده است، به هر حال در رسانه بازتاب‌هاي مختلف از يك موضوع واحد وجود دارد و در مورد «اخراجي‌ها» و صحبت‌هاي آقاي ده‌نمكي نيز همواره همين طور بوده است، حال بايد از مسعود ده‌نمكي پرسيد در «اخراجي‌ها3» چه گذشت كه حاصل آن جذب چنين مخاطبي بود؟



* «اخراجي‌ها3» حرفي بالاتر از جناح‌هاي سياسي دارد


ده نمكي ضمن تبريك سال نو در پاسخ به اين سوال اظهار داشت: احساس مي‌كنم «اخراجي‌ها3» حرفي بالاتر از جناح‌هاي سياسي دارد، اين فيلم در مورد آداب دموكراسي و مردم سالاري صحبت مي‌كند و به نظرم «اخراجي‌ها3» نيز مانند «اخراجي‌ها» و «اخراجي‌ها2» حرف جديد را در ساختاري جديد بيان كرد.


وي در ادامه افزود: معتقدم نمي‌شود سر مخاطب را كلاه گذاشت، اين كه فيلمي از لوگو و همنامي بازيگران يك فيلم تقليد كند و فكر كند كه مي‌تواند بدين وسيله جذب مخاطب انجام دهد اشتباه است، كما اين كه اين اتفاق نيز افتاد و همه نتيجه آن را ديدند چراكه چيزي غير از فيزيك فيلم در جذب مخاطب مؤثر است.



* «اخراجي‌ها» يك نوآوري در سينماي ايران است


در ادامه برنامه شريفي‌‌نيا در پاسخ به سوال فهيم مبني بر اين كه آيا «اخراجي‌ها3» بر شريفي‌نيا استوار است يا خير؟ اذعان داشت: فكر مي‌كنم تهنا يك نفر نيست كه فيلم را مي‌سازد و تمامي عوامل در تأثيرگذاري يك اثر نقش دارند، در مورد «اخراجي‌ها3» نيز بايد بگويم فيلمنامه «اخراجي‌ها» كه در همان ابتداي كار نوشته شد و به طور كل موضوع و پرداخت چنين موضوعي صرف نظر از دل و جرات يك نوآوري در سينماي ما محسوب مي‌شد. در خصوص تركيب بازيگران نيز بايد بگويم من نيز يكي از عوامل فيلم بودم و با توجه به آشنايي مردم با شخصيت‌هاي «اخراجي‌ها»، مخاطبان نوعي دلبستگي به اين شخصيت‌ها پيدا كردند و علاقه‌دارند ببينند در جنگ و اسارت و آزادي چه اتفاقاتي براي آنها رخ مي‌دهد و در ارتباط آنها با همسر و فرزندان و دوستان و جامعه چگونه‌اند، به عنوان مثال كنجكاوند در مورد حاجي گرينوف و بقيه شخصيت‌ها بيشتر اطلاعات كسب كنند.


وي افزود: به هر حال هيچ كاري قائم به فرد نيست و همه عوامل در اين سه گانه در راستاي كاري گروهي حركت كرديم البته با رهبري نويسنده و كارگردان اين فيلم؛ و بايد تأكيد كنم در هر 3 قسمت فيلم عوامل با هم همدل بودند و به خاطر همين فيلم بردل نشسته است.



* در «اخراجي‌ها3» طنز تنها نمك كار بود


بر اساس اين گزارش، در ادامه محمدتقي فهيم گفت: برخي اين ايراد را از فيلم مي‌گيرند كه زبان فيلم يكدست نيست و تشتت ژانرهاي طنزسياسي، تراژدي، موزيكال و... در فيلم موج مي‌زند، ده نمكي در واكنش به اين اظهار نظر بيان داشت: من اين مسئله را ايراد فيلم نمي‌دانم و معتقدم هر فيلمي داراي فراز و فرودي است و ما در «اخراجي‌ها3» شاهد جابه جايي حس‌ها هستيم. در جايي از داستان مي‌خنديم و در جايي گريه مي‌كنيم، و اين سير در ابتدا نيز وجود داشت. در «اخراجي‌ها» داستان با خنده شروع، با اندوه و بغض به پايان مي‌رسد، اين در حالي است كه بسياري قصد ساختن فيلم ترسناك را دارند اما مخاطب را به خنده وا مي‌دارند اما من در 3 اثر «اخراجي‌ها»، قصد داشتم مخاطبانم توامان بخندند و گريه كنند و بايد بگويم در «اخراجي‌ها3» طنزتنها نمك كار بود.


محمدرضا شريفي‌نيا در خصوص اين كه در «اخراجي‌ها3» با توجه به شلوغ بودن صحنه‌ها و سخت بودن فيلم، سكانس‌ها چقدر متكي بر متن و چه ميزان بر بداهه استوار بوده تأكيد كرد: شخصيت‌هاي فيلم در «اخراجي‌ها» و «اخراجي‌ها2» شكل گرفته بودند و به طور ويژه در «اخراجي‌ها3» به متن وفادار بوديم و ديالوگ‌ها خيلي به بداهه متكي نبودند، به طوري كه قبل از هر صحنه همه موارد تنظيم مي‌شد و بعد كار انجام مي‌شد.



* بعد از شكست در تحريم، به قاچاق «اخراجي‌ها3» پرداختند


به گزارش فارس، در ادامه جلسه ده‌نمكي در پاسخ به سوال يكي از حضار درباره چرايي تشويق شبكه‌هاي ماهواره‌اي بر تحريم «اخراجي‌ها3» اظهار داشت: خيلي از مردمي كه اين شبكه‌ها را نيز تماشا مي‌كردند، آمدند و فيلم را ديدند و من در سينماهاي مختلف شاهد اين بودم كه از قشرهاي مختلف براي ديدن «اخراجي‌ها3» به سالن‌ها مي‌آمدند و بعد از شكست اين تحريم، به قاچاق آن نيز دست زدند.


شريفي‌نيا نيز در راستا گفت: فروش 4 ميلياردي اين فيلم نشان دهنده اين است كه يا مردم به طور كلي شبكه‌هاي ماهواره‌اي را تماشا نمي‌كنند و يا اگر تماشا مي‌كنند به حرف‌هاي آنها گوش نمي‌دهند چراكه فروش 4 ميلياردي يك فيلم بعد از تحريم و قاچاق آن تنها در ظرف مدت 20 روز حادثه‌اي غير مترقبه در تاريخ سينماي ايران است و اين كه اگر بخواهيم به دليل اين موفقيت پي ببريم بنده شخصا فكر مي‌كنم بايد گروه تحقيقاتي در اين خصوص تحقيق كنند و به نتيجه برسند و بيان دلايل آن در چند سطر نمي‌گنجد.


بنا براين گزارش ده‌نمكي در پاسخ به اين سئوال كه چرا در فيلم از موسيقي مهيج استفاده كرده‌ايد، خاطرنشان كرد: برخي از سياسيون از سر بي‌اطلاعي و يا به عمد در مسائل انتخابات براي اين كه رأي بياورند از اين دست كارها استفاده كرده بودند.



* تنها از برخي نما‌دها استفاده كرديم، تا «اخراجي‌ها» تاريخ مصرف نداشته باشد


در ادامه جلسه يكي از حضار در همين راستا كارگردان «اخراجي‌ها3» را مورد سوال قرار داد و گفت: اگر داستان فيلم برگرفته از انتخابات 88 است چرا از عوامل بيروني و خارجي حرفي به ميان نمي‌آيد؟


ده‌نمكي در پاسخ تأكيد كرد: ما در ايران غضنفر زياد داريم و من فكر مي‌كنم مشكل كشور ما همين‌‌هاست چرا كه كار دشمن را راحت كرده‌اند


وي اظهار داشت: در آينده هم ممكن است اين دعواهاي قرمز و آبي و اين ارزش فروشي‌ها تكرار شود، اتفاقاً بين اصولگراها! و مي‌بينيم كه هم‌اكنون نيز اين قضايا وجود دارند، حتي خيلي شديدتر و متأسفانه غيراخلاقي‌تر، اما ما سعي كرديم تنها از نمادها اين جريان استفاده كنيم و زياد به موضوع انتخابات نزديك نشويم چراكه در اين صورت فيلم داراي تاريخ مصرف مي‌شد.


شريفي‌نيا نيز درباره شخصيت حاجي‌گرينوف و اين كه آيا مصاديقي براي اين نقش داشته يا خير؟ عنوان داشت: اين نقش تلفيقي از چند شخصيت بود اما با توجه به اين كه هر نقش بايد داراي جهان‌بيني باشد، ما سعي كرديم كساني را به عنوان متر در كنار خود داشته باشيم.



*ده‌نمكي: براي گفتن حرف‌هايم، از هيچ كس اجازه نمي‌گيرم


درادامه برنامه ده‌نمكي در پاسخ به سوال يكي از تماشاگران مبني بر اين كه آيا شما براي فروش بالاي فيلم رانت‌هايي داشتيد يا خير؟، گفت: خيلي‌ها از پيشينه من در نشريات «جبهه» و «شلمچه» اطلاع دارند؛ ما عادت كرده‌ايم كه با سيلي روي خود را سرخ كنيم و من هيچ وقت ناله نمي‌كنم درضمن براي گفتن حرف‌هايم نيز از كسي اجازه نمي‌گيرم به ويژه اين كه ما داستان انتخابات را دست انداختيم و نشانه شناسي مردم نيز در اين مورد خيلي خوب بود.


ده‌نمكي در ادامه برنامه در خصوص اين كه برخي معتقدند در تصوير كشيدن جانبازها آنچنان دقت نشده و اين كه چرا بيژن اينگونه است؟، بيان داشت: بايد فيلم را به صورت جامع مورد بررسي قرار داد؛ به عنوان مثال ما در مناظره دباغ و گرينوف حتي در هجو نيز درباره جنگ حرف زديم، در ضمن درمورد بيژن نيز بايد بگويم بر اساس حرف شهيد باكري، افراد پس از جنگ به چند دسته تقسيم شدند و براي اين شخصيت همين كه دست از دزدي كشيده و كفشدار مسجد شده، كافي است. حال وضعيت بايرام و گرينوف و بقيه به گونه‌اي ديگر است، درضمن معتقدم بايد فيلم مخاطب را به شگفتي وادارد و نمونه آن رئيس منكرات شدن حسام نواب‌صفوي در فيلم است.



*ده‌نمكي: «اخراجي‌ها»ست كه مرا رها نمي‌كند


اين كارگردان درباره ادامه اين داستان در «اخراجي‌ها4» و در واكنش به اظهار نظر محمدتقي فهيم مبني بر اين كه برخي‌ها مي‌گويند ده‌نمكي «اخراجي‌ها» را رها نمي‌كند و نيز درباره درآمدهاي فيلم خود، گفت: در حقيقت اين «اخراجي‌ها» است كه من را رها نمي‌كند، درضمن در مورد درآمد فيلم نيز بايد بگويم تمام درآمد حاصل از اين فيلم قرار است صرف يك كار تحقيقاتي در حوزه دفاع مقدس شود.


وي افزود: آقاي حيايي نيز پس از مطلع شدن از اين موضوع با ما قرارداد سفيد امضا كردند و آقاي شريفي‌نيا نيز جز در بخش اوليه در تمامي مراحل اين سه فيلم هيچ قراردادي را امضا نكردند.


شريفي نيا نيز در اين راستا درباره چگونگي ايجاد تركيب شريفي‌نيا و ده‌‌نمكي خاطرنشان كرد: در يك شب باراني من و مسعود طي صحبتي همكاري خود را آغاز كرديم و برخلاف نظر برخي كه معتقد بودند ده‌نمكي بايد با آدمي بسيجي كاركند و نه با شريفي‌نيا و شريفي‌نيا نيز نبايد با ده‌نمكي كار كند چون بسيجي نيست، ما با يكديگر همكاري كرديم و از اين همكاري نيز راضي هستم.


اين بازيگر بيان داشت: درخصوص درآمد فيلم بايد بگويم در جريان توليد تنها 30درصد فروش نصيب تهيه‌كننده مي‌شود؛ يعني از 3 ميليارد، 1 ميليارد به تهيه‌كننده مي‌رسد. فروش «اخراجي‌ها3» تازه از اين به بعد سود آن خواهد بود، چراكه هزينه‌ توليد اين فيلم 2 الي 3 برابر فيلم‌هاي عادي بود.


به گزارش فارس، ده‌نمكي در باره چگونگي شكل‌گيري «اخراجي‌ها3» خاطرنشان كرد: نوشتن فيلمنامه اين فيلم دقيقاً پس از پايان «اخراجي‌ها2» در ذهنم نقش بست و پس از دو سال با تشكيل كارگاه نگارش آن، به نتيجه رسيد و پيش‌توليد رسمي سه ماه و فيلمبرداري اين فيلم 45 روز به طول انجاميد.



* قرار نيست تمام اخراجي‌ها، معراجي باشند


اين كارگردان در پاسخ به اين سوال براي ساختن اين فيلم از برخي از افراد نترسيديد؟، اذعان داشت: معتقدم سياست بايد عين ديانت باشد نه بالعكس چراكه اين ديانت ما است كه سياست ما را بايد رقم بزند، من در يكي از سكانس‌هاي «اخراجي‌ها2» شاهد بودم كه بر سر جريان پيدا شدن عمامه زماني بايرام پيشنهاد مي‌دهد كه عمامه را بر سر گرينوف بگذارند، تماشاگران براي نجات روحاني داستان هيجان‌زده مي‌شدند و دست مي‌زدند و در «اخراجي‌ها3» نيز قصد داشتم مرزبندي بين كساني كه حامي دين هستند با كساني كه با دين قصد حمايت از خود را دارند ايجاد كنم، ضمن اين كه اين فيلم براي قشر خاصي ساخته نشده و تمام اخراجي‌ها هم قرار نيست معراجي باشند.


انتهاي پيام/ا


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

چهارشنبه 24 فروردین 1390  2:38 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار فرهنگی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
ابوالفضل جليلي با «ايست» به كيش مي‌آيد

خبرگزاري فارس: تازه‌ترين ساخته ابوالفضل جليلي با عنوان «ايست» كه به سفارش جشنواره فيلم كيش تهيه شده، در روزهاي برگزاري جشنواره به نمايش در‌مي‌آيد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي جشنواره فيلم كيش، ابوالفضل جليلي كه با فيلم‌هايش در بسياري از جشنواره‌هاي بين‌المللي جايزه‌هاي متعددي را كسب كرده، فيلم «ايست» را به تهيه‌كنندگي محمد خزاعي براي نمايش در جشنواره فيلم كيش ساخته است كه اين روزها مراحل فني خود را سپري مي‌كند تا طي روزهاي جشنواره براي اولين بار به نمايش درآيد.
بر اين اساس، فيلم «ايست» داستان زندگي يك نگهبان جزيره را روايت مي‌كند. در اين فيلم نويسنده، تصويربردار، تدوين و طراح صحنه و لباس:ابوالفضل جليلي، صدابردار: محسن ميرزاخاني، مجري طرح: عبدالستار كاكايي، تهيه‌كننده: محمد خزاعي، بازيگران: نويد رئيسي، فرشته مستوفي، محسن ميرزاخاني و نرگس كاكايي، ابوالفضل جليلي را همراهي مي‌كنند.
ابوالفضل جليلي پيش از اين فيلم‌هاي سينمايي مسير معكوس، حافظ، گل يا پوچ، ابجد، دلبران، دان و ... را كارگرداني كرده بود كه در جشنواره‌هاي خارجي بسياري موفقيت كسب كرده است.
انتهاي پيام/ا


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

چهارشنبه 24 فروردین 1390  2:38 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار فرهنگی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
پوستر جشنواره فيلم كيش رونمايي شد

خبرگزاري فارس: با حضور اعضاي شوراي برگزاري، از پوستر جشنواره بين‌المللي فيلم كيش رونمايي شد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي جشنواره بين‌المللي فيلم كيش، پوستر اصلي جشنواره كه توسط محمد ياراحمدي، يكي از طراحان و گرافيست‌هاي جوان و خلاق طراحي شده بود، با حضور محمد خزاعي (دبير جشنواره)، پژمان لشگري‌پور (مشاور دبير)، محمد صنعتي (قائم مقام دبير)، محمد آفريده (مشاور دبير و معاون بخش فيلم‌هاي 262 ثانيه‌اي)، كامران ملكي (معاون انتخاب و ارزشيابي)، حسن امجدي مقدم (مشاور دبير و معاون بخش مسابقه فيلمنامه‌نويسي)، امير اسفندياري (معاون امور بين‌الملل)، يزدان عشيري (معاون ارتباطات و تبليغات)، سيمون سيمونيان (معاون دبيرخانه)، هاشم ايماني (معاون تشريفات) و وحيد شفيعي (معاون مالي و پشتيباني) رونمايي شد.
بر اين اساس، پوستر جشنواره بين‌المللي فيلم كيش، با نگاه به نشانه‌هاي فرهنگي و هويتي ايران و جهان اسلام و با بهره‌گيري از نقش مايه‌هاي آييني طراحي شده است.
علاوه بر اين پوستر چند پوستر ديگر براي بخش‌ها و بزرگداشت‌ها نيز پيش‌بيني شده است.
جشنواره بين‌المللي فيلم كيش با حضور صدها فيلمساز داخلي و خارجي از 4 تا 8 ارديبهشت‌ماه در جزيره كيش برگزار مي‌شود.
انتهاي پيام/ا


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

چهارشنبه 24 فروردین 1390  2:38 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار فرهنگی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
پس از بازنويسي فيلمنامه؛
پيش‌توليد «هيچكس نمي‌خواست بميرد» آغاز مي‌شود

خبرگزاري فارس: «ابوالفضل صفاري» در حال بازنويسي فيلمنامه دومين فيلم بلند خود با نام موقت «هيچكس نمي‌خواست بميرد» به همراهي حسين مرتضاييان‌آبكنار است كه پس از بازنويسي، پيش‌توليد آن آغاز خواهد شد.

به گزارش خبرگزاري فارس، «ابوالفضل صفاري» در حال بازنويسي فيلمنامه دومين فيلم بلند خود با نام موقت «هيچكس نمي‌خواست بميرد» به همراهي حسين مرتضاييان آبكنار است.
پروانه ساخت اين فيلم صادر شده و پس از بازنويسي، پيش‌توليد آن آغاز خواهد شد.
«انتهاي زمين»‌ اولين ساخته بلند ابوالفضل صفاري بود كه مورد استقبال زيادي در جشنواره‌هاي داخلي و خارجي قرار گرفت.
انتهاي پيام/ا


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

چهارشنبه 24 فروردین 1390  2:38 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار فرهنگی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
در پي انقلاب‌هاي منطقه صورت گرفت؛
بررسي مسئله زندانيان سياسي عربستان در مستند «سعودي‌هاي گمشده»

خبرگزاري فارس: در پي انقلاب‌هاي منطقه، مستند «سعودي‌هاي گمشده» مسئله زندانيان سياسي را در عربستان بررسي كرد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري الجزيره جوانان عربستاني با اوج گرفتن انقلاب‌هاي منطقه با توليد فيلمي مستند به نام «سعودي‌هاي گمشده» به مسئله زندانيان سياسي و راي و نظر پرداخته‌اند.
اين جوانان در اين مستند ده دقيقه‌اي كه بر روي يوتيوب قرار داده‌اند با ارائه مصاحبه‌ها و گفت‌وگوهايي از خانواده زندانيان و يكي از وكلاي عربستاني اين مساله را بررسي كرده‌اند.
اين جوانان عربستاني كه بر روي خود نام « جوانان عاشق وطن و مخالف ظلم» نهاده‌اند، آزادي كساني را كه وطن‌شان را دوست دارند و به دنبال اصلاحات در آن هستند، ستوده‌اند و اعلام كرده‌اند حملات شبانه و ظلم دستگاه حاكمه حاصل نبود آزادي است.
مستند «سعودي‌هاي گمشده» با صفحه‌اي سياه آغاز مي‌شود كه در آن صداي اميدوار مادري كه براي آزادي پسرش دعا مي‌خواند، به گوش مي‌رسد.
وي سپس بيان مي‌كند كه پسرش داراي مجالسي علمي در خانه‌شان بوده و به اين دليل به زندان‌هاي عربستان سعودي افتاده است.
فرد ديگري كه در اين مستند جلوي دوربين آمده زني به نام «ايمان الشميري» فرزند «دكتر عبدالرحمن الشميري» است كه گناه او شركت در جنبش اصلاحي است و زن از سرپرستي خانه پس از زنداني شدن پدرش سخن مي‌گويد.
بنابر اين گزارش سازندگان اين مستند تنها به گفت‌وگو با خانواده زندانيان اكتفا نكرده و با به تصوير كشيدن كودكان و گريه آنها در فقدان پدران‌شان بار عاطفي به اين مستند داده‌اند.
در همين حال در بخشي از مستند «سعودي‌هاي گمشده» عنوان مي‌شود كه «اين زندانيان تهمتي جز اختلاف نظر [با حاكمان] و گناهي جز [نوشتن با] جوهر و كاغذ ندارند» و اين در حالي است كه تاكنون عربستان سعودي تاكنون رسما به حضور 5 هزار زنداني در زندان‌هاي اين كشور كه در بين آنها زندانيان راي و زندانيان سياسي و همچنين متهمان به تروريسم قرار دارند، اعتراف كرده است.
انتهاي پيام/ا


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

چهارشنبه 24 فروردین 1390  2:38 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار فرهنگی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
بازديد نويسندگان دفاع مقدس از مناطق عملياتي ضربت ذوالفقار، مسلم‌بن‌عقيل و عاشورا

خبرگزاري فارس: نخبگان و هنرمندان عرصه دفاع مقدس در دومين روز سفر به مناطق عملياتي غرب كشور، از محدوده عمليات‌هاي ضربت ذوالفقار، مسل‌بن‌عقيل و عاشورا در ميمك و سومار بازديد كردند.

به گزارش خبرنگار اعزامي باشگاه خبري فارس «توانا» به ايلام، نخبگان فرهنگي و نويسندگان دفاع مقدس در بازديد از مناطق عملياتي استان‌هاي ايلام و كرمانشاه عصر روز گذشته از مناطق عملياتي ضربت ذوالفقار، مسلم‌بن عقيل و عاشورا در ميمك و سومار پرداختند.
در اين بازديد سردار محمدتقي قاسمي جانشين سپاه اميرالمؤمنين (ع) سپاه ايلام و سردار مجيد نداف و روايتگران محلي آقايان حسين نوري‌تبار و حيدر مرادي‌پور به تشريح اين عمليات‌ها پرداختند.
به گزارش توانا،‌ عمليات «ضربت ذوالفقار» در جهت بازپس‌گيري ارتفاعات ميمك در جبهه مياني ايلام در تاريخ 19دي‌ماه 1359 تا 20 بهمن آن سال انجام گرفت.
از نكات برجسته اين عمليات حضور موفق نيروهاي بومي و عشاير در حفظ ارتفاعات كله‌قندي و ارتفاعات 525 و 540 در محور جنوبي بود؛ ديگر عمليات انجام گرفته در منطقه سومار عمليات «مسلم‌بن عقيل» است كه در جهت آزادسازي سومار و تهديد شهر مندلي عراق به تاريخ 9 مهر 1361 تا 13 همان ماه انجام گرفت.
اما عمليات «عاشورا» كه در جبهه مياني ميمك در 26 مهرماه 63 به مدت 4 روز صورت گرفت، موجب آزادي ارتفاعات گركني در شمال ميمك از دست نيروهاي دشمن بعثي شد.
شهر قصرشيرين از جمله شهرهاي مناطق عملياتي جنگ تحميلي بود كه در دومين روز سفر نخبگان فرهنگي و نويسندگان دفاع مقدس مورد بازديد قرار گرفت. سردار اسدالله ناصح فرمانده تيپ نبي‌اكرم كرمانشاه در دوران دفاع مقدس به تشريح تهاجمات زميني و هوايي عراق به قصر شيرين و همچنين بيان نكاتي از اجراي عمليات ثاراالله پرداخت.
بعد از آن نيز نبي احمدي فرمانده سپاه قصرشيرين به توصيف موقعيت جغرافيايي و طبيعي اين شهر در دوران دفاع مقدس پرداخت.
انتهاي پيام/و


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

چهارشنبه 24 فروردین 1390  2:39 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار فرهنگی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
حجت‌الاسلام حسن معلمي در گفت‎وگو با فارس:
سي‌دي «ظهور بسيار نزديك است» اعتقادات را سست مي‌كند

خبرگزاري فارس: عضو هيئت علمي دانشگاه باقرالعلوم (ع) گفت: علت اظهار نگراني مراجع تقليد نسبت به مستند «ظهور بسيار نزديك است» اين است كه چنين كارهايي نه‎تنها در مسير اعتقادات سالم نيست بلكه آنها را تضعيف مي‌كند.

به گزارش خبرنگار آيين و انديشه فارس، حجت‌الاسلام والمسلمين حسن معلمي از اساتيد حوزه علميه قم و عضو هيئت علمي دانشگاه باقرالعلوم عليه السّلام است.


با توجه به انتشار سي‌دي جنجالي «ظهور بسيار نزديك است» و ادعاهايي كه در آن بيان شده است، گفت‌وگويي پيرامون تعيين وقت براي ظهور حضرت حجّت عجّل الله تعالي فرجه الشريف با وي انجام داده‌ايم كه در پي مي‌آيد.



* آيا تعيين وقت براي ظهور حضرت حجّت عجّل الله تعالي فرجه الشريف مجاز است؟



ـ در رابطه با تعيين وقت براي ظهور، طبق بعضي از روايات، حتي امام زمان عجّل الله تعالي فرجه الشريف خودشان هم اطلاع ندارند كه ظهور چه زماني است و اگر هم اطلاع داشته باشند، اظهار نمي‌كنند، لذا تعيين وقت براي ما مطلقاً ممنوع است و در بعضي روايات آمده است؛ اگر كسي وقت تعيين كرد، تكذيب كنيد.



* نظرتان درباره تعيين مصداق براي شخصيت‌هاي ظهور كه در برخي روايات آمده چيست؟



ـ بيان كردن مصاديق و تطبيق آنها با برخي از روايات، قطعا مورد نكوهش است و چه بسا كه اشتباه از آب در بيايد.


اگر به تعيين زمان ظهور و مصاديق بپردازيم چون در اين باره يقين نداريم عمل به احتمال و يا ظن كرده‌ايم و عمل به ظن و گمان، طبق برخي از آيات قرآن كريم مورد مذمت قرار گرفته چه برسد به احتمال كه قطعا جايز نيست. قرآن مي فرمايد: «ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئا» (و بيشتر آنها، جز از گمان (و پندارهاى بى‏اساس)، پيروى نمى‏كنند (در حالى كه) گمان، هرگز انسان را از حقّ بى‏نياز نمى‏سازد (و به حق نمى‏رساند)


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

چهارشنبه 24 فروردین 1390  2:39 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها