0

عجب و خودپسندى

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

عجب و خودپسندى




عجب و خودپسندى

مفهوم‏شناسى خودپسندى

عجب، يكى از حالت‏ها و ويژگى‏هاى منفى دل است. بر پايه كلام بزرگان علم اخلاق:
خودپسندى و عجب، آن است كه آدمى به سبب عمل، كمال، مال، زيبايى، منصب و مقام و امورى از اين دست، خود را بزرگ بشمارد. انسان خودپسند، كسى است كه گمان مى‏كند، ويژگى‏هاى ممتاز و برجسته و اعمال مهمى دارد؛ خواه اين گمان او واقعيت داشته باشد و خواه توهمى بيش نباشد.
امام خمينى رحمهم‏الله درباره عجب مى‏نويسد:
مرحله اول عجب، حالتى است كه فرد در قلب خود، با ايمان يا ويژگى ديگرش بر خداوند منت گذارد. مرتبه دوم، كرشمه و ناز كردن به خداوند متعال است. فرد خود را در اين مرتبه، از اولياى خدا و در سلك مقربان و سابقان مى‏پندارد و مرحله سوم، آن است كه به جهت ايمان و ملكات، خود را شايسته و مستحق پاداش الهى بداند و مرتبه ديگر آنكه، خود را از ديگران بهتر و ديگر مخلوقات را ناقص و ناچيز شمارد.
كوتاه سخن اينكه هرگاه فرد عبادت‏ها، كارها و رفتار نيك خويش را توفيق الهى و نعمتى خداوندى بداند و بدين جهت خوشحال باشد و خدا را شكر گزارد، استمرار آن را از او بخواهد و بداند كه هرگاه خداوند بخواهد، مى‏تواند اين نعمت را از او بگيرد، اين سرور و بهجت درونى، خودپسندى نيست، ولى چنانچه منشأ اين صفت‏ها يا كارهاى نيك را شايستگى خود تصور كند و گمان برد، خداوند اينها را از او نخواهد گرفت يا بپندارد به سبب اين ويژگى‏ها و كارها، حقى بر خدا دارد يا به جهت اين كارها از پروردگار عنايت و كرامت انتظار داشته باشد، در اين صورت، اين حالت از جمله ويژگى‏هاى درونى به شمار مى‏آيد كه بزرگان اخلاق و عرفان، آن را نكوهيده و در شمار رذيلت‏هاى اخلاقى دانسته و نامش را عجب و خودپسندى نهاده‏اند.

پيام متن:

از كسى كه بر اثر عُجب، تنها خود را مى‏بيند، انتظار نمى‏رود كه خدا را ببيند، تا در برابر بزرگى او فروتنى اختيار كند.

پرهيز از باليدن به زشتى‏ها و صفات بد

گاهى در پى وسوسه‏هاى شيطانى، كار انسان به جايى مى‏رسد كه به كردار ناشايست خويش نيز مى‏بالد و به آن افتخار مى‏كند. امام راحل در اين باره به اين نكته اشاره مى‏كند كه خودپسندى و باليدن به ويژگى‏ها و كارها، تنها به صفت‏ها و اعمال شايسته و نيكو منحصر نيست، بلكه گاه زشتى‏ها و رذيلت‏ها نيز در قلب آدمى عجب پديد مى‏آورد:
اهل كفر و نفاق و مشركان و ملحدان و صاحبان اخلاق زشت و ملكات پست و اهل معصيت و نافرمانى، گاهى كارشان به جايى رسد كه به آن كفر و زندقه خويش عجب كنند و ابتهاج نمايند! خود را به واسطه آن داراى روح آزاد شمارند و خويشتن را داراى شهامت و مردانگى دانند و ايمان به خدا را از موهومات و تعبد به شرايع را از كوچكى فكر و اخلاق حسنه و ملكات فاضله را از ضعف نفس و بيچارگى شمارند و اعمال حسنه و مناسك و عبادات را از ضعف ادراك و نقصان مشاعر محسوب كنند، خود را به واسطه آن روح آزاد غيرمعتقد به موهومات و بى‏اعتنا به شرايع، مستحق مدح و ثنا مى‏دانند. خصال زشت ناهنجار در دل آنها ريشه كرده و مأنوس به آنها شده، چشم و گوششان از آن پر شده، در نظرشان زينت پيدا كرده و آنها را كمال پندارند. چنان‏كه در اين حديث شريف نيز اشاره به آن شده، آنجا كه فرمود: يكى از درجات آن اين است كه زينت پيدا كند از براى بنده، بدى عملش و آن را نيكو ببيند و اين، اشاره است به قول خداى تعالى: «أَفَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنا» (فاطر: 8) كما اينكه در آنجا كه [خدا] مى‏فرمايد، گمان مى‏كند كه نيكو عمل مى‏كند، اشاره است به قول خداى تعالى: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالاْءَخْسَرِينَ أَعْمَالاً الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعا أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلاَ نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنا» (كهف: 103 - 105) اين دسته از مردم كه جاهل و بى‏خبرند و خود را عالم و مطلع مى‏دانند، بيچاره‏ترين مردم و بدبخت‏ترين خلايق‏اند. اطباى نفوس از علاج آنها عاجزند و دعوت و نصيحت در آنها اثر نمى‏كند، بلكه گاهى نتيجه عكس مى‏دهد اينها به برهان گوش نمى‏دهند، چشم و گوش خود را از هدايت انبيا و برهان حكما و موعظه علما مى‏بندند. بايد به خدا پناه برد، از شر نفس و مكايد آن كه انسان را از معصيت به كفر مى‏كشد.

پيام متن:

گاهى زشتى‏ها نيز در نظر بعضى از افراد زيبا جلوه مى‏كند و آن را كمال مى‏پندارند و اين، بدترين نوع گمراهى است.

قدرت و مقام، دو سرچشمه خودپسندى

در كتاب نهج‏البلاغه قدرت، پست و مقام، از زمينه‏ها و عوامل شكل‏گيرى خودپسندى معرفى شده است. بنابراين، مسئولان در هر پست و مقامى، بايد دقت كنند كه شايستگى‏هاى آنان، زمينه خودستايى را در ايشان فراهم نسازد. حضرت على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
هرگز مباد كه با خود بگويى كه مرا فرمانروايى داده‏اند، دستور مى‏دهم و بايد بى‏درنگ اجرا شود كه اين، سياه كننده دل، ويرانگر دين و عامل نزديك شدن دگرگونى‏ها در نعمت‏هاست. هرگاه شكوه ويژه و مقام و منصب به نخوت و خود بزرگ بينى دچارت ساخت، با دقت، در بزرگى خداوند بنگر كه چگونه با توست و بر تو سلطه دارد. عجب، از ديرباز مشكلى فراروى كارگزاران بوده و از منظر دانشمندان اخلاق نيز امرى است در خور انديشيدن. براى نمونه علامه نراقى در اين باره مى‏نويسد:
اين، مرضى است كه بسيارى از اهل دنيا به آن دچار هستند و از هر كسى چشم زيردستى و فروتنى دارند، غافل از اينكه همه رياست دنيويه، در معرض فنا و زوال و مايه خسران و وبال است.
در اين صحيفه مينا به جامه خورشيدنگاشته سخنى خوش به خامه زر ديدم
كه اى به دولت ده روزه گشته مستظهرمباش غَرّه كه از تو بزرگ‏تر ديدم
بدين ترتيب، خدا محوران همواره مى‏كوشند، خانه دل را به گناه خودپسندى نيالايند و ريشه‏هاى آن را از بوستان دل بركنند و موانع كمال را برطرف سازند.

پيام متن:

مغرور شدن به مال و مقام و پست و رياست، آدمى را در چاه خودپسندى گرفتار مى‏كند.

آثار خودپسندى

يكى از آثار خودپسندى آن است كه فرد، گناهان خويش را كوچك مى‏شمارد، بلكه خويشتن را از هرگونه گناه و پليدى پاك و پاكيزه مى‏داند. در واقع، عجب و خودخواهى نمى‏گذارد كه بدى‏هاى خود را ببيند و ازاين‏رو، در پى استغفار و پوزش‏خواهى بر نمى‏آيد. نيز چنين شخصى خود را ميان مردم، انسانى خوب و بلندمرتبه مى‏پندارد. از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله رسيده است كه: «فَانّه ليس عَبْدٌ يَتَعَجَّبُ بِالْحَسَناتِ اِلاّ هَلَك؛ هيچ بنده‏اى نيست كه از كارهاى خود دچار غرور و خودپسندى شود، مگر اينكه هلاك شود.» خودپسندان و از خود راضيان، ديگران را كوچك و ناچيز مى‏شمارند و به آنها ارزشى قائل نيستند و بدين ترتيب، تنهايى و گوشه‏گيرى بر سراغشان مى‏آيد. حضرت على عليه‏السلام از اين بيمارى چنين ياد مى‏كند:
و أوحشُ الْوَحْشَةِ العُجْبُ وَلا وَحْدَة اَوحشُ مِنَ الْعُجْبِ.
هولناك‏ترين تنهايى، خودپسندى است و هيچ تنهايى، وحشتناك‏تر از خودپسندى نيست.
اثر ديگر اينكه عجب، آتش دشمنى و كينه‏توزى را در فرد خودخواه مى‏افروزد. از اميرالمؤمنين على عليه‏السلام نقل شده است: «ثَمَرةُ العُجبِ البَغضاهُ؛ ميوه خودپسندى، دشمنى و كينه‏توزى است».

پيام متن:

نديدن عيب‏ها و بدى‏هاى خود، بزرگ ديدن اندكِ عبادت‏ها و خوبى‏ها، كوچك شمردن ديگران و ايجاد كينه‏توزى در ديگران، آثار ويران‏گر خودپسندى است.

خودبينى، مانع رشد و پويايى

از آثار ديگر خود بينى اين است كه فرد را از هرگونه پيشرفت در زندگى باز مى‏دارد. خودبينى و خودخواهى، انسان را از حركت به سوى رشد و بالندگى منحرف مى‏كند. تا زمانى كه آدمى از دايره خودبينى خارج نشود، به كمالات انسانى و پيشرفت‏هاى فردى و اجتماعى دست نخواهد يافت. «گويند: اسب سوارى به نهر آبى رسيد، ولى هر چه اصرار كرد، اسب از آن نهر كوچك و كم‏عميق عبور نكرد. مرد حكيمى رسيد و گفت: آب نهر را به هم زنيد تا گل‏آلود شود. اين كار را كردند و اسب به راحتى عبور كرد. وقتى سرّ اين كار را از آن مرد كارآزموده خواستند، گفت: هنگامى كه آب صاف بود، اسب عكس خود را در آب مى‏ديد و مى‏پنداشت خود اوست و حاضر نبود پا به روى خويش بگذارد و همين كه آب گل‏آلود شد و خويش را فراموش كرد، به راحتى از آن گذشت».

پيام متن:

خودبينى و خودستايى، آدمى را از حر كت و بالندگى و رشد و كمال باز مى‏دارد.
 
 

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

دوشنبه 8 فروردین 1390  4:44 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها