0

اعتدال در انفاق و مصرف

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

اعتدال در انفاق و مصرف


اعتدال در انفاق و مصرف

قرآن پيرامون يكي از ويژگي هاي ممتاز بندگان خالص خداوند رحمن‏چنين مي‏فرمايد: «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا وكان‏بين ذلك قواما» آنان كساني هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه‏اسراف كنند و نه سخت‏گيري، بلكه در ميان اين دو، اعتدال‏مي‏ورزند.»
 
اين آيه بيانگر يكي از مهمترين مسايل زندگي است كه رعايت آن‏موجب آسايش و آرامش فرد و جامعه شده و باعث گشودن گره‏هاي مشكلات‏و برطرف كردن بسياري از نابساماني‏هاي اجتماعي و اقتصادي‏مي‏گردد. و مي‏توان آن را به عنوان معجزه زندگي خوشبختانه يادكرد، و آن مساله اعتدال در انفاق و مصرف است.
اعتدال يعني ميانه‏روي و حدفاصل بين افراط و تفريط، كه چنين‏كاري از نظر اسلام در همه چيز، محبوب و مطلوب است، قرآن‏مسلمانان را به خاطر پيروي از اسلام، به عنوان «امت وسط‏» يعني‏امت معتدل خوانده ومي‏فرمايد: «وكذلك جعلناكم امه وسطا» اين‏گونه شما را امت ميانه قرار داديم.
اميرمومنان علي(ع)آنان را كه از راه اعتدال به سوي افراط ياتفريط كشانده مي‏شوند، جاهل خوانده مي‏فرمايد: «لاتري الجاهل الامفرطا او مفرطا» هميشه جاهل را نمي‏نگري جز اين كه يا زياده‏روي مي‏كند، و يا كم مي‏آورد.
در آيه مورد بحث كه بيانگر پنجمين نشانه بندگان ممتاز خدااست، از يكي از شاخه‏هاي مهم اعتدالي، كه مربوط به امور اقتصادي‏و زندگي اجتماعي است، سخن به ميان آورده كه نقش مهمي در اصلاح‏زندگي و سامان يافتن شوون اجتماعي و خانوادگي دارد، و آن رعايت‏اعتدال در مصرف است، يعني انسان مسلمان، در انفاق و مصرف، نه‏اسراف مي‏كند و نه سخت‏گيري، بلكه راه ميانه بين اين دو رابرمي‏گزيند.
نكوهش اسراف در اسلام
اسراف به معني هرگونه زياده‏روي و تجاوز از حد اعتدال در هرچيزي است كه انسان آن را بجا مي‏آورد، مثلا براي يك وعده غذا وسير شدن، معادل 600 گرم غذا كافي است، اينك اگر كسي براي خود،يك كيلو غذا درست كند، و 800 گرم آن را بخورد، و بقيه بماند وآن را دور بريزد، چنين كسي در يك وعده غذا دوگونه اسراف نموده،نخست اين كه 200 گرم بيشتر خورده، دوم اين كه 200 گرم ديگر راكه بيشتر درست كرده به دور ريخته است، به اين ترتيب در يك وعده‏غذا 400 گرم غذا بيهوده مصرف شده است. با توجه به اين مثال، وجريان دادن آن در جهات و ابعاد مختلف زندگي، به روشني مي‏فهميم‏كه در جامعه ما چقدر اسراف در چهره‏هاي گوناگون وجود دارد.
اسراف مصاديق مختلف دارد، يكي از شاخه‏هاي آن كه در آيه موردبحث از آن نهي شده اسراف در مصرف است، مانند: اسراف در خوردن وآشاميدن، اسراف در به دور ريختن غذاهاي اضافي، اسراف در صرف‏هزينه‏هاي گزاف در امور تجملي و تزييني و تشريفات بي‏محتوا و...
حتي اگر در عبادت زياده‏روي شود مثلا در وضو يا غسل، آب بيش ازحد عقلي و طبيعي مصرف گردد، اسراف است، بر همين اساس‏پيامبر(ص)فرمود: «في الوضوء اسراف، و في كل شي‏ء اسراف‏» دروضو و در هر چيزي مي‏تواند اسراف راه يابد.
شخصي به نام عباسي به محضر امام رضا(ع)مشرف شد و پيرامون‏شيوه صحيح مصرف در خانه نسبت‏به هزينه زندگي همسر و فرزند وساير شوون سؤال كرد، حضرت رضا(ع)در پاسخ فرمود: «بايد مصرف توبه گونه‏اي باشد كه بين دو كار ناپسند(اسراف و سخت‏گيري)قرارگيرد.»
عباسي پرسيد: منظورتان از اين سخن چيست؟ فرمود: آيا سخن خدادر قرآن را نشنيده‏اي كه اسراف و سخت‏گيري را ناپسند مي‏شمرد و(دروصف بندگان ممتاز خداوند)مي‏فرمايد «والذين اذا انفقوا...»
بندگان خداي رحمان كساني هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف‏كنند و نه سخت‏گيري، بلكه ميان اين دو(حداعتدال)را مي‏گيرند»بنابراين در مورد معاش و هزينه زندگي اعضاي خانواده، در خريد ومصارف، ميانه‏رو باش.
مطابق روايت ديگر، يك روز امام صادق(ع)در نزد شاگردان، همين‏آيه(67 فرقان) را تلاوت فرمود، آنگاه مشتي سنگريزه از زمين‏برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود: اين همان بخل و سخت‏گيري‏است(كه در آيه از آن نهي شده است) سپس مشت ديگري برداشت و چنان‏دست‏خود را گشود كه همه آن بر روي زمين ريخت و فرمود: اين همان‏اسراف است، بار سوم مشت ديگري برداشت و كمي دست‏خود را گشود،به گونه‏اي كه مقداري فرو ريخت، و مقداري در دستش باقي ماند وفرمود: «اين همان اعتدال بين سخت‏گيري و اسراف است.»
در قرآن در آيات متعدد از اسراف در مصرف و انفاق نهي شده است‏به عنوان نمونه نظر شما را به چند آيه جلب مي‏كنيم:
1 «كلوا واشربوا و لاتسرفوا» و بخوريد و بياشاميد ولي‏اسراف نكنيد.
2 «و آتوا حقه يوم حصاده و لاتسرفوا» هنگام درو، حق‏زكات(غلات و...)را بپردازيد، ولي(در انفاق)اسراف نكنيد.
3 روايت‏شده فقيري به محضر پيامبر(ص)آمد و تقاضا كرد كه آن‏حضرت پيراهنش را به او ببخشد. پيامبر(ص)پيراهنش را از تن خودبيرون آورد و به او داد، و چون پوشش ديگر نداشت، در خانه به‏طور عريان نشست و حتي براي نماز ماعت‏بيرون نرفت، كافران درغياب، آن حضرت را سرزنش كردند و به او چنين تهمت زدند كه خواب‏و لهو، آن حضرت را از نماز بازداشته است. در اين هنگام اين آيه‏نازل شد: «ولاتجعل يدك مغلوله الي عنقك و لا تبسطها كلي البسطفتقعد ملوما محسورا» هرگز دستت را برگردنت زنجير نكن(بخل‏نورز)و بيش از حد(اعتدال نيز)دست‏خود را مگشاي تا مورد سرزنش‏قرار گيري و از كار فروماني.
براساس همين آيات و دستورهاي الهي، پيامبر(ص)فرمود: «ما من‏نفقه احب الي الله من نفقه قصد، و يبغض الاسراف‏» هيچ انفاقي درپيشگاه خدا محبوب‏تر از انفاق معتدلانه نيست، خداوند اسراف درانفاق را دشمن دارد.
نيز بر همين اساس پيامبر(ص)و اميرمومنان علي(ع)و سايرامامان(ع)بسيار ساده مي‏زيستند، و از هرگونه تجمل‏گرايي وتشريفات پرهيز جدي مي‏نمودند.
اميرمومنان علي(ع)براي كارگزاران خود چنين نامه مي‏نوشت:
«آدقوا اقلامكم، و قاربوا بين سطوركم، و احذفوا عن فضولكم،واقصدوالمعاني، و اياكم والاكثار، فان اموال المسلمين لاتحتمل‏الضرر» سر قلم‏ها را نازك‏تر كنيد، و بين سطرها را نزديك‏نماييد، و از استخدام واژه‏هاي زايد بپرهيزيد، و معاني را هدف‏قرار دهيد، و از پرچانگي و زياده‏روي دوري نماييد، زيرا نبايدبه ثروت مسلمانان آسيب برسد.
نيز فرمود: «آگاه باشيد; بخشيدن مال در جاي ناروا، بريز وبپاش و بيهوده نمودن آن است، اين گونه بخشش، بخشنده را در دنيابالا مي‏برد، ولي در روز رستاخيز به پايين مي‏كشاند، و در پيش‏مردم او را محترم مي‏كند، ولي در پيش خدا خوار مي‏گرداند، هركس‏مال خود را در جاي نادرست و نزد ناشايستگان گذاشت، خداوند شكرآن مال را به او حرام مي‏نمايد.»
«من انفق شيئا في غير طاعه الله فهو مبذر» كسي كه چيزي ازمال خود را در راه غير خدا مصرف كند، چنين كسي اسراف كار است.
ياسر خادم مي‏گويد: روزي غلامان امام رضا(ع)ميوه مي‏خوردند، ولي‏هنوز آن را به طور كامل نخورده، به گوشه‏اي مي‏انداختند، آن حضرت‏اين كار اسراف كارانه آنها را ديد و خشمگينانه به آنها فرمود:
«سبحان الله! اگر شما به اين ميوه‏ها نياز نداريد، انسان‏هايي‏هستند كه نياز دارند، چرا دور مي‏ريزيد؟ آنها را نگه داريد و به‏نيازمندان بدهيد.»
و امام صادق(ع)در ضمن نهي از دور افكندن هسته خرما، و نكوهش‏اسراف كاران فرمود: «حتي ته مانده آب ظرفي را به دور نريزيدكه اسراف است.»
پرهيز شديد امام خميني از اسراف در مصرف
حضرت امام خميني قدس سره، كه در عمل به دستورهاي اسلام، بسيارجدي و نمونه بودند، در مورد اسراف در همه ابعادش و به ويژه درمصرف، حساسيت مخصوصي داشتند، به عنوان نمونه نظر شما را به سه‏مورد زير جلب مي‏كنم:
1 يكي از مسوولين دفتر امام خميني قدس سره مي‏نويسد: يك بارمسوول امور مالي، پشت‏يك پاكت چيزي نوشت و به امام داد، امام‏در يك كاغذ كوچك جواب آن را داد و در زير آن چنين نوشت: شما دراين قطعه كوچك نيز مي‏توانستيد بنويسيد.»
از اين رو آن برادر كاغذهاي خورده‏ها را جمع و جور مي‏كرد و دركيسه‏اي مي‏گذاشت، و هنگامي كه مي‏خواست، براي امام چيزي بنويسد،روي آن كاغذ پاره‏ها مي‏نوشت، امام هم زيرش جواب مي‏نوشتند.
2 سركار خانم زهرا مصطفوي(دختر امام)از خاطرات دوران كودكي‏خود، چنين مي‏گويد:
درس امام در ساعت‏يازده و نيم تمام مي‏شد، ايشان در اين هنگام‏بيست دقيقه با ما(كه كودك بوديم)بازي مي‏كرد، سپس ده دقيقه به‏ظهر، براي انجام مقدمات نماز حاضر مي‏شد، امام با خريد اسباب‏بازي خيلي مخالف بودند و مي‏گفتند: اين پول باطلي است، باوسايلي مانند گل، تيله درست مي‏كرديم، بعد مي‏چيديم و مي‏گفتيم هركس به اين تيله‏ها بزند برنده است، بازي بيست دقيقه ما اين گونه‏ساده بود...
3 يكي از اعضاء دفتر امام خميني قدس سره نقل كرد: يك روز برطبق وظيفه‏اي كه هر ماه بر عهده داشتيم، در پايان ماه صورت‏مخارج ماهيانه را(در جماران)به خدمت امام فرستاديم، و در ضمن‏آن مخارج خانه امام از مهماني‏ها، رفت وآمدهاي امام، پول برق‏خانه را نوشته بوديم، هنگامي كه صورت مخارج را نزد امام‏مي‏فرستاديم، پس از نيم ساعت‏حاج احمدآقا(فرزند امام)تلفن زد وگفت: از وقتي كه صورت حساب داده‏ايد، امام مرتب در لب باغچه قدم‏مي‏زند و سخت ناراحت است، زيرا مخارج خانه امام در اين ماه ازده هزار تومان(آن عصر)تجاوز كرده است لذا امام مي‏فرمايد:
«اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز كند، من اصلا ازاين جا مي‏روم.»
حاج احمد آقا به من گفت: شما ببينيد كه خرج اضافي در اين ماه‏چه بوده است. تا به آقا بگوييم و خيال امام راحت‏شود.
ما پس از جستجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را يافتيم‏كه ابدا مربوط به خانه امام نبوده است، مثلا:
1 گازوئيلي كه از خانه امام زياد آمده بود ما گفتيم كه آن‏را در انبار حسينيه جماران بريزند.
2 به ماشيني كه خانواده حضرت امام را مي‏برد، و براثربي‏توجهي راننده خسارتي به آن وارد شده بود، و هزينه‏اي پيدانموده بود.
3 ملامين برزنتي براي خانه حضرت امام، تهيه شده بود تا داخل‏منزل ايشان از بالاي پشت‏بام ديده نشود، زيرا پاسداران در آنجاپاس مي‏دادند.
صورت اين چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستاديم، و درنتيجه ايشان احساس آرامش كرده و آسوده خاطر شدند. از همين يك‏نمونه مي‏توان شدت پرهيز امام از اسراف و زياده‏روي در مخارج‏خانه را به دست آورد.
دوري از تقتير و سخت‏گيري
اعتدال در مصرف كه يكي از ويژگي‏هاي بندگان ممتاز الهي است،كه در ميانه دو چهره قرارگرفته است، نخست جنبه افراطي آن است‏كه از آن به اسراف و تبذير ياد مي‏شود كه بيان گرديد، دوم جنبه‏تفريطي آن است كه چهره تفريط اعتدال در مصرف است كه از آن به‏تقتير يا سخت‏گيري و زندگي رنج‏آور تعبير مي‏گردد، اسلام دين سمحه‏و سهله است، هرگز حاضر نيست كه مسلمانان در سختي و رنج اقتصادي‏زندگي كنند، بايد با كار و كوشش و سرپنجه تدبير، شكل زندگي رابه شيوه‏اي تبديل كرد كه موجب وسعت در زندگي و آسايش گردد.
پيامبر اكرم(ص)همان گونه كه از اسراف جلوگيري مي‏كرد، به‏موازات آن از اقتار و سخت‏گيري در زندگي، نهي مي‏نمود. رسول‏اكرم(ص)فرمود: «ان من سعاده المرءالمسلم ان يشبهه ولده،والمراءه الجملاء ذات دين، والمركب الهني والمسكن الواسع.»
از سعادت و خوشبختي انسان مسلمان آن است كه داراي فرزندي كه‏در نيكي، شبيه به خود بوده و نيز داراي همسر زيبا و ديندار، ومركب راهوار و خانه وسيع باشد.»
در ماجراي ابولبابه كه به خاطر كشف يك راز نظامي حكومت اسلامي‏در نزد يهوديان، به گناه خود پي برد و توبه حقيقي كرد و پس ازمدتي آيه 102 سوره توبه در پذيرش توبه او از جانب خداوند نازل‏شد، پيامبر(ص)با تلاوت آن آيه، به او بشارت داد. ابولبابه به‏پيامبر(ص)عرض كرد: اجازه بده به شكرانه قبول شدن توبه‏ام، نصف‏اموالم را انفاق كنم، پيامبر(ص)اجازه نداد، او عرض كرد: اجازه‏بده يك سوم آن را انفاق كنم، پيامبر(ص)اجازه داد.
اين كه پيامبر(ص)اجازه انفاق نصف اموالش را نداد، براين اساس‏بود كه او و خانواده‏اش گرفتار سختي و تنگنا در معيشت نگردند.
در روايت ديگر آمده: يكي از مسلمانان مدينه داراي چند كودك‏بود، و شش غلام داشت، در بستر مرگ قرار گرفت، قبل از مرگ خود به‏خاطر جلب پاداش‏هاي الهي، شش غلامش را آزاد نمود. پس از آن كه ازدنيا رفت، مسلمانان پس از غسل و تكفين، او را به خاك سپردند،سپس ماجراي او را در مورد آزادسازي غلامان، و فقر فرزندانش به‏آن حضرت خبر دادند، پيامبر(ص)فرمود: «لو علمت ما دفنته مع اهل‏الاسلام، ترك ولده يتكففون الناس; اگر من اطلاع مي‏يافتم نمي‏گذاشتم‏جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنيد، زيرا او كودكان خودرا از ثروتش بي‏نصيب نمود، و آنان را فقير و بي‏پناه گذاشت، تادست گدايي به سوي مردم دراز كنند.»
اين ماجرا در عين آن كه بيانگر نكوهش اسراف در انفاق است،نيز حاكي از آن است كه نبايد موجب سختي و فشار در زندگي اعضاءخانواده شود. بلكه بايد اعتدال در مصرف را با توجه به همه‏جوانب رعايت نمود.
ماجراي انتقاد شديد حضرت علي(ع)در شهر بصره از يكي از شيعيان‏به نام «عاصم‏» كه از جامعه دوري نموده و گرفتار اقتار وسخت‏گيري به خود و خانواده‏اش شده بود نيز شاهد گويايي بر نكوهش‏سخت‏گيري در شوون اقتصادي و معيشت زندگي است، و مسلمانان بايداز هرگونه افراط و تفريط اجتناب نمايند.
اين بحث را با ذكر ماجراي جالب زير به پايان مي‏بريم:
امام كاظم(ع)خانه‏اي براي غلام آزاد شده خود خريداري كرد، به‏او فرمود: «به آن خانه برو و در آنجا زندگي كن، زيرا خانه توتنگ و كوچك است.»
غلام گفت: «همين خانه‏اي كه در آن سكونت دارم كافي و خوب است،گرچه تنگ و محقر است، ولي از پدرم به يادگار مانده، از اين رودر همين خانه مي‏مانم.» امام كاظم(ع)به او فرمود: «ان كان‏ابوك احمق ينبغي ان تكون مثله‏» آيا اگر پدرت احمق بود، تو هم‏مي‏خواهي مثل او باشي؟

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

پنج شنبه 4 فروردین 1390  1:18 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها