اعتدال در انفاق و مصرف
پنج شنبه 4 فروردین 1390 1:18 AM
|
|
| قرآن پيرامون يكي از ويژگي هاي ممتاز بندگان خالص خداوند رحمنچنين ميفرمايد: «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا وكانبين ذلك قواما» آنان كساني هستند كه هرگاه انفاق كنند، نهاسراف كنند و نه سختگيري، بلكه در ميان اين دو، اعتدالميورزند.» |
| اين آيه بيانگر يكي از مهمترين مسايل زندگي است كه رعايت آنموجب آسايش و آرامش فرد و جامعه شده و باعث گشودن گرههاي مشكلاتو برطرف كردن بسياري از نابسامانيهاي اجتماعي و اقتصاديميگردد. و ميتوان آن را به عنوان معجزه زندگي خوشبختانه يادكرد، و آن مساله اعتدال در انفاق و مصرف است. اعتدال يعني ميانهروي و حدفاصل بين افراط و تفريط، كه چنينكاري از نظر اسلام در همه چيز، محبوب و مطلوب است، قرآنمسلمانان را به خاطر پيروي از اسلام، به عنوان «امت وسط» يعنيامت معتدل خوانده وميفرمايد: «وكذلك جعلناكم امه وسطا» اينگونه شما را امت ميانه قرار داديم. اميرمومنان علي(ع)آنان را كه از راه اعتدال به سوي افراط ياتفريط كشانده ميشوند، جاهل خوانده ميفرمايد: «لاتري الجاهل الامفرطا او مفرطا» هميشه جاهل را نمينگري جز اين كه يا زيادهروي ميكند، و يا كم ميآورد. در آيه مورد بحث كه بيانگر پنجمين نشانه بندگان ممتاز خدااست، از يكي از شاخههاي مهم اعتدالي، كه مربوط به امور اقتصاديو زندگي اجتماعي است، سخن به ميان آورده كه نقش مهمي در اصلاحزندگي و سامان يافتن شوون اجتماعي و خانوادگي دارد، و آن رعايتاعتدال در مصرف است، يعني انسان مسلمان، در انفاق و مصرف، نهاسراف ميكند و نه سختگيري، بلكه راه ميانه بين اين دو رابرميگزيند. نكوهش اسراف در اسلام اسراف به معني هرگونه زيادهروي و تجاوز از حد اعتدال در هرچيزي است كه انسان آن را بجا ميآورد، مثلا براي يك وعده غذا وسير شدن، معادل 600 گرم غذا كافي است، اينك اگر كسي براي خود،يك كيلو غذا درست كند، و 800 گرم آن را بخورد، و بقيه بماند وآن را دور بريزد، چنين كسي در يك وعده غذا دوگونه اسراف نموده،نخست اين كه 200 گرم بيشتر خورده، دوم اين كه 200 گرم ديگر راكه بيشتر درست كرده به دور ريخته است، به اين ترتيب در يك وعدهغذا 400 گرم غذا بيهوده مصرف شده است. با توجه به اين مثال، وجريان دادن آن در جهات و ابعاد مختلف زندگي، به روشني ميفهميمكه در جامعه ما چقدر اسراف در چهرههاي گوناگون وجود دارد. اسراف مصاديق مختلف دارد، يكي از شاخههاي آن كه در آيه موردبحث از آن نهي شده اسراف در مصرف است، مانند: اسراف در خوردن وآشاميدن، اسراف در به دور ريختن غذاهاي اضافي، اسراف در صرفهزينههاي گزاف در امور تجملي و تزييني و تشريفات بيمحتوا و... حتي اگر در عبادت زيادهروي شود مثلا در وضو يا غسل، آب بيش ازحد عقلي و طبيعي مصرف گردد، اسراف است، بر همين اساسپيامبر(ص)فرمود: «في الوضوء اسراف، و في كل شيء اسراف» دروضو و در هر چيزي ميتواند اسراف راه يابد. شخصي به نام عباسي به محضر امام رضا(ع)مشرف شد و پيرامونشيوه صحيح مصرف در خانه نسبتبه هزينه زندگي همسر و فرزند وساير شوون سؤال كرد، حضرت رضا(ع)در پاسخ فرمود: «بايد مصرف توبه گونهاي باشد كه بين دو كار ناپسند(اسراف و سختگيري)قرارگيرد.» عباسي پرسيد: منظورتان از اين سخن چيست؟ فرمود: آيا سخن خدادر قرآن را نشنيدهاي كه اسراف و سختگيري را ناپسند ميشمرد و(دروصف بندگان ممتاز خداوند)ميفرمايد «والذين اذا انفقوا...» بندگان خداي رحمان كساني هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسرافكنند و نه سختگيري، بلكه ميان اين دو(حداعتدال)را ميگيرند»بنابراين در مورد معاش و هزينه زندگي اعضاي خانواده، در خريد ومصارف، ميانهرو باش. مطابق روايت ديگر، يك روز امام صادق(ع)در نزد شاگردان، همينآيه(67 فرقان) را تلاوت فرمود، آنگاه مشتي سنگريزه از زمينبرداشت و محكم در دست گرفت و فرمود: اين همان بخل و سختگيرياست(كه در آيه از آن نهي شده است) سپس مشت ديگري برداشت و چناندستخود را گشود كه همه آن بر روي زمين ريخت و فرمود: اين هماناسراف است، بار سوم مشت ديگري برداشت و كمي دستخود را گشود،به گونهاي كه مقداري فرو ريخت، و مقداري در دستش باقي ماند وفرمود: «اين همان اعتدال بين سختگيري و اسراف است.» در قرآن در آيات متعدد از اسراف در مصرف و انفاق نهي شده استبه عنوان نمونه نظر شما را به چند آيه جلب ميكنيم: 1 «كلوا واشربوا و لاتسرفوا» و بخوريد و بياشاميد ولياسراف نكنيد. 2 «و آتوا حقه يوم حصاده و لاتسرفوا» هنگام درو، حقزكات(غلات و...)را بپردازيد، ولي(در انفاق)اسراف نكنيد. 3 روايتشده فقيري به محضر پيامبر(ص)آمد و تقاضا كرد كه آنحضرت پيراهنش را به او ببخشد. پيامبر(ص)پيراهنش را از تن خودبيرون آورد و به او داد، و چون پوشش ديگر نداشت، در خانه بهطور عريان نشست و حتي براي نماز ماعتبيرون نرفت، كافران درغياب، آن حضرت را سرزنش كردند و به او چنين تهمت زدند كه خوابو لهو، آن حضرت را از نماز بازداشته است. در اين هنگام اين آيهنازل شد: «ولاتجعل يدك مغلوله الي عنقك و لا تبسطها كلي البسطفتقعد ملوما محسورا» هرگز دستت را برگردنت زنجير نكن(بخلنورز)و بيش از حد(اعتدال نيز)دستخود را مگشاي تا مورد سرزنشقرار گيري و از كار فروماني. براساس همين آيات و دستورهاي الهي، پيامبر(ص)فرمود: «ما مننفقه احب الي الله من نفقه قصد، و يبغض الاسراف» هيچ انفاقي درپيشگاه خدا محبوبتر از انفاق معتدلانه نيست، خداوند اسراف درانفاق را دشمن دارد. نيز بر همين اساس پيامبر(ص)و اميرمومنان علي(ع)و سايرامامان(ع)بسيار ساده ميزيستند، و از هرگونه تجملگرايي وتشريفات پرهيز جدي مينمودند. اميرمومنان علي(ع)براي كارگزاران خود چنين نامه مينوشت: «آدقوا اقلامكم، و قاربوا بين سطوركم، و احذفوا عن فضولكم،واقصدوالمعاني، و اياكم والاكثار، فان اموال المسلمين لاتحتملالضرر» سر قلمها را نازكتر كنيد، و بين سطرها را نزديكنماييد، و از استخدام واژههاي زايد بپرهيزيد، و معاني را هدفقرار دهيد، و از پرچانگي و زيادهروي دوري نماييد، زيرا نبايدبه ثروت مسلمانان آسيب برسد. نيز فرمود: «آگاه باشيد; بخشيدن مال در جاي ناروا، بريز وبپاش و بيهوده نمودن آن است، اين گونه بخشش، بخشنده را در دنيابالا ميبرد، ولي در روز رستاخيز به پايين ميكشاند، و در پيشمردم او را محترم ميكند، ولي در پيش خدا خوار ميگرداند، هركسمال خود را در جاي نادرست و نزد ناشايستگان گذاشت، خداوند شكرآن مال را به او حرام مينمايد.» «من انفق شيئا في غير طاعه الله فهو مبذر» كسي كه چيزي ازمال خود را در راه غير خدا مصرف كند، چنين كسي اسراف كار است. ياسر خادم ميگويد: روزي غلامان امام رضا(ع)ميوه ميخوردند، وليهنوز آن را به طور كامل نخورده، به گوشهاي ميانداختند، آن حضرتاين كار اسراف كارانه آنها را ديد و خشمگينانه به آنها فرمود: «سبحان الله! اگر شما به اين ميوهها نياز نداريد، انسانهاييهستند كه نياز دارند، چرا دور ميريزيد؟ آنها را نگه داريد و بهنيازمندان بدهيد.» و امام صادق(ع)در ضمن نهي از دور افكندن هسته خرما، و نكوهشاسراف كاران فرمود: «حتي ته مانده آب ظرفي را به دور نريزيدكه اسراف است.» پرهيز شديد امام خميني از اسراف در مصرف حضرت امام خميني قدس سره، كه در عمل به دستورهاي اسلام، بسيارجدي و نمونه بودند، در مورد اسراف در همه ابعادش و به ويژه درمصرف، حساسيت مخصوصي داشتند، به عنوان نمونه نظر شما را به سهمورد زير جلب ميكنم: 1 يكي از مسوولين دفتر امام خميني قدس سره مينويسد: يك بارمسوول امور مالي، پشتيك پاكت چيزي نوشت و به امام داد، امامدر يك كاغذ كوچك جواب آن را داد و در زير آن چنين نوشت: شما دراين قطعه كوچك نيز ميتوانستيد بنويسيد.» از اين رو آن برادر كاغذهاي خوردهها را جمع و جور ميكرد و دركيسهاي ميگذاشت، و هنگامي كه ميخواست، براي امام چيزي بنويسد،روي آن كاغذ پارهها مينوشت، امام هم زيرش جواب مينوشتند. 2 سركار خانم زهرا مصطفوي(دختر امام)از خاطرات دوران كودكيخود، چنين ميگويد: درس امام در ساعتيازده و نيم تمام ميشد، ايشان در اين هنگامبيست دقيقه با ما(كه كودك بوديم)بازي ميكرد، سپس ده دقيقه بهظهر، براي انجام مقدمات نماز حاضر ميشد، امام با خريد اسباببازي خيلي مخالف بودند و ميگفتند: اين پول باطلي است، باوسايلي مانند گل، تيله درست ميكرديم، بعد ميچيديم و ميگفتيم هركس به اين تيلهها بزند برنده است، بازي بيست دقيقه ما اين گونهساده بود... 3 يكي از اعضاء دفتر امام خميني قدس سره نقل كرد: يك روز برطبق وظيفهاي كه هر ماه بر عهده داشتيم، در پايان ماه صورتمخارج ماهيانه را(در جماران)به خدمت امام فرستاديم، و در ضمنآن مخارج خانه امام از مهمانيها، رفت وآمدهاي امام، پول برقخانه را نوشته بوديم، هنگامي كه صورت مخارج را نزد امامميفرستاديم، پس از نيم ساعتحاج احمدآقا(فرزند امام)تلفن زد وگفت: از وقتي كه صورت حساب دادهايد، امام مرتب در لب باغچه قدمميزند و سخت ناراحت است، زيرا مخارج خانه امام در اين ماه ازده هزار تومان(آن عصر)تجاوز كرده است لذا امام ميفرمايد: «اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز كند، من اصلا ازاين جا ميروم.» حاج احمد آقا به من گفت: شما ببينيد كه خرج اضافي در اين ماهچه بوده است. تا به آقا بگوييم و خيال امام راحتشود. ما پس از جستجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را يافتيمكه ابدا مربوط به خانه امام نبوده است، مثلا: 1 گازوئيلي كه از خانه امام زياد آمده بود ما گفتيم كه آنرا در انبار حسينيه جماران بريزند. 2 به ماشيني كه خانواده حضرت امام را ميبرد، و براثربيتوجهي راننده خسارتي به آن وارد شده بود، و هزينهاي پيدانموده بود. 3 ملامين برزنتي براي خانه حضرت امام، تهيه شده بود تا داخلمنزل ايشان از بالاي پشتبام ديده نشود، زيرا پاسداران در آنجاپاس ميدادند. صورت اين چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستاديم، و درنتيجه ايشان احساس آرامش كرده و آسوده خاطر شدند. از همين يكنمونه ميتوان شدت پرهيز امام از اسراف و زيادهروي در مخارجخانه را به دست آورد. دوري از تقتير و سختگيري اعتدال در مصرف كه يكي از ويژگيهاي بندگان ممتاز الهي است،كه در ميانه دو چهره قرارگرفته است، نخست جنبه افراطي آن استكه از آن به اسراف و تبذير ياد ميشود كه بيان گرديد، دوم جنبهتفريطي آن است كه چهره تفريط اعتدال در مصرف است كه از آن بهتقتير يا سختگيري و زندگي رنجآور تعبير ميگردد، اسلام دين سمحهو سهله است، هرگز حاضر نيست كه مسلمانان در سختي و رنج اقتصاديزندگي كنند، بايد با كار و كوشش و سرپنجه تدبير، شكل زندگي رابه شيوهاي تبديل كرد كه موجب وسعت در زندگي و آسايش گردد. پيامبر اكرم(ص)همان گونه كه از اسراف جلوگيري ميكرد، بهموازات آن از اقتار و سختگيري در زندگي، نهي مينمود. رسولاكرم(ص)فرمود: «ان من سعاده المرءالمسلم ان يشبهه ولده،والمراءه الجملاء ذات دين، والمركب الهني والمسكن الواسع.» از سعادت و خوشبختي انسان مسلمان آن است كه داراي فرزندي كهدر نيكي، شبيه به خود بوده و نيز داراي همسر زيبا و ديندار، ومركب راهوار و خانه وسيع باشد.» در ماجراي ابولبابه كه به خاطر كشف يك راز نظامي حكومت اسلاميدر نزد يهوديان، به گناه خود پي برد و توبه حقيقي كرد و پس ازمدتي آيه 102 سوره توبه در پذيرش توبه او از جانب خداوند نازلشد، پيامبر(ص)با تلاوت آن آيه، به او بشارت داد. ابولبابه بهپيامبر(ص)عرض كرد: اجازه بده به شكرانه قبول شدن توبهام، نصفاموالم را انفاق كنم، پيامبر(ص)اجازه نداد، او عرض كرد: اجازهبده يك سوم آن را انفاق كنم، پيامبر(ص)اجازه داد. اين كه پيامبر(ص)اجازه انفاق نصف اموالش را نداد، براين اساسبود كه او و خانوادهاش گرفتار سختي و تنگنا در معيشت نگردند. در روايت ديگر آمده: يكي از مسلمانان مدينه داراي چند كودكبود، و شش غلام داشت، در بستر مرگ قرار گرفت، قبل از مرگ خود بهخاطر جلب پاداشهاي الهي، شش غلامش را آزاد نمود. پس از آن كه ازدنيا رفت، مسلمانان پس از غسل و تكفين، او را به خاك سپردند،سپس ماجراي او را در مورد آزادسازي غلامان، و فقر فرزندانش بهآن حضرت خبر دادند، پيامبر(ص)فرمود: «لو علمت ما دفنته مع اهلالاسلام، ترك ولده يتكففون الناس; اگر من اطلاع مييافتم نميگذاشتمجنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنيد، زيرا او كودكان خودرا از ثروتش بينصيب نمود، و آنان را فقير و بيپناه گذاشت، تادست گدايي به سوي مردم دراز كنند.» اين ماجرا در عين آن كه بيانگر نكوهش اسراف در انفاق است،نيز حاكي از آن است كه نبايد موجب سختي و فشار در زندگي اعضاءخانواده شود. بلكه بايد اعتدال در مصرف را با توجه به همهجوانب رعايت نمود. ماجراي انتقاد شديد حضرت علي(ع)در شهر بصره از يكي از شيعيانبه نام «عاصم» كه از جامعه دوري نموده و گرفتار اقتار وسختگيري به خود و خانوادهاش شده بود نيز شاهد گويايي بر نكوهشسختگيري در شوون اقتصادي و معيشت زندگي است، و مسلمانان بايداز هرگونه افراط و تفريط اجتناب نمايند. اين بحث را با ذكر ماجراي جالب زير به پايان ميبريم: امام كاظم(ع)خانهاي براي غلام آزاد شده خود خريداري كرد، بهاو فرمود: «به آن خانه برو و در آنجا زندگي كن، زيرا خانه توتنگ و كوچك است.» غلام گفت: «همين خانهاي كه در آن سكونت دارم كافي و خوب است،گرچه تنگ و محقر است، ولي از پدرم به يادگار مانده، از اين رودر همين خانه ميمانم.» امام كاظم(ع)به او فرمود: «ان كانابوك احمق ينبغي ان تكون مثله» آيا اگر پدرت احمق بود، تو همميخواهي مثل او باشي؟ |
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی