0

دام م های شیطان

 
mg6820
mg6820
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 22
محل سکونت : فارس

دام م های شیطان

شيطان از جنس جن است و از آتش خلق شده است و قبل اينكه از بهشت رانده شود خدا را بسيار عبادت ميكرد به همين دليل عزازيل نام گرفت.حضرت علي(ع)فرمودند:شيطان شصت هزار سال خدا را عبادت كرد.وقتي خدا انسان را از خاك آفريد و در آن روح دميد به تمام ملايكه دستور داد كه بر آدم سجده كنند و همه سجده كردند به غير از شيطان كه به خدا گفت:من شصت هزار سال تو را عبادت كرده ام و تو خودت فرموده اي كه هر كسي مرا عبادت كند عبادتش رابي نتيجه نمي گذارم و عوضش را به او مي دهم.خداوند فرمودند:هر چه مي خواهي در دنيا به تو عطا مي كنم.شيطان گفت: اول اينكه اجازه بدهي تا روز قيامت زنده بمانم.خدوند فرمودند:تا آن روز تو را مهلت مي دهم دوم اينكه در مقابل هر يك از فرزندان آدم دو فرزند به من عطا كن كه براي هر يك از اولاد آدم دو فرزند را مسلط كنم تا آنها را به گمراهي بكشانم. خداوند باز هم قبول كرد. سوم اينكه از تو مي خواهم مرا در بدن اولاد آدم همچون خون جريان دهي كه از هر جاي بدن بتوانم او را به معصيت بكشانم. چهارم اينكه مي خواهم اولاد آدم ما را نبينند ولي ما آنها را ببينيم. پنجم اينكه مي خواهم به من قدرتي دهي كه به هر شكلي كه مي خواهم در آدم و هر كجا كه مي خواهم بروم. ششم اينكه مي خواهم تا دم مرگ پيش اولاد آدم باشم(يعني حتي وقتي حضرت ملك الموت براي قبض روح سراغ انسان مي آيد شيطان هم حاضر مي شود و انسان را وسوسه مي كند) امام محمد باقر(ع) فرمودند: هنگامي كه انسان در حال جان كندن است خيلي تشنه مي شود و در همان هنگام شيطان با يك ليوان آب مي آيد و مي گويد اگر بر من سجده كني و كافر شوي اين آب را به تو مي دهم وقتي نااميد مي شود شيطان آب را مي ريزد و مي گويد من از تو بيذارم و مي روم. هفتم اينكه از تو مي خواهم كه مرا بر سينه اولادآدم مسلط گرداني تا او را وسوسه كنم.خداوند در پايان مي فرمايند:تمام خواسته هايت را برآورده مي كنم ولي هر كس پيرو تو باشد او را با تو به جهنم مي فرستم.بعد شيطان گفت: به عزت و جلالت قسم كه همه اتسان ها را گمراه مي كنم مگر عده معدودي كه بنده خاص تو هستند.سپس گفت:حالا كه مرا بيرون مي كني جايي براي زندگي كردنم معين كن.خداوند فرمودند:تو را در حمام ها و هر كجا كه محل رفت و آمد مردم است قرار دادم.شيطان گفت:غذاي من چه باشد؟خداوند فرمودند:سر هر سفرهاي كه نام من (بسم الله ...)برده نشود بنشين با آنها كه همچون حيوان گرسنه هستند غذا بخور. امام محمد باقر (ع)در اين باره مي فرمايد: اگه اول غذا يادتان رفت بسم الله... بگوييد آخر غذا بگوييد تا شيطان هر چه خورده برگرداند بعد شيطان گفت:كه من احتياج به آب دارم.خداوند فرمودند: آب تو شراب و هر چه مست كننده باشد.بعد گفت: براي من كتابي قرار بده. خداوند فرمودند: كتاب تو وشم (خالكوبي ها و كتاب هاي سحر و جادو)اولين كسي كه سحر و جادو را به انسان آموخت شيطان بود.بعد شيطان گفت: براي من حديثي قرار بده. خداوند فرمودند: حديث تو دروغ است بعد گفت:براي من وسيله دام و شكار قرار بده .خداوند فرمودند: زنان را وسيله صيد و به دام انداختن مردم قرار دادم. روزي حضرت محمد (ص) شيطان را حاضر در مسجد الحرام ديد پيش او رفت و به او گفت: اي ملعون چرا ناراحتي؟شيطان گفت:از دست تو و امت تو ناراحتم.حضرت فرمود:چرا از من ناراحتي.شيطان گفت:كه چون اين همه تلاش مي كنم كه مردم را گمراه كنم ولي تو درقيامت از آنها شفاعت مي كني و تمام زحمات مرا به هدر مي دهي به همين خاطر با تو دشمنم.حضرت فرمود:از امتم چرا ناراحتي؟ شيطان گفت:امت تو خصوصياتي دارند كه امت هاي ديگر ندارند . اول اينكه وقتي به هم مي رسند به هم سلام مي كنند كه(سلام) اسم خداست و من از اين اسم مي ترسم . دوم اينكه وقتي هم ديگر را مي بينند به يكديگر (دست) مي دهند و تا دستهايشان از هم در نيامده گناهانشان بخشيده مي شود . سوم اينكه وقتي مي خواهند غذا بخورند (بسم الله ...) مي گويند و من ديگر نمي توانم غذا بخورم و گرسنه مي مانم . چهارم اينكه بعد از غذا خوردن (الحمد لله) مي گويند . پنجم اينكه وقتي اسم شما مي آيد بلند (صلوات) ختم مي كنند و آنقدر ثوابش زياد است كه من فرار مي كنم . ششم اينكه وقتي مي خواهند كاري بكنند (انشا الله) مي گويند و من ديگر نمي توانم در آن كار دخالت گنم و آنها را بر هم زنم . هفتم اينكه صدقه مي دهند و وقتي(صدقه) مي دهند هم گناهانشان آمرزيده مي شود و هم هفتاد نوع بلا را از خود دور مي كنند و به همين دليل حضرت نبي اكرم (ص) فرمودند : وقتي انسان دستش را در جيبش مي كند تا صدقه بدهد هفتاد شيطان دست او را مي گيرند تا او را منصرف كنند . هشتم آنان كه قرآن مي خوانند و در خانه اي كه (قرآن) خوانده مي شود ديگر جايي براي من نمي ماند چون در آن خانه ملايكه رفت و آمد مي كنند . نهم اينكه مرا زياد لعنت مي كنند و با هر (لعنت) يك زخم بر بدنم مي افتد و تا زماني كه آن شخص را به گمراهي نكشانم آنها خوب نمي شوند . دهم اينكه هنگامي كه گناه مي كنند سريع( توبه) مي كنند و تمام زحمات مرا به هدر مي دهند . يازدهم اينكه عطسه مي كنند (الحمدلله) مي گويند . حضرت فرمودند : عطسه از طرف خداوند و خميازه از طرف شيطان است و وقتي عطسه مي كنيد الحمدلله بگوييد . وقتي انسان نماز مي خواند شيطان از او دور مي شود و به خصوص اگر سجده نماز طولاني باشد شيطان از روي ناراحتي فرياد مي زند . حضرت امام صادق (ع) فرمودند : هر كس نماز نخواند از شيطان پست تر است . چون شيطان يك خطا كرد و آن هم اينكه بر آدم سجده نكرد ولي انسان اگر نماز نخواند براي خدا سجده نمي كند . حضرت محمد (ص) فرمودند : مجوز عبور از پل صراط نماز است و فرمودند : اگر نماز مومن قبول شود بقيه اعمال او نيز قبول درگاه الهي مي باشد . در نماز صبح خيلي سفارش شده است و دليل ان اين است كه در هنگام شب فرشتگان شب پيش انسان هستند و اعمال شب را مي نويسند و هنگامي كه اذان صبح را مي دهند فرشتگان شب مي روند و جاي خود را به فرشتگان صبح مي دهند پس اگر نماز صبح را بخوانيم در دو پرونده ثبت مي شود و آخرين عمل كه همين نماز است را فرشتگان مي نويسند و اولين چيزي كه در پرونده صبح ثبت مي شود همان نماز صبح است و همچنين از حضرت امام صادق نقل شده است كه : از صفات مومن اين است كه( بسم الله ... ) را در نماز بلند بگويد و هر كس بعد از تكبير نماز قبل از شروع حمد اعوذ با... من شيطان الرجيم را بگويد به اندازه هر مويي كه در بدن اوست هزار حسنه براي او مي نويسند و حضرت پيامبر فرمودند: هر كس بعد از نماز تسبيحات حضرت زهرا (س) را بگويد به خصوص اگر با انگشتان بشمارد همان دستهايش او را در روز قيامت شفاعت مي كند. (انشا الله) سري بعد هم به دست شما خواهد رسيد . موفق باشيد ... براي سلامت آقا امام زمان (عجل ا..) صلوات
جمعه 16 بهمن 1388  2:20 PM
تشکرات از این پست
hojatpoor
hojatpoor
hojatpoor
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 661
محل سکونت : اصفهان

شيطان در روز عاشورا .:


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
شيطان لعين تصميم گرفته كه انتقام خود را از اولاد آدم بگيرد. لذا در تمام اختلافات حضور پيدا مى كند، در تمام جنگ ها حاضر مى شود و جبهه دشمن را تقويت مى كند، فراريان را با حيله بر مى گرداند، به سوى ميدان مى كشاند و آتش جنگ را شعله ور مى سازد.
يكى از آن جاها روز عاشورا بود كه تمام لشكريان خود را جمع كرده و به پايكوبى و رقص پرداخت . هر كس از لشكر امام حسين عليه السلام شهيد مى شد، از خوشحالى فرياد مى زد و رقص مى كرد. هر كدام از لشكريا عمر سعد فرار مى كردند، شيطان به صورت يكى از سر كرده هاى لشكرها در مى آمد و سر راه شان را مى گرفت و آنان را به ميدان بر مى گرداند. مى گفت : واى بر شما، اين همه جمعيت و مردان شجاع ، از يك نفر تشنه و بى كس و مجروح گريزان شده ايد! مردانگى و غيرت شما كجا رفت ؟! برگرديد او را محاصره كنيد، با ضرب شمشير از پاى در آوريد و اگر نمى توانيد، او را تير باران نماييد.
با حيله و نيرنگ لشكر را بر مى گردانيد و شورى ديگر در جنگ ايجاد مى كرد. ولى آنها چون جراءت نمى كردند از نزديك با امام حسين عليه السلام بجنگند از دور، آن قدر تير به سوى آن مظلوم انداختند كه مانند مرغ پر در آورده بود. وقتى كه تير سه شعبه زهر آلود بر سينه امام نشست و از پشت سر بيرون آمد، امام عليه السلام از بالاى اسب بر زمين افتاد. شيطان ميان آسمان و زمين از خوشحالى فرياد زد و گفت : امروز كينه خود را بر سر اولاد آدم خالى كردم و انتقام خود را گرفتم . او مى كوشيد تا لشكر زودتر كار حسين عليه السلام را تمام كند.(539)
زينب مى فرمايد: وقتى ابن ملجم ضربت بر سر پدر بزرگوارم زد، من آثار مرگ را در ايشان ديدم ، پيش رفتم و عرض كردم : اى پدر بزرگوار! ((ام ايمن )) حديثى از براى من گفته است دوست دارم آن را از دو لب مبارك شما بشنوم . آن حضرت فرمود: اى نور ديدگان من ! حديث همان است كه ((ام ايمن )) به تو گفته و برخى از مصيبت هاى كربلا و گرفتارى هاى آن روز را براى دخترش زينب بيان كرد تا جايى كه فرمود: زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ما را به اين حديث خبر مى داد، فرمود:
يا على ! در آن روز، ابليس با شياطين خود، از شدت شادكامى در سرتاسر زمين پرواز مى كند و به شياطين و هوادارانش مى گويد:
اى جماعت شياطين ! شاد باشيد كه انتقام خود را از فرزندان آدم گرفتم ، برترين بدبختى را براى آنها فراهم كردم ، جهنم را به آنها به ميراث دادم ، مگر جماعتى كه دست به دامن اين خانواده شوند و از آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم يارى جويند.
اى شياطين ! بر شما باد كوشش در راه ايجاد بدبينى به اين خانواده ، كارى كنيد كه به اين خانواده و دوستان آنها دشمنى ورزند تا كفر و گمراهى در مردم استوار شود و يك نفر از آنها رستگار نگردد.
بعد از آن ، حضرت على عليه السلام به زينب فرمود: اى نور ديدگانم ! بى گمان ابليس در اين سخن راست گفت : با اين كه كار او هميشه دروغ گفتن است ؛ زيرا مى داند هيچ عمل صالحى با داشتن دشمنى با شما فايده اى ندارد، هيچ گناهى با داشتن دوستى شما ضرر و زيانى به انسان نمى رساند، (مگر گناهان كبيره ) يعنى ، شيعيان شما به واسطه علاقه اى كه به شما دارند، اگر گناه و معصيتى نمايند و موفق به توبه شوند و گناهان خود را ترك نمايند ضررى متوجه آنها نمى شود.
و دشمنان شما، به واسطه دشمنى و عداوتى كه با شما دارند، اگر مانند جن و انس خدا را بپرستند، عبادات آنان سودى به حالشان نخواهد داشت .
جمعه 16 بهمن 1388  3:28 PM
تشکرات از این پست
hojatpoor
hojatpoor
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 661
محل سکونت : اصفهان

. شيطان در چند جا زوزه كشيد .:

 . شيطان در چند جا زوزه كشيد .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
اول ، وقتى كه حضرت آدم عليه السلام توبه كرد و خداوند توبه او را پذيرفت - هنگامى كه او از بهشت اخراج شد، دويست سال گريه كرد تا اين كه جبرئيل نازل شد و گفت : اى آدم آن اسامى كه بر ساق عرش نوشته بود بخوان و خدا را به آنها قسم بده تا توبه ات قبول شود - و آنها را به آدم ياد داد. - چون حضرت آدم خدا را نافرمانى كرد و از بهشت بيرون آمد، شيطان خوش حال كه آدم هم مانند او از بهشت رانده شده است ؛ ولى آدم با توجه به خدا توبه اش پذيرفته شد. اين شيطان ملعون از سوز دل ناله كرد كه ملائكه آسمان و زمين را متوجه كرد و همه او را لعنت كردند.(400)
دوم ، روزى بود كه حضرت يوسف از دست زليخا گريخت ، ووقتى زيلخا يوسف را خريد، عاشق او شد و او را در سالن شاهى برد و درها را بست ، شيطان خوش حال شد كه پيغمبر زاده و گبر زاده را در مجلس خلوتى جمع كرده ، يوسف زنا مى كند، و نامش از مرتبه نبوت محو خواهد شد! هنگامى كه يوسف فرار كرد و خود را نجات داد، بر مقام و مرتبه او افزوده مى شود - اين بود كه شيطان از سوز دل ناله اى كرد كه ملائكه صداى او را شنيدند و لعنتش نمودند.(401)
سوم ، در عيد غدير خم وقتى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم حضرت على عليه السلام را به خلافت نصب كرد و فرمود: ((من كنت مولاه فعلى مولاه ))بعد فرمود:اى مردم ! دوستى على حسنه است . با دوستى و ولايت على هيچ گناهى مانع از رفتن به بهشت نمى شود. در اين هنگام شيطان از دل پر درد خود ناله اى كشيد و گفت : از اين پس چه كنم و چاره من چيست ؟ اولاد خود را جمع كرد و گفت : تا مى توانيد مردم را به شك اندازيد. محبت و ولايت و دوستى على را چنان بر مردم مشتبه كنيد كه او را به خدايى باور كنند و از راه غلو به جهنم بروند. و عده اى از راه و روش او برگردند و جهنمى شوند.(402)
چهارم ، روز عاشورا بشيار زحمت كشيد تا زمينه اى فراهم آورد به طورى كه همه لشگر عمر سعد عليه امام حسين عليه السلام شوريدند و او را به قتل رساندند! آن گاه همه شياطين ، روى زمين پخش شدند و با شادى و خوانندگى ابراز خرسندى كردند. شيطان مى گفت : عجب خلق خدا را گمراه كردم . گاهى به صورت شمر و گاهى به صورت عمر سعد مردم را واداشت تا بجنگند. سرانجام گفت : كار را درباره فرزندان آدم به پايان رساندم . آن چه مقصود من بود امروز دست گيرم مى شود. جبرئيل پرسيد: اين همه سرخوشى تو براى چيست ؟
اى سگ ملعون جواب من بگو
 
راست گوى و در دغا زوزه مجو
گفت : به خاطر اين كه از زمان حضرت آدم تا كنون چنين حادثه اى واقع نشده و نخواهد شد.
بعد از آن كه حضرت عليه السلام به شهادت رسيد، درهاى آسمان گشوده شد تا ملائكه ، كربلا را ببينند. زمانى كه شيطان با خبر شد خداوند چه ثوابى براى پيروان و زيارت كنندگان او قرار داده ، از كرده خود پشيمان شد از روى حسرت و ندامت نعره اى كشيد كه جميع ملائكه او را لعنت كردند. گفت ((واويلاه )) قضيه بر عكس شد و مردم بيشتر داخل بهشت شدند.(403)
پنجم ، روزى كه بهشت بر او حرام شد و به زمين آمد از ناراحتى فريادى زد كه ، چرا از آن مقام قرب و جمع ملائكه رانده شده و بايد در زمين تنها باشد.(404)
ششم ، وقتى تكبر نمود و آدم را سجده نكرد، خداوند و جميع ملائكه او را لعن كردند. او از حسرت و دورى از بهشت و از دست رفتن حسنات و عبادت هايش فريادى كشيد.(405)
هفتم ، وقتى كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم به پيامبرى مبعوث شد و مردم را از نادانى و گمراهى و جهنم نجات داد و به سوى بهشت رهنمون ساخت ، زوزه اى كشيد.(406)
هشتم ، زمانى كه آيه توبه نازل شد،(407) مبنى بر اين كه انسان اگر گناهى كند يا ظلمى به خود و ديگران روا دارد و سپس خدا را بخواند و طلب استغفار نمايد، خداوند تمام گناهان او را مى بخشد. در اين موقع شيطان فريادى كشيد و ناله زد به طورى كه تمام بچه شيطان ها دور او جمع شدند و احوال او را پرسيدند؟ گفت : آيه اى نازل شده كه خدا تمام گناهان را مى بخشد و زحمات ما باطل مى شود.(408)
نهم ، بعد از تولد حضرت عيسى عليه السلام وقتى مى خواست به آسمان رود، فرشتگان به دستور خداوند او را سنگ باران نمودند و از آسمان چهارم برگداندند.(409)
دهم ، وقتى كه آخرين پيامبران (حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم ) پا به عرصه وجود گذاشت ناله او بسيار سوزناك بود.
يازدهم ، وقتى سوره مباركه ((حمد)) نازل شد فريادى زد و ياران خود را فرا خواند و داستان آمدن سوره را بيان كرد. وبه او گفتند:اى ((عزازيل !)) چرا از نازل شده اين سوره ناليدى !؟
گفت : من در لوح محفوظ ديدم كه نوشته بود، اگر بنده اى از بندگان خدا در تمام طول روز گناه كرده باشد و پيش از آن كه آفتاب غروب كند، طهارت بگيرد و سه مرتبه اين سوره را بخواند، به بركت آن ، همه گناهانش آمرزيده مى شود و بدون واسطه از ميان عرش ندايى آمد كه اى بنده من ! گناهانت را آمرزيدم و اسم تو را در دفترى كه اسم صالحان را در آن نوشته ام ثبت كردم
جمعه 16 بهمن 1388  3:31 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها