. شيطان در چند جا زوزه كشيد .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
اول ، وقتى كه حضرت آدم
عليه السلام توبه كرد و خداوند توبه او را پذيرفت - هنگامى كه او از بهشت
اخراج شد، دويست سال گريه كرد تا اين كه جبرئيل نازل شد و گفت : اى آدم آن
اسامى كه بر ساق عرش نوشته بود بخوان و خدا را به آنها قسم بده تا توبه ات
قبول شود - و آنها را به آدم ياد داد. - چون حضرت آدم خدا را نافرمانى كرد
و از بهشت بيرون آمد، شيطان خوش حال كه آدم هم مانند او از بهشت رانده شده
است ؛ ولى آدم با توجه به خدا توبه اش پذيرفته شد. اين شيطان ملعون از سوز
دل ناله كرد كه ملائكه آسمان و زمين را متوجه كرد و همه او را لعنت كردند.
(400)دوم
، روزى بود كه حضرت يوسف از دست زليخا گريخت ، ووقتى زيلخا يوسف را خريد،
عاشق او شد و او را در سالن شاهى برد و درها را بست ، شيطان خوش حال شد كه
پيغمبر زاده و گبر زاده را در مجلس خلوتى جمع كرده ، يوسف زنا مى كند، و
نامش از مرتبه نبوت محو خواهد شد! هنگامى كه يوسف فرار كرد و خود را نجات
داد، بر مقام و مرتبه او افزوده مى شود - اين بود كه شيطان از سوز دل ناله
اى كرد كه ملائكه صداى او را شنيدند و لعنتش نمودند.
(401)سوم ، در عيد غدير خم وقتى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم حضرت على عليه السلام را به خلافت نصب كرد و فرمود:
((من كنت مولاه فعلى مولاه ))بعد
فرمود:اى مردم ! دوستى على حسنه است . با دوستى و ولايت على هيچ گناهى
مانع از رفتن به بهشت نمى شود. در اين هنگام شيطان از دل پر درد خود ناله
اى كشيد و گفت : از اين پس چه كنم و چاره من چيست ؟ اولاد خود را جمع كرد
و گفت : تا مى توانيد مردم را به شك اندازيد. محبت و ولايت و دوستى على را
چنان بر مردم مشتبه كنيد كه او را به خدايى باور كنند و از راه غلو به
جهنم بروند. و عده اى از راه و روش او برگردند و جهنمى شوند.
(402)چهارم
، روز عاشورا بشيار زحمت كشيد تا زمينه اى فراهم آورد به طورى كه همه لشگر
عمر سعد عليه امام حسين عليه السلام شوريدند و او را به قتل رساندند! آن
گاه همه شياطين ، روى زمين پخش شدند و با شادى و خوانندگى ابراز خرسندى
كردند. شيطان مى گفت : عجب خلق خدا را گمراه كردم . گاهى به صورت شمر و
گاهى به صورت عمر سعد مردم را واداشت تا بجنگند. سرانجام گفت : كار را
درباره فرزندان آدم به پايان رساندم . آن چه مقصود من بود امروز دست گيرم
مى شود. جبرئيل پرسيد: اين همه سرخوشى تو براى چيست ؟
راست گوى و در دغا زوزه مجو
|
گفت : به خاطر اين كه از زمان حضرت آدم تا كنون چنين حادثه اى واقع نشده و نخواهد شد.
بعد
از آن كه حضرت عليه السلام به شهادت رسيد، درهاى آسمان گشوده شد تا ملائكه
، كربلا را ببينند. زمانى كه شيطان با خبر شد خداوند چه ثوابى براى پيروان
و زيارت كنندگان او قرار داده ، از كرده خود پشيمان شد از روى حسرت و
ندامت نعره اى كشيد كه جميع ملائكه او را لعنت كردند. گفت ((واويلاه )) قضيه بر عكس شد و مردم بيشتر داخل بهشت شدند.(403)
پنجم
، روزى كه بهشت بر او حرام شد و به زمين آمد از ناراحتى فريادى زد كه ،
چرا از آن مقام قرب و جمع ملائكه رانده شده و بايد در زمين تنها باشد.(404)
ششم
، وقتى تكبر نمود و آدم را سجده نكرد، خداوند و جميع ملائكه او را لعن
كردند. او از حسرت و دورى از بهشت و از دست رفتن حسنات و عبادت هايش
فريادى كشيد.(405)
هفتم
، وقتى كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم به پيامبرى مبعوث شد و
مردم را از نادانى و گمراهى و جهنم نجات داد و به سوى بهشت رهنمون ساخت ،
زوزه اى كشيد.(406)
هشتم ، زمانى كه آيه توبه نازل شد،(407)
مبنى بر اين كه انسان اگر گناهى كند يا ظلمى به خود و ديگران روا دارد و
سپس خدا را بخواند و طلب استغفار نمايد، خداوند تمام گناهان او را مى
بخشد. در اين موقع شيطان فريادى كشيد و ناله زد به طورى كه تمام بچه شيطان
ها دور او جمع شدند و احوال او را پرسيدند؟ گفت : آيه اى نازل شده كه خدا
تمام گناهان را مى بخشد و زحمات ما باطل مى شود.(408)
نهم
، بعد از تولد حضرت عيسى عليه السلام وقتى مى خواست به آسمان رود، فرشتگان
به دستور خداوند او را سنگ باران نمودند و از آسمان چهارم برگداندند.(409)
دهم ، وقتى كه آخرين پيامبران (حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم ) پا به عرصه وجود گذاشت ناله او بسيار سوزناك بود.
يازدهم ، وقتى سوره مباركه ((حمد)) نازل شد فريادى زد و ياران خود را فرا خواند و داستان آمدن سوره را بيان كرد. وبه او گفتند:اى ((عزازيل !)) چرا از نازل شده اين سوره ناليدى !؟
گفت
: من در لوح محفوظ ديدم كه نوشته بود، اگر بنده اى از بندگان خدا در تمام
طول روز گناه كرده باشد و پيش از آن كه آفتاب غروب كند، طهارت بگيرد و سه
مرتبه اين سوره را بخواند، به بركت آن ، همه گناهانش آمرزيده مى شود و
بدون واسطه از ميان عرش ندايى آمد كه اى بنده من ! گناهانت را آمرزيدم و
اسم تو را در دفترى كه اسم صالحان را در آن نوشته ام ثبت كردم