اصفهان پايتخت ايران :
اصفهان بنا بر ملاحظات سياسي، موقعيت جغرافيايي، اوضاع طبيعي و وسعت خاك آن، از هزاران سال پيش تاكنون چندين بار به پايتختي كشور انتخاب شده است و در چند نوبت ديگر هم مقدمات اين كار فراهم گرديده، اما مشكلاتي مانع شده است.
مهمترين دوراني كه اصفهان رسماً پايتخت ايران بوده است:
الف - در عهد اشكانيان: اصفهان پايتخت ايران بوده و يكي از «ساتراپهاي» مهمّ آن زمان محسوب ميشده است.
ب - در عهد ساسانيان: اصفهان از شهرهاي مهم كشور بوده و حتي خانوادههايي از هفت خانواده بزرگ ايراني كه در آن زمان مقامات عالي كشوري و لشگري را داشتند، اصفهاني بودهاند و اصفهان به منزلة پايتخت بوده است.
ج - دورة ديالمه: زماني كه حسن ركن الدوله ديلمي، سپاه وشمگير را منهدم ساخت، اصفهان را به تصرّف خود درآورد. از آن زمان اصفهان قلمرو آل بويه گرديد و ركنالدوله در بسط و توسعه آن كوشيد و روزي كه قمر در برج قوس بود دستور داد تا كار ساختن بارويي را به دور شهر آغاز كنند،
محيط اين بارو 21 هزار گام بوده و تا چندين سال قبل، آثار آن در دروازة طوقچي و جويباره و پايين دروازه وجود داشته است.
در سال 365 هجري، ركن الدوله - كه سنش به هفتاد سال رسيده بود - مريض شد. در اين زمان ضيافت بزرگي در اصفهان ترتيب داد. خسرو، عضدوالدوله را به وليعهدي خود برگزيد. همدان و قزوين را به فخرالدوله واگذاشت و اصفهان را به مؤيدالدوله داد و در سال 366 بدرود حيات گفت.
اسماعيل بن عبّاد معروف به صاحب بن عبّاد در زمان وزارت مؤيدالدوله و فخرالدوله، در آبادي و عظمت و پيشرفت فرهنگ اين شهر كوشش فراوان نمود. صاحببن عبّاد علاوه بر وزارت، مردي فاضل و دانشمند و اهل ادب و بحث و شعر بوده و از منشيان و بلغاي زبان عرب محسوب ميشده است. همچنين كريم و بخشنده بوده، كتابخانه او از نظر تعداد كتاب نظير نداشت با اينهمه به كتاب اغاني ابوالفرج اصفهاني عشق ميورزيده است.صاحب بن عبّاد درماه صفر سال 385 هجري در ري درگذشت و گروه كثيري از ديالمه و تركها در حالي كه شيون ميكردند و گريبان ميدريدند و فخرالدوله ديلمي نيز جلو آنان حركت ميكرد، جنازهاش را به اصفهان آورده و در دهليز خانهاش در طوقچي به خاك سپردند. اكنون آرامگاه او زيارتگاه عالمان اصفهان است. از آثار مهم ديالمه در اصفهان قلعة مهم طبرك، مسجد جامع جورجير و صفة صاحب بن عبّاد را ميتوان نام برد.
د - دورة سلاجقه: در سال 438 هجري طغرل مؤسس دولت سلجوقي به عزم تسخير اصفهان شهر را در محاصره گرفت، اما قادر به گشودن آن نشد. او بار ديگر در محرم سال 442 هجري، اصفهان را در محاصره گرفت و يكسال شهر را محصور كرد و مردم را در زحمت زياد انداخت، تا در محرّم سال 443، به تسخير اصفهان نايل آمد و دولت ديالمه را برانداخت.با اينكه اهالي اصفهان با او صفايي نداشتند و بارها آثار خلاف و طغيان از آنها مشاهده كرده بود، به قدري به اصفهان علاقه داشت كه مدت 12 سال اين شهر را اقامتگاه خود قرار داد و حدود پانصد هزار دينار خرج عمارتها و مستحدثات حوالي و حدود شهر، بقاعخير، خانهها و خانقاهها نموده است. طغرل پس از 26 سال سلطنت در سال 455 هجري در سن 70 سالگي در ري وفات يافت.
اصفهان در دورة سلطنت آلب ارسلان و وزارت خواجه نظام الملك مورد توجه آن پادشاه و وزير دانشمند و سياستمدار او بود. و چون به موقعيّت اين شهر و ديانت مردم آن اتكاء داشت، اين شهر را براي اقامت وليعهد خود انتخاب كرد. ملكشاه يكي از بزرگترين سلاطين سلجوقي است كه در عهد او دولت سلجوقي به منتهاي وسعت و عظمت خود رسيد و اصفهان به همت او و خواجه نظامالملك، از مهمترين و آبادترين بلاد جهان گرديد.از كارهاي مهم ملكشاه در اصفهان، اقدام به اصلاح تقويم و بستن زيج، به سال 467 هجري است كه حكيم عمر خيّام، شاعر و رياضيدان معروف و بزرگ نيز در آن شركت داشته و اين همان تقويم معروف جلالي است.
ملكشاه كه در ايام وليعهدي در اصفهان به سر ميبرد و در آنجا اقامت داشت، بعد از قتل پدر خود، آلب ارسلان رسماً اصفهان را به پايتختي برگزيد.عمارات بسياري به دستور او در گوشه و كنار اين شهر ساخته شد و باغها و اماكن زيبايي احداث گرديد، از جمله، باغ كاران، باغ فلاسان، باغ احمد سياه، باغ بكر، قلعه شهر و دز كوه، كه خزانه سلطنتي بود. همچنين گنبد نظامالملك و گنبد تاجالملك و مدرسه خواجه نظامالملك از آثار ارزشمند دوران ملكشاه سلجوقي است. مسجد جامع اصفهان كه از شاهكارهاي معماري تاريخي جهان به شمار ميآيد از آثار مهم اين دوره است.
در اين زمان ثروت ممالك سلجوقي به اصفهان سرازير شد، به طوري كه وقتي ملكشاه خواست از ثروت مردم مطلّع شود و خواجه نظامالملك از مردم جهت رفع حوايج مملكت مبلغي گزاف مطالبه نمود؛ پيرزني به دربار نامه نوشت و پرداخت آن وجه را به تنهايي تقبل كرد. گويند ثروت مردم در اين زمان به قدري بود كه صبحگاهان با آفتابه طلا درب منازل خود را آبپاشي ميكردند.
پس از فوت ملكشاه و قتل خواجه نظام الملك، هجوم اسماعيليه به اصفهان، قتل و غارت فزوني يافت و اصفهان يكي از عرصههاي مبارزات اسماعيليان گشت. بنابراين مهمترين واقعة زمان سلجوقيان، قيام خونين اسماعيليه است. در اين زمان فداييان حسن صبّاح همه را به وحشت انداخته بودند و زماني كه ابوالعلا، فرماندة سواره نظام. به دستور ملكشاه، مأمور قلع و قمع اسماعيليان گرديد، شبانه در منزل خود، به ضرب خنجر مرد گردآلودي كه خود را بندة خدا معرفي كرده بود از پا درآمد. اگرچه قاتل به دست داروغه گرفتار شد اما رعب و هراس در دل ساكنين پديد آمد. اين ابوالعلا مرد رشيدي بود و در محلّة زرگران اصفهان ساكن بود.باغ عدن نيز يكي از اثار زيباي سلجوقيان است كه در دالان بهشت اصفهان قرار داشته، و شش عمارت زيبا جهت سوگليهاي حرم شاهي در آن ساخته شده بود.
هـ - دورة صفويه: اصفهان در ادوار مختلف، پايتخت ايران و مورد علاقة سلاطيني بوده كه در آن حكومت ميكردند. ولي اصفهان در هيچ يك از اين ادوار، همانند دورة صفويه و سلطنت شاه عباس اوّل و دوم، اهميت و شهرت نداشته است. در اين دوران اصفهان از هر جهت به كمال ترقي و شهرت رسيده بوده و ملل دنيا را به سوي خود كشانيده و هزاران باستانشناس و مستشرق و تاريخدان و هنرمند و دانشمند، از سراسر جهان عاشقانه وارد اصفهان شدند. و بيشتر آنها پس از توقف طولاني، مشاهدات اعجابانگيز خويش را در كتابهاي ارزشمندي، به رشته تحرير درآورده و در دنيا انتشار دادهاند كه هر كدام از آنها سند غيرقابل انكاري از قدمت و عظمت فرهنگ ايرانزمين است.
در سال 1000 هجري، شاه عباس اول پايتخت كشور را از قزوين به اصفهان منتقل كرد كه از نظر سوقالجيشي موقعيّت بسيار ممتازي داشت. پس از آن، ديري نپاييد كه اين شهر از نظر ثروت و شهرسازي و قصرهاي عالي و بناهاي تاريخي مثل مساجد و مدارس بزرگ و مجلّل و بازارهاي زيبا و وسيع و پلهاي مستحكم و فني و بينظير، يكي از زيباترين شهرها و پايتختهاي جهان گرديد.
والتر مينچ آلماني مينويسد: «شاه عباس به سال 1598 ميلادي پايتخت را به اصفهان منتقل نمود. اين حسن انتخاب مبني بر انديشهاي درست بود. زيرا اصفهان نه فقط در قلب ايران قرار دارد، بلكه داراي كليه شرايطي است كه براي يك پايتخت بزرگ لازم است.»
مادام ديولافوا مينويسد: «ديري نپاييد كه اصفهان 000/600 نفر جمعيّت پيدا كرد. يعني معادل جمعيّت پاريس در زمان لويي چهاردهم.»
پيترو دلاواله سيّاح ايتاليايي، اصفهان آن زمان را از كلّية نقاط مشرق زمين حتي از قسطنطنيه زيباتر و مهمتر دانسته است.
اصفهان در زمان شاه عباس اول پايتخت شد و تا زمان سلطنت نكبتبار شاه سلطان حسين، مدّت يكصد و پنجاه سال پايتخت دولت صفويه بود. اهم كارنامة سلسله صفوي در اصفهان از اين قرار است:
و بسياري از امور چشمگير و ضد و نقيض ديگر كه هر كدام در نوع خود قابل توجّه و بينظير بوده است.
در دورة پهلوي و سالهاي اخير بسياري از آثار ارزنده معماري صفويه مرمت شده و پس از قرنها همچنان زيبايي خود را حفظ كرده است. تعدادي از بناها و آثار تاريخي و قصرهاي سلطنتي صفويه را، سلاطين و حكام قاجار، بخصوص ظلالسلطان، به طمع فروش مصالح آن خراب كرده و حتّي درختهاي چنار را به همين منظور بريدند.
ح - دورههاي متأخر و معاصر: در زمان آخرين پادشاه قاجار، احمدشاه، مدتي اصفهان نامزد پايتختي ايران بود و احمدشاه به جد قصد داشت پايتخت را به اصفهان منتقل كند اما پارهاي تحولات سياسي و مخالفت برخي درباريان، اين كار عملي نشد. همچنين در سالهاي اخير، يكچند، زمزمههايي بالا گرفت كه به منظور تمركززدايي از تهران، پايتخت را به جاي ديگري انتقال دهند كه اصفهان، يكي از شهرهاي پيشنهادي و نامزد پايتختي بود. ولي اين طرح نيز سرانجام منتفي شد و زمزمهها خوابيد. با اينهمه، اصفهان بنابر مصوبة رسمي هيأت وزيران به عنوان پايتخت هنري ايران شناخته و اعلام شده اس
1-لنبان، واقع در شمال غربي 2- باغ كاران، واقع در جنوب شرقي كه امروزه به نام خواجو شهرت دارد. 3- چنبلان كه به سنبلستان مشهور است. 4- كرّان 5- جويباره 6- دردشت، كه برخي از اين محلهها به هم متصل بوده است. 2- وسعت تجارت و داد و ستدهاي خارجي. 3- احداث راهها، كاروانسراها، بناهاي تاريخي، كاخهاي سلطنتي، گردشگاهها، ميادين و مساجد و مدارس و پلهاي بينظير. 4- تشكيل حوزههاي علميه، مراكز هنري و نشر و ترويج مذهب تشيّع و كتابهاي شيعه. 5- كوچاندن ارمنيان و گرجيان از ارمنستان و گرجستان به اصفهان و سكني دادن آنها در جلفا و فريدونشهر. 6- تأسيس حرمسرا، شرابخانه، قهوهخنه، كوكنارخانه و غيره. 7- پرورش شكنجهگران، مير غضبها، آدمخوارها و آدمسوزها. 1-ايجاد روابط خارجي با بسياري از ملل جهان و ورود مستشرقين و مورخين و باستانشناسان و مبلّغين مذهبيِ خارجي به اصفهان