حالتهاي مختلف برنامه هستهاي ايران/
راهكارهاي شوراي روابط خارجي آمريكا براي مذاكرات هستهاي با ايران
خبرگزاري فارس: "شوراي روابط خارجي " در مقالهاي خطاب به استراتژيستها، سياستگذاران و مذاكره كنندگان آمريكايي و ديگر كشورها وضعيتهاي مختلفي را كه برنامه غنيسازي ايران ميتواند به خود بگيرد، گوشزد كرد.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده "شوراي روابط خارجي " آمريكا در مقالهاي درباره برنامه هستهاي ايران و حالتهايي كه برنامه هستهاي ايران ميتواند به خود بگيرد، نوشت: توانمنديهاي هستهاي ايران به چه ميزان جدي و پيشرفته است؟ سادهترين پاسخي كه ميتوان به اين سؤال داد اين است كه به هر ميزان كه باشد، نميتوان توصيف و توضيح قابل قبولي براي آن يافت.
* توقف برنامه غنيسازي اورانيوم ايران نقطه اتكاي سياستگذاريهاي آمريكا
با توجه به ميزان غنيسازي اورانيوم، ايران اين ظرفيت را دارد كه مواد خام مورد نياز براي يك يا چند بمب هستهاي را توليد كند. چنين خطري تنها زماني برطرف خواهد شد كه تمام برنامههاي غنيسازي ايران متوقف شوند. چنين اعتقادي، نقطه اتكاي تمام گفته هاي آمريكا، اگر نگوييم سياستگذاريهاي آن، در قبال ايران است.
* ايران مصمم به ادامه برنامه هستهاي خود است
اما نميتوان عدم غنيسازي را به عنوان هدفي واقعگرايانه پذيرفت. ظاهراً رهبران ايران مصمم هستند به گسترش و پيشرفت برنامههاي غنيسازي خود ادامه دهند؛ حتي ممكن است تاكنون به اين نتيجه نيز رسيده باشند كه در نهايت يك بمب هستهاي نيز توليد كنند.
از اين رو مهمترين سؤال اين است كه توانمنديهاي هستهاي ايران تا چه حد جدي و پيشرفته است، به ويژه با توجه به گزينههاي محدود (و غالباً گرانقيمتي) كه پيشِروي ايران تحريمشده قرار دارد؟
* حالتهايي كه برنامه هستهاي ايران ميتواند به خود بگيرد
بسيار حياتي است كه استراتژيستها، سياستگذاران و مذاكره كنندگان آمريكايي و ديگر كشورها به عواقب وضعيتهاي مختلفي كه برنامه غني سازي ايران ميتواند به خود بگيرد، كاملاً واقف باشند. اين وضعيتهاي مختلف را ميتوان ذيل چهار گروه عمده تقسيم بندي كرد.
1- عدم غنيسازي:
كه همچنان هدف رسمي و اعلامشده آمريكا و ديگر اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل است.
2- غنيسازي محدود:
ايران به صورت محدود ميتواند غنيسازي كند، اما ميزان غنيسازي آن بهقدري نيست كه بتواند بمب هستهاي (يا يك زرّادخانه كوچك) توليد كند، بدون اينكه از خطر واكنش شديد بينالمللي در امان باشد؛ از جمله حمله نظامي به زيرساختهاي هستهاي كه مانع دسترسي ايران به اهدافش ميشود. به نظر ميرسد متوقف ساختن ايران در اين سطح، هدف فعلي سياستهاي آمريكا ميباشد، با اينكه نوعاً از اظهارات مقامات آمريكايي چنين برداشت نميشود.
3- غنيسازي بهاندازهاي كه بتواند يك زرادخانه كوچك داشته باشد:
ايران ميتواند به آن ميزان از غنيسازي اورانيوم دست يابد كه بمب هستهاي (يا يك زرادخانه كوچك) توليد كند بدون آنكه واكنش شديد بينالمللي را برانگيزد؛ واكنشي كه سبب جلوگيري از دست يافتن ايران به اين امكان شود. در اين وضعيت ايران هنوز يك بمب هستهاي در اختيار ندارد، اما در واقع از "توانمندي هستهاي " كامل برخوردار است.
4- ايران مسلح به تسليحات هستهاي:
در اينجا فهم اين مجموعه از احتمالات، مستلزم پاسخ به دو مسئله است.
اول اينكه، مرز حقيقي ميان ايران با توانمنديهاي محدود غنيسازي و ايران برخوردار از توانمندي بالقوه هستهاي كجاست؟ در پاسخ به اين سؤال، به بررسي مشكلاتي پرداختهام كه در فهم دقيق وضعيت برنامه هستهاي ايران وجود دارد.
دومين سؤال مربوط به پيامدهاي بينالمللي است كه در صورت قرار گرفتن ايران در هريك از گروههاي مذكور به وجود خواهند آمد؛ جداي از تأثير مستقيمي كه بر توانمندي ايران در ساخت يك بمب هستهاي دارند.
در اين نگارش در پي آن نيستم كه هيچ هدف يا خط قرمزي را براي سياست گذاريهاي آمريكا تعيين كنم؛ چنين كاري مستلزم تحليل جدي هزينههايي است كه براي دست يافتن به هريك از اهداف مذكور لازم است. در واقع هدف من آن است كه پيامدهاي ممكن را تشريح كنم تا از اين طريق تعريف استراتژي و تصميمگيري به نحو شايستهتري صورت گيرد.