0

تاريخ ادبيات ايران / سامانيان

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / ادبیات مشروطه

صادق چوبک

 
صادق چوبک
زادروز ۱۴ تیر ۱۲۹۵ / ۱۵ اوت ۱۹۱۶
بوشهر، ایران پرچم ایران
درگذشت ۱۳ تیر ۱۳۷۷ / ۴ ژوئیه ۱۹۹۸
برکلی، کالیفرنیا، ایالات متحده Flag of the United States
آرامگاه جسدش طبق وصیتش سوزانده شد و خاکستر آن به بادهای اقیانوس سپرده شد
محل زندگی بوشهر، انگلیس، برکلی
ملیت ایران
نام‌های دیگر محمد صادق چوبک
مذهب مسلمان
آثار تنگسیر
 
همسر قدسی خانم از سال ۱۳۳۶
فرزندان روزبه / بابک

صادق چوبک زاده تیرماه ۱۲۹۵ در بوشهر نویسنده ایرانی است.

وی به همراه صادق هدایت از پیشگامان داستان نویسی مدرن ایران است. از آثار مشهور وی می توان از مجموعه داستان انتری که لوطی اش مرده بود و رمانهای سنگ صبور و تنگسیر نام برد.

از روی رمان تنگسیر فیلمی به همین نام با بازی بهروز وثوقی ساخته شده‌است. اکثر داستان‌های وی حکایت تیره روزی مردمی است که اسیر خرافه و نادانی و پایبند به مذهب خویش هستند. چوبک با توجه به خشونت رفتاری ای که در طبقات فرودست دیده می‌شد سراغ شخصیت‌ها و ماجراهایی رفت که هرکدام بخشی از این رفتار را بازتاب می‌دادند و به شدّت ره به تاریکی می‌بردند. او یک رئالیست تمام عیار بود که با منعکس کردن چرک‌ها و زخم‌های طبقه رها شده فرودست نه در جستجوی درمان آنها بود و نه تلاش داشت پیشوای فکری نسلی شود که تاب این همه زشتی را نداشت. به همین دلیل چهره کریه و ناخوشایندی که از انسان بی چیز، گرسنه و فاقد رویا ارائه می‌دهد، نه تنها مبنای آرمان گرایانه ندارد بلکه نوعی رابطه دیالکتیکی است بین جنبه‌های مختلف خشونت. او در اکثر داستانهای کوتاهش و رمان سنگ صبور رکود و جمود زیستی ای را به تصویر کشید که اجازه خلق باورهای بزرگ و فکرهای مترقی را نمی‌دهد. از این منظر طبقهٔ فرودست هرچند به عنوان مظلوم اما به شکل گناهکار ترسیم می‌شود که هرچه بیشتر در گل و لای فرو می‌رود.[۱]

جسد وی به درخواست او بعد از مرگ سوزانده شد.


 

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ زندگی
  • ۲ آثار چوبک
  • ۳ کتاب‌شناسی
    • ۳.۱ مجموعه داستان
    • ۳.۲ رمان
    • ۳.۳ ترجمه
  • ۴ درباره صادق چوبک
  • ۵ پانویس
  • ۶ منبع

[ویرایش] زندگی

صادق چوبک، در سال ۱۲۹۵ هجری خورشیدی در بوشهر به دنیا آمد. پدرش تاجر بود، اما به دنبال شغل پدر نرفت و به کتاب روی آورد. در بوشهر و شیراز درس خواند و دوره کالج آمریکایی تهران را هم گذراند. در سال ۱۳۱۶ به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. اولین مجموعه و داستانش را با نام «خیمه شب بازی» در سال ۱۳۲۴ منتشر کرد. در این اثر و «چرا دریا طوفانی شد» (۱۳۲۸) بیشتر به توصیف مناظر می‌پردازد، ضمن اینکه شخصیت‌های داستان و روابط آنها و روحیات آنها نیز به تصویر کشیده می‌شود. اولین اثرش را هم که حاوی سه داستان و یک نمایشنامه بود، تحت عنوان «انتری که لوطیش مرده بود» به چاپ سپرد. آثار دیگر وی که برایش شهرت فراوان به ارمغان آورد، رمانهای «تنگسیر» و «سنگ صبور» بود. تنگسیر به ۱۸ زبان ترجمه شده و امیر نادری، فیلمساز معروف ایرانی، در سال ۱۳۵۲ بر اساس آن فیلمی به همین نام ساخته‌است. در «سنگ صبور» جریان سیال ذهنی روایت و بیان داستان از زبان افراد مختلف بکار گرفته شده‌است، این اثر بحث‌های یادی را در محافل ادبی آن زمان برانگیخت. دیگر آثار داستانی چوبک عبارت‌اند از: چراغ آخر (مجموعه هشت داستان کوتاه)، روز اول قبر (مجموعه ده داستان کوتاه). چوبک به زبان انگلیسی مسلط بود و دستی نیز در ترجمه داشت. وی قصه معروف «پینوکیو» را با نام «آدمک چوبی» به فارسی برگرداند. شعر «غُراب» اثر «ادگار آلن پو» نیز به همت وی ترجمه شد. آخرین اثر منتشره اش هم ترجمه حکایت هندی عاشقانه‌ای به نام «مهپاره» بود که در زمستان ۱۳۷۰ منتشر گردید. چوبک از اولین کوتاه نویسان قصه فارسی است و پس از محمد علی جمالزاده و صادق هدایت، می‌توان از او به عنوان یکی از پیشروان قصه نویسی جدید ایران نام برد. در سنگ صبور قصه را از زبان شخصیت‌های مختلف می‌خوانیم، نحوه بیانی که در قصه نویسی نوپای ایران کاملاً تازگی داشت. وی برای بیان افکار ذهنی هر یک از شخصیت‌ها ناگزیر بود به زبان هر یک از آنها بنویسد و این خود به تغییر نثر در طول داستان منتهی شد که باز نسبت به دیگران پیشرفتی جدی محسوب می‌شد. در آثار چوبک هر شخصیت داستان به زبان خودش، زبان متناسب با فرهنگ و خانواده و سن و سالش سخن می‌گوید؛ کودک، کودکانه می‌اندیشد و کودکانه هم حرف می‌زند، زن زنانه فکر می‌کند و زنانه هم حرف می‌زند و بدین ترتیب هر یک از شخصیت‌ها به بهترین وجه شکل می‌گیرند و شخصیت پردازی موفقی ایجاد می‌شود که در بستر حوادث داستان، زیبایی و عمق خوشایندی به داستان می‌دهد. وی در توصیف واقعیت‌های زندگی نیز وسواس زیادی داشت و این نیز از ویژگی‌های آثار وی است. چوبک را به سبب همین دقت نظر در جزئی نگری‌ها و درون بینی‌ها، رئالیست افراطی وگاهی حتی ناتورالیست خوانده‌اند. آثار چوبک از سالها پیش مورد نقد و بررسی جدی قرار گرفته و در کتاب‌های مختلفی از جمله «قصه نویسی» (رضا براهنی)، «نویسندگان پیشرو ایران» (محمد علی سپانلو)، «صد سال داستان نویسی در ایران» (حسن عابدینی) و «نویسندگان پیشگام در قصه نویسی امروز ایران»(علی اکبر کسمایی)، نوشته‌هایش تحلیل شده‌اند. صادق چوبک در اواخر عمر بینایی اش را از دست داد و در اوایل تابستان ۱۳۷۷، در آمریکا درگذشت و بنا به وصیتش یادداشت‌های منتشر نشده اش را سوزاندند.

[ویرایش] آثار چوبک

برخی منتقدان صادق چوبک را در زمره نویسندگان ناتورالیست دانسته‌اند. سیاهی‌ها و زشتی‌های جامعه در آثار او با زبانی ساده، به روشنی ترسیم شده‌است.

[ویرایش] کتاب‌شناسی

[ویرایش] مجموعه داستان

  • خیمه‌شب‌بازی (۱۳۲۴)
  • انتری که لوطیش مرده بود (۱۳۲۸)
  • روز اول قبر (۱۳۴۴)
  • چراغ آخر (۱۳۴۴)

[ویرایش] رمان

  • سنگ صبور (۱۳۴۵)
  • تنگسیر (۱۳۴۲)

[ویرایش] ترجمه

  • آدمک چوبی (ترجمه)
  • غراب (ترجمه)
  • مهپاره (ترجمه)

[ویرایش] درباره صادق چوبک

  • نقد و تحلیل و گزیده داستان‌های صادق چوبک، حسن محمودی، نشر روزگار، ۱۳۸۲
  • نقد آثار صادق چوبک، دستغیب عبداللعی، ۱۳۱۰، تهران، پازند

[ویرایش] پانویس

  1. ↑ مهدی یزدانی خرم، «کشف دوزخ- چوبک، ایدهٔ رئالیست بودن»، هفته نامهٔ شهروند امروز، سال سوم، شماره 54، صفحه 120


 

[ویرایش] منبع

  • زندگینامه صادق چوبک در سایت جشن کتاب
  • سایت آفتاب
  • پایگاه گردآوری و تنظیم آثار چوبک
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  2:00 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / شعر نو

شعر نو

زمینه‌های فکری سرایش شعر نو، سالها پیش از نیما آغاز شده بود که برای پیگیری این نکته باید به شاعران و سرایندگان دوره مشروطه مراجعه کرد. ابوالقاسم لاهوتی، میرزا حبیب مترجم حاجی بابای اصفهانی و میرزاده عشقی از این زمره‌اند.

شعر نو جنبش شعری بود که با نظریات نیما یوشیج آغاز شد. از جمله شاعران متعلق به این جنبش شعری می‌توان به احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، منوچهر آتشی، طاهره صفارزاده، و محمود مشرف تهرانی (م. آزاد) اشاره کرد.

وزن در شعرهای نیما و اخوان با نوع شعری که احمد شاملو سراینده آن بود تفاوت دارد. شعر نیمایی دارای وزن عروضی بوده و تنها هجاهای شعر تساوی خود را از دست داده‌اند و کوتاه یا بلند می‌شوند ولی در شعر سپید که احمد شاملو آن را پایه‌گذاری کرد از وزن خبری نیست و به جای آن از تصویر سازی واژگانی و موسیقی درونی استفاده می‌شود.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  3:26 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / شعر نو

ابوالقاسم لاهوتی

 
ابوالقاسم لاهوتي
زادروز ۱۲۶۴
کرمانشاه
درگذشت ۱۳۳۶
مسکو
آرامگاه ، گورستان نووودویچی مسكو
محل زندگی مسكو
نام‌های دیگر ميرزا احمد الهام
پیشه شاعر
نقش‌های برجسته بنيانگذار تئاتر و اپرا در تاجيكستان، نخستين شاعر پرولتارياي ايران
سبک رئاليسم سوسياليستي
منصب وزير فرهنگ تاجيكستان شوروي، نفر دوم كانون نويسندگان شوروي
مکتب مارکسیسم، مارکسیسم-لنینیسم
آثار اپراي كاوه آهنگر، قصيده كرملين، تاج و بيرق، مجموعه اشعار
همسر نصرت آق اولی
سسیلیا
فرزندان دو پسر : گیو، دلیر
دو دختر : لیلی، عطیه


 

ابوالقاسم لاهوتی (۱۲۶۴ - ۱۳۳۶) شاعر و فعال سیاسی در دوران انقلاب مشروطه


 

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ زندگی
  • ۲ آثار
  • ۳ نمونه‌ای از اشعار
    • ۳.۱ ترجمه
  • ۴ پانویس‌ها
  • ۵ منابع

[ویرایش] زندگی

ابوالقاسم لاهوتی در سال ۱۳۰۵ هجری برابر با ۱۲۶۴ خورشیدی در کرمانشاه به دنیا آمد

وی نام مستعار میرزا احمد الهام برای خود برگزید و اشعار نخستین وی در روزنامه حبل المتین به چاپ رساند.

از نخستین کسانی است که قالب‌های شعری را درنوردید و به زبانی ساده و روان شعر گفت. از وی مجموعه‌ای شامل قطعه ٫غزل و مقداری تصنیف بر جای مانده‌است. او در کرمانشاه روزنامه بیستون را منتشر می‌کرد.

لاهوتی زمانیکه در نخجوان اقامت داشت به کمونیسم گروید. وی مدتی سمت وزارت فرهنگ و هنر تاجیکستان شوروی را برعهده داشت و در این کشور تئاتر و اپرا را پایه گذاری کرد. وی همچنین در کانون نویسندگان شوروی پس از ماکسیم گورگی نویسندهٔ بزرگ روس نفر دوم محسوب می‌شد.

وی هرگز به ایران بازنگشت و عاقبت در فروردین ماه سال ۱۳۳۶ خورشیدی در مسکو درگذشت. وی در گورستان نووودویچی مدفون گشته است.

[ویرایش] آثار

  • کاوه آهنگر (۱۹۴۷)
  • قصیده کرملین (۱۹۲۳)
  • تاج و بیرق (۱۹۳۵)
  • مجموعه اشعار (۶۳-۱۹۶۰)

[ویرایش] نمونه‌ای از اشعار

[ویرایش] ترجمه

سرود انترناسیونال که به اکثر زبان‌های دنیا ترجمه شده‌است اولین بار توسط لاهوتی به فارسی ترجمه شد.

برخیز، ای داغ لعنت‌خورده، دنیای فقر و بندگی!

جوشیده خاطر ما را برده به جنگ مرگ و زندگی.

باید از ریشه براندازیم کهنه جهان جور و بند،

آنگه نوین جهانی سازیم، هیچ‌بودگان هر چیز گردند.

روز قطعی جدال است، آخرین رزم ما.

انترناسیونال است نجات انسان‌ها.[۱]


 

[ویرایش] پانویس‌ها

  1. ↑ داس و چکش

[ویرایش] منابع

  • ایران در سه قرن اخیر نوشته علی رضا اوستایی
  • متن سرود به زبان فارسی (ترجمهٔ ابوالقاسم لاهوتی). وب‌گاه داس و چکش. بازدید در تاریخ ۱۳ ژانویه ۲۰۰۸.
  • سایت آفتاب [۱]
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  3:27 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / شعر نو

میرزاده عشقی

میرزاده عشقی
زادروز ۱۲۷۳
دوازدهم ۱۲ جمادی‌الثانی ۱۳۱۲ (قمری)
۱۸۹۴

همدان
درگذشت ۱۲ تیر ۱۳۰۳
تهران
ملیت پرچم ایران ایران
نام‌های دیگر سید محمدرضا کردستانی
والدین حاج سید ابوالقاسم کردستانی


 

میرزاده عشقی (زادهٔ ۱۲۷۳ خورشیدی در همدان - درگذشتهٔ ۱۲ تیر ۱۳۰۳ خورشیدی در تهران) شاعر دوران مشروطیت، روزنامه‌نگار و نویسنده ایرانی و مدیر نشریه قرن بیستم بود.


 

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ زندگی
  • ۲ نمونه شعر
  • ۳ تجربه روزنامه نگاری
  • ۴ منابع
  • ۵ پیوند به بیرون
  • ۶ پانویس

[ویرایش] زندگی

میرزاده عشقی نام اصلیش «سید محمدرضا کردستانی» و فرزند «حاج سید ابوالقاسم کردستانی» بود و در تاریخ دوازدهم جمادی‌الآخر سال ۱۳۱۲ هجری قمری مطابق ۲۰ آذرماه ۱۲۷۳ خورشیدی و سال ۱۸۹۴ میلادی زاده شد.

سالهای کودکی را در مکتب‌خانه‌های محلی و از سن هفت سالگی به بعد در آموزشگاه‌های «الفت» و «آلیانس» به تحصیل فارسی و فرانسه اشتغال داشته، پیش از آنکه گواهی نامه از این مدرسه دریافت کند در تجارتخانه یک بازرگان فرانسوی به شغل مترجمی پرداخته و به زبان فرانسه مسلط شد.

دوره تحصیلی وی تا سن هفده سالگی بیشتر طول نکشید، در آغاز سن ۱۵ سالگی به اصفهان رفت، سپس برای اتمام تحصیلات به تهران آمد، بیش از سه ماه نگذشت که به همدان باز گشت وچهار ماه بعدش به اصرار پدر برای تحصیل عازم پایتخت شد ولی عشقی از تهران به رشت و بندر انزلی رهسپار واز آنجا به مرکز باز آمد.

هنگامی که در همدان بسر می‌برد اوائل جنگ جهانی اول ۱۹۱۴-۱۹۱۸ میلادی به عبارت دیگر دوره کشمکش سیاست متفقین و دول متحده بود. عشقی به هواخواهی از عثمانی‌ها پرداخت و زمانی که چند هزار تن مهاجر ایرانی در عبور از غرب ایران به سوی استانبول می‌رفتند او هم به آنها پیوست و همراه مهاجرین به آنجا رفت.

عشقی چند سالی در استانبول بود، در شعبه علوم اجتماعی و فلسفه دارالفنون باب عالی جزء مستمعین آزاد حضور می‌یافت، پیش از این سفر هم یک باربه همراهی آلمانیها به بیجار و کردستان رفته بود.


«اپرای رستاخیز شهریاران ایران» را عشقی در استانبول نوشت. این منظومه اثر مشاهدات اواز ویرانه‌های مدائن هنگام عبور از بغداد و موصل به استانبول بوده‌است.

در سال ۱۳۳۳ ه. ق. «روزنامه عشقی» را در همدان انتشار داد. «نوروزی نامه» را نیز در سال ۱۳۳۶ ه. ق. پانزده روز پیش از رسیدن فصل بهار در استانبول سرود.

عشقی از استانبول به همدان رفت و باز به تهران شتافت. او چند سال آخر عمرش را در تهران به سر برد، قطعه «کفن سیاه» را در باب روزگار زنان و حجاب آنان با مسمط نوشت. در واقع این اثر با ثمرش، تاریخچهٔ تز انقلاب مشروطیت و دوره‌ای که شاعر می‌زیست می‌باشد.[۱][پیوند مرده]

عشقی گاه گاهی در روزنامه‌ها و مجلات اشعار و مقالاتی منتشر می‌ساخت که بیشتر جنبهٔ وطنی واجتماعی داشت، چندی هم شخصاً روزنامه «قرن بیستم» را با قطع بزرگ در چهار صفحه منتشر می‌کرد که امتیازش به خود او تعلق داشت لیکن بیش از ۱۷ شماره انتشار نیافت.

در آخرین کابینه حسن پیرنیا، مشیرالدوله از طرف وزارت کشور به ریاست شهرداری اصفهان انتخاب گردید ولی نپذیرفت.

در آغاز زمزمه جمهوریت، عشقی دوباره روزنامه «قرن بیستم» را با قطع کوچک در هشت صفحه منتشر کرد که یک شماره بیشتر انتشار نیافت وبر اثر مخالفت، روزنامه اش توقیف شد و خود شاعر نیز به دست دو نفر در بامداد دوازدهم تیر ماه ۱۳۰۳ خورشیدی در خانه مسکونیش جنب دروازه دولت، سه راه سپهسالار کوچه قطب الدوله هدف گلوله قرار گرفت.

میرزاده عشقی پیش از آغاز مبارزاتش به همراه رضاخان به همراه عده‌ای دیگر، جهت کمک به عثمانیان در جنگ جهانی اول به آنجا سفر کردند. دیدن ویرانه‌های طاق کسری در مدائن باعث نوشته شدن اپرای رستاخیز شهریاران ایران شد.

عشقی پس از بازگشت در صف مخالفان جدی سردار سپه درآمد. شاید شعرهای عشقی به علت عمر کوتاه شاعریش هیچ گاه مجال پخته شدن پیدا نکردند اما صراحت لهجه، نکته‌بینی و تحلیل بسیار فنی او در مورد تحولات سیاسی و اجتماعی دوره خودش بسیار مشهوداست. به عقیدهٔ بسیاری از مورخین، عشقی از مهم‌ترین روشنفکران مولود روشنگری پس از مشروطه بود.


عشقی، زبانی آتشین و نیش‌دار داشت. او در روز ۱۲ تیرماه ۱۳۰۳ خورشیدی، در تهران هدف گلولهٔ افراد ناشناس قرار گرفت و در ۳۱ سالگی، چشم از جهان فرو بست.

دو روز پیش از آن یکی از دوستانش (میر محسن خان) به طور اتفاقی، در اتاق محرمانه اداره تامینات خبر «عشقی، محرمانه کشته شود» را شنیده بود.[۲]

مزار او در ابن بابویه و در گوشه‌ای متروک (در نزدیکی مزار نصرت الدوله فیروز) قرار دارد.

از اشعار معروف عشقی می‌توان از نوروزی‌نامه، سه تابلو مریم، احتیاج و رستاخیز نام برد.

[ویرایش] نمونه شعر

شعر باید رید، یکی از تندترین و معروف‌ترین اشعار عشقی است.

بعد از این بر وطن و بوم و برش باید رید   به چنین مجلس و بر کر و فرش باید رید
به حقیقت در عدل ار در این بام و در است   به چنین عدل و به دیوار و درش باید رید
آن‌که بگرفته از او تا کمر ایران را گه   به مکافات الی تا کمرش باید رید
پدر ملت ایران اگر این بی پدر است   بر چنین ملت و روح پدرش باید رید
به مدرس نتوان کرد جسارت اما   آن‌قدر هست که بر ریش خرش باید رید
این حرارت که به خود احمد آذر دارد   تا که خاموش شود بر شررش باید رید
شفق سرخ نوشت آصف کرمانی مرد   غفرالله کنون بر اثرش باید رید
آن دهستانی بی مدرک تحمیلی لر   از توک پاش الی مغز سرش باید رید
گر ندارد ضرر و نفع مشیرالدوله   بهر این ملک به نفع و ضررش باید رید
ار رَود موتمن‌الملک به مجلس گاهی   احتراماٌ به‌ سر رهگذرش باید رید

[۲]

[ویرایش] تجربه روزنامه نگاری

به گفتهٔ عشقی روزنامه «قرن بیستم» در زمان انتشارش تنها دو مشترک داشت.

«روزنامه قرن بیستم» که شماره‌های آن طی سه سال و اندی به زحمت از بیست گذشت، بسیار نامنظم انتشار می‌یافت، خواننده چندانی نداشت و شهرتی را اگر فرض کنیم شهرتی به دست آورد، مدیون نام خود عشقی بود.

با در گرفتن جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ میلادی ۱۲۹۳ شمسی زمانی که بیست سال داشت، در همدان روزنامه‌ای با نام «نامهٔ عشقی» را به راه انداخت. شماره‌های اول وسوم این روزنامه به تاریخ‌های ۱۸ ذیقعده ۱۳۳۳ ه. ق. و۲۷ محرم ۱۳۳۴ ه. ق. ۱۲۹۳ شمسی خبر می‌دهد. میرزاده عشقی از جمله اولین ادبای معاصر ایران که به مقوله شعر نو توجه نمودند شناخته می شود. لازم به ذکر است که اولین آثار نیما یوشیج، پدر شعر نو پارسی، برای اولین بار توسط وی در روزنامه قرن بیستم چاپ شد.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  3:48 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / شعر نو

نیما یوشیج

 
نیما یوشیج
زادروز ۲۱ آبان ۱۲۷۴
یوش، مازندران
درگذشت ۱۳ دی ۱۳۳۸
شمیران، تهران
آرامگاه امامزاده عبدالله تهران سپس حیاط خانه‌اش در یوش
نام‌های دیگر علی اسفندیاری
سبک شعر نو
لقب پدر شعر نو
همسر عالیه جهانگیر
فرزندان شراگیم
والدین ابراهیم‌خان اعظام‌السلطنه


 

علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج (زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴ [۱] خورشیدی در دهکده یوش استان مازندران - درگذشته ۱۳ دی ۱۳۳۸ [۲] خورشیدی در شمیران شهر تهران) شاعر معاصر ایرانی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است.

نیما یوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود.

تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود.

فهرست مندرجات

  • ۱ زندگی
    • ۱.۱ کودکی
    • ۱.۲ اقامت در تهران
  • ۲ فعالیت‌های اجتماعی
  • ۳ تشکیل خانواده
    • ۳.۱ ترک تهران
  • ۴ تغییر نام
  • ۵ آغاز شاعری
  • ۶ شعر نیمایی
  • ۷ آثار نیما
  • ۸ زندگی شخصی
  • ۹ خانه نیما
  • ۱۰ مرگ
  • ۱۱ کتاب‌شناسی
    • ۱۱.۱ اشعار
    • ۱۱.۲ آثار تحقیقی، نامه‌ها و یادداشت‌ها
    • ۱۱.۳ آثار درباره نیما
  • ۱۲ پانویس
  • ۱۳ پیوند به بیرون

[ویرایش] زندگی

[ویرایش] کودکی

نیما در سال ۱۲۷۷ هجری شمسی درروستای یوش از توابع بخش بلده شهرستان نور به دنیا آمد. پدرش ابراهیم‌خان اعظام‌السلطنه متعلق به خانواده‌ای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گله‌داری مشغول بود.[۳] پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسب‌سواری را به وی آموخت. نیما تا سن دوازده سالگی درزادگاهش روستای یوش و در دل طبیعت زندگی کرد.[۴]

نیما خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از او نداشت چون او را آزار می‌داد و در کوچه باغ‌ها دنبال نیما می‌کرد.[۵]

[ویرایش] اقامت در تهران

دوازده ساله بود که به همراه خانواده تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچه‌ها کناره‌گیری می‌کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می‌کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلم‌هایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد.

پس از پایان تحصیلات در مدرسه سن‌لویی نیما در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد.[۶]

[ویرایش] فعالیت‌های اجتماعی

دوران نوجوانی و جوانی نیما مصادف است با توفانهای سهمگین سیاسی - اجتماعی در ایران نظیر انقلاب مشروطه و جنبش جنگل و تاسیس جمهوری سرخ گیلان، روح حساس نیما نمیتوانست از این توفان‌های اجتماعی بی تاثیر بماند. نیما از نظر سیاسی تفکر چپگرایانه داشت، و با نشریه ایران سرخ یکی از نشریات حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) [۷] [۸] که برادرش لادبن سردبیر آن بود و در رشت چاپ و منتشر میشد همکاری قلمی داشت. از جمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود. [۹] دیرتر در دهه بیست خورشیدی در نخستین کنگره نویسندگان ایران عضو هیات مدیره کنگره بود و اشعار وی در نشریات چپگرای این دوران منتشر می گردید.

[ویرایش] تشکیل خانواده

در سال ۱۳۰۵ با عالیه جهانگیر ازدواج کرد تا به گفته خود از افکار پریشان رهایی یابد.[۱۰] درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت.[۱۱] در همین زمان چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد.[۱۲] وی که در این زمان به دلیل بی‌کاری خانه‌نشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی می‌اندیشید اما چیزی منتشر نمی‌کرد.[۱۳]

[ویرایش] ترک تهران

به سال ۱۳۰۷ خورشیدی محل کار عالیه جهانگیر همسر نیما به آمل انتقال پیدا کرد. نیما نیز با او به این شهر رفت. یک سال بعد آنان به رشت رفتند. عالیه در این‌جا مدیر مدرسه بود و نیما را سرزنش می‌کرد که چرا درآمدی ندارد.[۱۴] او مدتی نیز در دبیرستان حکیم نظامی شهرستان آستارا واقع در مرز شوروی سابق به امر تدریس مشغول بود.

[ویرایش] تغییر نام

علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضا می‌کرد. در نخستین سال‌های صدور شناس‌نامه نام وی نیماخان یوشیج ثبت شده است.[۱۵]

[ویرایش] آغاز شاعری

نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفته‌نامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند.[۱۶] این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.

نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه‌های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه‌هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت.

[ویرایش] شعر نیمایی

نوشتار اصلی: شعر نیمایی


 

[ویرایش] آثار نیما

منظومه قصه رنگ پریده در حقیقت نخستین اثر منظوم نیمایی است که در قالب مثنوی (بحر هزج مسدس) سروده شده است. شاعر در این اثر زندگی خود را روایت کرده است و از خلال آن به مفاسد اجتماعی پرداخته است.[۱۷] بخش نخست این کار در قرن بیستم چاپ شده بود. سپس افسانه را سرود که در آن روحی رمانتیک حاکم است و به عشق نیز نیما نگاهی دیگرگونه دارد و عشق عارفانه را رد می‌کند.[۱۸] چنان که خطاب به حافظ می‌گوید:

حافظا این چه کید و دروغ است   کز زبان می و جام ساقی است
نالی ار تا ابد باورم نیست   که بر آن عشق بازی که باقی است
من بر آن عاشقم کو رونده است   {{{2}}}
   
(افسانه)

نیما در این آثار و اشعاری نظیر خروس و روباه، چشمه و بز ملاحسن مسأله‌گو افکاری اجتماعی را بیان می‌کند اما قالب اشعار قدیمی است. مشخص است که وی مشق شاعری می‌کند و هنوز راه خود را پیدا نکرده است.[۱۹] با این حال انتشار افسانه دنیای ادبیات آن زمان را برآشفت.[۲۰] ای شب نیز در هفته‌نامه نوبهار محمدتقی بهار چاپ شد و جنجالی برانگیخت.[۲۱]

[ویرایش] زندگی شخصی

نیمایوشیج در جوانی عاشق دختری شد، اما به دلیل اختلاف مذهبی نتوانست با وی ازدواج کند.[۲۲] پس از این شکست او عاشق دختری روستایی به نام صفورا شد و می‌خواست با او ازدواج کند اما دختر حاضر نشد به شهر بیاید. بنابراین عشق دوم نیز سرانجام خوبی نیافت.[۲۳] نیما صفورا را هنگام آب‌تنی در رودخانه دیده بود. این منظره شاعرانه و شکست عشق پیشین الهام‌بخش او در سرودن افسانه بود.[۹]

سرانجام نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی ازدواج کرد . همسر وی عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود.[۲۴] حاصل این ازدواج که تا پایان عمر دوام یافت فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در آمریکا زندگی می‌کند . شراگیم در سال ۱۳۲۴ خورشیدی به دنیا آمد.[۲۵]

[ویرایش] خانه نیما

خانه نیما یوشیج واقع در یوش، بنایی است که قدمت آن به دوره قاجار می‌رسد. این بنا به شماره ۱۸۰۲ از سوی سازمان میراث‌فرهنگی به عنوان اثر ملی ثبت شده است و حفاظت می‌شود. بازدید از خانه نیما برای عموم آزاد است.


 

[ویرایش] مرگ

خانه نیما در دهکده یوش مازندران اردیبهشت ۱۳۸۶، آرامگاه او و سیروس طاهباز در وسط حیاط قرار دارد
خانه نیما

نیما در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجت‌الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته است.

[ویرایش] کتاب‌شناسی

[ویرایش] اشعار

  • قصه رنگ پریده
  • منظومه نیما
  • خانواده سرباز
  • ای شب
  • افسانه
  • مانلی
  • افسانه و رباعیات
  • ماخ اولا
  • شعر من
  • شهر شب و شهر صبح
  • ناقوس قلم انداز
  • فریادهای دیگر و عنکبوت رنگ
  • آب در خوابگه مورچگان
  • مانلی و خانه سریویلی
  • مرقد آقا (داستان)
  • کندوهای شکسته (داستان)
  • آهو و پرنده‌ها (شعر و قصه برای کودکان)
  • توکایی در قفس (شعر و قصه برای کودکان)

آب در خوابگاه دختران

[ویرایش] آثار تحقیقی، نامه‌ها و یادداشت‌ها

آثاری که در کتاب " نیما یوشیج، درباره ی هنر و شعر و شاعری با گردآوری سیروس طاهباز" انتشار یافته:

  • ارزش احساسات در زندگی هنر پیشگان
  • تعریف و تبصره
  • حرف‌های همسایه
  • مقدمه خانواده سرباز
  • نامه به شین پرتو
  • مقدمه ی «آخرین نبرد» شعرهای اسماعیل شاهرودی «آینده»
  • یادداشت برای مجموعه شعر منوچهر شیبانی
  • شعر چیست؟
  • از یک مقدمه
  • یک مصاحبه
  • درباره جعفرخان از فرنگ آمده
  • یک دیدار

سایر آثار:

  • دنیا خانه من است
  • نامه‌های نیما به همسرش - عالیه جهانگیر
  • کشتی توفان
  • مجموعه کامل اشعار(تدوین توسط سیروس طاهباز)

[ویرایش] آثار درباره نیما

  • مهدی اخوان ثالث، بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج
  • مهدی اخوان ثالث، عطا و لقای نیما یوشیج
  • شاپور جورکش، بوطیقای شعر نو
  • بهمن شارق، نیما و شعر فارسی، بررسی و نقد آثار نیما یوشیج
  • حسین صمدی، کتابشناسی نیما
  • سیروس طاهباز و محمدرضا لاهوتی، یادمان نیما یوشیج
  • محمد عبدعلی، فرهنگ واژگان و ترکیبات اشعار نیما یوشیج
  • محمود فلکی، نگاهی به شعر نیما
  • حمید حسنی، موسیقی شعر نیما (تحقیقی در اوزان و قالب‌های شعریِ نیمایوشیج)
  • سیروس طاهباز،کماندار بزرگ کوهساران: زندگی و شعر نیما یوشیج
  • محمد حقوقی، نیما یوشیج: شعر نیما یوشیج از آغاز تا امروز، شعرهای برگزیده تفسیر و تحلیل موفق‌ترین شعرها
  • سعید حمیدیان،داستان دگردیسی: روند دگر گونیهای شعر نیما یوشیج
  • سیاوش کسرایی، در هوای مرغ آمین: نقدها، گفت و گوها و داستان ها
  • محمدعلی شهرستانی، عمارت دیگر (معنی شعر نیما) در پنج بخش
  • تقی پورنامداریان، خانه‌ام ابری است: شعر نیما از سنت تا تجدد
  • عطاالله مهاجرانی، افسانة نیما
  • امید طبیب زاده، نگاهی به شعر نیما یوشیج: بحثی در چگونگی پیدایش نظام‌های شعری، انتشارات نیلوفر
  • مسعود بیزارگیتی، نیما، پاسخی به ضرورتی تاریخی

میرانصاری، علی، اسنادی درباره نیما یوشیج میرانصاری، علی، دو سفرنامه از نیما یوشیج میرانصاری، علی، کتابشناسی نیما یوشیج

[ویرایش] پانویس

  1. ↑ (نیما، زندگی و آثار او، نوشته ضیاء هشترودی صفحه ۱۱۷)
  2. ↑ (تاریخ تحلیلی شعر نو، شمس لنگرودی، جلد ۱، صفحه ۹۰)
  3. ↑ (از صبا تا نیما، یحیی آریان‌پور، جلد 2 صفحه ۴۶۶)
  4. ↑ (نیما، زندگانی و آثار او، صفحه ۴۶۷)
  5. ↑ (نیما، زندگانی و آثار او، جلد 2، صفحه ۴۶۷)
  6. ↑ (نامه‌های نیما، به کوشش سیروس طاهباز، صفحه ۲۲)
  7. ↑ پیدایش حزب کمونیست ایران، تقی شاهین، تهران، ۱۳۶۲
  8. ↑ مطبوعات کمونیستی ایران در سالهای 1296 - 1311، سولماز توحیدی، 1985، ص. 59
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ (پیشین)
  10. ↑ (یادمان نیما یوشیج، به کوشش سیروس طاهباز، صفحه ۴۰)
  11. ↑ (نامه‌های نیما، صفحه ۲۰۵)
  12. ↑ (گزیده اشعار نیما یوشیج، صفحه ۱۸)
  13. ↑ (بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج، نوشته مهدی اخوان ثالث، صفحه ۱۹)
  14. ↑ (گزینه اشعار نیما یوشیج، صفحه ۱۸)
  15. ↑ (اسنادی درباره نیمایوشیج، به کوشش علی میرانصاری، چاپ اول، انتشارات سازمان اسناد ملی، صفحه ۷۳)
  16. ↑ (اسنادی درباره نیمایوشیج، صفحه ۷۳)
  17. ↑ (از صبا تا نیما، جلد 2 صفحه ۴۶۷)
  18. ↑ (نظریه ادبی نیما، دکتر منصور ثروت، صفحه 11)
  19. ↑ (نظریه ادبی نیما، صفحه 12)
  20. ↑ (از صبا تا نیما، جلد 2، صفحه ۴۶۸ تا ۴۶9)
  21. ↑ (چشم‌انداز شعر نو فارسی، نوشته حمید زرین‌کوب، صفحه ۴9)
  22. ↑ (گزینه اشعار نیما یوشیج، به کوشش یداله جلالی پنداری، صفحه ۱۳)
  23. ↑ (از صبا تا نیما، یحیی آریان‌پور، جلد 2 صفحه ۴۶۷)
  24. ↑ (اسنادی درباره نیمایوشیج، صفحه ۷۵)
  25. ↑ (گزینه اشعار نیما یوشیج، صفحه ۲۴)
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  3:49 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / شعر نو

سهراب سپهری

 
سهراب سپهری
زادروز

۱۵ مهر، ۱۳۰۷

/ ۷ اکتبر، ۱۹۲۸
کاشان، ایران
درگذشت

۱ اردیبهشت، ۱۳۵۹ (۵۱ سال)

/ ۲۱ آوریل، ۱۹۸۰
تهران، ایران
آرامگاه ، امامزاده سلطان‌علی، مشهد اردهال
محل زندگی کاشان، تهران
ملیت ایرانی
پیشه مدرّس هنرستان هنرهای زیبا
نهاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران

سهراب سپهری ( ۱۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان - ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ در تهران) شاعر و نقاش ایرانی بود. او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است. وی پس از ابتلا به بیماری سرطان خون در بیمارستان پارس تهران درگذشت.

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ زندگی‌نامه
    • ۱.۱ درگذشت
  • ۲ سفرهای خارج از کشور
  • ۳ نمایشگاه‌های نقاشی
  • ۴ آثار ادبی
  • ۵ منابع
  • ۶ پیوند به بیرون

[ویرایش] زندگی‌نامه

دورهٔ ابتدایی را در دبستان خیام کاشان (۱۳۱۹) و متوسّطه را در دبیرستان پهلوی کاشان (خرداد ۱۳۲۲) گذراند و پس از فارغ‌التحصیلی در دورهٔ دوسالهٔ دانش‌سرای مقدماتی پسران به استخدام ادارهٔ فرهنگ کاشان درآمد. در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دورهٔ دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعهٔ شعر نیمایی خود را به نام مرگ رنگ منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجهٔ اول علمی نایل آمد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعهٔ شعر خود را با عنوان «زندگی خواب‌ها» منتشر کرد. آنگاه به تأسیس کارگاه نقاشی همت گماشت. در آذر ۱۳۳۳ در ادارهٔ کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می‌پرداخت. در مهر ۱۳۳۴ ترجمهٔ اشعار ژاپنی از وی در مجلهٔ «سخن» به چاپ رسید. در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمنا در مدرسهٔ هنرهای زیبای پاریس در رشتهٔ لیتوگرافی نام نویسی کرد. وی همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه‌ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه‌های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت. سهراب سپهری مدتی در ادارهٔ کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در سال ۱۳۳۷ مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس در هنرکدهٔ هنرهای تزئینی تهران نمود. در اسفند همین سال بود که از کلیهٔ مشاغل دولتی به کلی کناره‌گیری کرد.

[ویرایش] درگذشت

آرامگاه سهراب سپهری

سهراب سپهری در غروب ۱ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ در بیمارستان پارس تهران به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت. صحن امامزاده سلطان‌علی روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان میزبان ابدی سهراب گردید.

[ویرایش] سفرهای خارج از کشور

  • سفر به ایتالیا (وی از پاریس به ایتالیا می‌رود)؛
  • سفر به ژاپن (توکیو در مرداد ۱۳۳۹) برای آموختن فنون حکاکی روی چوب که موفق به بازدید از شهرها و مراکز هنری ژاپن نیز می‌شود؛
  • سفر به هندوستان (۱۳۴۰)؛
  • سفر مجدد به هندوستان (۱۳۴۲، بازدید از بمبئی، بنارس، دهلی، اگره، غارهای آجانتا، کشمیر)؛
  • سفر به پاکستان (۱۳۴۲، تماشای لاهور و پیشاور)؛
  • سفر به افغانستان (۱۳۴۲، اقامت در کابل)؛
  • سفر به اروپا (۱۳۴۴، مونیخ و لندن)؛
  • سفر به اروپا (۱۳۴۵، فرانسه، اسپانیا، هلند، ایتالیا، اتریش)؛
  • سفر به آمریکا و اقامت در لانگ آیلند (۱۳۴۹ و شرکت در یک نمایشگاه گروهی و سپس سفر به نیویورک)؛
  • سفر به پاریس و اقامت در «کوی بین المللی هنرها» (۱۳۵۲)؛
  • سفر به یونان و مصر (۱۳۵۳)؛
  • سفر به بریتانیا برای درمان بیماری اش سرطان خون (دی ۱۳۵۸).

[ویرایش] نمایشگاه‌های نقاشی

از جمله نمایشگاه‌های نقاشی که سهراب سپهری در آن‌ها حضور داشت، یا نمایشگاه انفرادی وی بودند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • اولین دوسالانهٔ تهران (فروردین ۱۳۳۷)؛
  • دوسالانهٔ ونیز (خرداد ۱۳۳۷)؛
  • دو سالانهٔ دوم تهران (فروردین ۱۳۳۹، برندهٔ جایزهٔ اول هنرهای زیبا)؛
  • نمایشگاه انفرادی در تالار عباسی تهران (اردیبهشت ۱۳۴۰)؛
  • نمایشگاه انفرادی در تالار فرهنگ تهران (خرداد ۱۳۴۱، دی ۱۳۴۱)؛
  • نمایشگاه گروهی در نگارخانه گیل گمش (تهران، ۱۳۴۲)؛
  • نمایشگاه انفرادی در استودیو فیلم گلستان (تهران، تیر ۱۳۴۲)؛
  • دوسالانهٔ سان پاولو (برزیل، ۱۳۴۲)؛
  • نمایشگاه گروهی هنرهای معاصر ایران (موزه بندر لوهار، فرانسه، ۱۳۴۲)؛
  • نمایشگاه گروهی در نگارخانه نیالا (تهران، ۱۳۴۲)؛
  • نمایشگاه انفرادی در نگارخانه صبا (تهران، ۱۳۴۲)؛
  • نمایشگاه گروهی در نگارخانه بورگز (تهران، ۱۳۴۴)؛
  • نمایشگاه انفرادی در نگارخانه بورگز (تهران، ۱۳۴۴)؛
  • نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیحون (تهران، بهمن ۱۳۴۶)؛
  • نمایشگاه گروهی در نگارخانه مس تهران (۱۳۴۷)؛
  • نمایشگاه جشنوارهٔ روایان (فرانسه، ۱۳۴۷)؛
  • نمایشگاه هنر معاصر ایران در باغ موسسه گوته (تهران، خرداد ۱۳۴۷)؛
  • نمایشگاه دانشگاه شیراز (شهریور ۱۳۴۷)؛
  • جشنوارهٔ بین المللی نقاشی در فرانسه (اخذ امتیاز مخصوص، ۱۳۴۸)؛
  • نمایشگاه گروهی در بریج همپتن آمریکا (۱۳۴۹)؛
  • نمایشگاه انفرادی در نگارخانه بنسن نیویورک (۱۳۵۰)؛
  • نمایشگاهانفرادی در نگارخانه لیتو (تهران، ۱۳۵۰)؛
  • نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیروس (پاریس، ۱۳۵۱)؛
  • نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیحون تهران (۱۳۵۱)؛
  • اولین نمایشگاه هنری بین المللی تهران (دی ۱۳۵۳)؛
  • نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیحون تهران (۱۳۵۴)؛
  • نمایشگاه هنر معاصر ایران در «بازار هنر» (بال، سوییس، خرداد ۱۳۵۵)؛
  • نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیحون تهران (۱۳۵۷).

[ویرایش] آثار ادبی

سهراب در آغاز کار شاعری تحت تأثیر شعرهای نیما بود و این تأثیر در «مرگ رنگ» به خوبی مشهود است. بعدها سبک او دستخوش تغییراتی می‌شود و شعرش با دیگر شاعران هم دورهٔ خویش متمایز می‌گردد. از جمله مجموعه شعرهای دیگر سهراب سپهری می‌توان به این عنوان‌ها اشاره نمود:

  • مرگ رنگ (۱۳۳۰) ؛
  • زندگی خواب‌ها (۱۳۳۲) ؛
  • آوار آفتاب (۱۳۴۰) ؛
  • شرق اندوه (۱۳۴۰) ؛
  • صدای پای آب (۱۳۴۴) ؛
  • مسافر (۱۳۴۵) ؛
  • حجم سبز (۱۳۴۶) ؛
  • ما هیچ ما نگاه (۱۳۵۶) ؛
  • هشت کتاب (۱۳۵۶)؛ که در واقع مجموعه همه هشت دفتر ذکر شده در بالاست که در یک مجلد در سال 56 به چاپ رسید و بارها تجدید چاپ شد. اکنون نیز در اکثر موارد دفترهای شعری وی به تنهایی به چاپ نمی رسند و عرضه نمی شوند بلکه به همین صورت یک مجلدی هشت کتاب در دسترس خوانندگان قرار گرفته اند.

•اتاق آبی( تنها اثر منثور از سهراب سپهری است که در واپسین سال های زندگی خود نوشته است)

  • برخی از اشعار وی در سال‌های ۱۳۴۴ و ۱۳۴۵ در فصلنامهٔ آرش به چاپ رسید.

[ویرایش] منابع

  • زندگی‌نامه سهراب سپهری. وب‌گاه آفتاب. بازدید در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ۸۶.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  4:37 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / شعر نو

منوچهر آتشی

 
 
منوچهر آتشی
زادروز ۲ مهر ۱۳۱۰
دهرود شهرستان دشتستان
 
درگذشت ۲۹ آبان ۱۳۸۴
بیمارستان سینا، تهران
آرامگاه بوشهر
ملیت ایرانی پرچم ایران
دوره معاصر

منوچهر آتشی (۲ مهر، ۱۳۱۰، دهرود شهرستان دشتستان استان بوشهر - ۲۹ آبان، ۱۳۸۴، تهران) شاعر و مترجم معاصر و از آخرین شاگردان مستقیم نیما یوشیج.

منبع

  • سیمای شاعران فارس در هزارسال، تألیف حسن امداد، جلد دوم، انتشارات ما، چاپ اول ۱۳۷۷

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  4:39 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / شعر نو

طاهره صفارزاده

 

طاهره صفّارزاده، (۲۷ آبان ۱۳۱۵، سیرجان - ۴ آبان ۱۳۸۷[۱]، تهران)، شاعر، پژوهشگر و مترجم قرآن ایرانی بود.

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ زندگی‌نامه
  • ۲ آثار
  • ۳ منابع
  • ۴ پیوندهای بیرونی

[ویرایش] زندگی‌نامه

صفارزاده در ۲۷ آبان ۱۳۱۵ در سیرجان استان کرمان زاده شد. وی پس از کسب مدرک لیسانس در رشته زبان و ادبیات انگلیسی، برای ادامهٔ تحصیل به خارج از کشور رفت. در سال ۱۳۷۱ از سوی وزارت فرهنگ و آموزش عالی، عنوان استاد نمونه به وی اعطا شد و در سال ۱۳۸۰ پس از انتشار ترجمهٔ قرآن به انگلیسی و فارسی عنوان خادم‌القرآن را کسب کرد.

او در سال ۲۰۰۵، از سوی انجمن نویسندگان آفریقایی و آسیایی در مصر، به‌عنوان برترین زن مسلمان برگزیده شد[۲].

[ویرایش] آثار

  • رهگذر مهتاب (۱۳۴۱)
  • چتر سرخ (به انگلیسی) (۱۳۴۷)
  • طنین در دلتا (۱۳۴۹)
  • سد و بازوان (۱۳۵۰)
  • سفر پنجم (۱۳۵۶)
  • حرکت و دیروز (۱۳۵۷)
  • بیعت با بیداری (۱۳۶۶)
  • مردان منحنی (۱۳۶۶)
  • دیدار با صبح (۱۳۶۶)

[ویرایش] منابع

  • محمد حقوقی. 'شعر نو از آغاز تا امروز'. تهران: نشر ثالث، ۱۳۷۷ چاپ دوم.
  • معرفی طاهره صفارزاده
  • طاهره صفارزاده شاعر ایرانی درگذشت
  • بازدید ۳ مارس ۲۰۰۸ Wikipedia contributors, «Tahereh Saffarzadeh,» Wikipedia, The Free Encyclopedia
  1. ↑ طاهره صفارزاده صبح امروز درگذشت. (فارسی). خبرگزاری تابناک (در تاریخ ۴ آبان ۱۳۸۷). بازدید در تاریخ ۴ آبان ۱۳۸۷.
  2. ↑ مروری بر زندگی بانوی نمونهٔ جهان اسلام (خبرگزاری ایسنا)
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  4:51 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / شعر نو

م. آزاد

 


محمود مشرف آزاد تهرانی (م. آزاد) (۱۳۱۲ - ۱۳۸۴) شاعر معاصر ایرانی.

فهرست مندرجات

  • ۱ زندگی
  • ۲ آثار
    • ۲.۱ ادبیات کودکان
  • ۳ منبع

[ویرایش] زندگی

م.آزاد در سال ۱۳۱۲ در تهران به دنیا آمد. در سال ۱۳۳۶ از دانشکده ادبیات و زبان فارسی دانشگاه تهران لیسانس گرفت و دوره دانشسرای عالی تهران را نیز گذراند. سپس ۱۰ سال به آموزگاری ادبیات فارسی پرداخت و در سال ۱۳۴۶ به استخدام کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان درآمد. او علاوه بر ترجمه اشعار شاعران سرزمین‌های دیگر، در زمینه زندگی نامه، نقد ادبی و ادبیات، و قصه به شعر و نثر برای کودکان کتاب چاپ کرده‌است. او در تاریخ ۲۹ دی ماه ۱۳۸۴ در هفتاد و دو سالگی درگذشت.

[ویرایش] آثار

کتابهای شعر :

  • ۱- دیار شب (۱۳۳۴)
  • ۲- قصیده بلند باد (۱۳۴۵)
  • ۳- ایینه‌ها تهی‌ست (۱۳۴۶)
  • ۴- بهار زائی آهو (۱۳۴۸)
  • ۵- با من طلوع کن (۱۳۵۲)
  • ۶- گزینه مروارید
  • ۷- گل باغ آشنایی ( کلیات)
  • ۸- باید عاشق شده رفت

ترجمه و تالیف :

  • ۱- پریشادخت شعر ( زندگی و شعر فروغ فرخ‌زاد)
  • ۲- شعرهای کارل سندبرگ
  • ۳- بعل زبوب ( خداوندگار مگس‌ها)
  • ۴- سفرهای شگفت ادیسه


 

[ویرایش] ادبیات کودکان

نزدیک به پنج عنوان داستان و شعر :

  • ۱- طوقی
  • ۲- عمو نوروز
  • ۳- کی از همه پر زورتره
  • ۴- لی‌لی – لی‌لی حوضک
  • ۵- شعرهایی برای کودکان
  • ۶- از شاهنامه
    • زال و سیمرغ (۱۳۵۱)
    • زال و رودابه (۱۳۵۲)
    • هفت خوان رستم (۱۳۵۷)
    • کاوه آهنگر
  • ۷- خاله سوسکه
  • ۸- خاله موندگار
  • ۹- گنجشکک اشی مشی و لک‌لک باغبون باشی
  • ۱۰- گزیدة داستانهای مثنوی
  • ۱۱- نمایشنامه‌ای منظوم برای کودکان ( کاست )
  • ۱۲- طوطی و بازرگان
  • ۱۳- خاله سوسکه کجا میری؟
  • ۱۴- بز بز قندی
  • ۱۵- جم جمک برگ خزون ( ترانه)
  • ۱۶- بچه‌ها بهار ( ترانه)
  • ۱۷- پیره‌زن گل پیرهن
  • ۱۸- شهربازی و ...

[ویرایش] منبع

  • زندگینامه م.آزاد
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  4:52 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / فرهنگ‌نویسان ایرانی

فرهنگ‌نویسان ایرانی

  • علی اکبر دهخدا
  • محمد معین
  • امیر حسین آریان‌پور

 

علی‌اکبر دهخدا

علی‌اکبر دهخدا

علی‌اکبر دهخدا در جوانی
زادروز ۱۲۵۷ خورشیدی (۱۲۹۷ قمری)
تهران
درگذشت ۷ اسفند ۱۳۳۴
تهران
آرامگاه ابن بابویه
محل زندگی تهران، چهارمحال و بختیاری، وین، سوییس، استانبول
ملیت پرچم ایران ایران
لقب دخو
آثار لغت‌نامه دهخدا
امثال و حکم
گفتاورد دهخدا در ویکی‌گفتاورد


علی‌اکبر دهخدا (۱۲۵۷ تهران - ۷ اسفند ۱۳۳۴ تهران)، ادیب، لغت‌شناس، سیاستمدار و شاعر ایرانی و بنیان‌گذار لغت‌نامه دهخدا.

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ زندگی‌: دورهٔ اول (تا نیمه‌راه مشروطیت)
  • ۲ زندگی‌: دورهٔ دوم (تبعید و مهاجرت)
  • ۳ زندگی‌: دورهٔ سوم
  • ۴ لغت‌نامه
  • ۵ نمونهٔ اشعار
  • ۶ فهرست آثار
  • ۷ پانویس
  • ۸ منابع
  • ۹ پیوند به بیرون
 

[ویرایش] زندگی‌: دورهٔ اول (تا نیمه‌راه مشروطیت)

علی‌اکبر دهخدا در سال ۱۲۵۷ خورشیدی در تهران متولد شد. اگرچه اصلیت او قزوینی بود ولی پدرش خانباباخان که از ملاکان متوسط قزوین بود، پیش از ولادت وی از قزوین خارج شده و در تهران اقامت گزیده بود. هنگامی که او ده ساله بود پدرش فوت کرد. در آن زمان شیخ غلامحسین بروجردی که از دوستان خانوادگی آنها بود کار تدریس دهخدا را به عهده گرفت و دهخدا تحصیلات قدیمی را نزد او آموخت.

در زمان گشایش مدرسهٔ سیاسی وابسته به وزارت امور خارجه در سال ۱۳۱۷ قمری، دهخدا در آزمون ورودی مدرسه شرکت کرد و در آنجا مشغول تحصیل شد و چهار سال بعد جزو اولین فارغ‌التحصیلان مدرسهٔ سیاسی بود. طی این دوره با مبانی علوم جدید و زبان فرانسوی آشنا شد. معلم ادبیات فارسی آن مدرسه محمدحسین فروغی بود و گاه تدریس ادبیات کلاس را به عهده دهخدا می‌‌گذاشت. چون منزل پدری دهخدا در جوار منزل حاج شیخ هادی نجم‌آبادی بود، دهخدا از این موقعیت استفاده می‌‌کرد و از محضر او بهره‌ می‌‌گرفت.

پس از اتمام دوره مدرسهٔ سیاسی، دهخدا که اکنون میرزا علی‌اکبر خان قزوینی نامیده می‌شد، به خدمت وزارت امور خارجه درآمد و در سال ۱۲۸۱ هنگامی که معاون‌الدوله غفاری به‌عنوان سفیر ایران در کشورهای بالکان منصوب شده بود، دهخدا به‌عنوان منشی سفیر با او همراه شد. اقامت آنها در اروپا بیش از دو سال در و بیشتر در شهر وین بود. دهخدا از این دوره برای آشنایی بیشتر با زبان فرانسوی و دانش‌های جدید استفاده کرد. در سال ۱۲۸۴ به ایران بازگشت.

بازگشت دهخدا به ایران مقارن با آغاز مشروطیت بود. ابتدا به مدت شش ماه در اداره شوسهٔ خراسان که در مقاطعهٔ حسین آقا امین‌الضرب بود، به‌عنوان معاون و مترجم مسیو دوبروک مهندس بلژیکی استخدام شد.

در همین هنگام، میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسم خان تبریزی برای آغاز انتشار روزنامه صوراسرافیل که خود بنیان‌گذار آن بودند از او دعوت به همکاری کردند. دهخدا از ابتدا نویسندهٔ اصلی در صوراسرافیل بود. نخستین شمارهٔ این روزنامهٔ هفتگی پنج‌شنبه هفدهم ربیع‌الآخر ۱۳۲۵ قمری برابر دهم خرداد ۱۲۸۶ و ۳۰ مه ۱۹۰۷ در هشت صفحه در تهران منتشر شد. صوراسرافیل طی چهارده ماه بعدی با تعطیل‌ها و توقیف‌هایی که دید جمعاً سی و دو شماره منتشر شد که تاریخ آخرین شماره بیستم جمادی‌الاولی ۱۳۲۶ بود. دهخدا در آغاز هر شمارهٔ روزنامه مقاله‌ای در زمینهٔ مسائل سیاسی، اقتادی و اجتماعی و در پایان مقاله‌ای با عنوان چرند و پرند با نام مستعار می‌نوشت. سبک نگارش این مقالات در ادبیات فارسی بی‌سابقه بود و مکتب جدیدی را در روزنامه‌نگاری ایران و نثر فارسی معاصر پدید آورد.

مهم‌ترین نام مستعار میرزا علی‌اکبر خان قزوینی در چرندپرندش دخو بود. دخو مخفف کلمهٔ دهخداست، خطابی برای مردم ساده‌دل در قزوین، زادگاه پدر و اجداد نویسنده. البته دهخدا در اصل به معنی کدخدا و خداوند و بزرگ ده است. برخی نوشته‌های دهخدا موجب اعتراض‌ها شدید سنّت‌گرایان متعصب و طرفداران استبداد شد تا جایی که حتی حکم به تکفیر او دادند. مجلس چند بار راجع به نوشته‌های او به بحث و گفتگو پرداخت. در جلسهٔ بیستم شعبان ۱۳۲۵ اسدالله میرزا به شکایت انجمن اتحادیهٔ طلاب اشاره کرد. آقا سید محمد جعفر نماینده‌ای دیگر تصریح کرد که در شماره‌های ۱۲ و ۱۴ صور اسرافیل نوشته‌ای که به تکفیر بینجامد دیده نمی‌شود اما مطالب سیاسی را باید وزارت علوم و معارف نظر دهد. پس از یکی دو گفتار دیگر روزنامه به‌طور موقت توقیف شد. در این میان دهخدا نیز به مجلس احضار شد وتوانست با منطق و استدلال و حاضرجوابی مخالفان را مجاب کند. البته دهخدا را از در پشتی مجلس خارج کردند زیرا برخی متعصبان مسلح با سلاح گرم، آمادهٔ حمله به او بودند.

میرزا علی‌اکبر خان دهخدادر جوانی
 

[ویرایش] زندگی‌: دورهٔ دوم (تبعید و مهاجرت)

بعد از کودتای محمدعلی شاه در ۱۲۸۷، دهخدا همراه با عده‌ای از آزادی‌خواهان در سفارت انگلیس تحصن کردند. محمدعلی شاه که از این موضوع خشمگین بود با تبعید ایشان به کشورهای همجوار و اروپا موافقت کرد. به روایت ناظم‌الاسلام کرمانی بنا شد که شش نفر از کسانی که در «سفارتخانهٔ انگلیس بودند نفی و تبعید شوند که هر یک را از قرار ماهی صد و پنجاه تومان بدهند و غلام سفارت آنها را ببرد به سرحد برساند و رسید گرفته مراجعت کند، تا یک سال در خارجه باشند. پس از یک سال مختارند به هر جا بخواهند بروند و یا مراجعت کنند به ایران». راوی دیگر در باکو، چند تن از ایشان را نام می‌برد (سید حسن تقی‌زاده، میرزا محمد نجات، وحیدالملک، دهخدا، حسین پرویز) که «آزادی‌خواهان و تجار کمک کرده اعانه دادند»، و آنها «به‌علت ناسازگاری محیط از راه تفلیس به پاریس رفتند».

پس از ورود دهخدا و آزادی‌خواهان تبعیدی به پاریس، گروهی از آنها به دعوت ادوارد براون به لندن رفتند. میرزا آقا فرشی، سید حسن تقی‌زاده، معاضدالسلطنه و محمدعلی تربیت از آن جمله‌ بودند. اما معاضدالسلطنه اندکی بعد به پاریس بازگشت و با دهخدا در انتشار دوبارهٔ صوراسرافیل همکاری کرد. دهخدا دعوت براون را برای رفتن به لندن و نشر صوراسرافیل در آن شهر را نپذیرفت. براون استدلال می‌کرد که در انگلستان امکانات بیشتری مهیاست و روزنامه‌هایی مانند منچستر گاردین و دیلی نیوز هواخواه مشروطه‌اند و چیزهایی می‌نویسند، اما دهخدا بنابر مصالحی ترجیح داد که چنین نکند. دهخدا در پاریس با علامه محمد قزوینی معاشر بود.

چون امکان نشر روزنامه در پاریس نبود، گروه صوراسرافیل، یعنی دهخدا، میرزا قاسم خان تبریزی، میرزا محمد نجات و حسین پرویز، در آذر ۱۲۸۷ به شهرک ایوردُن (Yverdon) در سویس نقل مکان کردند، اما محل چاپ روزنامه با اتخاذ تدابیری همچنان در پاریس بود. دورهٔ دوم صوراسرافیل در ایوردن در دی و اسفند ۱۲۸۷ تنها سه شماره منتشر شد. مطالب و مقالات روزنامه به قلم دهخدا و بسیار تندتر و صریح‌تر از پیش بود. در شمارهٔ سوم دهخدا مسمط معروف خود «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» که آن را در یادبود میرزا جهانگیرخان شیرازی سروده بود به چاپ رساند. دهخدا در تبعید برخلاف همگنانش در وضعیت مالی بسیار دشواری می‌زیست. دوران تبعید دهخدا در اروپا بی‌نهایت پرتنش و افسرده‌کننده بود و گفته شده که حتی به خودکشی یا گرفتن تابعیت بیگانه فکر کرده بوده است.[۱]

در فروردین ۱۲۸۸ گروه ایوردن به استانبول رفتند و به انجمن سعادت ایرانیان پیوستند. این انجمن را گروهی از ایرانیان مشروطه‌خواه همچون یحیی دولت‌آبادی، محمدعلی تربیت و حسین دانش اصفهانی با استفاده از محیط آزادتری که با تحولات جدید در عثمانی فراهم شده بود تشکیل داده بودند. مهم‌ترین فعالیت سیاسی دهخدا در استانبول نشر چهارده یا پانزده شماره از روزنامهٔ سروش در فاصلهٔ تیر تا آبان ماه ۱۲۸۸ بود. مؤسس و مدیر روزنامه سید محمد توفیق و سردبیر آن علی‌اکبر دهخدا و نویسندگان آن معاضدالسلطنه، میرزا یحیی دولت‌آبادی و میرزا حسین دانش اصفهانی بودند.

در همان دورهٔ اقامت دهخدا در اروپا دورهٔ دوم روزنامهٔ روح‌القدس با گرایش رادیکال سوسیالیستی احتمالاً در پاریس، منتشر می‌شد که دبیر و نگارندهٔ آن میرزا علی‌اکبر خان دهخدا معرفی شده است. درمورد اینکه این شخص همان علی‌اکبر دهخدا بوده است یا نه اختلاف وجود دارد. [۲][۳]

پس از فتح تهران و خلع محمدعلی شاه، در انتخابات دورهٔ دوم مجلس شورای ملی علی‌اکبر دهخدا در حالی که هنوز در استانبول بود، هم از تهران و هم از کرمان (به نشانهٔ حق‌شناسی مردم این ایالت از بابت مقالات صوراسرافیل) به نمایندگی مجلس انتخاب شد. دهخدا نمایندگی مردم کرمان را پذیرفت. دهخدا در بازگشت به ایران و در ادامهٔ فعالیت سیاسی خود به حزب اعتدالیون پیوست و این برخلاف انتظار یاران سابق او بود که غالباً در حزب رقیب یعنی حزب دموکرات جمع شده بودند.

با آغاز جنگ جهانی اول و ورود نیروهای روسی به شمال ایران و نزدیک شدن آنها به پایتخت و سقوط دولت، دهخدا همراه با اعضای کمیتهٔ مهاجرت ابتدا به قم و سپس به کرمانشاه رفت. پس از انحلال حکومت در مهاجرت، دهخدا به مدت دو سال و نیم به دعوت روسای ایل بختیاری در مناطق چهارمحال بختیاری به سر برد و بخش عمده‌ای از این دوره را مهمان لطفعلی خان امیرمفخم در قلعهٔ دزک در نزدیکی فرخ‌شهر کنونی بود. در همانجا بود که اندیشهٔ تدوین لغت‌نامه یا فرهنگ‌نامه‌ای جامع برای زبان فارسی در ذهن او شکل گرفت و با استفاده از کتابخانهٔ امیرمفخم کار نگارش یادداشت‌های لازم برای لغت‌نامه و امثال و حکم را آغاز کرد.

 

[ویرایش] زندگی‌: دورهٔ سوم

پس از پایان جنگ جهانی اول، دهخدا از فعالیت‌های سیاسی کناره گرفت، و طی دورهٔ رضا شاه به کارهای علمی و ادبی و فرهنگی پراخت. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف (وزارت فرهنگ بعدی) و سپس ریاست تفتیش وزارت عدلیه (وزارت دادگستری بعدی) را به عهده داشت. در سال ۱۳۰۶ مدرسهٔ سیاسی به مدرسهٔ عالی حقوق و علوم سیاسی تغییر نام یافت و ریاست آن را علی‌اکبر دهخدا به عهده گرفت. در سال ۱۳۱۴ به عضویت فرهنگستان ایران انتخاب شد. از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ ریاست دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی را تا سال ۱۳۲۰ به عهده داشت. در این سال از خدمات دولتی بازنشسته شد و یکسره به کار لغت‌نامه پرداخت. در همین دوران بود که در جواب استفسار دوستان که چرا شعر و نثری به سبک آنچه در صوراسرافیل منتشر می‌کرد نمی‌سراید و نمی‌نویسد، می‌گفت: «در این زمانه بسیارند کسانی که حاضرند وقت و نیروی خود را صرف شعر گفتن و مقاله نوشتن و طبع و نشر آنها در روزنامه‌ها و مجلات کنند، ولی شاید کمتر کسی باشد که بخواهد و بتواند با تألیف آثاری مانند امثال و حکم و لغت‌نامه وظیفه‌ای دشوار و خسته‌کننده و طاقت‌سوز ولی واجب را تحمل نماید.» [۴] به سردبیر مجلهٔ آینده، دکتر محمود افشار یزدی که از او مقاله می‌خواست (پس از شهریور ۱۳۲۰) نوشت که «اگر میسر شد و گرفتاری‌ها اجازه داد مقالاتی می‌فرستم، با شرط عدم تحریف»؛ اما کمتر برای مطبوعات دست به قلم می‌برد.[۵]

در نخستین کنگرهٔ نویسندگان ایران در تیر ماه ۱۳۲۵ جزء هیئت رئیسه شرکت داشت، ولی از این کنگره (شاید به دلیل حضور چشمگیر حزب توده) چندان رضایتی نداشت.[۶] در اسفند ۱۳۲۹ در تأسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی شرکت کرد. در همان سال از جمله نویسندگان و اهل فرهنگی بود که بیانیهٔ صلح استکهلم را امضا کرد.

دهخدا در سال‌های نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکتر محمد مصدق، پشتیبان جدی او بود. در ماههای پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شایعهٔ تشکیل شورای سلطنت و ریاست شورای دهخدا، و حتی شایعهٔ جمهوری و ریاست جمهوری دهخدا بر سر زبان‌ها افتاد.[۷][۸] دستی نیز در کار بود که سرمقالهٔ نخست صوراسرافیل ایوردُن (دورهٔ دوم) را که حاوی حمله‌های بی‌پروایی به موجودیت پادشاهی در ایران بود برای رهبران سیاسی ارسال می‌کرد.[۹] در چنین وضعیتی بود که در روزهای اول بعد از کودتا، خانهٔ دهخدا توسط مأموران تفتیش شد و خود نیز مورد احضار و بازجویی قرار گرفت. به دلایل پیش‌گفته و نیز شرکت در نامهٔ سرگشاده علیه کنسرسیوم نفت در سال بعد، نام دهخدا را از خیابان محل زندگی‌اش برداشتند.

علی‌اکبر دهخدا در روز دوشنبه هفتم اسفند ماه ۱۳۳۴ در سن ۷۷ سالگی در خانه مسکونی خود در خیابان ایرانشهر تهران درگذشت. پیکر او به شهر ری مشایعت و در ابن بابویه در مقبره خانوادگی مدفون گردید.

 

[ویرایش] لغت‌نامه

مقدمات انتشار لغت‌نامهٔ دهخدا از اواخر دههٔ ۱۳۰۰ شمسی با مساعدت دولت فراهم شد و اولین قراردادها برای این منظور سال‌‌های ۱۳۱۳ و ۱۳۱۴ بین وزارت معارف و علی‌اکبر دهخدا منعقد شد. اولین مجلد لغت‌نامه در سال ۱۳۱۸ منتشر شد، اما به‌دلیل کندی کار چاپخانه بانک ملی، آغاز جنگ جهانی دوم و حجم وسیع کار، چاپ لغت‌نامه متوقف شد. پس از پایان جنگ، اندیشهٔ چاپ و نشر تألیف دهخدا به یک ایدهٔ ملی تبدیل شد. سرانجام در سال ۱۳۲۵ با طرح پیشنهادی عده‌ای از نمایندگان مجلس شورای ملی (در رأس آنها محمد مصدق) و به دنبال آن تصویب مادهٔ واحده‌ای در مجلس، وزارت فرهنگ مکلف به تأمین کارمندان و امکانات لازم برای تدوین لغت‌نامه شد. به این ترتیب، لغت‌نامه از یادداشت‌های گردآوری شده توسط دهخدا بسیار فراتر رفت، و سازمان لغت‌نامه از آغاز تا پایان نشر کتاب، از همکاری تعدادی از لغت‌شناسان برخوردار شد که نام‌های آنها در مقدمهٔ ویرایش جدید (سال ۱۳۷۷) به‌عنوان عضو هیئت مؤلفان لغت‌نامه آمده است.

معاونت ادارهٔ لغت‌نامه با دکتر محمد معین بود تا در سال ۱۳۳۴ مجلس شورای ملی ادارهٔ لغت‌نامه را از منزل دهخدا به مجلس منتقل ساخت و دهخدا دکتر معین را به ریاست اداره معرفی کرد و طی دو وصیت‌نامه او را مسئول کلیهٔ فیش‌ها و ادامهٔ کار چاپ لغت‌نامه قرار داد. پس از درگذشت دهخدا در اسفند ۱۳۳۴ محل لغت‌نامه تا سال ۱۳۳۷ همچنان در مجلس شورای ملی بود و از آن پس به دانشگاه تهران منتقل شد.

 

[ویرایش] نمونهٔ اشعار

دهخدا مسمط معروف خود «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» را در یادبود میرزا جهانگیر خان شیرازی مدیر روزنامه صور اسرافیل سرود:

ای مرغ سحر، چو این شب تار   بگذاشت ز سر سیاهکاری
وز نفحهٔ روح‌بخش اسحار   رفت از سر خفتگان خماری
بگشود گره ز زلف زر تار   محبوبهٔ نیلگون عماری
یزدان به کمال شد پدیدار   واهریمن زشتخو حصاری

یاد آر ز شمع مرده، یاد آر

ای مونس یوسف اندر این بند   تعبیر عیان چو شد تو را خواب
دل پر ز شعف، لب از شکر خند   محسود عدو، به کام اصحاب
رفتی بر یار خویش و پیوند   آزادتر از نسیم و مهتاب
زان کو همه شام با تو یک چند   در آرزوی وصال احباب

اختر به سحر شمرده، یاد آر

چون باغ شود دوباره خرم   ای بلبل مستمند مسکین
وز سنبل و سوری و سپرغم   آفاق، نگارخانهٔ چین
گل، سرخ و به رخ عرق ز شبنم   تو داده ز کف قرار و تمکین
زان نوگل پیشرس که در غم   ناداده به نار شوق تسکین

از سردی دی، فسرده یاد آر

ای همره تیه پور عمران   بگذشت چو این سنین معدود
وان شاهد نغز بزم عرفان   بنمود چو وعد خویش مشهود
وز مذبح زر چو شد به کیوان   هر صبح شمیم عنبر و عود
زان كو به گناه قوم نادان   در حسرت روی ارض موعود

بر بادیه جان‌سپرده یادآر

چون گشت ز نو زمانه آباد   ای کودك دورهٔ طلایی
وز طاعت بندگان خود شاد   بگرفت ز سر خدا، خدایی
نه رسم ارم، نه اسم شداد   گل بست زبان ژاژخایی
زان كس كه ز نوك تیغ جلاد   مأخوذ به جرم حق‌ستایی

تسنیم وصال خورده، یادآر


 

 

[ویرایش] فهرست آثار

علی‌اکبر دهخدا در اواخر عمر
  • لغت‌نامه
  • امثال و حکم
  • چرند و پرند (مجموعه مقالات).
  • فرهنگ فرانسه به زبان فارسی
  • ابوریحان بیرونی
  • تعلیقات بر دیوان ناصر خسرو
  • پندها و کلمات قصار
  • دیوان شعر
  • تصحیح دیوان منوچهری
  • تصحیح دیوان حافظ
  • تصحیح دیوان سید حسن غزنوی
  • تصحیح دیوان مسعود سعد
  • تصحیح دیوان سوزنی سمرقندی
  • تصحیح دیوان فرخی سیستانی
  • تصحیح دیوان ابن یمین
  • تصحیح لغت فرس اسدی
  • تصحیح صحاح الفرس
  • تصحیح یوسف و زلیخا
  • ترجمهٔ روح القوانین مونتسکیو (منتشرنشده)
  • ترجمهٔ عظمت و انحطاط رومیان
دست خط فارسی (مربوط به علامه دهخدا)
 

[ویرایش] پانویس

  1. ↑ پیشینه‌های اقتصادی-اجتماعی جنبش مشروطیت، خسرو شاکری ص ۳۰۷
  2. ↑ صوراسرافیل و علی‌اکبر دهخدا، یک بررسی تاریخی و ادبی، ص ۹۶
  3. ↑ پیدایش حزب کمونیست ایران، تقی شاهین، تهران، ۱۳۵۸
  4. ↑ غلامحسین یوسفی، دیدار با اهل قلم، جلد دوم، ۱۳۵۸
  5. ↑ صوراسرافیل و علی‌اکبر دهخدا، یک بررسی تاریخی و ادبی، ص ۱۰۷
  6. ↑ همانجا، ص ۱۰۹
  7. ↑ مردی که می‌توانست اولین رئیس جمهور ایران باشد
  8. ↑ دهخدامرد بزرگی که قرار بوداولین رئیس جمهور ایران باشد
  9. ↑ صوراسرافیل و علی‌اکبر دهخدا، یک بررسی تاریخی و ادبی، ص ۱۱۰


 

 

[ویرایش] منابع

  • لغت‌نامهٔ دهخدا، مقدمه
  • صوراسرافیل و علی‌اکبر دهخدا، یک بررسی تاریخی و ادبی، کامیار عابدی، تهران ۱۳۷۹
  • دهخدا، مرغ سحر در شب تار، به‌کوشش ولی‌الله درودیان، تهران ۱۳۸۳
  • پیشینه‌های اقتصادی-اجتماعی جنبش مشروطیت و انکشاف سوسیال دموکراسی، خسرو شاکری، تهران ۱۳۸۴


 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  4:54 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / فرهنگ‌نویسان ایرانی

محمد معین

 


محمد معین

محمد معین
زادروز ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷
رشت
درگذشت ۱۳ تیر ۱۳۵۰
(۵۳ سالگی)
بیمارستان فیروزگر تهران
آرامگاه ، آستانه اشرفیه، کنار حشمت‌رود
ملیت ایرانی Flag of Iran
پیشه فرهنگ‌نویسی
همسر دختر امیر جاهد رشتی
فرزندان ۲ دختر، ۲ پسر
والدین شیخ ابوالقاسم، طلعت

محمّد معین (۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ در رشت - ۱۳ تیر ۱۳۵۰) استاد زبان فارسی و پدیدآورندهٔ فرهنگ معین.

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ زندگینامه
    • ۱.۱ کودکی
    • ۱.۲ تحصیلات
  • ۲ مسافرت‌ها
  • ۳ امتیازات فرهنگی
  • ۴ تصنیفات و تألیفات
    • ۴.۱ تالیف:
    • ۴.۲ تصحیح کتب:
    • ۴.۳ ترجمه‌ها:
    • ۴.۴ مقالات:
    • ۴.۵ آثار منتشرنشده:
  • ۵ نشان‌ها و افتخارات:
  • ۶ پانویس
  • ۷ منابع
  • ۸ پیوند به بیرون

[ویرایش] زندگینامه

[ویرایش] کودکی

محمد معین در روز ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ در رشت به دنیا آمد. پدرش شیخ ابوالقاسم از روحانیان شهر بود. بر طبق صفحهٔ اول دستخطی که وی دربارهٔ زندگی خود نوشته، تاریخ تولد وی ۱۷ رجب سال ۱۳۳۲ (قمری) برابر با ۲۱ جوزای سال ۱۲۹۳ است. در متن دانشنامهٔ دکتری سال تولَد وی ۱۲۹۱ ذکر شده است. ولی در نوشتهٔ قاب‌شده‌ای که در خانهٔ وی و در اتاق کارش به دیوار آویخته است تاریخ تولد او دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ نوشته شده است.

او که اولین فرزند خانواده بود، در سن شش سالگی مادرش را از دست داد و پنج روز بعد از فوت مادر، پدرش نیز درگذشت. جد پدری او شیخ محمدتقی معین‌العلما که در سلک علمای روحانی بود، به تربیت وی همت گذاشت. محمد معین ترقیات علمی و معنوی خود را مدیون او می‌دانست. جد مادری او شیخ محمد سعیر نیز از علما و مدرسان علوم قدیمه بود.

[ویرایش] تحصیلات

محمد معین تحصیلات دبستانی را در دبستان اسلامی انجام داد، و دوره شش ساله ابتدایی را ظرف دو سال پایان رساند. در رشت دوره اول متوسطه را در دبیرستان نمره ۱ (که بعدها به نام دبیرستان دولتی شاهپور خوانده شد) به اتمام رساند و دوره دوم متوسطه را در رشته ادبی در دبیرستان دارالفنون تهران به پایان رساند. در اوان تحصیل در دبیرستان، صرف و نحو عربی و بخشی از علوم قدیمه را نزد پدربزرگش و مرحوم سید مهدی رشت‌آبادی فرا گرفت. در سال ۱۳۱۰ در دانشسرای عالی در رشته ادبیات و فلسفه علوم تربیتی به تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۱۳ با نوشتن پایان‌نامه‌ای به زبان فرانسه در مورد شاعر فرانسوی «لوکنت دولیل» در رشته ادبیات و فلسفه به اخذ مدرک کارشناسی نایل شد.

پس از طی دوره شش ماهه دانشکده افسری احتیاط، شش ماه اول سال ۱۳۱۴ را به خدمت افسری گذرانید و در مهر ماه آن سال به دبیری دبیرستان شاهپور اهواز منصوب شد. پس از سه ماه، ریاست دانشسرای شبانه‌روزی اهواز را یافت و در عین حال عضویت تحقیق اوقاف و ریاست پیشاهنگی و تربیت بدنی استان ششم به عهده وی بود. در همین ایام به وسیله مکاتبه آموزشگاه روانشناسی بروکسل، که تحت نظر Elmer Knowles روانشناس اداره می‌شد، روانشناسی عملی و دیگر شعب آن از قبیل خط شناسی، قیافه شناسی و مغزشناسی را فراگرفت.

در سال ۱۳۱۸ به تهران منتقل گردید. در حین تصدی معاونت و سپس کفالت اداره دانشسراها در وزارت فرهنگ، برای دوره دکتری در ادبیات فارسی دردانشگاه تهران ثبت نام نمود. پس از چندی با حفظ سمت به دبیری دانشکده ادبیات منصوب گردید. در روز سه شنبه ۱۷ شهریور سال ۱۳۲۱ از پایان‌نامه دکتری خود با عنوان «مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات پارسی» دفاع کرد. پایان‌نامه او با راهنمایی ابراهیم پورداوود با قید «بسیار خوب» پذیرفته شد و محمد معین به عنوان نخستین فارغ‌التحصیل دورهٔ دکتری ادبیات فارسی در ایران شناخته شد. از آن پس به سمت دانشیار و سپس به سمت استاد کرسی «تحقیق در متون ادبی» در دانشکده ادبیات برگزیده شد.[۱] در ۱۳۲۱ ازدواج کرد که نتیجه آن ۴ فرزند می‌باشد. از آغاز سال ۱۳۲۵ شمسی که چاپ لغت‌نامه دهخدا طبق قانون، در مجلس شورای ملی آغاز شد، دکتر معین به همکاری علی‌اکبر دهخدا برگزیده شد. در دی ماه ۱۳۳۴ با موافقت علی‌اکبر دهخدا، سازمان لغتنامه از منزل شخصی دهخدا به مجلس شورای ملی منتقل شد و طبق وصیت نامه دهخدا، دکتر معین به ریاست امور علمی آن سازمان منصوب گردید. در اسفند ۱۳۳۶ سازمان مذکور به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران انتقال یافت و طبق اساسنامه مصوب شورای دانشگاه، ریاست سازمان لغت‌نامه به عهده دکتر محمد معین گذاشته شد. وی این سمت را تا آخرین روزی که دچار سکته گردید به عهده داشت.

محمد معین در ۹ آذر ۱۳۴۵ پس از بازگشت از ترکیه، در دفتر گروه زبان و ادبیات فارسی دچار بیهوشی موقت شد. بلافاصله به بیمارستان آریا در تهران منتقل شد و بستری گردید. گفته می‌شود که در اثر اشتباه پزشک به حالت اغما فرورفت. وی را جهت معالجه بیشتر در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۴۶ به کشور کانادا منتقل کردند. ولی چون بهبودی در وضعیت او مشاهده نشد، در ۱۵ آبان ۱۳۴۶ به ایران بازگردانده شد و در بیمارستان فیروزگر بستری شد. دکتر محمد معین در روز ۱۳ تیرماه ۱۳۵۰ در همان بیمارستان درگذشت.[۲]

در مراسم درگذشت دکتر محمد معین عده‌ای در حدود دویست نفر شرکت داشتند که با توجه به شخصیت والای او رنجش بسیاری از فرهنگ دوستان آن زمان ایران را بر انگیخت. ابوالقاسم انجوی شیرازی در فردای روز تشییع جنازه مقاله‌ای انتقادی با عنوان «تهران بمیر»در روزنامه اطلاعات انتشار داد و این تشییع جنازه را از سر گِلِه از فرهنگ‌دوستان با تشییع جنازه مهوش مقایسه کرد[نیازمند منبع].

[ویرایش] مسافرت‌ها

در تابستان سال ۱۳۳۳ به دعوت دانشگاه هاروارد به آمریکا رفت و از موسسات فرهنگی و فنی و هندی شرق آمریکا دیدار کرد. پس از آن در کتابخانه‌ها و موزه‌های لندن و پاریس نیز مطالعاتی بعمل آورد.

در تابستان ۱۳۳۶ جزو هیئت اعزامی دولت و دانشگاه تهران به کنگره خاورشناسی در مونیخ به اروپا رفت و مدتی در سوئیس و آلمان به پژوهش پرداخت. در کنگره مزبور به عضویت «کمیته مجموعه کتیبه‌های ایرانی» (به انگلیسی: Corpus Inscription Iranicarum) و عضویت کمیته تالیف «فرهنگ پهلوی» منصوب گردید و سخنرانی تحت عنوان «هورقلیا» به زبان فرانسه ایراد نمود که خلاصه آن در مجموعه سخنرانیهای کنگره مزبور درج گردید. در همین کتگره دوره برهان قاطع که به تصحیح و تفسیر او رسیده بود، از طرف والتر هنینگ و امیل بنونیست و دکتر محمد باقر (از کشور پاکستان) مورد تقدیر قرار گرفت.

در آذر ماه ۱۳۳۶ به دعوت دانشگاه‌ها و فرهنگستان‌های مسکو و لنینگراد و باکو، برای بازدید از موسسات علمی و سخنرانی در زمینه فرهنگ و ادب ایران و رفع بعض اشکالات متون ادبی و دستور زبان فارسی به کشور اتحاد جماهیر شوروی سفر کرد.

در ژانویه همان سال در «موتمر اسلامی» (به انگلیسی: Islamic colloquium)که در لاهور پاکستان منعقد گردید، شرکت کرد و در باب «صلح در نظر جلال الدین مولوی» به انگلیسی سخنرانی کرد که در مجموعه موتمر به چاپ رسید.

در فروردین۱۳۳۷ از طرف «مرکز ملی پژوهش‌های علمی» فرانسه (CNRS) برای بازدید از موسسات علمی فرانسه و ایراد سخنرانی‌ها در دانشگاه پاریس دعوت شد و تا آخر تابستان آن سال در فرانسه بود. در این مدت یک سلسله سخنرانی در مدرسه پژوهش‌های عالی در زمینه تصوّف ایرانی و تفاوت آن با شیخیه ایراد نمود که گزارش آن در سالنامه ۵۹-۱۹۵۸ مدرسه مزبور مندرج است. علاوه بر این سخنرانی درباره جلال‌الدین محمد بلخی در دانشکده ادبیات دانشگاه سوربن ایراد نمود. در همین ایام به عضویت انجمن خاورشناسان Societe Iasiatique در پاریس و انجمن فلسفی ارنست رنان پاریس درآمد. ضمناً چندی در کتابخانه‌ها و موزه‌های بلژیک و هلند به مطالعه پرداخت. در سال ۱۳۴۲ (برابر با ۶۴-۱۹۶۳ میلادی) طبق دعوت دانشگاه پرینستون آمریکا به آن کشور رفت. آذرماه ۱۳۴۵ برای شرکت در کنفرانس فرهنگ منطقه‌ای، به مدت یک هفته به ترکیه عزیمت نمود.

[ویرایش] امتیازات فرهنگی

Dr mohamad Moin (scan).jpg

دکتر معین در سالهای ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۳ عضو شورای عالی فرهنگ بود. در کنگره‌های هزاره ابن سینا، هفتصدمین سال خواجه نصیرالدین طوسی، آزادی فرهنگ که در تهران برگزار شد، عضویت داشت و در آنها به ایراد سخنرانی پرداخت. در سال ۱۳۳۳ برای کتاب جامع الحکمتین ناصر خسرو که نخستین بار توسط هانری کربن (خاورشناس فرانسوی) و دکتر معین تصحیح و چاپ شده بود، از طرف فرهنگستان Academie des Inscriptions et Belles-Lettres فرانسه، به دریافت جایزه نایل آمد.

در تابستان ۱۳۳۷ بنا به تصویب هیئت وزیران ایران، به عضویت فرهنگستان ایران انتخاب شد و این انتخاب در پاییز ۱۳۴۰ از طرف هیئت وزیران مجدداً تایید شد. در مهرماه ۱۳۳۷ به عنوان «استاد ممتحن خارجی» دانشگاه پنجاب (پاکستان) برای مطالعه و اظهار نظر در رساله‌های دکترا آن دانشگاه برگزیده شد. از سال۱۳۲۴ با پروفسور هانری کربن در تصحیح و نقد متون فلسفی و عرفانی فارسی و عربی همکاری داشت. در نتیجه این همکاری، یک سلسله کتب فارسی و عربی از طرف انیستیتوی ایران و فرانسه چاپ و منتشر شده‌است.

در آذرماه ۱۳۳۸ از نیما یوشیج، پیشوای شعر نو در ایران وصیت نامه‌ای بدست آمد که در آن دکتر معین را بدون اینکه دیده باشد، به عنوان وصی تعیین کرده بود تا اشعار وی را بررسی کند و قسمت لازم را انتشار دهد و انتخاب و طبع اشعار نیز تحت نظر وی باشد.

از تاریخ ۹ تا ۱۵ شهریور ۱۳۴۵ ریاست کمیسیون ادبیات را در کنگره جهانی ایران‌شناسان عهده دار بود.

[ویرایش] تصنیفات و تألیفات

[ویرایش] تالیف:

۱. فرهنگ فارسی معروف به فرهنگ معین؛ دوره کامل فرهنگ فارسی، شامل لغات فارسی، لغات و ترکیبات عربی متداول در فارسی، لغات اروپایی که به تدریج در فارسی وارد شده و اعلام اشخاص، اعلام جغرافیایی، در هفت هزار و نهصد صفحه و در شش مجلد. تهران: انتشارات امیر کبیر،

۲. جلد اول حافظ شیرین سخن.. تهران: ۱۳۱۹.

۳. یک قطعه شعر در پارسی باستان. تهران: ۱۳۲۲.

۴. یوشت فریان و مرزبان نامه. تهران: ۱۳۲۲.

۵. «علامه محمد قزوینی» در سالنامه پارس و نیز مجله فرهنگستان چاپ شد.. تهران: ۱۳۲۴.

۶. «شاهان کیانی و هخامنشی در آثار الباقیه». تهران: ۱۳۲۴.

۷. ارداویرافنامه. تهران: ۱۳۲۵.

۸. «روزشماری در ایران باستان و آثار آن در ادبیات پارسی». تهران: ۱۳۲۵.

۹. پورداوود. تهران: ۱۳۲۵.

۱۰. «مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی». تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۲۶.

۱۱. شماره هفت و هفت پیکر نظامی. تهران: انتشارات مجله پشوتن، ۱۳۲۷.

۱۲. حکمت اشراق و فرهنگ ایران. تهران: ۱۳۲۹.

۱۳. «مفرد و جمع». تهران: ۱۳۴۰.

۱۴. اسم مصدر- حاصل مصدر. تهران: امیر کبیر، ۱۳۳۱.

۱۵. امیر خسرو دهلوی. تهران: مجله مهر، ۱۳۳۱.

۱۶. «برگزیده نثر فارسی» شماره اول (دوره‌های سامانیان، آل بویه). تهران: ۱۳۳۲.

۱۷. آیینه سکندر. تهران: مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ۱۳۳۲.

۱۸. هورقلیا. تهران: مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران،

۱۹. لغات فارسی ابن سینا. تهران: مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ۱۳۳۳.

۲۰. «برگزیده شعر فارسی»، شماره اول (دوره‌های طاهریان، صفاریان، سامانیان و آل بویه). تهران: مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ۱۳۳۱.

۲۱. «نصرالدین طوسی: زبان ادبیات پارسی». تهران: مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ۱۳۲۵.

۲۲. «ستاره ناهید یا داستان خرداد و امرداد(نثر و نظم)». تهران: ۱۳۱۶.

[ویرایش] تصحیح کتب:

۱. علم برین. دانشنامه علائی تألیف ابن‌سینا. تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۳۱.

۲. چهار مقاله تألیف نظامی عروضی سمرقندی، با شرح لغات و توضیح عبارات مشکل و نسخه بدلها.. تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۱.

۳. «مجموعه اشعار دهخدا» با مقرمه مشروح در ترجمه احوال و آثار وی.. تهران: ۱۳۳۴.

۴. ناصر خسرو. جامع الحکمتین. تهران: انیستیتوی ایران و فرانسه، ۱۳۳۲.

۵. شرح قصیده ابوالهیثم. تهران: انیستیتوی ایران و فرانسه، ۱۳۳۴.

۶. محمد حسین بن خلف تبریزی. برهان قاطع. تهران: ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۵.

۷. سدید الدین محمد عوفی. جوامع الحکایات. تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۵.

۸. روزبهان بقلی شیرازی. عبهر العاشقین. تهران: انیستیتو ایران و فرانسه، ۱۳۳۷.

[ویرایش] ترجمه‌ها:

۱. علی الجارم و مصطفی امین. روانشناسی تربیتی ترجمه از «علم النفس و آثاره فی التربیه و التعلیم». اهواز: انتشارات ادره فرهنگ خوزستان، ۱۳۱۶.

۲. و.ب.هنینگ (W.B.Hening). کتیبه‌های پهلوی. تهران: مجله یغما، ۱۳۲۹.

۳. «خسرو کواتان و ریدک وی» ترجمه از پهلوی. تهران: مجله آموزش و پرورش، ۱۳۲۳.

۴. دکتر ر. گیرشمن. ایران. تهران: انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتب، ۱۳۳۶.

[ویرایش] مقالات:

مقالات وی در موضوعات ادب، تاریخ ادیان، ایران دوره قبل از اسلام و عهد اسلامی، تاریخ ادبیات، آثار باستانی، علوم تربیتی و…؛ در مجله‌های: ایران، مهر، سخن، آموزش و پرورش، یغما، یادگار، دانش (تهران)، اطلاعات ماهانه، اطلاعات هفتگی، فرهنگ (مشهد)، ایران لیگ (بمبئی)، روزگار نو (لندن)، اشتار (پایس)، آهنگ (دهلی)، آریانا (کابل) و نیز در سالنامه‌های پاریس، ایران، جاوید، کارون(تهران) و یادنامه بیروتی (کلکته) به طبع رسیده و تعداد آنها بالغ بر۲۰۴ است.

[ویرایش] آثار منتشرنشده:

۱. فرهنگ بزرگ فارسی شامل کلیه لغات متداول در فارسی، تاریخ استعمال کلمه در زبان فارسی، معانی حقیقی و مجازی، شواهد معانی.

۲. فرهنگ دستور زبان فارسی شامل مباحث دستوری.

۳. جلد دوم حافظ شیرین سخن.


 


 

[ویرایش] نشان‌ها و افتخارات:

  • نشان درجه سوم علمی در سال۱۳۱۶.
  • نشان درجه دوم علمی در سال۱۳۲۱
  • نشان درجه دوم سپاس در سال۱۳۲۷.
  • جایزه Tamhour از طرف Icademie des Inscriptions در سال۱۳۲۱.

همچنین در سال۱۳۴۰ از طرف دولت فرانسه نشان عالی «هنر و ادب» به ایشان اهدا شد.

[ویرایش] پانویس

  1. ^  رژدام، ص. ۸۲
  2. ^  همان، ص. ۸۱
  3. ^  همان، ص. ۷۹
  1. ↑ دكتر محمد معين، بزرگ‌مردي از سلاله فرهنگ‌. شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی.
  2. ↑ لادن پارسی (در تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۸۶). یادبود دکتر محمد معین، پدیدآورنده لغتنامه معین. بی بی سی فارسی. بازدید در تاریخ ۳ خرداد ۱۳۸۷.


 

[ویرایش] منابع

  • عزیزاللّه علیزاده. فرهنگ فارسیدکتر محمد معین. تهران: انتشارات راه رشد، ۱۳۸۲، ISBN 3-82-6018-964. ‏
  • علی اکبر رژدام. «کتابخانهٔ خانهٔ استاد». گزارشی از وضعیت کنونی خانهٔ زنده‌یاد استاد معین. فصلنامهٔ نشر دانش. ۱۳۸۴.بیست و یکم (چهارم)، چهارم، صص ۷۶-۸۳.
  • فصلنامهٔ ره آورد. بهار ۸۱. ۵۹،
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  4:55 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / فرهنگ‌نویسان ایرانی

امیرحسین آریان‌پور

 
امیرحسین آریان‌پور
ملیت نویسنده، فرهنگ‌نویس، مترجم و استاد دانشگاه
تولد ۸ اسفند ۱۳۰۳
تهران
والدین ایرانی
مرگ ۸ مرداد ۱۳۸۰
تهران


امیرحسین آریان‌پور (زاده تهران ۸ اسفند ۱۳۰۳ - درگذشته تهران ۸ مرداد ۱۳۸۰)، نویسنده، فرهنگ‌نویس، مترجم و استاد دانشگاه ایرانی بود.

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ زندگینامه
  • ۲ کتاب‌ها
  • ۳ مقالات
    • ۳.۱ صدف
    • ۳.۲ جهان‌ نو
    • ۳.۳ سپیده‌ فردا
    • ۳.۴ سخن
    • ۳.۵ کتاب‌ هفته
    • ۳.۶ نامه‌ دانشسرای عالی
    • ۳.۷ پیام‌ نوین
    • ۳.۸ فردوسی
    • ۳.۹ کلک
    • ۳.۱۰ شورای‌ نویسندگان‌ و هنرمندان
    • ۳.۱۱ دنیا
    • ۳.۱۲ سایر نشریات
  • ۴ مقدمهٔ کتاب
  • ۵ مطالب‌ مندرج‌ در کتاب‌ها
  • ۶ مصاحبه‌ها
  • ۷ منابع
  • ۸ پیوند به بیرون

[ویرایش] زندگینامه

امیرحسین آریان پور، جامعه شناس، پژوهشگر و نویسنده و مترجم توانمند کشورمان، هشتم اسفند ۱۳۰۳ در تهران به دنیا آمد.

او از اخلاف عصیانگران نایبی کاشان بود و از طرفی نسبتی هم با خاندان ملک المورخین سپهر نویسنده ناسخ التواریخ داشته‌است. او از نظریه پردازان در زمینه علم جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی نیز به شمار می‌آید و در گسترش آن بیشترین تلاشها و خدمات را در حوزه پژوهش و تحقیق به عمل آورد.او در سه زمینه، انسان شناسی، جامعه‌شناسی و حقیقت‌شناسی گامهای ارزنده‌ای برداشته و خلاقیت علمی را با درونمایه جنبه‌های اخلاقی دانش و پژوهش به عنوان وجه مشخصه تلاشهایی همراه داشت. کار عظیم او تدوین فرهنگ تفصیلی علوم اجتماعی [در حوزه فرهنگ فلسفه و جامعه شناسی] به چهار زبان فارسی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی است که در مدت زمانی بیش از چهل سال به طول انجامیده و بی شک، یکی از مهمترین آثار فرهنگ تفصیلی علوم در زبان پارسی و یکی از گرانبهاترین و بزرگترین آثار امیرحسین آریان پور است که حاوی سیصدهزار فیش بوده و تاکنون انتشار نیافته‌است.

آرین‌پور در جامعه‌شناسی دیدگاهی ماتریالیستی داشت[نیازمند منبع]. وی پسر خالهٔ سهراب سپهری شاعر بزرگ معاصر ونوه نایب حسین کاشی است.

ابتکار ترجمهٔ پسوند ایسم (-ism) به «-گرایی» ازآن اوست. وی در مقدمهٔ ترجمهٔ سیر فلسفه در ایران می‌نویسد: ««ism-»های غربی را با پسوند «-گرایی» - که با تأیید مرحوم دکتر محمدباقر هوشیار نخست در سال ۱۳۲۵ به‌کارش بردم، و اکنون ربانزد بسیاری از اهل علم و ادب است - [ترجمه کردم‌ام].»[۱]

امیرحسین آریان پور در روز دوشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۰ در تهران درگذشت. پیکر وی در بهشت زهرای تهران و در آرامگاه خانوادگی آریانپور به خاک سپرده شد.

[ویرایش] کتاب‌ها

  • آیین پژوهش
  • ایبسن آشوب گرای
  • بزرگ مردان تاریخ
  • تاریخ تمدن ویل دورانت(جلد سوم، ترجمه)
  • جامعه‌شناسی هنر
  • دو منطق: ایستا و پویا
  • در آستانه رستاخیز رسالهای در باب دینامیسم تاریخ
  • روانشناسی از دیدگاه واقع گرایی۷ مقاله در مجله روانشناسی دانشگاه تهران
  • زمینه جامعه شناسی
  • سیر فلسفه در ایران(ترجمه)
  • فرویدیسم: با اشاراتی به ادبیات و عرفان
  • فرهنگ چهار زبانه (فارسی، انگلیسی، فرانسه، آلمانی) در دست انتشار
  • طبیعت، حیات، منشأ و تکامل آن (چاپ امیرکیبر ۱۳۵۰ ه.ش.)

[ویرایش] مقالات

  • فرهنگ‌ نو، ماهنامه‌ جامعه‌ معلمین
  • پژوهشی‌ در دستگاه‌ فلسفی‌ و تربیتی‌ دیویی، شماره‌های‌ ۱ و ۲ و ۳ آبان، آذر و دی‌ ۱۳۳۱
  • ابن‌ سینا، شماره‌ اول، دوره‌ اول، آبان‌ ۱۳۳۱ (با نام‌ مستعار ا. نوآئین)
  • منطق‌ استاتیک‌ و منطق‌ دینامیک، شماره‌های‌ ۳ و ۴ و ۵ دی، بهمن‌ و اسفند ۱۳۳۱ (با نام‌ مستعار ا. پژوهنده)
  • بحثی‌ در روانشناسی‌ گشتالت، شماره‌ ۸ خرداد ۱۳۳۲

[ویرایش] صدف

  • بحثی‌ درباره‌ شناسایی، شماره‌ اول، مهر ۱۳۳۶
  • منشاء هنرها، شماره‌های‌ ۲ و ۳ آبان‌ و آذر ۱۳۳۶
  • فرویدیسم، تشریح‌ و انتقاد آن، شماره‌های‌ ۴ و ۵، دی‌ و بهمن‌ ۱۳۳۶
  • سرگذشت‌ دردناک‌ ایبسن، شماره‌های‌ ۶ و ۷ و ۸ و ۹، فروردین‌ و اردیبهشت‌ و خرداد و مرداد ۱۳۳۷

[ویرایش] جهان‌ نو

  • دنیای‌ طلایی‌ برتراند راسل، سال‌ چهارم‌ شماره‌ ۱۱، نیمه‌اول‌مهر ۱۳۲۸
  • جهان‌بینی‌ شوپن‌ هوئر، سال‌ چهارم، شماره‌ ۱۴، نیمه‌ دوم‌ آبان‌ ۱۳۲۸
  • تحلیلی‌ انتقادی‌ از اندیشه‌ شوپن‌ هوئر، سال‌ چهارم، شماره‌ ۱۵، اول‌ آذر ۱۳۲۸
  • دربارهٔ کتاب از اعماق‌ (اثر اسکار وایلد، ترجمه زینت‌ آرام) سال‌ ششم‌ شماره‌ پنجم، تیر ۱۳۳۰

[ویرایش] سپیده‌ فردا

  • همانندی‌ فولک‌ لور اقوام‌ مختلف، سال‌ پنجم‌ ۱۳۳۶، شماره‌ ۱۰ - ۹ و ۱۲ - ۱۱ و سال‌ ششم‌ ۱۳۳۷، شماره‌ ۴ - ۳
  • استاد ما دکتر هوشیار، بهمن‌ ۱۳۳۷
  • جامعه‌شناسی‌ فرویدی، سال‌ ششم، شماره‌ ۸ - ۷، تیر ۱۳۳۸
  • درباره‌ سینما و تعلیم‌ و تربیت، سال‌ هفتم، شماره‌ ۱۰ - ۹ (شماره‌ مخصوص‌ سینما و تعلیم‌ و تربیت) خرداد و تیر ۱۳۳۹
  • برآورد کارهای‌ سمینار علوم‌ اجتماعی، سال‌ هفتم، شماره‌ ۱۰ - ۹ خرداد و تیر ۱۳۳۹

[ویرایش] سخن

  • درباره‌ هنر، دوره‌ دوازدهم، شماره‌ ۲، خرداد ۱۳۴۰
  • تبیین‌ هنرهای‌ ابتدایی، دوره‌ دوازدهم، شماره‌ ۳، تیر ۱۳۴۰
  • آغاز شعر و موسیقی، دوره‌ دوازدهم، شماره‌ ۴، مرداد ۱۳۴۰
  • سیر هنرها، دوره‌ دوازدهم، شماره‌ ۵، شهریور ۱۳۴۰
  • آفرینش‌ هنری، دوره‌ دوازدهم، شماره‌ ۶، مهر ۱۳۴۰
  • کوشش‌ برای‌ تنظیم‌ روش‌های‌ هنری، دوره‌دوازدهم، شماره‌ ۷، آبان‌ ۱۳۴۰
  • سبک‌شناسی‌ استاتیک، دوره‌ دوازدهم، شماره‌ ۸ و ۱۱ - ۱۰، آذر و بهمن‌ و اسفند ۱۳۴۰
  • سبک‌ شناسی‌ دینامیک، دوره‌سیزدهم، شماره‌های‌ ۳و۴، تیر ومرداد ۱۳۴۱
  • درباره‌ کتاب تاریخ‌ فلسفه‌ غرب‌ (اثر برتراندراسل، ترجمه نجف‌ دریابندری) دوره‌ دوازدهم، شماره‌ ۹، دی‌ ۱۳۴۰
  • سیر ادبیات‌ هلند، دوره‌ چهاردهم، شماره‌ ۴ و ۵، مهر و آبان‌ ۱۳۴۲
  • تکامل‌ اجتماعی، شماره‌های‌، ۱۳۴۶

[ویرایش] کتاب‌ هفته

  • جامعه‌شناسی‌ در ایالات‌ متحده‌ آمریکا، شماره‌ ۷۶، ۵ خرداد ۱۳۴۲
  • اصطلاحات‌ و مفاهیم‌ جامعه‌شناسی، شماره‌ ۷۸، ۱۹ خرداد ۱۳۴۲
  • روش‌های‌ شناخت‌ جامعه، شماره‌ ۷۹، ۲۶ خرداد ۱۳۴۲
  • از عید سال‌نو تا عروسی، ترجمه، داستایوسکی، شماره‌ ۸۲، ۱۶ تیر ۱۳۴۲
  • افسانه‌ اختلافات‌ نژادی، شماره‌ ۸۳، ۲۳ تیر ۱۳۴۲
  • افسانه‌ اختلافات‌ جغرافیایی، شماره‌ ۸۴، ۳۰ تیر ۱۳۴۲
  • تبیین‌ زندگی‌ اجتماعی، شماره‌ ۸۶، ۱۳ مرداد ۱۳۴۲
  • تقسیم‌بندی‌ جامعه، شماره‌ ۸۷، ۲۰ مرداد ۱۳۴۲
  • زمینه‌ اجتماعی‌ شخصیت، شماره‌ ۹۲، ۲۴ شهریور ۱۳۴۲
  • تنوعات‌ شخصیت، شماره‌ ۹۳، ۳۱ شهریور ۱۳۴۲
  • انحرافات‌ شخصیت، شماره‌ ۹۶، ۲۱ مهر ۱۳۴۲
  • بوم‌شناسی، شماره‌ ۱۰۱، ۲۶ آبان‌ ۱۳۴۲
  • جمعیت‌شناسی، شماره‌ ۱۰۲، ۳ آذر ۱۳۴۲
  • افزایش‌ طبیعی‌ جمعیت، شماره‌ ۱۰۴، ۱۷ آذر ۱۳۴۲

[ویرایش] نامه‌ دانشسرای عالی

  • اصلاح‌ تدریس‌ زبان‌های‌ خارجی‌ در ایران، دوره‌ دوم، شماره‌ چهارم، ۱۳۳۸
  • چند نکته‌ درباره‌ آموزش‌ دبیرستانی، دوره‌ دوم، شماره‌ پنجم، خرداد ۱۳۳۹

[ویرایش] پیام‌ نوین

  • زمینه‌ اجتماعی‌ شعر فارسی، دوره‌ هفتم، شماره‌ ۴، (۷۶ مسلسل) فروردین‌ ۱۳۴۴
  • آموزش‌ دانشگاهی‌ در اتحاد شوروی، دوره‌ هشتم، شماره‌ ۸، بهمن‌ ۱۳۴۵
  • درباره‌ جنگ،، شماره‌ ۷، مرداد ۱۳۴۴
  • تبلیغ‌ و تسخیر جماعات،، شماره‌ ۸، شهریور ۱۳۴۴

[ویرایش] فردوسی

  • سیستم‌ فلسفی‌ اتووای‌ نینگر، شماره‌های‌ ۱۴ و ۱۶ و ۱۷، ۱۷ مهر ۱۳۲۸، اول‌ آبان‌ ۱۳۲۸ و ۲۸ آبان‌ ۱۳۲۸
  • آدم‌سازی‌ و آینده‌سازی، خرداد ۱۳۴۶ (سخنرانی‌ در جلسه‌ فارغ‌التحصیلان‌ علوم‌ اجتماعی‌ دانشگاه‌ تهران)
  • وارستگی‌ فرزانگان، تیر ۱۳۴۶
  • قوانین‌ تفکر، شماره‌ ۹۶۵، سال‌ بیستم، ۱۸ خرداد ۱۳۴۹


 

[ویرایش] کلک

  • از مدرسه‌ تا مدرسه، [درباره‌ جلال‌ آل‌احمد]، شماره‌ ۶، شهریور ۱۳۶۹
  • موتسارت، نغمه‌پرداز ناکام، ترجمه، دونالد کال‌ روس‌پیتی، شماره‌، اردیبهشت‌ و خرداد ۱۳۷۰
  • ادامه به‌بخش‌ مصاحبه‌ها مراجعه‌ شود

[ویرایش] شورای‌ نویسندگان‌ و هنرمندان

  • هنر تئاتر، دفتر سوم، بهار ۱۳۶۰
  • بازتاب‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ در هنرها و آینده‌ هنری‌ ایران،، دفتر ششم، بهار ۱۳۶۰

[ویرایش] دنیا

  • پویایی‌ هستی، دوره‌ چهارم، شماره‌ ۲، شهریور و مهر ۱۳۵۸
  • پایگاه‌ جهانی‌ ابن‌ سینا، شماره‌ ۶، شهریور ۱۳۵۹

[ویرایش] سایر نشریات

  • جامعه‌شناسی‌ خانواده، اعتبار جهانی، شماره‌
  • مراحل‌ تاریخ‌ ایران، نامه‌ فرهنگ‌ ما، بهمن‌ ۱۳۴۴
  • شناخت‌ علمی‌ و هنری‌ و فلسفی، مجموعه‌ سخنرانی‌ها و خطابه‌ها، نشریه‌ شماره‌ ۳ انجمن‌ ایرانی‌ فلسفه‌ و علوم‌ انسانی، خرداد ۱۳۴۵، (متن‌ سخنرانی‌ در تالار دانشکده‌ ادبیات‌ ۱۳ اسفند ۱۳۴۱)
  • جوانان‌ و تعلیم‌ و تربیت، نشریه‌ کانون‌ فارغ‌التحصیلان‌ علوم‌ اجتماعی، نهم‌ اردیبهشت‌ ۱۳۴۶
  • آموزش‌ و پرورش‌ ما پیشرفت‌ نکرده‌ است، روشنفکر، شماره‌ ۷۱۰، ۱۱ خرداد ۱۳۴۶ (قسمت‌هایی‌ از سخنرانی‌ در کانون‌ فارغ‌التحصیلان‌ علوم‌ اجتماعی‌ تحت‌ عنوان‌ جوانان‌ و تعلیم‌ و تربیت)
  • جوانان‌ و خانواده، نامه‌ دانشجو، تیر ۱۳۴۶
  • مسئله‌ جوانان‌ از مسائل‌ عمومی‌ جامعه‌ جدا نیست، تهران‌ مصور، شماره‌ ۱۲۶۰، ۱۲ آبان‌ ۱۳۴۶
  • ایران‌ باید سریعاً‌ به‌نوسازی‌ و تکامل‌ آموزش‌ و پرورش‌ خود بپردازد، روزنامه‌ کیهان، ۲۳ آبان‌ ۱۳۴۶
  • بنیاد هنرها، پست‌ ایران، شماره‌ یازدهم، دوره‌ جدید، شماره‌ مسلسل‌ ۵۲، آبان‌ ۱۳۴۶ (قسمت‌ دوم‌ سخنرانی‌ دکتر ا ح آریان‌پور در مدرسه‌ بازرگانی)
  • عناصر هنری، ماهنامه‌ دانشجویان‌ دانشسرایعالی‌ سپاه‌ دانش، شماره‌ یک، آذر ۱۳۴۶
  • درباره‌ اصول‌ تکامل‌ تاریخی‌ هنر و ادب، ماهنامه‌ آموزش‌ و پرورش، شماره‌ سوم، دوره‌ سی‌ و نهم، آذر ۱۳۴۸ (نکاتی‌ از سخنرانی‌های‌ استاد *امیرحسین‌ آریان‌پور در سمینار دبیران‌ فارسی‌ در رضائیه‌ [ارومیه] درباره‌ فلسفه‌ هنر و سیر تاریخی‌ شعر فارسی)
  • ابن‌ خلدون، پیشاهنگ‌ جامعه‌شناسی، سهند (فصلنامه‌ هنر و ادبیات‌ تبریز) دفتر اول، بهار ۱۳۴۹ تکرار در سهند (درباره‌ جامعه‌شناسی‌ و ادبیات) نشر صدا ۱۳۵۷، (برگرفته‌ از یک‌ سخنرانی)
  • تدارک‌ پژوهش‌نامه، مقالات‌ و بررسی‌ها، دفتر یکم، بهار ۱۳۴۹
  • روانشناسی‌ از دیدگاه‌ واقع‌گرایی، مجله‌ روانشناسی‌ دانشگاه‌ تهران، قسمت‌ اول شماره‌ پنجم، دی‌ ۱۳۵۱
  • قسمت‌ دوم شماره‌ ششم، خرداد ۱۳۵۲
  • قسمت‌ سوم شماره‌ هفتم، آذر ۱۳۵۲
  • قسمت‌ چهارم شماره‌ نهم، خرداد ۱۳۵۳
  • قسمت‌ پنجم شماره‌ دهم، دی‌ ۱۳۵۳
  • قسمت‌ ششم شماره‌ سیزدهم، خرداد ۱۳۵۵
  • قسمت‌ هفتم شماره‌ شانزدهم، اسفند ۱۳۵۵
  • آموزش‌ و پرورش‌ ایستا و آموزش‌ و پرورش‌ پویا، همراه‌ (نشریه‌ دانشجویان‌ دانشکده‌ علوم‌ تربیتی)، سال‌ ششم، شماره‌ اول، زمستان‌ ۱۳۵۴
  • آموزش‌ و پرورش‌ ایستا و آموزش‌ و پرورش‌ پویا، سهند (درباره‌ جامعه‌شناسی‌ و ادبیات) نشر صدا، ۱۳۵۷
  • بنیاد جامعه، سهند (درباره‌ جامعه‌شناسی‌ و ادبیات) نشر صدا، ۱۳۵۷
  • ریشه‌های‌ انقلاب‌ ایران، (برگرفته‌ از مصاحبه‌ برایتون، انگلستان) روزنامه‌ اطلاعات، ۱۴ اسفند ۱۳۵۷
  • داروین، انقلابی‌ دنیای‌ علم، تا طلوع، شماره‌ یک، ۱۳۵۷
  • درباره‌ آزادی، سوگند، شماره‌ یک، دوره‌ دوم، ۲۷ اسفند ۱۳۵۷ (برگرفته‌ از مصاحبه‌ برایتون‌ انگلستان)
  • با گرگتازی‌ امپریالیسم‌ باید بی‌ دریغ‌ مبارزه‌ کرد، روزنامه‌ بامداد، ۱۶ فروردین‌ ۱۳۵۹ (برگرفته‌ از یک‌ سخنرانی)
  • اعتیاد در دانشگاه‌های‌ ما، بازتاب، شماره‌ ۳، پائیز ۱۳۵۹
  • امپریالیسم‌ و آموزش‌ همگانی، جوانان‌توده، سال‌اول، شماره‌ ۳، آذر ۱۳۵۹
  • تربیت‌ معلم، بنیاد آموزش‌ و پرورش‌ انقلابی، پیام‌ مردم، شماره‌ ۲۸، ۲۰ بهمن‌ ۱۳۵۹
  • تیغ‌ دادن‌ در کف‌ زنگی‌ مست، (خلاصه‌ سخنرانی‌ ا ح آریان‌پور در جلسه‌ چهارم‌ آذر ۱۳۶۰، جمعیت‌ ایرانی‌ هواداران‌ صلح) ناشر محمود اعتماد زاده، تیر ۱۳۶۱
  • تاریخ‌ سیاه‌ دیکتاتوری، (برگرفته‌ از جامعه‌شناسی‌ نافرمانی، تبریز ۱۳۵۰) آدینه، شماره‌ ۸۵ - ۸۴، آبان‌ ۱۳۷۲
  • پاسخ‌ ا ح آریان‌پور به‌مقاله‌ <القای‌ شبه‌ در قالب‌ یک‌ سئوال، روزنامه‌ رسالت، ۸ آذر ۱۳۷۲، ص‌ ۴
  • رسالت‌ حقیقت‌ پژوهان، چیستا، ویژه‌ جوانان، سال‌ هفدهم، شماره‌ ۱۰، شماره‌ ردیف‌ ۱۷۰، تیر ۱۳۷۹
  • آموزش‌ و پرورش‌ ایستا و آموزش‌ و پروش‌ پویا، چیستا، سال‌ هیجدهم، شماره‌ ۱۰، شماره‌ ردیف‌ ۱۸۰، تیر ۱۳۸۰

[ویرایش] مقدمهٔ کتاب

  • شخصیت‌ برتراندراسل، کتاب زناشویی‌ و اخلاق، اثر برتراندراسل، ترجمه ع منتظم، انتشارات‌ اندیشه، مهر ۱۳۴۱
  • مقدمه‌ کتاب فروید چه‌ می‌گوید؟ تاءلیف‌ و ترجمه نصرا باب‌الحوائجی، بنگاه‌ مطبوعاتی‌ دکارت، آبان‌ ۱۳۴۱
  • درباره‌ نژادگرایی، کتاب ریشه‌ها عمیق‌اند، اثر گو و دوسو، ترجمه امیر فرهمند پور، انتشارات‌ اندیشه، نشر اول، خرداد ۱۳۵۱، (نقل‌ از کتاب زمینه‌ جامعه‌شناسی)
  • پیشگفتار کتاب جامعه‌شناسی‌ در ایران، دکتر علی‌ اکبر مهدی‌ و دکتر عبدالعلی‌ لحسائی‌زاده، ترجمه نوشین‌ احمدی‌ خراسانی، نشر توسعه، نشراول‌ ۱۳۷۴
  • مقدمه‌ کتاب پویایی‌ گروه‌ و سنجش‌ آن، دکتر محمد رسول‌ گلشن‌ فومنی، نشر شیفته، پائیز ۱۳۷۶
  • مقدمه‌ کتاب تاریخچه‌ احزاب‌ و حزب‌ دموکرات‌ ایران، صفر زمانی، نشر واژه‌آرا، ۱۳۷۹

[ویرایش] مطالب‌ مندرج‌ در کتاب‌ها

  • آموزش‌ و پرورش‌ نو، کتاب فن‌ نگارش‌ یا راهنمای‌ انشاء، تألیف‌ و نگارش‌ محمد جعفر محبوب‌ و علی‌ اکبر فرزام، بنگاه‌ مطبوعاتی‌ صفی‌ علیشاه، اسفند ۱۳۳۳، (نقل‌ از مقدمه‌ کتاب آموزشگاه‌های‌ فردا، اثر جان‌ دیویی)
  • پژوهنده‌ ناخودآگاهی، کتاب کتاب‌هایی‌ که‌ دنیا را تغییر دادند، زیر نظر سیروس‌ پرهام‌ اثر روبرت‌ بی داونز، نشر اول، ابن‌ سینا ۱۳۳۶، نشر *دوم‌ (عنوان‌ مقاله کاوشگران‌ روان‌ ناآگاه)، کتاب‌های‌ جیبی‌ ۱۳۴۸
  • مردم‌شناسی‌ فرهنگی، ترجمه، کلاید کلاکن‌ کتاب مرزهای‌ دانش، زیر نظر لین‌ هوایت، کتابفروشی‌ مرکزی، فروردین‌ ۱۳۴۰
  • تاریخ‌ هنر، ترجمه، آلفرد نوی‌ مدیر (با نام‌ مستعار ا پژوهنده)، کتاب مرزهای‌ دانش، زیر نظر لین‌ هوایت، کتابفروشی‌ مرکزی، فروردین‌ ۱۳۴۰
  • تبیین‌ شعر، کتاب تا پل‌ میعاد (مجموعه‌ شعر) اثر حسن‌ ندیمی، (ناشر ندارد)، ۱۳۴۲
  • اخلاق‌ و سلوک‌ انسانی، ترجمه، جان‌ دیویی، کتاب فلسفه‌ اجتماعی، بنگاه‌ ترجمه‌ و نشر کتاب، ۱۳۴۵
  • نگاهی‌ به‌جامعه‌شناسی‌ نافرمانی، تبریز، ۱۳۵۰، ص‌ ۲۷ - ۸
  • بحثی‌ از منطق، کتاب‌ سیاوشان، زیر نظر احمد نیکو صالح، رشت‌ ۱۳۵۲
  • دو طرح‌ گونه‌ در زمینه‌ آموزش‌ و پرورش، کتاب یادگارنامه‌ فخرایی، به‌کوشش‌ رضا رضازاده‌ لنگرودی، نشر نو ۱۳۶۳
  • دانش‌ گستر، کتاب زندگینامه‌ و خدمات‌ علمی‌ و فرهنگی‌ مرحوم‌ پروفسور محسن‌ هشترودی، مجموعه‌ بزرگداشت‌ نامه‌ها (۱۹)، انجمن‌ آثار و مفاخر فرهنگی، اردیبهشت‌ ۱۳۸۰

[ویرایش] مصاحبه‌ها

  • درباره‌ جامعه‌شناسی‌ هنری، مجله‌ ماهانه‌ اعتبار جهانی، شماره‌ ۱۴، فروردین‌ ۱۳۴۴
  • گفتگو با دکتر آریان‌پور، نامه‌ دانشجو، شماره‌ ۲، آبان‌ ۱۳۴۵
  • سخنان‌ تکان‌دهنده‌ یک‌ استاد جوان، روشنفکر، ۴ اسفند ۱۳۴۵
  • بن‌بست‌ تاریخی‌ علوم‌ اجتماعی، نگاهی‌ به‌ سیر جامعه‌ ایرانی‌ در ادوار مختلف، فردوسی، مرداد ۱۳۴۶، قسمت‌ دوم <شعر اروپایی‌ و سبک‌های‌ ادبی، *قسمت‌ سوم <شعر رسالت‌ شاعر و زمینه‌ اجتماعی، تجدید چاپ‌ در کتاب مجموعه‌ مباحثه‌های‌ علی‌ اصغر ضرابی، انتشارات‌ بامداد، نشر اول، ۱۳۵۱
  • زبان‌ فارسی‌ می‌تواند زبان‌ علم‌ و هنر و فلسفهِ‌ جدید باشد، فردوسی، سال‌ بیستم، شماره‌ ۹۶۱، ۲۱ اردی‌بهشت‌ ۱۳۴۹
  • دربارهِ‌ فرهنگ‌ فلسفه‌ و علوم‌ انسانی، روش‌هایی‌ برای‌ هنرشناسی‌ و جامعه‌شناسی‌ هنری، فردوسی، سال‌ بیستم، شماره‌ ۹۶۲، اردی‌بهشت‌ ۱۳۴۹
  • نشستی‌ با استاد امیرحسین‌ آریان‌پور، هنرجو (نشریه‌ دانشسرای‌ هنر تهران) شماره‌ ۲، نوروز ۱۳۵۷
  • گفتگوی‌ نماینده‌ روشنفکران‌ آزادیخواه‌ اروپا با ا ح آریان‌پور،، برایتون‌ - انگلستان‌ ۱۳۵۷ انتشارات‌ گوتنبرگ، فروردین‌ ۱۳۵۸
  • جامعه‌ ما دیگر دیکتاتوری‌ آنچنانی‌ به‌خود نخواهد دید، پیغام‌ امروز، شماره‌ ۲، ۱۹ اسفند ۱۳۵۷ (برگرفته‌ از مصاحبه‌ برایتون‌ - انگلستان)
  • گفت‌ و شنودی‌ با ا ح آریان‌پور درباره‌ وظیفه‌ هنر و ادبیات، ویژه‌نامه‌ هنر و ادبیات، شماره‌ ۳، شهریور ۱۳۵۸
  • قرن‌ آینده‌ عصر فوتونیک‌ است، آدینه، شماره‌ ۵۶، نوروز ۱۳۷۰، (قسمت‌ اول)
  • آموزش‌ سنتی‌ نفی‌ خلاقیت‌ آدمی‌ است، آدینه، شماره‌ ۵۸ - ۵۷، اردیبهشت‌ ۱۳۷۰، (قسمت‌ دوم)
  • برداشتی‌ مردمی‌ از فرهنگ‌، دنیای‌ سخن، شماره‌ ۶۱، شهریور و مهر ۱۳۷۳
  • پاسخ‌ و پندار و چند حدیث‌ ساده، دنیای‌ سخن، شماره‌ ۶۲، آبان‌ و آذر ۱۳۷۳
  • خاطراتی‌ از فروزانفر، کلک، شماره‌ ۷۵ - ۷۳، فروردین‌ - خرداد

[ویرایش] منابع

  1. ↑ آرین‌پور، امیرحسین (۱۳۳۷)، سیر فلسفه در ایران (محمد اقبال لاهوری)، توضیح مترجم، ص ۱۳
  • موسوی خوزستانی، جواد، کتاب توسعه، تهران: ۱۳۶۹خ به بعد، جلد ۱۲، ص ۴۶.
  • یادنامهٔ امیرحسین آریانپور
  • روزنامه ایران
  • مقاله شناسی امیرحسین آریان‌پور
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  4:56 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / طنزپردازان

طنزپردازان

  • عبید زاکانی
  • ایرج میرزا
  • دهخدا
  • کیومرث صابری فومنی

 

عبید زاکانی

 

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی معروف به عبید زاکانی شاعر و نویسندهٔ طنزپرداز فارسی‌زبان قرن هشتم هجری است. علت مشهور بودن او به (زاکانی) نسبت داشتن او به خاندان زاکان است که این خاندان تیره‌ای از «عرب بنی خفاجه» بودند که بعد از مهاجرت به ایران به نزدیکی رزن از توابع همدان رفتند ودر آن ناحیه ساکن شدند. بنا به گفتهٔ تاریخ نویسان «عبید» در طول حیات خود لقبهایی را از أمراء وحکام زمان خود گرفته‌است. و اشعار خوب و رسائل بی نظیری دارد.[۱]

عباس اقبال در مقدمه دیوان عبید می‌نویسد:

از شرح حال و وقایع زندگانی عبید زاکانی اطلاع مفصل در دست نیست. اطلاعات ما در این باب منحصر است به معلوماتی که حمدالله مستوفی معاصر عبید و پس از او دولتشاه سمرقندی در تذکره خود، تألیف شده در قرن ۸۹۲ ه.ق.، در ضمن شرحی مخلوط به افسانه در باب او به دست داده و مؤلف ریاض العلماء در باب بعضی از تألیفات او ذکر کرده‌است. معلومات دیگری نیز از اشعار و مؤلفات عبید به دست می‌آید. از مختصری که مؤلف تاریخ گزیده راجع به عبید نوشته‌است مطالب زیر استنباط می‌شود:

۱-اینکه او از جمله صدور وزرا بوده، ولی در هیچ منبعی به آن اشاره نشده‌است.

۲-نام شخص شاعر نظام الدین بوده‌است، در صورتی که در ابتدای غالب نسخ کلیات و در مقدمه‌هایی که بر آن نوشته‌اند وی را نجم الدین عبید زاکانی یاد کرده‌اند.

۳-نام شخصی شاعر عبیدالله و عبید تخلص شعری او است. خود او نیز در تخلص یکی از غزلهای خود می‌گوید:

گر کنی با دیگران جور و جفا   با عبیدالله زاکانی مکن

۴-عبید در هنگام تألیف تاریخ گزیده که قریب چهل سال پیش از مرگ اوست به اشعار خوب و رسائل بی نظیر خود شهرت داشته‌است. در تذکره دولتشاه سمرقندی چند حکایت راجع به عبید و مشاعرات او با جهان خاتون شاعره و سلمان ساوجی و ذکر تألیفی از او به نام شاه شیخ ابواسحاق در علم معانی و بیان و غیره هست.

عبید در تألیفات خود از چندین تن از پادشاهان و معاصرین خود مانند خواجه علاءالدین محمد، شاه شیخ ابوالحسن اینجو، رکن الدین عبدالملک وزیر سلطان اویس و شاه شجاع مظفری را یاد کرده‌است. وی از نوابغ بزرگان است. می‌توان او را تا یک اندازه شبیه به نویسنده بزرگ فرانسوی ولتر دانست.

  • وفات عبید زاکانی را تقی الدین کاشی در تذکره خود سال ۷۷۲ دانسته و صادق اصفهانی در کتاب شاهد صادق آن را ذیل

وقایع سال ۷۷۱ آورده‌است. امر مسلم این که عبید تا اواخر سال ۷۶۸ ه.ق. هنوز حیات داشته‌است.... و به نحو قطع و یقین وفات او بین سنوات ۷۶۸ و ۷۶۹ و یا ۷۷۲ رخ داده‌است.

  • از تألیفاتی که از او باقی است معلوم است که بیشتر منظور او انتقاد اوضاع زمان به زبان هزل و طیبت بوده‌است. مجموع اشعار جدی که از او باقی است و در کلیات به طبع رسیده‌است از ۳۰۰۰ بیت تجاوز نمی‌کنند.

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ طنز عبید
  • ۲ پانویس
  • ۳ منابع
  • ۴ پیوند به بیرون

[ویرایش] طنز عبید

صرفنظر از اینکه عبید شاعر بوده‌است، همگان نام او را با طنز و هزل عجین و اغلب عامه او را به لطایفش می‌شناسند. دیوان لطایف او شامل منظومه‌های زیر است. در این میان منظومه موش و گربه شهرت بسیار داشته و ریش نامه و صد پند از همه لطیف ترند. مانند بسیاری از طنزپردازان متقدم مانند سعدی شیرازی، طنز و هزل به یکسان در لطایف او راه یافته‌است.

  • اخلاق الاشراف
  • ریش نامه
  • صد پند
  • ترجیع بند ج...
  • تضمینات و قطعات
  • رباعیات
  • رساله دلگشا
  • تعریفات ملا دو پیاز
  • منظومه موش و گربه
  • منظومه سنگتراش
  • رساله ی تعریفات ملا دو پیازه

[ویرایش] پانویس

  1. ↑ کریمی، یوسف، زندگی‌نامهٔ مشهورترین شاعران ایران، تهران: ۱۳۸۵، ص۲۶۳.

[ویرایش] منابع

  • کلیات عبید زاکانی، عباس اقبال آشتیانی، تاریخ چاپ و ناشر ندارد
  • معراجی، منیر السادات. (آشنایی بازندگینامه شعرای نامی ایران) . چاپ تهران، نشر فرهنگ امروز، سال انتشار ۱۳۸۰ خورشیدی.

بهنامی، احمد . دوپاره از یک رساله (بررسی رساله ریش نامه )

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  5:24 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / طنزپردازان

علی‌اکبر دهخدا

علی‌اکبر دهخدا

علی‌اکبر دهخدا در جوانی
زادروز ۱۲۵۷ خورشیدی (۱۲۹۷ قمری)
تهران
درگذشت ۷ اسفند ۱۳۳۴
تهران
آرامگاه ابن بابویه
محل زندگی تهران، چهارمحال و بختیاری، وین، سوییس، استانبول
ملیت پرچم ایران ایران
لقب دخو
آثار لغت‌نامه دهخدا
امثال و حکم
گفتاورد دهخدا در ویکی‌گفتاورد


علی‌اکبر دهخدا (۱۲۵۷ تهران - ۷ اسفند ۱۳۳۴ تهران)، ادیب، لغت‌شناس، سیاستمدار و شاعر ایرانی و بنیان‌گذار لغت‌نامه دهخدا.

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ زندگی‌: دورهٔ اول (تا نیمه‌راه مشروطیت)
  • ۲ زندگی‌: دورهٔ دوم (تبعید و مهاجرت)
  • ۳ زندگی‌: دورهٔ سوم
  • ۴ لغت‌نامه
  • ۵ نمونهٔ اشعار
  • ۶ فهرست آثار
  • ۷ پانویس
  • ۸ منابع
  • ۹ پیوند به بیرون

[ویرایش] زندگی‌: دورهٔ اول (تا نیمه‌راه مشروطیت)

علی‌اکبر دهخدا در سال ۱۲۵۷ خورشیدی در تهران متولد شد. اگرچه اصلیت او قزوینی بود ولی پدرش خانباباخان که از ملاکان متوسط قزوین بود، پیش از ولادت وی از قزوین خارج شده و در تهران اقامت گزیده بود. هنگامی که او ده ساله بود پدرش فوت کرد. در آن زمان شیخ غلامحسین بروجردی که از دوستان خانوادگی آنها بود کار تدریس دهخدا را به عهده گرفت و دهخدا تحصیلات قدیمی را نزد او آموخت.

در زمان گشایش مدرسهٔ سیاسی وابسته به وزارت امور خارجه در سال ۱۳۱۷ قمری، دهخدا در آزمون ورودی مدرسه شرکت کرد و در آنجا مشغول تحصیل شد و چهار سال بعد جزو اولین فارغ‌التحصیلان مدرسهٔ سیاسی بود. طی این دوره با مبانی علوم جدید و زبان فرانسوی آشنا شد. معلم ادبیات فارسی آن مدرسه محمدحسین فروغی بود و گاه تدریس ادبیات کلاس را به عهده دهخدا می‌‌گذاشت. چون منزل پدری دهخدا در جوار منزل حاج شیخ هادی نجم‌آبادی بود، دهخدا از این موقعیت استفاده می‌‌کرد و از محضر او بهره‌ می‌‌گرفت.

پس از اتمام دوره مدرسهٔ سیاسی، دهخدا که اکنون میرزا علی‌اکبر خان قزوینی نامیده می‌شد، به خدمت وزارت امور خارجه درآمد و در سال ۱۲۸۱ هنگامی که معاون‌الدوله غفاری به‌عنوان سفیر ایران در کشورهای بالکان منصوب شده بود، دهخدا به‌عنوان منشی سفیر با او همراه شد. اقامت آنها در اروپا بیش از دو سال در و بیشتر در شهر وین بود. دهخدا از این دوره برای آشنایی بیشتر با زبان فرانسوی و دانش‌های جدید استفاده کرد. در سال ۱۲۸۴ به ایران بازگشت.

بازگشت دهخدا به ایران مقارن با آغاز مشروطیت بود. ابتدا به مدت شش ماه در اداره شوسهٔ خراسان که در مقاطعهٔ حسین آقا امین‌الضرب بود، به‌عنوان معاون و مترجم مسیو دوبروک مهندس بلژیکی استخدام شد.

در همین هنگام، میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسم خان تبریزی برای آغاز انتشار روزنامه صوراسرافیل که خود بنیان‌گذار آن بودند از او دعوت به همکاری کردند. دهخدا از ابتدا نویسندهٔ اصلی در صوراسرافیل بود. نخستین شمارهٔ این روزنامهٔ هفتگی پنج‌شنبه هفدهم ربیع‌الآخر ۱۳۲۵ قمری برابر دهم خرداد ۱۲۸۶ و ۳۰ مه ۱۹۰۷ در هشت صفحه در تهران منتشر شد. صوراسرافیل طی چهارده ماه بعدی با تعطیل‌ها و توقیف‌هایی که دید جمعاً سی و دو شماره منتشر شد که تاریخ آخرین شماره بیستم جمادی‌الاولی ۱۳۲۶ بود. دهخدا در آغاز هر شمارهٔ روزنامه مقاله‌ای در زمینهٔ مسائل سیاسی، اقتادی و اجتماعی و در پایان مقاله‌ای با عنوان چرند و پرند با نام مستعار می‌نوشت. سبک نگارش این مقالات در ادبیات فارسی بی‌سابقه بود و مکتب جدیدی را در روزنامه‌نگاری ایران و نثر فارسی معاصر پدید آورد.

مهم‌ترین نام مستعار میرزا علی‌اکبر خان قزوینی در چرندپرندش دخو بود. دخو مخفف کلمهٔ دهخداست، خطابی برای مردم ساده‌دل در قزوین، زادگاه پدر و اجداد نویسنده. البته دهخدا در اصل به معنی کدخدا و خداوند و بزرگ ده است. برخی نوشته‌های دهخدا موجب اعتراض‌ها شدید سنّت‌گرایان متعصب و طرفداران استبداد شد تا جایی که حتی حکم به تکفیر او دادند. مجلس چند بار راجع به نوشته‌های او به بحث و گفتگو پرداخت. در جلسهٔ بیستم شعبان ۱۳۲۵ اسدالله میرزا به شکایت انجمن اتحادیهٔ طلاب اشاره کرد. آقا سید محمد جعفر نماینده‌ای دیگر تصریح کرد که در شماره‌های ۱۲ و ۱۴ صور اسرافیل نوشته‌ای که به تکفیر بینجامد دیده نمی‌شود اما مطالب سیاسی را باید وزارت علوم و معارف نظر دهد. پس از یکی دو گفتار دیگر روزنامه به‌طور موقت توقیف شد. در این میان دهخدا نیز به مجلس احضار شد وتوانست با منطق و استدلال و حاضرجوابی مخالفان را مجاب کند. البته دهخدا را از در پشتی مجلس خارج کردند زیرا برخی متعصبان مسلح با سلاح گرم، آمادهٔ حمله به او بودند.

میرزا علی‌اکبر خان دهخدادر جوانی

[ویرایش] زندگی‌: دورهٔ دوم (تبعید و مهاجرت)

بعد از کودتای محمدعلی شاه در ۱۲۸۷، دهخدا همراه با عده‌ای از آزادی‌خواهان در سفارت انگلیس تحصن کردند. محمدعلی شاه که از این موضوع خشمگین بود با تبعید ایشان به کشورهای همجوار و اروپا موافقت کرد. به روایت ناظم‌الاسلام کرمانی بنا شد که شش نفر از کسانی که در «سفارتخانهٔ انگلیس بودند نفی و تبعید شوند که هر یک را از قرار ماهی صد و پنجاه تومان بدهند و غلام سفارت آنها را ببرد به سرحد برساند و رسید گرفته مراجعت کند، تا یک سال در خارجه باشند. پس از یک سال مختارند به هر جا بخواهند بروند و یا مراجعت کنند به ایران». راوی دیگر در باکو، چند تن از ایشان را نام می‌برد (سید حسن تقی‌زاده، میرزا محمد نجات، وحیدالملک، دهخدا، حسین پرویز) که «آزادی‌خواهان و تجار کمک کرده اعانه دادند»، و آنها «به‌علت ناسازگاری محیط از راه تفلیس به پاریس رفتند».

پس از ورود دهخدا و آزادی‌خواهان تبعیدی به پاریس، گروهی از آنها به دعوت ادوارد براون به لندن رفتند. میرزا آقا فرشی، سید حسن تقی‌زاده، معاضدالسلطنه و محمدعلی تربیت از آن جمله‌ بودند. اما معاضدالسلطنه اندکی بعد به پاریس بازگشت و با دهخدا در انتشار دوبارهٔ صوراسرافیل همکاری کرد. دهخدا دعوت براون را برای رفتن به لندن و نشر صوراسرافیل در آن شهر را نپذیرفت. براون استدلال می‌کرد که در انگلستان امکانات بیشتری مهیاست و روزنامه‌هایی مانند منچستر گاردین و دیلی نیوز هواخواه مشروطه‌اند و چیزهایی می‌نویسند، اما دهخدا بنابر مصالحی ترجیح داد که چنین نکند. دهخدا در پاریس با علامه محمد قزوینی معاشر بود.

چون امکان نشر روزنامه در پاریس نبود، گروه صوراسرافیل، یعنی دهخدا، میرزا قاسم خان تبریزی، میرزا محمد نجات و حسین پرویز، در آذر ۱۲۸۷ به شهرک ایوردُن (Yverdon) در سویس نقل مکان کردند، اما محل چاپ روزنامه با اتخاذ تدابیری همچنان در پاریس بود. دورهٔ دوم صوراسرافیل در ایوردن در دی و اسفند ۱۲۸۷ تنها سه شماره منتشر شد. مطالب و مقالات روزنامه به قلم دهخدا و بسیار تندتر و صریح‌تر از پیش بود. در شمارهٔ سوم دهخدا مسمط معروف خود «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» که آن را در یادبود میرزا جهانگیرخان شیرازی سروده بود به چاپ رساند. دهخدا در تبعید برخلاف همگنانش در وضعیت مالی بسیار دشواری می‌زیست. دوران تبعید دهخدا در اروپا بی‌نهایت پرتنش و افسرده‌کننده بود و گفته شده که حتی به خودکشی یا گرفتن تابعیت بیگانه فکر کرده بوده است.[۱]

در فروردین ۱۲۸۸ گروه ایوردن به استانبول رفتند و به انجمن سعادت ایرانیان پیوستند. این انجمن را گروهی از ایرانیان مشروطه‌خواه همچون یحیی دولت‌آبادی، محمدعلی تربیت و حسین دانش اصفهانی با استفاده از محیط آزادتری که با تحولات جدید در عثمانی فراهم شده بود تشکیل داده بودند. مهم‌ترین فعالیت سیاسی دهخدا در استانبول نشر چهارده یا پانزده شماره از روزنامهٔ سروش در فاصلهٔ تیر تا آبان ماه ۱۲۸۸ بود. مؤسس و مدیر روزنامه سید محمد توفیق و سردبیر آن علی‌اکبر دهخدا و نویسندگان آن معاضدالسلطنه، میرزا یحیی دولت‌آبادی و میرزا حسین دانش اصفهانی بودند.

در همان دورهٔ اقامت دهخدا در اروپا دورهٔ دوم روزنامهٔ روح‌القدس با گرایش رادیکال سوسیالیستی احتمالاً در پاریس، منتشر می‌شد که دبیر و نگارندهٔ آن میرزا علی‌اکبر خان دهخدا معرفی شده است. درمورد اینکه این شخص همان علی‌اکبر دهخدا بوده است یا نه اختلاف وجود دارد. [۲][۳]

پس از فتح تهران و خلع محمدعلی شاه، در انتخابات دورهٔ دوم مجلس شورای ملی علی‌اکبر دهخدا در حالی که هنوز در استانبول بود، هم از تهران و هم از کرمان (به نشانهٔ حق‌شناسی مردم این ایالت از بابت مقالات صوراسرافیل) به نمایندگی مجلس انتخاب شد. دهخدا نمایندگی مردم کرمان را پذیرفت. دهخدا در بازگشت به ایران و در ادامهٔ فعالیت سیاسی خود به حزب اعتدالیون پیوست و این برخلاف انتظار یاران سابق او بود که غالباً در حزب رقیب یعنی حزب دموکرات جمع شده بودند.

با آغاز جنگ جهانی اول و ورود نیروهای روسی به شمال ایران و نزدیک شدن آنها به پایتخت و سقوط دولت، دهخدا همراه با اعضای کمیتهٔ مهاجرت ابتدا به قم و سپس به کرمانشاه رفت. پس از انحلال حکومت در مهاجرت، دهخدا به مدت دو سال و نیم به دعوت روسای ایل بختیاری در مناطق چهارمحال بختیاری به سر برد و بخش عمده‌ای از این دوره را مهمان لطفعلی خان امیرمفخم در قلعهٔ دزک در نزدیکی فرخ‌شهر کنونی بود. در همانجا بود که اندیشهٔ تدوین لغت‌نامه یا فرهنگ‌نامه‌ای جامع برای زبان فارسی در ذهن او شکل گرفت و با استفاده از کتابخانهٔ امیرمفخم کار نگارش یادداشت‌های لازم برای لغت‌نامه و امثال و حکم را آغاز کرد.

[ویرایش] زندگی‌: دورهٔ سوم

پس از پایان جنگ جهانی اول، دهخدا از فعالیت‌های سیاسی کناره گرفت، و طی دورهٔ رضا شاه به کارهای علمی و ادبی و فرهنگی پراخت. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف (وزارت فرهنگ بعدی) و سپس ریاست تفتیش وزارت عدلیه (وزارت دادگستری بعدی) را به عهده داشت. در سال ۱۳۰۶ مدرسهٔ سیاسی به مدرسهٔ عالی حقوق و علوم سیاسی تغییر نام یافت و ریاست آن را علی‌اکبر دهخدا به عهده گرفت. در سال ۱۳۱۴ به عضویت فرهنگستان ایران انتخاب شد. از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ ریاست دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی را تا سال ۱۳۲۰ به عهده داشت. در این سال از خدمات دولتی بازنشسته شد و یکسره به کار لغت‌نامه پرداخت. در همین دوران بود که در جواب استفسار دوستان که چرا شعر و نثری به سبک آنچه در صوراسرافیل منتشر می‌کرد نمی‌سراید و نمی‌نویسد، می‌گفت: «در این زمانه بسیارند کسانی که حاضرند وقت و نیروی خود را صرف شعر گفتن و مقاله نوشتن و طبع و نشر آنها در روزنامه‌ها و مجلات کنند، ولی شاید کمتر کسی باشد که بخواهد و بتواند با تألیف آثاری مانند امثال و حکم و لغت‌نامه وظیفه‌ای دشوار و خسته‌کننده و طاقت‌سوز ولی واجب را تحمل نماید.» [۴] به سردبیر مجلهٔ آینده، دکتر محمود افشار یزدی که از او مقاله می‌خواست (پس از شهریور ۱۳۲۰) نوشت که «اگر میسر شد و گرفتاری‌ها اجازه داد مقالاتی می‌فرستم، با شرط عدم تحریف»؛ اما کمتر برای مطبوعات دست به قلم می‌برد.[۵]

در نخستین کنگرهٔ نویسندگان ایران در تیر ماه ۱۳۲۵ جزء هیئت رئیسه شرکت داشت، ولی از این کنگره (شاید به دلیل حضور چشمگیر حزب توده) چندان رضایتی نداشت.[۶] در اسفند ۱۳۲۹ در تأسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی شرکت کرد. در همان سال از جمله نویسندگان و اهل فرهنگی بود که بیانیهٔ صلح استکهلم را امضا کرد.

دهخدا در سال‌های نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکتر محمد مصدق، پشتیبان جدی او بود. در ماههای پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شایعهٔ تشکیل شورای سلطنت و ریاست شورای دهخدا، و حتی شایعهٔ جمهوری و ریاست جمهوری دهخدا بر سر زبان‌ها افتاد.[۷][۸] دستی نیز در کار بود که سرمقالهٔ نخست صوراسرافیل ایوردُن (دورهٔ دوم) را که حاوی حمله‌های بی‌پروایی به موجودیت پادشاهی در ایران بود برای رهبران سیاسی ارسال می‌کرد.[۹] در چنین وضعیتی بود که در روزهای اول بعد از کودتا، خانهٔ دهخدا توسط مأموران تفتیش شد و خود نیز مورد احضار و بازجویی قرار گرفت. به دلایل پیش‌گفته و نیز شرکت در نامهٔ سرگشاده علیه کنسرسیوم نفت در سال بعد، نام دهخدا را از خیابان محل زندگی‌اش برداشتند.

علی‌اکبر دهخدا در روز دوشنبه هفتم اسفند ماه ۱۳۳۴ در سن ۷۷ سالگی در خانه مسکونی خود در خیابان ایرانشهر تهران درگذشت. پیکر او به شهر ری مشایعت و در ابن بابویه در مقبره خانوادگی مدفون گردید.

[ویرایش] لغت‌نامه

مقدمات انتشار لغت‌نامهٔ دهخدا از اواخر دههٔ ۱۳۰۰ شمسی با مساعدت دولت فراهم شد و اولین قراردادها برای این منظور سال‌‌های ۱۳۱۳ و ۱۳۱۴ بین وزارت معارف و علی‌اکبر دهخدا منعقد شد. اولین مجلد لغت‌نامه در سال ۱۳۱۸ منتشر شد، اما به‌دلیل کندی کار چاپخانه بانک ملی، آغاز جنگ جهانی دوم و حجم وسیع کار، چاپ لغت‌نامه متوقف شد. پس از پایان جنگ، اندیشهٔ چاپ و نشر تألیف دهخدا به یک ایدهٔ ملی تبدیل شد. سرانجام در سال ۱۳۲۵ با طرح پیشنهادی عده‌ای از نمایندگان مجلس شورای ملی (در رأس آنها محمد مصدق) و به دنبال آن تصویب مادهٔ واحده‌ای در مجلس، وزارت فرهنگ مکلف به تأمین کارمندان و امکانات لازم برای تدوین لغت‌نامه شد. به این ترتیب، لغت‌نامه از یادداشت‌های گردآوری شده توسط دهخدا بسیار فراتر رفت، و سازمان لغت‌نامه از آغاز تا پایان نشر کتاب، از همکاری تعدادی از لغت‌شناسان برخوردار شد که نام‌های آنها در مقدمهٔ ویرایش جدید (سال ۱۳۷۷) به‌عنوان عضو هیئت مؤلفان لغت‌نامه آمده است.

معاونت ادارهٔ لغت‌نامه با دکتر محمد معین بود تا در سال ۱۳۳۴ مجلس شورای ملی ادارهٔ لغت‌نامه را از منزل دهخدا به مجلس منتقل ساخت و دهخدا دکتر معین را به ریاست اداره معرفی کرد و طی دو وصیت‌نامه او را مسئول کلیهٔ فیش‌ها و ادامهٔ کار چاپ لغت‌نامه قرار داد. پس از درگذشت دهخدا در اسفند ۱۳۳۴ محل لغت‌نامه تا سال ۱۳۳۷ همچنان در مجلس شورای ملی بود و از آن پس به دانشگاه تهران منتقل شد.

[ویرایش] نمونهٔ اشعار

دهخدا مسمط معروف خود «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» را در یادبود میرزا جهانگیر خان شیرازی مدیر روزنامه صور اسرافیل سرود:

ای مرغ سحر، چو این شب تار   بگذاشت ز سر سیاهکاری
وز نفحهٔ روح‌بخش اسحار   رفت از سر خفتگان خماری
بگشود گره ز زلف زر تار   محبوبهٔ نیلگون عماری
یزدان به کمال شد پدیدار   واهریمن زشتخو حصاری

یاد آر ز شمع مرده، یاد آر

ای مونس یوسف اندر این بند   تعبیر عیان چو شد تو را خواب
دل پر ز شعف، لب از شکر خند   محسود عدو، به کام اصحاب
رفتی بر یار خویش و پیوند   آزادتر از نسیم و مهتاب
زان کو همه شام با تو یک چند   در آرزوی وصال احباب

اختر به سحر شمرده، یاد آر

چون باغ شود دوباره خرم   ای بلبل مستمند مسکین
وز سنبل و سوری و سپرغم   آفاق، نگارخانهٔ چین
گل، سرخ و به رخ عرق ز شبنم   تو داده ز کف قرار و تمکین
زان نوگل پیشرس که در غم   ناداده به نار شوق تسکین

از سردی دی، فسرده یاد آر

ای همره تیه پور عمران   بگذشت چو این سنین معدود
وان شاهد نغز بزم عرفان   بنمود چو وعد خویش مشهود
وز مذبح زر چو شد به کیوان   هر صبح شمیم عنبر و عود
زان كو به گناه قوم نادان   در حسرت روی ارض موعود

بر بادیه جان‌سپرده یادآر

چون گشت ز نو زمانه آباد   ای کودك دورهٔ طلایی
وز طاعت بندگان خود شاد   بگرفت ز سر خدا، خدایی
نه رسم ارم، نه اسم شداد   گل بست زبان ژاژخایی
زان كس كه ز نوك تیغ جلاد   مأخوذ به جرم حق‌ستایی

تسنیم وصال خورده، یادآر


 

[ویرایش] فهرست آثار

علی‌اکبر دهخدا در اواخر عمر
  • لغت‌نامه
  • امثال و حکم
  • چرند و پرند (مجموعه مقالات).
  • فرهنگ فرانسه به زبان فارسی
  • ابوریحان بیرونی
  • تعلیقات بر دیوان ناصر خسرو
  • پندها و کلمات قصار
  • دیوان شعر
  • تصحیح دیوان منوچهری
  • تصحیح دیوان حافظ
  • تصحیح دیوان سید حسن غزنوی
  • تصحیح دیوان مسعود سعد
  • تصحیح دیوان سوزنی سمرقندی
  • تصحیح دیوان فرخی سیستانی
  • تصحیح دیوان ابن یمین
  • تصحیح لغت فرس اسدی
  • تصحیح صحاح الفرس
  • تصحیح یوسف و زلیخا
  • ترجمهٔ روح القوانین مونتسکیو (منتشرنشده)
  • ترجمهٔ عظمت و انحطاط رومیان
دست خط فارسی (مربوط به علامه دهخدا)

[ویرایش] پانویس

  1. ↑ پیشینه‌های اقتصادی-اجتماعی جنبش مشروطیت، خسرو شاکری ص ۳۰۷
  2. ↑ صوراسرافیل و علی‌اکبر دهخدا، یک بررسی تاریخی و ادبی، ص ۹۶
  3. ↑ پیدایش حزب کمونیست ایران، تقی شاهین، تهران، ۱۳۵۸
  4. ↑ غلامحسین یوسفی، دیدار با اهل قلم، جلد دوم، ۱۳۵۸
  5. ↑ صوراسرافیل و علی‌اکبر دهخدا، یک بررسی تاریخی و ادبی، ص ۱۰۷
  6. ↑ همانجا، ص ۱۰۹
  7. ↑ مردی که می‌توانست اولین رئیس جمهور ایران باشد
  8. ↑ دهخدامرد بزرگی که قرار بوداولین رئیس جمهور ایران باشد
  9. ↑ صوراسرافیل و علی‌اکبر دهخدا، یک بررسی تاریخی و ادبی، ص ۱۱۰


 

[ویرایش] منابع

  • لغت‌نامهٔ دهخدا، مقدمه
  • صوراسرافیل و علی‌اکبر دهخدا، یک بررسی تاریخی و ادبی، کامیار عابدی، تهران ۱۳۷۹
  • دهخدا، مرغ سحر در شب تار، به‌کوشش ولی‌الله درودیان، تهران ۱۳۸۳
  • پیشینه‌های اقتصادی-اجتماعی جنبش مشروطیت و انکشاف سوسیال دموکراسی، خسرو شاکری، تهران ۱۳۸۴


 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  5:27 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:تاريخ ادبيات ايران / طنزپردازان

کیومرث صابری فومنی

 

کیومرث صابری فومنی (شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۳)، معروف به گل آقا، پایه‌گذار مؤسسه گل آقا، نویسنده، طنزنویس، و معلم ایرانی بود.

وی در فومن در شمال ایران در حالی که چند روز قبل از تولد پدرش را از دست داده بود، به دنیا آمد. تولد وی هم‌زمان با هجوم نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به ایران در خلال جنگ جهانی دوم بود و پدرش به دست نیروهای کمونیستی کشته شد.

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ فعالیت‌های پیش از انقلاب ایران
  • ۲ صابری، پس از انقلاب
  • ۳ هفته‌نامهٔ گل آقا
  • ۴ پایان کار هفته‌نامه
  • ۵ موسسهٔ گل آقا
  • ۶ مرگ
  • ۷ پیوندهای بیرونی

[ویرایش] فعالیت‌های پیش از انقلاب ایران

او از دانشگاه تهران فوق لیسانس ادبیات داشت و به معلمی مشغول بود. در مدرسه همکار و دوست نزدیک رجایی شد. هم‌زمان در مجله توفیق فعالیت می‌کرد و معاونت سردبیری این مجله را بر عهده داشت که با توقیف شدن توفیق فعالیت وی نیز در آن نشریه به پایان رسید.

[ویرایش] صابری، پس از انقلاب

صابری پس از انقلاب در دولت موقت مهندس مهدی بازرگان به عنوان مدیر کل بازرگانی وزارت آموزش و پرورش مشغول به کار شد و با تشکیل اولین دولت، به عنوان مشاور فرهنگی نخست‌وزیر محمد علی رجایی به کار مشغول شد.

وی در سال ۱۳۶۲، در حالی که شانس به دست آوردن پست وزارت را نیز داشت، ناگهان از همهٔ مسئولیت‌های دولتی خود کناره گرفت و پس از مدتی، از روز ۲۳ دی سال ۱۳۶۳ شروع به نوشتن یادداشت‌های روزانهٔ طنز با نام مستعار «گل آقا» و تحت عنوان «دو کلمه حرف حساب» با محتوای انتقاد از دستگاه‌های دولتی و مشکلات موجود جامعه در صفحهٔ سوم روزنامه اطلاعات کرد، که نقطه عطفی در طنز نویسی ایران و احیاگر طنز مطبوعاتی بعد از انقلاب بود.

یادداشت‌های «دو کلمه حرف حساب» به خاطر شرایط سال ۱۳۶۳ که متأثر از جنگ و بحث‌های ایدئولوژیک و خشونت بود توانست با زبان طنز نوین خود و بهره گرفتن از شخصیت‌های خیالی نظیر «شاغلام»، «غضنفر»، «ممصادق»، و «کمینه عیال ممصادق»، تحولی در جامعه ایجاد سازد که با توجه به جو محدود آن سال‌ها، این کار فقط از گل آقا بر می‌آمد.

[ویرایش] هفته‌نامهٔ گل آقا

پس از گذشت شش سال از نوشتن یادداشت‌های دو کلمه حرف حساب، صابری تصمیم گرفت که اولین هفته‌نامهٔ طنز پس از انقلاب را منتشر سازد. وی با هدف تیراژ صد هزار نسخه، در ۱ آبان سال ۱۳۶۹ اولین نسخهٔ هفته‌نامهٔ گل آقا را به قیمت ۱۵ تومان منتشر کرد که با نایاب شدن نسخه‌های اولیه مجبور به تجدید چاپ شد. از همکاران او در روزهای نخست می‌توان از مرتضی فرجیان، سید ابراهیم نبوی، محمد رفیع ضیای، احمد عربانی، ناصر پاک‌شیر و در این اواخر منوچهر احترامی، ابولفضل زرویی نصرآباد، رضا رفیع و بزرگمهر حسین پور نام برد.

فعالیت‌های گل آقا منحصر به هفته‌نامه باقی نماند. ماهنامهٔ گل آقا، سالنامهٔ گل آقا، هفته‌نامهٔ «بچه‌ها...گل آقا»، انتشارات گل آقا برای انتشار کتب طنز و کاریکاتور، و سرانجام خانهٔ طنز ایران جهت پرورش طنزنویسان جوان، از دیگر فعالیت‌های کیومرث صابری بود.

[ویرایش] پایان کار هفته‌نامه

در ۲ آبان سال ۱۳۸۱، و در دوازدهمین سالگرد انتشار هفته‌نامهٔ گل آقا، هم‌زمان با چاپ ۵۴۸مین شماره، گل آقا تصمیم به تعطیلی هفته‌نامه به دلایلی نامعلوم گرفت، و با چاپ سرمقالهٔ شماره ۵۴۸، که این بار در آن نه شاغلام و غضنفری بود و نه گل آقایی، با نام صابری از تصمیم خود برای پایان کار هفته‌نامه خبر داد.

[ویرایش] موسسهٔ گل آقا

نوشتار اصلی: موسسهٔ گل آقا

از موسسات بنیانگذاری شده توسط صابری است که هم اکنون با نشر هفته نامهٔ بچه‌ها گل آقا ماهنامه و سالنامه گل آقا و نشر کتبی دربارهٔ طنز به کار خود ادامه می‌دهد.

[ویرایش] مرگ

کیومرث صابری فومنی(قب) پس از تحمل یک بیماری سنگین (سرطان خون)، در صبح ۱۱ اردیبهشت سال ۱۳۸۳ در بیمارستان مهر تهران دارفانی را وداع گفت. در حالی که به اصرار خودش جز سه چهار نفر، کسی از بیماری اش خبر نداشت تا دلی آزرده نشود و خاطری اندوهگین نگردد.

  • قب = قربانش بریم(فرهنگ لغات گل آقایی)
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 10 اسفند 1389  5:28 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها