يادداشت/
ضرورت برخورد قاطع قضايي با ورزشكاران متخلف
خبرگزاري فارس: بعيد است كه مسئولان فوتبال به اين زوديها از خواب زمستاني بيدار شوند تا فكري هم براي اخلاق در فوتبال كنند. اما يكي از ابزارهايي كه ميتواند اين معضل را نه از طريق دلخواه و فرهنگسازي كه از راه برخورد قانوني حل كند و مانع از افزايش بياخلاقيها در جامعه شود، برخورد قاطع دستگاه قضايي با اين ورزشكاران متخلف است.
به گزارش خبرنگار قضايي فارس در جامعه امروز، الگوهاي متعددي براي نسل نوجوان و جوان وجود دارد كه متاسفانه يا خوشبختانه، ورزشكاران و در بين آنها فوتباليستها سهم عمده را به خود اختصاص دادهاند.
به ندرت پيش ميآيد كه به اتاق خواب يك نوجوان برويم ولي پوستري از يك فوتباليست در آن نبينيم و اين نشاندهنده عمق نفوذ عملكرد جامعه ورزش و بهخصوص فوتبال در ذهن نوجوانان است.
در دهههاي گذشته افرادي مانند تختيها و دهداريها الگوي نوجوانان و جوانان ما بودند كه در كنار حس قهرماني، روحيه پهلواني را هم با فعاليتهاي خيرخواهانه و جوانمردانه كه انجام ميدادند، تحريك ميكردند.
اما امروز متاسفانه جامعه ورزش به خصوص فوتبال، از فضاي مطلوب آن زمان فاصله گرفته و نهتنها جوانان اميدي به قهرماني ندارند كه ديگر نميتوان بسياري از ورزشكاران را حتي در ليست كانديداي پهلواني هم قرار داد.
خدا ميداند تا مدتي ديگر كه آخرين بازيكنان نسل گذشته هم از اين فوتبال خداحافظي كنند، ديگر بايد دلمان را به اخلاق كدام بازيكن خوش كنيم.
آيا وقتي مسئولان فوتبال ما، مانند ديگر مسئولان اجرايي كشور، از وظايف اصلي خود فارغ شده و به جنگ و جدل با يكديگر پرداختهاند، ميتوان دلخوش بود كه فرهنگ و اخلاق در اين فوتبال زنده بماند؟
وقتي مسئولان ورزش و مخصوصا فوتبال به راحتي و بدون هيچ دغدغهاي در مقابل چندين دوربين، سخنان چند پهلو و خارج از اخلاق بر زبان جاري ميسازند ديگر چه اميدي مي توان به نوجوان و جواني داشت كه تازه پا به عرصه پر تلاطم فوتبال گذاشته است، داشت؟
متاسفانه از سالها قبل كه مسئولان فوتبال به دنبال حرفهاي شدن بودند گويا اخلاق و فرهنگ تنها چيزي بود كه قرار نبود در اين حرفهاي شدن جايي داشته باشد.
پرداخت بدون منطق دستمزدهاي گزاف به بازيكنان و عدم توجه و رسيدگي به مقوله اخلاق و همچنين مطرح نكردن درست و دقيق تعهداتي كه بازيكن بايد نسبت به باشگاه و حتي جامعه داشته باشد، باعث شد كه بسياري از بازيكنان جوان ما و البته برخي پا به سن گذاشتهها، اسير منجلاب فساد شوند.
وقتي هيچ نظارت و كنترلي بر بازيكنان وجود نداشته باشد، نتيجه آن ميشود كه بازيكن فوتبال ما در ساعاتي كه بايد در استراحت باشد، يا در پارتيها و مهمانيهاي آنچناني حضور دارد يا در دام اعتياد. وقتي هم كه دستگير ميشوند مديران باشگاهها به خاطر حفظ آبروي خود و باشگاه با ابزارهاي مختلف آنها را آزاد ميكنند.
بعيد است كه مسئولان فوتبال به اين زوديها از خواب زمستاني بيدار شوند تا فكري هم براي اخلاق در فوتبال كنند. اما يكي از ابزارهايي كه ميتواند اين معضل را نه از طريق دلخواه و فرهنگسازي كه از راه برخورد قانوني حل كند و مانع از افزايش بياخلاقيها در جامعه شود، برخورد قاطع دستگاه قضايي با اين ورزشكاران متخلف است.
بحث برخورد با اين عده كه هر از چندگاهي خبر حضور آنها در فلان مهماني و پارتي در صدر اخبار برخي جرايد و رسانهها قرار مي گيرد نبايد در همين نقطه و فقط ذكر چند اسم اختصاري متوقف بماند و قطعا بايد مانند ديگر مجرمان با آنها برخورد شود.
اين افراد بايد بدانند همانطور كه با زدن چند گل و به واسطه برخي رسانهها مشهور مي شوند، به محض اينكه پاي خود را از مسير اخلاتق بيرون گذارند، از ذهن مردم هم محو خواهند شد.
چرا فوتباليستي كه چند صد ميليون تومان از پول بيتالمال براي يك سال بازي كردن او هزينه ميشود، به راحتي اخلاق را هم مانند توپ فوتبال لگد بزند و اصلا به اين موضوع توجه نكند كه بسياري از نوجوانان و جوانان جامعه، او را الگوي خود قرار دادهاند.
دستگاه قضايي ميتواند و بايد در زمان بيتوجهي بسياري از مسئولان فوتبال و كساني كه مقوله فرهنگ در ورزش بر عهده آنها است، با ابزاري كه در اختيار دارد و آن برخورد قضايي و قانوني است، تا حدي اخلاق از دست رفته فوتبال را بازگرداند.
انتهاي پيام/ب