گل قاصد کي فرستاده تو رو؟
کي به تو گفته ز من ياد کني؟
کي به تو گفته منو شاد کني؟
اون که از چشم سياهش دل من غم می گیره؟
مگه تنها شده باز؟ مگه رسوا شده باز
مگه پروانه ميخواد؟ دل ديوانه می خواد؟
چه ميدونم گل قاصد چي بگم
ديگه دل از همه سرده به خدا
ميدونم بر نميگرده به خدا
اي نسيم سحري...
اي سبک رقص پيام آور صبح...
زير گوشم چي ميگي؟
کي فرستاده تو رو؟
کي به تو گفته که از سر ببري خواب مرا؟
کي به تو گفته که از دل ببري تاب مرا
چي بگم با تو نسيم سحري؟
ديگه دل از همه سرده به خدا
ميدونم بر نميگرده به خدا...
شما اي زنجره ها
چي ميگين با دل افسرده من؟
کي فرستاده شما رو دم اين پنجرها؟
مگه اون اشکاي شورو نديدين؟
مگه اون قلب صبورو نديدين؟
دل من سنگ صبور، دل من جام بلور
ديگه افتاد و شکست...
ديگه من موندم و درد
ديگه من موندم و خاموشي سرد...
کي ميگه قصه بخونين همه تون؟
شما اي زنجره ها، اينو بدونين همتون
ديگه دل از همه سرده به خدا
ميدونم بر نميگرده بهخدا
موج دريا چي ميگي؟
با دل خسته تنها چي ميگي؟
از کي ميگي؟
کي به تو گفته که فرياد کني؟
کي به تو گفته منو ياد کني؟
اون که خون دلمو ريخته توي شيشه غم؟
به تو گفتم چي ميگفت...
به تو گفتم که شبا خواب نداشت...
دلش از دوري من تا نداشت...
من پر از او بودم... يا که جادو بودم..
ميدوني؟
اونچه که بود... قصه اي بيش نبود...
چي شد اون مهر و وفا؟
چي شد اون لطف و صفا؟
همه بود رنگ وریا؟
به تو اي موج قشنگ
چي بگم از دل تنگ؟
برو تا ساحل دور... تا دل چشمه نور...
گر به او باز رسيدي بده پيغام مرا
که مبر نام مرا...
به سر سنگ فراموشي و درد
بشکن جام مرا...
که دل از همه سرده به خدا
پر درده به خدا
ميدونم بر نميگرده به خدا