0

کلیدهای موفقیت

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:کلیدهای موفقیت

 

ویژگی های دستیار مدیر


  ویژگی های دستیار مدیربه نظر می آید که نیاز شرکت ها به یک دستیار یا یک منشی مدیر بیشتر و بیشتر می شود. اما توانایی هایی مورد درخواست برای این سمت ها نیز متفاوت است. یکی از کارشناسان امر می گوید: دستیار مدیر، چه در داخل شرکت و چه در خارج از آن، منعکس کننده وجهه شرکت است. لذا ظاهر وی اهمیت بسیاری دارد و رازداری نیز یکی دیگر از ویژ گی های اوست.
دستیاران عموماً با مخاطبین رده بالا طرف هستند و باید بطور مداوم خود را با محیط پیرامون سازگار کنند. در این میان تحصیلات دستیاران اهمیت بسیاری دارد. افرادی که در رشته های دستیاری مدیریت دو زبانه یا سه زبانه و یا مدیریت شرکت های کوچک و متوسط تحصیل کرده اند، بیشتر مورد تقاضا هستند. یک کارشناس دیگر می گوید: جوانان لیسانس که هم دانش نظری دارند و هم تجربه عملی، بهتر از عهده این کار بر می آیند.
تسلط بر یک زبان خارجی بسیار ضروری است و دانستن یک زبان سوم بر قابلیت دستیار می افزاید. شرکت ها اغلب در پی افرادی هستند که زبان های خارجی را در سطوح بالاتری یاد گرفته اند که باید بتوانند مقصود خود را به این زبان ها بیان کنند و توانایی های کاملی در نگارش آنها داشته باشند. لذا کارشناسان رشته های زبان کاربردی به شرطی که دارای تجربه کاری باشند، از اولویت برخوردارند.
علاوه بر زبان، تسلط بر کامپیوتر نیز یکی دیگر از ویژگی های دستیاران است. آشنایی با نرم افزارهای تایپ، ترجمه و صفحه آرایی و به ویژه برنامه Power Point اهمیت خاصی دارد. دستیار باید بتواند اسلاید های باکیفیتی هم به زبان مادری و هم به دو یا سه زبان خارجی تهیه کند.
تبحر در اینترنت و تکنولوژی های نوین نیز از جایگاه بالایی برخوردار است.
شرکت ها همچنین انتظار دارند که داوطلبین شغل دستیاری، در یک چند حرفه تخصص داشته باشند. البته تخصص های مورد انتظار به نوع فعالیت شرکت بستگی دارد.
مثلاً کانون وکلا و یا شرکت های خدمات مالی به دنبال افرادی هستند که به ترتیب در رشته حقوق یا رشته های مالی، تحصیلات و تجربه کاری داشته باشند.
منشی می تواند بازوی دست مدیر باشد، لذا باید توانایی های خاصی را در خود پرورش دهد. او باید در سازماندهی سفرها، سمینارها و تنظیم برنامه های کاری تبحر داشته باشد. این قابلیت ها را یک شبه نمی توان به دست آورد و فرد داوطلب باید به معنای واقعی در این زمینه ها تخصص داشته باشد.
● آیا کار منشی گری ویژه زنان است یا مردان؟
در قرن نوزدهم این شغل بیشتر به عهده مردان بود، اما قرن بیستم آن را به انحصار زنان درآورد. یکی از کارشناسان می گوید: حضور مردان در این شغل بسیار کم است. اما کم کم مردان جایگاه مهمی در این عرصه می یابند به ویژه در برخی بخش های فعال مانند مدیریت منابع انسانی، کانون های وکلا، تدارکات و امور مربوط به صادرات.
برخی از داوطلبان فکر می کنند ارسال سریع درخواست شغل از طریق پست الکترنیکی (E-Mail) می تواند در انتخاب آنها مؤثر باشد. اما دست اندرکاران امر استخدام در شرکت ها بیشتر به قابلیت های فردی که قرار است دستیار مدیر شود توجه می کنند. لذا فرقی نمی کند که داوطلب برای اولین تماس تلفن بزند، E-Mail بفرستد یا اینکه نامه بنویسد!    

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 25 بهمن 1389  4:58 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:کلیدهای موفقیت

 

ویژگیهای لازم برای یک رهبر و مدیر موفق


  ویژگیهای لازم برای یک رهبر و مدیر موفقممکن است در زندگی با افراد زیادی روبه رو شوید که فکر می کنند توانایی و مهارت رهبر شدن را دارند، اما معدود افرادی را می بینید که واقعاً از آن مهارت ها بهره مند باشند. رهبری قابل یادگیری است، اما خیلی از ما آن را دست کم گرفته و فکر میکنیم که با خصوصیات و مهارت های مدیریت و رهبری زاده شده ایم. و از اینرو این مرحله ی مهم پیشرفت نادیده انگاشته می شود.
خیلی از مردم هم پیرو افکار رسانه ها هستند و تصور میکنند که رهبران، قهرمانانی هستند که باید جان همه را نجات دهند؛ آنها این واقعیت را نادیده می گیرند که رهبران نیز موجوداتی فناپذیر هستند که همان اشتباهاتی که همه ی ما ممکن است مرتکب شویم را انجام می دهند.
اما یک چیز هست که درمورد رهبران کاملاً متفاوت است: آنها می توانند به عقب برگردند. رهبران واقعی، بعد از شکست هنوز قادرند ما را متقاعد کنند که بار دیگر از آنها پیروی کرده و آن راه را طی کنیم.
اما سؤال مهم این است: چه خصوصیاتی این افراد را از بقیه جدا میکند و چگونه میتوانیم این ویژگی ها و خصوصیات را در خود ایجاد کنیم؟
● الهام
یک رهبر بیش از یک فرد است؛ او در راس گروه است. این اوست که به نظر می رسد همیشه می داند چه باید بکند و همه برای مشاوره و راهنمایی سراغ او می روند.
او نه تنها دیدگاه خوبی دارد، بلکه می داند چطور باید با دیگران ارتباط برقرار کند. یک رهبر خوب باید بتواند پیامش را با منطق به دیگران برساند. نتیجه این است که همه معمولاً تحت تاثیر روشنی دیدگاه او و راسخ بودن اعتقادش قرار می گیرند و خیلی زود از او پیروی خواهند کرد.
با اینکه مردم معمولاً از توانایی های رهبر در شگفت هستند، اما منبع اصلی و واقعی الهام او از دو تمرینی ناشی می شود که همه می توانند انجام دهند: برنامه ریزی و هدفمندی. رهبر کسی است که تعیین می کند چه اهدافی اهمیت بیشتری دارد و برایی رسیدن به آن اهداف طرح ریزی و برنامه ریزی می کند. او همان کسی است که برای هر مشکلی، راه حلی در آستین دارد، چون او قبل از اینکه حتی شما کارتان را شروع کنید، آن مسائل را به دقت بررسی کرده است.
● اعتماد به نفس
رهبران واقعی از خودشان کاملاً مطمئنند. آنها احساس می کنند که ظرفیت و توانایی آن را دارند که از حد متوسط بالاتر روند و باعث تحقق پذیرفتن کارها شوند.
معمولاً این اعتماد از این واقعیت ریشه می گیرد که آنها افرادی بسیار بامهارت هستند و می دانند برای تحقق پذیرفتن امور چه باید بکنند. از طرف دیگر، برخی رهبران موفق خودشان خیلی بامهارت و کاردان نیستند اما می توانند اینگونه افراد را تشخیص دهند.
● ثبات قدم
یک رهبر قدرتمند باید روی حرف و فکر خود ثبات و پایداری نشان دهد و زود تحت تاثیر نظرات و دیدگاه های مختلف قرار نگیرد. اما، این را نباید با کله شقی و لجاجت اشتباه گرفت که اشتباهی مهلک است. درعوض، یک رهبر موفق باید بتواند تصمیماتی منطقی و عقلانی و عاری از تعصب بگیرد.
● میل به ریسک کردن
خیلی از افراد ریسک نمی کنند چون از شکست می ترسند. اما اگر شما یک رهبر موفق هستید باید از خود بپرسید: آیا این کار ارزش ریسک کردن دارد؟
یک رهبر واقعی اگر تشخیص داده است که فواید آن کار بیشتر از خطرات احتمالی آن است، باید بتواند سایرین را هم هدایت کند. اما در این صورت هم باز خیلی از ما جرات و جسارت خطر کردن را نداریم، اما همیشه افرادی که همیشه بیشترین ریسک را می کنند، از امن ترین موقعیت برخوردارند.
اگر خطر را بررسی کرده اید و تشخیص داده اید که ارزش ریسک کردن دارد، باید بتوانید بر این مانع ذهنی غلبه کنید. اگر اینکار برایتان دشوار است، طرحریزی کنید. هرچه آمادگیتان بیشتر باشد، موقعیت هم برایتان کم خطرتر خواهد بود.
● سماجت و پیگیری
رهبران بدون جنگ و جدال تسلیم نمی شوند. همیشه همه چیز آسان به دست نمی آید، و رهبران باید آنقدر تلاش کنند تا بالاخره موفق شوند. اما همچنین باید هوشیار باشند که برای جنگی که معلوم است عاقبت آن شکست است تلاش نکنند، در این مورد باید از تقشه دوم استفاده کنند.
● قطعیت و یقین
شما به عنوان یک رهبر باید بتوانید تصمیمات دشواری را که دیگران از گرفتن آن ترس دارند را با قطعیت بگیرید. رهبرانی که خیلی نرم و ملایم باشند معمولاً قادر به اتمام کارها نخواهند بود و اغلب مورد سوء استفاده قرار می گیرند. باید بتوانید در مواقعی که کارتان ایجاب می کند حتی بی رحم هم باشید و همچنین بر تصمیماتتان استوار باشید.
● چند بعدی بودن
رهبران معمولاً با همه ی جنبه های کارشان آشنا هستند و می دانند هر کاری چطور انجام می گیرد. این دیدگاه وسیع، اگر با باریکبینی و توجه به جزئیات همراه شود، آنان را قادر می سازد تا مسائل را بهتر و سریعتر از دیگران تشخیص دهند.
● میل به فداکاری
آیا حاضرید برای انجام شدن کار همه چیزتان را بگذارید؟ رهبر شدن موقعیتی سخت است، چون نیاز به مواجهه و کنترل بسیار زیاد با دیگران دارد. و این ممکن است زندگی خصوصی شما را هم درگیر کند. باید ببینید می توانید این فداکاری را انجام دهید یا نه!
● قابلیت سازگاری
استراتژی ها و راهکارهایی که امروز جواب می دهند، ممکن است فردا به درد نخورند، و یک رهبر باید خیلی سریع این مسئله را تشخیص دهد. همانطور که شرکت باید خود را وفق دهد، مدیر و رهبر هم باید بتواند. او باید بطور مداوم مهارت های تازه بیاموزد و رویکردهای تازه ای را امتحان کند.
رهبر نباید حتی لحظه ای هدف خود یا هدف زیردستان خود را فراموش کند. اگر اینکار را بکند، منسوخ و قدیمی خواهد بود و دیگران را هم با خودش پایین خواهد کشید. از اینرو مهم است که رهبر بتواند خود را با تغییرات هماهنگ کند و دیگران نیز به آن سو هدایت کند.
● رهبر شدن....
رهبر شدن نیازمند زمان و تلاش بسیار است، اما تقریباً برای همه ممکن است. از خودتان بپرسید که چرا دیگران باید به حرف شما گوش دهند و آنقدر تلاش کنید تا کسی شوید که احترام آنها را جلب کند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 25 بهمن 1389  5:00 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:کلیدهای موفقیت

 

هفت راز برای مدیران موفق


  ۱- مدیران موفق نمونه بارز هستند : اکثر مدیران موفق هم از جایگاه فردی برخوردارند و هم از ارزش سازمانی ، هم از دانش علمی برخوردارند و هم از مهارتهای تجربی . با این عمل باید گفت هم در سازمان و هم در خارج از آن نمونه هستند
۲- مدیران موفق از همه یک چیز می خواهند: آنها می توانند مهارتها ، دانش و فرهنگ لازم برای سازمان و فرد را به منظور نیل به موفقیت عملی سازند . این مدیران برای رسیدن به اهداف خود بی صبرانه عمل می کنند . ماموریت آنها این نبوده که خودشان را در آینه ببینند ، بلکه این است که توان بالقوه خود را به کمک هم نشان دهند .
۳- مدیران موفق دیگران را هدایت می کنند : از نظر آنها هر برخورد بین افراد ، یک فرصت برای هدایت است . فرصتها عمدتا محدود به زمان هستند . این هدایت شامل مجموعه ای از رفتارها ، آموزش ، معرفی ، مشورت و غیره می شود . تمرکز اصلی همه این فعالیتها ، کمک به افراد موفق دیگر است . این نوع مدیران به صورت فعال و ثابت در بهبود عملکرد موثر بوده و به نیروهای خود کمک می کنند تا مستعدتر گردند .
۴- مدیران موفق عملکرد را پیگیری می کنند : آنها برای سنجش عملکرد ، معیارهای اندازه گیری در اختیار دارند و به طور واضح نکات مثبت و منفی موفقیت را برای هر فرد در سازمان بیان می کنند . آنها به فرد مسئولیت می دهند و انتظار پاسخ دارند .
۵- مدیران موفق هدایت خود را سطح بندی می کنند : آنها تشخیص می دهند که باید به برخی از گروهها مسئولیت بزرگتری واگذار کنند و مدیران آینده را برای ایجاد رهبری در بین دیگران آماده می کنند . این مدیران با دادن فرصتهایی به این گونه افراد ، توانایی های خود را با توسعه مهارت در دیگران افزایش می دهند .
۶- مدیران موفق دارای یک برنامه قوی هستند : بسیاری از گروهها از مسئولیت های جاری خود راضی هستند . مدیران موفق این امر را بهانه ای برای عدم رشد در سازمان در نظر نمی گیرند . این دسته از مدیران بطور مرتب موانع را از میان بر می دارند و روشهای جدیدی برای رشد و بهبود امور خود ایجاد می کنند .
۷- مدیران موفق تکرار ، تکرار و تکرار می کنند : مدیران خوب سطح موفقیت خود را از طریق ثبات و نظم به دست می آورند و به موفقیت دیگران از راه تکرار کمک می کنند . آنها خوب می دانند که تنها روش نگهداری سطح بالایی از موفقیت ، یاد آوری و نظم است .    

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 25 بهمن 1389  5:02 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:کلیدهای موفقیت

 

همراه با ساعت بهره وری ، چگونه مدیران را به رهبران تبدیل کنیم ؟


  همراه با ساعت بهره وری ، چگونه مدیران را به رهبران تبدیل کنیم ؟مدیر رهبر
۱- دارای دیدگاه کوتاه مدت است دارای دیدگاه بلند مدت است
۲- بیشتر ، نگاهش به زمان حال سازمان است بیشتر نگاهش به آینده سازمان است
۳- تأکید بر سیستم ها و ساختار ها و کنترل دارد . تأکید بر روابط انسانی ، انسان ها و روحیه دادن دارد.
۴- به دنبال ثبات و آرامش است به دنبال انعطاف و تغییر است
۵- دارای کارکنان است دارای پیروان است
۶- وضعیت موجود را می پذیرد و اداره می کند وضعیت موجود را به چالش می کشاند و نوآوری می کند
۷- اجرا می کند هدایت می کند
۸- کارها را درست انجام می دهد کارهای درست را انجام می دهد
۹- بیشتر کارها جاری را انجام می دهد بیشتر به ابداع و نوآوری می پردازد
۱۰-تغییر را تهدید می داند و از آن می پرهیزد به تغییر به عنوان فرصت نگاه می کند و آن را دنبال می کند
۱۱- بیشتر دوست دارد حرف بزند بیشتر دوست داردگوش کند
۱۲- مسائل را خودش حل می کند پیروان را توانمند می سازد تا مسائل را حل کنند

دکتر قام انصاری رنانی
دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 25 بهمن 1389  5:04 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:کلیدهای موفقیت

 

همکاری


  همکارییادگیری کار کردن با همدیگر به عنوان یک تیم بر اساس « مجموعه اصولی » ساخته می شود که به وسیله مأموریت و اهداف ، نقشها و مسئولیت ها ، رویه ها و تجارب تبیین می شود . با این عناصر ، فرصت برای همکاری و روابط قوی تیمی بسیار خوب است . کار کردن با یکدیگر به عنوان چشم پوشی از تفاوتهای شخصی نیست بلکه به معنی درک تفاوتها و پذیرش آنهاست به گونه ای که با رویه هائی که تیم در مورد آنها موافقت کرده ، سازگار است . یک مدیر به عنوان رهبر یک تیم باید برای پیدا کردن زمینه های مشترک در مواردی که تضادهائی وجود دارد تلاش کند ، روابط درون تیم و ارتباطات بیرونی را مدیریت کند و عالیترین عملکرد را به وجود آورد .
● تیم های با عملکرد عالی
- روحیه و غرور تیمی وجود دارد .
- تحمل تضاد وجود دارد و تأکید روی راه حل است .
- تضاد تأیید می شود و آشکار بحث می شود .
- اعضای تیم صریح هستند و با یکدیگر روابط دوستانه دارند .
- اعضای تیم یکدیگر را حمایت می کنند .
● تیم های با عملکرد ضعیف
- روحیه تیمی قوی وجود ندارد .
- تضاد پنهانی بین اعضای تیم وجود دارد.
- از عنوان کردن تضاد اجتناب می شود و یا به طور سازنده برخورد نمی شود .
- روابط اعضای تیم غیر دوستانه است .
- اعضای تیم حالت تدافعی با یکدیگر دارند .

سعید الهوئی  

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 25 بهمن 1389  5:08 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:کلیدهای موفقیت

 

همیشه رو به جلو


  همیشه رو به جلوجاری سازی یک ایده نو مانند بحث خود کنترلی در یک سازمان جوان کلی انرژی از یک مدیر می گیرد تا همه به این اعتقاد برسند که می شود اینکار را کرد .این مفهوم که یک بنگاه اقتصادی باید سود ده باشد باید بالاترین راندمان کاری را داشته باشد و اگر این بنگاه دولتی است این نگرش باید بیشتر تقویت شود چون سرمایه از آن بیت المال است برای جاری ساختنش باید یک مدیر کلی باز انرژی صرف کند . خیلی از بنگاههای ما سرمایه های ملی را بهدر می دهند .تعهد اجتماعی که همان اعتقاد به سود آوری یک بنگاه است در خیلی از آنها در حد صفر است . مطمئن باشیم که با این روش به بن بست خواهیم رسید .شاید ما آخرین نسل از اقتصاد سنتی و اولین نسل از اقتصاد نوین در کشور باشیم . ما باید از این مرحله عبور کنیم . ثروت ملی فراوان داریم .
نیروی انسانی فراوان و جوان داریم .نمی گویم با هوشترین در جهان هستیم که سالیان سال است در باد این تعریف خوابیده ایم .ولی جوانانی داریم که با تعلیم و تربیت درست خیلی کارها را می توانند انجام دهند . بهترین ماشین آلات را می توانیم بخریم . تنها چیزی که مانع جهش بزرگ ما می شود سیستم های کهنه اقتصادی و مدیریتی است . ماشین الات اگر با یک نگاه مدیریتی درست و دلسوز خریداری نشود مشتی آهن پاره است . نیروی انسانی با مدیریت غلط می شوند کسانی که باید پی در پی برایشان قانون بگذاریم تا بتونیم از انها کار بکشیم. ما فقط به مدیران با هوش نیاز نداریم ما بیشتر از این به مدیران سخت کوش نیاز داریم .مدیری که در سنگر حتی فیزیکی کار حضور خط اولی داشته باشد و در روز تعطیل نیز در دفتر کارش حضور داشته باشد. تغییر عادات غلط سخت کوشی می خواهد . جاری سازی یک تفکر نو در سازمان سخت کوشی می خواهد . عافیت جویانه حقوق خویش را گرفتن و منتظر فرصت نشستن تا غنیمتی برای خویش شکار کنیم نه ما را به غنیمت شخصی میرساند و نه سازمان را به سر منزل مقصود . می گویند برای جاری سازی یک تفکر در سازمان بیان ان در حد شش بار جواب می دهد ولی می بینیم حتی در سازمانهای جوان نیز این میزان به بیست بار هم میرسد .
سازمانهای ما انسانهای عاشق می خواهند انسانهای فداکار می خواهند .سازمانهای ما کارمند نمی خواهند که سر ساعت بیاید و برود و آسه که گربه شاخش نزند . سازمانهای ما انسانهای فداکار می خواهد . مدیری که یک سر دارد و هزار سودا .حضورش در سازمان در حداقل ممکن است یا اگر هم هست در حال گفتگوی تلفنی با هزار جا است که ربطی به کارش ندارد .چند جا مشاوره می دهد و…. یک مدیر شش دانگ نیست یک مدیر وفادار نیست . سازمانهای ما نیازمند مدیران وفادارند . سازمانهای ما باید بتوانند اهداف دراز مدت برای خود تعیین کنند . و همه مدیران و کارکنان خود را موظف به اجرای ان ببینند . شاید در شرایطی که بر تعداد مجهولات معادلات چند مجهولی ما هر روزه افزوده می شود اینکار سخت باشد ولی ناممکن نیست و کسانی می توانند از این میدان موفق خارج شوند که قوی تر باشند و قوت سازمانهای ما تنها و تنها نیروی انسانی و یا به تعبییر بهتر منابع انسانی آنها است . مدیران سازمانها باید بتوانند خوب یارگیری کنند .تعیین پست هر کس را خوب انجام دهند . گذاشتن یک فوروارد تیز چنگ در خط دفاع یا یک هافبک بازیگردان در نوک حمله سوء مدیریت است . چیدمان نیروها باید مناسب باشد .
هر کس باید بداند چه وظیفه ای دارد . اینکه بگوییم تو فورواردی برو ببینم چکار می کنی مدیریت و مربیگری نیست . باید فوروارد بداند در هر بازی چه نقشی را متناسب با همان بازی دارد . باید بداند در نیمه اول بازی باید چه نقشی را بازی کند و در نیمه دوم چه. باید بداند در تک تک دقایق بازی چه نقشی دارد .
باید بداند اگر تیم یک گل جلو بود چکار کند و اگر یک گل عقب بودند چکار. اینها همان ساختن انسانهای فرز در یک سازمان چالاک است . اگر می خواهیم به جام جهانی برویم بازی کنیم نمی شود با بازیکن تیغی زن محله ای اینکار را انجام داد . بازی در جام جهانی و حضور یک شرکت در سطح جهانی نیازمند بازیکن با تکنیک و تفکر جهانی است . تیم باید هماهنگ باشد . نمی توانیم یک فوروارد کوتاه قد در بازی بگذاریم و روش سانتر از جناحین را اجرا کنیم در حالی که مدافعان تیم حریف یک سرو گردن از فورواردهای ما بلند تر هستند . نمی توانیم قوی ترین فوروارد خود را در کنار یک بازیکن بگذاریم که اصول ساده پاس دادن را بلد نیست و از آنها بخواهیم که با هم هماهنگ باشند و خوب بازی کنند . نمی توانیم در ذهنمان تیم هجومی و با بازی رو به جلو را مد نظر داشته باشیم ولی فوروارد و هافبک ترسو و محافظه کار و دفاعی را در بازی قرار دهیم . تعیین نقش درست افراد در تیم بعهده مدیر است… ما می توانیم به یک جهش اقتصادی بزرگ در سازمانهایمان دست پیدا کنیم .اگر بخواهیم!    

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 25 بهمن 1389  5:10 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:کلیدهای موفقیت

 

یک دقیقه


  یک دقیقهبرای اینکه بتوانیم بر وقت خود بهتر مدیریت کنیم، می بایست ارزش وقت خود را درک نماییم. درک ارزش وقت، مهمترین گام در راه بهبود مدیریت وقت است. قدم نخستینی است که اگر درست برداشته شود آگاهی برای رسیدن به مقصد را در طول مسیر به فرد می دهد.
غفلت از ارزش زمان است که باعث می شود فرد به آفات وقت خود توجه نکند، در پی تقسیم اوقات خود و برنامه ریزی در زندگی نبوده و مصمم از استفاده بهتر از وقتش نباشد. تقسیم اوقات گام مهمی برای تنظیم برنامه روزانه به حساب می آید. اکثر کسانی که نمی توانند مدیریت موفقی بر وقت خود داشته باشند، در حقیقت قادر به تقسیم اوقات خود نیستند. شناخت و برنامه ریزی برای دقایق زندگی هنری است که هرکس به آن دسترسی پیدا نمی کند. برای دستیابی به این هنر باید بر دقایق متمرکز شد و به این روش عمل کرد که:
۱ ) هر روز صبح یک دقیقه وقت برای خودتان کنار بگذارید، بنشینید و فکر کنید.
۲) یک دقیقه وقت بگذارید و کار کوچکی برای ارج نهادن به خود انجام دهید.
۳) یک دقیقه وقت بگذارید و بر آن شوید که امروز را از افسوس های گذشته و دلواپسی های آینده پاک کنید.
۴) یک دقیقه وقت بگذارید و فکر کنید یک مورد نگران کننده تا چه اندازه ارزش غصه خوردن و تنش عصبی دارد.
۵) یک دقیقه وقت بگذارید و نگذارید که چیزهای کوچک شادمانی شما ر ا بر هم بزند.
۶) یک دقیقه وقت بگذارید و اثرات حرف های غیر منصفانه را از بین ببرید
۷) یک دقیقه وقت بگذارید تا از افکار منفی خلاص شوید .
۸) یک دقیقه وقت بگذارید و تجربه ای لذت بخش را به خاطر بیاورید.
۹) یک دقیقه وقت بگذارید تا به تمدد اعصاب بپردازید.
۱۰) یک دقیقه وقت بگذارید و تصمیم بگیرید که از هیچ کس انتظار تشکر نداشته باشید.
۱۱) یک دقیقه وقت بگذارید و بر آن شوید که اجازه ندهید کسی در شما احساس حقارت به وجود بیاورد و بالاخره آخرین دقیقه روز خود را به این اختصاص دهید که تصمیم بگیرید به هیچ وجه در مورد آنچه دیگران ممکن است درباره شما بگویند یا فکر کنند نگران نباشید.
تفکیک اوقات، اولویت بندی اقدامات، بهبود مدت اجرا هر یک از این موارد، جایگاه ویژه ای در مدیریت وقت دارد و باید در به کارگیری آنها دقت نمود.
یکی از راه های مناسب برای شناسایی آفات وقت، بررسی عملکرد روزانه است. هر فرد با نوشتن اقداماتی که در روز انجام داده است و با تجزیه و تحلیل موارد برای مدت یک هفته تا یک ماه که بستگی به میزان گرفتاری وی به آفات وقت دارد، می تواند اشکالات موجود را بیاید.
در حقیقت یکی از ملزومات اجرایی نمودن مدیریت وقت، تنظیم برنامه است. عده ای در برابر برنامه مقاومت می کنند،چرا که معتقدند برنامه ریزی ما را در موارد غیر مترقبه در بند می کشد و مسایل ناگهانی را در نظر نمی گیرند در حالی که برنامه ریزی خوب در حقیقت نه تنها باعث دربند شدن فرد نمی شود، بلکه باعث آزادی وی می گردد. یک برنامه ریز هوشیار برای تغییرات و بحران ها و آنچه انتظار آن نمی رفته است، جایی در برنامه خود در نظر می گیرد. برنامه ریزی وقت می گیرد، وقتی که در حقیقت باعث حفظ اوقات در دراز مدت است و کلید اصلی در بهره برداری موثر از وقت می باشد.
ابتدایی ترین طریق مدیریت بر وقت، فهرست کردن کارهایی است که فرد در روز باید انجام دهد. تغییرات شرایط روحی فرد و وضعیت سلامتی وی در پیگیری برنامه نقش دارد. پس نباید با برنامه ریزی های غیرقابل انعطاف، مانعی بزرگ در راه نظم اوقات خود به وجود آورد.    

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 25 بهمن 1389  5:11 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:کلیدهای موفقیت

 

یک رئیس جدید و همکاران جدید


  یک رئیس جدید و همکاران جدیدمعمولاً در یك پست جدید با یك رئیس جدید و همین طور همكاران جدید روبه رو می شویم. اما حتی اگر رئیس و همكاران ما همان افراد قبلی باشند باز هم رابطه ما با آنها رابطه ای جدید و متفاوت خواهد بود. این مسئله بیشتر در مورد شركتهای متوسط صدق می كند.
در چنین شرایطی باید به این مسئله بیندیشیم كه آیا باید نحوه همكاری خود را با آنان تغییر دهیم یا نه. اگر پاسخ مثبت است چگونه باید به همكاری خود با آنها در پست جدید ادامه دهیم.
● دستورالعمل هایی شفاف در پایان صدروز اول
كسی كه بتواند از سه ماهه اول به خوبی در جهت شناخت محیط جدید استفاده كند، در پایان این مدت خواهد توانست محیطی شفاف برای خود، همكاران و رئیسش فراهم آورد.
اكنون نوبت اتخاذ اولین تصمیم ها رسیده است. تصمیم هایی كه دیگران بتوانند آنها را دیده و حس كنند. اكنون می توان معیارها و انتظارات تازه را برای همگان تشریح كرد و از آنها خواست كه خود را با این معیارها همسو كنند.
● موفقیت هایی سریع و آشكار
به هنگام ابلاغ دستورالعمل ها، اهداف و معیارها و همین طور اتخاذ تصمیم های جدید، باید گوشه چشمی نیز به لزوم دست یابی به موفقیت های سریع و محسوس داشته باشیم. زیرا رئیس جدید باید محسوس باشد و البته این محسوس بودن بدین معنا نیست كه صرفاً به حرف زدن و بیان اهداف معیارهای جدید بسنده كند، بلكه باید به واسطه كسب اولین نتایج، حضور خود را به دیگران اعلام كند. هر قدر یك مدیر در این راه موفق تر باشد، بهتر می تواند اعتماد دیگران را جلب كرده و جایگاه خود را تثبیت نماید. زیرا كسب اولین موفقیت ها باعث می شود كه حركت در مسیر جدید با عزمی راسخ تر و نیرویی بیشتر انجام گیرد.
اگر پست جدید برای ما مناسب نبود چه كنیم؟
می توان چنین حالت نه چندان نادری را تصور كرد كه مدیری پس از طی صد روز اول به این نتیجه برسد كه اصلاً برای پست جدید مناسب نیست. شاید در پست جدید مسئولیت های او بسیار سنگین است و شاید هم او اصلاً مایل به انجام وظایف تازه نیست.
در چنین حالتی، فرد در شرایط بسیار دشواری قرار می گیرد.
- آیا باید با رنج و مرارت همه مشكلات را تحمل كرد؟ یا اینكه باید نزد رئیس رفت و با صداقت و صراحت تمام، همه چیز را به او گفت و از او خواست كه پست جدیدی به ما بدهد؟
در این گونه موارد توصیه می شود با صراحت تمام، همه چیز را بگویید و خواستار تغییر شغل شوید. البته این كار جسارت بسیاری می خواهد. در این گونه موارد شخصیت ما که در بوته آزمایش قرار می گیرد، با وجود تمام مشكلاتی كه این كار به همراه دارد. پیامدهای آن را به مراتب راحت تر می توان تحمل كرد تا اینكه بخواهیم بر پستی كه اصلاً مناسب آن نیستیم باقی بمانیم.
به هر حال باید به نكته توجه داشته باشیم كه مدیران ارشد و رؤسای دوایر پرسنلی معمولاً می دانند كه باید چنین تصمیم هایی را جدی بگیرند و به فردی كه چنین تصمیمی گرفته است، كمك كنند. بدون شك كسی كه با صراحت تمام به ناتوانی خود از انجام وظیفه ای خاص اعتراف می كند، مهره بسیار ارزشمندی است كه اگر در پست مناسب به كار گرفته شود، بسار مفید واقع می شود. در واقع چنین افرادی در مقایسه با كسانی كه تلاش می كنند بر همه چیز سرپوش بگذارند بسیار مسئولیت پذیر هستند.    

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 25 بهمن 1389  5:12 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:کلیدهای موفقیت

 

یک مدیر باید ثبات و توافق را ایجاد کند


  یک مدیر باید ثبات و توافق را ایجاد کنداز بهترین افراد استفاده کنید. فاصله‌ی بهره‌وری بین کارمندان عالی و متوسط باید مدنظر قرار گیرد. اگر برای انجام پروژه‌ای که در دست دارید زمان کمی‌دارید و کیفیت کار نیز برایتان مهم است، حتماً بهترین‌ها را در تیم جمع کنید. ممکن است استخدام آنها کمی‌ برایتان گران تمام شود، اما از طریق آن‌ها بیشترین بازده نصیبتان خواهد شد.
دقت کنید افرادی که انتخاب می‌کنید، مهارت‌های مورد نیاز (مثل مهارت‌های اجتماعی، شخصیت و انگیزه) و قدرت ذهنی لازم برای حل مشکلات و تجزیه و تحلیل مسائل و همچنین چشمی ‌باریک بین داشته باشند. البته ممکن است به خاطر زمان کمی ‌که دارید، مجبور شوید که کمی ‌در استخدام اعضاء عجله به خرج دهید. باید هر طور شده از عجله اجتناب کنید. به دقت افراد را بررسی کرده و بعد انتخاب کنید تا نتیجه مورد نظر عایدتان شود.
کارها را برحسب مهارت و انگیزه تخصیص دهید. مدیران هیچگاه کارمندان را تشویق نکرده و به آن‌ها انگیزه نمی‌دهند، این خود افراد هستند که باید در خود انگیزه ایجاد کنند. اگر کارها را برحسب انگیزه ی هر فرد به او واگذار کنید، مطمئن باشید که به خوبی انجام خواهد شد. اگر به کارمندان خود اجازه دهید که در حوزه مورد علاقه شان فعالیت کنند، هیچگاه با مشکل مواجه نخواهید بود.
رفتار مدیر می‌تواند به کارمندان کمک کند تا انگیزه‌های درونی خود را بشناسند. مدیر باید یک مربی باشد تا ثبات و توافق در امور حاصل شود. اگر مدیر بتواند از روی شخصیت کارمندان پی به مهارت‌های آن‌ها ببرد، بسیار موفق خواهد بود. به طور مثال کارمندی که روابط عمومی‌خوبی دارد، اگر در پشت زمینه از او کار گرفته شود، اعتماد به خود را از دست می‌دهند و نخواهد توانست به خوبی کار کنند. افراد فعال و آنها که دوست دارند زود نتیجه ی کار خود را ببینند، اگر در قسمت فروش به کار گرفته شوند موفقیت زیادی از آنِ شرکت خواهند کرد.     خبرگزاری ایسنا
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 25 بهمن 1389  5:16 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:کلیدهای موفقیت

 

یوشیو کاندو Yoshio Kondo


  یوشیو کاندو Yoshio Kondoپروفسور كاندو در سال ۱۹۲۴ در ژاپن‌ متولد و در ۱۹۴۵ از دانشگاه‌ كیوتو فارغ‌ التحصیل‌ شد . كاندو معتقد است‌ ،كه‌ " كیفیت‌ با طبیعت‌ انسان‌ سازگار تر از موضوع‌ هزینه‌ و بهره‌ وری‌ است‌ ، چون‌ كیفیت‌ نه‌ تنها بر زندگی‌ انسان‌به‌ مدت‌ طولانی‌ تری‌ اثر می‌ گذارد بلكه‌ مورد توجه‌ تولیدكنندگان‌ و مشتریان‌ نیز هست‌ و علاوه‌ بر این‌ ، برای‌دسترسی‌ به‌ مرغوبیت‌ بالاتر محصولات‌ و خدمات‌ ، ایجاد انگیزه‌ در كاركنان‌ بسیار مهم‌ است‌ .
كاندو بر رابطه‌ بین‌ كیفیت‌ و نیروی‌ انسانی‌ تأكید خاصی‌ داشته‌ و انسانیت‌ را اساس‌ انگیزه‌ می‌ داند و بیان‌ می‌ كند كه‌ كار انسان‌ بایستی‌ شامل‌ سه‌ عنصر اساسی‌ زیر باشد :
● خلاقیت‌ - لذت‌ اندیشیدن‌
● فعالیت‌ بدنی‌ - لذت‌ كاركردن‌ با عرق‌ پیشانی‌
● اجتماعی‌ بودن‌ - لذت‌ سهیم‌ بودن‌ در خوشی‌ و غم‌ همكاران‌
كاندو در كتاب‌ خود تحت‌ عنوان‌ " انگیزه‌ انسانی‌ - یك‌ عامل‌ حیاتی‌ برای‌ مدیریت‌ " تصریح‌ می‌ كند كه‌ : كار هرچه‌ خلاق‌ تر باشد نقش‌ مهمی‌ در ایجاد انگیزه‌ دارد . وی‌ چهار اقدام‌ عمده‌ زیر را در پشتیبانی‌ چنین‌ فرایندی‌پیشنهاد می‌ كند :
۱- وقتی‌ دستورالعمل‌ كار را صادر می‌ كنید ، اهداف‌ واقعی‌ كار را روشن‌ كنید
۲ - سعی‌ كنید افراد قویا" احساس‌ مسئولیت‌ برای‌ انجام‌ دادن‌ كار خود كنند
۳ - برای‌ خلق‌ ایده‌ های‌ نو فرصت‌ بدهید
۴ - ایده‌ ها را بپرورانید و بگذارید به‌ بار بنشینند
او معتقد است‌ با رعایت‌ اصول‌ چهارگانه‌ این‌ امكان‌ بوجود می‌آید تا كار به‌ عنوان‌ یك‌ فعالیت‌ خلاق‌ جلوه‌گر گردد و نیز اگر عقاید ایجاد و پرورش‌ یابند افراد درگیر ، اتكا به‌ نفس‌ را احساس‌ نموده‌ و این‌ تجربه‌ گرانقیمتی‌ از دیدگاه‌ انگیزش‌ است‌.     پایگاه اطلاع‌رسانی دانشگاه علوم پزشکی تبریز
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 25 بهمن 1389  5:17 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها