تفاوت های آرزو و حسرت
آرزو خواست قلبی برای وقوع امری در گذشته و یا آینده است که تحقق آن سخت ویا ناشدنی است .
آرزو با امید و طمع و حسرت تفاوت دارد.
امید در امور ممکن و حسرت در چیزهای قریب الوقوع به کار میرود (التحقیق فی کلمات القرآن ، بجنوردی) و حسرت ، افسوس بر گذشته است به گونهای که قابل جبران نیست. یکی از کاربردهای واژه امنیه، آرزو است. (نگاه کنید : ترجمه تفسیر المیزان ج 14 ص 552 چاپ مدرسین 1367)
بنابراین ممکن است گفته شود که شیاطین میکوشیدند در آرزوهایی هدایتی ایشان نسبت به مردم تصرف کنند و با ایجاد نوعی القا، پیامبران و در نتیجه مردمان را از زبان آنان را گمراه کنند. چنان که شیطان در وعده نخست خود پس از سرباز زدن از سجده و رانده شدن از درگاه الهی گفت: و لامنینهم و لامرنهم ...( سوره نساء آیه 119) این ایجاد امنیه و القای آرزوها از سوی شیطان خاص برخی نیست بلکه شامل همگان میشود ولی خداوند در همان جا میفرماید که این امکان از تو نسبت به پیامبران سلب میشود که آنان را گمراه کنی و شیطان نیز تصدیق میکند که: الا عبادک المخلصون، اما این بدان معنا نیست که القائاتی نداشته باشد ولی این القائات نسبت به آنان کار ساز نیست و درباره دیگران به ویژه اولیا و دوستان وی تاثیر گذار خواهد بود( همان پیشین) .
بنابراین هدف شیاطین از القای وحی شیطانی در امنیه پیامبران ، ایجاد زمینههای شک و تردید در دیگران است. این گونه میشود که دو دسته از انسانها یعنی بیماردلان و سخت دلان در پی این القائات رفته و گمراهی را در پیش میگیرند. البته این ویژگی آزمون و فتنه تنها از راه القائات شیطانی انجام نمیگیرد. روشهای متنوع و متفاوتی را خدا برای آزمونی بشر و ابتلا او برای ساختن انسان کامل در پیش میگیرد. حتی گاه در گزارشهای قرآنی دیده شده است که آیات الهی خود از این خصوصیت آزمونی برخوردارند. قرآن در آیات بسیار حکایت میکند که هر آیه وحیانی الهی ، برای مومنان هدایت و برای گمراهان وکافران دامن زدن به گمراهی است.(سوره اسراء آیه 82) این شامل همه آیات محکم و متشابه میشود و خاص متشابهات نیست که از خصلت دوگانگی برخوردار میباشد و موجبات فتنه و آزمون را فراهم میآورد.(سوره آل عمران آیه 7 ) بنابراین خصلت آزمونی ویژگی القائات شیطانی نیست و نمیتوان آن را هدف شیطان بر شمرد. در حقیقت آن چه شیطان میجوید ، گمراهی انسان است ولی خداوند همین هدف شیطان را به صورت آزمونی برای انسان در میآورد .
معنای دیگری که برای امنیه گفتهاند، فرض و تقدیر است. برخی دیگر آن را به معنای تلاوت و قرائت دانستهاند.( ترجمه المیزان ، همان جا)
نویسندگان تفسیر نمونه درباره این واژه چنین مینویسند: ریشه اصلی این واژه ماده منی است . در اصل به معنای تقدیر و فرض است و اگر به نطفه انسان و جانور منی میگویند به خاطر این است که صورت بندی از طریق آن انجام میگیرد. و اگر به مرگ "منیه" میگویند به خاطر آن است که اجل مقدر انسان در آن فرا میرسد. آرزوها را از این رو تمنی میگویند که انسان تقدیر و تصویر آن را در ذهن خود میگیرد .
نتیجه آن که ریشه اصلی این کلمه در همه جا به معنای تقدیر و فرض و تصویر باز میگردد. (تفسیر نمونه ذیل آیات مورد بحث سوره حج)
علامه طباطبایی درباره بیماردلان و سنگ دلان مینویسد: آن قلبی است که حقی را زود تصور میکند ولی دیر تصدیق و باور میکند و سنگ دلان کسانی هستند که هم دیرتصور و هم دیر تصدیق میکند
در ادامه تفسیر نمونه تاکید میکند که معنای تلاوت برای این واژه نادرست و بعید از کاربردهای عربی است و نمیتوان آن را به معنای تلاوت و قرائت دانست؛ هر چند که با افسانه غرانیق هماهنگ داشته باشد. ( همان جا)
القای در امنیه بر پایه معنای نخست این است که ما هیچ پیامبری را نفرستاده ایم مگر آن که هر گاه آرزویی کرد و رسیدن به مقصد و هدف دینی خود را خواست شیطان در امنیه او القا و وحی کرد و در آرزویش دست انداخت و مردم را در دین او وسوسه کرد و ستمکاران را بر انگیخت تا پیامبری را از هدفش دور سازد. ولی خدا دخل و تصرف شیطانی را زایل نمود و آیات خودش را استوار و حاکم ساخت.
معنای دوم آن است که ما هر پیامبری را که فرستادیم وقتی او آیات الهی را میخواند شیطان شبهههایی را در دلهای مردمان میافکند و ایشان را وسوسه میکرد تا با آن آیات به مجادله برخیزند و ایمان مومنان را سست و فاسد سازند ولی خداوند آن چه از شبهات که شیطان به کار میبرد باطل کرد و پیامبرش را موفق به رد آن شبهات نمود و یا آیهای نازل کرد تا آن را رد کند.
این القائات در دو دسته تاثیر گذار است کسانی که بیمار دل هستند و حالت تعقل در آنان از میان رفته است و به چیزهایی که باید به طور طبیعی معتقد میشدند نمیتواند معتقد شوند و شک میکنند. دسته دوم سنگ دلان هستند و آنان کسانی هستند که عنصر عاطفه در ایشان مرده است و عواطف رقیقی را که قلب ادارک میکند و واکنش عاطفی از خود نشان میدهد را بروز نمیدهد. تواضع و خشوع ندارد و از رحمت و لطف و مهربانی در او خبری نیست.
علامه طباطبایی درباره بیماردلان و سنگ دلان مینویسد: آن قلبی است که حقی را زود تصور میکند ولی دیر تصدیق و باور میکند و سنگ دلان کسانی هستند که هم دیرتصور و هم دیر تصدیق میکند.(ترجمه تفسیر المیزان ص 554)
وی بر این باور است که القائات شیطانی که زمینه را علیه حق و اهل آن تباه میسازد، هر چند مستند به شیطان است ولی از آن جایی که همه در ملک اویند بدون اذن او تاثیری نخواهد داشت . اگر تاثیر میگذارد به جهت مصلحتی است که در آن است که همان آزمون بشر است.( اسراء آیه 20)
عصمت پیامبران در تلقی و حفظ و بیان است. به این معنا که هم در گرفتن وحی و هم حفظ آن و هم در بیان و ارایه آن برخوردار از عصمت هستند.
مطلبی که باید بر آن تاکید کرد عصمت پیامبران در تلقی و حفظ و بیان است. به این معنا که هم در گرفتن وحی و هم حفظ آن و هم در بیان و ارایه آن برخوردار از عصمت هستند. این مساله با توجه به آیات دیگر به خوبی اثبات شده و میشود . حتی این آیه نیز مثبت عصمت است به این معنا که حتی القائات شیطانی اگر به صورت سخن باشد نسخ میشود و تنها آیات الهی استوار و پا برجاست . به این معنا که اگر تصرفی برای شیطان باشد این تصرف در حوزههای سه گانه نیست و شیطان نمیتواند در زبان رسول تصرف کند و آیاتی را به عنوان قرآن جا بزند ؛ زیرا این مخالف عصمت و هدف ارسال پیامبران از سوی خداست. به این معنا که تصرف در بخشهای سه گانه موجب سلب اعتماد به آن چه پیامبر آورده میشود و افزون بر لغویت وحی موجبات دوری از هدف فراهم میآید که بیان هدایت است.
نتیجه گیری :
در یک نتیجه گیری کلی می توان گفت ؛ طبق آیات قرآن ،امکان تحقق و و القای وحی برای ابلیس وشیاطین (جنیان)نیز وجود دارد .
نکته ی دیگر آنکه باید دانست عملیات وحی ، یک رابطه دوسویه بوده ، به طوری که برای یک القای درست وبدون نقص ، لوازمی وجود دارد که مهمترین آنها ؛ وجود سنخیت ومشابهت ما بین دو طرفه وحی می باشد .
نکته ای که باید به آن توجه شود آن است که ؛آدمی باید بتواند وحی الهی را از وحی و القای شیطانی تمایز دهد و این مهمّ صورت نمی گیرد جز به وسیله ی شناخت نشانه های وحی شیطانی !
از نشانه های وحی شیطانی ؛ ایجاد مجادله واختلاف ،زخرف القول می باشد که اگر چنین حالاتی در القایی دیده شود ، باید مطمئن بود که این وحی ، الهی نبوده و قطعاً شیطانی می باشد .
تنظیم: بخش قرآن تبیان