0

وحی شیطانی

 
sabz_ac
sabz_ac
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 465
محل سکونت : آذربایجان شرقی

وحی شیطانی
دوشنبه 18 بهمن 1389  5:12 PM

وحی شیطانی

 

شیطان

 

 


 

در این نوشتار کوشش می‌شود تا به چند پرسش و مساله درباره ویژگی‌های وحی و نیز خصوصیات وحی شیطانی ؛ هم چنین وحی و القای شیطانی به پیامبران ؛ و نیز اهداف وحی شیطانی چون مجادله و زخرف القول و آزمون که در آیانی چون انعام 121 و 112 و سوره حج 53 آمده است، مطرح و تبیین و تحلیل شود.

 به سخنی دیگر، قرآن درباره وحی شیاطین و ویژگی‌های آن و نیز بازشناسایی آن از وحی و القاءات الهی، مطالبی را بیان می‌دارد که در این نوشتار کوشش می‌شود تا در حد ظرفیت‌های فردی و نوشتاری، این ویژگی‌ها شناسایی و تبیین و تحلیل گردد.

 


 

ماهیت وحی جز به شناخت ویژگی‌ها ، مولفه ها و آثارآن امکان پذیر نیست. قرآن به عنوان کتاب و حیانی، خود به ویژگی‌ها آن در آیات مختلف و متعددی اشاره دارد. یکی از ویژگی‌های که قرآن برای وحی بر می‌شمرد، امکان تحقق و القای وحی برای ابلیس و شیاطین است. به این معنا که جنیان نیز می‌توانند وحی را القا کنند .

تعابیر قرآن کریم پیرامون وحی

 تعابیر قرآن درباره وحی و ماهیت آن ، گوناگون است . یکی از تعبیرات قرآن درباره وحی،  مسأله القا است که آن را در آیات متعددی هم به خدا و هم به دیگران و حتی به شیطان نیز نسبت می‌دهد.

 از سوی دیگر القا هم به القای کلمات کتبی (اذْهَب بِّكِتَابِی هَذَا فَأَلْقِهْ إِلَیْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانظُرْ مَاذَا یَرْجِعُونَ ؛سوره نمل آیه 28) و هم لفظی( فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ؛ سوره بقره آیه 37 یا ملقیات ذکر در سوره مرسلات آیه 5) و هم امور وجودی نسبت داده شده است.

درباره امر وجودی وحی  ، قرآن می‌گوید: « رَفِیعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن یَشَاء مِنْ عِبَادِهِ لِیُنذِرَ یَوْمَ التَّلَاقِ (غافر 15)؛ به نظر می‌رسد که مراد از آن جبرئیل و فرشته وحی باشد ، هر چند که احتمال آن نیز می‌رود که مراد از آن نور و یا روحی خاص باشد که در باطن پیامبران تحقق می‌یابد. به هرحال امری وجودی است نه کتبی (نوشتاری) و یا لفظی و گفتاری.

 

ویژگی وحی از لسان قرآن

قرآن یکی از ویژگی‌های وحی را وجود مناسبت میان دو سوی (فرستنده و گیرنده) آن می‌داند. به این معنا که تا میان دو سوی وحی ، تناسب و سنخیتی وجود نداشته باشد، وحی امکان تحقق نمی‌یابد.

از این رو، گفته شد که برای ایجاد و تحقق نوعی سنخیت و تناسب میان پیامبران بشری و خداوند، نیازمند نوعی معراج خاص و نزول ویژه‌ای از دو سوی فرستنده و گیرنده وحی است.

 

وحی ،همچون دستگاه فرستنده ، دو سویه می باشد !

 به یک معنا دو سوی بودن وحی ، همانند دستگاه فرستنده رادیویی و تلویزیونی است که امری گفتاری و شنیداری و یا دیداری را از طریق امواج به این سو و آن سو می‌فرستد . برای گرفتن این امواج به دستگاهی ویژه به عنوان گیرنده نیاز است که گونه‌ای از مشابهت و مناسخت را با فرستنده داشته باشد. البته نیاز نیست که این مشابهت و مناسخت کلی و همه جانبه و در همه ابعاد باشد، بلکه در ابعاد و جوانبی نیاز است که بتواند آن امواج را دریافت و تبدیل به شنیدار و یا دیدار کند. گونه‌ای مشابهت و مناسخت میان گیرنده و فرستنده وحی نیز همانند آن چه درباره امواج گفته شده نیاز است. این مناسخت میان فرستنده وحی و گیرنده آن و نیز ظرفیت و توانمندی آن در بشر نهاده شده است و پیامبران با مدد و عنایت الهی و تلاش خود می‌توانند آن را به فعلیت در آورده و آن را ایجاد کنند.

 يا علي مولا
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها