وحی شیطانی
دوشنبه 18 بهمن 1389 5:12 PM
وحی شیطانی

در این نوشتار کوشش میشود تا به چند پرسش و مساله درباره ویژگیهای وحی و نیز خصوصیات وحی شیطانی ؛ هم چنین وحی و القای شیطانی به پیامبران ؛ و نیز اهداف وحی شیطانی چون مجادله و زخرف القول و آزمون که در آیانی چون انعام 121 و 112 و سوره حج 53 آمده است، مطرح و تبیین و تحلیل شود.
به سخنی دیگر، قرآن درباره وحی شیاطین و ویژگیهای آن و نیز بازشناسایی آن از وحی و القاءات الهی، مطالبی را بیان میدارد که در این نوشتار کوشش میشود تا در حد ظرفیتهای فردی و نوشتاری، این ویژگیها شناسایی و تبیین و تحلیل گردد.
ماهیت وحی جز به شناخت ویژگیها ، مولفه ها و آثارآن امکان پذیر نیست. قرآن به عنوان کتاب و حیانی، خود به ویژگیها آن در آیات مختلف و متعددی اشاره دارد. یکی از ویژگیهای که قرآن برای وحی بر میشمرد، امکان تحقق و القای وحی برای ابلیس و شیاطین است. به این معنا که جنیان نیز میتوانند وحی را القا کنند .
تعابیر قرآن کریم پیرامون وحی
تعابیر قرآن درباره وحی و ماهیت آن ، گوناگون است . یکی از تعبیرات قرآن درباره وحی، مسأله القا است که آن را در آیات متعددی هم به خدا و هم به دیگران و حتی به شیطان نیز نسبت میدهد.
از سوی دیگر القا هم به القای کلمات کتبی (اذْهَب بِّكِتَابِی هَذَا فَأَلْقِهْ إِلَیْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانظُرْ مَاذَا یَرْجِعُونَ ؛سوره نمل آیه 28) و هم لفظی( فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ؛ سوره بقره آیه 37 یا ملقیات ذکر در سوره مرسلات آیه 5) و هم امور وجودی نسبت داده شده است.
درباره امر وجودی وحی ، قرآن میگوید: « رَفِیعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن یَشَاء مِنْ عِبَادِهِ لِیُنذِرَ یَوْمَ التَّلَاقِ (غافر 15)؛ به نظر میرسد که مراد از آن جبرئیل و فرشته وحی باشد ، هر چند که احتمال آن نیز میرود که مراد از آن نور و یا روحی خاص باشد که در باطن پیامبران تحقق مییابد. به هرحال امری وجودی است نه کتبی (نوشتاری) و یا لفظی و گفتاری.
ویژگی وحی از لسان قرآن
قرآن یکی از ویژگیهای وحی را وجود مناسبت میان دو سوی (فرستنده و گیرنده) آن میداند. به این معنا که تا میان دو سوی وحی ، تناسب و سنخیتی وجود نداشته باشد، وحی امکان تحقق نمییابد.
از این رو، گفته شد که برای ایجاد و تحقق نوعی سنخیت و تناسب میان پیامبران بشری و خداوند، نیازمند نوعی معراج خاص و نزول ویژهای از دو سوی فرستنده و گیرنده وحی است.
وحی ،همچون دستگاه فرستنده ، دو سویه می باشد !
به یک معنا دو سوی بودن وحی ، همانند دستگاه فرستنده رادیویی و تلویزیونی است که امری گفتاری و شنیداری و یا دیداری را از طریق امواج به این سو و آن سو میفرستد . برای گرفتن این امواج به دستگاهی ویژه به عنوان گیرنده نیاز است که گونهای از مشابهت و مناسخت را با فرستنده داشته باشد. البته نیاز نیست که این مشابهت و مناسخت کلی و همه جانبه و در همه ابعاد باشد، بلکه در ابعاد و جوانبی نیاز است که بتواند آن امواج را دریافت و تبدیل به شنیدار و یا دیدار کند. گونهای مشابهت و مناسخت میان گیرنده و فرستنده وحی نیز همانند آن چه درباره امواج گفته شده نیاز است. این مناسخت میان فرستنده وحی و گیرنده آن و نیز ظرفیت و توانمندی آن در بشر نهاده شده است و پیامبران با مدد و عنایت الهی و تلاش خود میتوانند آن را به فعلیت در آورده و آن را ایجاد کنند.