0

والدین و فرزندان

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

مراقب باشید گاهی فضای خانه پر تب و تاب است


  مراقب باشید گاهی فضای خانه پر تب و تاب استهمه ما در مقام پدر یا مادر اشتباه می كنیم. گاهی كه خسته ایم یا تحت فشار روحی قرار گرفته ایم با فرزندان مان بی حوصله رفتار می كنیم. هنگامی كه ذهن مان به كارهای خودمان مشغول است فراموش می كنیم از آن ها درباره اتفاقات مدرسه بپرسیم.
هر از گاهی سهل گیرانه رفتار می كنیم چون بیش از آن خسته ایم كه بر مقرراتی كه وضع كرده ایم پافشاری كنیم یا برعكس بیش از اندازه سخت گیری می كنیم چون حال و حوصله نداریم. هیچ كس تمام مدت پدر یا مادر نمونه نیست.
هنگامی كه در مقام پدر یا مادر اشتباهی می كنید به خاطر آن خود را سرزنش نكنید. فرزند شما برای همیشه زخم خورده نمی ماند، آن هم برای این كه شما كنترل تان را از دست دادید، فراموش كردید او را برای پروژه مدرسه اش تحسین كنید. كودكان بیشتر تحت تاثیر شرایط همیشگی محیط خانه قرار می گیرند تا اتفاقات منفرد و خاص حتی اگر چنین اتفاقاتی خیلی ناخوشایند باشند. مهم جو عمومی ای است كه فرزند شما در طول زمان در معرض آن قرار می گیرد.
بچه ها به ندرت تحت تاثیر تصمیمات یا برخوردهای منفرد قرار می گیرند مگر این كه آن اتفاق واقعاً تكان دهنده باشد و حتی در رویارویی با ضربه روحی هم كودكان انعطاف پذیری شگفت انگیزی دارند. به همین دلیل است كه در مقام پدر یا مادر باید اشتباهات تان را درك كنید و از آن ها عبرت بگیرید.
وقتی متوجه چرایی یك اشتباه شدید می توانید درك كنید اشتباه از كجا ناشی شده و گام هایی برای به حداقل رساندن امكان رخداد دوباره آن بردارید. بنابراین این طور پدری و مادری كردن همراه با خطا بخشی از محیط خانه شما نمی شود.
شرایطی كه منجر به پرورش مناسب كودك می شود، از هر پدر و مادر به پدر و مادر دیگر فرق می كند بنابراین برای درك ضعف های خودتان كمی «خود تحلیلی» لازم است. بعضی والدین درمی یابند وقتی عجله دارند در بدترین وضعیت هستند- این موقعیت آن ها را تندخو و بی توجه می كند. اگر متوجه شدید در چنین موقعیت هایی اشتباهاتی از شما سر می زند- و در این هنگام است كه احتمالاً چیزی می گویید یا كاری می كنید كه بعداً پشیمان می شوید- یاد بگیرید وقتی فضای خانه پر تب و تاب است از تصمیم گیری های مهم بپرهیزید. ا
گر فرزندتان برای كار مهمی از شما اجازه می خواهد و مثلاً دارید با عجله آماده می شوید كه سر كار بروید یاد بگیرید كه بهترین جواب در این زمان این است كه «باید كمی راجع به آن فكر كنم. بگذار بعداً درباره آن حرف بزنیم.» اگر فرزندتان اصرار كرد كه همان موقع جواب بدهید تسلیم نشوید مگر این كه واقعاً لازم باشد. (مثلاً اجازه می خواهد همان روز به گردش علمی برود).
اما اگر این موقعیت اغلب تكرار می شود به فرزندتان توضیح بدهید كه «ساعات شتابزدگی» صبح زمان مناسبی برای این گونه گفت وگوها نیست. او را عادت بدهید كه این قبیل چیزها را شب قبل با شما در میان بگذارد. همین مورد برای والدینی صدق می كند كه وقتی ذهن شان به مسایل دیگر مشغول است نمی توانند درست تصمیم بگیرند.
ممكن است موعد كار مهمی سر برسد یا اوقات سختی با همسرتان داشته باشید یا به فكر فامیل یا دوست بیماری باشید. بعضی از افراد قادرند بهتر از دیگران مسایل را «تفكیك كنند»، آن ها می توانند این مشغولیات را كنار بگذارند و وقتی لازم باشد تمام توجه شان را به فرزندشان معطوف كنند.
اما برای سایر پدر و مادرها- كه شاید شما هم یكی از آن ها باشید- مشكل است از تداخل نیازهای یك جنبه زندگی با مسوولیت پدری یا مادری جلوگیری كنند.
گاهی اوقات فقط دانستن این كه ذهن مان به چیزی مشغول است كافی است كه بتوانیم آن موضوع را مدتی كنار بگذاریم. بعضی پدر و مادرها تحت فشار زمان یا وقتی مشغله ذهنی دارند مشكلی ندارند، اما وقتی خسته اند عملكرد ضعیفی دارند. اگر شما هم این طور هستید وقتی بعد از یك روز كاری سخت به خانه برمی گردید، پس از یك سفر درون شهری سرسام آور یا خواب ناآرام شبانه، باید این موضوع را در نظر داشته باشید. هیچ اشكال ندارد به فرزندتان بگویید می خواهید پس از این كه كمی استراحت كردید و جانی گرفتید همه چیز را درباره مدرسه اش گوش كنید.
این روش بهتر است تا این كه وانمود كنید گوش می دهید در حالی كه واقعاً هیچ توجهی به او ندارید. همچنین باید به یاد داشته باشید پرورش كودك وقتی عصبانی یا غمگین هستید كار بسیار سختی است. اگر از دست فرزندتان عصبانی هستید یا به دلیل دیگری غمگین، عواطف تان به آسانی به رفتارتان با فرزند سرایت می كند. طبیعی است كه گاه به گاه نسبت به بچه ها احساس عصبانیت یا ناراحتی كنیم، اما به عنوان یك قانون درست نیست هنگامی كه عصبانی یا خسته هستید فرزندان تان را تربیت كنید. شاید عصبانیت شما كاملاً موجه باشد.
اما اگر آرام باشید و بگذارید عصبانیت تان كمی فروكش كند قضاوت بهتری خواهید داشت. خوب است به فرزندان تان مستقیم بگویید: «آن قدر عصبانی هستم كه الان نمی توانم راجع به این موضوع صحبت كنم. بگذار صبر كنیم تا وقتی كه بتوانیم با آرامش در این باره صحبت كنیم.»
باور كنید فرزندتان به این خاطر از شما متشكر خواهد شد. اگر در مقام پدر یا مادر اشتباهی كردید لزومی ندارد وانمود كنید كاری كه كردید درست بوده است.
مهم است والدین پیش همسر و فرزندان شان به اشتباهات خود اقرار كنند و نیز این كار را به شیوه ای انجام بدهند كه كودكان بفهمند. اگر به فرزندتان بگویید «ببخشید كه آن موقع بهت تشر زدم، سر كار روز سختی داشتم و آن را سر تو خالی كردم»، یا «درباره حرف های دیشب مان فكر كردم و فكر می كنم احتمالاً تو درست می گفتی» در چشم او كوچك نمی شوید.
در واقع چه بسا عكس آن اتفاق بیفتد: هنگامی كه كودكان می بینند والدین شان می خواهند به اشتباه شان اعتراف كنند در آینده بیشتر به نظر و عقیده پدر و مادرشان احترام می گذارند، زیرا می فهمند كه پدر و مادر به نظر و عقیده آن ها احترام می گذارند. خواندن این مقالات كمك می كند پدر و مادر بهتری باشید، اما ضرورتاً شما را به پدر یا مادری بی عیب و نقص تبدیل نمی كند.
پدر و مادر بی عیب و نقص وجود ندارد. اگر افراط یا تفریط كردید یا واكنش نامناسبی نشان دادید بكوشید كه دفعه بعد عملكرد بهتری داشته باشید و جلو بروید.     دكتر احمد به پژوه استاد دانشگاه
  روزنامه جوان
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 21 بهمن 1389  8:40 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

مراقبت از کودکان در بلایا (نقش حمایتی والدین)


  مراقبت از کودکان در بلایا (نقش حمایتی والدین)افراد خانواده تمرین کرده باشیم قطعاً اگر یک روز در موقعیت یک حادثه قرار گرفتیم کمتر دست‌پاچه می‌شویم و می‌توانیم با تدبیر بیشتر با آن مواجه شویم. فراموش نکنیم که وقتی در یک موقعیت بحرانی قرار گرفتیم دیگر اندوه و حسرت بر این‌که چرا از قبل آمادگی پیدا نکرده‌ایم و چرا آن را برای خود پیش‌بینی نکرده‌ایم فایده ندارد و در آن‌جا دیگر فرصت از دست رفته است.
● مصیبت چیست؟
یک مصیبت ممکن است مربوط باشد به:
۱) حوادث طبیعی مانند زلزه و سیل
۲) اشکالات تکنولوژیک مانند سقوط یک هواپیما
۳) جنایاتی که به‌دست انسان اتفاق می‌افتد مانند جنگ‌ها
▪ کدام کودکان در معرض بیشترین خطر قرار دارند:
۱) کودکانی‌ که مستقیماً شاهد حوادث هستند و حضور دارند.
۲) کودکانی که حادثه منجر به از بین رفتن یک فرد محبوب در زندگی آنان شده است.
● آماده‌سازی خانواده‌ها برای حوادث غیرمترقبه:
انجمن پزشکان آمریکا توصیه‌هائی را جهت آماده‌سازی خانواده برای این‌که افراد کمترین آسیب را در حوادث طبیعی ببینند، ارائه کرده است این توصیه‌ها به شرح زیر می‌باشد:
خانواده‌ها لازم است که در بحران برای تأمین نیازهای روانی، فیزیکی و پزشکی کودکان آماده باشند. برنامه‌ریزی و تمرین از قبل باعث کاهش صدمات و افزایش ایمنی خواهد بود. این انجمن اضافه می‌کند والدین باید کودکان را در برنامه‌ریزی بحران شرکت دهند و او را برای حوادث پیش‌بینی نشده آماده سازند. این انجمن‌ پیشنهاد می‌کند که خانواده کیف بحران درست کنند و آن را در منزل در جائی‌که کاملاً در دسترس باشد و هم در ماشین قرار دهند. اعضای خانوداه با هم به تهیه کیف بپردازند و استفاده از آن را در موقع بحرانی تمرین کنند.
● وسایل موجود در کیف شامل:
▪ لباس گرم و بارانی
▪ غذاهای کنسروی و آب معدنی
▪ دستمال
▪ یک رادیوی بدون سیم و باطری‌های اضافی
▪ یک چراغ شارژی
▪ کارت اعتباری یا مبلغی پول
▪ و لوازم کمک‌های اولیه
علاوه بر این در صورتی‌که خانواده کودکانی با بیماری‌های خاص دارد باید هم داروها و لوازم پزشکی مورد نیاز کودک در جعبه باشد و هم خلاصه پزشکی کودک و نیازمندی‌های خاص او نوشته شده و در همان جعبه قرار داده شود. انجمن هم‌چنین پیشنهاد می‌کند خانواده محلی را از قبل مشخص کند که در صورت بروز مشکل و در صورتی‌ که اعضای خانواده در شرایط بحران همدیگر را گم کردند هر فردی که خود بتواند یا توسط افراد دیگر پیدا شود به آن مکان‌ها مراجعه کند و بتواند سایر اعضای خانواده را که سالم مانده‌اند در آن‌جا ملاقات کند. این مکان می‌تواند سر کوچه، کنار یک مغازه یا مدرسه بچه‌ها باشد.
● به کودکان کمک کنیم با بحران‌ها مواجه شوند:
در صورتی‌که خانواده با بلایای طبیعی یا انواع دیگر بحران‌ها مواجه شده باشند باید به کودکان به‌عنوان یکی از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها به سرعت کمک شود.
خانواده‌ها را دور هم جمع کنید: کنار هم بودن برای هر کدام از اعضاء حمایت روانی بسیار کنید و اجازه بدهید سایرین با شما صحبت کنند. به کودکان فرصت بدهید به راحتی درباره نگرانی‌ها و ترس‌های خود با شما صحبت کنند. فراموش نکنید که گریه کردن یک واکنش طبیعی هر انسان سالم به مشکلات حاد و یک پاسخ طبیعی برای رها شدن از فشارها می‌باشد. به خود و دیگران اجازه اشک ریختن بدهید.
یک برنامه ترتیب دهید: لیستی از کارها را تهیه کنید که در زمان به‌خصوص آنها را انجام دهید. این کارها می‌تواند شامل تمیز کردن خانه و جایگزین کردن چیزها تا آن‌جا که ممکن است باشد.
مواظب خودتان باشید: به خودتان اهمیت بدهید. به اندازه کافی استراحت کنید و به‌خوبی تغذیه شوید. فراموش نکنید که کودکان فقدان‌ها و ترس‌های شما را منعکس می‌کنند، در صورتی‌که آنها تلاش شما را برای بهبود و آرام گرفتن ببینند از شما تقلید خواهند کرد.
واقعیت‌های فاجعه را شرح دهید: کودکان تخیل بسیار قوی دارند. هر آن‌چه برای آنها مبهم باشد می‌تواند باعث ترس شود. سعی کنید در مورد واقعیت آن‌چه که اتفاق افتاده به روشنی برای آنها صحبت کنید.
به کودکان اطمینان ببخشید: به آنها نشان دهید که همه چیز مجدداً به حالت عادی بر می‌گردد و آن‌چه پیش آمده موقتی است. به آنها اطمینان ببخشید که زندگی باز جریان خود را به‌خوبی آغاز خواهد کرد.
همدل باشید و کودکان را درک کنید: سعی کنید برای چیزهائی که بعد از حادثه در مورد کودک پیش می‌آید آنها را درک کنید. اگر کودک جای خود را خیس کرد یا انگشت خود را می‌مکد او را سرزنش نکنید. او به حمایت و محبت احتیاج دارد.     آمنه شهائیان، کارشناس ارشد روان‌شناسی کودکان استثنائی
  ماهنامه کودک
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 21 بهمن 1389  8:41 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

مرز بگومگو در حضور فرزندان


  مرز بگومگو در حضور فرزندانپدر و مادر بی‌توجه به حضور فرزندان، با یکدیگر مشاجره می‌کنند. مرد عصبانی و پرخاشگر و زن کم حوصله و ستیزه جو، مدام بر سر هم داد می‌زنند و با رد و بدل کردن کلمات دلسرد کننده یکدیگر را آزار می‌دهند. سرانجام پدر به حالت قهر از منزل خارج می‌شود، مادر نیز با گریه و زاری، شکایت از بخت و اقبال را آغاز می‌کند و بچه‌ها را به داوری می‌طلبد؛ در این میان بچه‌ها نمی‌دانند طرف مادر را بگیرند یا پدر را و حق را به کدام‌یک بدهند. جایگاه فرزندان در دعوای میان پدر و مادر کجاست و تاثیر این مشاجرات بر فرزندان چیست؟ ...
روان‌شناسان معتقدند بنیان شخصیت انسان در هفت سال اول زندگی پایه گذاری می‌شود به همین دلیل می‌توان به تأثیر اختلافات والدین در روحیه و سرنوشت کودکان پی برد. پدران و مادران فهمیده کودکان خود را به داوری نمی طلبند زیرا بچه‌ها از روش والدین پیروی می‌کنند و ابتدا با پدر و مادر و خواهر و برادر و در آینده با همسر خود به مشاجره خواهند پرداخت. دکتر پروین ناظمی، دکترای مشاوره در این مورد می‌گوید: «اختلاف و درگیری بین زن و شوهر جزیی از زندگی زناشویی است.» وی معتقد است: «تعارض تا حدی به عنوان نیروی محرکه زندگی است اما اگر بیشتر از حد معمول باشد می‌تواند زندگی را متلاشی کند.»
● آیا فرزندان می‌توانند جایگاه مشاور را داشته باشند؟
خانم دکتر ناظمی در پاسخ به این سوال می‌گوید: «به طور قطع جواب منفی است چرا که در خانواده سالم هیچگاه فرزندان حق دخالت در درگیری‌ها و تعارضات والدین را ندارند؛ اگر این‌گونه باشد در اصطلاح روان شناسی ائتلاف بین والد و فرزند صورت می‌گیرد بدین معنی که مادر با دختر و پدر با فرزند پسر یعنی هم جنس خود ائتلاف می‌کند یا برعکس، که در هر دو صورت موجب بروز مشکلات بیشتر خواهد شد، چرا که به‌جای کمک گرفتن از عقل و منطق در حل مشکل، با آن برخورد احساسی می‌شود و از جنبه‌ای دیگر تعارض و درگیری به وجود می‌آید. از طرفی فرزند هم به منطق و خرد والدین شک می‌کند و می‌اندیشد پدر و مادری که از حل مشکلات خود عاجزند و از من با سن کم و تجربه اندک کمک می‌گیرند در آینده چگونه می‌توانند مشکلات مرا حل کنند؟»
● همسویی والدین با یکی از فرزندان
در بعضی خانواده‌ها، یکی از والدین، خود را بیش از حد به فرزند جنس مخالف نزدیک می‌کند و یا رابطه یک سوی میان یکی از فرزندان و والدین باعث دعوای قدرت میان آنها، در نتیجه غلبه یکی بر دیگری می‌شود. به گفته این روان‌شناس، یکی از دلایل روان‌پریشی در خانواده‌ها وجود این الگو در خانواده است. گاهی اوقات کودکان یاد می‌گیرند که چگونه از یک والد بهره‌کشی کنند. دکتر منصور بهرامی، روان‌شناس، معتقد است: «گاهی کودکان برای اجرای مقاصدشان از هر حکمران مستبدی، دیکتاتورترند، بنابراین والدین برای حل مشکلات خود نباید کودکان را درگیر کنند. یاد گرفتن مهارت‌های زندگی مثل مذاکره و ارتباط متقابل و مؤثر باعث می‌شود که والدین بتوانند تسلط بیشتری بر خود داشته باشند و روش‌های مسالمت‌آمیزی را برای حل مشکلاتشان انتخاب کنند.» اگر محیط خانوادگی دوستانه نباشد، کودکان (مخصوصا دخترها) در مواقع حساس که دچار بحران‌های روحی می‌شوند، دیگر نمی‌توانند مشکلا‌ت خود را با خانواده در میان بگذارند و از اینجاست که گرایش به بزهکاری از همان سنین کودکی آغاز می‌شود.
جوزف هوپر، پژوهشگر مسایل خانواده معتقد است زمانی بقای یک زندگی خانوادگی برای کودک مفید است که درگیری‌ها و مشکلا‌ت اعتقادی و سلیقه‌ای والدین محسوس نباشد، زیرا در غیر این صورت دوام یک زندگی نه تنها به سود کودک نیست بلکه باعث تشدید تشویش‌های ذهنی و مشکلا‌ت روحی‌او می‌شود. واقعیت این است که بسیاری از خانواده‌ها بدون اینکه درگیری‌های شدید یا اختلا‌فات عمیق داشته باشند از هم پاشیده می‌شود. به والدینی که مشکلا‌ت جدی با یکدیگر ندارند پیشنهاد می‌شود که سریع تصمیم به جدایی نگیرند بلکه کانون خانواده خود را حفظ کنند و در صورت باقی ماندن مشکل، پس از سپری شدن دوران بحرانی فرزند‌انشان تصمیم به جدایی بگیرند. البته این مساله تنها شامل خانواده‌‌هایی می‌شود که مشکلا‌ت و درگیری‌های آنها اندک است زیرا زندگی کردن کودک در یک خانه پرتشنج و پردرگیری، نه تنها تاثیر مثبتی بر ذهن و رفتار او ندارد بلکه آسیب‌های بسیار جدی به روح و روان او وارد می‌کند.
مشاجره والدین با یکدیگر نوعی کودک آزاری ناآگاهانه است. پدر و مادر کودک همان طور که حق تنبیه بدنی او را ندارند، نباید او را به لحاظ روحی روانی مورد آزار قرار دهند.
زمانی که در یک خانواده پدر و مادر بر سر کوچک‌ترین مسایل جلوی چشم کودکان خود با هم مشاجره کرده و اوضاع خانواده را متشنج می‌کنند، از اولین نشانه‌‌های آن بی‌احترامی‌ به والدین است. کودکی که ناظر مشاجره پدر و مادر است دچار مشکلا‌ت رفتاری مانند پرخاشگری می‌شود. این را هم بدانید که آثار مخرب مشاجرات سخت و جدی والدین گاهی از تاثیرات طلا‌ق نیز طولا‌نی‌تر است.
● واکنش فیزیکی
کودکان در هر سنی به دعوای والدین خود واکنش‌های ناشی از شوک و ضربه نشان می‌دهند و می‌خواهند دخالت کنند؛ یا با ایجاد سر و صدا و اعتراض توجه والدینشان را جلب می‌کنند یا آنها را به خنده وامی‌دارند؛ یا از موقعیت فرار می‌کنند. به‌طور کلی، هرچه بچه‌ها کوچک‌تر باشند، احتمال نشان دادن واکنش‌های ترس از آنها بیشتر است.     شایسته جعفریان

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 21 بهمن 1389  8:41 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

مشارکت در کار منزل و ایده پدر جدید


  مشارکت در کار منزل و ایده پدر جدیدمهم ترین عامل ایجادکننده استرس پس از به دنیا آمدن فرزندان، میان زوجین جوان، مساله تقسیم کار در منزل است. تحقیقات نشان می دهد که هرچه مشارکت همسران در خانه و تقسیم وظایف بیشتر و آگاهانه تر باشد احساس رضایت بیشتری هم از ازدواج و زندگی مشترک شان خواهند داشت.
اکنون چگونه می خواهید وظایف را در خانه تقسیم کنید بهتر است عادلانه بیندیشید و نفس عمیقی بکشید و متن زیر را بخوانید.
۱) از دید شوهرتان به قضیه نگاه کنید: حاصل چند یافته نشان می دهد که زنان همواره تمایل دارند که میزان کاری که خودشان و همسرشان در خانه انجام می دهند را اندازه گیری کنند. تعجب آور نیست که با چنین مقیاسی مردان به گونه ای رقت انگیز بازنده اند! برعکس مردان خودشان را به گونه ای دیگر ارزیابی می کنند آنها میزان کار خودشان را در منزل با کاری که پدرانشان و گاه همکاران مردشان در خانه انجام می دهند قیاس می کنند. با رجوع به چنین مقیاسی است که بیشتر شوهران نسبت به سهمی که در کار منزل به عهده گرفته اند رضایت دارند!
۲) به تعادل در استاندارد بیندیشیم: یک مادر می گوید: وقتی همسرم می گوید آشپزخانه تمیز است منظور او این است که همه ظرف ها سرجایشان هستند. در این حال ممکن است میز و کف آشپزخانه هنوز کثیف باشد. متعادل کردن استانداردها در سطح همسرتان به این معنا نیست که بچه ها همیشه با یک لباس و یا با لباس کثیف به مدرسه و بیرون بروند. برای بسیاری از کارها مانند عوض کردن پوشک، بازی، آموزش و سرگرم کردن بچه ها روش های زیادی وجود دارد و روش شما تنها روش درست نیست.
واقعیت این است که اگر شما استانداردهایتان را متعادل کنید و منظور همسرتان را متوجه شوید، همسرتان مشارکت بیشتری در امور منزل و بچه ها خواهد داشت. هیچ بچه ای از این که پوشکش کمی دیرتر عوض شده یا هنگام حمام کردن شامپو به طور کامل از موی سرش شسته نشده دچار آسیب و ناراحتی درازمدت نشده، بنابراین بهتر است برای تشویق بیشتر همسرتان به همکاری، کمال طلبی را کنار بگذارید و کمی از وسواس ها و ایرادگیری هایتان بکاهید. صد البته تغییر استاندارد کار دشواری است زیرا برای بسیاری از زنان توجه وسواسی به امورات منزل نه فقط بخشی از پرورش و تربیت بچه ها به شمار می رود بلکه بر این باورند که نحوه خانه داری آنها معرف آنهاست.
۳) چشم هایتان را گاهی ببندید: امروزه زن و مرد در امر بچه داری و فرزندپروری شریک یکدیگر هستند. ممکن است شما زودتر از او متوجه شوید که دانه های برنج روی موکت ریخته و چنانچه شما بلافاصله اقدام به تمیز و مرتب کردن هر چیزی که به نظرتان نامرتب است بکنید او هرگز یاد نخواهد گرفت که سهم خودش را کار منزل را به عهده بگیرد.
۴) نق زدن را کنار بگذارید: مردان اغلب مایل نیستند دست به کاری بزنند که در آن احساس بی کفایتی کنند در این وضعیت تحسین دلگرم کننده ونق زدن و عیب جویی آزاردهنده است. به همسرتان بگویید که قبلا فلان کار را خیلی خوب انجام داده و از او بخواهید که باز هم آن را انجام دهد. آری این کار به نظرتان یک جور زندگی به نظر می رسد؟ شاید اما بدانید که روشی کارآمد است. مطمئن باشید که همسرتان هرچه بیشتر احساس کند که متوجه کوشش و زحمات او هستید و او را تحسین می کنید بیشتر کمک خواهد کرد.
۵) بگذارید همسرتان مشارکت داشته باشد: برخی از زنان مایل اند که مسوولیت انجام تمامی امور مربوط به منزل و بچه ها را بپذیرند چرا که فکر می کنند این تنها محدوده ای است که هنوز بر آن تسلط دارند. اما بسیاری از زنان آن قدر بر این احساس و تصور خود اصرار دارند که جای کافی برای مشارکت همسرشان باقی نمی گذارند. برای برخی دیگر از زنان مساله داشتن تسلط یا کنترل امور نیست بلکه آنها تنها می پندارند که مردان یا علاقه ای به کار در منزل ندارند یا کفایت لازم برای انجام امور منزل را ندارند و پیغامی که مردان از برخورد این زنان دریافت می کنند این است که بهتر و راحت تر است که خودشان را کنار بکشند. از خاطر ببریم که همسر شما فردی است از نخستین نسل پدرانی که انتظار می رود نقشی فعال در امور خانه و تربیت فرزندان داشته باشد با این تاکید که مدل های خوب برای پدری کردن کمیاب اند. پدران نیاز دارند تا اعتماد به نفس خود را در زمینه هایی که چندان تجربه ای در آن ندارند، تقویت کنند.
۶) به تعریفی دوباره از کار نیاز داریم: مشکل بزرگ در تقسیم کارها، این است که چه کارهای دقیقا یک کار هستند. برای مثال در بسیاری از خانواده ها به غلط فکر می کنند بچه داری به اندازه کارهای دیگر، کار نیست. هنوز هم بچه داری به همان اندازه وقت و انرژی می برد که خرید یا گردگیری وقت گیر و انرژی بر است. حتی هنگامی که شما سرگرم شام درست کردن هستید همسرتان با بچه ها مشغول بازی و سر و کله زدن است وضعیت آن چنان که به نظر می رسد، نابرابر نیست.
پدر جدید، ایده فوق العاده و جذابی است و پدر قدیم یک شبه ناپدید نمی شود. حتی در این زمانه که مردم روشن اندیش شده اند بسیاری از مسوولیت ها همچنان بر دوش شما است اما نه همه آنها و نه همیشه.
تحول و تغییر در روابط شما و همسرتان در این زمینه ممکن است به کندی صورت بگیرد اما چنان چه بکوشید به زودی نشانه های بهبود اوضاع را در حجم کارتان همچنین کیفیت ازدواجتان خواهید دید.     مهری موسی وند
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 21 بهمن 1389  8:58 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

مشکلات را «با» کودکان حل کنید نه «برای» آنها


  مشکلات را «با» کودکان حل کنید نه «برای» آنهاکودکان مانند بزرگسالان برای مسائلی مثل پرداخت قبوض و پختن غذا نگرانی ندارند. اما به سهم خود، خواسته های روزانه و مسائلی دارند که به نظرشان به آسانی حل نمی شود. اگر یأس و ناامیدی انباشته شود، کودکان نیز نگران و پریشان می شوند. طبیعی است که گه گاه بعضی از کودکان به خاطر شخصیت و خلق و خوهای متفاوت، بیشتر از دیگران نگران شوند. والدین می توانند در مدیریت کردن پریشانی و نگرانی کودکان و حل مسائلشان به آنها کمک کنند. این گونه حل کردن مشکلات موجب رشد حس اعتماد به نفس و خوش بینی کودکان می شود و این امر در تسلط پیدا کردن بر چالش های کوچک و بزرگ زندگی به آنها کمک خواهدکرد.
● کودکان درباره چه موضوع هایی نگران می شوند
مسائلی که موجب نگرانی کودکان می شود به سن و طبقه ای که در آن هستند، بستگی دارد. کودکان زیر سیزده سال معمولاً درباره نمرات، امتحان ها و تغییرات بدن نگران می شوند. بخشی از نگرانی آنها نیز به مسائلی اجتماعی چون فشار همسالان و زورگویی در مدرسه، مورد تمسخر واقع شدن و حذف شدن از طرف دوستان بازمی گردد. آنان همچنین از آنجا که احساس می کنند بخشی از دنیای بزرگ اطرافشان هستند، درباره مسائل و اتفاقات جهان و موضوع هایی که در مدرسه و اخبار می شنوند، دلواپس و نگران می شوند. مسائلی چون جنگ، آلودگی، به خطر افتادن حیوانات و بلایای طبیعی می تواند منبع نگرانی آنان باشد.
● به فرزندانتان کمک کنید تا بر نگرانی و تشویش خود غلبه کنند
برای این کار باید به چند نکته توجه داشته باشید.
۱) ببینید در فکرشان چه می گذرد
در کنارش باشید و به اتفاقاتی که در مدرسه، تیم ورزشی یا در ارتباط با دوستانش افتاده است، علاقه نشان دهید و به صورت اتفاقی درباره آنها سؤال کنید. هنگامی که او درباره اتفاقاتی که در طول روز برایش افتاده است صحبت می کند حتماً دقت کنید که به چه چیزهایی فکر می کند و درباره آن اتفاقات چه احساساتی دارد. اگر کودک شما درباره مسئله ای نگران است در این باره از او سؤال کنید. به کودکان خود شجاعت دهید که درباره مسائلی که آنها را آزار می دهد صحبت کنند.
درباره جزئیات از آنها سؤال کنید و با دقت به صحبت هایشان گوش دهید. گاهی تنها اظهار همدردی با کودکان می تواند فشار روحی آنها را کم کند.
۲) به کودکتان نشان دهید که مراقب او هستید و او را درک می کنید
توجه کردن به نگرانی کودکتان نشان می دهد که شما به او توجه دارید و کمک می کند که او احساس کند از طرف شما حمایت و درک می شود. درباره اتفاقات خوبی که افتاده است با او صحبت کنید و بگذارید فرزندتان درباره موفقیت، پیشرفت و تجربیات مثبت، احساساتش را بیان کند.
۳) کودکان را برای حل مسائل راهنمایی کنید
شما می توانید به فرزندانتان کمک کنید تا یاد بگیرند از عهده چالش های زندگی برآیند و از این طریق از نگرانی شان بکاهند. زمانی که فرزند شما درباره مشکلی صحبت می کند، به او پیشنهاد دهید که با یکدیگر برای آن راه حلی پیدا کنید. برای مثال اگر پسر شما درباره امتحان ریاضی خود نگران است، به او پیشنهاد کنید که کمکش می کنید تا خوب درس بخواند. از این راه نگرانی اش کم خواهدشد. در بیشتر موارد، باید به جای مخالفت با آنها، درباره آن مسئله درست فکر کنید و با یکدیگر راه حل را پیدا کنید. بهتر است مشکلات را «با» کودکان حل کنید نه «برای» آنها. به این ترتیب کودک نقش فعالی خواهدداشت و یاد می گیرد که چگونه به طور مستقل از عهده مشکلات برآید.
۴) گاهی اوقات کودکان درباره مسائلی که اتفاق افتاده است نگران می شوند.
این، زمانی است که والدین می توانند چشم انداز و دورنمایی از آن برایشان ترسیم کنند.
اگر دختر شما موهایش را مدل بدی کوتاه کرده است، به او بگویید که احساساتش را درک می کنید. سپس یادآوری کنید که موهایش دوباره بلند خواهدشد. اگر پسر شما نگران این است که آیا کاپیتان تیم مدرسه اش می شود یا نه، به او یادآور شوید که هر فصل این مسابقات برگزار می شود و اگر این فصل نتوانست موفق شود، می تواند شانس اش را فصل دیگر امتحان کند. اهمیت این مسئله را تصدیق کنید و بگذارید او بداند علیرغم نتیجه ای که می گیرد شما به او افتخار می کنید و می دانید که تمام تلاشش را انجام داده است.
بدون این که احساسات فرزند خود را کوچک کنید، تأکید کنید که مشکلات قابل حل و موقتی هستند و روزهای بهتر و فرصت های دیگری نیز برای او وجود خواهدداشت. به آنها یادآور شوید هر اتفاقی که رخ دهد، همه چیز به خوبی پیش خواهدرفت.
۵) تمایز قائل شوید
گاهی اوقات کودکان درباره مسائلی چون گرم شدن زمین که در مدرسه یا از اخبار می شنوند پریشان می شوند. والدین می توانند با به بحث گذاشتن این موضوع ها، دادن اطلاعات دقیق و تصحیح تصور غلط آنان درباره این مسائل به آنان کمک کنند. به آنان اطمینان دهید که بزرگ ترها از پس مشکلات برمی آیند و از آنان محافظت خواهند کرد. آگاه باشید که عکس العمل شما به وقایع جهانی بر کودکان هم تأثیر می گذارد. اگر شما اضطراب و خشم خود را درباره اتفاقات جهان بدون کنترل بر احساسات تان بیان کنید کودکان نیز همین گونه عکس العمل نشان خواهند داد. اما اگر شما نگرانی خود را از طریق روش فعال بیان کنید و درباره حوادث تمایز قائل شوید، کودکان شما خوش بینی بیشتری خواهند داشت و این توانایی نیز در آنان ایجاد می شود.
۶) به آنان اطمینان و آرامش دهید
گاهی اوقات وقتی کودکان نگران می شوند به تنها چیزی که احتیاج دارند اطمینان و آرامش بخشی والدین شان است. این آرامش بخشی می تواند به شکل در آغوش گرفتن، گفتن کلمات صمیمانه و از ته دل یا گذراندن اوقات با آنان باشد. این عمل به کودکان یاد می دهد تا بدانند هر اتفاقی که بیفتد والدین با مهر و محبت پشتیبان آنها هستند.
۷) سرمشق و نمونه خوبی باشید
قدرتمندترین درسی که می توانید به کودک تان بدهید آن چیزی است که در عمل به او نشان می دهید. پاسخ شما به نگرانی های خودتان راهگشای برخورد کودکان با چالش ها و مشکلات است.
وقتی شما در برخورد با مسائل عصبی می شوید کودکان نیز یاد می گیرند همین برخورد را در موقعیت های مشابه داشته باشند. به جای عصبانی شدن قسمت پر لیوان را نگاه کنید و هنگامی که درباره نگرانی هایتان صحبت می کنید افکار خوش بینانه درباره موقعیت خود به زبان بیاورید. پاسخ خوش بینانه و با اعتماد به نفس به کودکان یاد می دهد که مشکلات، موقتی هستند و فردا روز دیگری خواهد بود.     دکتر آرسی لاینس‎ شیما جمالی
  روزنامه ایران
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 21 بهمن 1389  8:58 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

معیارهای مادر اید ه آل


  تعجب نکنید اما فرزند شما به یک مادر کامل و عالی و یا برتر نیاز ندارد. به عقیده من مادر کامل، نه تنها مادر مفیدی نیست بلکه شاید مضر هم باشد و آنچه فرزندتان، به ویژه در سال‌های ابتدایی زندگی به آن احتیاج دارند، مادر کافی است. در حقیقت پنج سال اول زندگی که دوران کلیدی و طلایی تربیت است، بیشتر به نظارت و همراهی بدون اضطراب مادر نیاز است تا آموزش‌های مستقیم وی. رویدادهای طبیعی که در جریان رشد و تکامل کودک رخ می‌دهد مانند شیر خوردن، آشنا شدن با غذای سفره، راه افتادن، کنترل ادرار و مدفوع، خوابیدن، لباس پوشیدن و حتی رفتن به مهد کودک می‌توانند بدون دردسر سپری شوند و شما از آنها لذت ببرید اما در عین حال هر کدام از این مراحلی که گفتم، در صورت برخورد نادرست به نگرانی والدین تبدیل می‌شوند و هیچ لذتی را برایتان به ارمغان نیاورده و بحران‌آفرین هستند.
: شما بسیار راحت از کنار مراحل رشد که هر کدام معضلی بزرگ است، می‌گذرید اما می‌‌خواهم بگویم امروزه بیشتر زوج‌ها ترسی ناخودآگاه از بچه‌دار شدن دارند و بزرگ کردن بچه را طاقت‌فرسا می‌دانند؟
این امر به علت تغییراتی است که در دهه‌های اخیر در خانواده‌ها اتفاق افتاده است. یعنی زندگی خانوادگی گسترده با پدربزرگ و مادربزرگ و نوه‌ها به خانواده‌های کوچک تبدیل شده است. در ضمن تعداد بچه‌ها و در نتیجه کودکان هم‌بازی بیشتر از امروز بود و در گرمای عاطفی خانواده بچه‌ها می‌آموختند که هر چه دارند باید با یکدیگر تقسیم کنند. در یک کلام کودکان، کمتر محور خانواده می‌شدند. کودکان امروز تنهاتر از گذشته‌اند و در فضای کوچک خانه بدون هم‌‌بازی به سر می‌برند. بنابراین تمرکز و توجه بیش از حد والدین آنها را به کودکانی لوس و پرتوقع مبدل کرده است. با گسترش سریع فناوری روز مانند تلویزیون و کامپیوتر، چالش جدی و جدیدی در پیش روی والدین امروز است اما می‌خواهم یادآور شوم که اگر راه صحیح را پیش نگیرید و در پنج سال اول زندگی که بنیادی‌ترین سال‌های شکل‌گیری شخصیت آینده فرزندتان است نکوشید، در سال‌های بعد به دلیل این عملکرد ضعیف به دردسرهایی دچار خواهید شد که اغلب والدین امروز به آن مبتلا هستند.
▪ حال که متوجه علل ناموفق بودن آن افراد شدیم، از شما می‌خواهیم مهارت مادر کافی بودن را به ما بیاموزید، از کجا شروع کنیم؟
از دوره تولد خوب است. همان نخستین ماه‌های پس از تولد.
▪ چرا از آن دوران؟
چون مادر در این زمان، به ویژه اگر فرزند اول باشد، از نظر عاطفی تعادل ندارد مانند اینکه سوار الاکلنگ است. لحظه‌ای در اوج لذت و زمانی دیگر در قعر درماندگی. اغلب حس می‌کند خسته شده و نمی‌تواند ادامه بدهد. آنچه در این زمان نیاز است بدانید، برآورده کردن نیازهای نوزاد و البته خودتان است. نوزاد شما هیچ شناختی از خودش، والدینش و حتی کسی که او را در آغوش می‌گیرد، ندارد اما به دنبال یک صداست؛ صدای آشنای قلب مادر، با اینکه از محیط رحم جدا شده اما انگار با سیم نامریی به شما وصل است. با در آغوش کشیدن و بوسیدن طی ماه‌های اول نه تنها او را لوس نمی‌کنید بلکه اطمینان می‌دهید که هر وقت به شما نیاز دارد، در کنارش حاضرید.
او به جز گریه‌ کاری از دستش برنمی‌آید و یادتان باشد که سال اول، سال حکومت اوست. شاید گاهی خسته شوید از اینکه مدام به شما وصل است و از گردنتان آویزان اما کودکانی که در شش ماه اول تولد، آغوش مادر، تماس فیزیکی مانند ماساژ و نوازش و آهنگ صدای او را ندارند، به مشکلات شخصیتی جدی دچار خواهند شد. خودتان را هم فراموش نکنید: از هر فرصتی برای استراحت استفاده کنید و وقتی او خوابیده، شما هم بخوابید. از همسر و دوستان بخواهید در امور خرید، آشپزی و غیره یاری‌تان کنند. یادتان باشد رسیدگی به ظاهر و موهای آراسته و لباس مرتب و توجه به همسر یا فرزند دیگرتان را فراموش نکنید.
: پس در شش ماه اول یا حتی سال اول، حکومت اوست اما اگر کار بدی کرد، به طور مثال سیلی زدن یا مو کشیدن اشکالی ندارد؟
چرا، حتما باید به او بی‌اعتنا شوید تا متوجه شود کارش بد بوده است. همین جا یادآور شوم که کودک، توجه شما یعنی چهره، چشم‌ها و صدایتان را می‌طلبد و هرگز از آن سیر نمی‌شود. از طرفی میان تحسین و داد و فریاد و جنجال تفاوتی قایل نیست. شاید اگر ببیند با کار بدی که می‌کند، مادر را از آشپزخانه نزد خود می‌آورد تا به دلیل کشیدن موهای خواهرش داد و فریادی بکند، تردیدی در این عمل نکند.
بنابراین او با هر رفتاری چه مثبت و چه منفی جلب توجه والدین را می‌طلبد و به هیچ‌وجه با شما هم‌عقیده نیست که کارش بد است و هنوز نمی‌فهمد. پس به او اخم کنید، چشمانتان را کمی درشت کرده و بدون اینکه کوچک‌ترین لحن خشن و یا اضطراب در صدایتان باشد، بگویید «تو کار بدی کردی»! انگشت اشاره را جلوی بینی‌تان نگه دارید.
هیچ گاه وقتی ایستاده‌اید این کار را نکنید. بنشینید تا هم قد او شوید و ارتباط چشمی با او برقرار کنید. اگر گریه کرد، انگشت اشاره را و یا کل دستتان را به او بدهید تا آرام بگیرد.
▪ از کجا بفهمیم گریه‌های کودک به علت درد یا درخواست است یا علامت جلب توجه و در هر کدام چه کنیم؟
به یاد داشته باشید که حتی نوزاد شما نیز گریه‌اش یا به دلیل خوردن و خوابیدن است یا دفع کردن و مادران با تجربه گریه درد را از نق‌نق جلب توجه تشخیص می‌دهند. اگر گریه نوزاد علامت اعتراض و لجبازی بود، با بی‌اعتنایی و یا کم‌توجهی و گاهی توجه بدون اضطراب با او روبه‌رو شوید. من مادرانی را که بدون اضطراب با رفتار ناخواسته بچه‌ها روبه‌رو می‌شوند و نقش مادری، همسری و اجتماعی خود را به درستی ایفا می‌کنند مادر کافی می‌دانم.
▪ اگر بخواهیم از کنار کودک برویم (خرید، سرکار و یا حمام) چگونه او را سرگرم کنیم که متوجه نشود و گریه نکند؟
به مطلب خوبی اشاره کردید. اغلب مادرها این کار را می‌کنند و کودک که ترس عجیبی دارد مبادا مادرش را از دست بدهد، ناگهان متوجه می‌شود که او را ندارد و اضطراب ناشی از آن آزارش می‌دهد. اگر شما با بی‌اعتنایی به موقع و ابراز علاقه به موقع با او برخورد کرده باشید و بازی‌هایی چون قایم‌موشک را انجام دهید، او می‌فهمد مادر باز خواهد گشت. هیچ‌وقت یواشکی او را ترک نکنید. ببوسیدش و بگویید من تا تو بازی کنی، می‌روم حمام و زود می‌آیم. امروز باید فرق رابطه عاطفی با وابستگی بیمارگونه معلوم شود وگرنه کودک هفت‌ساله‌ای را در آینده تصور کنید که چنان به شما وابسته است که با شما می‌خوابد، افکار مادرش را می‌داند و از او ایراد می‌گیرد. به خودتان اعتماد کنید و من به شما مادران ایرانی توصیه می‌کنم که پرعاطفه بودن خوب است اما برای توانمند شدن در تربیت فرزندان باید گاهی محبت کنید، به موقع بی‌اعتنایی و توبیخ (نه توهین) نمایید و به خود و همسرتان احترام بگذارید. شما پیش از پیدایش متخصصان فن، از عهده تربیت کودکتان برمی‌آمدید، بدون تردید در آینده نیز موفق خواهید بود     الهه رضاییان

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 21 بهمن 1389  8:59 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


مقابله با خشونت جوانان

 
مقابله با خشونت جواناندر مداخلات اجتماعی برای پیشگیری از خشونت جوانان تلاش می‌شود تا محیطی که جوانان در آن با یکدیگر ارتباط دارند، اصلاح شود. نمونه ساده‌ای از این مداخله‌ها، افزایش روشنایی خیابان‌ها در مناطق کم نور است که خطر وقوع حمله‌های خشن را افزایش می‌دهد.
در بسیاری از نقاط پلیس و مراقبان بهداشتی و ارایه دهندگان خدمات اجتماعی دست به اقدامات اجتماعی مشترکی می‌زنند که عنصر اصلی آن کمک به ایجاد مشارکت‌های چند بخشی برای حل مشکلات اجتماعی است. برای مثال پلیس جوانان شاهد خشونت یا متجاوزان را به مراقبان بهداشتی معرفی می‌کند تا تحت درمان و مشاوره آنها قرار گیرند.
یک روش اجتماعی دیگر برای مقابله با خشونت جوانان، کاهش دسترسی به مشروبات الکلی است. الکل عامل شرطی مهمی برای وقوع خشونت است.
فعالیت‌های فوق برنامه مثل ورزش و تفریح، کارهای هنری، موسیقی، نمایش‌نامه نویسی و تولید بولتن‌های خبری برای نوجوانان فرصتی ایجاد می‌کند تا در فعالیت‌های مذکور مشارکت داشته و شناخت مورد نیاز برای فعالیت‌های گروهی سازنده را کسب کنند. برنامه‌های غیردرسی و فوق برنامه باید به صورت گسترده‌ای به طیف وسیعی از عوامل خطرزای خشونت و بزه‌کاری جوانان بپردازد، در طول زمان کامل شود و طولانی مدت باشد.
برنامه‌های اجتماعی برای پیشگیری از خشونت دسته‌های خلاف‌کار انواع مختلفی دارد. روش‌های مهارکننده شامل تلاش‌هایی است که برای سرکوب دسته‌ها یا سازمان‌دهی مجدد جوامع متاثر از خشونت دسته‌ها تا زمان کاهش خشونت آنها صورت می‌گیرد. روش‌های اصلاحی و بازپروری هم شامل برنامه‌های مشاوره‌ای و امدادی برای اعضای دسته‌های خلاف‌کار است و هم شامل برنامه‌هایی است که فعالیت اعضای دسته را به سمت فعالیت‌های مفید اجتماعی سوق می‌دهد. شواهد کمی در مورد تاثیر برنامه‌های سرکوب دسته‌ها و سازمان‌دهی مجدد جوامع و فراهم کردن خدمات امداد و مشاوره وجود دارد.
جمع‌آوری و مدیریت استفاده و نگهداری سموم خانگی با هدف کاهش آسیب‌پذیری مغزی کودکان به طور غیرمستقیم در کاهش خشونت جوانان موثر است. افزایش دسترسی و ارتقای کیفیت تسهیلات مراقبت از فرزند و برنامه‌های غنی‌سازی پیش دبستانی برای ارتقای سلامت و تسهیل موفقیت تحصیلی کودکان در کاهش خشونت جوانان موثر است.
از سوی دیگر تلاش برای بهبود موقعیت مدرسه شامل تغییر عملکرد معلمان و سیاست‌ها و قوانین مدرسه و نیز افزایش ایمنی در مدارس و ایجاد راه‌های ایمنی برای کودکان در مسیر رفت و برگشت از مدرسه یا دیگر فعالیت‌های اجتماعی نیز در کاهش خشونت جوانان موثر است.
سیستم مراقبت‌ بهداشتی با افزایش پاسخگویی و بهبود خدمات اورژانس، افزایش دسترسی به خدمات بهداشتی و آموزش مراقبان بهداشتی برای تشخیص و ارجاع جوانان در معرض خطر می‌تواند در کاهش خشونت جوانان موثر باشد.
تغییر محیط فرهنگی و اجتماعی جوانان، روش دیگری است که در کاهش خشونت جوانان به کار می‌رود. در چنین روشی سعی می‌شود که موانع اجتماعی و اقتصادی توسعه از میان برداشته شود و برای مثال با اشتغال‌زایی یا تقویت سیستم قضایی سعی می‌شود از خشونت جوانان کاسته شود.
در مناطق شهری ممکن است که سیاست‌های فقرزدایی در مقابله با خشونت جوانان موثر باشد. طبق مطالعات ایجاد فرصت برای نقل مکان خانواده‌ها به مناطق داراتر رفتار خشونت‌آمیز نوجوانان را به طور اساسی کاهش می‌دهد.
تغییر محیط اجتماعی به صورتی که سلاح گرم و دیگر سلاح‌های مرگ بار از دسترس کودکان و نوجوانان در معرض خطر دور نگاه داشته شود نیز روشی علمی برای کاهش مرگ و میر ناشی از خشونت جوانان است. در بسیاری از کشورها دسترسی جوانان به اسلحه غیرقانونی است. در این کشورها اعمال شدید قوانین نقل و انتقال غیرقانونی اسلحه، تاثیر زیادی در کاهش خشونت ناشی از سلاح گرم در بین نوجوانان دارد. سرقت، منبع اصلی ورود اسلحه به بازار غیرقانونی و اصلی‌‌ترین روشی است که نوجوانان از طریق آن به اسلحه دسترسی پیدا می‌کنند.
سایر روش‌هایی که با تاثیر بر عوامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی سعی در کاهش خشونت جوانان دارند شامل آموزش همگانی برای تغییر هنجارهای اجتماعی و افزایش رفتارهای مثبت اجتماعی، تلاش برای کاهش خشونت در رسانه‌های ارتباط جمعی، برنامه‌های کاهش نابرابری درآمدها، فعالیت‌ها و سیاست‌های موثر بر تعدیل دگرگونی‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و تغییر ساختار نظام آموزشی است.
برنامه‌های کاهش خشونت جوانان باید به انواع روش‌های اثربخش فردی، خانوادگی، گروهی و اجتماعی به نوجوانان نزدیک شده و با مداخله‌ها و فعالیت‌های قابل ارزشیابی، امکان کاهش خشونت جوانان را فراهم کنند. چنین مداخله‌هایی می‌توانند به عوامل مشترک خطرزا شامل ضعف پیشرفت تحصیلی، حاملگی نوجوانان، روابط جنسی غیرایمن و مصرف الکل و موادمخدر بپردازند که از این طریق نیازهای نوجوانان در بسیاری از حوزه‌های زندگی رفع می‌شود.

دکترشهرام رفیعی‌فر
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 21 بهمن 1389  8:59 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

من و بابام و مدرسه

 
من و بابام و مدرسهاول مهر که از راه می‌رسد، بعضی مادران خوشحال می‌شوند که بچه‌ها دیگر به مدرسه می‌روند و آنها فرصتی پیدا می‌کنند تا برنامه‌هایی نیز برای خود داشته باشند.
اما بعضی مادران، اول مهر را آغاز دردسر خود می‌دانند؛ انگار مادران هم همراه بچه‌ها به مدرسه می‌روند، درس‌ها را یاد می‌گیرند، امتحان می‌دهند و... تا یک سال تحصیلی به پایان برسد. اما واقعا نقش والدین در امور مدرسه بچه‌ها چقدر باید باشد؟
مامان برای دیدن معلم به مدرسه می‌رود، مامان دیکته می‌گوید، مامان درس‌ها را می‌پرسد و مامان... اما چرا نقش پدران در امور تحصیلی فرزندان این‌قدر کمرنگ است؟ و آیا این موضوع بر پیشرفت تحصیلی کودکان اثری منفی دارد؟
در رابطه با سؤال اول، هر پدری که وقت کافی برای کودکش نمی‌گذارد، می‌تواند توجیهات مختلفی داشته باشد؛ اینکه آیا حق با آنهاست یا خیر، خود بحث جداگانه‌ای است. اما در رابطه با سؤال دوم، باید گفت که حضور کمرنگ پدر قطعا اثری منفی بر وضعیت تحصیلی بچه‌ها دارد.
● پس نوبت بابا کی می‌شه؟
گاهی اوقات بعضی مادران با تعجب یا حتی با ناراحتی اظهار می‌کنند که گاهی موضوعی را ۱۰بار به فرزندشان می‌گویند اما او گوش نمی‌کند ولی وقتی پدر او یک‌بار می‌گوید، او بدون بحث گوش می‌کند و می‌پذیرد. باید توجه داشت که این نکته ظریف در امور درسی نیز کاملا صدق می‌کند. به همین دلیل هنگامی که پدران نیز همپای مادران بر امور تحصیلی فرزندان نظارت دارند، هم پیشرفت تحصیلی بچه‌ها بیشتر است و هم البته آرامش والدین!
● کلاس اولی‌ها
نقش والدین در این سال، بسیار مهم است چراکه این سال برای کودکان، سالی بسیار مهم و حیاتی است. در این سال هم پدر و هم مادر باید مستقیما در جریان درس کودک باشند؛ یعنی بدانند که او در ریاضی، فارسی، علوم و سایر دروس چه چیزهایی یاد گرفته است، اسامی همکلاسی‌ها، مدیر و معلم را بدانند و... نقش پدر در این امور- زمانی که کودک پسر است- بسیار حیاتی و مهم‌تر است.
البته قرار نیست این اطلاعات را در همان روز اول به‌دست آورید یا این موضوع باعث شود که گفت‌وگوهای شما شکل بازجویی به خود بگیرد بلکه کافی است هر روز برای چند دقیقه با کودکتان صحبت کنید؛ در مورد اتفاقاتی که در مدرسه افتاده، دوستان تازه، معلم و... و البته توجه داشته باشید که مهم‌ترین عامل در تشویق او برای صحبت‌کردن، گوش‌دادن شماست.
در این سال، بچه‌ها رسیدگی بیشتری را نسبت به سال‌های بعد نیاز دارند. معمولا بعد از ماه اول، تکالیفی به بچه‌ها داده می‌شود که نظارت مستقیم والدین را می‌طلبد؛ ازجمله این تکالیف، دیکته است که به نوعی تکلیف مشترک کودک و والدین محسوب می‌شود. در این رابطه بهتر است حداقل یک‌بار در هفته، پدر دیکته بگوید. کسانی که این تجربه را داشته‌اند می‌توانند برای شما از تاثیرات مثبت این کار بر رابطه کودک و پدر بگویند.
● دیدار در مدرسه
اکثر مدارس در طول سال جلساتی برای اولیا دارند. ممکن است مطالبی که در این جلسات عنوان می‌شود، چندان ارزشی نداشته باشد و برای پدر و مادر شاغلی که برای تمام ساعت‌های طول روزشان برنامه دارند، حضور در این جلسات بسیار سخت و حتی عذاب‌آور باشد.
اما توجه داشته باشید که فرزندتان حضور یا غیبت شما یا کیفیت حضورتان در این جلسات را به میزان ارزشی که شما برای او قائل هستید، مربوط می‌داند. پس برای پیشگیری از دلخوری یا آسیب در روابط شما و فرزندتان، تمام تلاش خود را برای اختصاص این چند ساعت وقت برای او انجام دهید.
و اما نکته دوم؛ حتما شما هم موافق هستید که صرف شرکت در جلسات عمومی، نمی‌تواند شما را از وضعیت تحصیلی فرزندتان مطلع کند. به همین دلیل نیز لازم است ملاقات‌های خصوصی با اولیای مدرسه داشته باشید؛ ملاقات‌هایی که اگر فرزندتان پسر است، لازم است حتما در همه آنها پدر نیز حضور داشته باشد و درصورتی که دختر است، در طول سال حداقل ۲بار پدر نیز در این ملاقات‌ها حضور پیدا کند.
● این مشق مال کیه؟
در ابتدا این شکایت بسیاری از معلمان است؛ دانش‌آموزی تکلیفی را ارائه می‌دهد درحالی که خودش آن را انجام نداده؛ حتی گاهی اوقات به نظر می‌رسد که دانش‌آموز کوچک‌ترین مشارکتی در انجام آن تکلیف نداشته است. البته در سال‌های بعد این موضوع کم‌کم تبدیل به شکایت والدین می‌شود؛ اینکه فرزند آنها تکلیفش را انجام نداده و انتظار دارد پدر و مادر کار او را انجام دهند. واقعا فرزندان به چه میزان از کمک ما در انجام تکلیف نیازمندند؟
توجه داشته باشید هر تکلیفی که از سوی معلم داده شده، برای فرزند شماست و نهایت نقشی که قرار است شما ایفا کنید، در حد نظارت و راهنمایی است. مطمئن باشید انجام تکلیف از جانب شما نه‌تنها کمکی به او نمی‌کند که به ضرر اوست؛ چراکه شما این مفهوم را به او منتقل کرده‌اید که به توانایی‌های او اعتقادی ندارید و این یعنی آسیب به اعتماد به نفس او.
اگر در نهایت کودک شما توانایی انجام تکلیف را نداشت، بهتر است دست خالی به مدرسه برود. اگر در سنین دبستان است، شما با معلم او در رابطه با دلیل عدم انجام تکلیف صحبتی داشته باشید اما در پایه‌های بالاتر، خود او می‌تواند در این رابطه به معلمش توضیح دهد.
● امتحانی خانوادگی
در شب‌های امتحان، بسیاری از والدین پا به پای بچه‌ها درس می‌خوانند، درس می‌پرسند و اضطراب امتحان را بیشتر از فرزندان‌شان تجربه می‌کنند و در نهایت نیز به‌نظر می‌رسد نتیجه امتحان برای والدین به مراتب مهم‌تر است تا دانش‌آموز! برای پیشگیری از این کار چه می‌توان کرد؟
از اواسط کلاس دوم بهتــر است مقــداری از مسئولیت‌های آموزشی به‌عهده خود دانش‌آموز باشد. کم‌کم او باید بتواند به تنهایی درس بخواند و تنها زمانی که نیاز داشت، از او درس بپرسید. توجه داشته باشید این نیاز اوست که تعیین می‌کند آیا از او باید درسی پرسیده شود یا خیر.
در این موارد اصرار شما به پرسیدن درس، برای فرزندتان تنها یک معنا دارد؛ او خودش نمی‌تواند تشخیص دهد که چه نیازی دارد و این یعنی آسیب به اعتماد به نفس.
از کلاس سوم دیگر فرزند شما باید بلد باشد که بیشتر درس‌هایش را خودش به تنهایی بخواند و از خودش بپرسد. از این سال به بعد برنامه‌ریزی درسی را خود کودک در ابتدا انجام می‌دهد و والدین تنها نقش نظارتی دارند و می‌توانند نظرات اصلاحی داشته باشند.
● بیدارباش صبحگاهی
توجه داشته باشید فرزند شما تا زمانی که خودش دلیل انجام کاری را نداند، احتمال آنکه آن را به درستی انجام ندهد، بسیار زیاد است؛ به همین دلیل هرچه زودتر او متوجه دلیل زود خوابیدن‌اش بشود، احتمال آنکه در برنامه خواب او مشکلی پیش بیاید، کمتر است. البته بهترین راه برای درک این موضوع، تجربه است؛ تجربه عوارض دیرخوابیدن. اگر گاهی برای خوابیدن در وقت مناسب طفره می‌رود، اجازه بدهید دیر بخوابد و روز بعد وقتی که این موضوع باعث اذیت او شد، با او صحبت کنید.
از کلاس سوم می‌توانید ساعتی بالای سر فرزندتان بگذارید؛ البته قطعا باید حواس خودتان به سر وقت بیدارشدن او باشد. با شروع دوره راهنمایی، دخالت شما در بیدارشدن او باید کمتر باشد تا در دبیرستان دیگر مشکلی در این زمینه نداشته و مسئولیت آن کاملا برعهده فرزندتان باشد.
اگر هم به هر دلیلی فرزندتان صبح دیر به مدرسه رسید یا غیبت داشت، به هیچ عنوان برای موجه‌کردن آن به دروغ متوسل نشوید چون علاوه بر آنکه دروغ‌گفتن را به فرزندتان آموزش می‌دهید، اولیای مدرسه نیز خیلی زودتر از آنکه انتظار دارید به موضوع پی می‌برند!
در پایان توجه داشته باشید که نگرانی بیش از اندازه و به تبع آن دخالت‌های زیاد شاید در کوتاه‌مدت بتواند نتایج مطلوبی ایجاد کند اما آنچه در بلندمدت عاید شما خواهد شد، داشتن فرزندی با احساس مسئولیت پایین و اعتماد به نفسی آسیب دیده است.
 
نرگس عزیزی
 
روزنامه همشهری
 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 21 بهمن 1389  9:02 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

منتظر بهانه نباشید


  منتظر بهانه نباشیدشما والدین وقت زیادی را به تجزیه و تحلیل، ارزیابی، دقت و ‌نگرانی در‌خصوص فرزندتان و رفتارهای او اختصاص می‌دهید.
‌بسیار حساسیت به خرج می‌دهید تا از راحتی و آرامش وی اطمینان خاطر ‌حاصل کنید و از زمان خستگی، گرسنگی و ترس وی آگاه شوید. ‌
اما تاکنون به این نکته توجه کرده‌اید که فرزندتان نیز تمامی حالات و ‌حرکات شما را درک می‌کند؟ آیا می‌دانید که فرزندتان نیز از کردار و گفتار ‌شما تفسیر خاص خود را دارد؟ آیا تا به حال با عصبانیت بر سر یکی از ‌اعضای خانواده فریاد کشیده‌اید که «فریاد نزن»؟
کارشناسان معتقدند برای ارتباط با افراد، بویژه فرزندان در سنین کم نباید ‌منتظر بهانه خاصی باشیم. بدترین حالت این است که آنها فکر کنند دیده نمی‌‌شوند، شنیده نمی‌شوند یا این که از آنها پرسشی نشود. به عبارت دیگر جدا ‌از زندگی والدین و بزرگترها هستند. ‌
آنچه باید با دقت نظر بیشتری مورد توجه قرار گیرد، این است که شما در هر ‌لحظه با هر کلمه‌ای که بر زبان می‌آورید با لحن صدا و حرکات بدن - ‌مشغول برقراری ارتباط با کودکتان و دیگر اعضای خانواده هستید، بدون این که ‌آگاه باشید.‌ما در این بخش قصد داریم به چگونگی ارتباط شما با کودک بپردازیم:‌
شما با هر کلمه‌ای که می‌گویید و به طور حتم با تن صدا و لحنی که به ‌آن می‌دهید، مشغول ابراز فکر و احساسات خود هستید. وقتی با آرامش ‌سخن می‌گویید، یا شتابزده و مضطرب هستید، عصبانی یا ‌خوشحال هستید، به شیوه‌های گوناگون با کودک و اطرافیان ارتباط ‌برقرار می‌کنید.‌
تماس چشمی یا به عبارتی تلاقی نگاه شما بسیار موثر است. وقتی با ‌کودک صحبت می‌کنید، سعی کنید به چشمانش نگاه کنید. حتی اگر در آن ‌هنگام مشغول تماشای تلویزیون هستید. ‌
به این نکته توجه کنید که آیا حالات صورت شما با آنچه بر زبان می‌‌آورید، هماهنگ است یا خیر.‌
جالب است بدانید کودک شما از حالت صورت شما براحتی تشخیص ‌می دهد که با اشتیاق با او صحبت می‌کنید یا در آن لحظه بخصوص ‌حوصله گفتگو با او را ندارید. ‌
حرکات بدن شما نیز زبان خاص خود را ادا می‌کنند. وقتی شما به طرف ‌جلو خم می‌شوید، به این معنی است که میل به ادامه صحبت دارید. و طرز ‌نشستن شما به وقتی که دست به سینه به صندلی تکیه داد‌ه‌اید یا در هنگام ‌صرف غذا مشغول خواندن روزنامه هستید، گویای حالات متفاوت روحی ‌شماست.‌
چه نوع ارتباطی برقرار می‌کنید؟
از چه نوع کلماتی استفاده می‌کنید؟ آیا از کلماتی که حاکی از اقتدار، غرور و محبت است استفاده می‌کنید یا از کلماتی که بیانگر شرم، ‌افسوس و نارضایتی است؟
آیا فرزندتان می‌داند به چه علاقه دارید یا چه چیزی برایتان حائزاهمیت ‌است؟
آیا یک چیز می‌گویید و کار دیگری می‌کنید؟ به عنوان مثال، می‌گویید «تا ‌چند دقیقه دیگر برایت داستان می‌گویم» اما به گونه‌ای رفتار می‌کنید که ‌انگار فراموش کرده‌اید یا خودتان را با کار دیگری مشغول می‌کنید؟
آیا ممکن است قولی بدهید و به آن عمل نکنید؟ یا تهدیدی کنید و متعهد به ‌آن نباشید؟
هرچند وقت یک بار احساس علاقه و عشق، رنجیدگی، سرگردانی، خشم، هیجان، ناامیدی، غرور، لذت و تعجب خود را ابراز می‌کنید و فرزندتان ‌شاهد آن است؟
● چه زمانی ارتباط برقرار می‌کنید؟
باید بدانید ما همیشه و در هر حالی مشغول برقراری ارتباط با ‌اطرافیان هستیم! حتی وقتی مشغول انجام کارهای روزانه هستیم.‌
- صبح: از خواب بیدار می‌شوید، لباس عوض می‌کنید، ‌صبحانه می‌خورید و آماده خروج از منزل می‌شوید.‌
- عصر: استراحت می‌کنید، چیزی می‌خورید، وقت آزاد دارید و خسته و بی‌حوصله هستید.‌
- شب: پدر به خانه می‌آید، وقت صرف شام، وقتی آماده خواب ‌می‌شوید و به رختخواب می‌روید تا وقتی می‌خوابید.‌
● کجا ارتباط برقرار می‌کنید؟
شما هر جایی که با هم هستید به نوعی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنید. ‌اما نکته اینجاست که فرزند شما دقت می‌کند و متوجه می‌شود که چه ‌مکان‌هایی موجب آرامش ، عصبانیت، تنش یا خوشحالی شما می‌شود. ‌
برای مثال وقتی در منزل خودتان هستید، وقتی به مهمانی رفته‌اید، وقتی ‌در اتومبیل نشسته‌اید، به سوپرمارکت رفته‌اید، به پارک رفته‌اید یا ‌وارد مطب پزشک شده‌اید. حالات خاص روحی برای شما و فرزندتان ‌ایجاد می‌شود و فرزندتان از این تغییرات بخوبی آگاه است و در ‌مواردی قادر به پیش‌بینی و تشخیص آنهاست. ‌
● کودک شما را می‌بیند؟
تصور کنید در حال صحبت تلفنی با فردی هستید. باید توجه داشته ‌باشید که حتی زمانی که کودک تمام لغاتی را که شما مورد استفاده قرار ‌می‌دهید درک نمی‌کند؛ اما از لحن، تن و شیوه صحبت شما احساستان ‌را در آن لحظه درک می‌کند و می‌فهمد که آیا از صحبت کردن با شخص ‌موردنظر خوشحال هستید یا ناراحت یا حتی هیجان‌زده و عصبی.‌
کودک شما بخوبی متوجه احساسات میان شما و همسرتان، دوستانتان، ‌بستگان و پزشکتان است.
حتی به نحوه رفتار و گفتار شما با کودکان دیگر نیز توجه خاصی دارد. ‌
چنانچه به موارد فوق توجه کنید، شاید فکر کنید همیشه باید در موضع ‌دفاعی باشید. در صورتی که این طور نیست.‌
اما سعی خود را بکنید تا دقت بیشتری به امور خود داشته باشید و حتی‌‌الامکان شاداب و خوشحال و مثبت باشید.‌
شاید هم نگران آنچه تاکنون کرده‌اید و تاثیر آن بر فرزندتان باشید. ‌بهتر است آرام باشید و بدانید
هیچ‌کس کامل نیست و شما هم احتمالا تا‌کنون دچار اشتباه‌هایی شده‌اید. زیرا حالات و احساسات گوناگونی را ‌تجربه کرده‌اید.‌
● نگرانی والدین از ارتباطات فرزندان‌
بسیاری از والدین درخصوص مهارت‌های اجتماعی و فعالیت فرزندانشان در جمع ‌نگران هستند. بسیاری از کودکان حتی از جمع‌های کودکانه نیز طرد می‌شوند؛ ‌زیرا از نظر ظاهر، گفتار، رفتار و حرکات با دیگران تفاوت دارند و به ‌عبارتی هماهنگی لازم را ندارند. ‌در بیشتر موارد این ناکامی کودکان در شرکت در اجتماع به ایجاد نوعی ‌استرس و فشار روحی منجر و باعث نگرانی والدین می‌شود.‌
به دلیل اهمیت موضوع در زندگی روزمره و آینده کودک، در این گونه موارد ‌نکاتی را به شما ارائه می‌کنیم:‌
وقتی مردم در کنار فردی احساس ناراحتی می‌کنند که او تفاوتی با ‌دیگران داشته باشد. چنانچه فرزند شما براحتی نتواند با دیگران ارتباط ‌برقرار کند یا در اجتماعات اختلال ایجاد کند، از طرف دیگران پذیرفته ‌نمی‌شود. شاید هم چالش‌هایی ایجاد می‌کند که موجب پذیرفته نشدن از سوی ‌دیگران می‌شود. می‌دانیم ممکن است شما بگویید این طور نیست، ‌اما بپذیرید که این موضوع حقیقت دارد. ‌
در جامعه برای هر فردی اتفاق می‌افتد که گاهی در جمعی پذیرفته نشود ‌یا مورد بی‌مهری واقع شود. در چنین صورتی اول از همه خود فرد ‌احساس راحتی نمی‌کند.‌
در بسیاری از شرایط نیز خود ما تمایلی به برقراری ارتباط با دیگران را ‌نداریم. شاید این اتفاق در مهدکودک، دبیرستان، دانشگاه یا حتی محل ‌کار ما و هر جای دیگری رخ دهد. ‌
بسیاری افراد صرف‌نظر از سن و سال وقتی با افرادی روبه‌رو می‌شوند ‌که از نظر ظاهری، مادی، تحصیلی و فرهنگی با آنها متفاوت هستند، ‌احساس خوبی ندارند و مایل به برقراری رابطه با آنها نیستند. در مواردی ‌نیز این تمایل نداشتن به نادیده گرفتن عدم دعوت در بازی و ‌فعالیت‌های گروهی منجر می‌شود.
مساله اصلی در این قسمت واکنش به تفاوت‌هاست، اما نحوه برخورد با ‌این تفاوت‌ها مساله دیگری است که به طرق و شیوه‌های گوناگونی ابراز ‌می‌شود و نقش شما به عنوان والدین در این میان بسیار قابل ملاحظه ‌است.‌
● به قابلیت‌ها و تمایلات فرزندتان بها دهید
باید مهارت‌های اجتماعی کودکان را بتدریج پایه‌ریزی کرد. شاید کودک ‌شما در رشته‌هایی مانند هنر، موسیقی، بازی یا پیاده‌روی استعداد و ‌قابلیت‌هایی داشته باشد. ‌
گاهی اوقات والدین به اشتباه تصور می‌کنند که برای این که جمع ‌فرزندشان را بپذیرد، باید او را مانند دیگران بار بیاورند. در صورتی که ‌شما باید آنچه در کودکتان وجود دارد و زمینه رشد دارد را یافته و ‌پرورش دهید. اگر از فوتبال بدش نمی‌آید؛ اما قابلیت‌های فعالیت‌های تیمی و ‌گروهی را ندارد، به پرورش آنچه واقعا در وجود اوست بپردازید، نه ‌این که اور ا وادار به فوتبال کنید. ‌
● موفقیت‌ها بتدریج حاصل شود
وقتی با توافق فرزندتان هدفی را در نظر می‌گیرید، نخواهید او را وادار ‌کنید تا بسرعت به هدف برسد؛ زیرا در چنین مواردی اصولا ناکامی ‌ایجاد می‌شود. رسیدن به هر هدفی با گام‌های کوتاه اما استوار دائمی و ‌پایدارتر است. ‌
سعی کنید اهداف کوتاه‌مدت و دست‌یافتنی را برای فرزندتان تعیین کنید ‌تا بارسیدن به آنها انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر پیدا کند. در این راه ‌نیز نیازهای او را همواره به یاد داشته باشید و توقع بیش از توان او ‌نداشته باشید.‌
وقتی وارد جمعی می‌شود، انتظار نداشته باشید با همه ارتباط برقرار کند. ‌در گام اول همین که سلام کند یا حتی بتواند با یک نفر صحبت کند، کافی ‌است بتدریج می‌آموزد که با دیگران چگونه رفتار کند. ‌
● همه نیاز به یادگیری و آموزش دارند
ممکن است شما بخواهید با والدین دیگر، معلمان، مدیر و ناظم مدرسه ‌نیز درباره فرزندانتان صحبت کنید. بسیاری افراد در این زمینه آگاهی ‌لازم را ندارند. شاید هم نگران هستند که گفتار یا رفتار اشتباهی از آنان ‌سر زند. شاید نمی‌دانند فرزند شما قادر به انجام چه کارهایی است و ‌از عهده چه کارهایی برنمی‌آید. ‌
نحوه صحیح ارتباط نیاز به تمرین، تکرار و خوش‌بینی دارد. در ضمن ‌نیاز به صرف زمان بسیار دارد. پس خود شما نیز که الگوی فرزندان ‌هستید، با کمترین بی‌مهری یا اشتباهی از صحنه خارج نشوید. ‌
با هر مشکلی به عنوان یک مانع رفتار نکنید، بلکه به عنوان یک چالش ‌قابل حل رفتار کنید. بپذیرید که برخی افراد گرم و صمیمی و آگاه از ‌مهارت‌های اجتماعی هستند و برخی دیگر این گونه نیستند و هرگز ‌هم نخواهند بود و قابل تغییر هم نیستند. پس جهان و زندگی را همین ‌گونه که هست بپذیرید و این موضوع را به فرزندان نیز آموزش دهید.
● آموزش ارتباطات اجتماعی از سنین کم
برخی والدین تصور می‌کنند فرزندشان در کودکی مشکلاتی در زندگی و ‌برقراری ارتباطات اجتماعی دارد که با گذشت زمان به خودی خود برطرف می‌شود. در صورتی که این طور نیست و اگر هم باشد، این ‌مسائل مستلزم پرداخت بهای سنگین و ضربات روحی بسیار است. پس بکوشید کودکان را از سنین پایین وارد دنیای اجتماعی کنید. مهد کودک ‌نیز یکی از این نمونه‌های گروه‌های اجتماعی است.‌
● از نکات منفی فاصله بگیرید
بر ناتوانی‌های فرزندتان تاکید نداشته باشید. این کار به اعتماد به نفس و ‌عزت نفس او خدشه وارد می‌کند. ‌بدانید که هر کودکی نقاط قوت و نقاط ضعفی دارد. شاید فرزند شما برخی ‌از کارهای دیگران را نتواند انجام دهد، اما استعدادهایی نیز دارد که ‌دیگران از آن بی‌نصیبند.
سعی کنید بر آنچه می‌خواهد و می‌تواند انجام دهد، تمرکز و تاکید داشته ‌باشید. ممکن است این موارد برای زندگی او کافی نباشند. اما بقیه موارد ‌را نیز بتدریج خواهد آموخت. ‌     مترجم : سحر کمالی نفر منبع: child.com
  روزنامه جام‌جم
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 21 بهمن 1389  9:04 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

مهارت برقراری ارتباط با نوجوانان


  مهارت برقراری ارتباط با نوجوانانمدام بحث می‌کند و پرخاشگر شده است. امکان ندارد کاری را که از او می‌خواهیم بلافاصله انجام دهد. آیا این عبارت برای شما نیز آشناست؟ نوجوان داشتن این‌گونه است. او دیگر همان کودکی که با لبخند هر چه می‌خواستید انجام می‌داد، نیست. نوجوانی سن مرموز شدن، تغییرکردن و تردید است. از طرف دیگر، شما نیز نگران هستید که نکند او مشغول کاری شده باشد که عاقبت خوبی ندارد. پس فشار خود را بر او افزایش می‌دهید. او نیز که خواهان استقلال بیشتری است، واکنش نشان داده و قصد ندارد در محدودیتی که شما ایجاد کرده‌اید زندانی شود. بدین ترتیب کار به بحث و مشاجره و گاه به دعوا می‌کشد. مساله اینجاست که در این میان کسی مقصر نیست بلکه باید مهارت‌های ارتباطی را آموخت. سمیناری درباره همین موضوع اردیبهشت ماه در شیراز برگزار می‌شود که به همین مناسبت درباره رفتار با نوجوانان برای شما می‌نویسیم.
والدین بیشتر در دهه چهارم یا پنجم زندگی بوده و بسیار محافظه‌کارانه عمل می‌کنند و حال آنکه نوجوان بی پروا قصد دارد حرکتی سریع به سوی اهدافش داشته باشد و دسترسی به آرزوهای خود را ممکن و شدنی می‌بیند. پس اگر دو طرف وضعیت و شرایط را به خوبی درک نکنند، نخواهند توانست ارتباط خوبی با یکدیگر برقرار کنند. این شرایط برای نوجوان نیز سخت است.
● عبور از بحران
باید توجه داشت که مرحله عبور از کودکی به بزرگسالی برای خود نوجوان نیز سخت است، چرا که بسیاری از تغییرات در همین سنین رخ می‌دهد و نوجوان نیز در مواقعی دچار حالت گیجی، تردید، نگرانی و فقدان اعتماد به نفس می‌شود. او از لحاظ روحی نیز دچار بیشترین تغییرات در حالات عاطفی شده و خشم شدید و عشق فراوان را تجربه می‌کند. از نظر جسمی‌ نوجوان به تکامل رسیده و نیروی جنسی شدیدی دارد، به همین دلیل است که اگر در این سنین کسی را برای صحبت و گفتگو درباره مسایل خود نداشته باشد ممکن است دچار مشکلاتی شود. او از نظر هوش در فعال‌ترین وضعیت ممکن قرار دارد و به خوبی قادر به تجزیه و تحلیل انواع مسایل و دیدگاه‌هاست.
● والدین، زیر ذره‌بین نوجوان
در این زمان نوجوان شروع به بررسی رفتار‌ها و نقطه‌نظرات والدین کرده و با درک تغییرات میان تفکر خود و والدین مناقشات آغاز می‌شود. از طرفی، نوجوان تحت فشار بیشتری نسبت به گذشته از طرف محیط پیرامونش قرار می‌گیرد و نیاز به حمایت والدین در این دوران بیشتر از هر وقت دیگر احساس می‌شود. والدین وقتی با بحران نوجوانی رو به رو می‌شوند، در بسیاری از موارد سعی می‌کنند کنترل امور را به دست بگیرند. در این راه ممکن است دیکتاتور و جدی شوند و با نوجوان درگیر شوند تا ثابت کنند قدرت در دست آنان است. برخی دیگر نیز سعی می‌کنند به هیچ‌وجه به کارهای نوجوان کاری نداشته باشند تا از هرگونه مجادله پرهیز شود و نوجوان خودش راهش را پیدا کند. جالب اینکه هر دو روش بی‌نتیجه است: نوجوانی که والدین قدرت‌طلب دارد، بیشتر به طغیان و سرکشی می‌پردازد تا ثابت کند که مستقل و دارای قدرت تصمیم‌گیری است. ممکن است حتی برخی از مسایل را مخفی کند و از والدین فاصله بگیرد. نوجوانی هم که والدین بسیار انعطاف‌پذیر دارد ممکن است احساس کند بی‌ارزش است و نادیده گرفته شده و والدین اهمیتی به مسایل و مشکلات او نمی‌دهند.
در هر دو حال، نوجوان حمایت کافی را از والدین نمی‌گیرد. شما در این زمان وقت دارید تا رابطه‌ای متفاوت از دوران کودکی فرزندتان با وی برقرار کنید. سرکشی او را یک حمله به قدرت خود تلقی نکنید بلکه مرحله مهمی در استقلال او بدانید. چنانچه کنجکاو هستید که از امور او اطلاع داشته باشید می‌توانید این را با وی در میان بگذارید و از طرف دیگر، به او کمک کنید که درباره ارزش‌ها و باورهای گوناگون فکر کند. شما می‌توانید دستاوردهای مثبتی از این دوران فرزندتان داشته باشید که یکی از آنها مشورت است. می‌توانید به او نزدیک‌تر شده و صمیمیت خود را افزایش دهید. البته زمانی را برای تنها بودن یا گذراندن با وی را نیز به او بدهید و در هنگام لزوم در کنارش باشید. بهترین کار در لحظات بحرانی چیست؟ بهترین کار چند لحظه مکث و کشیدن چند نفس عمیق است، با این کار به خود فرصت آرامش و واکنش صحیح می‌دهید. بهتر است در لحظات بحرانی با نوجوان بحث نکنید و فکر کنید که بهترین و مناسب‌ترین واکنش شما چه می‌تواند باشد البته با آرامش.
● چگونگی برقراری ارتباط با نوجوان
نوجوان تمایل دارد بیشتر با دوستان و همسن و سالان خود باشد اما در عین حال نیازمند والدین نیز است. این رابطه ظریفی است، که در عین ارتباط با او و نشان دادن علاقه به امور وی کمی‌او را راحت و به حال خود بگذارید. تحقیقات نشان داده‌اند نوجوانانی که با والدین خود درباره مسایلی مانند مواد مخدر و دیگر بزهکاری‌ها گفتگو می‌کنند، ۳۶ درصد کمتر دچار انواع کجروی‌ها می‌شوند. پس فکر نکنید که اگر راجع به این موارد صحبت نکنید، احتمال ابتلای او را کاهش داده‌اید اما باز هم خاطرنشان می‌کنیم که به استقلال او احترام بگذارید و اگر نخواست راجع به مورد خاصی صحبت کند، او را تحت فشار قرار ندهید و به عبارت دیگر، سعی در کنترل اجباری وی نکنید که نتیجه عکس خواهید گرفت. از طرف دیگر، یکی از مهم‌ترین عوامل در برقراری ارتباط با نوجوان این است که برایش وقت بگذارید. گاهی اوقات ترتیب‌دادن یک فعالیت خاص یا حتی سفر نیز مفید است.
البته مشارکت در کارهای عادی مانند تماشای تلویزیون، قدم زدن، چیدن میز یا حتی شستن ظرف‌ها با یکدیگر نیز بسیار سودمند است. مراقب باشید که صحبت‌هایتان جنبه دستوری و قضاوتی نداشته باشد. تشویق کننده باشید. دقت کنید تا به موقع او را تشویق و از او تعریف کنید، به ویژه در جمع، تحسین کردن اثر بهتری خواهد داشت به شرطی که مصنوعی نباشد. برای مثال، اگر او بیش از پیش در درس خواندن تلاش می‌کند یا اگر در کاری به شما کمک می‌کند یا اینکه لباس‌های مرتب و مناسبی را می‌پوشد، از او تقدیر کنید. برای مثال می‌توان گفت: «من از شیوه صبحت کردن تو با دوستم خیلی لذت بردم.» یا گاهی اوقات از موارد بد جزیی صرف‌نظر کنیم. یکی از عوامل مهم در صحبت با نوجوان انتخاب وقت مناسب است. در شرایط مناسب این کار راحت‌تر انجام می‌شود. در گفتگو‌ها نیز یک طرفه فقط به انتقاد و موضع‌گیری نپردازید.
● والدین چند دسته هستند؟
سه گروه از والدین فرزندانی بی‌مسوولیت برای آینده تربیت می‌کنند:
گروه اول) والدینی که بیش از حد از فرزندان حمایت می‌کنند و همه کارها را به جای آنها انجام می‌دهند. گروه دوم) والدینی که به شدت سخت‌گیر بوده و دایم در حال ایراد گرفتن، انتقادکردن و دستوردادن هستند.
دسته سوم ) والدینی هستند که بیش از حد نوجوان را آزاد می‌گذارند تا هرچه می‌خواهد اعم از درست یا غلط انجام دهد. نکته قابل توجه این است که شما برای انجام رفتار مناسب و برخورداری از روحیه‌ای شاد در برخورد با نوجوان نیازمند آرامش هستید، پس برای رسیدن به این آرامش زمانی را نیز برای پرداختن به خود و علایق‌تان اختصاص دهید.
یک نوجوان ممکن است انتظار داشته باشد که مانند فرد بالغ با او برخورد کنند اما رفتار خودش مانند کودکان باشد. از سوی دیگر، والدین نیز ممکن است به فرزند خود نصیحت کنند که مانند افراد بالغ رفتار کند ولی برخورد آنها با او مانند برخورد با کودکان باشد.
● اصول ۶ گانه رفتار با نوجوانان
۱ ) اجتناب از به کار بردن زور و فشار: هرگاه وارد مشاجره و اعمال فشار به نوجوانان شدید، بدانید که بازنده خواهید شد. اگر در مواردی با نوجوانان اختلاف پیدا کردید، به جای وارد آوردن فشار بکوشید قوانینی وضع کنید که از طریق آن اختلاف‌هایتان را برطرف سازید. برخی والدین با فرزندان خود مشاجره می‌کنند و انتظاردارند همیشه پیروز شوند و فرزند خود را وادار سازند تا به آن چیزی که آنها صحیح می‌دانند، عمل کند. این والدین همواره در حال نبرد با فرزندان‌شان هستند ولی هیچ‌گاه پیروز نمی‌شوند.
گاهی اوقات بهتر است شیوه‌های کنترل را تغییر دهیم. اگر نوجوان به نصیحتی گوش فرانمی‌دهد به جای مجبور ساختن وی به اطاعت و تقلید، بهتر است در بعضی خواسته‌ها که خطری ندارد بگذاریم راهی را که ما نادرست می‌دانیم، بپیماید و پیامدهای آن را پذیرا شود. از این طریق می‌توانیم همکاری وی راجلب کنیم.
۲ ) بهبود گسترش روابط: با توجه به اینکه نوجوانان تمایل زیادی به صحبت کردن با والدین خود ندارند، برقراری ارتباط با آنها دشوار است. متاسفانه بخش عمده‌ای از گفتگوهای والدین با فرزند نوجوان خود نیز در نصیحت کردن، اصلاح اشتباهات و آموزش به آنها خلاصه می‌شود. از این رو آنان سخنان شما را بیشتر به عنوان یک سخنرانی تلقی می‌کنند تا یک ارتباط دوستانه. برای بهبود این روابط باید مکالمات خود را بر دلبستگی‌های آنها متمرکز کنیم مانند: ورزش، موسیقی، لباس و... برای برقراری چنین ارتباطی با فرزندان خود وقت آزاد و کافی به این امر اختصاص دهید.
۳ ) مدارا کردن با نوجوانان: اگر بتوانیم کاری کنیم که فرزندمان احساسات، دلبستگی‌ها و ناراحتی‌های خود را آشکار سازد، فرصت مناسبی برای مدارا با او و پرهیز از به کاربردن زور و فشار خواهیم داشت. برای مثال اگر درخواست ما از او این باشد که در تمیزکردن پنجره‌ها به ما کمک کند و درخواست او از ما این باشد که آخر هفته او را به تماشای فیلمی ببریم، بهتر است هر دو از توسل به زور برای رسیدن به خواسته خویش خودداری کرده و برای رسیدن به هدف معامله کنیم. در مدارا و معامله طرف بازنده و برنده مطرح نیست بلکه هر دو طرف برنده هستند. نیازهای فرزند خود را بشناسید و سعی کنید در ازای هر درخواستی که از او دارید، شما نیز پاسخگوی یکی از نیازهای او باشید. با استفاده از این روش می‌توانید به فرزند خود بگویید که من از نیازهای تو اطلاع دارم و تو نیز از نیازهای من. اگر تو با من همکاری کنی من هم با تو همکاری می کنم ولی اگر همکاری نکنی نمی‌توانی از من انتظار همکاری داشته باشی.
۴ ) پرهیز از ایجاد عصبانیت: همه نوجوانان گاهی عصبانی و سرکش می‌شوند و این احساسات را به شکل‌های گوناگون نشان می‌دهند. والدین باید به فرزندان خود کمک کنند تا احساسات و خشم آنها به صورتی مناسب ظاهر شود و از انباشته‌شدن عصبانیت در آنها جلوگیری به عمل آید.
۵ ) لاف نزدن: والدین به شکل‌های گوناگون تناقضات و بی‌ثباتی گفتارهای خود را نشان داده و موجب گیج‌شدن فرزندان خود می‌شوند و رفتارهای خاصی چون گوش ندادن به گفته‌های والدین را در فرزندان‌شان سبب می‌شوند:
- اگر سر موقع به خانه برنگردی، پاهایت را قلم می‌کنم.
- اگر در درس‌هایت پیشرفت نکنی، سال آینده تو را به مدرسه نمی‌فرستم.
- اگر اذیتم کنی، دیگه دوستت ندارم.
شماحتما مثال‌های فراوان دیگری سراغ دارید که والدین در سخنی که می‌گویند، جدی نیستند و قصد ندارند آن را اجرا کنند. نکته مهم این است که کودکان نیز متوجه این مساله می‌شوند. بنابراین تهدیدهایی از این قبیل نه تنها موجب ترک رفتار نخواهد شد بلکه کودک شما به رفتار خود ادامه داده، در نهایت این شما هستید که عقب‌نشینی خواهید کرد.
۶ ) اغراق نکردن: اغراق در گفتار والدین یکی از عوامل پیدایش بی‌ثباتی در خانواده‌هاست:
- تو هیچ وقت موفق نمی‌شوی گواهی‌نامه رانندگی بگیری...
- تا وقتی دیپلم بگیری، نمی‌دانی چطور از تلفن استفاده کنی...
والدین عصبانی شده و قول‌هایی می‌دهند یا تهدیدهایی می‌کنند که قادر به انجام آنها نیستند. سخنی می‌گویند یا کاری می‌کنند اما بی‌درنگ از کرده خود پشیمان می‌شوند. با این رفتارها به فرزند خود آموزش می‌دهند که به حرف‌هایی که می‌زنم، توجه نکن و آنها را جدی نگیر چون به آن عمل نخواهم کرد.    
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 21 بهمن 1389  9:08 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


مهارت و نقش والدین خود را جدی بگیرید

 
مهارت و نقش والدین خود را جدی بگیریددرست است که همه ما فرزندان‌مان را دوست داریم اما در زمانه و روزگاری زندگی می‌کنیم که جز با کارطاقت فرسای هم زمان پدر و مادر یک خانواده چرخ زندگی بر وقف مراد نمی‌گردد- البته کم نیستند خانواده‌هایی که هر دوی والدین شاغل اند اما باز دخل و خرج شان برابر نیست- و اغلب در چنین شرایطی بسیاری از حواشی و اصول تربیت فرزندان مان را به دست فراموشی می‌سپاریم و به این ترتیب فرزندان مان «تنها در خانه‌هایی» هستند که فرق‌شان با یتیمان، تنها در زنده بودن والدین‌شان است و نه در زندگی در کنار والدین‌شان. این تمام مشکل کودکان تنها در خانه نیست چرا که والدین به دور از خانه یا والدین شبانه، برای جبران نبودن شان در خانه و تنهایی کودکان‌شان نیز دچار اشتباهات فاحشی می‌شوند که بر مشکلات این کودکان اضافه می‌کند...
اما چاره چیست؟ کدام دستگاه دولتی مسوول حمایت از کودکان تنها در خانه است؟ کدام دستگاه دولتی از والدینی که برای سیر کردن شکم فرزندان شان مجبورند از آنها دور باشند، حمایت می‌کند؟ چه کسی آینده نسلی را که در غربت خانه‌های خالی از مادران و پدران ایرانی تربیت می‌شود، تضمین می‌کند؟ در ادامه برای آنها که نمی‌توانند در خانه باشند، ۱۰ اشتباه والدین شبانه در تربیت فرزندان شان را مطرح می‌کنیم تا اگر به هر دلیلی نمی‌توانند در کنار فرزندان‌شان باشند، حداقل مرتکب این اشتباهات نشوند:
۱) لوس کردن بچه‌ها:
شکی نیست که تمام والدین کودکان شان را دوست دارند و مایل هستند هر آن چه را که خود نداشته‌اند برای فرزندان شان فراهم سازند اما این کار با عواقبی همراه است.برخی از والدین خوش‌نیت، فرزندان‌شان را آنچنان لوس می‌کنند که آنها دیگر از داشتن هیچ یک از وسایل‌شان شاد نیستند که حاصل چنین وضعیتی نارضایتی دایمی‌ فرزندان و درخواست‌های بیشتری برای برخورداری از وسایل و مزایای دیگر است. باور کنید که کوچولوی دلبندتان حتی نیازمند وسیله‌ای به اندازه یک دانه ارزن بیشتر از آن چه که دارد، نیست بلکه نیازمند لحظه‌ای «بودن باشما» است. باید هر چه زودتر به فکر راه حلی باشید. ببینید چگونه می‌توانید آنها را برای غلبه بر یاس و نومیدی و شکر نعماتی که از آن برخوردارند، توانمند سازید.
۲) بی‌نظم بارآوردن بچه‌ها:
وقتی که آن قدرگرفتار باشیدکه فرصت کافی برای تعلیم و تربیت فرزندی منظم و مرتب نداشته باشید، حاصل کارتان پرورش شیطان کوچکی است که بستگان شما، مربیان، معلمان و والدین دوستان‌شان را به عذاب می‌اندازد. نباید اجازه دهید فرزندتان خانه شما را به میدان تاخت و تاز تبدیل کند چون عین این بلا را سرخانه دیگران نیز خواهد آورد. لازم است فرزندان خود را به گونه‌ای تربیت کنید که بیرون از خانه رفتار بهتری داشته باشند. اگر شما کودک‌تان را تربیت نکنید، کس دیگری این کار را می‌کند که به یقین برای شما خوشایند نخواهد بود.
۳) به فراموشی سپردن مدرسه بچه‌ها:
پس از خانه، مدرسه جایی است که کودک‌تان بیشترین اوقات‌اش را در آن می‌گذراند. مدرسه جایی است که معلمان و گروه هم سالش، بیشترین تاثیر را برشکل‌گیری زندگی آتی فرزندتان می‌گذارند. باید ببینید چرا نمی‌خواهید در اتفاقات مدرسه فرزندتان درگیر شوید؟ بدون مشارکت شما و همسرتان کاری از دست مدرسه برنمی‌آید و حضور مداوم خانواده شما در فرآیند تعلیم و تربیت مدرسه ضروری است. به دلیل شرایط شغلی خود را از این کار معاف نکنید حتی اگر لازم است برای حضور در مدرسه فرزندتان مرخصی بگیرید و یقین داشته باشید که به زودی تاثیر زمانی را که به این کار اختصاص داده‌اید، خواهید دید. علاوه بر این باید حداقل از طریق ایمیل با معلم فرزندتان در ارتباط باشید چون چنین ارتباطی روش موثری برای آگاهی معلم فرزندتان از علاقه شما به تربیت فرزندتان و نیز آگاهی شما از نگرانی‌های معلم فرزندتان در زمینه تعلیم و تربیت او است. آشنایی بیشتر و رازدارانه معلم فرزندتان با خصوصیات و شرایط او، موجب تقویت نقش تربیتی‌اش خواهد شد.
۴) دوری از اعتدال در تحسین بچه‌ها:
بسیاری از ما در تشویق فرزندمان به دلیل کار خوبی که انجام داده و برای ایجاد اعتماد به نفس در او، دچار گزافه‌گویی می‌شویم. تقویت اعتماد به نفس کودک بسیار ارزشمند است به شرط آن که جانب اعتدال را در تحسین او از دست ندهیم.
۵) ندادن مسوولیت کافی به بچه‌ها:
فرزندتان برای انجام کارهای روزمره خانه نباید انتظار دریافت پاداشی را داشته باشد. اینجا خانه است؛ نه یک هتل. البته پرداخت پاداش برای برخی کار‌های ویژه در خانه بد نیست. آنها باید نقش خود را به عنوان عضوی از خانواده ایفا کنند. اگرکودکانتان بدون پذیرش هیچ گونه مسوولیتی بزرگ شوند، چگونه از آنها انتظار دارید که در جهان فردا شغلی بیابند و یا وارد دانشگاه شوند؟ وقتی کودک‌تان بالغ شد، اطمینان حاصل کنید که بخشی از وظایف شما در بیرون یا اطراف خانه به او محول شده باشد. همان‌طور که او برده شما نیست باید احساس کند که در تعطیلات به سر نمی‌برد.
۶) فراموشی نقش‌تان به عنوان یک همسر خوب:
شیوه ایفای نقش شما به عنوان یک زن یا شوهر در کانون خانواده، در شکل‌گیری روابط فرزندتان به ویژه در دوران بزرگسالی بسیار مهم است. اگر شما رفتار مطبوعی با همسرتان نداشته باشید و روابط شما سرشار از پرخاش، فریاد و خشونت باشد، شما به فرزندان‌تان می‌آموزید که این چنین با یکدیگر رفتار کنند.کودک‌تان بیشتر با تماشای رفتار شما می‌آموزد تا با شنیدن نصایح‌تان. رفتار توام با عشق و احترام شما با همسرتان موجب نهادینه شدن این ارزش‌ها در ضمیر فرزندتان می‌شود. در سایه این رفتار شما، کودک‌تان خانه‌اش را چون بندری امن در ساحل این دنیای تاریک و ترسناک می‌یابد.
۷) داشتن انتظارات نابه‌جا از بچه‌ها:
وقتی که با کودکان‌تان سر و کار دارید باید انتظارات معقولی از آنها داشته باشید، به ویژه در دوران خردسالی. اگر می‌خواهید به یک رستوران شیک بروید و انتظارتان این است که کودک دو ساله شما مانند یک شاهزاده روی صندلی‌اش بنشیند و غذا بخورد، سخت ناامید خواهید شد. اگر مایلید فرزندتان ستاره فوتبال شود ولی پسر ۹۹ کیلویی شما مایل است نوازنده کلارینت شود، باید انتظاراتی که از او دارید را تعدیل کنید. از کودکان‌تان انتظار غیرواقعی نداشته باشید: انتظارات واقعی، انتظاراتی است که موجب شادی فرزندتان شود و نه نگرانی او.
۸) آماده نکردن کودکان برای امرار معاش:
بسیاری از والدین همه نیازهای کودکان کوچک را برآورده می‌سازند و با کار سخت و استقلال کودکان بالغ‌شان نیز مخالف‌اند. با چنین رفتاری نسلی تنبل و تن‌پرور تربیت می‌شود. کودکان امروزی انتظار دارند که همه چیز برایشان مهیا شود، از نظافت اتاق‌شان تا جعبه کمک‌های اولیه برای مواقعی که دچار مشکلی می‌شوند. به آنها بیاموزید که محکم باشند و امورات‌شان را اداره کنند. این به معنای این نیست که شما کمتر دوست‌شان دارید بلکه نشانه عشقی است که به آنها دارید.
۹) ممانعت از بچگی کردن بچه‌ها:
اجازه دهید کودک‌تان کودکی کند. والدین نباید کودکان خویش را مجبور کنند که رفتار بزرگسالان را از خود به نمایش بگذارند. آرزوی شما برای ازدواج دخترتان با جوانی ثروتمند نمی‌تواند دلیلی برای انتخاب لباسی سنگین برای دختری خردسال و یا سوراخ کردن گوش‌های او نه به دلیل تقاضای او بلکه به خواست شما باشد. تربیت فرزندتان آن چنان که می‌خواهید در آینده باشد کار خوبی است اما باید اجازه دهید او کودکی کند و به یقین با این کار والدین موفق‌تری خواهید بود. کودکان در درک این سوال که «که هستند؟» مشکل دارند. مشکل‌شان را با تلاش برای تبدیل‌شان به آن چه که شما مایلید، باشند، صدچندان نکنید
۱۰) عملی نکردن آنچه می‌گویید:
وقتی به کودک‌تان می‌گویید در صورت تکرار دعوا با کودک همسایه تنبیه‌اش می‌کنید، بهتراست تهدیدتان را عملی کنید. گاه در اجرای تنبیه یا وعده‌ای که داده‌اید به سختی می‌افتید اما اعتمادی که ایجاد می‌کنید بسیار مهم است. اگر به حرفی که می‌زنید عمل نکنید، کودک‌تان خیال می‌کند تمام حرف‌های شما توخالی است و عملی در پی ندارد و در چنین حالتی با مشکل بزرگی رو‌به‌رو می‌شوید یعنی با کودکی سر و کار دارید که اعتمادی به والدین‌اش ندارد.
 
دکتر شهرام رفیعی‌فر
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 21 بهمن 1389  9:09 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

مهارت های لازم برای رفتار صحیح با کودک


  مهارت های لازم برای رفتار صحیح با کودکدیگر از دستش خسته شده اید، هرچه می گویید برعکس آن عمل می کند، خیلی وقت ها از لج بازی هایش لجتان می گیرد، گاهی از دستش به حدی خسته و کلافه می شوید که حاضر نیستید حتی صدایش را بشنوید یا قیافه اش را ببینید. هر راهی را هم که بلد بوده اید رفته اید و امتحان کرده اید اما باز هم نتیجه ای نگرفته اید و... جالب است که برخی از والدین با این که می دانند روش های کاربردی آنان چندان تأثیری ندارد، ولی باز هم دست از به کارگیری روش هایشان باز نمی دارند. دانستن بی تأثیر بودن روش های به کار گرفته شده، در اولین قدم در راه بهبود روابط، بسیار حائز اهمیت است. والدین اشتباهاتی در رفتار با فرزندشان دارند، اشتباهات رایج تربیتی که ما والدین آن ها را به کار می بندیم و انتظار داریم بهترین نتایج برایمان حاصل شود، غافل از این که راه را به خطا می رویم و...
● سرزنش، عیب جویی است
دکتر عنبرانی، روان شناس کودک در گفت و گو با ما در رابطه با رفتار صحیح والدین با کودکان می گوید:شما فرزند خود را بابت رفتارش سرزنش می کنید؛ به عنوان مثال می گویید: «تو که هنوز اتاقت را مرتب نکرده ای!» یا «تو که دوباره خواهر کوچکت را اذیت کردی!» گاهی این سرزنش ها جای خود را به جمله های حقارت آمیز می دهد. به عنوان مثال «این رفتار تو واقعا دوستانه نیست!» آیا فرزند شما بعد از شنیدن چنین سرزنش هایی، رفتار خود را تغییر داده است؟ شما دقیقا همان کاری را به کودک خود می گویید که در آن لحظه انجام می دهد، در صورتی که فرزند شما کاملا به عمل خود واقف است.آگاهی از نامناسب بودن رفتار کودک، معمولا هیچ سودی ندارد. از نظر کودک، این سرزنش ها صرفا عیب جویی از سوی شماست. کودک می اندیشد: «او مرا دوست ندارد. پس باید برای جلب توجه او بجنگم.» به خصوص اگر سرزنش های شما با ابراز جمله های تحقیرآمیز همراه باشد، این احساس در کودکتان قوی تر خواهد بود.
● تنبیه بدنی، انتقام جویی می آورد
آیا شما هم تا به حال اختیار خود را از دست داده اید؟ آیا تا به حال اثر دست خود را روی صورت یا بدن فرزند خود دیده اید؟ آیا تا به حال فرزندتان را حسابی کتک زده اید؟ تقریبا همه ما حداقل یک بار، دانسته یا ندانسته، کودک خود را به گونه ای تنبیه بدنی کرده ایم. درک چگونگی اثر تنبیه بدنی روی کودکان، بسیار آسان است. کودکانی که مرتب از والدین خود کتک می خورند، بعد از مدتی حساسیتشان در برابر درد کاسته می شود.کودکانی که کتک می خورند، همانند دیگر رفتارهای خصمانه والدین، اغلب حس انتقام جویی در آنان قوی می شود. در ضمن نباید فراموش کرد که کودکان هر آن چه از ما می آموزند، به فرزندان خود منتقل می کنند. هر ضربه ای که به فرزندتان وارد کنید، ضربه ای به ارتباط شما و فرزندتان وارد خواهد آمد. تنبیه بدنی تحقیرآمیز و به کارگیری آن در راه تربیت کودکان، کاملا نامناسب است.
● بی مهری، از رفتارهای پسندیده می کاهد
بعضی از کودکان مشکلات رفتاری زیادی دارند، زیرا والدینشان بسیار کم به رفتارهای خوب آنان توجه می کنند و آنان را مورد تشویق قرار می دهند. ولی هر بار کار اشتباهی از آنان سر می زند، به شدت مورد مواخذه قرار می گیرند. اگر رفتار شایسته کودک مورد بی توجهی و بی مهری قرار گیرد، در آینده رفتارهای پسندیده کمتر از او سر می زند. اگر بر اثر بی توجهی رفتار خوبی از بین رفت، اصلا تعجب نکنید. یک اصل مهم در تربیت صحیح کودک، تشویق و توجه به رفتارهایی است که دوست دارید در آینده بیشتر شاهد آن باشید.
● القاب، ترور شخصیت می آورد
هنگامی که والدین روی فرزندان خود اسم می گذارند و آنان را با همان اسامی صدا می زنند، ممکن است مشکلات عاطفی و رفتاری در کودکان ایجاد کنند. کودکان نسبت به این مسئله خیلی حساس هستند، مثلا والدینشان آنان را احمق، کودن، گیج، خرفت، خنگ، پروفسور، مزاحم و... صدا می زنند.گاهی اوقات والدین از این القاب برای ترور شخصیت کودک استفاده می کنند، ولی ممکن است گاه بدون این که منظور خاصی داشته باشند، از این القاب استفاده کنند. این لغات ممکن است منعکس کننده خشم پدر یا مادر نسبت به کودک باشد، اما معمولا نه تنها باعث بهبود اوضاع نمی شود، بلکه آن را وخیم تر نیز می کند.
● والدینی که تسلیم می شوند
والدین تسلیم را می توان والدین لوس کننده هم نامید. این دسته از والدین هیچ محدودیتی قائل نمی شوند و محدودیت هایی را که در نظر می گیرند اغلب لغو می کنند. فرزندان این گونه والدین بدون داشتن خطوط راهنمایی معین بزرگ می شوند. والدین در خصوص آنچه کودکان می خواهند، تسلیم می شوند. ما اغلب این قبیل کودکان را با صفت لوس توصیف می کنیم. کودکانی که هیچ گونه محدودیتی برای آن ها منظور نمی شود، ممکن است در برخورد با دیگران دچار مشکل شوند.
● نتیجه چشیدن ناکامی، مسئولیت پذیری است
یک امر عادی و ساده را به صورت مسئله ای پیچیده در می آورید و فکر می کنید اگر فرزندتان این طور عمل نکند، آن غذا را نخورد، یا کمی تب داشته باشد، دیگر دنیا به آخر رسیده است. دائم دست و پایتان می لرزد. خودتان تمام کارهای بچه را انجام می دهید، به جزئیات کارش دخالت می کنید و دیگر فکر نمی کنید بچه باید مستقل بار بیاید.انسان موجود عجیب و غریبی است. برخی از والدین بیش از اندازه بچه ها را مورد حمایت قرار می دهند، بیش از حد از آن ها مواظبت می کنند و حاضر نیستند بچه شان به هیچ قیمتی طعم ناکامی و ناراحتی را بچشد و مرتب مثل یک نوزاد با او رفتار می کنند؛ این بچه ها برای رویارویی موفقیت آمیز با زندگی تجربه کسب نمی کنند و بزرگ هم که شدند، حاضر نیستند کمترین مسئولیتی به عهده بگیرند.
● انتظارات بیش از حد، دردسر می آورد
داشتن انتظارات منطقی از کودکان بستگی به سن و میزان رشد آنان دارد. والدینی که از فرزندان خود خواسته های زیادی دارند که بیش از توان آنان است، با مقاومت و حتی گاهی با تنفر کودکانشان مواجه می شوند. به عنوان مثال اگر دنبال دردسر می گردید، از کودک ٣ ساله ای بخواهید بدون کمک گرفتن از دیگران اتاق به هم ریخته ای را مرتب کند.
● رشوه دادن، قدردانی از کودک نیست
اگر چنین کنی، چنان خواهیم کرد! رشوه دادن نیز همانند روش های دیگر بی گمان با شکست مواجه خواهد شد. روشی که در آن به وضوح به کودک گفته می شود که اگر کاری را بکند (یا نکند) پاداشی دریافت خواهد داشت.اگر با برادر کوچکت خوب رفتار کنی، تو را می برم سینما. اگر شعر حفظ کنی، تو را می برم مسابقه فوتبال.این نوع برخوردهای شرطی ممکن است طفل را وادار کند برای به دست آوردن یک هدف آنی، کاری را انجام دهد، به ندرت باعث کوشش مداوم کودک خواهد شد. حرف های ما به او القا می کند به قابلیت او شک داریم.بهتر است جایزه را بدون این که آن را از قبل اعلام کنیم و کاملا بدون انتظار کودک به او بدهیم. جایزه باید نشانگر قدردانی ما باشد.
● تهدید به کودک جرأت می دهد
اگر یک بار دیگر دوستت را اذیت کنی، یک کتک مفصل می خوری. صد بار به تو گفتم سنگ پرت نکن، اگر یک بار دیگر این کار را تکرار کنی من می دانم با تو. دیگر کمربند را می آورم. صبر کن تا بابا بیاید خانه! هنگامی که کودک بارها تهدیداتی از والدین خود می شنود، ولی به ندرت عواقب کار بد خود را می بیند، باید گفت: تهدید مبدل به روشی نامناسب و بی حاصل برای مهار رفتار کودک می شود.گاهی اوقات این تهدیدها حتی به کودکان این جرأت و شهامت را می دهد تا پدر و مادر خود را در آن محدوده امتحان کنند و صبر و تحمل آنان را بسنجند.
● مشاجره از اقتدار والدین می کاهد
هر کودکی نیاز به امنیت روانی دارد و والدین موظف هستند این نیاز را برای کودک تأمین کنند. روش هایی از قبیل عیب جویی، لجبازی، سرزنش، داد و فریاد، بد دهنی و مشاجره با کودک موجب می شود کودک احساس ناامنی کند و دچار اضطراب شود. به کار بردن این روش ها موجب می شود احترام متقابل بین شما و فرزندتان از بین برود و والدین اقتدار خود را از دست بدهند.    
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 21 بهمن 1389  9:15 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

مهارت‌های فرزندپروری


  مهارت‌های فرزندپروری● چگونه می‌توانیم والدین خوبی برای نوجوانان و جوانانمان باشیم؟
اكثر قریب به اتفاق زوج‌هایی كه با پیوند زناشویی، زندگی مشترك خود را آغاز می‌كنند، در رویاهای خود تصاویر زیبا و لذت بخشی از فرزند یا فرزندانی دارند كه قرار است در آینده داشته باشند و در انتظار شكفته ‌شدن ثمره زندگی زناشویی خود، روزهای پرامیدی را پشت سر می‌گذارند.
بدون شك برای تعداد زیادی از والدین داشتن و پرورش فرزند، تجربه‌ای بالقوه لذت بخش و جذاب است اما بسیارند مادران و پدرانی كه با رسیدن فرزندانشان به دوران نوجوانی و جوانی، كاخ آرزوها و امید‌های خود را سرنگون و تخریب شده می‌بینند. آنان اغلب رفتارهای ناسازگارانه فرزند خود را با صفاتی مثل لج‌باز، پرخاشگر، گستاخ، قانون‌شكن، بهانه‌گیر، دروغگو، شلخته، بی‌اعتنا، عصبی و ... بیان می‌كنند.
علت این است كه اغلب والدین برای برقراری ارتباط با فرزند نوجوانشان آموزش ندیده‌اند و برای برخورد درست و سازنده با رفتارهای ناسازگارانه آنها آمادگی ندارند. در این مرحله عده‌ای از آنان به زور و تهدید متوسل می‌شوند و عده‌ای دیگر پرچم تسلیم به فرزندان خود نشان می‌دهند. عده‌ای نیز با آزمایش و خطا تلاش می‌كنند و روش‌های بهتری برای كنترل فرزندان خود پیدا كنند. آنچه مسلم است، این است كه نمی‌توان ادعا كرد، یك روش صحیح یا فرمولی ثابت برای برخورد با فرزندان وجود دارد. تفاوت‌های فردی و ویژگی‌های منحصر به فرد هر كدام از فرزندان، لزوم اتخاذ روش‌های اختصاصی را نشان می‌دهد. با این همه، به علت وجود نقاط مشترك بین تمام نوجوانان و جوانان، می‌توان از راهكارهای ارائه شده از سوی متخصصان بهره گرفت تا شرایط پرورش آرام و لذت‌بخش فرزندان مهیا شود.
● منظور از رفتارهای ناسازگار چیست؟
قبل از هر چیز، بهتر است به درك مشتركی از رفتارهای ناسازگار برسیم. نوجوانانی كه رفتارهای ناسازگار از خود نشان می‌دهند، اغلب چالش‌های فراوانی برای والدین خود به‌وجود می‌آورند و رفتارهایی از خود نشان می‌دهند كه تاثیر منفی بر اطرافیانشان می‌گذارد و واكنش‌های ناخوشایند این افراد نیز به خودشان باز می‌گردد. در واقع، آنها با رفتار خود احساس بسیار بدی در طرف مقابل ایجاد می‌كنند؛ احساساتی مثل خشم، اضطراب، ترس، شرم و حتی حقارت و ضعف. سرپیچی از قوانین روزمره، قهر كردن و قشقرق راه انداختن، بحث و جدل با بزرگ‌ترها، آزار دادن و مقصر دانستن دیگران و ناسزاگویی، از كوره در رفتن، زودرنجی، خشونت، كینه‌توزی و انتقام گرفتن، از علائمی است كه ممكن است این دسته افراد از خود نشان دهند.
● با رفتارهای ناسازگار چگونه برخورد كنیم؟
برای بهبود رفتارهای ناسازگار فرزندان، روش‌های مفید و متنوعی از سوی متخصصان ارائه شده است كه تلاش می‌كنیم به تعدادی از بهترین‌های آنها اشاره كنیم:
تحقیقات نشان داده است، اگر والدین برخی رفتارهای خود را تغییر دهند روابطشان با فرزندانشان بسیار بهتر می‌شود.
اگر والدین خود تحت فشار‌های روانی ناشی از زندگی و كار هستند و نمی‌توانند رفتار و گفتار خود را كنترل كنند، بهتر است قبل از انجام هر گونه كاری درباره فرزند نوجوان خود، به فكر روشی برای كنترل فشار‌های خود باشند و اگر به تنهایی از عهده آن برنمی‌آیند، به یك روان‌شناس یا مشاور مراجعه كنند.
البته گاهی نیز والدین افكار غلط و افراطی درباره فرزند‌ خود دارند. مثلاً: <او این كارها را می‌كند تا حرص مرا در بیاورد.> یا: <او باعث ایجاد تمام مشكلات ما در خانه است.> چنین افكاری زمینه را برای به‌وجود آمدن احساسات بسیار بد نسبت به او مهیا می‌كند و بالطبع بر رفتارش تاثیر می‌گذارد.
در این موارد باید به‌جای سخنرانی و بحث و جدل، كوتاه و موِثر و با لحنی محكم ولی در كمال آرامش به او گوشزد كنیم كه رفتارش در ما چه تاثیری گذاشته و چه مشكلاتی ایجاد كرده است و بگوییم كه اگر دست از این رفتار خود برندارد، چه عاقبتی در انتظار اوست. نكته مهم درباره این عاقبت این است كه باید شدنی و محدود باشد. مثلاً نگوییم: <برای همیشه از این خانه خواهم رفت>! چون نمی‌توانید برای همیشه از خانه بروید.
والدین بهتر است به یاد داشته باشند كه از مهارت‌های ارتباطی مثل گوش دادن، ابراز وجود و قاطعیت، حل مساله و تصمیم‌گیری استفاده كنند، چرا كه بسیاری از ناسازگاری‌های نوجوانان به دلیل ناتوانی والدین در این‌گونه مهارت‌هاست.
آنچه مسلم است، هیچ نوجوانی واقعا برای آزار دادن والدین خود دست به این اعمال نمی‌زند. آنها در حقیقت، یاد نگرفته‌اند چگونه خود را به شما و دیگران نشان دهند و هیجانات خود را مدیریت كنند و در این راه احتیاج به كمك دارند.
● آیا توانسته‌ایم محیط شادی برای نوجوانانمان مهیا كنیم؟
به نظر می‌رسد، نوجوانان امروزی بیش از گذشته نیاز به تفریح و نشاط و شادی دارند. خانواده‌هایی كه قادر به درك نیازها و تمایلات جوانان نیستند و به دور از هر گونه صمیمت با آنان برخورد می‌كنند، منتظر باشند كه اگر زمینه لازم را برای شاد زیستن جوانان خود فراهم نكنند، آینده تلخی در انتظار جوانان آنان خواهد بود.
امروزه فشار كار والدین و بی‌حوصلگی آنان پس از فراغت از فعالیت‌های روزانه و نبود سرگرمی‌های مفرح سبب شده است كه اعضای خانواده و به خصوص نوجوانان كمتر شادی كنند. این در حالی است كه توجه به ایجاد شادی در بین اعضای خانواده می‌تواند مانع گرایش آنان به ناهنجارهای اجتماعی باشد. اغلب برنامه خاصی برای برگزاری جشن‌ها و مراسم شاد وجود ندارد و جشن‌ها مورد پسند و سلیقه اكثریت نو جوانان ایرانی نیست.
شاد بودن نیاز به فراهم كردن زمینه‌های خاصی همچون وسایل تفریحی و سرگرمی مناسب دارد، در حالی كه مسوولان اقدامی در این خصوص انجام نمی‌دهند و همین عامل به افسردگی جوانان دامن می‌زند. نزدیك ۶۰ درصد جوانان ایران با مشكل برخوردار نبودن از طبیعت شادمانه زندگی در دوران نوجوانی مواجهند.
● ناگفتنی‌های نوجوانان
در سنین نوجوانی، فرزندتان با مسائلی روبه رو خواهد شد كه تا آن زمان اصلا برایش مطرح نبوده و تجربه و اطلاعات كافی درباره آن ندارد. متاسفانه ماهیت این مسائل اغلب به گونه‌ای است كه در خانواده‌های ایرانی درباره آنها كمتر صحبت می‌شود یا اصلا صحبت نمی‌شود. همراه با تغییرات جسمی دوره بلوغ نوجوانان در‌ ‌جست‌وجوی هویت خویش هستند و اگر نهادهای جامعه‌پذیری آنان مانند خانواده و آموزش و پرورش‌ ‌كاركرد خود را به درستی ایفا و بستر مناسب برای هویت بخشی به نوجوان مهیا كنند، فرد دچار بحران هویت نخواهد شد ولی هم اكنون به دلیل تفاوت‌های جدی بین دو نسل، تمام پل‌های موجود بین نوجوانان و‌ ‌والدین از بین رفته و گفت‌وگو و تفاهم بین آنان تضعیف شده است.
در مدارس‌ ‌ایران هم مبحث آموزش ضعیف است و به پرورش نوجوانان پرداخته نمی‌شود. با شرایط ذكر شده، نوجوان به گروه همسالان روی می‌آورد كه معایب این رویكرد قبلا ذكر شد اما اكنون مشكل از این هم فراتر رفته و این گروه كه قبلا قابل مشاهده بودند، بدلیل استفاده نوجوانان از اینترنت و گپ‌های اینترنتی، به گروه همسالان مجازی تبدیل شده است‌ ‌و نمی‌توان در این رابطه‌ها به صداقت و درستی طرفین اعتماد كرد. گرایش‌ ‌روزافزون به ارتباطات مجازی، نوجوانان را از دنیای واقعی به دنیای مجازی و هیجانی‌ ‌می‌كشاند، در حالی كه در دنیای واقعی جامعه ایرانی جایی برای تخلیه این هیجانات اندیشیده نشده است.
متاسفانه به همان میزان كه افراد وقت خود را برای روابط مجازی صرف می‌كنند، از تعامل آنان با دیگران در محیط كار و خانواده كاسته می‌شود و روابط‌ ‌مجازی و فاصله‌دار، آنها را آسیب‌پذیرتر می‌كند. نیم‌نگاهی به تحولات آرام جامعه ارتباطی كه با ظهور مراكزی از جمله گیم نت‌ها، كافی نت‌ها، موبایل فروشی‌ها، فروشگاه‌های كامپیوتری و... اتفاق افتاده است، به اولیا و مربیان هشدار می‌دهد كه خودتان را با شرایط جدید وفق دهید، سریع یاد بگیرید، زبان نوجوانتان را بفهمید، مطابق زمان فرزند تربیت كنید، درباره هدف‌های تربیتی و جهت‌های آن به تفاهم برسید و ناخواسته میدان را به نفع سلطه فرهنگی تربیتی غول‌های رسانه‌ای خالی نكنید.     دكتر هانیه زائر‌رضایی

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 21 بهمن 1389  9:20 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

مهرورزی در خانواده


  مهرورزی خانواده به عنوان هسته اولیه و مهمترین كانون زندگی انسان، دارای اهمیت ویژه ای در ساختن شخصیت اوست. چنانچه زن و مرد بتوانند براساس دستورات حیاتبخش اسلام، این هسته اولیه زندگی اجتماعی را سرشار از مهر و عطوفت و گرمی و شادابی نمایند سعادت دنیوی و اخروی خود و فرزندانشان را فراهم كرده اند.
دین مبین اسلام برای حفظ و زیباسازی و مهرورزی و استحكام بنیان خانواده اهمیت خاصی قائل شده است. در مقاله حاضر نگاهی به عوامل استحكام روابط خانوادگی از منظر قرآن كریم و احادیث ائمه اطهار(ع) شده است. با هم مطلب را از نظر می گذرانیم:
و من ءایته ان خلق لكم من انفسكم ازوجا لتسكنوا الیها و جعل بینكم موده و رحمه ان فی ذلك لایا ت لقوم یتفكرون؛ از نشانه های خداوند این است كه برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا بوسیله آنان آرامش و سكون یابید و در میان شما و همسرتان دوستی و مهربانی قرار داد. مطمئناً در این امر برای اهل اندیشه و تفكر، نشانه ها و عبرت هایی وجود دارد.» طبق این بینش قرآنی، خانواده نشانه ای از رحمت، عطوفت وحكمت اوست. و شایسته است صفات رحمت وجمال حضرت پروردگار در یك خانواده سالم خودنمایی كند و در محیط آن نشانه ای از عدالت، رحمت، علم و حكمت، خداوند و سایر صفات الهی در آن به نوعی نمایان گردد.
بنابراین بنیان خانواده كه مهم ترین عامل در ساختار شخصیت افراد و جلوه ای از رحمانیت پروردگار است باید همواره همچون دژی مستحكم در برابر انحرافات، لغزش ها و آفات و آسیب های مهم اجتماعی تقویت گردیده و ارتباط اعضای آن براساس رحمت، مودت بویژه رابطه قلبی و عاطفی میان زن و شوهر استحكام یابد.
در این فرصت برخی از عوامل استحكام و تقویت ارتباط اعضای خانواده بویژه رابطه زوجین را بر اساس رهنمودهای قرآنی بررسی می كنیم.
۱) ایجاد فضای عاطفی
آدمی از سویی ذاتاً شخصیت خود را دوست دارد و پیوسته تلاش می كند كه بسوی اعتلا و ترقی شخصیت خویشتن گام بردارد و از سوی دیگر انسان كه از ماده انس اشتقاق یافته است به موانست و الفت شدیداً نیازمند است. او دوست دارد بیشتر به سوی افرادی كه عزت نفس و شخصیتش را مورد توجه قرار می دهند جذب شده و با آنان مانوس گردد. پس برای تحكیم روابط میان اعضای خانواده باید با ایجاد فضایی عاطفی، با تقویت غریزه موانست و بهره گیری از حس حب ذات همراه با درك نیازها و خواسته های مشروع طرفین اقدام نمود از سیاق آیات قرآن می توان برخی از راهكارهای ایجاد فضایی عاطفی و مهرآمیز را بدست آورد.
الف ) خطاب زیبا
نام هر كس برای او عزیز و دوست داشتنی است و در ایجاد انس و الفت و تقویت ارتباط نقشی بسزا دارد. فرهنگ متعالی اسلام علاوه بر آموزش نام های نیك و سفارش به ترویج آن، كوشیده است تا مردم را در گفتگوها و خطاباتشان به سوی معاشرت نیكو و خطاب های احسن راهنمایی كند.
خداوند متعال در سوره حجرات از خطاب های زشت و نفرت انگیز نهی كرده و به مسلمانان یادآور می شود كه همدیگر را با نام نیك وخطاب مهرانگیز صدا كنند و از كلمات زشت و مستهجن و اهانت آمیز در روابط فیمابین استفاده نكنند «یاایهاالذین ءامنوا لایسخر قوم من قوم عسی ان یكونوا خیرا منهم و لانساء من نساء عسی ان یكن خیرا منهن ولاتلمزوا انفسكم و لاتنابزوا بالالقب بئس الاسم الفسوق بعدالایمن؛ ای اهل ایمان! گروهی از شما گروه دیگر را مورد تمسخر قرار ندهد شاید آن مسخره شدگان بهتر از این مسخره كنندگان باشند وزنان هم شایسته نیست زنان دیگر را مورد تمسخر قرار دهند شاید آنان بهتر از اینان باشند. ای مومنان! و یكدیگر را مورد طعن و عیبجویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یكدیگر را خطاب نكنید چه زشت است كه بعد ازایمان از نام های بد وناروا استفاده كنید.
براساس این راهكار قرآنی، زن و شوهر و سایر اعضای خانواده برای تقویت ارتباط خود باید از بهترین و دوست داشتنی ترین القاب و اسامی بهره گیرند و صفا و صمیمیت را در فضای خانواده حاكم سازند. حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در این رابطه به خانواده های مسلمان یادآور می شود كه: سه چیز دوستی و محبت را در میان دو مسلمان تقویت می كند و صفا و صمیمیت را در میان آنان حاكم می سازد.
۱) هنگام ملاقات با خوشرویی و چهره ای گشاده برخورد كند.
۲) برای برادر مسلمان خود جا باز كند و برای نشستن او جایی شایسته نشان دهد.
۳) به بهترین نامی كه دوست دارد او را صدا بزند. رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) هنگامی كه همسران خود را مورد خطاب قرار می داد از بهترین نام ها و دوست داشتنی ترین اسامی بهره می گرفت.
ب ) گفتگوهای مهرآمیز
ارتباط كلامی با عبارات عاطفی و دلنشین می تواند روابط زوجین را تقویت نموده و موجب پایداری بنیان خانواده گردد. این شیوه كارآمد تربیتی نه تنها برای استحكام روابط خانوادگی و ایجاد فضای عاطفی مناسب است بلكه در تربیت فرزندان نیز تاثیر دارد. خداوند متعال در سوره قصص با نقل قصه یك بانوی وارسته به گفتگوی دلنشین و محبت آمیز او با همسرش پرداخته و می فرماید و قالت امرات فرعون قرت عین لی ولك لا تقتلوه عسی ان ینفعنا او نتخذه ولدًا؛ همسر فرعون درمورد طفلی كه از دریا گرفته بودند به همسرش گرفت، این نوزاد نور چشم من و توست او را نكشید شاید برای ما سودی داشته باشد یا اینكه او را به عنوان فرزند خود بپذیریم. این بانوی شایسته با گفتگوی دلنشین و استدلال متین خود خانواده اش را از یك بحران نجات داده و همسرش را از قتل یك كودك بی گناه بازداشت.
به گفتار شیرین جهان دیده مرد/
كند آنچه نتوان به شمشیر كرد
امام علی(علیه السلام) در این رابطه می فرماید: زیبا و دلنشین سخن بگوئید تا پاسخ های زیبا و دلنشین بشنوید. بدون تردید موجودات عالم بویژه اقشار مختلف مردم در هر سن و طبقه ای كه هستند از همه چیز بیشتر به مهر و محبت نیاز دارند. خطاب های دلنشین و گفتگوهای ملاطفت آمیز و دلربا، روح و جسم انسان را نوازش داده و مخاطب را تحت تأثیر شدید عاطفی قرار می دهد. بعضی از عبارات چنان جذاب و دوست داشتنی است كه هرگز تا آخر عمر فراموش نمی شود.
رسول گرامی اسلام این حقیقت را این گونه بیان فرمود: مردی كه به همسرش بگوید من تو را دوست دارم این سخن هرگز از دل آن زن بیرون نمی رود.
چه زیباست كه زن و شوهری كه می خواهند سالها با همدیگر زندگی مشترك داشته باشند گفتگوهای خود را براساس عشق و علاقه و محبت تنظیم كنند زبان خود را به نیكو سخن گفتن عادت دهند اندیشه های زیباگویی را در اذهان خود بپرورند رعایت ادب، عفت كلام، اجتناب از كلمات اهانت آمیز و همراه با مسخره و تحقیر، موجب افزایش مهر و محبت در فضای خانواده خواهدشد. حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: زبان خود را به سخنان ملایم، لطیف، دلنشین و سلام كردن به دیگران عادت بده تا دوستانت فراوان و دشمنانت اندك گردند.
به شیرین زبانی و لطف و خوشی
/ توانی كه پیلی به مویی كشی
بنابراین كلمات و عباراتی كه روزانه در میان زوجین مطرح می شود ممكن است تأثیر بسزایی در تقویت و استحكام روابط مشترك آنان داشته باشد و یا خدای ناكرده به فروپاشی اركان یك خانواده بینجامد.
ج) سلام كردن
از ویژگی های فرهنگ متعالی اسلام سلام كردن مسلمانان به همدیگر است. سلام با صدایی رسا، واضح، و با آهنگی جذاب موجب تقویت بنیان خانواده و فراگیر شدن فضای عاطفی در میان اعضای آن خواهد بود. سلام كردن به اعضای خانواده كینه را از بین می برد، روحیه ها را شكوفا می كند و دل ها را به هم مأنوس و نزدیك می گرداند و نوعی ابراز محبت و اظهار علاقه به طرف مقابل می باشد. خداوند متعال می فرماید «فاذا دخلتم بیوتاً فسلموا علی انفسكم تحیه من عندالله مبا ركه طیبه كذلك یبین الله لكم الأیت لعلكم تعقلون؛ هرگاه به خانه ای وارد می شویداگر كسی هم در آنجا نباشد بر خودتان سلام كنید سلام خوش آمدی است مبارك و پاكیزه از جانب خدا، پروردگار متعال اینگونه آیات خود را بر شما آشكار می كند تا درمورد آنان به تفكر و اندیشه بپردازید.» و در سوره ابراهیم می فرماید: تحیتهم فیها سلام؛ تحیت اهل بهشت با سلام است.» آغاز ارتباط اهل بهشت و خوش آمد و انس شان با همدیگر با سلام و تحیت شروع می شود.
در تفسیر این آیه كریمه حضرت باقر(علیه السلام) فرموده اند: هرگاه مردی به خانه اش وارد می شود و كسی در آنجا باشد به او یا به آن ها سلام كند و اگر كسی نباشد باید بگوید: «السلام علینا من عند ربنا؛ سلام بر ما از جانب پروردگار ما كه این سلام تحیتی است مبارك و پاك از جانب خدا.» در این رابطه رهنمود حكیمانه ای نیز از پیشوای ششم شیعیان حضرت صادق(علیه السلام) نقل شده است آن حضرت می فرماید: وقتی كه مردی از بیرون به خانه می رود به اعضای خانواده بویژه همسرش سلام كند.
د) مشورت
مشورت كردن یكی از شیوه های پسندیده قرآنی است. این عمل موجب می شود تا انسان از افكار دیگران استفاده نموده و از اندیشه ها و افكار جدیدی كه خود به آن نرسیده بهره گیرد.
عقلها مر عقل را یاری دهد/ مشورت ادراك و هشیاری دهد خداوند متعال در قرآن سوره ای را به همین نام اختصاص داده و بارها به مشورت با اهل فن سفارش نموده است. از جمله در سوره آل عمران می فرماید: «و شاورهم فی الامر؛ در كارهای خود با آنان مشورت كن!» و درمورد امور خانه و خانواده مشورت با همسر در حوزه خانواده از امور پسندیده و عقلانی بشمار می آید. در روایتی آمده است كه پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: با زنانتان در امور مربوط به دخترانتان مشورت كنید. رایزنی با همسر وفرزندان در امور خانواده علاوه بر حكمت فوق نشانه علاقه و احترام به افكار دیگران، تلطیف فضای خانواده و در تقویت ارتباطات خانوادگی كاملا مؤثر است.
قرآن كریم از تبادل افكار فرعون با همسر خود خبر داده و پذیرفته شدن رأی همسر فرعون را در آن جلسه نقل می كند كه رأی مشورتی او به نجات جان یك پیامبری انجامید. خداوند در این رابطه می فرماید: «وقالت امرات فرعون قرت عین لی ولك لاتقتلوه عسی ان ینفعنا او نتخذه ولدا؛همسر فرعون گفت: این كودك نور چشم من و توست او را نكشید شاید به ما سودمند باشد یا او را به فرزندی بپذیریم. و در سوره بقره به مشورت زن و شوهر در مورد چگونگی رفتار با كودك شیرخواره اشاره كرده و می فرماید: «فان ارادا فصالا عن تراض منهما و تشاور فلاجناح علیهما؛ اگر آن دو با مشورت و رضایت یكدیگر بخواهند كودك را زودتر از شیر بازگیرند گناهی بر آنها نیست. و در سوره شوری می فرماید: «وامرهم شوری بینهم» اهل ایمان با همدیگر مشورت می كنند و چه زیباست كه زن و شوهر مسلمان كارهای خود را براساس مشورت انجام دهند. و به این ترتیب در تحكیم روابط و نظام خانواده تلاش نمایند.
و) هدیه دادن
ابراز علاقه و محبت زن و شوهر به همدیگر راههای مختلفی دارد كه یكی از زیباترین روش های آن هدیه دادن به یكدیگر است. قرآن در مواردی از این شیوه مهرآور سخن گفته است و گاهی به آن ترغیب می كند. و از هدیه مناسب از سوی مردان به همسرانی كه می خواهند از آنان جدا شوند هدیه در حج تمتع به درگاه ربوبی كه در جلب محبت تاثیر فراوان دارد. رسول خدا در روایتی می فرماید: مردی كه داخل بازار شود و تحفه ای را خریده و به خانواده اش برساند ثوابش معادل با عمل كسی است كه نیاز گروهی از مستمندان را رفع كرده باشد.
انسانی كه هدیه ای را دریافت می كند بی اختیار مهر و محبت هدیه دهنده را در دل خود احساس میكند. این نكته در روابط زناشوئی از اهمیت ویژه برخوردار است. امام باقر(علیه السلام) در این رابطه فرمود: به یكدیگر هدیه دهید كه هدیه غبار كینه ها را از دل می زداید و عداوت و دشمنی و روابط تیره را به دوستی و مهربانی بدل می سازد.۲) عفو و گذشت
هر زن و شوهری طبعا در زندگی خود دچار خطاها و لغزش هایی می شوند چرا كه انسان جایزالخطا است و به غیر از چهارده معصوم (علیهم السلام) كسی را نمی توان مصون از اشتباه و لغزش دانست. به همین جهت قرآن كریم می فرماید: «ولیعفوا ولیصفحوا الا تحبون ان یغفرالله لكم و الله غفور رحیم؛ آنان شایسته است عفو كنند و از لغزش های دیگران چشم بپوشند آیا دوست نمی دارید كه خداوند نیز شما را عفو كند البته كه خدا آمرزنده و مهربان است.» یكی از علل مهم اختلافات خانوادگی عدم تحمل و كم صبری زن و شوهر نسبت به یكدیگر است این بگومگوها معمولا در اول زندگی بیشتر است و هر قدر كه زن و مرد بیشتر همدیگر را می شناسند و درك می كنند و عفو و اغماض به خرج می دهند تدریجا نزاع ها فروكش كرده و جای خود را به مهر و صفا و گذشت می دهد. امام صادق(علیه السلام) فرمود: هر انسان مسلمانی كه خشمگین شود و با وجود فوران شعله غضب و توانائی بر اعمال آن، خشم خود را فرو برد خداوند در روز قیامت دل او را سرشار از رضایت و خشنودی خود خواهد نمود.
آری بهترین و زیباترین روش در تقویت بنیان خانواده توسل به عفو و گذشت و بردباری در مقابل خطاهای اعضای خانواده بویژه زن و شوهر نسبت به همدیگر است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: عفو و گذشت را از عادات روزمره خود قرار دهید زیرا كه عفو موجب عزت و سربلندی هر بنده ای است پس عفو كنید تا خداوند شما را عزیز و بلندمرتبه گرداند. زنان و مردان مسلمان نه تنها از خطاهای خود نسبت به همدیگر عفو می كنند بلكه از ترشروئی و نگاه های تند نسبت به همدیگر اجتناب می ورزند. پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: حق زن بر شوهرش این است كه او را گرسنه نگذارد، بدنش را بپوشاند و هرگز با او با بدخلقی و ترشروئی و چهره ای گرفته برخورد ننماید.
۳) خدمت به خانواده
تأمین نیازهای خانواده از جمله وظائف مرد است او با این عمل خود علاوه بر ایفای نقش خود در مدیریت خانه، رضایت خداوند و همسرش را جلب می كند و در تقویت پیوند زناشویی گام برمی دارد. در آیات قرآن این عمل پسندیده از شیوه های مردان خدا و پیامبران الهی محسوب می شود. در داستان سفر حضرت موسی به همراه خانواده اش به ناحیه مصر، قرآن می فرماید: «فقال لاهله امكثوا انی ءانست نارا لعلی ءاتیكم منها بقبس او اجد علی النار هدی؛ موسی به خانواده اش گفت: اندكی مكث كنید كه من آتشی می بینم شاید شعله ای از آنرا برای شما بیاورم یا بوسیله این آتش راه را پیدا كنم.
خدمت به خانواده و یاری رساندن به كدبانوی خانه دلها را به هم نزدیك می كند نیازهای زندگی را برطرف ساخته و به فرزندان نیز درس عشق و محبت و خدمتگزاری می آموزد. چرا كه انجام كارهای منزل تنها به عهده بانوان نیست بلكه همكاری، مساعدت و یاری شوهر را می طلبد. امام باقر (علیه السلام) فرمود: حضرت فاطمه (علیها السلام) همسر بزرگوار علی (علیه السلام) خانه داری می كرد، خمیر كردن، نظافت منزل از جمله كارهای او بود و علی (علیه السلام) نیز بیشتر به كارهای بیرونی منزل مانند آوردن هیزم و تأمین مواد خوراكی اقدام می نمود. روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به منزل آنان وارد شد و مشاهده كرد كه این زن و شوهر نمونه با كمك همدیگر با آسیاب دستی آرد می كنند. پیامبر فرمود: كدامیك خسته ترید علی(علیه السلام) فرمود: فاطمه خسته تر است. پیامبر به او فرمود: دخترم برخیز! من كار تو را انجام دهم. فاطمه (علیهاالسلام) برخاست و پیامبر (صلی الله علیه و آله) خود علی (علیه السلام) را در آرد كردن گندم یاری نمود. از نمونه های بارز خدمت به خانواده كه از وظایف شرعی مرد نیز محسوب می شود تأمین مخارج خانواده از راه حلال است. تهیه درآمد حلال و گسترش سفره های پاكیزه و غذاهای لذتبخش از جانب مدیر خانواده از عوامل كارآمدی است كه در استحكام خانواده اثر دارد. امام باقر (علیه السلام) فرمود: هر كس در دنیا به دنبال كسب روزی حلال برود و قصدش این باشد كه به دیگران نیازمند و محتاج نگردد و مخارج زن و فرزندش را تأمین نماید و به همسایه ها و هم نوعان مستمند و بی بضاعت خود یاری رساند در روز قیامت با سیمایی نورانی مانند مهتاب شب چهارده خداوند را ملاقات خواهد كرد.
امام رضا(علیه السلام) نیز در مورد خدمتگزاری كه همواره در اندیشه خدمت به خانواده اش و كسب درآمد حلال بوده و در این راه از هیچ كوششی فروگذاری نمی كند می فرماید: كسی كه با تكیه به فضل و عنایت خداوند بدنبال بدست آوردن روزی حلال است از رزمنده ای كه در راه خداوند متعال جهاد می كند پاداش افزونتری دارد.
این عامل مؤثر در تقویت اركان خانواده یكی از شیوه های قرآنی و مورد توجه پیامبران و بندگان صالح پروردگار بوده است. در این رابطه به پاداش بزرگی كه زنان در مقابل خدمت به همسرانشان دریافت می كنند نیز اشاره می كنیم: امام باقر(علیه السلام) فرمود: هر زنی كه شوهرش را با شربت آبی سیراب سازد برتر از عبادت یك سال است كه در آن سال روزها را روزه بدارد و در شبهایش نماز بخواند.
۴) سفر های خانوادگی
اعضای خانواده كه معمولاً در منزل تنها هستند بویژه در عصر ما كه زندگی های شهری و ماشینی موجب شده افراد در خانه ها بمانند و كمتر به بیرون رفتن نیاز پیدا می كنند رفتن به سفرهای زیارتی، صله ارحام و تفریحی به همراه خانواده از جمله ضروریات زندگی محسوب می شود. این امر آثار و بركات تربیتی و اخلاقی و آموزشی فراوانی به همراه دارد.
شكوفا شدن روحیه تعاون و همیاری در میان اعضای خانواده، كسب تجربه بویژه برای فرزندان، مشاهده اعجازانگیز و شگفت آور آثار طبیعی و معرفت بیشتر به قدرت الهی، دیدار بستگان و خویشاوندان، بدست آوردن پاداش های معنوی و از همه مهم تر تألیف قلوب و انس بیشتر اعضای خانواده با همدیگر از جمله ره آوردهای سفرهای خانوادگی است كه در استحكام پیوستگی اعضای خانواده مؤثر است. قرآن كریم نیز در لابلای آیات آسمانی خود به سفرهای خانوادگی اشاره دارد. سفر حضرت ابراهیم به همراه خانواده به سرزمین وحی و كعبه معظمه، مسافرت حضرت موسی به همراه همسرش صفورا از مدائن به مصر، سفر خانوادگی حضرت یعقوب از كنعان به سوی مركز حكومت یوسف(علیه السلام) نمونه هائی از سفرهای خانوادگی است. در سیره اهل بیت (علیهم السلام) نیز از این گونه موارد زیاد گزارش شده است. آری سفرهای خانوادگی فرح بخش، مسرت آور، و موجب سعادت و رفاه و تقویت بنیان خانواده است و اگر در مواردی مرد به تنهایی مسافرت كند شایسته است كه سوغات سفر را فراموش ننماید. پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآ له) فرمود: هر گاه مردی به تنهایی مسافرت كند وقتی به جمع خانواده اش برمی گردد حتماً برای آنان سوغاتی و هدیه نو و تازه ای بیاورد هر چند كم ارزش باشد. اساساً قرآن كریم به گردش و سفر اهمیت ویژه ای قائل است و در آیات متعددی انسان ها را به سیر و سفر فراخوانده و عبرت گیری از سرنوشت اقوام دیگر را یادآور می شود. و مسافرت با خانواده علاوه بر آثار و منافع فراوان عبرت گرفتن برای اعضای خانواده نیز به همراه دارد.
۵) مصالحه و مدارا
درزندگی مشترك میان زن و شوهر اگر مصالحه و مدارا حكمفرما نباشد بدون تردید نظام خانواده از هم گسیخته خواهد شد.
صائب می گوید:
تارو پود عالم امكان به هم پیوستن است
/ عالمی را شاد كرد آن كس كه یكدل شاد كرد
هر فردی نسبت به خودش عادات و رفتارهای ویژه دارد و همچنین سلیقه و افكار و اندیشه های زن و شوهر ممكن است با هم متفاوت باشد. اگر یكی از زوجین براساس غرور و خودخواهی بخواهد سلیقه و اندیشه های فردی خود را بردیگری تحمیل كند مطمئنا راه بجایی نخواهد بود. اختلاف والدین با فرزندان نیز همین گونه است كه نمی توان عادات متفاوت و اندیشه های گوناگون را با زور و اجبار و تهدید به جدایی و امثال این شیوه ها از میان برداشت. برای ارتباط بیشتر وتعمیق روابط زن و شوهر بهترین شیوه ای كه قرآن پیشنهاد می كند صلح و سازش و مدارا است. قرآن در این زمینه می فرماید:«و ان امراه خافت من بعلها نشوزا او اعراضاً فلا جناح علیهما ان یصلحا ان یصلحا بینهما صلحا والصلح خیر و احضرت الانفس الشح و ان تحسنوا و تتقوا فان الله كان بما تعملون خبیرا» ۳۲ اگر زنی از ناسازگاری و رویگردانی شوهرش بیم داشته باشد مانعی ندارد كه با هم صلح و سازش كنند زن یا مرد با چشم پوشی از پاره ای حقوق خود با همسرش مدارا كند و مصالحه و مدارا بهترین راه زندگی است. اگر نفس های خودخواه طبق غریزه حب ذات دراین گونه موارد از صلح و صرف نظر كردن از حقوق خودبخل می ورزند و اگر به نیكی و پرهیزگاری روی آورید و به خاطر خدا صلح و سازش كنید)خداوند به اعمال شما آگاه است, می داند كه چه بهره های سودمندی درانتظار شما وخانواده تان می باشد.
كوتاه آمدن در مسائل خانوادگی مانند خطای همسر و فرزندان و یا حساس نشدن درمقابل عادات و سلیقه های ناموزون اعضای خانواده،سعادت دنیا و آخرت و عزت و سربلندی در پی دارد و بنیان خانواده را از تزلزل و سستی باز می دارد كه خداوند در توصیف انسان های مومن می فرماید: آنان خشم خود را فرو می برند و از لغزش های مردم عفو می كنند و خداوند نیكوكاران را دوست دارد. ۳۳ علی (علیه السلام) فرمود: درهرحال با همسرت مدارا كن و با او به شیوه ای نیكو رفتارنما تا زندگی با صفا و آرامی داشته باشی! ۳۴ ۶- تأثیر رفتارهای زن برخی از عوامل استحكام بنیان خانواده را می توان در رفتار و برخوردهای بانوان مسلمان جستجو كرد. آنان اگر وظایف خود را به نحو شایسته ای انجام دهند و در رعایت حقوق شوهران خود كمال تلاش را به عمل آورند بخش عظیمی از مشكلات خانواده ها حل خواهد شد. ما در اینجا چند مورد از وظایف زنان را در ارتباط با همسرانشان از زبان وحی مرور می كنیم.
الف) اطاعت از همسر
مدیریت خانواده بر عهده مرد است و آنان طبق فطرت و قانون الهی وظیفه هدایت و راهنمائی سایر اعضای خانواده را برعهده دارند. خداوند متعال در آیات متعددی این حقیقت را یادآور شده و به زنان مسلمان سفارش كرده است كه از شوهران خود كه مدیرخانواده هستند، اطاعت كنند. در سوره بقره می فرماید: «للرجال علیهن درجه؛ مردان بر زنان برتری دارند.» و در سوره نساء می فرماید: «الرجال قومون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من امولهم فالصا لحا ت قا نتا ت؛مردان سرپرست زنان هستند و این به جهت برخی برتری هائیست كه خداوند (برای حفظ نظام جامعه) به بعضی نسبت به برخی دیگر قرار داده است و نیز به خاطر انفاق برخی از اموالشان در مورد زنانشان می باشد و زنان صالح و شایسته نیز آنهائی هستند كه مطیع بوده و تواضع دارند. براساس این رهنمود اطاعت زنان از شوهران خود- البته در مواردی كه معصیت خدا نباشد- می تواند پیوند زناشویی را محكمتر و به قوام خانواده یاری كند. پیامبر فرمود: بهترین زنان شما زنی است كه فرزند به دنیا بیاورد مهربان و پاكدامن باشد در میان خانواده اش عزیز و نسبت به شوهرش خاضع و فروتن باشد.
ب) حفظ عفت و حریم خانواده
پاسداری از حریم خانواده بر زن و مرد لازم است. داشتن عفت و حجاب نیز بر هر دو ضروری است. قرآن می فرماید: به مردان مؤمن بگو چشمان خود را از نامحرم فرو بندند و دامن خود را از گناه باز دارند... و به زنان مؤمن نیز بگو چشمان خود را از نگاه های هوس آلود بازگیرند و دامن خود را از گناه حفظ كنند و زینت های خود را در مقابل نامحرمان نمایان نسازند.
اما حفظ عفت و رعایت حجاب در مورد زنان ویژگی های خاصی دارد كه شایسته است آنان برای پاسداری از حریم خانواده ها حتماً در پوشش حجاب و عفاف باشند. از منظر آیات وحی حفظ حجاب برای زنان آنچنان اهمیت دارد كه حتی نوع پوشش، آهنگ صدا، آرایش های او و نكات ریز دیگری نیز به صراحت در قرآن آمده است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: بهترین زنان شما آن زنی است كه چون با همسرش خلوت كند زره حیا را از خود دور سازد و چون از خلوت شوهرش بیرون آید زره حیا را بر تن كند و حجاب و عفت خود را كه نشانه حیای اوست كاملا رعایت نماید. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در مورد بانوان شایسته صفاتی را برشمرده كه از جمله آنها آرایش برای همسر و پوشش كامل از دیگران است.
ج) جلب رضایت شوهر
برای گرم كردن روابط خانواده یك بانوی مسلمان می تواند علاوه بر موارد فوق رضایت مرد را كه مدیر خانواده محسوب می شود جلب كند و ناراحتی های او را رفع نموده و به این ترتیب در مقابل مشكلات و سختی هایی كه مرد در بیرون منزل با آنها دست به گریبان است كدورت و تیرگی هایش را از دل او بزداید. مردی به پیامبر(صلی الله علیه و آله) عرضه داشت. یا رسول الله! من همسری دارم كه هرگاه وارد خانه می شوم به استقبالم می آید و چون می خواهم از منزل بیرون روم مرا بدرقه می كند. هرگاه اندوهگین شوم از من دلجویی می كند و دلداریم می دهد. پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند در روی زمین كارگزارانی دارد و این زن یكی از آنهاست برای او نصف پاداش شهید می باشد.     حانیه دانشگر

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 21 بهمن 1389  9:20 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

نشان دهید که به شنیدن نظرات نوجوانتان علاقه مندید


  نشان دهید که به شنیدن نظرات نوجوانتان علاقه مندیدبرقراری ارتباط خوب، یکی از مهمترین جنبه های تربیت نوجوان است.
والدین باید به نوجوان خود احساس شفقت و دلسوزی را منتقل کنند. باید به نظرات آنان گوش دهند و برای مشکلات راه حل پیدا کنند. در مقابل می توانیم آنها را به خاطر کاری که کرده اند سرزنش کنیم و یا به آنها بگوییم که به خاطر کاری که انجام داده اند عصبانی هستیم.
والدین باید مراقب رفتارهای خود هنگام خطاب کردن نوجوانانشان یا پاسخ دادن به او باشند.
برای مثال فرض کنید که روزی نوجوان شما می گوید که دوستم سیگار می کشد. شما هم می توانید به او بگویید که نباید این کار را بکند و هم می توانید به او بگویید «اگر با او دوستی کنی تو را تنبیه خواهم کرد.»
وقتی نوجوان شما موضوعی را در مورد دوستش به شما می گوید، مطمئن باشید که ایده ای درباره موقعیتی ویژه دارد.
بنابراین هر فرصتی را غنیمت بشمارید تا نشان دهید افکار و نظرات او برای شما ارزش دارد. به نوجوان خود بگویید که به نظرات او علاقه مند هستید و مایلید که آنها را بشنوید. اجازه دهید او نظر خود را در هر زمینه ای ابراز کند بعد اگر اشتباهی در افکار یا نظرش دیدید، به طور منطقی درباره آن بحث کنید و نظر درست را ارائه دهید. در هر حال خونسردی خود را حفظ کنید و با آرامش به او پاسخ دهید.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 21 بهمن 1389  9:24 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها