0

لایه های پنهان جنگ

 
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

لایه های پنهان جنگ

در ایت تاپیک سعی خواهد شد تا اطلاعاتی از لایه های پنهان از جنگ 8 ساله ایران و عراق برای شما دوستان قرار داده شود

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  2:22 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:لایه های پنهان جنگ

مروري به دستيابي و بكارگيري سلاح شيميايي توسط عراق در جنگ تحميلي


altتلاش عراق براي تهيه و توليد سلاح‌هاي شيميايي به موازات اقدام براي دستيابي به سلاح اتمي از دهه 1970 ميلادي آغاز شد. ولي پس از تجاوز عراق به ايران، در روند جنگ، ابتدا اين سلاح‌ها توسط عراق با هدف دفاعي و به صورت محدود در سال‌هاي 59 تا 61 به كار گرفته شد ولي از سال 62 تا پايان جنگ توليد و استفاده عراق از سلاح‌هاي شيميايي با هدف دفاعي ـ تهاجمي به نحو چشمگيري افزايش يافت. چنانكه حملات شيميايي عراق از 10 مورد حمله در سال آغاز جنگ به 45 مورد در سال 67 افزايش يافت.
تلاش عراق براي تهيه و توليد سلاح‌هاي شيميايي به موازات اقدام براي دستيابي به سلاح اتمي از دهه 1970 ميلادي آغاز شد. ولي پس از تجاوز عراق به ايران، در روند جنگ، ابتدا اين سلاح‌ها توسط عراق با هدف دفاعي و به صورت محدود در سال‌هاي 59 تا 61 به كار گرفته شد ولي از سال 62 تا پايان جنگ توليد و استفاده عراق از سلاح‌هاي شيميايي با هدف دفاعي ـ تهاجمي به نحو چشمگيري افزايش يافت. چنانكه حملات شيميايي عراق از 10 مورد حمله در سال آغاز جنگ به 45 مورد در سال 67 افزايش يافت. ،بيشترين حملات در هنگام عمليات كربلاي 5 و 8 در منطقه شرق بصره صورت گرفت ولي بيشترين مصدوم در عمليات والفجر 10 با بمباران حلبچه و اساسا پس از سال 66 بود.
تعداد مصدومين از صفر در اواخر سال 59 آغاز و به 12 هزار نفر در سال 66 افزايش يافت. انواع گازها شامل خردل،اعصاب، سيانور،فسفري، خفه كننده و تهوع‌آور بود.نيمي از حملات با استفاده از عامل خردل صورت گرفت و ديگر حملات به گاز اعصاب و مابقي به گاز سيانور اختصاص داشت. گازها عموما توسط هواپيماهاي جنگي حمل و استفاده مي‌شود.دوسوم حملات با هواپيما بود و مابقي با خمپاره‌انداز و توپخانه انجام مي‌شد. هدف عراق از به كارگيري سلاح‌هاي شيميايي،جلوگيري از پيشروي ناگهاني قواي نظامي ايران در مواضع و استحكامات عراق و مهار پيامدهاي سياسي ـ استراتژيك آن بود.
تاثيرات روحي ـ رواني سلاح‌هاي شيميايي و آثار كاربرد آن در ايجاد پراكندگي در نيروها و از ميان بردن قدرت مقاومت يا پيشروي آنها و اختلال در سازمان رزم،مورد توجه عراقي‌ها بود. نظر به اينكه نقطه ثقل قدرت نظامي ايران در تهاجم به عراق شامل نيروهاي پياده و اجراي عمليات شبانه بود، لذا بدليل اينكه قادر به دفاع در برابر اين تاكتيك‌ها نبودند براي جلوگيري از پيشروي نيروها و ايجاد پراكندگي در ميان آنها از سلاح‌هاي شيميايي استفاده مي‌كردند.خدير حمزه رئيس پيشين طرح‌هاي هسته‌اي عراق در مورد تاثير اين سلاح بر روي نيروهاي ايران مي‌گويد:"در جنگ طولاني عراق با ايران،روشن شد كه به وحشت انداختن نيروهاي ايران از طريق استفاده از سلاح شيميايي،به مراتب مؤثرتر از تمام توپخانه و بمباران هوايي بود كه ما مي‌توانستيم بكار ببريم." به همين دليل وفيق سامرايي مي‌گويد: اگر كاربرد اين سلاح‌ها نبود، اوضاع به ضرر ما شكل مي‌گرفت. تهيه و توليد سلاح‌هاي شيميايي و به‌ كارگيري آن در جنگ چنانكه اشاره شد بر پايه تحولات نظامي و نگراني عراق از احتمال شكست نظامي، تغييرات قابل ملاحظه‌اي داشته است.
در ادامه بحث ابتدا به تهيه و توليد و سپس به‌كارگيري آن در مراحل مختلف جنگ اشاره خواهد شد. معرفي اجمالي عوامل شيميايي: آن دسته از مواد يا تركيبات شيميايي را كه در صورت انتشار مناسب و تاثير شيميايي منجر به مرگ، آسيب و ناتواني در انسان و حيوان و يا از بين رفتن گياه مي‌شوند، "عوامل شيميايي" مي‌نامند. وسايل كاربرد اين مواد را "جنگ افزار" شيميايي مي‌گويند.
عوامل شيميايي را با توجه به مشخصات و اثرات فيزيكي به چهار دسته عمده تقسيم مي‌كنند:
ـ ناتوان كننده‌ها كه سبب كاهش توان رزمي نيروهاي مقابل شده، قدرت جنگيدن را از نيروها سلب مي‌كند.
ـ عوامل زيان بخش كه موجب ايذاء دشمن شده و آنها را به ستوه در مي‌آوردو با ضايعات پوستي و اثرات دراز مدت به ويژه سرطان زا همراه است.
ـ عوامل كشنده شامل اعصاب، خفه كننده سمي و خون مي‌باشد. گاز اعصاب سبب از كار افتادن نيروي محركه و مختل شدن سيستم اعصاب مي‌شود خفه كننده موجب خفگي و مرگ مي‌شود و خون، پس از جذب شدن در خون اثرات سمي خود را ظاهر مي‌كند.
ـ عوامل ضد گياه كه روي درختان و گياهان اثر مي‌گذارد و آنها را خشك مي‌كند و از بارور شدن خاك و رويش گياهان جلوگيري مي‌كند.
تهيه و توليد عوامل و جنگ افزار شيميايي عراقي‌ها براي دستيابي به توان شيميايي اقدامات زير را انجام دادند:
 1)برقراري مناسبات تجاري با كشورهاي غربي به منظور خريد فن‌آوري، مواد و تجهيزات مربوط به جنگ افزار شيميايي.
 2) عقد قرارداد خريد تجهيزات فني گوناگون با شركت‌هاي توليد كننده وسايل شيميايي در آلمان غربي.
 3) خريد تركيبات شيميايي مربوط به توليد عوامل اعصاب از كشورهاي غربي به ويژه آلمان و هند.
 4) تاسيس كارخانه‌هاي ساخت و توليد جنگ افزار شيميايي به ويژه در شهر سامرا. برنامه سلاح‌هاي كشتار جمعي عراق به گفته دكتر حسين شهرستاني از دانشمندان هسته‌اي عراق از سال 1980 (59) آغاز و در بخش شيميايي در سال 1982 (61) با كمك تعدادي از شركت‌هاي امريكايي با استفاده از گاز اعصاب و سارين توسعه يافت‌. ولي اقدام عراق براي كسب توانمندي BW (بيولوژيك) به نوشته دكتر گراهان پي يرسون از محققان ساخت عوامل جنگ‌هاي بيولوژيك در دپارتمان صلح دانشگاه برادفورد انگليس، از سال 1974 ميلادي (53) آغاز شد و يكسال بعد در 1975 (54) عراق اجراي 78 پروژه تحقيق و توسعه را در مركز آل سلمان آغاز كرد. و در سال 1985 (64) قادر به توليد انبوه عوامل ميكروبي سياه زخم و سم بوتوليسم بود.
جيمز ولسي رئيس سابق سازمان سيا معتقد است ميكروب سياه زخم در بسياري از آزمايشگاه‌هاي امريكا قابل دسترسي بود و از سوي كشورهاي مختلف و از جمله عراق در سال‌هاي 80 توزيع شد. اقدام عراق براي دستيابي به تكنولوژي و ذخاير شيميايي متعاقب شكست‌هاي عراق و استفاده از جنگ شيميايي به عنوان يك راه حل ممكن براي مشكلات نظامي‌اش آغاز شد. وفيق سامرايي مي‌گويد "بدنبال وارد آمدن تلفات سنگين به صفوف نيروهاي ما و احساس نياز به سلاح‌ بازدارنده كه رهبران ايران را از تداوم جنگ باز دارد، انديشه دستيابي به سلاح‌هاي شيميايي، شكل گرفت. نظرات كارشناسي برخي از كشورها از جمله كارشناسان شيميايي شوروي (سابق) سبب گرديد عراق استفاده از سلاح‌ها را مورد توجه قرار دهد.
در سال 61 وزارت صنايع و پتروشيمي دولت عراق براي خريد 500 هزار كيلوگرم مواد شيميايي موسوم به تيئوديگليكون براي توليد عوامل غير اعصاب به شركتي در بلژيك سفارش داده شد. كشندگي گاز خردل 10 تا 100 بار كمتر از عوامل ساده اعصاب مي‌باشد، اما توليد و كاربرد و رها كردن آن در يك عمليات واقعي بسيار آسان است.
مجروحين گاز خردل به مقدار زيادي خدمات و پشتيباني نياز خواهند داشت قرار گرفتن در معرض گاز خردل براي يك مدت كوتاهي مي‌تواند سبب كوري يا بروز تاول‌هاي 4 تا 6 هفته‌اي شود. بنابراين از نظر عراق گاز خردل در مقابله با نيروهاي پياده ايران كه اغلب مدت طولاني در مناطق آلوده در حالت ايستا مي‌ماندند و از امكانات پزشكي پشت جبهه نسبتا محدودي برخوردار بودند، برتري قابل توجهي را نصيب عراق مي‌كرد. عراق تا اواخر سال 64 حدود 10 تن از انواع گازها را در ماه توليد مي‌كرد. كه در اواخر سال 1365 اين ظرفيت توليد به بيش از 50 تن در ماه افزايش يافت و در پايان سال 67 عراق مي‌توانست بيش از 70 تن گاز خردل و 6 تن از هر يك از گاز‌هاي تابون و سارين توليد كند. توانمندي عراق در توليد گازهاي شيميايي با مشاركت و حمايت بسياري از شركت‌هاي امريكايي و اروپايي و ساير كشورها صورت گرفت.
پس از تجاوز عراق به كويت و افزايش تنش ميان آمريكا و عراق تحقيقاتي كه انجام شد و گزارشي كه عراق به سازمان ملل ارسال شد برابر يك گزارش عراق از 150 شركت آلماني، امريكايي و انگليسي تجهيزات نظامي دريافت مي‌كرد كه آلمان با 27 شركت خصوصي و دولتي بيشترين سهم را در برنامه اتمي عراق داشت و امريكا با 24 شركت و انگليس با 11 شركت فعال مشاركت داشتند. روزنامه الكترونيكي القبس از قول كارشناسان و گزارش ارسالي از عراق آمار ديگري را ارائه كرده است. برابر اين گزارش 92 شركت آلماني، عراق را به سلاح‌هاي هسته‌اي مجهز كردند و در راس تامين كنندگان 22 شركت امريكايي، 23 شركت انگليسي، 21 شركت فرانسوي، 18 شركت اتريشي، 11 شركت بلژيكي، 15 شركت ايتاليايي، 13 شركت سوئيسي، 7 شركت اسپانيايي، 3 شركت ژاپني، 4 شركت هندي، 5 شركت كره‌اي و 3 شركت چيني و تعدادي از شركت‌هاي آرژانتيني، برزيلي، مصري، اردني و 40 شركت روسي و اوكرايني در ليست فروشندگان سلاح‌هاي شيميايي و هسته‌اي به عراق قرار دارند. در مورد شركت‌ها و كشورهايي كه عراق را در ساخت سلاح شيميايي كمك كردند
راديو امريكا با اشاره به گزارش سازمان خبرهاي دفاعي خاورميانه در پاريس به رقم دويست شركت در 21 كشور جهان اشاره مي‌كند و به نقل از رئيس مركز وزينتال در پاريس در مورد اين گزارش مي‌گويد: در گزارش از 207 شركت نام برده مي‌شود كه 86 شركت آلماني هستند. گزارش مورد بحث هم‌چنين از 18 شركت امريكايي كه دولت صدام از تجهيزات و فرآورده‌هاي آنها براي مقاصد نظامي استفاده كرده است نام مي‌برد. به‌كارگيري در جنگ افزايش توانمندي عراق در تهيه و توليد عوامل جنگ افزار شيميايي همراه با نگراني از شكست و طولاني شدن جنگ سبب گرديد پس از عمليات والفجر يك براي نخستين بار عراق از طريق راديو صوت الجماهير در يكي از برنامه‌هاي خود تهديد به استفاده از سلاح‌هاي شيميايي را طرح كند. در اين برنامه گفته شد ما كساني را كه به خود اجازه مي‌دهند به مرزهاي ما نزديك شوند، نابود خواهيم ساخت، ما داروي نابودي آنان را در اختيار داريم و از آن عليه هرگونه حشراتي كه قصد تجاوز به خاك مقدس ما را دارند، استفاده خواهيم كرد. براي نخستين بار عراق به شكل جديدتري در مقايسه با گذشته با استفاده از هواپيما و توپخانه از سلاح‌هاي شيميايي در عمليات والفجر 2 در منطقه حاج عمران استفاده كرد. يك خلبان اسير در اعترافات خود تصريح كرد كه با هواپيماي سوخو 22، بمب‌هاي شيميايي را حمل و در منطقه حاج عمران فرو ريخته است.
در عمليات خيبر در جزاير مجنون در سال 62 عراق به نحو برجسته و متفاوتي با گذشته از عوامل شيميايي با استفاده از هواپيما و توپخانه در چهارده مورد به طور گسترده استفاده كرد. در اين عمليات دو هزار و هفتصد نفر مجروح شدند. عراق در عمليات بدر در سال 63 علاوه بر گاز اعصاب و تاول‌زا از سيانور و خون نيز استفاده كرد. عراق در اين عمليات جاده‌ها، عقبه‌ها، قرارگاه‌ها، اورژانس‌ها، اسكله را مورد حمله قرار داد. هشام فخري فرمانده سپاه سوم عراق پس از عمليات بدر طي مصاحبه‌اي گفت كشورش حق استفاده از سلاح شيميايي را براي خود محفوظ نگه مي‌دارد. راديو بغداد نيز اعلام كرد. «در برابر اصرار ايران بر ادامه جنگ، عراق مجاز خواهد بود با هر اسلحه خطرناك و سوزاننده‌اي از خود دفاع كند.» نحوه استفاده عراق از سلاح‌هاي شيميايي در عمليات خيبر و بدر در سال‌هاي 1362 و 1363 نشان مي‌داد عراق به صورت فزآينده‌اي گروه‌هاي جنگ شيميايي خود را در قالب نيروي نخبه درآورده است و تدريجاً وسايل هدف‌گيري و پرتاب را با پيش بيني “الگوهاي باد” بهبود بخشيد كه آثار آن در سال‌هاي بعد بويژه در حلبچه آشكار شد. عراق در اين مرحله، علاوه بر گاز خردل از گازهاي اعصاب استفاده كرد كه تأثير عمده‌اي بر افزايش تلفات ايران داشت. همچنين عراق با افزايش توليد گازهاي سازين و تابون، در عمليات فاو در سال 1365 به نحو گسترده‌اي از اين گازهاي استفاده كرد.
مجامع بين‌المللي و قدرت‌هاي بزرگ در استفاده گسترده عراق از سلاح‌هاي شيميايي سكوت اختيار كردند و تنها در 30 مارس 1984 ميلادي (10 فروردين 1363) اولين واكنش را شوراي امنيت از خود نشان داد ولي عراق به آن بي‌توجهي كرد. پس از عمليات خيبر ـ كه سوم اسفند 1362 آغاز شد ـ سخنگوي وزارت خارجه امريكا اعلام كرد عراق در جنگ از گاز سمي استفاده كرده است. در پي آن نيز امريكاي ها در مارس 1984 ميلادي (اسفند 62) به كار گيري سلاح شيميايي را محكوم كردند. واكنش امريكا در برابر عراق در حالي صورت مي‌گرفت كه امريكا بدليل نگراني از شكست عراق در جنگ و شكست امريكا در خاورميانه بدنبال برقراري ارتباط با عراق بود. به همين دليل جاناتان هوو، از اداره سياسي ـ نظامي وزارتخارجه در نامه‌اي مورخ 1 نوامبر 1983 خطاب به جرج شولتز نوشت: عراق به صورت روزمره از سلاح شيميايي استفاده مي‌كند و براي حفظ اعتبار سياستمان در خصوص سلاح‌هاي شيميايي بايد به اين مسئله اشاره كنيم. ولي براي كاخ سفيد اهميت صدام در مقابله با ايران بيش از اينها بود. لذا در فرمان رياست جمهوري شماره 114 مورخ 26 نوامبر همان سال به امضاء ريگان، اشاره‌اي به اين مسئله نشد.
در نتيجه پس از واكنش امريكا در محكوم كردن استفاده عراق از سلاح‌هاي شيميايي، بلافاصله رامسفلد در سفر دوم خود به عراق در فروردين سال 63 مايل بود به صدام توضيح بدهد كه اين موضع‌گيري ارتباطي با تلاش براي گسترش مناسبات دو كشور، ندارد. آرميتاژ بعدها در همين زمينه مي‌گويد: انگيزه اصلي واشنگتن به برقراري رابطه با عراق و نگراني از پيروزي ايران در جنگ با عراق سبب گرديد دولت امريكا واكنش درخور توجهي نشان ندهد. در چارچوب همين ملاحظه، برابر سند محرمانه‌اي روزنامه شرق الاوسط به نقل از آن در گزارش خود مي‌نويسد: رضايت پنهاني امريكايي‌ها از استفاده عراق از سلاح‌هاي شيميايي كاملا واضح و مشهود است و آن همسو با منافع امريكا ذكر شده است. هم‌چنين صدام به استفاده از اين سلاح تحريك و تشويق شده است. دولت انگليس نيز با وجود درخواست ايران براي محكوم كردن كاربرد سلاح‌هاي شيميايي توسط عراق، هيچ واكنش نشان نداد و اين اتهام را رد كرد و يك نماينده مجلس گفت: ما انزجار خود را از بكارگيري سلاح‌هاي شيميايي به هر دو طرف متخاصم اعلام كرده‌ايم! "يك مقام وزارت خارجه انگليس نيز اعلام كرد دولت انگليس مقررات صادرات مواد شيميايي به ايران و عراق را سخت‌تر كرد." به‌كارگيري سلاح‌هاي شيميايي به صورت تدريجي علاوه بر اينكه يك عنصر جديدي را وارد معادلات نظامي كرد، تاثيرات قابل ملاحظه‌اي بر روند جنگ و نتايج عمليات‌ها داشت، برابر گزارش جمهوري اسلامي به كنفرانس خلع سلاح تعداد حملات شيميايي عراق از ديماه سال 1359 تا اسفند 1366 جمعا 242 مورد بود كه قربانيان آن 44 هزار نفر ذكر شده است.
هم‌چنين برابر گزارشي كه بغداد در پاسخ مانس بليكس رئيس بازرسان تسليحاتي درباره 6 هزار بمب شيميايي مندرج در يك سند، مداركي را نشان داده است كه در جنگ عليه ايران به كار برده است. در مجموع كاربرد سلاح شيميايي تاثير عمده‌اي از لحاظ تلفات و ضايعات و تضعيف روحيه نظاميان و مردم ايران بر جنگ، گذاشت. كردزمن در مورد درس‌هاي استفاده از سلاح‌هاي شيميايي در جنگ مي‌نويسد: وقتي نيروهاي نظامي احساس كنند، بي‌دفاع هستند، ممكن است با تحمل تلفات محدود از مقاومت دست كشيده و فرار كنند. مردمي كه از حملات شيميايي در هراسند، ممكن است به راحتي از حمايت از جنگ دست بردارند. خوانندگان گرامي جهت اطلاع بيشتر از اين موضوع مي‌توانند به جلد چهارم كتاب نقد و بررسي جنگ ايران و عراق « روند پايان جنگ » از انتشارات مركز مطالعات و تحقيقات جنگ مراجعه كنند.

به نقل از روابط عمومي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه
تهيه از : مهدي گيوكي
 

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  2:24 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:لایه های پنهان جنگ

اسناد 16 هزار صفحه‌اي همكاري صدام با اروپا در جنگ تحميلي


ابعاد تازه‌اي از همكاري‌هاي كشورهاي اروپايي مدعي حقوق بشر و دموكراسي با صدام معدوم در خلال جنگ تحميلي عليه جمهوري اسلامي ايران و در جنايات جنگي صدام عليه ملت ايران فاش شد.
منابع عراقي كه براي اولين‌بار ابعاد اين ماجرا را فاش مي‌سازند پرده از نكات تازه‌اي در اين خصوص برمي‌دارند.
به گزارش سايت ساجد به نقل از ايسنا، براساس اين اسناد، پس از شكست كودتاي نوژه در تابستان 1359 ، با اشاره ايالات متحده آمريكا و تشويق جيمي كارتر رييس‌جمهور وقت آمريكا چراغ سبز براي حمله صدام به ايران به ديكتاتور عراق نشان داده مي‌شود. آمريكا و كشورهاي غربي كه براساس معادلات نظامي و قدرت نظامي عراق اميدوار به ساقط ‌كردن جمهوري اسلامي ايران بودند در همين حال به صدام اعلام مي‌كنند ميدان براي كليه ابتكارات وي بر عليه جمهوري اسلامي ايران باز است.

منابع عراقي اظهار مي‌دارند: براساس اسناد جديدي كه اخيرا به دست آمده است، سازمان ملل متحد و دبيركل وقت آن براساس همين حمايت‌هاي آمريكا و كشورهاي اروپايي در برابر جنايت صدام و تجاوز همه‌جانبه‌اش به ايران در ماه‌هاي آغازين جنگ تحميلي سكوت اختيار كرد و اين درحالي بود كه مناطق مسكوني و غيرنظامي، مدارس و بيمارستان‌ها توسط موشك‌ها و هواپيماهاي رژيم بعثي عراق در ايران به خاك و خون كشيده مي‌شدند.

براساس اين اسناد، در جريان بازرسي كميته خلع سلاح سازمان ملل متحد كه پس از جنگ سال 1991 ميلادي آمريكا و متحدانش با عراق فاش شده است آمريكا و كشورهاي غربي براساس اسناد داخلي خود و شركت‌ها و كمپاني‌هايي كه سلاح به صدام فروخته بودند كليه مراكز حساس و سلاح‌هاي كشتار جمعي عراق را منهدم ساختند و به همين دليل تيم‌هايي از نظاميان فاقد اطلاعات آمريكا، انگليس، آلمان، هلند، ايتاليا و چند كشور اروپايي ديگر در كميته خلع سلاح سازمان ملل متحد حضور داشتند تا يكي پس از ديگري سلاح‌هايي كه در زمان جنگ تحميلي كه صدام براي جنايات جنگي عليه ايران داده شده بود را از بين ببرند.

در يكي از اين اسناد آمده است: صدام مقادير زيادي از موشك‌ها و بمب‌هاي هدايت‌شونده را در كف يك رودخانه كم‌عمق در مركز عراق پنهان كرده بود كه پس از فشارهاي مأمورين اطلاعاتي غرب كه در كميته خلع سلاح حضور داشتند اين مهمات كشف و سپس نابود شد.

منابع عراقي اظهار مي‌دارند بيش از 16 هزار صفحه اسناد همكاري‌هاي رژيم صدام با كشورهاي اروپايي كه منجر به تجهيز رژيم ديكتاتور عراق براي تجاوز و جنايت در حق ملت ايران بوده است توسط دولت موقت اياد علاوي نخست‌وزير گماشته شده آمريكا در آغاز اشغال عراق به نظاميان اشغالگر آمريكايي تحويل شده است.

در اين اسناد انتقال لوله‌هاي فولادي براي ساخت توپخانه بسيار سنگين و دوربرد از كشور انگليس به رژيم صدام افشا شده است.

در بخش همكاري‌هاي آلمان با رژيم صدام به غير از همكاري‌هاي شركت‌هاي شيميايي آلماني در جهت ساخت بمب‌هاي مهلك شيميايي به مقادير ديگري از انتقال تجهيزات از جمله مسلسل‌هاي سنگين نيز اشاره شده است.

در همين حال در بخش اسناد مربوط به كشور هلند نيز حجم وسيعي از ردپاي اين كشور در تجهيز شيميايي رژيم صدام و همچنين ارسال مهمات به وسيله كانتينر از بندر رتردام به مقاصد بنادر عقبه در اردن و جده در عربستان نيز مورد اشاره واقع شده است.

فرانسه كه بيشترين حجم اسناد نظامي همكاري‌هاي دول غربي با صدام را دارد در اين اسناد كلكسيوني از سلاح‌هاي مرگبار براي ارسال به عراق در دوران جنگ تحميلي را به خود اختصاص داده است. در يكي از اين معاملات با واسطه فرانسه نفربرهاي پيشرفته همراه با رادارهاي ردياب نيروهاي زميني عمل‌كننده براي جلوگيري از حملات رزمندگان اسلام مورد اشاره قرار گرفته است.

ايتاليا نيز در اين اسناد مورد اشاره واقع شده است. دولت وقت ايتاليا در دوران جنگ تحميلي موافقت نموده كه مسلسل‌هاي سبك، انواع خمپاره و همچنين مين‌هاي بسيار پيشرفته در اختيار رژيم صدام قرار گيرد.

در بخش‌هاي ديگري از اين اسناد به همكاري نظامي يوگسلاوي سابق، بلغارستان و چند كشور اروپاي شرقي نيز اشاره شده است.

همچنين اين اسناد فاش مي‌سازند تعدادي از خلبانان غربي و همچنين خلباناني از كشورهاي استراليا و نيوزيلند با نيروي هوايي رژيم صدام همكاري در پايان جنگ داشته‌اند و حداقل پنج خلبان غربي در تاريخ 29 فروردين 1367 در جريان نبردهاي فاو با هواپيماهاي عراقي به مواضع نيروهاي ايراني حمله كرده‌اند كه از جمله آن را مي‌توان به حمله به پل نظامي بعثت كه برروي اروندرود نصب شده بود اشاره كرد. فيلم حمله به اين پل نظامي نيز در اختيار نيروهاي اشغالگر آمريكايي قرار گرفته است.

منابع عراقي در پايان افشاگري خود اشاره مي‌كنند كه از اواسط جنگ تحميلي بهاي بسياري از اين سلاح‌هاي مرگبار به وسيله چك‌هاي صادرشده از طرف دولت‌هاي كويت و عربستان صعودي پرداخت شده است تا رژيم صدام همچنان بر عليه ايران مرتكب جنايات جنگي شود.
 

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  2:25 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:لایه های پنهان جنگ

سردشت و چراهايي تمام ناشدني
وقتي ابري از گاز خردل بر سر «سردشت» فرود آمد تاول جنگ بر روي دست و ريه نشست، سينه‌ها سوخت. نفس کشيدن عذاب و ديدن به يک رويا مبدل شد. آه در قفس سينه حبس شد چرا که تاول مجال بيرون آمدن نفس را هم نمي‌داد. خردل نشاني از تاول بر سيماي سردشت نشاند، نشاني که تا امروز باقي است.
سينه‌ها هنوز مي‌سوزد هنوز در سرما، در گرد و غبار، در تکاپوي زندگي به اميد روزي که نفسي بي‌عذاب از سينه برآيد. در حصار تنگ يک اتاق. درد در سينه سوخته پنهان است.

اين توصيفات و جملاتي شبيه به آن را بارها و بارها در روزنامه‌ها،راديو و تلويزيون و... شنيده‌ايم كه همه يادآور فاجعه‌اي دهشتناک و غيرانساني است.

وقتي گرد مرگ پاشيده شد...

ساكن يكي از روستاهاي اطراف سردشت، بمباران شيميايي سردشت را چنين نقل مي‌كند،آن روز (7 تير 66)وقتي هواپيما‌ها در آسمان روستا ظاهر شدند، مردم بنابه عادت خويش يا به زيرزمين، يا مكان‌هاي گود، يا درون تنورهاي خاموش يا انبارهاي گندم و... پناه بردند يا به دشت رفتند. بسياري از مردم روستا، همچنان مشغول كار روزمره خويش بودند. ناگهان ميگ‌هاي عراقي شيرجه‌اي در آسمان روستا زدند و در نهايت بمب‌هايشان را بر سر روستا و شهر رها كردند اما همانند گذشته، صداي انفجار شنيده نشد بلكه جنس آن بمب‌ها تنها از گرد سپيدي مرگ‌آوري بود كه موجب مي‌شد بلبلان و پرندگان يكي يكي از روي شاخساران به پايين بغلطند و جان دهند. يا دام و طيور مردمان روستا كه سرمايه‌هاي آنها محسوب مي‌شدند چون برگ خزان به زمين مي‌افتادند و پس از دست و پازدن‌هاي دردآوري مي‌مردند.

ماسك‌ دوستان هميشگي آنها

چنين شد كه مردم از روي مرگ حيوانات و پرندگان و ريختن برگ درختان فهميدند بمباران شيميايي شده‌اند. پس از آن بود كه ناله‌هاي دلخراش، كور شدم، خفه شدم ياالله، يا رسول‌الله و سوختم، صداي عطسه و فرياد و ناله‌هاي زجرآوري شنيده مي‌شد. از افراد پير و سالخورده گرفته تا جوان و طفلان بي‌گناه، در حالي كه دستشان را بر روي گلويشان قرار داده‌ بودند، به خواب ابدي رفتند. آنهايي كه ماندند مثل من به ناراحتي ريه، آسم، عفونت ريه‌اي، همراه با صداي خس خس سينه دچار شده‌اند. تا همراه هميشگي‌شان ماسك‌هاي سفيد ‌باشد و هرچند يكبار بايد عمل جراحي بر روي عضوي از دستگاه گوارش‌شان انجام شود. اين بمباران مرگ تدريجي را براي ما رقم زده، اين در حاليست كه بيشتر مردمان روستا در اثر اين حادثه شهيد شده‌اند.

وقتي به درون روستاهاي بمباران شده شيميايي مي‌روي متاسفانه هستند بسياري از مردم روستا كه حتي نامشان جز جانبازان شيميايي و جنگي ثبت نشده است.

وقتي يك جنايت بايكوت خبري مي‌شود...

كارشناسان علوم ارتباطات مهمترين اهداف رسانه‌هاي جمعي را جلب و هدايت افكار عمومي مي‌دانند. هدايت افكار عمومي مي‌تواند در جهت حفظ قدرت، بهره‌برداري‌هاي سياسي و اقتصادي و منافع ملي و آگاه‌سازي، سرگرمي و تبليغات و... جريان يابد. در ميان اهداف رسانه‌هاي جمعي «خبر و اطلاع رساني» از وظايف بارز رسانه‌هاي جمعي محسوب مي‌شود.

در اين ميان واقعا سوالي كه همواره بدون پاسخ مانده، اين است كه چرا رسانه‌هاي معتبر دنيا نسبت به اين جنايت مخوف صدام، سكوت كردند؟! براستي چرا حادثه بمباران شيميايي سردشت كه نخستين شهر در دنيا بود كه شيميايي شد، بايد تا اين اندازه از طرف تمامي رسانه‌هاي جمعي با بايكوت خبري و سكوت قبرستاني همراه باشد؟ چرا مجامع بين المللي در مقابل اين فاجعه سکوت کردند؟ چرا اكنون تنها اسمي ازشهيدان و مصدومان اين حادثه باقي مانده است؟

تاول‌هاي تاريخ

گرد پيري بر صورتش نشسته است آنچنان که غبار خردل بر جگرش. "ي.م" جانباز 55 درصد است. او در جريان حمله شيميايي عراق به منطقه مسکوني سردشت از ناحيه ريه، چشم و پوست دچار صدمه شده است. شال سياه از کمر باز کرده و تاول‌ها را هويدا مي‌کند. اسپري اکسيژن همراه هميشگي او است. مي‌گويد: «هيچ کاري نمي‌توانم بکنم. بالا رفتن از پله برايم دشوار است و پس از بالا رفتن از يکي دو پله بايد استراحت کنم. مسائل متعددي وجود دارد که ما را مجبور به انزوا مي کند. فرار از گرد و غبار خيابان و جمع دوستاني که سيگار مي‌کشند و ما نمي‌توانيم دود آن را تحمل کنيم. همه چيز دست به دست هم داده است تا خانه‌نشين شويم. مسافرت با اتوبوس هم براي ما غيرقابل تحمل است.

مي گويد: «زمستان‌ها حال و روز جانبازان شيميايي وخيم‌تر از هميشه است. سرما ريه‌هاي ما را آزار مي‌دهد و سرفه‌هاي شديد و پي در پي امان از ما مي‌گيرد حتي ما را از زندگي با زن و بچه خود محروم مي‌کند. براي آنکه آنها عذاب نکشند با دستگاه اکسيژن به اتاقي مي‌روم و از آنها فاصله مي گيرم. خارش پوست عرصه را بر ما تنگ مي‌کند. اينقدر پوست را مي خارانم تا خون جاري شود.

چگونه به دنياي مصدومان شيميايي وارد ‌شدم؟

سرگذشت دردناك "م. الف" جانباز شيميايي 25 درصد و تنها بازمانده يک خانواده 11 نفره براي تمام کساني که حتي يک بار به سردشت سفر کرده‌اند، آشناست. اين سرنوشت او با از دست دادن پدر، مادر، خواهران و برادران و مادربزرگ در يک شبانه‌روز شروع مي‌شود و با بي‌پناهي و تنهايي شبانه در شهري که چيزي جز آواز مرگ و دلتنگي از آن به گوش نمي‌رسد، ادامه مي‌يابد. او ساعت 10 شب پس از فراغت از دفن افراد شهيد خانواده در خانه ويران خود از فرط ناتواني و خستگي جسمي و روحي به خواب مي‌رود اما پس از ساعتي با احساس خارش در پهلوها و سوزش چشم و... از خواب بيدار شده و به دنياي مصدومان شيميايي وارد مي‌شود. اما اين پايان تراژدي نيست. او مي‌گويد: «هم اينک سه فرزندش دچار ناراحتي‌هاي عصبي هستند.»

زير لب زمزمه مي‌کند: «درد پنهان است در سينه‌ها و کسي نمي‌تواند آن را ببيند. درد پنهان است.»

آنچه که از همه اين گفته‌ها برمي‌آيد مشکلات اين بيماران در مسائل درماني و معيشتي است.

كلينيك سردشت جوابگو نيست

به دنبال پيگيري اين مسئله به سراغ رييس انجمن حمايت از مصدومان شيميايي سردشت رفتيم.

صالح عزيزپوري‌اقدم با اشاره به مشکلات عديده درماني بيماران شيميايي سردشت گفت: در حال حاضر در شهرستان سردشت يک کلينيک به ظاهر تخصصي جوابگوي مراجعات بيماران شيميايي سردشتي است و اين درحاليست اين مرکز حتي يک متخصص چشم ندارد و تنها نام کلينيک تخصصي بيماران شيميايي را با خود يدک مي‌کشد.

وي همچنين مي‌گويد: تعداد زيادي از مصدومان شيميايي استان هنوز شناخته نشده‌اند و از هيپچگونه حمايتي برخوردار نيستند. مشکل درماني به اصلي‌ترين مشکل بيماران شيميايي سردشت تبديل شده است. ما در سردشت مصدوم شيميايي داشتيم که به دليل نداشتن اسپري و ناتواني در تهيه آن به دليل نامناسب بودن شرايط جوي جان خود را ازدست داد.

كاهش درصد جانباري؟!

او اظهار داشت: وضعيت جسمي مصدومان شيميايي هر روز بدتر و بدتر مي‌شود و قدرت دفاعي بدنشان کم‌تر. در اين شرايط اين بيماران حق دارند هر سه سال يکبار براي تجديد درصد جانبازي خود از طريق بنياد شهيد و جانبازان اقدام كنند.

وي مدعي شد: در مراجعه اين افراد، اين بنياد بيماران را تهديد به کاهش درجه جانبازي آنها مي‌کند.

عزيزپوري‌اقدم در تصديق سخنان خود به ماجراي شهادت يکي از جانبازان شيميايي سردشت در بيمارستان ساسان تهران اشاره کرد و مدعي شد: اين جانباز50 درصد در پي درخواست تجديد در درجه جانبازي به 30 درصد کاهش يافت و پس از چند روز از اين ماجرا در بيمارستان مذکور به شهادت رسيد.

پرتويي، نماينده مردم سردشت و پيرانشهر نيز در گفت‌وگويي گفت: در اين بمباران بيش از 70 نفر در همان روز اول به شهادت رسيدند و طي دو سه روز بعد از بمباران از طريق سازمان ملل بيش از پنج هزار نفر مصدومان شيميايي در اين شهرستان شناسايي شدند اما طي 17 سال بعد از بمباران تنها 450 نفر به عنوان مصدو شيميايي شناسايي و تحت پوشش قرار گرفتند.

نزديك به 15 هزار نفر مدعي مصدوميت شيميايي

وي ادامه داد: در چند سال اخير تعداد کل مصدومان شيميايي به ثبت رسيده سردشت به يک هزار و 400 نفر رسيده است. در حال حاضر نزديک به 15 هزار نفر مدعي مصدوميت شيميايي در سردشت وجود دارد که خواهان ثبت مشخصات خود به عنوان مصدوم شيميايي هستند اما با وجود اين، اقدامي براي شناسايي اين افراد و تحت پوشش قرار گرفتن آنها صورت نگرفته است.

پرتويي با اشاره به نوع مواد شيميايي استفاده شده در بمباران سردشت گفت:طبق نظر کارشناسان، گازهاي استفاده شده از طرف رژيم بعث عراق گاز خردل و مواد فلج کننده اعصاب بودند که طبق يافته‌ها تا 50 سال ماندگار است.

مسولان وقت كوتاهي كرده‌اند

وي با اشاره به اينکه اين فاجعه پس از گذشت 22 سال هنوز هم قرباني مي‌گيرد و بر تعداد مصدومين آن افزوده مي‌شود، تصريح کرد: در شناسايي مصدومين اين بمباران از سوي مسئولان وقت کوتاهي‌هايي صورت گرفته است.

تعداد جانبازان شيميايي سردشت نيز يك هزار و 324 نفر ذكر شده كه از اين تعداد 847 نفر مرد و 477 نفر زن هستند."اين تنها يکي از آمار منتشر شده است که تاکنون از طريق مراجع مربوطه آمار دقيقي از شهدا و مصدومين اين فاجعه اعلام نشده است.

پرتويي در اين زمينه به خبرنگار مي‌گويد: رژيم بعث عراق در چند روز نخست بعد از بمباران سردشت تعداد شهدا و کشته‌ها را يک هزار و 500 نفر اعلام کرد.

كميسيون‌ها برگزار نمي‌شود

وي گفت: تا چند سال گذشته هرسال دو کميسيون براي بررسي مسايل برگرفته از اين بمباران برگزار مي‌شد که به نظر مي‌رسد به دليل سنگين بودن هزينه و داشتن بار مالي براي بنياد شهيد و جانبازان برگزاري اين کميسيون‌ها هم متوقف شده است.

نماينده مردم سردشت در خانه ملت ادامه داد:تا کنون هيچ کانوني براي شناسايي مصدومين شيميايي بمباران سردشت به تصويب نرسيده است.

كلينيك سردشت مشكل متخصص دارد

وي در خصوص وضعيت کلينيک درماني ويژه مصدومين شيميايي سردشت در اين شهرستان گفت:در اين کلينيک با مشکل تامين نيروي انساني مواجهيم. براي تکميل کادر پزشکي اين مرکز درماني هم خواستاراعزام گروهي متشکل از متخصصان چشم، پوست و ريه از طرف بنياد شهيد و امور جانبازان بوده‌ايم که هنوز کاري در اين زمينه صورت نگرفته است.

ارائه «طرح شناسايي مجروحين شيميايي» به مجلس

پرتويي از تقديم لايحه‌اي به مجلس با امضاي 35 نفر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با عنوان «طرح شناسايي مجروحين شيميايي مناطق بمباران شده کشور» در روزهاي اخير خبرداد و گفت: با تصويب اين لايحه، خلع بي‌قانوني در اين زمينه برطرف خواهد شد و شناسايي اين افراد روند به خود مي‌گيرد.

پرتويي توضيح داد: در بخشي از اين لايحه پيشنهاد شده در شهرهايي که بالاي 500نفر مصدوم شيميايي دارند اکيبي با متخصصان و پزشکان مجرب اعزام و به درمان اين افراد اقدام كنند.

وي در بخش ديگري از اين گفت‌وگو اظهار كرد: طبق بعضي تحقيقات به عمل آمده تأثيرات زيست محيطي نيز همچنان توليدات کشاورزي اهالي سردشت و بويژه روستاهاي بمباران شده اطراف آن را تهديد مي‌کند.

پرتويي در خاتمه نقش رسانه‌ها را در نماياندن ابعاد مختلف اين فاجعه بشري در داخل و خارج کشور بسيار موثر اريابي کرد و گفت: بايد سردشت را هم همچون حلبچه به عنوان اولين شهر مسکوني بمباران شده در جهان بيشترو بهتر مطرح کنيم چرا که با وجود پنج هزار نفر كشته در حلبچه، در سردشت هم بيش از پنج هزار نفر هر روز با مرگ دست و پنجه نرم مي‌کنند.

نكته حائز توجه اينكه براساس شواهد و مستندات موجود شهرستان سردشت از كمبود پزشك متخصص براي رسيدگي به حادثه ديدگان و مصدومان شيميايي در رنج و كمبود است. به نحوي كه اگر بيماران نياز به اقدامات تخصصي باشند، به دليل نبود امكانات پزشكي، بيمارستان مجهز بيماران مجبورند به شهرهاي از جمله اروميه تهران، شيراز، اصفهان و... مراجعه كنند.

منبع: خبرگزاري ايسنا

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  2:25 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:لایه های پنهان جنگ

آمريكا و جنگ تحميلى 


1 ـ تحريك عراق
يكى از توطئه‏هاى امريكا كمك به عراق در اغلب قضاياى جنگ بود كه حتى با حضور افسران امريكايى در مرحله‏يى از مسايل در كشور عراق انجام مى‏شد.اينها به تدريج دارد آشكار مى‏شود، در اسنادى كه منتشر مى‏شود، در خاطراتى كه مى‏نويسند.اينها يواش يواش رو مى‏شود . (1)
اين جنگ تحميلى را كه هشت سال رژيم عراق و صدام حسين خبيث با ملت ما جنگيد در حقيقت انگشت دشمنان به راه انداخت براى اينكه همه را مشغول خودشان بكنند. (2)
2 ـ حمايت نظامى و اطلاعاتى

قضيه‏ى ضربات امريكايى و خنجر زدنها و خيانتها و كودتا درست كردنها و قضيه‏ى كودتاى پايگاه نوژه و قضاياى ديگر، پشت سر هم عليه جمهورى اسلامى انجام گرفت و ادامه يافت، تا جنگ تحميلى شروع شد.در جنگ، به دشمن ملت ايران سلاح دادند.يكى از چيزهايى كه در عرف همه‏ى ملتها و دولتهاى دنيا ورود در جنگ محسوب مى‏شود، همين است‏كه دو كشور كه در حال جنگند، يكى بيايد به آن طرفى كه با اين كشور دارد مى‏جنگد، سلاح بدهد، يا امكانات نظامى بدهد، يا مشورت نظامى بدهد، اين ورود در جنگ است.اينها را نبايد بكلى نديده گرفت.ملت ايران در مقابل اين حركتها و اين ظلمهاست كه اين طور در مقابل امريكا ايستاده است. (3)

يكى از مسؤولان بلند پايه‏ى امنيتى امريكا اعتراف كرده است كه اين كشور، در دوران جنگ تحميلى، با دستگاههاى جاسوسى و استراق سمع خود، اطلاعات مربوط به تحركات نيروهاى ايران را به دست آورده و آنها را در اختيار عراق قرار مى‏داد، ولى در مسأله‏ى فاو، دستگاههاى امريكا دچار اشتباه شدند و نتوانستند عراقيها را از قصد ايران آگاه كنند، و براى جبران اشتباه خود به عراق كمك كردند كه هر چه بخواهد، بر روى نيروهاى ايرانى سلاح شيميايى بريزد. (4)

از صدور قطعنامه تا قبول رسمى آن از سوى جمهورى اسلامى، دنيا شاهد سنگينترين ضربات نيروهاى اسلام بر دشمن و فتوحات بزرگ رزمندگان ما بر دشمن در جبهه‏هاى جنگ از سويى و فشارهاى همه جانبه از سوى حاميان رژيم عراق عليه ايران اسلامى از سوى ديگر بود.حصر اقتصادى، حمله به تأسيسات ما در خليج فارس و تمركز بى سابقه‏ى نيروهاى نظامى امريكا و ناتو در اطراف مرزهاى آبى و هوايى و حتى تجاوز به آنها، بخشى از اين فشارها بود، به طورى كه تقريبا هيچ فشار ممكن باقى نماند، مگر آن كه بر ملت ايران وارد شد و رژيم امريكا تقريبا به طور مستقيم وارد صحنه شد.تهديدها، بمبارانهاى وسيع شيميايى وجنايت حمله به شهرها و هواپيماى مسافربرى و كشتى غير نظامى و اثبات اين كه استكبار در حمايت از عراق آمادگى براى دست يازيدن به هر جنايتى دارد، بخشى از حوادث اين دوران است و جا دارد در موقع مقتضى، اين حقايق هشدار دهنده براى ملت ايران شكافته و بر ملا گردد. (5)
3 ـ اهداف آمريكا از تحميل جنگ
1/3 ـ شكست نظام اسلامى

امريكا و صهيونيستها و عوامل و هم‏پيمانها و تجار وابسته و پشتيبانان مالى آنها هر چه توانستند، به كار بردند.براى اين كه شايد بتوانند جمهورى اسلامى را در اين نبرد هشت ساله شكست بدهند، ضربه‏اى وارد كنند يا به نظام لطمه بزنند يا نظام را سرافكنده كنند يا قطعه‏اى از كشور را ببرند.ملت ايران محكم ايستاد و بسيج نيروها، جوهر و حقيقت خود را در آن ماجراى عظيم نشان داد. (6)
2/3 ـ پيشگيرى از توسعه سياسى اقتصادى

..امريكا و غرب خواستند بگويند ايران نمى‏تواند خودش را اداره كند.اين جنگ را هم كه بر ما تحميل كردند، يكى از هدفهاى عمده‏اش همين بود كه نگذارند كشور ما ساخته بشود، نگذارند اين نيروهاى كار، مانند چشمه‏يى بجوشند، نگذارند پول بيت المال كه در اختيار دولت‏است، خرج رفع محروميت بشود، خواستند ما را دايم به جنگ و به حمله‏ى خارجى سرگرم نگهدارند. (7)

اگر اين جنگ نبود پول ملت و دولت كجا خرج مى‏شد؟ مسلم خرج آبادانى مى‏شد هر چه كه در اين ده سال خرج آبادانى نشده است گناهش به گردن امريكا و استكبار و قدرتهاى شرق و غرب و صدام و امثال آنهاست آنها نگذاشتند جمهورى اسلامى آن كارى را كه آرزو دارد و مى‏خواهد انجام بدهد. (8)
3/3 ـ تحميل رابطه و مذاكره

اگر ايران در مقابل امريكا تسليم مى‏شد، جنگ زود تمام مى‏شد، البته مصيبت سلطه‏ى امريكا صد برابر از مصيبت جنگ سخت‏تر است. (9)
4 ـ بى اعتنايى به اجراى مفاد قطعنامه 598

دنياى استكبار و همين امريكا ـ دولتهايى كه دم از صلح مى‏زنند ـ اين جاست كه دشمنى و خباثت خود را نسبت به انقلاب و اسلام و ملت ايران نشان مى‏دهند.همه‏ى ملت ايران يادشان است كه همان كسانى كه داد قطعنامه‏ى 598 را داشتند و در هر مذاكره و نشست و برخاستى، از قطعنامه دم مى‏زدند ـ مثل رؤساى جمهور و سلاطين و بعضى از مرتجعان منطقه ـ فريادشان ديگر تمام شد! گويى كه همه‏ى مشكل اين بود كه رژيم‏عراق به وسيله‏ى رزمندگان اسلام تهديد نشود.حالا كه آتش بس شد و آن تهديد تمام گرديد، ديگر هيچ چيز برايشان مطرح نيست! در همه‏ى قضايا، امريكا همين طور است. (10)

پى‏نوشت‏ها:

1 ـ جمهورى اسلامى، 15/8/1376، سخنرانى در ديدار با دانشجويان و دانش آموزان.

2 ـ حديث ولايت، ج 7، ص 298، 31/5/1370، سخنرانى در جمع مردم روستاى پاپى استان لرستان .

3 ـ جمهورى اسلامى، 27/10/1376، خطبه‏هاى نماز جمعه‏ى تهران.

4 ـ همان، 29/11/1376، سخنرانى در ديدار با خانواده‏هاى معظم شهداى هرمزگان.

5 ـ حديث ولايت، ج 2، ص 151، 30/6/1368، پيام به مناسبت نهمين سالگرد جنگ تحميلى.

6 ـ جمهورى اسلامى، 1/9/1375، سخنرانى در ديدار با بسيجيان.

7 ـ حديث ولايت، ج 7، ص 280، 30/5/1370، سخنرانى در اجتماع بزرگ مردم خرم آباد.

8 ـ همان، ص 299، 31/5/1370، سخنرانى در جمع مردم روستاى پاپى استان لرستان.

9 ـ جمهورى اسلامى، 6/7/1370، خطبه‏هاى نماز جمعه‏ى تهران.

10 ـ حديث ولايت، ج 2، ص 57 و 58، 23/5/1368، سخنرانى در ديدار با خانواده‏هاى معظم اسرا و مفقودين.

منابع: كتاب آمريكا از ديدگاه رهبرى ص 125، مركز تحقيقات اسلامى سپاه؛

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  2:26 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:لایه های پنهان جنگ

نقش آمريكا در جنگ تحميلي   


امريكا از سال1332 تا پيروزي انقلاب اسلامي، نفوذ و سلطه بسياري بر اركان سياسي، نظامي و اقتصادي ايران داشت. با سقوط رژيم پهلوي و استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران، منافع غاصبانه امريكا در ايران و منطقه و حتي ديگر نقاط جهان مورد تهديد قرار گرفت...
با سقوط رژيم پهلوي و استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران، منافع غاصبانه امريكا در ايران و منطقه و حتي ديگر نقاط جهان مورد تهديد قرار گرفت و چالش‌هاي سياسي فراروي امريكا ايجاد شد كه به طور مستقيم يا غير مستقيم از پي نهادهاي انقلاب اسلامي برآمد و طرح‌هاي گونا گوني عليه آن به اجرا در آورد. اين طرح‌ها در دو سطح ملي و بين‌المللي به اجرا گذاشته شد. درسطح ملي ايجاد آشوب، اغتشاش و بحران‌هاي داخلي تحت پوشش قوميت‌گرايي و با حمايت مستقيم از گروه‌هاي سلطنت‌طلب يا پشتيباني غيرمستقيم از گروه‌هاي چپ‌نما در صحنه فرهنگي و اجتماعي و مانند آن را مي‌توان برشمرد. در سطح بين‌المللي از جمله تلاش‌هاي امريكا، ايجاد جنگ رواني و تبليفاتي براي انزواي سياسي ايران مسدود كردن اموال و دارايي‌ها و محاصره اقتصادي ايران بود. اقدامات فوق نتوانست در جهت‌گيري و شكل‌گيري نظام جديد ايران تأثير بگذارد و امريكا را به يك بن‌بست و بحران سياسي كشاند. دولت امريكا براي خروج از اين بحران به اقدامات نظامي متوسل شد و با نيروي دلتا به خاك جمهوري اسلامي ايران حمله كرد، اما اين عمليات در صحراي طبس شكست خورد. امريكا پس از آن نيز كودتايي را طرح‌ريزي كرد كه در آستانه اجرا (در تيرماه 1359)كشف و خنثي شد .
ناكامي در اقدامات انجام شده، امريكا را به پذيرش طرح عراق براي حمله به ايران واداشت و بدين ترتيب رژيم عراق كه از مدت‌ها پيش منتظر اين فرصت بود هجوم سراسري به ايران را آغاز كرد. شروع جنگ، اميدي اساسي براي همه دولت‌ها و كساني بود كه منافع خود را از گسترش انقلاب اسلامي در خطر مي‌ديدند.
استراتژيست‌هاي سياست خارجي امريكا پيش‌بيني كرد جنگ حداكثر ظرف 10 روز با پيروزي عراق پايان خواهد يافت  اما دست نيافتن عراق به نتايج قطي و روشن در هفته نخست جنگ، نشان داد كه هدف‌هاي اين هجوم قابل تحقق نيست. دولت امريكا پيش‌بيني كرده بود با گذشت زماني اندك، ايران بر اثر فشارهاي ناشي از جنگ دست نياز به سوي اين كشور خواهد برد. اما آشكار شدن توانمندي نظام تازه تأسيس جمهوري اسلامي ايران در مهار بحران و دفاع و ايستادگي در برابر آن، بيش از همه در خنثي كردن هدف‌هاي امريكا مؤثر بود. رويكرد ايران به استراتژي تهاجمي و قرارگرفتن عراق در موضع انفعالي، امريكا را به همكاري نزديك‌تر با عراق ترغيب كرد. از آن پس آواكس‌ها و ماهواره‌هاي جاسوسي امريكا، اطلاعات همه تحركات و اقدامات اصلي ايران در طول جبهه‌ها را در اختيار عراق مي‌گذاشتند. امريكا همچنين با متشنج كردن جو بين‌الملل عليه ايران، جمهوري اسلامي را در دستيابي به مايحتاج نظامي خود در تنگناي شديد قرار داد و از طرف هاي تجاري ايران (همچون ژاپن) نيز خواست ايران را در فشار اقتصادي بيشتري قرار دهند. از سوي ديگر، امريكا متحدانش را ترغيب مي‌كرد سررسيد وام‌هاي عراق را  به تعويق انداخته و مقادير عمده‌اي تسليحات نظامي به اين كشور تحويل دهند. امريكا همچنين با ايجاد اضطراب در سران عرب منطقه از خطر گسترش انقلاب اسلامي، آنها را وادار به افزايش كمك به عراق مي‌كرد. امريكا با حذف نام عراق از فهرست كشورهاي حامي ترروريسم، اين كشور را يار ي داد تا با خارج شدن از انزواي بين‌المللي، قادر به تأمين نيازهاي خود از كشورهاي غربي باشند.
امريكايي‌هايي براي ايجاد سهولت در كنترل اوضاع جنگ حمايت از عراق، با اين كشور مجدداً روابط ديپلماتيك برقرار كردند. و در همان آغاز رسمي تجديد رابطه، با ايجاد يك ايستگاه اطلاعاتي در بغداد، جديدترين اطلاعات نظامي ايران را دراختيار رژيم عراق قرار مي‌دادند.
همكاري با عراق در توليد سلاح‌هاي شيميايي و واگذاري تكنولوژي ساخت سلاح‌هاي مدرن و كشتار جمعي، و سكوت در برابر به كارگيري تسليحات شيميايي و حمله به مناطق مسكوني و تأسيسات اقتصادي و صنعتي و حتي ترغيب به آن، از ديگر اقدامات امريكا و غرب در پشتيباني از عراق بود.
با گسترش جنگ نفت‌كش‌ها درخليج فارس بر آن شدند تا از پيروزي قطعي ايران جلوگيري كنند. اقدام امريكا براي كنترل فعاليت‌هاي دريايي ايران به جنگ محدود دريايي بين دو طرف انجاميد. در اين جنگ محدود (تابستان 1366) فلات قاره ايران مورد تجاوز محدود ناوهاي دريايي امريكا قرار گرفت و در مقابل به واحدهاي دريايي امريكا ضربات بزرگي وارد شد، نفت‌كش امريكايي بريجتون با مين برخورد كرد، ناو استارك امريكا هدف قرار گرفت و يك هلي‌كوپتر امريكايي سقوط كرد. در پي آن امريكايي‌ها در پاييز 1366 آتش‌بس اعلام نشده‌اي را قبول كردند كه تا فروردين 1367 ادامه داشت. امريكايي‌ها از 29/فرودين/1367 همزمان با عمليات عراق در فاو اقدام به يك عمليات دريايي محدود كردند تا ارتباط نظامي خود را با عراق آشكار سازند و به عراق نشان دهند بدون حمايت آنان توانايي مقابله با ايران را ندارد. امريكايي‌ها سر انجام سه ماه بعد در تير ماه 1367 با شليك به هواپيماي ايرباس و هدف قرار دادن دو ناو دريايي ايران و تحديد ايران به بكارگيري سلاح هسته‌اي، اعلام كردند كه ديگر تحمل ايستادگي جمهوري اسلامي ايران به تنهايي در مقابل همه جهان خواران را ندارند.
 

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  2:26 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:لایه های پنهان جنگ

چگونگي دستيابي عراق به سلاحهاي شيميايي


با استقرار رژيم بعثي كودتا در عراق به رهبري حسن البكر و نظريه پردازي ميشل عفلق در سال۱۹۶۸م و الگو قراردادن سازمانهاي ارتشهاي بلوك شرق در سازمان ارتش عراق و به تبع آن پيروي از الزامات نظام بلوك شرق در دستيابي به جنگ افزارهاي شيميايي نيز در دستور كار ارتش عراق قرار گرفته و تلاشهاي بي وقفه اي در نيل به اين مهم صورت گرفت.
در مطالعه و بررسي سابقه پرونده شيميايي عراق اولين خبر رسمي مربوط است به خبر مورخ ۲۸آوريل۱۹۷۴ مطابق (۱۳۵۳‎/۲‎/۸ش) روزنامه انگليسي «ساندي تايمز» در خصوص نگراني كردهاي شمال عراق از قصد نظاميان آن كشور به استفاده از سلاحهاي شيميايي كه به نقل از منابع اطلاعاتي ونظاميان كرد ارتش عراق منتشر گرديد در اين خبر تصريح شده بود كه عراق به دو عامل خطرناك خردل وطاعون مسلح مي باشد و در پادگانهاي «التاجي» در غرب بغداد و كركوك و موصل مواد و عوامل شيميايي مزبور را ذخيره و آموزشهاي لازم رانيز به نظاميان خود تعليم داده است ومردم كرد عراق نيز مشغول آموزشهاي دفاعي و تهيه ماسكهاي ضدگاز مي باشند.
خبر فوق را مي توان مبناي دستيابي رژيم عراق به سلاحهاي شيميايي به شمار آرود.
عراق از اواخر دهه هشتاد ميلادي با كمك مستقيم كارشناسان و دانشمندان شوروي سابق و يوگسلاوي، آمريكا، آرژانتين، برزيل، اسپانيا، هلند، ايتاليا، مصر، آلمان، فرانسه و چندكشور ديگر مبادرت به خريد مواد و تجهيزات توليد در كنار خريد مستقيم عوامل مخرب شيميايي نمود و به تدريج كارخانجات توليد اين عوامل را در «عكاشه»، «القائم»، «سلمان پاك» ، «اتاجي»، «القلوجه» با عناوين پوششي فريبنده داير و سرانجام مخوفترين كارخانجات اسرارآميز سامره را ايجاد مي كند و با توليد گازهاي تاولزا آغاز و با دستيابي به دانش پيچيده تر، گازهاي بس خطرناك سري اعصاب و عوامل مؤثر برخون (سيانور) را در مقياسي انبوه با نظارت كارشناسان غربي و مساعدت شركتهاي مختلف مستقيماً توليد و ذخيره و دركوران جنگ تحميلي بر عليه ايران در سطحي گسترده به كار مي گيرد تمام مراحل معامله، خريد، انتقال مواد اوليه وتوليد عوامل شيميايي تحت پوشش وعناوين فريبنده نظير سموم دفع آفات كشاورزي، سموم حشره كشها، كودشيميايي و با آگاهي كامل كشورها و شركتهاي غربي از مقاصد اصلي عراق صورت گرفته است.
در اين راستا در دوم نوامبر۱۹۷۴ (۱۳۵۳)، «عزت الدوري» عضو شوراي فرماندهي عراق و وزير كشاورزي نخستين قرارداد احداث آزمايشگاه باكتري شناسي در عراق را بامؤسسه «مريو» در پاريس امضا كرد.
در سال۱۹۷۵ عزت الدوري مأموريت خريد و داير نمودن كارخانه گاز سمي از آمريكا را برعهده گرفت زيرا عدنان خيرالله وزير دفاع عراق عقيده داشت «سلاح شيميايي قدرت نيروهاي نظامي را چندبرابر مي كند» لذا دستور خريد وتوليد گازهاي خردل، تابن و سارين را صادر كرد.
در سال۱۹۷۶ عدنان حمداني وزير برنامه و بودجه عراق در برنامه پنجم سال۸۰ـ۱۹۷۶ توليد تسليحات و سلاحهاي شيميايي را تحت عنوان توسعه امور كشاورزي در دستور كار قرار داد. لذا با استخدام پنج هزار تكنسين خارجي جهت راه اندازي آزمايشگاه عوامل شيميايي و ميكربي مبادرت به احداث كارخانجات محرمانه واسرارآميز «سامره» نمود (تحت عنوان كارخانه حشره كش) با قابليت توليد سالانه يك هزارتن تركيبهاي آلي فسفري كه عناصر اصلي تركيب و توليد گازهاي فلج كننده اعصاب نظير تابن وسارين بود. بدين ترتيب «الحمداني» در اواخر سال۱۹۷۵از «عزت الدوري» خواست تا نسبت به خريد تجهيزات و مواد اوليه كارخانجات توليد گازهاي سمي و كشنده اقدام نمايد (به دستورمستقيم صدام حسين) بدين منظور شركت فرانسوي «ناسه» Nace كه در آمريكا نمايندگي داشت به شركت آمريكايي «فادلر»Fadler در نيويورك مراجعه و آن شركت نيزبا اعزام دو مهندس شيمي به سامره موافقت كرد به نامهاي جوزف ام كالوتا «و موريس گروور» جهت مشاركت دررسواترين حادثه شيميايي جهان روز ۲۷ ژانويه ۱۹۷۶ ژاك شيراك دوست شخصي و معتمد صدام براي يك ديدار خصوصي سه روزه عازم بغداد شد. او دردهلي نو به هنگام عزيمت به بغداد به خبرنگاران گفت: «صرفاً براي اداي احترام به دوستش صدام حسين به بغداد مي رود». صدام از نخست وزير فرانسه همانند يك رئيس جمهور استقبال كرد و در كنارش نشست وفهرست تفصيلي نيازهاي تسليحاتي اش را به او عرضه داشت. او نيز به آقاي «امون بار» وزير تجارت خارجي كه نقش كليدي در تجارت تسليحاتي و شيميايي با عراق ايفا نمود دستور همه نوع همكاري را صادرنمود .خبرنگار «لوموند» كه همراه شيراك بود ارزش قراردادهاي تسليحاتي را ميلياردها دلار اعلام نمود واز همين نقطه وامضاي اين قرارداد پاي فرانسه به مشاركت در جنايات بيشمار عراق در طول جنگ تحميلي بر عليه ايران گشوده و بغداد هم پيمان تأمين كننده تسليحات عراق درآمد.
شيراك در بازگشت به فرانسه مقامهاي نيروي هوايي را از توافقات خود در مورد واگذاري جنگنده هاي ميراژ F7 كه هنوز در نيروي هوايي فرانسه به كار گرفته نشده بود آگاه ساخت وآنها از اين اقدام شيراك به حيرت افتادند.
از مشهورترين دلالان و كارشناسان عراق در خريد جنگ افزارهاي مدرن وتسليحات شيميايي از غرب آثار «رفري دلول» فلسطيني تبار آواره مقيم لندن، مشاور نظامي، جادوگر صنايع نظامي فرانسه آقاي «مارسل داسو» از صاحب منصبان نيروي هوايي فرانسه و يكي از مهره هاي عمده و با نفوذ فروش تسليحات با زير فشار قراردادن مقامات فرانسوي به عراق مي باشد. همچنين همكاري هاي دستورات مستقيم شخص ژاك شيراك و سپس فرانسوا ميتران و نيز رئيس سازمان جاسوسي فرانسه «الكساندر مارشت» در فروش جنگ افزارهاي پيشرفته و تسليحات شيميايي به عراق بسيار مؤثر بوده اند. بدين ترتيب بزرگترين شركتها وصنايع تسليحاتي فرانسه نظير «تامسون سي.اس.اف» ، «آلكاتل» ، «ماترا» ، «پترو براس» و... طرف رجوع و معامله اين دلال معروف بوده اند كه ميلياردها دلار تسليحات منجمله مواد و جنگ افزارهاي شيميايي را براي عراق معامله كرد وي علاوه بر فرانسه نقش مهمي را در هدايت عراق به سوي ديگر كشورهايي كه مايل به فروش تسليحات بودند ايفا نمود به نحوي كه معاملات كلاني را با كشورهاي يوگسلاوي، برزيل، آرژانتين ، كشورهاي جنوب اروپا و... براي عراق انجام داده و فن آوري نظامي و تجهيزات همطراز شوروي سابق و غرب را با قيمتي ارزان تر از آن كشورها خريداري كرد و علاوه بر ارزاني قيمتها، از قيد و شرطهاي سياسي نيز آزاد ومحدوديتهاي آنها را نداشتند.
از بزرگترين شركتهاي صادركننده جنگ افزار و تسليحات شيميايي به عراق مي توان از شركت «پتروبراس» به مديريت فروش بين المللي آقاي «كارلوس سانتانا» اشاره نمود.
در اواخر سال۱۹۷۶ هيأت عراقي به دو شركت انگليسي توليد صنايع شيمايي (ici) به نامهاي «بابكاك » و «ويلكاكس » مراجعه و درخواست دايرنمودن كارخانه توليد عوامل شيميايي ولي با پوشش حشره كشهاي: آميتون، دمنون، پارااكسان و پارايتون را نمود كه اطلاعات چگونگي توافقات و انجام تعهدات به دليل محرمانه بودن پرونده بايگاني شده است.
هيأت عراقي به دو شركت بزرگ توليد مواد شيميايي به نامهاي مونته ديسون و تكني پترول "TP8MD" جهت توليد گاز فلج كننده اعصاب مراجعه كردند كه نام آن شركتها ورد زبان روزنامه نگاران گرديد و كميته روابط سياسي خارجه آمريكا در زمره فروشندگان سلاحهاي شيميايي به عراق به ثبت رسيده است. همچنين آن دو شركت از سال۱۹۷۷ در توليد سلاحهاي شيميايي مستقيما ً نقش داشتند كه اسامي و نقش آنها در برنامه جام جهان نماي بنگاه دولتي بي بي سي در ۲۷ اكتبر ۱۹۸۶ (۱۳۶۴) با عنوان راز سامره و ديگر منابع آمده است.
نقش آمريكا در دهه هفتاد در تجهيز عراق به سلاحهاي مخرب شيميايي عيان تر مي شود. به نحوي كه از سال۱۹۷۷ (۱۳۵۶) تا نيمه سال ۱۹۸۳ (۱۹۶۱) عراق از طريق دلال بزرگ ديگر تسليحات نظير آقاي «الحداد» عرب تباري با شناسنامه آمريكايي كه به كمك دلال معروف آمريكا «دلول» فلسطيني تبار آمده بود توانست مواد اصلي توليد گاز سمي سارين يعني «دي متيل فسفونات» را به دست آورد. همچنين دلال ديگر آقاي دكتر العاني از شركت بازرگاني هلندي «ك.بي.اس » پانصد تن مواد تركيب گاز خردل و از شاخه بلژيكي شركت «نفت فيليپس» نيز از همين مواد خريداري و به بغداد ارسال كرد (با پوشش مؤسسه دولتي توليد آفت كش عراق يا سپ).
شركتهاي آلماني «هي برگ »، «كارل كولب»، «پروساگ» و... عمده ترين قسمتهاي فني و تجهيزاتي كارخانجات «سامره» را ساخته و بانظارت مهندسان و كارشناسان خبره آنان راه اندازي گرديد و بيست ودو نفر هم از مهندسان شوروي و تعدادي از متخصصان فرانسوي نيز با آنان همكاري داشتند. گاز خردل (ايپريت) نخستين محصول كارخانجات افسانه اي سامره در سال ۱۹۸۳ حاصل اين همكاريهاي شيطاني بود كه عراق در عمليات خيبر با حضور وزير خارجه آمريكا در بغداد بر عليه رزمندگان ايران آن را به كار گرفت و آمريكاييان به قصد نزديكي بيشتر عراق به آمريكا بر اين جنايات چشم پوشيدند. از اين پس جنايات عراق با تشويق آمريكا و سكوت مجامع بين المللي سال به سال فزون تر گشته از انواع عوامل كشنده به كار گرفت. براي مثال بعد از گاز ايپريت از گازهاي خفه كننده، اعصاب (ابتدا تا بون و سپس سارين) و عوامل مؤثر بر خون (هيدرونيدسيانيد) به كمك كارشناسان كشورهاي مختلف توليدو بر عليه نيروهاي ايران استفاده نمود.
در پايان مبحث چگونگي دستيابي و تجهيز عراق به مخوف ترين تسليحات انهدام جمعي به نام آشناي ديگري كه از دلالان بنام جهاني است برمي خوريم و آن كسي جز «كارلوس آركا دوين» شيليايي نمي باشد كه در جريان سوداگري مرگ با عراق همكاري نزديكي داشته است و نيز در سال۱۹۸۵ (۱۳۶۳) بيش از ۱۵۰ شركت آلماني در بغداد در اين سوداگري دفاتر بازرگاني داشته اند!
بدين ترتيب رهبران جنايت پيشه عراق با ايجاد سلسله كارخانجات اسرارآميز مجهز به عظيم ترين و پيشرفته ترين صنايع توليد عوامل مختلف شيميايي شده و با توليد و ذخيره فراوان، بي سي با آن عوامل را بر عليه ايران استفاده و ننگ و ذلت ابدي را براي خود در تاريخ به يادگار گذاشتند. حمايتهاي بي دريغ آمريكا و غرب از صدام نه تنها سبب شهادت و مجروحيت دهها هزار نفر از ايرانيان گشت بلكه باعث حمله بي رحمانه عراق به مردم مسلمان حلبچه و كشتا ر بيش از پنج هزار نفر از كودكان، زنان و سالخوردگان گرديد و اين جنايت هولناك در پي بي توجهي و بي تفاوتي سازمانهاي بين المللي و آمريكا جهان غرب در حمله ددمنشانه عراق به مردم بيگناه سردشت در تاريخ هفتم تيرماه ۱۳۶۶ مي باشد كه باعث شهادت و مصدوميت صدها نفر از هموطنان مرزنشين و غيرسردشتي گرديد.
در پايان براي نمونه از صدها اعتراف روزنامه نگاران، شخصيتها و محققين غربي در خصوص اين تعامل و همكاريهاي جهان غرب در همكاري با عراق به نوشته آقاي «پليپ هيرو» روزنامه نگار سرشناس هفته نامه آبزرور انگليسي در روز ۱۲ شهريور ۱۳۸۱ بسنده مي كنم.
آقاي هيرو در مقاله اي فاش كرد آمريكا در سال۱۹۸۸ مي دانست كه بغداد از سلاحهاي شيميايي عليه كردها استفاده مي كند ولي ۱۴سال سكوت مصلحتي نمود و سرانجام در هنگامي كه منافع غرب در كويت به خطر افتاد موضع گيري كرد.
وي همچنين به خاطرات سرهنگ «ريك فرانكونا» از آژانس امنيت دفاعي آمريكا استناد مي كند و مي نويسد: صدام از سال۱۹۸۳ تا ۱۹۸۸ حدود يكصدهزار واحد از انواع سلاحهاي شيميايي توليد كرد با آگاهي كامل رئيس جمهوري رونالد ريگان و آمريكا نه تنها مخالفت نكرد بلكه با ماهواره هاي جاسوسي و هواپيماهاي تجسسي آواكس مستقر در عربستان اطلاعات محرمانه نظامي ايران را در اختيار عراق قرار مي داد...
در اين مجال اندك فرصت كافي و مناسب براي شكافتن عميق موضوع و بازگويي وقايع دخالت آمريكا و همدستان آن در استفاده سلاحهاي كشتار جمعي و ممنوعه نيست و اين را در كتابي كه در دست انتشار دارد به صورت مشروح و مستدل در اختيار محققان قرار خواهد داد.
محمدباقر نيكخواه

منبع: روزنامه ايران

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  2:27 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:لایه های پنهان جنگ

جنگ شهرها


يكى از صحنه هاى دردناك و در عين حال نمونه بارز نقض حقوق بشرى از سوى رژيم بعثى عراق، حمله هاى مكرر آن به مناطق مسكونى ايران است كه «جنگ شهرها» ناميده شده است. پس از ناكامى نظامى، سياسى و روانى عراق در جبهه هاى جنگ، سردمداران اين رژيم با هدف كسب امتيازات و تحميل شرايط خود به «جنگ شهرها» مبادرت ورزيدند.
ممنوعيت حمله به مناطق مسكونى در حقوق بين الملل جنگ
حمايت از غيرنظاميان در حملات مسلحانه، تفكيك اهداف نظامى از غيرنظامى و تلاش براى محدود ساختن صدمات ناشى از جنگ، اساس و مبناى تدوين مقررات و قوانين مربوط به حقوق جنگ است. در نيمه دوم قرن نوزدهم، حمايت از افراد غيرنظامى در برابر خطرهاى ناشى از حمله هاى مسلحانه به عنوان يك قاعده عرفى مورد پذيرش قرار گرفته و مورد قبول همه كشورها قرار گرفت.گفت وگوهاى صلح لاهه در سال هاى ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ و همه اقدام هايى كه در ژنو در فاصله سال هاى ۱۸۶۴ تا ۱۹۷۷ صورت گرفتند، براساس اين اصل حقوق عرفى بوده اند.

آغاز جنگ شهرها
در حالى كه ايران براى تعيين سرنوشت جنگ اجراى عمليات نظامى را در زمين دنبال مى كرد، عراق براى مقابله با اين وضع حمله به جزيره خارك و مناطق غيرنظامى را برنامه ريزى كرده بود. در نتيجه، پس از فتح خرمشهر، عراق حمله به شهرها را از سر گرفت و به موازات آن حمله به خارك را آغاز كرد. حمله عراق به شهرها بويژه حمله موشكى به دزفول و حمله خمپاره اى به شهر اهواز و ديگر مناطق مسكونى در دوره اول جنگ به صورت متناوب انجام مى شد، ولى با آغاز عمليات رمضان حمله به مناطق مسكونى و افراد غيرنظامى به شكل جديد و گسترده اى از سر گرفته شد. به عبارتى ديگر حمله هوايى دشمن كه در پى طراحى عمليات سرنوشت ساز رمضان و همچنين شكست دشمن درعمليات كربلاى يك، ۲ و ۳ در تير و شهريورماه افزايش يافته بود، ادامه يافت و در ماه هاى شهريور، مهر و آبان ،۱۳۶۵ مناطق صنعتى، كارگرى، اقتصادى و نفتى و نيز شهرها و مناطق مسكونى و مناطق عملياتى زير شديدترين حمله هاى هوايى و بمباران قرار گرفتند. در حقيقت عراق از اين كار ۲ هدف را دنبال مى كرد؛ يكى هدف كوتاه مدت كه جلوگيرى از اجراى عمليات سرنوشت ساز بود، ديگرى هدف بلندمدت كه انهدام منابع ارزى و درآمد كشور و همچنين به ستوه آوردن مردم و برانگيختن مخالفت آنان با جنگ و در نتيجه تسليم جمهورى اسلامى و پذيرش آتش بس به نحوى كه مطلوب رژيم عراق باشد، بود. افزايش حمله هوايى عراق و دسترسى به نقاطى كه قبل از اين در توان عراق نبود، علاوه بر اين كه به دليل واگذارى تجهيزات و هواپيماهاى پيشرفته اى بود كه شوروى و فرانسه در اختيار عراق گذاشته بودند، مرهون همكارى كارشناسان آمريكايى بود.
بيش ترين حملات عراقى ها در اين مدت به باختران صورت گرفت. از جمله در حمله روز هفتم آبان ۱۳۶۵ كه باختران و اسلام آباد زير آتش بمب، راكت و مسلسل هواپيماهاى دشمن قرار گرفت، ۱۲۰ تن شهيد و ۵۸۰ تن مجروح شدند. همچنين در اين مدت تأسيسات نفتى خارك و نقاط مسكونى و صنعتى اصفهان، اراك، تهران، سردشت، خرم آباد، تبريز، لرستان، شيراز، آغاجارى، هفت تپه، گيلانغرب، آبادان، پتروشيمى بندر امام(ره)، راه آهن انديمشك و سدهاى دز و شهيد عباس پور زير حمله هاى شديد هوايى دشمن قرار گرفت.

تشديد جنگ شهرها از سوى عراق
حمله هوايى و موشكى عراق به شهرها و مناطق مسكونى ايران كه از نخستين روزهاى تجاوز آغاز شد و با شدت ادامه يافت، در خردادماه ۱۳۶۳ وارد مرحله جديدى شد. در اين تاريخ رژيم بعثى عراق با صدور اعلاميه اى به ساكنان شهرهاى جنوبى و مركزى ايران اخطار كرد كه اين شهرها را مورد حمله هوايى قرار مى دهد.
جمهورى اسلامى ايران در برابر اعمال ضدانسانى رژيم متجاوز عراق، همواره پايبندى خود را به موازين بين المللى اعلام داشته و برمبناى مواضع اصولى خود كه برگرفته از تعاليم اسلامى و آرمان هاى بشردوستانه و اصول اخلاقى است، قواعد حقوق بين الملل جنگ را به مورد اجرا گذاشت. اما با اقدام عراق در اخطار به ساكنان شهرهاى جنوبى و مركزى ايران و پس از شدت گرفتن حمله هاى عراق به اين مناطق مسكونى و در نتيجه افزايش تلفات غيرنظامى، ايران پس از رعايت نشدن قواعد بشردوستانه حقوق بين الملل از سوى رژيم عراق، به ناچار به گلوله باران مناطق مرزى مبادرت ورزيد. البته، ايران پيش از توسل به عمل متقابل؛ در تاريخ ۱۵ خردادماه ،۱۳۶۳ به افراد و ساكنان مناطق مرزى و مناطق مجاور تأسيسات نظامى ايران براى ترك نواحى مرزى به طور مكرر اخطار و هشدار داد. در حقيقت ايران در طول جنگ تحميلى در برابر حملات رژيم عراق به مناطق مسكونى از خود صبر زيادى نشان داد و از آغاز تجاوز عراق تا اواخر سال ۱۳۶۳ از توسل به عمل متقابل كه به موجب مقررات بين الملل حتى مشروع است، خوددارى كرد.

ايران و مقابله به مثل در جنگ شهرها
سياست مقابله به مثل ايران در جنگ شهرها، پس از تحمل فشار اوليه حمله به شهرها صورت گرفت؛ زيرا ايران به نقطه اى رسيد كه اين موضوع موجب ضعف در جبهه ها مى شد. از اين رو اين سياست ابتدا در شهرهاى مرزى عراق انجام شد و حمله هاى هواپيماهاى عراق به تهران در اسفند ،۱۳۶۳ به تغيير رويه ايران منجر شد.
گرچه حمله هاى عراق به شهرهاى ايران بويژه شهرهاى مرزى از ابتداى جنگ انجام مى شد، اما حمله به تهران اوضاع را پيچيده تر كرد و نظم زندگى حاكم بر تهران را برهم زد. به همين دليل در آن زمان هاشمى رفسنجانى با تلخى از جنگ شهرها ياد كرد.
برهمين اساس، نخستين موشك ايران در تاريخ ۲۳ اسفندماه ۱۳۶۳ و همزمان با عمليات بدر و در حالى كه عراق موج جديدى از حملات به شهرها و تهران را از سر گرفته بود، به بانك «رافدين» در بغداد اصابت كرد.
عراقى ها از اين حمله غافلگير شدند و يك مقام بلندپايه عراق در مكالمه تلفنى با يك خبرنگار آمريكايى حمله موشكى ايران به بغداد را تكذيب كرد و گفت: «خرابكاران ايرانى يك بمب در داخل ساختمان بانك كار گذاشته بودند كه به ساختمان آسيب رساند ولى كسى را مجروح نكرد».
حتى سخنگوى وزارت خارجه آمريكا در واشنگتن نيز گفت: ما چنين برداشت مى كنيم كه انفجار بغداد انفجارى داخلى بوده است و نه يك بمباران. مطبوعات كويت نيز نوشتند: پرتاب موشك به بغداد فقط يك ادعاست.
حمله موشكى ايران به شهرهاى بغداد، بصره و العماره هرچند محدود بود، اما موازنه جديدى را در جنگ شهرها برقرار كرد كه عراق آن را پيش بينى نمى كرد و به نظر مى رسيد ادامه اين وضع با طولانى شدن زمان و افزايش حجم حمله هاى ايران به شهرهاى عراق، آن كشور را از حمله به شهرها باز خواهد داشت در غير اين صورت، عراق بايد عامل جديدى را در جنگ شهرها وارد معادله كند.

عكس العمل سازمان هاى بين المللى و توافق ۱۲ ژوئن
پس از اين اقدام ايران (مقابله به مثل)، دبير كل وقت سازمان ملل متحد در پيامى از دولت هاى ايران و عراق درخواست كرد تا از حمله به مناطق مسكونى در خاك يكديگر خوددارى كنند.
ايران براى سياست خود مبنى بر خود دارى از گسترش جنگ در مناطق غير نظامى و براى رعايت حقوق انسان دوستانه، به تقاضاى دبير كل وقت پاسخ مثبت داد و رژيم عراق نيز بر اثر فشار افكار عمومى جهان در ظاهر موافقت خود را اعلام كرد و بدين ترتيب توافق «۱۲ ژوئن» ۱۹۸۴ م (۲۲ خداد ۱۳۶۳) شكل گرفت. به دنبال اين توافق بنابر تقاضاى دبير كل شوراى امنيت سازمان ملل قرار شد تا هيأت هاى ناظر آن سازمان براى نظارت بر اجراى مفاد اين توافق در تهران و بغداد مستقر شوند. اما پس از مدتى، رژيم عراق با استناد به دلايل غير معقول بارها توافق ۱۲ ژوئن را ناديده گرفت.
سازمان ملل متحد پس از اطلاع از اين اقدام، هيأت ناظر خود مستقر در تهران را به بازديد از مناطق مورد حمله فرستاد و او نيز در گزارش خود به شوراى امنيت اين موارد را مورد تأييد قرار داد.
اما رژيم عراق براى انحراف افكار عمومى و كاستن از فشارهاى بين المللى به دروغ مدعى حمله هاى مشابه ايران به مناطق مسكونى آن كشور شد.
عراق، سياست غير انسانى حمله به مناطق مسكونى را به منظور وادار ساختن ايران به قبول شرايط تحميلى آن كشور، همواره تكرار كرد.
رژيم بعثى، در دى ماه ۱۳۶۵ براى چندمين بار جنگ شهرها را آغاز و حمله به مناطق مسكونى و غير نظامى ايران را به وحشيانه ترين وجهى دنبال كرد كه در پى آن، مدارس، دانشگاه ها، بيمارستان ها و ... مورد حمله كور بمب و موشك قرار گرفتند و حتى اماكن مذهبى نيز مصون نماندند.
آخرين و حساس ترين جنگ شهرها، حمله موشكى عراق به تهران و شهرهاى مركزى ايران بود. در اين اقدام از تاريخ دهم اسفندماه سال ۱۳۶۶ موشكباران تهران آغاز شد و تا ۱۱ارديبهشت ۱۳۶۷ ادامه يافت.
در اين مدت عراق متجاوز از ۱۷۰ موشك ميانبرد استفاده كرد و تلفات جانى و آسيب هاى مالى زيادى را وارد كرد. در اين مرحله نيز، ايران بار ديگر براى توقف حمله هاى عراق به اقدام متقابل روى آورد و از موشك هاى ميانبرد برضد آن كشور استفاده كرد.
مقابله به مثل يا اصل تقابل در تاريخ جنگ همواره يكى از عوامل مؤثر بوده كه دشمن را از حمله به مناطق مسكونى و مردم غير نظامى بازداشته است. با وجود اين ايران همواره خواستار اقدام بين المللى براى توقف حمله به مناطق مسكونى بود و در همه مراحل جنگ شهرها، بارها در مجامع بين المللى و همچنين در مراسم نماز جمعه تهران، اعلام كرد كه از حمله به شهرهاى عراق به عنوان عمل متقابل اكراه داشته و از هرگونه تلاشى براى اجراى توافق ۱۲ ژوئن حمايت مى كند و در صورت خوددارى عراق از انجام آن، از اقدام متقابل خوددارى خواهد كرد.
البته عراق براى پايان دادن به جنگ شهرها، شروطى را مطرح كرد كه بسيار نامربوط و متزلزل بودند و راه از سرگيرى آن را براى خود باز مى گذاشت.
در شرايط پيشنهادى عراق براى پايان دادن به حمله ها، مسأله بمباران شهرها به همه جنگ مرتبط شده و هيچ گونه تمايزى بين اين گونه اعمال غير قانونى و انسانى با اقدام دفاع مشروع در جبهه هاى نبرد، مشاهده نمى شد.
 
حميرا حيدريان
روزنامه ايران - سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۵
 

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  2:27 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:لایه های پنهان جنگ

دولت ها، دايه عراق در جنگ ۸ ساله 


بيش از دو دهه از زمان جنگ تحميلى عراق عليه ايران مى گذرد و در اين سال ها بيشترين مباحث تحليلى و نظرى مطرح شده در حوزه مباحث روابط بين الملل پيرامون اهميت جنگ و پيامدها و ضرورت جلوگيرى از آن بوده است و آنچه حائز اهميت است، نقش پيچيده دولت ها در اين فرايند است.
 مداخله دولت ها و سازمان ها، به ويژه قدرت هاى بزرگ مدعى در وقوع تجاوز و نيز موضع گيريهاى آنها در هشت سال جنگ از فرازهاى مهم اين حادثه به شمار مى رود.حمايت راهبردى، تسليحاتى، مالى و اطلاعاتى اين دولت ها به عراق در طول جنگ با هدف جلوگيرى از پيروزى ايران از جمله مقوله هايى است كه شايد كمتر به آن پرداخته شده است.عراق از ابتداى جنگ مورد حمايت هاى مختلف بسيارى از كشورها قرار گرفت و در واقع مواضع سياسى كشورها و اجماع موجود در حمايت از عراق در عرضه كمك هاى همه جانبه از جمله مالى و تسليحاتى تأثير بسزايى در روند هشت ساله جنگ داشت كه نگاه اجمالى به آن پس از مرگ ديكتاتور شايد خالى از فايده نباشد

عراق در حلقه حمايت مالى دولت ها
قدرت دفاعى عراق در برابر تهاجم هاى ايران تا اندازه اى از توان اقتصادى اين كشور متأثر بود، عراق به دلايلى چون محدوديت حاصل از كاهش صدور نفت و افزايش هزينه هاى جنگ طولانى و ضرورت خريد تجهيزات نظامى به كمك هاى اقتصادى نيازمند شد.
نگرانى هاى موجود پس از فتح خرمشهر و شكست عراق به تدريج دامنه كمك هاى اقتصادى به عراق را افزايش داد. تركيب قدرت اقتصادى عراق در اين دوره حاصل درآمدهاى داخلى، كمك هاى كشورهاى خليج فارس و وام هاى بلندمدت و اعتبارات مالى كشورهاى جهان بود.
حجم كمك هاى مالى به عراق روشن نيست، ولى انتشار برخى آمار و ارقام نشان مى دهد اين كمك ها بسيار بوده است. در اين ميان كمك كشورهاى خليج فارس بيش از سايركشورها به چشم مى خورد و به طورى كه گفته شده، بيش از ۴۵ ميليارد دلار را كشورهاى خليج فارس داده  اند .
عراق بدون در اختيار داشتن چنين پول هنگفتى قدرت ادامه جنگ را نداشت. اگر كمك هاى مختلف به سوى عراق سرازير نمى شد، قطعاً رژيم صدام حسين در سال ۱۹۸۲ ميلادى يعنى سال شكست فراگير، سرنگون شده بود.
ابوغزاله، وزير دفاع پيشين مصر، معتقد است حجم كمك ها بيشتر بوده است. وى مى گويد: تنها عربستان و كويت ۶۰ ميليارد دلار به عراق كمك كردند.
شيخ صباح، سفير كويت در آمريكا پس از حمله عراق به كشورش و اشغال آن، درباره حجم كمك ها گفت: كويت ۱۴ ميليارد دلار كمك نقدى و بيش از ۱۶ ميليارد دلار از طريق كمك هاى خدماتى به ماشين جنگى عراق كمك كرد.
وى افزود: ما بيش از نيازمان نفت صادر مى كرديم تا به صدام در جنگ كمك كنيم. بنابراين توضيح، تنها كويت ۳۰ ميليارد دلار به عراق كمك كرده است. پس از اينكه عراق، كويت را اشغال كرد، بحث هاى جديدى درباره ميزان كمك هاى كشورهاى خليج فارس و ابعاد آن به ميان آمد كه مهم بود.
صدام هميشه معتقد بود كه بزرگ ترين خدمت ما به او، جلب كمك و همكارى هاى آمريكا در طول جنگ بود.
اعطاى اعتبارات مالى آمريكا به رژيم عراق، به صورت رسمى پس از فتح خرمشهر آغاز شد و در آذر ۱۳۶۱ براى نخستين بار به مبلغ ۳۰۰ ميليون دلار براى خريد برنج و گندم در اختيار رژيم عراق قرار گرفت و به تدريج افزايش يافت، به گونه اى كه در مجموع بيش از ۵ ميليارد دلار در اختيار عراق قرار گرفت.
كمك هاى نظامى و غير نظامى فرانسه به عراق در اول جنگ به گفته كلود سشول، وزير خارجه وقت فرانسه، بنا به درخواست برخى از اعضاى دائمى شوراى امنيت در تصميمى اعلام نشده در زمينه حمايت از عراق در برابر جمهورى اسلامى ايران بود.
روزنامه «اكسپرس» و روزنامه «لوموند» جمع آن كمكها را ۵۰ ميليارد فرانك ذكر مى كنند، ولى روزنامه «دوپارى» آن را ۸۰ ميليارد فرانك ارزيابى مى كند.
اين موضوع را يكى از دلايل حمايت فرانسه از عراق عنوان مى كنند. فرانسه با توجه به مشكلات عراق براى بازپرداخت بدهى خود، در چندين مرحله با تعويق بازپرداخت هاى عراق موافقت كرد و در عين حال، اعتبارات جديد براى خريد تسليحات در اختيار اين كشور قرار داد.
در مجموع، كمك هاى اقتصادى براى رژيم عراق در دو زمينه آثار و پيامدهاى مثبت داشت. در درجه نخست، براى خريد تجهيزات توانايى عراق افزايش يافت. علاوه بر اين، وضعيت منحصر به فردى براى نيروهاى مسلح و مردم عراق فراهم شد. دستيابى شهروندان به بهترين مواد غذايى، پوشاك و ديگر ملزومات با قيمتى ناچيز در جنگ، امرى عادى بود. چنين اقدام هايى از نظر روانى ادامه جنگ را با تمام مصيبت ها و رنجش هايش پذيرفتنى مى كرد. حجم كمك هاى مالى به عراق هنوز كاملاً روشن نشده است، ولى اين مبلغ در مجموع بيش از ۱۲۰ ميليارد دلار بوده است.

كمك هاى تسليحاتى به عراق
دولت آمريكا براى جلوگيرى از شكست عراق و كمك تسليحاتى به اين كشور دو گزينه پيش رو داشت، يا تحريم هاى اعمال شده بر ضد عراق را لغو كند كه كنگره به دليل پيشينه عراق در زمينه حقوق بشر و تروريسم با اين اقدام موافق نبود، يا اينكه تسليحات از طريق كشورى ثالث به عراق ارسال شود.
ايلگتون، مسئول منافع آمريكا در بغداد، ضمن اينكه دولت ريگان را به تغيير سياست در برابر عراق تشويق كرد در اكتبر سال ۱۹۸۳ ميلادى سناريويى را طراحى كرد كه تجهيزات آمريكايى نيز از طريق كشورهاى ثالث از جمله مصر به عراق ارسال شود. در اين زمان آمريكا متقاعد شده بود كه دشمنى اش با ايران عميق تر از دشمنى اش با عراق است و به عبارت ديگر، خطر ايران براى منافعش از خطرى كه عراق آن را تهديد مى كند، بزرگ تر است.
رئيس سيا ، ويليام كيسى، شخصاً برنامه اى را رهبرى مى كرد تا سلاح هاى نظامى و مهمات و وسايل نقليه كافى در اختيار عراق قرار بگيرد كه بتواند در جنگ با ايران بازنده نباشد. طبق دستور محرمانه MSDD ايالات متحده آمريكا از يك طرف بايد حركت جنگى رژيم عراق را با قراردادن ميليون ها دلار اعتبار در اختيار آن حمايت كند و از طرف ديگر، با تهيه كردن اطلاعات ضرورى نظامى و مطلع كردن عراقى ها از آن و بالاخره با هدايت كردن كشور هاى ثالث براى فروش اسلحه به عراق آن كشور را تقويت كند تا حدى كه اطمينان حاصل شود كه عراق سلاح هاى نظامى به قدر كفايت در اختيار دارد.
بنابراين، آمريكايى ها به صورت محدود برخى سلاح هاى ساخت آمريكا را به عراق ارسال كردند و مقدارى را هم از طريق كشورهاى ثالث مانند مصر در اختيار عراق قرار دادند. علاوه بر اين، كشورهاى ثالث را براى ارسال تسليحات به عراق تشويق كردند.
ارسال سلاح هاى آمريكايى در اين دوره و بنا بر اطلاعاتى كه تاكنون منتشر شده است از جمله براساس نوشته روزنامه «واشنگتن پست» شامل اين موارد بوده است: دولت آمريكا درطى پنج سال معادل ۱‎/۵ ميليارد دلار تجهيزات الكترونيك، انواع ماشين آلات، دستگاه هاى حساس و كامپيوترهاى فوق العاده قوى كه در امر توليد سلاح هاى شيميايى، موشكى و هسته اى نقش حساس دارند، به دولت عراق فروخته است.
همچنين سازمان سيا در زمان رياست ويليام كيسى، شركت «كاردتون» را در ساختن و فروش بمب هاى خوشه اى و مهمات ديگر به عراق مجاز دانست و آن را تأييد و مساعدت مى كرد. آمريكايى ها هلى كوپتر نوع «بل» را در اختيار عراق قرار دادند كه براى مقاصد نظامى استفاده مى شود.
در دهه ۱۹۸۰م، نگرانى آمريكا از پيروزى ايران و به مخاطره افتادن ثبات رژيم هاى متحد آمريكا در حاشيه خليج فارس، سبب شد تا آمريكا آگاهانه اجازه دهد كميته انرژى اتمى عراق موادى را وارد كند كه براى ساخت سلاحهاى ميكروبى استفاده مى شود.
كشور فرانسه نيز در ميان كشورهاى اروپايى و حتى در مقايسه با شوروى (سابق) كمك هاى بسيار زياد و تعيين كننده به رژيم بغداد قرار داد. گرچه تصميم گيرى درباره دادن امتياز نظامى تعيين كننده به رژيم بغداد تصميمى همگانى بود.
بنابرگزارشى در فاصله سال  هاى ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۰ ، فرانسه معادل ۴ ميليارد دلار اسلحه به عراق داد. اين كشور در سال هاى ۱۹۸۶ تا ۱۹۸۸ ۵‎/۶ ميليارد دلار از جمله هواپيماهاى جنگى، هلى كوپتر، تانك، توپ، موشك هوا به زمين و تجهيزات الكترونيكى به عراق فروخت. در حالى كه، پيش از اين در فاصله سال هاى ۱۹۸۲ و ۱۹۸۳ مبلغ ۴۱ ميليارد فرانك سلاح به عراق ارسال كرده بود.
مشكلات مالى عراق براى بازپرداخت هزينه دريافت سلاح سبب شد تا عربستان سعودى موافقت خود را براى فروش نفت از جانب عراق به فرانسه اعلام كند.
سلاح هاى دريافتى غير از هواپيماهاى ميراژ، شامل موشك هاى اگزوست، هات، ميلان، هلى كوپترهاى سوپر فرسون الوت، گازل و تانك هاى ام- ايكس و توپ هاى ۱۵۵ ميلى مترى خودكار بود. به تدريج همه تسليحات ارسالى از فرانسه به عراق آنقدر زياد بود كه در اواسط سال ۱۹۸۶ م،  حتى هواپيماهاى غير نظامى خطوط هوايى بغداد- پاريس نيز به حمل جنگ افزار پرداختند.در سال ،۱۹۸۶ سازمانهاى اطلاعاتى فرانسه برآورد كردند اگر فرانسه فقط سه هفته سلاح به عراق ارسال نكند، آن كشور شكست خواهد خورد.
در مقايسه با فرانسه، كمك هاى تسليحاتى ساير كشورهاى اروپايى كمتر بود.
شركت هاى انگليسى گرچه رسماً از فروش اسلحه، مهمات يا هرچيز ديگرى به عراق كه موجب طولانى شدن جنگ شود، ممنوع شده بودند ولى تنها ارقام تجارت رسمى بريتانيا را كه سازمان همكارى و توسعه اقتصادى (OECD) ارائه داده است نشان مى دهد كه اين كشور تنها در ۴ سال بعد از قرارداد با عراق، بيش از
۱‎/۵ ميليارد دلار كالاهاى فناورى پيشرفته به عراق صادر كرده و سلاح هاى ارسالى از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۷ بالغ بر ۳۵۰ ميليون دلار بوده است.
آلمان هم مانند فرانسه متحد استراتژيك عراق بود، اما برخلاف فرانسه، ايجاد استراتژيك آلمان و عراق چندان علنى نبود.
ايتاليايى ها نيز به عراق اسلحه صادر كردند كه آمريكا آن را ناديده مى گرفت.
چين نيز در حالى كه روابط گسترده اى با ايران داشت، سلاح به عراق صادر مى كرد چنانكه از ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۷ در مجموع ۳‎/۹ ميليارد دلار سلاح به عراق ارسال كرد.گرچه شوروى (سابق) در چارچوب توافق و اجماع كلى براى تقويت عراق به آن كشور تسليحات ارسال مى كرد، ولى ملاحظات ديگرى نيز در نظر داشت.روابط سنتى با عراق و همچنين مواضع ضد آمريكايى انقلاب ايران مواردى است كه در طول جنگ در مناسبات شوروى با ايران و عراق نقش مؤثرى داشت.
شوروى ها در ابتدا و آنچه به صورت آشكار اعلام كردند مخالف حمله عراق به ايران بودند و به همين دليل، فروش سلاح را به عراق تحريم كردند اما سياست روسها پس از فتح خرمشهر به نفع عراق تغيير كرد.
چرخش جديد در سياست هاى مسكو نتيجه ارزيابى مجدد آنها از تأثيرات پيروزى ايران در جنگ و فرصت ها و خطراتى بود كه چنين تحولى مى توانست دربرداشته باشد. بنابراين، در سال ۱۹۸۲ بازپرداخت ۲‎/۵ ميليارد دلار را تمديد و اعتبار تازه اى به ارزش تقريبى ۱ ميليارد دلار به عراق واگذار كرد. در نوامبر ،۱۹۸۲ يك هزار تا يك هزار و ۲۰۰ مشاور نظامى به عراق بازگشتند و در پايگاه ها و فرودگاه ها مستقر شدند.
۴۰۰ تانك تى ۵۵ ، ۲۵۰ تانك تى ۷۲ به عراق داده شد و مقادير عظيمى موشك گراد، فراگ ،۷ سام ۹ واسكاد - بى در راه بود. جنگنده هاى ميگ ۲۵ شناسايى و هلى كوپتر هاى توپدار اف اى ۲۴ نيز به عراق تحويل داده شد. نكته قابل توجه اين بود كه پس از سال ۱۹۸۲ و از سرگيرى مناسبات عراق و شوروى، عراقى ها در ازاى آزاد كردن اعضاى حزب كمونيست از شوروى خواستند تا قراردادهايى را كه قبل از آغاز جنگ امضا شده بود، اجرا كند و شوروى هم ضمن ارسال سلاح، متعهد شد در صورت درهم شكسته شدن خطوط دفاعى عراق و پيشروى ايرانيان به سوى بغداد يا بصره، بمب خوشه اى در اختيار عراق قرار دهد. روسها در مرحله جديد جمعاً حدود ۶۰  درصد از تجهيزات مورد نياز عراق را تأمين كردند و ۵۰ درصد از ۸۴ ميليارد دلار سلاح هايى را كه ميان سالهاى ۶۲ و ۶۷ عراق از كشور هاى جهان خريده بود، روسها در اختيار رژيم عراق قرار دادند.
تأمين سلاح به اين ميزان براى عراق، اين كشور را قادر ساخت تا تقريباً نيروى زمينى خود را از ۲۶ لشكر در سال ۱۹۸۶ به ۴۵ لشكر در سال ۱۹۸۸ افزايش دهد. تسليحات شوروى براى عراق سرنوشت ساز بود؛ زيرا عراق با تكيه بر اين تسليحات سرانجام توانست استراتژى تدافعى خود را رها سازد و به جنگ تهاجمى متوسل شود و بتواند ابتكار عمل را روى زمين به دست گيرد. نتيجه اين تغيير در موازنه نظامى، در تصميم ايران براى قبول قطعنامه ۵۹۸ عامل اصلى بود.
 
 حميرا حيدريان
 روزنامه ايران - سه شنبه ۱۹ دى ۱۳۸۵
 

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  2:28 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:لایه های پنهان جنگ

تاريخ جنايت‌هاي «طارق عزيز» را فراموش نمي‌كند  


طارق عزيز عامل جنايات اصلي صدام در سال‌هاي دفاع مقدس عليه ايران اسلامي و پل ارتباطي رژيم بعثي جهت تامين سلاح‌هاي جمعي از سوي آمريكا و اروپاست.
در حالي كه اخبار منتشر شده در طول چند روز گذشته حكايت از زمينه‌سازي آزاد‌سازي طارق عزيز وزير امور خارجه، عضو مجلس انقلابي عراق، معاون سابق نخست‌وزير اين كشور و از دستياران رسانه‌اي صدام كه در آغاز به‌قدرت رسيدن او با وي همكاري مي‌كرد حكايت مي‌كند، بسياري از آگاهان منطقه و بين‌المللي بر اين باورند طارق عزيز مشمول تخفيف در فرار از مجازات نيست و از عاملان اصلي جنايات ضدبشري صدام برعليه مردم عراق، ايران و كويت به‌شمار مي‌رود.

برطبق گزارشات منتشر‌شده كه بخشي از آن از سوي مسوولان رسانه‌اي آمريكا منتشر شده است طارق عزيز نقش ويژه‌اي در تهيه سلاح‌هاي كشتار جمعي براي ماشين جنگي صدام در طول جنگ تحميلي عليه ايران در مذاكرات با اروپايي‌ها و آمريكايي‌ها داشته است.

اين گزارش‌ها تاكيد مي‌كنند: طارق عزيز زمينه‌ساز ارتباط مقامات آمريكايي و عراقي در زمان جنگ با ايران بوده است.

وي با آغاز مذاكرات با «دونالد رامسفلد» وزير سابق دفاع آمريكا در آغاز روي كار آمدن دولت ريگان زمينه‌ساز پشتباني‌هاي اطلاعاتي و تسليحاتي را از رژيم بعث عراق فراهم كرد.

پيتر گال بريت عضو كميته روابط خارجي وقت سناي آمريكا با تاييد اين ارتباط در نوشته‌هاي خود اذعان مي‌دارد دولت ريگان رامسفلد را مامور كرد زمينه‌هاي همكاري را با صدام از طريق گفت‌وگو با طارق عزيز فراهم كند . در دور اول اين كمك‌ها كه طارق عزيز باعث آن شد دولت ريگان مجوز حمايت مالي و صادرات مواد كشاورزي را به ارزش صدها ميليون دلار به صدام داد.

در جريان گفت‌وگوهاي محرمانه طارق عزيز با مقامات آمريكايي كه رياست آن را رامسفلد برعهده داشت طارق عزيز با خطرناك‌ توصيف كردن دولت ايران گفت: ما يك شريك مطمئن براي آمريكا به حساب مي‌آييم و منتظر كمك‌هاي شما هستيم.

به‌دنبال همين مذاكرات بود كه آمريكا نام عراق را از كشورهاي حامي تروريست خارج و سفارت عراق را در واشنگتن بازگشايي كرد. در همين حال با همين چراغ سبز صدور مواد پايه شيميايي براي ساخت بمب‌هاي شيميايي به بهانه صادرات مواد شيميايي كشاورزي و دفع آفات نباتي به عراق داده شد كه بخشي از آن در ساخت بمب‌هاي شيميايي كه برعليه كردها در كردستان و نيروهاي ايراني در عمليات خيبر به كار گرفته شد.

در همين هنگام رامسفلد از طارق عزيز خواست به‌صورت محرمانه براي آمريكا از نحوه اداره عراق توسط صدام گزارش تهيه كند. همين موضوع باعث شك «عدي صدام حسين» پسر ارشد صدام به طارق عزيز شده بود و در اواخر عمر حكومت صدام، اين شك بيشتر و به صدام در اين خصوص هشدار داده شده بود.

پرونده جنايات طارق عزيز كه به‌عنوان هشتمين مقام جنايتكار عراقي در ليست آمريكايي‌ها قرار‌گرفته بود به همين‌جا ختم نمي‌شود. به‌دنبال استفاده سلاح‌هاي شيميايي كه زمينه‌ساز ورودش به عراق طارق عزيز بود پيتر گال بريت ضمن هشدار به مقامات آمريكايي خواستار تجديدنظر در روابط عراق با آمريكا شده بود.

رامسفلد در نوشته‌هايش مي‌گويد: با تلاش طارق عزيز، ما بر صدام نفوذ داشتيم و بر اين نكته تاكيد كرده بوديم كه او شخص مهمي است كه مي‌تواند سياست‌هاي مشترك دو كشور را در منطقه راهبري كند.

پيتر گال بريت در ادامه نوشته‌هايش مي‌گويد: وقتي به كردستان عراق سفر كردم و ماحصل سفر طارق عزيز را به آمريكا در كشتار مردم كردستان عراق ديدم، به شدت از اين نسل‌كشي آشكار به خشم آمدم و فرياد خود را متوجه سران جمهوري‌خواه كاخ سفيد كردم، اما آنها عقيده‌ ديگري داشتند.

در ادامه افشاگري‌هاي جنايات طارق عزيز از اسنادي كه به‌دست آمده است متوجه مي‌شويم اين مقام عالي‌رتبه حزب بعث با ايجاد فضاي رسانه‌اي زمينه تسويه خونين سران و اعضاي حذب كمونيسم عراق و برخي از اعضاي معتدل حذب بعث را فراهم آورد.

طارق عزيز در اخذ كمك‌هاي مالي سران ارتجا عرب نيز نقش عمده‌اي داشته است. وي براساس اسناد موجود پس از عمليات كربلاي پنج، زمينه‌ساز نجات صدام براي اخذ كمك‌هاي مالي و تجديد ساختار نيروي زميني عراق با مذاكرات فوري با مقامات شوروي سابق براي خريد تانك‌هاي پيشرفته بود و همكاري نزديكي را با حسين كامل داماد صدام كه بعد‌ها مورد غضب صدام گرفت و اعدام شد، در وزارت تسليحات نظامي عراق به عهده داشت. روابط ويژه‌ طارق عزيز با منافقين نيز جاي تامل بسيار دارد.

اين جنايتكار جنگي زمينه‌ساز انتقال سلاح‌هاي مدرن فرانسوي نيز از فرانسه به عراق بوده است. مذاكرات او با طرف‌هاي فرانسوي كارخانه «داسوبرگ» فرانسه را متقاعد ساخت تا هواپيماي پيشرفته ميراژ اف-1 را به عراق تحويل دهند. اين هواپيماها ماموريت داشتند منافع نفتي ايران را در ساحل خليج فارس منهدم كنند.

از سوي ديگر، اسناد به‌دست آمده نشان مي‌دهد طارق عزيز در اجراي مصوبات اعدام‌هاي دسته‌جمعي در مجلس انقلابي عراق همواره از پيشتازان بوده است. وي همواره در كنار صدام قرار مي‌گرفت و به شدت مورد اطمينان او بود. صدام در جواب فرزندش كه به طارق عزيز شك كرده بود گفته بود: تو نمي‌داني طارق عزيز در چه تنگناهايي به‌ داد من رسيده است؟. صدام در پايان روزهاي ننگين حكومت خود طارق عزيز را مامور كرده بود تا با رايزني‌هاي خود بقا حكومت اين جنايتكار خونريز را از غربي‌ها بگيرد.

اكنون كه نام طارق عزيز به‌ عنوان بي‌گناه مطرح مي‌شود بايد گفت بيش از 35‌هزار كرد عراقي كه با بمب‌هاي اهدايي شيميايي آمريكا و اروپا قتل عام شده بودند با هماهنگي اين مقام عراقي در رديف قربانيان جنايات صدام قرار گرفتند. جناياتي كه به اين زودي‌ها از ذهن تاريخ پاك نمي‌شوند.

متاسفانه اسناد همكاري‌هاي طارق عزيز با شوروي‌ها يا مفقود شده يا به سرقت رفته‌اند و در اين زمينه هيچ مستندي وجود ندارد ولي آنچه مسلم است آن است كه طارق عزيز و ساير مقامات رژيم بعث عراق همانند حلقه‌هاي زنجيرهايي بودند كه با اتصال به همديگر 35 سال بقا حكومت بعثي‌ها را با 7 ميليون نفر كشتار در منطقه زمينه‌سازي كردند و كمترين مجازات براي اين دوست و همكار صدام جنايتكار و غرب و شرق سلطه‌گر اعدام است.

منبع: ايسنا

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  2:29 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:لایه های پنهان جنگ

جنگ امروز ما چیست؟      


امروزهم مادرحال جنگ هستيم. امانه جنگ نظامي بلکه جنگ فرهنگي. تهاجم فرهنگي اصطلاحي است که زيادشنيده اييد. وقتي دشمنان واستعمارگران ازشکست ايران درجنگ نظامي نااميدشدند،جنگ فرهنگي راشروع کردند. براي اينکه بدانيم هدف دشمنان ازتهاجم فرهنگي چيست ابتدامعني فرهنگ رامرورمي کنيم.
فرهنگ چيست؟
شايد به تعداد انسان‌هاي روي كره زمين تعاريفي از «فرهنگ» وجود داشته باشد كه البته هر ملت و قومي هم تعريف جداگانه‌اي از آن دارد.
اولين بار واژه‌ي فرهنگ به معني مردم شناسي و جامعه شناسي آن توسط ادوارد بارنت تايلور، مردم شناس انگليسي در سال 1871 ميلادي در كتابي به نام «فرهنگ ابتدايي» به كار رفت: «فرهنگ مجموعه‌ي پيچيده‌اي است كه در برگيرنده ي دانستني‌ها، اعتقادات، هنرها، قوانين، اخلاق، عادات و هر گونه توانايي ديگري كه انسان به عنوان عضوي از جامعه به دست مي‌آورد.»
علاوه بر اين، تعاريف ديگري هم از فرهنگ وجود دارد:
-    برخي، فرهنگ را شامل تمام فعاليت‌هاي گسترده اجتماعي مي‌دانند.
-    بعضي ديگر فرهنگ را بعنوان ميراث اجتماعي و سنتي
قلمداد مي‌كنند.
-    عده‌ايي هم آن را راه و روش هاي زندگي معرفي مي‌كنند.
به هر حال مهترين تعريفي كه مي‌شود از فرهنگ ارائه داد،‌تعريف كامل آن است كه راهنماي همه‌ي فعاليت‌هاي انساني است. يعني فرهنگ عامل تعيين كننده‌ي رفتار انسان است، فرهنگ توانايي خاصي است كه فقط بشر دارد.
فرهنگ که در اصطلاح فرانسوي «كالتور» و يا در اصلاح انگليسي «كالچر» ناميده مي‌شود، در علم جامعه شناسي و يا مردم شناسي به معني كشت و كار، آبادكردن، كاشتن زمين و بارور ساختن بوده كه معني آن در ادبيات و علوم راه يافت و در قرن 18 ميلادي، نويسندگان غربي از آن به پرورش رواني و يا پرورش معنوي نام بردند. از اين پس بر اساس تعريف فرانسوي، فرهنگ به معني پرورش روح و جسم به كار برده شد و از آن به عنوان پيشرفت فكري و اجتماعي انسان و جامعه انساني ياد شد.
تا اينجا با برخي معاني رايج واژه‌ي فرهنگ آشنا شديم، بار ديگر معاني فرهنگ را مرور مي‌كنيم:

به طور خلاصه، فرهنگ، شامل مقوله‌هاي زير است:
-    دانستني‌ها
-    اعتقادات
-    هنرها
-    اخلاق
-    قوانين
-    عادات
-    توانايي
-    تمام فعاليت‌هاي اجتماعي
-    ميراث اجتماعي و سنتي
-    راه و روش زندگي
-    راهنماي فعاليت‌ها
-    عامل تعيين كننده ي رفتار انسان
-    كشت و كار
-    آباد كردن
-    پرورش رواني يا پرورش معنوي
-    پيشرفت فكري و اجتماعي انسان
-    و ...
بي‌ترديد نقش انكار ناپذير و تعيين كننده ي هر يك از تعاريف بالا، در زندگي روزمره، بر كسي پوشيده نيست.
اگر فرهنگ را دانسته‌هايمان بدانيم، دانايي و دانستني‌ها تعيين كننده‌ي راه زندگي‌مان هستند.
 اگر فرهنگ را اعتقاداتمان بدانيم، ما با اعتقاداتمان زندگي مي‌كنيم. حتي بي‌اعتقادترين انسان‌ها هم خواسته يا ناخواسته به چيزهايي معتقدند.
اگر فرهنگ را هنر بدانيم،‌ اگر هنر زندگي كردن را نداشته باشيم محكوم به نيستي هستيم.
اگر فرهنگ را اخلاق بدانيم، اخلاق همان است كه انسانيت ما را از ساير حيوانات متمايز مي‌كند.
اگر فرهنگ را عامل تعيين كننده ي رفتار انسان بدانيم، رفتار ما نشان دهنده ي  شخصيت، افكار، دانش و شاخصه‌هاي فكري ماست.
اگر فرهنگ را عامل پيشرفت فكري و اجتماعي انسان بدانيم، اگر اين عامل در اختيار و تحت اراده‌ي ما نباشد به مقاصدي منتهي مي‌شود كه، در شأن و ايده آل ما نيست.
پس به زبان ساده مي‌توان گفت كه فرهنگ هر شخص، قوم يا ملتي، همانا زندگي ، سرمايه فكري و هستي آنهاست.
با اين تعريفي كه از فرهنگ داريم و با شناختي كه از روابط انسان‌ها در عصر اينترنت ، ارتباطات‌ودهكده‌ي‌جهاني هست، عقل سليم و منطق انساني حكم مي‌كند كه انسان‌ها، اقوام و كشورها با يكديگر تبادل فرهنگي داشته باشند. چون تبادل فرهنگي مايه‌ي رشد، پويايي و تعالي جامعه بشري مي‌شود.
همانند گذشته كه اين تبادل فرهنگي وجود داشته و تا به حال آثار آن باقي مانده است. حضور فرهنگ ايراني در اروپا، شبه قاره هند، آسياي شرقي، آفريقا و درخشش شعر معروف سعدي در سر درب سازمان ملل متحد:

بني آدم اعضاي يك پيكــــرنــد
كه در آفرينش ز يك گوهــــرند
چو عضوي به درد آورد روزگار
دگـر عضوها را نماند قـــــــــرار

و نيز تأثير پذيري فرهنگي ما از فرهنگ اسلامي در عين حال كه ما ايراني بودن خودمان را حفظ كرده‌ايم، نمونه‌هايي از تبادل فرهنگي است. در حال حاضر تبادل فرهنگي به يك ارتباط يكسويه يا تهاجم فرهنگي تبديل شده است كه كشورهاي استعمارگر با استفاده از برتري تكنولوژيك و اقتصادي ،آن بخش از فرهنگ خود را كه جنبه‌ي تخريبي و مورد نظرشان را در ساير ملت‌ها ايجاد مي‌كند، به صورت گزينشي به دلايل زير به كشورهاي ديگر از جمله كشور ما تحميل مي‌كنند:

الف ـ فراگير بودن فرهنگ
شايد سئوال اين باشد كه چرا از ميان آداب، رفتار و ديگر خصلت‌ها، غربي‌ها فرهنگ را گزينش كرده‌اند و جنگ فرهنگي را در پيش گرفته‌اند.
آنها مي‌توانستند مثلاً جنگ نظامي را برگزينند. پس به چه علتي روي به جنگ فرهنگي آورده‌اند؟
تجربه هم نشان داده در مناطقي مثل قاره آفريقا و قاره آمريكا، استعمارگران جنگ نظامي‌يانظامي‌عقيدتي را انتخاب كرده‌اند و با استفاده از اين شيوه به مردم سياه پوست آفريقا و سرخپوستان و بوميان قاره‌ي آمريكا برتري يافته‌اند و سالهاست كه اقدام به غارت سرمايه‌هاي مادي و معنوي اين سرزمين‌ها مي‌كنند.
به گفته‌ي يكي از بزرگان آفريقا: «روزي كه غربي‌ها وارد آفريقا شدند، آنها فقط يك كتاب انجيل داشتند و ما همه چيز داشتيم ، آنها به ما گفتند چشمانتان را ببنديد و دعا كنيد، هر كس مدت زمان بيشتري چشمانش را ببندد و دعا كند، خدا او را بيشتر دوست خواهد داشت. وقتي ما آفريقايي‌ها چشمانمان را باز كرديم، آنها (غربي‌ها) همه چيز داشتند و ما فقط يك كتاب انجيل داشتيم».
اگر به معاني فرهنگ دقت كرده باشيد، فرهنگ يك خصلتي است كه تمام رفتارهاي انسان را در بر مي‌گيرد يا عامل تعيين كننده رفتار انساني است. پس مشخص مي‌شود كه غربي‌ها حساب شده و با بررسي‌هاي زياد به اين نتيجه رسيده‌اند كه جنگ فرهنگي را انتخاب كنند و با استفاده از فرهنگ به ستيزه‌جويي بپردازند.

ب – تجربه‌ي دو شكست غربي‌ها از مسلمانان
يكي از علت‌هايي است كه آنها كمتر به جنگ نظامي تمايل دارند، تجربه‌ي دو شكستي است كه در جنگهاي گذشته از مسلمانان دارند.
يكي شكست اروپايي‌ها از مسلمانان و تشكيل حكومت اسلامي در اسپانياي فعلي در صدر اسلام و ديگري شكست سختي كه اشغالگران اروپايي در فلسطين از رزمندگان اسلام به فرماندهي سردار نامدار ايراني صلاح الدين ايوبي در جنگ‌هاي صليبي خوردند.

ج - برتري دين اسلام
تعاليم الهي و معنوي اسلام كه تمام نيازهاي انسان در آن پيش‌بيني شده است از چنان غنا و برتري نسبت به اديان ديگر مثل مسيحيت و يهود و ... برخوردار است كه غربي‌ها مي‌دانند اگر بخواهند اينگونه مسايل را طرح كنند، كمترين توفيقي به دست نخواهند آورد.
بنابراين، فرهنگ به دليل فراگير بودن و پوشش رفتارهاي اساسي مثل، اعتقادات، بهترين گزينه‌ي جنگ غير نظامي است.
اگر در جنگ فرهنگي دشمن موفق شود، ديگر نيازي به جنگ نظامي نخواهد بود. چون تك تك افراد جامعه مورد هدف تبديل به سربازان بدون مزد استعمارگران مي‌شوند و بر عكس جنگ نظامي که امكان اشغال يك كشور را توسط كشور ديگر براي مدت طولاني غير ممكن مي‌سازد. در جنگ فرهنگي، فرهنگ مهاجم قرنها مي‌تواند از اقتصاد، سياست، منابع و سرمايه‌هاي فكري و مادي كشور هدف يا اشغال شده‌ي فرهنگي استفاده نمايد. بدون هيچ نوع مقاومت از سوي آن كشور و يا صرف هزينه.

د- فرهنگ ملي مهمترين مانع
كشورهاي استعمارگر غربي همواره در صدد نفوذ به كشورهاي كمتر توسعه يافته براي استفاده از سرمايه‌هاي فكري، اقتصادي و سياسي آنها در جهت اهداف خود هستند.
مهمترين مانعي كه از نفوذ استعمارگران جلوگيري مي‌كند، فرهنگ ملي و سنتي كشورهاي مورد هدف است.
بنابراين تمام سعي و كوشش غربي‌ها بر اين است كه فرهنگ ملي و سنتي را در اينگونه كشورها نابود سازند. تا با استفاده از شرايط پيش‌آمده به راحتي اهداف شوم خود را پياده و اقدام به غارت سرمايه‌هاي اين كشورها نمايند.

ﻫ ـ دستاورد بزرگ و قابل بهره‌گيري هميشگي در مقابل هزينه‌ي‌ ناچيز
اگر بخواهيم با يك حساب سرانگشتي هزينه‌هاي جنگ نظامي را با جنگ فرهنگي مقايسه كنيم اختلاف فاحشي را در هزينه‌ها خواهيم داشت. هزينه‌ي يكروز جنگ نظامي معادل هزينه چند ماه جنگ فرهنگي است و اين غير از خرابي‌هايي است كه بر اقتصاد كشور مهاجم باقي مي‌گذارد. به علاوه با توجه به گستردگي رسانه‌هاي ديداري، شنيداري و روزنامه‌ها، هر جنايتي كه در هر نقطه جهان به وقوع بپيوندد در كمترين زمان در تمام دنيا منعكس مي‌شود و عكس العمل مردم ساير كشورها را در پي دارد.
اما در صورت موفقيت كشور مهاجم در جنگ فرهنگي، با كمترين هزينه دستاورد بزرگي حاصل مي‌شود. از طرفي وجهه و شأن كشور مهاجم در افكار عمومي مردم دنيا نيز خراب نمي‌شود.
كما اينكه در اين جنگ بخش زيادي از هزينه‌هاي آن توسط مردم كشورهاي مورد هدف تامين مي‌شود. هزينه‌هايي كه آنها بابت خريد محصولات فرهنگي مثل فيلم‌، لباس و لوازم آرايشي كه در مدهاي غربي‌ تبليغ مي‌شود، مي‌پردازند، نمونه‌ايي از هزينه‌هايي است كه توسط مردم مورد حمله قرار گرفته، پرداخت مي‌شود.

و ـ ايران كشور استثنايي
موقعيت ممتاز ايران در عرصه نظام بين‌المللي، آن را از شرايط ويژه‌ايي برخورداركرده است كه به بخشي از آنها اشاره مي‌شود.
به گفته غربي‌ها، ايران ابر قدرت اسلامي است پس با اين ابر قدرت نمي‌شود از راه جنگ نظامي روبرو شد. آنها تجربه‌ي هشت سال دفاع مقدس مردم ايران را هنوز فراموش نخواهند كرد، ملتي كه براي حفظ خاك و عقيده‌اش، هشت سال در مقابل دنيا ايستادگي كرد و مردانه، بر حق انكار ناپذير خود پاي فشرد تا دنيا به حقانيت و قدرت آن اعتراف كرد و شرمسار از عملكرد خود با دست خالي از پشت دروازه‌هاي مردانگي آن عقب نشست.
فرزندان ايران قهرمان در طول هشت سال چنان رشادت و از خود گذشتگي نشان دادند كه خبره‌ترين فرماندهان نظامي دنيا از رويارويي با آنها در مي‌ماندند.
از طرفي حمايت ميليونها مسلمان از ايران در تمام دنيا پشتوانه بزرگي است كه موقعيت ممتازي را براي كشورمان ايجاد كرده است.
مرزهاي جغرافيايي ما معلوم است ولي مرزهاي معنوي ايران به گستره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي تمام سرزمين‌هايي است كه مسلمانان در آن زندگي مي‌كنند.
وجود منابع عظيم معدني ، كارخانجات مهم و خودكفايي ايران در تأمين نيازهاي نظامي ، اقتصادي و كشاورزي هم از امتيازهاي ديگري است كه كشورمان از آن بهره‌مند است.
مهمترازهمه روح سلطه ناپذيري و ظلم ستيزي ايرانيان از دلايلي ديگري است كه دشمنان ما را بر آن مي‌دارد كه دست به تكرار تجربه‌ي ناموفق جنگ نظامي نزنند.

شيوه‌هاي جنگ فرهنگي
استعمارگران غربي براي تسلط بر كشورهاي ديگر شيوه‌هاي متفاوتي را بر مي‌گزينند. در كشورهاي ضعيف مثل افغانستان و عراق جنگ نظامي را انجام مي‌دهند و كشور مورد نظرشان را اشغال نظامي مي‌كنند.
 در كشورهايي كه از فقر معنوي و ضعف نظامي و اقتصادي برخوردار ند، مثل كشورهاي آفريقايي و آمريكاي لاتين از جنگ نظامي ـ اعتقادي استفاده مي‌كنند و با استفاده از كتاب مقدس انجيل كه در آن تحريف زيادي انجام داده اند، بر اينگونه كشورها مسلط مي‌شوند.
اما در برخورد با كشور قدرتمندي مثل ايران همزمان از شيوه جنگ فرهنگي، جنگ ديپلماسي و جنگ اقتصادي استفاده مي‌كنند.

جنگ فرهنگي چيست؟
همانگونه كه در بخشهاي قبلي اشاره شد، مباحث فرهنگي به گونه‌ايي است كه ايجاد مي كند ملتها با هم تبادل فرهنگي داشته باشند.
در تبادل فرهنگي؛ ملتها مثل داد و ستد معمولي و تأمين نيازهاي خود با هم ارتباط دارند و با نقل و انتقال اجناس و نيازهاي خود در بين يكديگر و يا به عبارت بهتر خريد و فروش،‌نيازهاي خود را تأمين مي‌كنند ولي در جنگ فرهنگي ملتي كه مورد تهاجم قرار مي‌گيرد، اگر با اتكا به سرمايه‌ها و منابع معنوي و مادي خود مقاومت نكند به شرايطي مي‌رسد كه مانند انسان عاجزي كه از تأمين ابتدايي‌ترين نيازهاي خود، درمانده است و قادر به حركت نيست،‌ چشم به دست انسانهاي ديگري دارد كه چه غذايي برايش در نظر گرفته‌اند و يا تشخيص مي‌دهند چه لباسي  را بايد بپوشد.
تفاوت ديگر تبادل فرهنگي و تهاجم فرهنگي اين است كه در تبادل و يا خريد و فروش ، طرفين معامله سعي مي‌كنند بهترين و با كيفيت‌ترين جنس يا دارايي خود را عرضه كنند كه قدرت رقابت را داشته باشد.اما درتهاجم‌فرهنگي‌، غربي ها بي ارزش‌ترين وبي‌خاصيت ترين بخش فرهنگ‌خود را كه توسط گروههاي پست و خارج از شخصيت انساني، رفتار مي‌شود، به جامعه مورد تهاجم وارد مي كنند.
غربي‌ها از انتقال دستاوردهاي علمي، تحقيقاتي، صنعتي و ...خود به كشورهاي ديگر جلوگيري مي‌كنند، ولي با صرف هزينه‌هاي زياد و با روش‌هاي گوناگون اقدام به انتقال فرهنگ تخريبي خود به جوامع ديگر مي‌نمايند.

استعمارگران در جنگ فرهنگي براي رسيدن به اهداف خود از شيوه‌هاي زيادي استفاده مي‌كنند. بعنوان مثال:
1- انتخاب قربانيان
اولين گروهي كه مورد تهاجم فرهنگي واقع مي‌شوند، نوجوانان و جوانان هستند. در اين گروه سني به دليل شرايط روحي و جسمي، شور و احساس به تفكر و تعقل برتري دارد. نوجوانان و جوانان بيشتر به دنبال هيجان و تازه‌گي هستند، و خواستار آن هستند كه در معادلات زندگي جمعي جايگاه بالاتري داشته باشند.
اين خواسته‌ها با تغييرات رفتاري همراه است، نوع حرف زدن، نوع لباس پوشيدن و تغيير عادات ديگر.
استعمارگران نيز با بهره‌گيري نادرست از اين شرايط بيشترين حجم تهاجم خود را متوجه نوجوانان و جوانان مي‌كنند.
كتابهاي داستان مهيج و عاشقانه، فيلمهاي غير اخلاقي و مستهجن، استفاده نادرست و غير اخلاقي از ماهواره و اينترنت، مدهاي لباس، مدهاي مو و آرايش كه با باورهاي سنتي و اخلاقي جامع‌ديگر ناسازگاري دارند، از مواردي هستند كه در تهاجم فرهنگي مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

2- معرفي دروغين اديان
استعمارگران براي اينكه بتوانند به اهداف شيطاني خود برسند، كتاب مقدس دين مسيحيت و يهود را تحريف نموده‌اند و آنچه كه خواست خودشان است ، جايگزين مطالب و محتواي اين كتب آسماني كرده‌اند. بعنوان مثال آنها به دروغ به ساكنان بومي قاره آفريقا و آمريكا گفته‌اند كه دستور خدا و حضرت عيسي (ع) اين است كه اگر كسي با سيلي به صورت توزد،‌ طرف ديگر صورتت را به طرف او بگير تا سيلي ديگري هم به طرف ديگر صورت تو بزند و با اين تبليغ دروغين، امكان هر گونه مقاومت و ايستادگي را از مردم بومي اين قاره‌ها گرفته‌اند.
غربي‌ها با شناختي كه از مباني عميق و معارف انسان ساز دين اسلام داشتند، از دهها سال پيش شروع به تبليغ عليه اسلام كردند و با شستشوي مغزي مردم غرب، اسلام را دين خطرناكي معرفي كردند، آنها مي‌دانستند كه اگر مردم درباره ي اين دين آسماني كه توسط آخرين پيامبر خدا آورده شده و كاملترين آئين الهي است، مطالعه و آشنايي داشته باشند قطعاً به آن گرايش خواهند داشت، لذا با تبليغات مغرضانه و غير واقعي، دين اسلام را يك دين خشن و غير انساني معرفي كردند تا از گرايش غير مسلمانان به آن جلوگيري كنند.
از طرفي از كشورهاي مسلمان كه تحت سلطه‌ي آنها هستند نيز مي‌خواهند كه مفاهيمي چون جهاد و مقاومت را از كتب درسي خود حذف كنند تا ملتهاي مسلماني كه تحت سلطه استعمارگران هستند با مطالعه اين مفاهيم از آن درس مقاومت و ظلم ستيزي نياموزند.

3- القاء برتري غرب
استعمارگران با بزرگ نمايي‌هاي دروغين توانايي و قدرت خود را بسيار بيشتر از حد واقعي معرفي مي‌كنند.بزرگ نمايي شخصيتهاي علمي غرب به گونه‌ايي كه اگر اين دانشمندان نباشند، علم و تفكر تعطيل است و در مقابل تخريب و كوچك نمايي شخصيتهاي علمي كشورهاي كمتر توسعه يافته، نمونه ايي از اين اقدام غلط آنهاست. آنها با اين كار فاصله‌اي بين دانشمندان گذشته و دانشجويان و دانش پژوهان فعلي ايجاد مي‌كنند، وقتي اينگونه شد جامعه ي علمي و فرهنگي كشورهاي مورد تهاجم فرهنگي در توليدات علمي و فرهنگي بيشتر به استفاده از آثار دانشمندان غربي تمايل پيدا مي‌كنند و اين شيوه خود عامل انتشار فرهنگ غربي مي‌شود.
در اين گونه جوامع نام بردن از شخصيتهاي علمي و فرهنگي گذشته، كهنه پرستي قلمداد و نام بردن از دانشمندان غربي، نشانه‌ي پيشرفت و تمدن مي‌شود.
چون نسلهاي بعدي هم با همين شيوه در علم و فرهنگ تربيت مي‌شوند، لذا با سرمايه‌ي مادي و معنوي ملي، فرهنگ نامتجانس بيگانه ترويج مي‌شود. اما آنها غافل از اين هستند كه در گذشته بارها به توانايي و دانش ايرانيان و مسلمانان اعتراف كرده اند.
بنا به اظهارات، نوشته‌ها و به عبارتي اعترافات دانشمندان و فرهيختگان منصف غربي، ايرانيان در قبل از اسلام يكي از پايه‌هاي اساسي و اصلي تمدن بشري را پي‌ريزي كرده‌اند، تمدنهايي كه در امپراطوري‌هاي بزرگ ماد، هخامنشي، اشكاني و ساساني ظهور پيدا كرد و هنوز هم با گذشت چند هزار سال از آن زمان، آثار تمدنهاي ايران در اروپا، آفريقا، آسيا، خاور دور و شبه قاره‌ي هند مي‌درخشند كه گواهي انكار ناپذير بر اقتدار و توانايي فكري ايرانيان است.
وجود ابزار، آثار حجمي و تجسمي بي‌شماري از تمدنهاي ايراني در قبل از اسلام كه زينت بخش موزه‌هاي معتبر آمريكا و اروپاست خود بهترين گواه و سند توانايي مردم ايران است. به گونه‌ايي كه انكار آنها كه انكار توانايي علمي و فرهنگي مردم ايران در اين دوره‌ها است، امكان پذير نيست، مثل انكار آفتاب تابان در سياهي شب.
در دوره ي اسلامي نيز ايرانيان به جامعه جهاني اثبات كردند كه در هر شرايطي توانايي اثرگذاري به بخش‌هاي زيادي از جوامع پيراموني خود و هدايت فكري حاكماني كه حتي از خارج از مرز‌هاي ايران امكان حكومت بر مردم اين كشور را پيدا كرده‌اند، دارند. توانايي كه شايد فقط و فقط منحصر به مردم ايران است.
از روزي كه كشور كنوني ايران در دوره‌ي پيش از مادها تحت سيطره‌ي حكومتهاي بين‌النهرين و  عيلام بود تا زماني كه اسكندر مقدوني با شكست سپاه ايران سرزمين ما را تحت حكومت خود آورد و پس از آن سقوط ايران در برابر سپاهيان مسلمان و تهاجمات زياد از سوي اقوام ترك، تاتار و مغول كه به اشغال تمام يا بخشهايي از كشور ايران در زمانهاي زيادي انجاميد، هر كدام از اين اشغالگريها، كافي بود تا ديگر نام و نشاني از فرهنگ و تمدن اصيل ايراني و يا ايراني اسلامي نباشد. اما اين اتفاقات سخت و طاقت فرسا تنها مانند پرده‌ايي بود كه به طور موقت بر روي فرهنگ و اصالت ايراني كشيده مي‌شد و پس از چندي مهاجمان به دليل اينكه خود را همطراز و هم شأن مردم ايران نمي‌ديدند و توان مقابله با روح سلطه ناپذيري ايرانيان را نداشتند، مجبور به ترك كشورمان مي‌شدند يا آنقدر در برابر فرهنگ متعالي آن ضعيف بودند كه در آن حل مي‌شدند. مانند حكومتهاي اسلامي عربي كه بعد از پايان يافتن حكومت ساسانيان از وجود دانشمندان ايراني براي اداره‌ي حكومت استفاده كردند. چون راه رسم اداره‌ي حكومتي به آن گسترده‌گي را نمي‌دانستند و يا متمدن شدن و اسلام آوردن مغولاني كه ايران را به اشغال خود در آورده بودند.
ويل دورانت در جلد چهارم كتاب تاريخ تمدن، مقاطعي از تاريخ تمدن اسلامي را به نام دانشمندان ايراني نامگذاري كرده است، دوران خيام، دوران سعدي و ... او در اين كتاب از داشمندان بزرگ ايراني كه هم زمان با قرون وسطاي اروپا در مكتب خانه‌هاي علمي، آزمايشگاههاي مجهز و بيمارستانهاي پيشرفته‌ي آن زمان، پايه‌هاي اساسي علوم امروزي مثل رياضيات و جبر، فلسفه، شيمي، نجوم، پزشكي، موسيقي و ...  را پي‌ريزي مي‌كرده‌اند نام برده و در مورد آنها شرح داده است.
خوارزمي را مهمترين شخصيت علمي در رياضيات دانسته، ابوريحان بيروني را فيلسوف، مورخ، جغرافي‌دان، رياضي‌دان، منجم و ... معرفي كرده كه در همه‌ي اين رشته‌ها، نوشته و تحقيقات مهم و ابتكاري داشته است و در پايان ابوريحان بيروني را لئوناردو داوينچي مسلمانان معرفي كرده است.
ويل دورانت علم شيمي را يكي از دستاوردهاي مسلمانان دانسته و اعتراف كرده است كه نخستين بيمارستان، نخستين داروخانه و نخستين موسسه داروشناسي را مسلمانان ايجاد كرده‌اند. او در مورد زكرياي رازي مي‌گويد: « ... يكي از معروف‌ترين طبيبان اسلامي رازي است كه مثل اكثر عالمان و شاعران بزرگ عصر خود،‌ ايراني نژاد است.»
در مدرسه‌ي طب دانشگاه پاريس دو عكس رنگي از دو طبيب اسلامي آويخته شده كه يكي رازي و ديگري عكس ابن سينا بزرگترين فيلسوف و معروف‌ترين طبيب اسلامي است.
ويل دورانت در بخشي از كتاب تاريخ تمدن، دانشمنداني را كه همه ايراني هستند، اينگونه معرفي مي‌كند:
ابن سينا از همه نويسندگان پزشكي .... برجسته‌تر و كتاب شفا و قانون او اوج كمال است ... و در تاريخ تفكر انساني از تحقيقات معتبر به شمار مي‌آيد.
زكرياي رازي بزرگترين ... طبيب
ابوريحان بيروني بزرگترين .... جغرافي‌دان
جابربن حيان بزرگترين ... شيمي د‌ان
و ...
در حال حاضر نيز علاوه بر پيشرفتهاي مختلف در زمينه هاي تكنولوژي و كسب رتبه‌هاي جهاني در ميادين علمي توسط جوانان كشورمان كه نشان‌دهنده‌ي نبوغ و برتري انديشه و توان علمي ايراني به سايرين است.
گردانندگان و مديران خيلي از مراكز علمي، پزشكي و ... در كشورهاي غربي به ويژه آمريكا، ايرانيان هستند.
مركز فضايي آمريكا (NASA)، دانشگاههاي معتبر آمريكا، بيمارستانهاي فوق تخصصي و ... شاهد حضور تأثيرگذار و كليدي ايرانياني است كه جامعه غرب با همه‌ي پيشرفتها به دانش فني آنها محتاج است.

4- تلاش در قطع ارتباط بين نسل‌ها
مراحل رشد و تكامل يك درخت از وقتي كه بذر آن در زمين كاشته مي‌شود تا ريشه بدواند و پس از سالها به يك درخت تنومند و بلند تبديل شود در سالهاي متوالي صورت مي‌گيرد.
اگر يكسال خشكسالي اتفاق بيافتد و يا درخت شكسته شود، نبايد انتظار داشت كه اين درخت به رشد خود ادامه دهد.
هر اتفاقي از اين دست، منجر به متوقف شدن رشد، خشك شدن درخت و يا حداقل موجب كند شدن رشد آن مي‌شود.
مراحل رشد يك كشور و يا تمدن نيز به همين شكل است.
يك مثال ديگر به روشن شدن مطلب كمك بيشتري مي‌كند.
در يك مسابقه‌ي دو امداد، تعدادي دونده از يك كشور حضور دارند و تلاش مي‌كنند با زودتر رسيدن به ايستگاه بعدي كه دونده هم وطنشان حضور دارد و سپردن شي كه بعنوان شاخص در دست دارند، باعث برنده شدن گروه كشورشان شوند. ديرتر رسيدن يا نرسيدن يكي از اين دوندگان به دونده بعدي باخت و خارج شدن تمام نفرات آن گروه را از مسابقه در پي خواهد داشت.
عرصه‌ي فرهنگ و علم و هنر نيز چنين شرايطي دارد. پيوستگي اجزاء انساني يك تمدن يا فرهنگ در طي ساليان متمادي باعث حركت رو به جلو و پيشرفت آن مي‌شود. به طور مثال در مورد تمدن كشورمان اگر شرايط افسانه‌ايي كه در زمانهاي گذشته، در قبل و بعد از اسلام علم و فرهنگ پارسي از آن برخوردار بوده، قطع نمي‌شد و ادامه پيدا مي‌كرد، امروز قطعاً شرايط بسيار بهتري در كشورمان برقرار بود. اگر راه دانشمنداني چون بزرگمهر، ابن سينا و ... ادامه داده مي‌شد، الان ما بايد در جايگاه اروپا و آمريكا قرار داشتيم.
يكي ديگر از شيوه‌هاي استعمارگران اين است كه ارتباط نسل كنوني را با نسلهاي گذشته قطع كنند.در صورتيكه اين خواسته آنها مسير شود، در واقع مثل اين است كه ارتباط شاخه‌هاي يك درخت را با ريشه و  تنه‌ي آن قطع كرده باشند. پس براحتي مي‌توانند اين شاخه‌ها را به   هر درختي قلمه بزنند.

5- وادار كردن كشورهاي ديگر به تقليد كور كورانه از غرب
غربي‌ها اينگونه وانمود مي‌كنند كه تنها راه پيشرفت، راهي است كه آنها طي كرده‌اند و راههاي ديگر به مقصدهايي غير از پيشرفت و توسعه‌ي اقتصادي ، فرهنگي و سياسي ختم مي‌شود. در حاليكه هر كشور و ملتي بايد متناسب با فرهنگ خاص خود و بهره‌گيري از شرايط اقتصادي،‌ جغرافيايي و ساير منابع در راه پيشرفت و توسعه گام بردارد.
استعمارگران، ساير كشورها را وادار مي‌كنند همان راهي را بروند كه قبلاً آنها رفته‌اند و در اين مسير آنچه را كه خود صلاح مي‌دانند در مسير ساير كشورها قرار مي‌دهند.
بعنوان مثال دو كشور ژاپن و تركيه را در نظر بگيريد:
ژاپني‌ها بعد از جنگ دوم جهاني كارگراني را روانه‌ي كارخانجات صنعتي كشورهاي غربي كردند. اين كارگران ضمن اينكه در كارخانجات غرب كار مي‌كردند،به فراگرفتن دستاوردهاي صنعتي غرب همت گماشتندو پس از آنكه به ژاپن برگشتند، دانش فني خود را در اختيار كشورشان قرار دادند. گفته مي‌شود يكي از مسئولين ژاپني در سالهاي گذشته اعلام كرده است:‌ «اگر خانواده‌اي در دنيا ثابت كند هيچ محصول صنعتي يا الكترونيكي ژاپني در خانه‌اش ندارد به او جايزه مي‌دهيم».
كشور تركيه به دليل همسايگي با اروپا تا كنون سعي نموده روش هاي القا شده ي اروپا و آمريكا را  در زمينه‌هاي اقتصادي به كار گيرد. اين كار عليرغم توفيق اندكي كه براي تركها داشته است، تورم زياد و نابساماني اقتصادي را كه اين كشور درگير آن است به ارمغان آورده. به گونه‌ايي كه در سال 2003 ميلادي دولت ترکيه مجبور شد ارزش 000/000/1 لير (واحد پول تركيه) را به يك لير كاهش دهد.

6- بهره‌گيري از ستون پنجم
ستون پنجم انسان را به ياد جنگهاي نظامي مي‌اندازد،ستون پنجم به بخشي از نيروهاي نظامي دو كشور در حال جنگ گفته مي شود كه در پوشش‌هاي غير نظامي براي شناسايي نقاط ضعف و قوت دشمن بصورت مخفي وارد كشور مقابل مي شوند . در جنگ فرهنگي دشمنان از اين شيوه نيز استفاده مي‌كنند.
اين افراد با دريافت پولهاي كلان در سطوح مختلف جامعه مورد هدف، رسوخ كرده و اذهان عمومي و به خصوص اذهان تصميم گيرندگان فرهنگي كشور مورد تهاجم را، منحرف مي‌كنند.
از طرفي به دليل ارتباط مستقيم با اقشار مختلف مردم جامعه‌ي مورد تهاجم، حملات فرهنگي انجام شده بر عليه مردم را ارزشيابي و راهكارهاي مناسب و تأثيرگذارتري را به كشورهاي مهاجم ارائه مي‌كنند.

7- سوء استفاده از داشته‌هاي كشورهاي مورد تهاجم
استعمارگران در جنگ فرهنگي نه تنها از تمام داشته‌هاي خود استفاده مي‌كنند، بلكه در اين راه با سوء استفاده از آداب و سنن ديني و ملي كه شايد به فراموشي نيز سپرده شده باشند و تغيير آنها به شكل دلخواه، از اين به اصلاح داشته‌هاي كشور مورد تهاجم نيز در حمله خود استفاده مي‌كنند.
مانند مدهاي مو و موهاي بلند كه برخي از آنها ريشه در فرهنگ ملي ما دارد، براي پسران و مردان و به اصطلاح ژل ماليدن يا روغني كردن موها كه مدتي است در كشور ما نيز رايج شده است.
در هيچ يك از متون ديني اسلام داشتن موي بلند براي مردان منع نشده و سفارش زيادي هم در تميزي، بهداشت و استفاده از عطر و روغن از سوي حضرت رسول (ص) شده است. شما هم در كتابهاي ديني خوانده‌ائيد كه هزينه‌ بهداشت و عطر پيامبر گرامي اسلام بيشتر از هزينه غذاي ايشان بوده است.
اما همين سنت نبوي را دشمنان ما به شكلي كه خودشان مي‌خواهند و البته در مواردي به گونه‌هاي عجيب و غير قابل تحمل در ميان جوانان كشورمان ترويج كرده‌اند.

8- هنجار شكني
يكي ديگر از روشهاي استعمارگران، هنجار شكني است. آنها با مطالعه روابط و هنجارهاي ميان مردم كشور مورد تهاجم، آن بخش از هنجارهايي را كه موجب انسجام، اتحاد و غرور ملي آن كشور مي‌شود، مورد حمله قرار مي‌دهند و با از بين بردن اين اتحاد و هنجارهاي مثبت ، زمينه نفوذ در آن كشور و سلب قدرت آن را فراهم مي‌كنند. در مورد كشور ما هنجارهايي از اين قبيل مورد هدف دشمنان است:
-    علاقه به تاريخ چند هزار ساله‌ي تمدن ملي
-    علاقه به تاريخ چند صد ساله‌ي تمدن ديني
-    احترام به بزرگترها و تكريم آنها در خانواده‌ها
-    حجاب خانم ها
-    مقيد بودن خانواده‌ها به رعايت حدود الهي در روابط پسر و دختر
-    و ...
اگر خداي نكرده دشمنان موفق شوند با استفاده از اين روش‌ها و روش‌هاي ديگر، طرحها و نقشه‌هاي خود را عملي سازند، آن وقت شرايطي ايجاد خواهد شد كه شايد راه بازگشتي را باقي نخواهد گذاشت و يا آثار جبران ناپذيري را در پي خواهد داشت كه يادآوري يك واقعه در اين باره مي‌تواندنمايانگر آن باشد:
در تاريخ كشورمان جنايات و وحشي‌گريهاي چنگيزخان مغول را خوانده‌ايد، چنگيز براي سلب اراده از مردم در هر كشوري كه وارد مي‌شد، به دروغ، چيزي به اين مضموم مي‌گفت: «من از طرف خدا آمده‌ام تا با كشتن شما گناهان و ناپاكي‌هاي جامعه را پاك كنم!!» يا «من عذاب الهي هستم كه بر شما نازل شده‌ام!!»
روزي در يكي از شهرهاي اشغال شده ي ايران يكي از سربازان مغول از ميدان اصلي شهر در حال گذر بود كه چشمش به مردي افتاد كه در حال عبور از آنجا بود.سربازمغول هوس مي‌كند كه او را بكشد، به طرف او مي‌رود و از او مي‌خواهد كه زانو بزند تا گردن او را قطع كند. آن مرد زانو مي‌زند و سرباز مغول چند ضربه شمشير به گردن او مي‌زند ولي به دليل كند بودن شمشير تنها چند زخم در گردن آن مرد ايجاد مي‌شود.
سرباز مغول عصباني مي‌شود و به او مي‌گويد همين جا بنشين تا من بروم و يك شمشير تيز بياورم و گردن تو را بزنم و از آنجا دور مي‌شود.
آن مرد بيچاره در جاي خود مي‌نشيند تا سرباز مغول با يك شمشير تيز  بر مي‌گردد و سرش را از تنش جدا مي‌كند.
اگر آن مرد يك ذره اراده داشت لااقل پس از اينكه سرباز مغول سراغ شمشير تيز رفته بود، فرار مي‌كرد و جانش را نجات مي‌داد ولي به دليل خود باختگي و بي‌اراده بودن، حتي جرأت فرار را هم نداشت.
اگر غربي ها بيشترين تلاش خود را در تهاجم فرهنگي به كار گرفته‌اند به دليل اين است كه اگر بتوانند فرهنگ ملي و سنتي كشورهاي ديگر را از آنها بگيرند در واقع آنها را از ريشه خود جدا كرده‌اند.

9- تغيير ذايقه
استعمارگران غربي گذشته از اينكه طرز لباس پوشيدن و بسياري از آداب جامعه مورد هدف خود را تغيير مي‌دهند، در ذايقه‌ي مردم آن جامعه نيز تغيير ايجاد مي‌كنند. ترويج نوع غذاها و آشاميدني‌هايي كه در غرب مصرف دارد، به دليل تغيير فرهنگ سنتي مردم و ايجاد زمينه‌ي فروش محصولات غذايي توليد شده در غرب و نابود سازي صنايع غذايي ملي كشور مورد هدف از اين اقدامات است.
تمايل جوانان در كشورهاي جهان سوم به نوشيدن نوشابه‌هاي مضر و بي‌فايده مانند كوكاكولا و پپسي كولاي آمريكايي به جاي نوشيدني‌هاي مقوي وسرشار از املاح مانند شير، نمونه‌ايي از تهاجم فرهنگي است.

10- انحصاري كردن دستاوردهاي علمي، راهبردي
غربي‌ها در برخورد با ساير كشورها طوري وانمود مي‌كنند كه دستاوردهاي علمي، راهبردي و مهم،‌ فقط بايد در اختيار و انحصار آنها باشد و ديگران حق ورود و يا صلاحيت ورود به اين عرصه را ندارند.
آنها با اين عمل، خود را برتر و بالاتر از ديگران مي‌دانند به گونه‌ايي كه انگار آنها بندگان ويژه‌ي خدا هستند و مردم ساير كشورها بندگان درجه دو و سه كه بايد نظاره‌گر پيشرفتهاي غربي‌ها باشند.
دانش هسته‌ايي و رسيدن به مهارت توليد چرخه سوخت هسته‌ايي نمونه‌ايي از اين علوم است.
ده كشور در دنيا به اين تكنولوژي دست پيدا كرده‌اند كه ايران نيز يكي از اين كشورهاست، ولي آمريكا و اروپا در تلاشند هر طور شده مانع از ظهور يك ايران هسته‌ايي قدرتمند شوند و در اين راه هرچه در توان داشته‌اند انجام داده‌اند در حاليكه اولين بار ايرانيان در تاريخ در دوره‌ي صفويه از انرژي هسته‌ايي استفاده كرده اند.

 ابزار
علاوه بر روشهاي ذكر شده،‌ ابزار و وسايلي نيز نياز است‌تا جنگ فرهنگي غرب نتيجه بدهد. اين ابزارها به صورت مستقيم و يا غير مستقيم در جنگ فرهنگي مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

1- محصولات صنعتي
كالاهاي صنعتي يكي از ابزارهاي غير مستقيم تهاجم فرهنگي هستند. خودرو، لوازم منزل، كالاي صوتي و تصويري، كالاهاي مخابراتي، لباس و ... از جمله اين ابزارها هستند.
اين خوش خيالي است كه ما فكر كنيم ديگران در كشورهاي خودشان كالايي‌هايي متناسب با باورها و سنتهاي ما، برايمان توليد كنند.
اولين هدفي كه سازندگان اين كالاها دارند، انتقال فرهنگ خود از طريق اين كالاها و محصولات صنعتي است.
بعنوان مثال اروپايي‌ها يا چيني‌ها در طراحي و دوخت لباس، فرهنگ و سنتهاي خودشان را مد نظر قرار مي دهند و ما وقتي از اين لباسها استفاده مي‌كنيم ناخواسته فرهنگ آنها را قبول كرده‌ايم.
ساير محصولات نيز به همين شكل است. ميزان شناختي كه ما از كشورهايي مثل آمريكا، آلمان، ژاپن و ... كه با خريد محصولات صنعتي آنها پيدا كرده‌ايم به مراتب خيلي بيشتر از شناختي است كه از طريق مطالعه كسب مي‌كنيم.
ماركهاي معروف تجاري مثل جنرال موتورز، بنزوتويوتا خيلي بيشتر از نام كشورهايشان در صبحتهاي روزانه مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

2- محصولات هنري و فرهنگي
اين محصولات به دليل جذابيت و سرگرم كننده بودن،‌ مخاطبان زيادي دارند. استعمارگران نيز با سوء استفاده از اين شرايط، بيشترين سرمايه گذاري را در جنگ فرهنگي در اين زمينه‌ها انجام داده‌اند.
كتاب، فيلم و آثار هنري ابزارهايي هستند كه در خدمت مهاجمان فرهنگي قرار دارند. داستانهاي غير اخلاقي، فيلم‌هاي مبتذل و آثار هنري كه ترويج دهنده‌ي برهنگي، روابط خارج از قوانين الهي ميان پسر و دختر، روابط جنسي خارج از حدود الهي و فساد لجام گسيخته هستند، از اين نمونه‌اند.

3- مد
استفاده از پديده‌ي مد سودهاي كلان فرهنگي و اقتصادي را براي استعمارگران غربي در پي داشته‌ است. آنها با ترويج مدهايي كه در اطاقهاي جنگ رواني و فرهنگي طراحي مي‌شوند، علاوه بر اينكه فرهنگ غير انساني را در ميان ملتهاي ديگر رواج مي‌دهند، راهي نيز براي فروش محصولات نه چندان ضروري خود پيدا نموده و سرمايه‌هاي هنگفتي را از كشورهاي مورد تهاجم خارج كرده و مي‌كنند. لوازم لوكس، لباس، لوازم بهداشتي، لوازم آرايشي، نمونه‌هايي ازابزار مد هستند.

4- ماهواره و اينترنت
دو پديده ماهواره و اينترنت كه براي تبادل اطلاعات و ارائه ي‌سريع آخرين دستاوردهاي علمي بين كشورهاي جهان، به وجود آمده‌اند، امروزه بعنوان سلاحي بر عليه مردم كشورهاي كمتر توسعه يافته به كار گرفته شده‌اند، در حاليكه دانشمنداني از اين كشورها سهم بسزايي در پيدايش و رشد اين پديده‌ها داشته‌اند.
در كنار اطلاعات مفيدي كه از طريق اينترنت و ماهواره تبادل مي‌شود، متأسفانه حجم زيادي از هنجارهاي غير اخلاقي گروههاي پست غربي در قالب شوها، فيلم‌هاي ضد اخلاقي و ... از طريق اينترنت و ماهواره به سطوح مختلف مردم كشورهاي جهان سوم تزريق مي‌شود كه مشكلات فرهنگي و اقتصادي زيادي را براي اين كشورها به وجود آورده است.
 
منبع: كتاب زنگ تاريخ تأليف علي اكبر رئيسي

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  2:31 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:لایه های پنهان جنگ

حلقه مرگ در دستان ۲۱ كشور 


در مارس ۱۹۸۶ م. دبيركل وقت سازمان ملل خاوير پرز دكوئيار به طور رسمى عراق را متهم به استفاده از سلاح هاى شيميايى عليه ايران كرد. در اين باره وى به گزارش ارائه شده به وسيله كارشناسان سازمان ملل كه در فوريه همان سال براى بررسى موضوع سلاح هاى شيميايى به ايران سفر كرده بودند، استناد كرد.
دبيركل به صراحت از رژيم عراق خواست به نقص مقررات بين المللى خاتمه دهد و گزارش بازرسان سازمان ملل تأكيد داشت كه رژيم عراق از سلاح هاى شيميايى در جنگ عليه ايران استفاده كرده است. با اين وجود رژيم عراق اين موضوع را تكذيب مى كرد و متأسفانه سياستگذاران غربى ترجيح مى دادند در اين باره سكوت كنند. ولى وقتى كه بدن مجروح و تاول زده  رزمندگان ايرانى از كنار كرخه و شلمچه براى مداوا راهى كشورهاى اروپايى شدند، دايره شواهد و مدارك دال بر استفاده غيرانسانى رژيم عراق از مواد شيميايى كه به وسيله شركت هاى غربى در اختيار رژيم عراق قرار داده شده بود، تكميل تر و موجب شد كه اعتراض هايى نسبت به سكوت دولت هاى غربى درباره اين فاجعه شكل گيرد و اينك بعد از گذشت بيش از دو دهه از جنگ تحميلى، صدام حسين كه در آن زمان موضوع حمله هاى شيميايى را انكار مى كرد، امروز در دادگاه از اين فاجعه اسفناك به عنوان افتخارى ياد مى كند كه مدال آن را دولت هاى غربى به گردنش انداختند.
نگاه اجمالى به حمايت ۲۱ كشور جهان از رژيم عراق در اين فاجعه غيرانسانى، شايد تا اندازه اى در شكافتن اين جنايت كه امروز دليل افتخار اين جنايتكار جنگى شده است بى فايده نباشد.
 
 
> كنوانسيونى به نام منع سلاح هاى شيميايى
در طول تاريخ تلاش هاى بسيارى براى جلوگيرى استفاده از جنگ افزارهاى شيميايى و بيولوژيك شده است. از جمله تلاش هايى كه به تنظيم يك قرارداد بين المللى در سال ۱۹۰۷ كه از نظر حقوقى تعهدآور بود، انجاميد. ولى با شروع جنگ جهانى اول، كنوانسيون ۱۹۰۷ لاهه نتوانست از به وجود آمدن جنگ شيميايى جلوگيرى كند.
كاربرد جنگ افزارهاى شيميايى، كشورها را به امضاى پروتكل ۱۷ ژوئن ۱۹۲۵ ژنو درباره به كار نبردن جنگ افزارهاى شيميايى و بيولوژيك وادار كرد، اما توسعه توليد يا ذخيره سازى اين گونه سلاح ها را منع نكرد. ۱۶ دسامبر ،۱۹۷۱ نشست عمومى سازمان ملل طرح قراردادى را كه كميسيون خلع سلاح ژنو براى منع، توسعه، توليد و انباشت جنگ افزارهاى ميكروبى و سمى و نابودسازى آن ها تهيه شده بود، تصويب كرد. در ۱۱ نوامبر ،۱۹۸۷ سازمان ملل قطعنامه اى در مورد جنگ افزارهاى شيميايى به تصويب رساند.
كنوانسيون منع سلاح هاى شيميايى پس از دودهه گفت وگوهاى فشرده در سال ۱۹۹۳ در پاريس امضا شد و از سال ۱۹۹۷ به اجرا درآمد كه تاكنون ۱۷۸ كشور از جمله اسپانيا، انگليس، ژاپن، ايتاليا و آلمان به عضويت كنوانسيون درآمده اند. اين كنوانسيون داراى يك مقدمه، ۲۴ ماده و ۲ متن پيوست است.
سازمان منع سلاح هاى شيميايى (OPCW) وظيفه اجراى كنوانسيون را برعهده دارد كه مقرآن در لاهه هلند است.

> ايران قربانى سلاح هاى شيميايى
ايران از جمله كشورهايى است كه بيشترين آسيب را از به كارگيرى سلاح هاى نامتعارف در طول تاريخ ديده است. استفاده از سلاح هاى شيميايى از سوى عراق، درحالى اتفاق افتاد كه اين كشور جزو كشورهاى امضاكننده پروتكل ژنو در سال ۱۹۲۵ درباره منع استفاده از سلاح هاى سمى، خفه كننده و تركيبات باكتريولوژيك قرار داشت. قربانى گرفتن سلاح هاى شيميايى باعث شد جمهورى اسلامى ايران از بدو شروع گفت وگوهاى مربوط به تدوين كنوانسيون در ژنو و همچنين در كميسيون مقدماتى آن جزو فعال ترين كشورهاى عضو باشد. ايران در سال ۱۹۹۷ . م با تصويب مجلس شوراى اسلامى به كنوانسيون پيوست و از همان آغاز همواره عضو شوراى اجرايى سازمان بوده و حضورى فعال و تأثيرگذار در سازمان OPCW داشته است.
در طول جنگ تحميلى، رژيم عراق بارها از سلاح شيميايى استفاده كرد. به طورى كه بنابه گزارش رسمى ايران به كنفرانس خلع سلاح، تعداد اين حملات توسط عراق از دى ماه ۱۳۵۹ تا اسفند ۱۳۶۶ در مجموع به ۲۴۲ مورد رسيده بود كه قربانيان آن ۴۴ هزارنفر ذكر شده است كه از آن تاريخ تاكنون اين رقم به يكصدهزار نفر افزايش يافته است. همچنين بنا بر همين گزارش عراق در طول جنگ تحميلى از ۶ هزار بمب شيميايى عليه ايران استفاده كرده است .
به گفته دكتر حسين شهرستانى، از دانشمندان هسته اى عراق، از سال ۱۹۸۰ م. (۱۳۵۹) برنامه سلاح هاى كشتار جمعى عراق آغاز شد و در بخش شيميايى در سال ۱۹۸۲م. (۱۳۶۱) با كمك چند شركت آمريكايى با استفاده از گاز اعصاب و سارين افزايش پيدا كرد.
عراق تا پايان سال ۱۳۶۴ مقدار ۱۰ تن از انواع گازها را در يك ماه توليد مى كرد كه در پايان سال ۶۵ اين مقدار به بيش از ۵۰ تن در ماه افزايش يافت و در پايان سال ۶۷ عراق مى توانست بيش از ۷۰ تن گاز خردل و ۶ تن از هر يك از گازهاى «تابون» و «سارين» توليد كند.
توانمندى عراق در توليد گازهاى شيميايى با همكارى و حمايت بسيارى از شركت هاى آمريكايى و اروپايى و ديگر كشورها ايجاد شد.
روزنامه الكترونيكى القبس از زبان كارشناسان و گزارش ارسالى از عراق، مى نويسد: ۹۲ شركت آلمانى، عراق رابه سلاح هاى شيميايى و هسته اى مجهز كردند و ۲۲ شركت آمريكايى، ۲۳ شركت انگليسى، ۲۱ شركت فرانسوى، ۱۸ شركت اتريشى، ۱۱ شركت بلژيكى، ۱۵ شركت ايتاليايى، ۱۳ شركت سوئيسى، ۷ شركت اسپانيايى، ۳ شركت ژاپنى، ۴ شركت هندى، ۵ شركت كره اى و ۳ شركت چينى و تعدادى از شركت هاى آرژانتينى، برزيلى، مصرى، اردنى و ۴۰ شركت روسى و اوكراينى در ليست فروشندگان سلاح هاى شيميايى و هسته اى به عراق قرار دارند كه درمجموع به ۲۷۸ شركت اشاره شده است.
از سوى ديگر براساس تحقيقات به عمل آمده از سوى انجمن حمايت از قربانيان سلاح هاى شيميايى، ۴۴۵ شركت از سراسرجهان در طول ۸ سال جنگ تحميلى ارتش صدام را در زمينه هاى مختلف نظامى بويژه توليد سلاح هاى شيميايى حمايت مى كردند.

> ليست شركاى جرم شيميايى صدام
براساس تحقيقات انجمن حمايت از قربانيان سلاح هاى شيميايى از ميان ۴۴۵ شركت تجهيزكننده ارتش صدام در زمينه هاى مختلف بخصوص سلاح هاى شيميايى، شركت هايى از ژاپن، هلند، سوئد، بلژيك، اسپانيا، فرانسه و آلمان سهم بيشترى داشتند.
بنابراين تحقيق، شركت هاى فناك (Fanuc) ، هماماتسافترنكيس كاكا (Hammamatsu photonics kk)، ان.اى.سى (nec) ، اوساكا (Osaka) و ويدا (waida) ازجمله شركت هاى ژاپنى هستند كه در برنامه هسته اى صدام حسين، او را يارى دادند.
از كشور هلند نيز شركت هاى «مل كمى بى وى» (Melchemie B.V) و «كى بى اس هلند بى وى» (KBSHolland B.V) در برنامه تسليحاتى شيميايى و شركت تجهيزات «ان وى دلف» (Delf Instruments N.V) درامور پشتيبانى نظامى و ساخت آزمايشگاهى نظامى براى وزارت دفاع، صدام را تأمين مى كردند.
شركت «مل كمى» از سال ۱۹۶۹م. با عراق روابط تجارى داشت و به گفته «آى اوزند كمپ» مدير اين شركت، شركت او در سال ۱۹۸۴ م. برابر ۱۰ ميليون دلار مواد شيميايى به عراق صادر كرد.
طبق سندهاى دفاتر اين شركت درفهرست سفارش خريد عراق، يك هزار تن كلرورنيونيل، ۲۰ تن فلوئور هيدروژنه پتاسيم، ۶۰ تن اكسى كلرور فسفر، ۵ تن اسيدفلوئوريدريك و ۱۵۰ تن الكل ايزوپروپيل به چشم مى خورد. اسناد دادگاه آلمان نيز نشان مى دهد كه همه اين مواد به مجتمع سامرا ارسال شده بود. به احتمال زياد همه آنها در توليد گاز خفه كننده به كار رفته است.
از سوئد نيز شركت «سب - اسكانيا» (saab-scania) در برنامه موشكى و شركت «اب ب» (ABB) در برنامه هسته اى، رژيم بعث را يارى كرده اند.
شركت «تربلام» (Treblam)، در برنامه تسليحات شيميايى و شركت اسپانيايى «دونابت» (Donabet) در برنامه موشكى، شركت «زاير» (Zayer) در برنامه هسته اى از اسپانيا رژيم صدام را تأمين كرده اند. همچنين شركت اسپانيايى «آلاوساس ياكس ياك» ساخت فيوز براى ماشه هاى الكترونيكى مخصوص انفجار بمب را برعهده داشته است.
از بلژيك شركت هاى بازرگانى «كرفت آن يو» (NUkraft mereanfile) و «پتروليوم فيليپس» (Philips petroleum) در زمينه برنامه تسليحات شيميايى، شركت «ا آى بى اينستروبل) (OIB Instrubet) در زمينه پشتيبانى نظامى و ساخت آزمايشگاه هاى نظامى براى وزارت دفاع، شركت هاى «رئوئيز بلژيك» (Poudries Reunies Bleges SA) شركت تحقيقاتى فضايى (Space Research corp) در زمينه برنامه موشكى و شركت هاى «بوهلر ادلستال» (Boehler Edelstahl) و «سباترا» (Sebatra) در زمينه برنامه هسته اى با صدام همكارى داشتند. در سال ۱۳۶۱ وزارت صنايع و پتروشيمى دولت عراق براى خريد ۵۰۰ هزار كيلوگرم موادشيميايى موسوم به «تيئوديگليكون» براى توليد عوامل غيراعصاب به بلژيك سفارش داد.
دولت عراق در ژوئن ۱۹۸۲ قراردادى به ارزش ۸۳۰ ميليون دلار با يك شركت بلژيكى امضا كرد تا پناهگاه هاى پيشرفته اى براى صدام بناكند كه اين شركت بيشتر كارهاى ساختمانى مجتمع پتروشيمى «القائم» را نيز انجام داده بود.
از فرانسه نيز شركت حفاظتى «اس ا» (protect SA) در زمينه تسليحات شيميايى، شركت «تامسون سى پى اس» (Thomson CPS) در زمينه پشتيبانى نظامى و ساخت آزمايشگاه هاى نظامى براى وزارت دفاع، رژيم صدام را تأمين مى كردند.
روزنامه چپ گراى آلمانى «داى تاك زايتونگ» در دسامبر ۲۰۰۲ گزارش ۱۲ هزار صفحه اى را كه عراق درباره برنامه تسليحاتى خود به سازمان ملل ارائه كرده بود، منتشر كرد.
در اين گزارش عراق از شركت هاى Denobate و Zayere اسپانيا به عنوان فروشنده راكت يا موشك و سلاح هاى اتمى نام برده و شركت Trebeian را نيز فروشنده سلاح هاى شيميايى معرفى كرده است.
شركت Expal هم از سال ۱۹۷۶م. بمب هايى را به عراق منتقل و در سال ۱۹۸۲ م، يك ميليارد ESP اسلحه به عراق صادر كرده است.
طبق گزارشى در سال ۱۹۸۶م. يك فروند كشتى حامل ۶۸ تن بمب شيميايى متعلق به شركت Expal هنگام بارگيرى در «سانتاندر» در شمال اسپانيا متوقف شد، اما پس از آن به راه خود ادامه داده بود.
در آوريل ۱۹۸۵ م. در جريان يك ماجراى هواپيمايى در پايگاه نظامى اسپانيا در نزديكى مادريد، يك هواپيماى بوئينگ حامل «ناپالم» و گاز خردل دچار سانحه شد و معلوم شد كه شركت Expal براى عراق سلاح هاى گفته شده را توليد كرده بود.
شركتECIA - based Markina در سال ۱۹۸۲م. مقدار زيادى اسلحه به ارزش ۳ ميليارد و ۵۰۰ ميليون تومان به عراق حمل كرده بود.
براساس گزارش ها، در اواسط ۱۹۸۰م. تا ۸۷ شركتى به نام «تكنولوژى بين المللى» مقدار ۵ هزار و ۵۰۰ تن مواد منفجره و مهمات به ارزش تقريبى ۵ ميليارد و ۱۰۰ ميليون تومان به عراق فروخته بود.

> آلمان، شريك اصلى جرم
تحقيقات انجام شده حاكى از آن است كه يك سوم از مجموع ۴۴۵ شركت غربى كه در تجهيز ماشين جنگى عراق در زمينه هاى مختلف به ويژه سلاح هاى شيميايى نقش داشته اند، آلمانى بوده كه علاوه بر فروش به آموزش نيروهاى عراقى در جنگ تحميلى براى استفاده از اين سلاح هاى شيميايى عليه ايران، مبادرت كرده اند.
نكته مهمى كه در اين ميان وجوددارد، آن است كه برخى از همه شركت هاى يارى كننده به صدام، جنبه صورى داشته است و بعد از اجراى اهداف موردنظر خود ازميان رفته و يا اين كه برخى دولت هاى شركت هاى تابعه از فعاليت آنها اطلاعى نداشته و پس از كسب آگاهى از كمك هاى اين شركت ها به رژيم بعث، آنها را تحت پيگرد قرارداده و يا از كنار اين مسأله گذشته اند.
گزارش ۱۲ هزار صفحه اى عراق درباره تسليحات اين كشور، حاوى اخبار پرسروصدايى درمورد آلمان به نام «برلين» است. در اين گزارش به تفصيل بيان شده كه بين شركت هاى نظامى آلمان و عراق چه دادوستدهاى تسليحاتى انجام شده است.
در اين گزارش ۱۲ هزار صفحه اى كه روزنامه «تاگس زايتونگ» بخش هاى محرمانه آن را منتشر كرده است از آلمان با نام مهمترين تجهيزكننده انبارهاى تسليحاتى صدام ياد شده است.
برخى از اسامى شركت هاى آلمانى كه در گزارش عراق به سازمان ملل آمده عبارتند از: «دايملر، من، زيمنس، بنز، كيوكلپ، هوچست، كلوچنر، كارلزيس». شركت كارل كلوب كه از سال ۱۹۷۷ م، با عراق همكارى داشته، تجهيز دو كارخانه اصلى حشره كشى و مواد شوينده بغداد را بر عهده داشته و در گزارش ۱۲ هزار صفحه اى عراق به سازمان ملل، اين شركت يكى از بزرگترين تجهيزكنندگان برنامه شيميايى و تسليحاتى عراق بوده است.
شركت «كارل كلوب» ۶ خط توليد سلاح شيميايى جداگانه به نام هاى احمد، على، محمد، عيسى، مدار و قاضى ايجاد كرد. ساخت نخستين آنها در سال ۱۹۸۳م و آخرين آن در سال ۱۹۸۶ م تكميل شد و در اين كارخانه ها از گاز «خرددل» و «اسيد پروسيك» تا گازهاى اعصاب «سارين» و «تابون» توليد مى شد.
   براساس گزارش عراق همچنين شركت Preussage از بزرگترين تجهيزكنندگان مواد شيميايى در زمينه گاز اعصاب سارين بوده است.
شركت «كارل كلوب» و «پيولوت پلنت» (برنامه شيميايى) فروش و خدمات ميليون ها دلار تجهيزات براى ۶ كارخانه شيميايى جدا از هم در عراق و تهيه آزمايشگاه هاى پيشرفته براى اين كشور را به منظور گسترش، توسعه گاز اعصاب و حمايت مهندس هاى مكانيك آلمانى از وزارت صنايع و صنايع نظامى عراق بر عهده داشتند.
شركت «ريننگ هوس» (برنامه شيميايى) نيز تهيه همه فسفريل براى توليد تسليحات شيميايى و شركت «پروپيچ» (برنامه شيميايى) همكارى با شركت
«كارل كلوب» و شركت WET ( شركت تجارى مهندسى آب) ، (برنامه شيميايى و شايد ميكروبى) را بر عهده داشتند.
تهيه و فروش مواد اعصاب، تجهيزات شيميايى به ارزش ۱۰ ميليون دلار، ده ها تن مواد شيميايى از جمله تركيبات گاز اعصاب و فلوريد سديم و ترى كلريد، تهيه ماشين آلات براى تبديل راكت ۱۲۳ ميليمترى به تجهيزات شيميايى، تهيه روزانه ۱۷‎/۶ تن كلريدفسفر، فروش تجهيزات به كارخانه تسليحات شيميايى «فلوجه و اثير» از جمله فعاليت هاى اين شركت ها بوده است.
شركت «گوسا» سازنده سيلكون پى بود كه شباهت زيادى به سيانور هيدروژن داشت كه عراق در سال ۱۹۸۵م. آن را عليه ايران استفاده كرد.
شركت «بوسوائو» و «كناور» در اكسبورگ پناهگاه پيشرفته اى براى صدام در زير كاخ رياست جمهورى بنا كرد و شركت «هى برگر» ساخت واحد جداكننده در مجتمع شيميايى سامرا و توليد تابون را بر عهده گرفت.
شركت «هى برگر» همچنين بخش عمده كار تسليحاتى آن را به شركت «لوديگ همر» از «كلانوسيت هايم»، واگذار كرد.
گرى ملهولين استاد حقوق دانشگاه ويسكانسين در ۲۲ مارس ۲۰۰۰م . مى گويد: «نه تنها شركت هاى آلمانى بزرگترين فروشنده سلاح هاى شيميايى به عراق بودند، بلكه اين شركت ها موادى را به عراق مى فروختند كه در افزايش برد گلوله هاى اسكاد به عراق كمك مى كرد.»
نام ۸۰ شركت آلمانى موجود در گزارش ۱۲ هزار صفحه اى عراق به سازمان ملل از اين گزارش حذف شده است.
در ميان كشورهاى كمك كننده به عراق، كشور آلمان شبكه وسيع قوانين و مقرراتى را به منظور كنترل صادرات مواد تشكيل دهنده سلاح هاى شيميايى، تركيبات بيمارى زا، تجهيزات مربوط به سلاح هاى بيولوژيكى و شيميايى دو منظوره يا اشكال ديگر همكارى را با طرح هاى موشكى يا سلاح هاى ميكروبى و شيميايى خارجى دارد.

> حمايت شيميايى آلمان از عراق در گذر زمان
تاريخچه تلاش هاى كنترل صادرات توليد سلاح آلمان به سال ۱۹۸۴.م برمى گردد. زمانى كه دولت فدرال آلمان كنترل هايى را بر ۴ ماده تشكيل دهنده سلاح هاى شيميايى اعمال مى كرد. آلمان همچنين در آگوست ۱۹۸۴.م قانون جديدى را در مورد دادن مجوز به كارخانه هاى شيميايى و تجهيزات شيميايى خاصى كه براى توليد مواد سازنده سلاح هاى شيميايى مناسب هستند، وضع و اعمال كرد.
در اواسط سال ۱۹۸۳ كار بر روى كارخانه هاى توليد حشره كش در سلمان پاك در حال اتمام بود كه بيش از ۱۰ شركت شيميايى آلمانى در اين كار به عراق كمك كردند. تجهيزات و وسايلى كه آلمان براى طرح هاى سامرا و سلمان پاك مى فرستاد، به قدرى تخصصى و غيرمعمولى بود كه ارسال آنها بايد زنگ خطرى را در دستگاه هاى دولتى آلمان به صدا درمى آورد.
گزارش گمرك آلمان در سال ۱۹۸۷.م حاكى است كه فروش دستگاه تهيه هوا و ۴ واحد جداساز گاز مسموم كننده به عراق به موجب قوانين آلمان در مورد مواد و تجهيزات بسيار سمى ممنوع بوده است اما شركت «هى برگر» همه اين مواد را به عراق صادر كرد بى آن كه كسى از او سؤالى كند.
در سپتامبر ۱۹۸۳ كارخانه توليد گاز سمى سامرا با نظارت مهندس هاى شركت هاى «كارل كلوب»، «پروسچ» و ديگر شركت هاى آلمانى راه اندازى شد.
كارشناسان سلاح هاى شيميايى آلمان شرقى نيز پيش از آن كارخانه اى در سامرا راه انداخته بودند و افسران عراقى را در مورد به كارگيرى گاز خردل و گاز فلج كننده اعصاب در ميدان نبرد، تعليم مى دادند. در دسامبر ۱۹۸۳ (آذر ۱۳۶۲) نخستين توليد كارخانه سامرا به نام «ايپريت» يا گاز خردل آماده شد و نيروهاى عراقى در برابر حمله نيروهاى ايرانى از آن استفاده كردند.
بنا به گزارش بى بى سى در سپتامبر ۱۹۸۳ دولت ريگان رئيس جمهورى وقت آمريكا، يك كارگزار اطلاعاتى ملى را مأمور بررسى گسترش سلاح هاى شيميايى در جهان سوم كردكه در گزارش اين كارگزار از دولت آلمان به خاطر جلوگيرى نكردن از شركت هاى آلمانى طرف قرارداد، انتقاد شده و آمده بود:
«آلمان غربى كمك هاى فنى را در تهيه گاز ناتوان كننده اعصاب فراهم كرده است.»
در تحقيقات اوليه گمرك آلمان غربى، مورخ ۵ نوامبر ۱۹۸۷. م از ۷ شركت كه با كارخانه سامرا همكارى داشتند، نام برده شد.
كارل كلوب، شركت تجهيزات مهندسى پيلوت پلانت، هى برگر، موديگ همن پرولچ، صنايع تكنيكى دبيل جيكوب و شركت مهندسى تجارى آپ سايپترا.
 
 
حميرا حيدريان
  روزنامه ايران - سه شنبه ۵ دى ۱۳۸۵


 

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  2:31 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:لایه های پنهان جنگ

چرا دنیا با ما چنین کرد؟


شايد براي شما سؤال باشد كه چرا با ما چنين رفتاري شد؟ چرا ملت ما مجبور شد هشت سال در برابر زورگويي‌هاي دنياي ظلم و ستم ايستادگي كند، تعداد زيادي از فرزندان اين مرز و بوم به شهادت برسند و خسارات مالي بي‌شماري بر ملت و دولت ايران تحميل شود.
درجنگ دوم جهاني وقتي آلمانها عزمشان را جزم كرده بودند كه تمام دنيا را فتح كنند و نژاد خالص ژرمن را به آن مسلط سازند و از قبل هم پيش بيني امكانات و تجهيزات لازم را براي اين كار كرده بودند، 26 كشور قدرتمند دنيا در شهر سانفرانسيكو كنفرانسي را برگزار كردند و در آن كنفرانس معاهده معروف سانفرانسيسكو را بر عليه هيتلر و آلمان نازي امضاء‌ كردند و در واقع بر عليه آلمانها متحد شدند. اين كار يك حركت طبيعي بود كه براي محار آلماني‌ها انجام شد و پس از سه سال جنگ توانست آلماني‌ها را در هم بشكند.
ولي انقلاب اسلامي ايران چه تغييراتي را در وضعيت سياسي و جغرافيايي جهان پديد آورد يا در صدد ايجاد آن بود كه بيش از
 36 كشور به صورت علني و آشكارا در جنگي نابرابر بر عليه آن متحد شدند. بزرگترين قدرتهاي دنيا و در رأس آنها آمريكا هر كاري كه توانستند كردند تا اين انقلاب را به شكست بكشانند.
براي روشن شدن علت اين اتحاد شوم بايد وضعيت سياسي آن زمان به صورت مختصر بيان شود.
در آن دوران دو قدرت بزرگ جهان آمريكا و شوروي سابق بودند كه هر كشور ديگر بايد فرمانبر و مطيع يكي از اين دو كشور مي‌بود. يا بايد هم پيمان آمريكا و مجري سياست‌ها و دستورات صادر شده از واشنگتن مي‌شد، مانند ايران در زمان شاه. يا بايد دستورات خود را از كاخ كرملين در مسكو مي‌گرفت.
وقتي انقلاب اسلامي ايران به پيروزي رسيد رهبر فرزانه ايران يك روش جديد ارائه داد، ايران مستقل، ايراني كه نه سلطه ‌ي آمريكا را قبول داشت و نه سلطه‌ي شوروي. اين روش براي قدرتمندان خيلي سخت و غير قابل تحمل بود. ايران و در رأس آن پيرمردي كه تمام دارايي او چندجلد كتاب و يك خانه محقر استيجاري بود، مسير دنيا را عوض كرده بود. مسيري كه خيلي از كشورهاي به ظاهر قدرتمندتر و بزرگتر از ايران از آن پيروي مي‌كردند و جرأت مخالفت با آن را نداشتند. به‌همين خاطر دنياي ستم و زور هر چه در توان داشت، به كار گرفت تا مانع از پيروزي اين طرز تفكر شود. دو ابر قدرت دنيا چون شكوه و عظمت پوشالي خود را در خطر مي‌ديدند و حاكمان متحد با آنها هم هر كدام بنا به دلايلي به مخالفت و جنگ با انقلاب اسلامي ايران پرداختند . تعدادي از حاكمان كشورهايي كه با انقلاب اسلامي به جنگ پرداختند ترس داشتند كه، چون با روش غير دمكراتيك ، حكومت را به دست گرفته‌اند و مردم، آنها را انتخاب نكرده‌اند، توسط مردم كشورشان به سرانجام شاه ايران دچار شوند. تعدادي از حاكمان كشورهاي هم پيمان آمريكا، ماننداروپائي‌هانيز منافعي از ايران مي‌بردند كه با سقوط شاه اين منافع قطع ‌شده بود.
در اين ميان حضرت امام (ره) با قاطعيتي كه از انوار الهي سرچشمه مي‌گرفت بر روش نوين خود پافشاري كرد. چند سال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي با ارسال نامه‌اي به رهبر شوروي سابق سقوط امپراطوري كمونيستي را پيش بيني كرد و از او خواست براي درمان تمام دردهاي بشر به دامن اسلام پناه بياورد.
 در آن زمان كسي سقوط ابر قدرت شرق را باور نمي‌كرد. چيزي از اين پيش بيني نگذشته بود كه شوروي سابق از بين رفت و به قول حضرت امام (ره): «بعد از اين كمونيسم را بايد در موزه‌ها جستجو كرد.» قدرتهاي شيطاني همه رو به زوال و نابودي خواهند رفت. اگر ديروز ابرقدرت شرق از هم پاشيد در آينده ي نزديك انشاء‌الله با تحقق پيش‌بيني رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه‌اي شاهد سقوط ابر قدرت غرب نيز خواهيم بود.
تغييراتي كه انقلاب اسلامي به وجود آورد، محدود و خاص ايران نبود. انقلاب ما دنيا را تكان داد و به ملت‌ها اعتماد به نفس بخشيد. شايد دو مثال زير بتواند قدري از اين تحول را بيان كند.
همانطور كه مي‌دانيد حدود 45 سال است يهوديان سراسر دنيا در كشور فلسطين جمع شده‌اند و با اشغال اين كشور، كشوري دروغين به نام اسرائيل تشكيل داده‌اند. تمام جمعيت اسرائيل حدود سه ميليون نفر است و مساحت كشور اسرائيل هم يك صدم كشورهاي عربي نيست. همين كشور سه ميليوني و خيلي كوچك با حمايت‌هاي آمريكا و اروپا، شكست‌هاي تحقير آميزي به كشورهاي عربي كه جمعيتشان چند صد ميليون نفر است و از منابع عظيم نفت و گاز نيز برخورارند، وارد كرده است.
به گونه‌ايي كه در طول اين 45 سال هر كجا از خاك كشورهاي عربي را كه اراده كرده به اشغال خود در آورده است و در چند جنگ بزرگ كه كشورهاي عربي در يك طرف بوده‌اند و اسرائيل در طرف ديگر، كشورهاي عربي شكست‌هاي جبران ناپذير ي را از اسرائيل متحمل شده‌اند.
در سال 1982 ميلادي غير از فلسطين بخش‌هايي از سرزمين‌هاي دوكشور مصر و سوريه در اشغال اسرائيل بود. اين كشور در يك عمليات نظامي كشور لبنان را هم به اشغال خود درآورد.
بعد از اشغال لبنان توسط اسرائيل كشورهاي اروپايي و آمريكا، به ظاهر براي ايجاد صلح و در واقع براي حمايت از اسرائيل دراشغال دائمي لبنان، نيروي نظامي به اين كشور اعزام كردند.
كشور لبنان از قوميت‌هاي مسيحي، برادران اهل تسنن و شيعيان تشكيل شده‌ و قدرت سياسي هم به همين ترتيب در اين كشور تقسيم شده بود.
شيعيان لبنان كه د رآن موقع ضعيف‌ترين بخش جامعه لبنان را تشكيل مي‌دادند، با ابتدائي‌ترين سلاح‌ها به مقابله با اشغالگران اسرائيلي برخواستند و تنها گروهي بودند كه با الهام گرفتن از شيوه مبارزاتي و تفكر ظلم ستيز انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني (ره) در مقابل اسرائيلي‌ها ايستادند. حضور تجاوزكارانه و شوم سربازان آمريكايي و اروپايي همراه با اشغالگران اسرائيلي در خاك لبنان بيانگر يك توطئه‌ي از قبل طراحي شده براي تبديل لبنان به فلسطين دوم بود. در اين ميان شيرمرداني بايد مي‌بودند تا از اين توطئه شوم  جلوگيري مي‌كردند.
هسته‌هاي اوليه جنبش حزب الله لبنان با حمايت‌هاي معنوي و آموزشي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در جنوب لبنان پايه ريزي شد. اين جنبش با الهام گرفتن از الگوي مبارزاتي رزمندگان اسلام در ايران توانست به مبارزه با اسرائيل برخيزد و با نجات لبنان از اشغال اسرائيل باعث افتخار مذهب مترقي تشييع گردد. يك جوان شيعه لبناني عضو اين گروه ، با بارگيري ده‌ها كيلوگرم مواد منفجره در يك كاميون به مقر سربازان آمريكايي و اروپايي حمله كرد. در اين حمله بيش از 320 سرباز آمريكايي و اروپايي كشته و حدود 100 نفر هم زخمي شدند. حمله چنان گيج كننده و غافلگير كننده بود كه هيچ عكس العملي از سوي آمريكا، اروپا و اسرائيل را در پي نداشت. چاره‌ايي نبود ، دنياي ظلم و ستم براي دومين بار در طول تاريخ از اسلام ناب محمدي(ص) سيلي مي‌خورد. پس از اين حمله، آمريكائي‌ها و اروپائي‌ها فرار را بر قرار ترجيح دادند و سرافكنده و نادم خاك لبنان را ترك كردند. چون فهميدند كه هر جا سربازان امام خميني (ره) هستند، جايي براي ظالمين نيست.
آمريكائي‌ها و اروپائي‌ها از لبنان فرار كردند ولي اسرائيل ماند تا از آبروي جبهه كفر و ستم دفاع كند. ماندني كه همراه با مشقات و ضربات زياد از سوي حزب الله لبنان بود. حدود 18 سال ارتش به ظاهر آهنين و شكست ناپذير اسرائيل اسير جوانان شيعه لبنان بود و با حمايت‌هاي بي‌‌شمار آمريكا و اروپا در مقابل ضربات حزب الله لبنان تاب آورد، ولي سرانجام وعده‌ي الهي به تحقق پيوست و در سال 2000 ميلادي اسرائيلي‌ها با قبول شكست از جنبش حزب الله لبنان ، از اين كشور فرار كردند.
حزب الله لبنان يك گروه چند هزار نفري از جوانان شيعه لبناني است كه با توكل به خدا و بهره گيري از شيوه مبارزاتي حضرت امام خميني(ره) كاري كرد كه حدود بيست كشور عربي با جمعيت چند صد ميليوني و ارتش‌هاي چند ميليوني از انجام آن عاجز بودند.
چند سال پيش نيز كشور يوگسلاوي سابق از هم پاشيد و ايالت‌هاي آن به عنوان كشورهاي مستقل اعلام استقلال كردند. يكي از اين ايالات، جمهوري‌بوسني و هرزگوين بود كه بيشتر جمعيت آن امسلمانان تشكيل  مي‌دادند.                                                   
وقتي دولت اين ايالت استقلال آن را به رأي مردم گذاشت، اكثريت قاطع مردم به استقلال آن به نام كشور مستقل (جمهوري بوسني و هرزگوين) رأي دادند.
وجود يك كشور مسلمان در قلب اروپا براي كشورهاي مسيحي مذهب و به اصطلاح متمدن و دمكراتيك اين قاره خيلي سخت و غير قابل تحمل بود. صرب‌هاي ساكن در يوگسلاوي سابق كه مذهب مسيحي داشتند در سايه سكوت همراه با رضايت و تشويق اروپائيان ، دست به قتل عام مردم بي‌دفاع و مسلمان بوسني و هرزگوين زدند و در اين نسل كشي هزاران نفر از مسلمانان اروپا را در مقابل چشمان حكومت‌هاي مدعي دمكراسي با وحشيانه‌ترين و فجيع‌ترين وضع به شهادت رساندند. جناياتي كه انسان از بازگويي آن شرم دارد و مانند لكه ننگي بر پيشاني اروپا باقي خواهد ماند.
آمريكائي‌ها و اروپائي‌ها براي اينكه به ظاهر بي‌طرفي خود را دراين جنگ اعلام كنند، طرفهاي درگيردرجنگ را محاصره نظامي كردند. ولي مثل هميشه‌، دوباره دنيا را فريب دادند. چون انبارهاي تسليحاتي يوگسلاوي سابق در بلگراد و شهرهاي ديگر صربستان و مونته‌نگرو در اختيار صربها بود و اين مسلمانان بودند كه اسلحه‌اي براي دفاع از خود نداشتند. در واقع آمريكا و اروپا مسلمانان بوسني را محاصره نظامي كرده‌ بودند. مردم بوسني با هر چه در توان داشتند به مقابله با اشغالگران صرب برخواستند. در اين ميان يك فرمانده مسلمان بوسني‌يايي به شيوه ايراني‌ها مي‌جنگيد و پيشاني بندي شبيه رزمندگان ايران اسلامي بر پيشاني او و سربازانش حكايت از حضور تفكر امام خميني (ره) در اروپا مي‌كرد.  اين رويداد زنگ خطري بود كه اين بار در اروپا به صدا در‌مي‌آمد نه در ايران يا لبنان. دولت آمريكا به دولت بوسني پيشنهاد داد در مقابل يك كشتي اسلحه، اين فرمانده را عزل كند. دولت بوسني هم كه شديداً به اسلحه نياز داشت اين كار را كرد. اينها نمونه‌هايي از تحولاتي است كه انقلاب اسلامي در دنيا پديد آورد. تحول در علم و دانش مسلمانان، تحول در ايجاد شخصيت براي مسلمانان تحول در صنعت و تكنولوژي و صدها تحول ديگر.
اين تحولات را انقلاب اسلامي در كشوري باعث مي‌شد كه قبل از آن در معادلات سياسي جهان اصلاً به حساب آورده نمي‌شد. قبل از انقلاب، بالاترين افتخار شاه و مسئولان فاسد حكومت ايران، نوكري دست چندم آمريكا بود. اگر اين تحولات را يك كشور قدرتمندتر از ايران به وجود مي‌آورد ، شايد با اين حجم و شدت مورد حمله‌ي دنياي استكبار قرار نمي‌گرفت. ايران كشوري بود كه به خاطر حاكمان نالايق و بي‌تدبير در عرض چند ساعت و در يك جلسه بين حاكمان كشورهاي انگليس و روسيه به دو بخش تقسيم مي‌شد و تحت سلطه‌ي آنان قرار مي‌گرفت و يا تصميمات براي اداره‌ي آن در سفارتخانه‌هاي آمريكا و اروپا در تهران اتخاذ مي‌شد.
 
منبع: كتاب زنگ تاريخ تأليف علي اكبر رئيسي
 

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  2:31 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:لایه های پنهان جنگ

پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، پایان جنگ و شرایط آن زمان 


در طول جنگ بيش از 11 قطعنامه ازسوي سازمان ملل متحد صادر شد. در تمام اين قطعنامه‌ها كه با حمايت آشكار آمريكا، اروپا و ساير متحدان عراق تنظيم مي‌شد، كمترين توجهي به خواسته‌‌هاي به حق ايران نمي‌شد.
همه‌ي اين قطعنامه‌ها در زمان‌هايي صادر مي‌شد كه رزمندگان اسلام در جبهه‌ها پيروزي‌هايي به دست مي‌آوردند و متحدان عراق تلاش مي‌كردندبا صدور اين قطعنامه‌هااز نابودي ارتش عراق جلوگيري نمايند و مانع از پيروزي نهايي ايران شوند.
نگاهي گذرا به متن قطعنامه‌هاي سازمان ملل متحد در مورد جنگ عراق عليه ايران نشان دهنده ي اين موضوع است.
هنگامي كه صدام با ارتش خود صدها كيلومتر مربع از خاك ايران را اشغال كرد و تعدادي از شهرها و صدها روستاي مرزي ايران را پس از اشغال با خاك يكسان نمود، سازمان ملل‌متحد با سكوت مرگبار خود هيچ عكس العملي از خود نشان نداد.
اشغالگران عراقي فقط در استان خوزستان 365 روستا را كه هموطنان عرب زبان ما در آنها ساكن بودند، نابود كردند. ولي سازمان ملل متحد به جاي اينكه عراق را ملزم كند از خاك ايران خارج شود تنها به صدور يك نامه بي‌ارزش از سوي دبير كل سازمان ملل متحد اكتفا كرد: «من از گسترش اختلاف بين ايران و عراق نگران هستم اين امر به عقيده‌ي من يك تهديد بالقوه براي صلح و امنيت بين المللي است!!» و اين تنها كاري بود كه سازمان ملل متحد در مقابل اشغالگري عراقي‌ها انجام داد.
اما وقتي رزمندگان پرتوان اسلام شروع به اخراج اشغالگران از سرزمين‌ها، شهرها و روستاهاي اشغالي ايران نمودند و براي تنبيه متجاوز وارد خاك عراق ‌شدند، ديگر از نصيحت‌هاي بي‌حاصل دبير كل سازمان ملل متحد خبري نبود. بايدها و نبايد‌ها جاي نصايح را ‌گرفت. بخش‌هايي از قطعنامه‌هاي 514 و 522 كه در سال 1361 به دنبال پيروزي‌هاي رزمندگان اسلام و به فاصله ي چند ماه صادر شد، بيانگر اين موضوع است:
1- سازمان ملل متحد مصرا خواهان آتش پس فوري  و خاتمه تمام عمليات نظامي مي‌باشد.
2- درخواست خود را براي عقب نشيني نيروها به مرزهاي شناخته‌شده‌ي‌بين المللي‌تاكيدمي كندو...                                             
ضربات كوبنده رزمندگان اسلام باعث شد گردانندگان سازمان ملل متحد كه قدرت‌هاي شيطاني دنيا هستند، فراموش كنند در موقع صدور اين قطعنامه‌ها  هنوز شهرهاي نوسود، مهران، نفت شهر، قصر شيرين و مساحت زيادي از خاك ايران در اشغال ارتش عراق است، وگرنه قطعنامه‌ها  رابه گونه‌اي ديگر تنظيم مي‌كردند.                                     
عمليات رزمندگان اسلام در خاك عراق و ضربات جبران ناپذيري كه ارتش عراق از اين حملات متحمل مي‌شد، تغييراتي را در قطعنامه‌هاي سازمان ملل در پي داشت. با پافشاري ايران بر حق خود كه تعيين متجاوز در جنگ بود و نمايش اقتدار ملي با انجام عمليات در عمق خاك عراق، از اين به بعد در قطعنامه‌ها صد در صد از عراق جانبداري نمي‌شد از جمله، در طرح 8 ماده‌اي دبير كل سازمان ملل متحد كه در سال 1363 صادر و خواسته‌هاي سازمان ملل متحد به  هر دو طرف جنگ يعني ايران و عراق اعلام ‌شد.
در بهمن ماه سال 1364 ايران بندر استراتژيك فاو و اطراف آن را در جنوب عراق، با انجام عمليات والفجر 8 به وسعت 700 كيلومترمربع به تصرف خود در ‌آورد. قطع ارتباط عراق با آبهاي خليج فارس و برچيدن پايگاه‌هاي موشكي عراق در فاو كه شهر دزفول و ساير شهرهاي خوزستان از طريق آنها مورد حمله قرار مي‌گرفتند، از جمله اهداف اين عمليات بود. پس از اين پيروزي، قطعنامه 582 صادر شد. در اين قطعنامه با اظهار نگراني عميق از طولاني شدن جنگ بين ايران و عراق و با تاكيد بر غير قابل قبول بودن، كسب سرزمين از راه زور و بدون اينكه اشاره‌اي به آغاز كننده ي جنگ داشته باشد، تنها به اقداماتي كه سبب بروز جنگ گرديده اظهار تأسف شده بود.
با تصرف بندر فاو دنياي استكبار به اين امر واقف شد كه جمهوري اسلامي ايران يك حكومت پايد ار و مردم ايران مردمي مقتدر و غير قابل سركوب و شكست هستند. پس از اين عمليات ، ايران بيش از بيست عمليات بزرگ و كوچك انجام داد كه تمام اين حملات در خاك عراق بود.
مهمترين اين عمليات كربلاي 5 نام داشت كه در زمستان 1365 نيروهاي ايراني با انجام اين عمليات تا نزديكي بصره دومين شهر مهم عراق پيش رفتند. محل انجام اين عمليات از سوي حضرت امام (ره) جايي انتخاب شد كه بيشترين و مهمترين موانع كارشناسان اروپايي براي جلوگيري از نفوذ رزمندگان اسلام، ساخته شده بود.
با عبور رزمندگان اسلام از اين موانع و انهدام ماشين جنگي دشمن، سازمان ملل متحد و اعضاي موثر در آن سازمان مجبور شدند قطعنامه‌ 598 را تنظيم كنند. اين قطعنامه انتظارات ايران را تأمين نمي‌كرد ولي نكات مثبتي نسبت به قطعنامه‌هاي قبلي داشت.
دربند 6 اين قطعنامه براي نخستين بار اشاره به تعيين آغاز كننده ي جنگ شده بود كه پس از تعيين و اعلام آن ا زسوي دبير كل سازمان ملل متحد زمينه را براي درخواست غرامت و خسارات جنگ از سوي ايران فراهم مي‌كرد. لحن و محتواي اين قطعنامه هم با قطعنامه‌هاي قبلي فرق داشت. هم عبارات آن دقيق بود و مانند قطعنامه‌هاي قبلي دو  پهلو نبود هم حالت دستوري داشت، نه توصيه‌نامه‌اي.
ايران اين قطعنامه را نه رد كرد و نه قبول. حجه‌ الاسلام هاشمي رفسنجاني جانشين وقت فرماندهي كل نيروهاي مسلح ايران خواستار جابه جايي در بندهاي اين قطعنامه شد و اعلام كرد ما خواستار آن هستيم كه اول متجاوز معرفي شود. عراق بلافاصله پس از اعلام اين قطعنامه از سوي سازمان ملل متحد،‌ مانند قطعنامه‌هاي قبلي آن را پذيرفت. اما ايران حدود يكسال به چانه زني پرداخت تا بتواند سازمان ملل متحد و كشورهاي تأثيرگذار در اين سازمان را وادار به گنجاندن حقوق خود در قطعنامه نمايد.
با پافشاري ايران دبيركل سازمان ملل متحد مجبور شد يك طرح اجرايي را به دو كشور ايران و عراق ارائه دهد و در آن طرح متعهد شد ، در روز آتش بس يك گروه بي‌طرف، كار بررسي آغازگر جنگ را شروع كند و در تاريخ مشخص بعد از آتش بس، عقب نشيني نيروها به پشت مرزهاي بين المللي آغاز شود.
ايران اين قطعنامه را با توجه به اينكه تمام خواسته‌هايش در آن نبود، پذيرفت. استعمارگران شرايطي را پيش بيني  كرده بودند كه در صورت عدم قبول قطعنامه از سوي ايران، امكان انجام هر جنايتي بر عليه مردم كشورمان فراهم باشد. اين شرايط عبارت بودند از:

حمايت مستقيم و بيشتر دنيا از صدام
قطعنامه طوري تنظيم شده بود كه اگر هر طرف جنگ آن را قبول نمي‌كرد طرف مقابل آزاد بود دست به هر كاري بزند. تنظيم كنندگان قطعنامه از قبل مي‌دانستند تنها كشور ايران است كه به دليل ناديده گرفتن حقوقش معترض خواهد بود و از قبول آن خودداري خواهد كرد. پس قطعنامه را به گونه‌ايي تنظيم كرده بودند كه در صورت عدم قبول آن توسط ايران، به راحتي بتوانند حتي سياست  «زمين سوخته» را در كشورمان انجام دهند.

ايران جنگ طلب ، عراق صلح طلب!
با عدم قبول قطعنامه 598، ايران به عنوان كشوري جنگ طلب و جنگ افروز معرفي مي‌شد و عراق كه آغازگر جنگ و مسئول همه‌ي ويراني‌ها و خسارات بود، صلح طلب معرفي مي‌شد و اين موضوع باعث خصومت بيشتر دنيا با ايران مي‌گرديد.

افزايش تهديدات بين المللي بر عليه ايران
با خودداري ايران از پذيرش قطعنامه ، دشمنان كشورمان اين امكان را مي‌يافتند كه در سايه سكوت سازمان‌هاي بين المللي دست به هر كاري بزنند تا ايران تسليم شود. حمله به هواپيماي مسافربري در آسمان خليج فارس توسط ناو وينسنس آمريكا و شهادت 290 نفر از مسافرين بي‌گناه اين هواپيما بيانگر نقشه‌هاي شوم دشمنان مردم ايران بود.  

اقداماتي براي نابود كردن اقتصاد ايران
قيمت پايين نفت ايران كه به دليل سرازير كردن نفت فراوان از سوي كشورهاي عربي به وجود آمده بود .افزايش قيمت اسلحه‌هاي مورد نياز به چند برابر توسط دلالان در بازار سياه و تجهيز بيش از حد معمول ارتش عراق در جبهه‌هاي جنگ و حضور نيروهاي نظامي كشورهاي آمريكايي، اروپايي و عربي در منطقه ، نشان از وجود يك توطئه‌ي شوم مي‌داد. جبهه كفر با تمام توان متحد شده بود تا ايران را ا ز رسيدن به پيروزي در جنگي نابرابر كه حق طبيعي آن بود باز دارد و با حمله و ويران كردن كشورمان تنها حكومتي را كه در دنيا صداي عدالت خواهي و مبارزه با ستم و زور را مي‌داد، نابود كند.

حضرت امام (ره) به عنوان عالي‌ترين مقام كشور و فرمانده كل نيروهاي مسلح كه حفظ ايران و حكومت جمهوري اسلامي را واجب‌تر و مهمتر از پيروزي در جنگ مي‌دانست، موافقت خود را با پذيرش قطعنامه اعلام كرد و در پيامي به مردم ايران فرمود:
«... به واسطه‌ي حوادث و عواملي كه از ذكر آن خودداري مي‌كنم و به اميد خداوند د رآينده روشن خواهد شد، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت كردم.»
پس از اعلام پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران حاكمان عراق و در رأس آنها صدام كه هيچ توضيح و دليلي براي مردم خود از تحميل جنگ هشت ساله به ايران نداشتند و از طرفي هيچ دستاوردي هم از اين جنگ نصيب آنها نشده بود، با اين توهم كه ايران به دليل ضعف مجبور به پذيرش قطعنامه شده است، بار ديگر بدون در نظر داشتن اين كه آنها يكسال قبل از ايران، قطعنامه 598 را كه اولين بند آن بيان مي‌دارد: «تمام عمليات نظامي در زمين، دريا و هوا متوقف شود و تمام نيروهاي مسلح بي‌درنگ به مرزهاي شناخته شده بين المللي بازگردند» قبول كرده‌اند، دوباره با سوء استفاده از موقعيت غير جنگي كه بين دو كشور به وجود آمده بود به مرزهاي ايران حمله كردندو در بعضي مناطق تا 100 كيلومتر داخل خاك ايران پيشروي نمودند. از طرفي با مسلح نمودن گروه تروريستي منافقين( سازمان مجاهدين خلق ) كه از تعدادي از دشمنان فراري ايران تشكيل شده است. از مرزهاي غربي ايران و به قصد نابودي كشورمان حمله‌ي گسترده‌اي را آغاز نمودند.
با انعكاس اخبار حمله مجدد عراق و منافقين در شهرها و روستاها، بار ديگر مردم ايران به جبهه‌ها هجوم آوردند و با كشته و زخمي كردن هزاران نفر از مهاجمين و به اسارت گرفتن تعداد زيادي از آنها، خاك مقدس كشور را از وجود متجاوزين پاك كردند.
بالاخره در 17 مرداد 1367 شوراي امنيت سازمان ملل متحد با حضور نمايندگان ايران و عراق تشكيل جلسه داد.
درطول مذاكرات ايران و عراق كه با نظارت دبير كل وقت سازمان ملل آقاي خاوير پرزدكوئيار انجام مي‌شد، عراقي‌ها كارشكني‌هاي زيادي انجام دادند تا شايد امتيازاتي را كه در جبهه‌هاي  نبرد نتوانسته بودند از ايران بگيرند در پشت ميز مذاكره به دست آورند. ولي اين تلاش آنها هم با درايت و تلاش گروه ديپلماسي كشورمان خنثي شد.
مذاكرات زيادي بين وزراي خارجه دو كشور صورت گرفت و نامه نگاري‌هايي بين رياست جمهوري وقت ايران، جناب حجه الاسلام هاشمي رفسنجاني و حاكم عراق ، صدام حسين به عمل آمد و سرانجام در 14 اوت 1990 ميلادي صدام با ارسال آخرين نامه و قبول تمام خواسته‌هاي ايران، تسليم خواست و اراده‌ي ملت بزرگ ايران گرديد. بخشي ازنامه صدام به اين شرح است: «... برادر علي اكبر هاشمي رفسنجاني رئيس جمهوري اسلامي ايران، با اين تصميم ما ديگر همه چيز روشن شده و بدين ترتيب همه‌ي آنچه را كه مي‌خواستيد و بر آن تكيه مي‌كرديد، تحقق مي‌يابد...»
در 18 تيرماه 1370 شمسي دبيركل سازمان ملل متحد، با بررسي دلايل و شواهدي كه از ايران و عراق دريافت كرده بود اعلام كرد: «آغازگر جنگ هشت ساله عراق بوده است.» پس از يازده سال تعلل و خودداري دنيا از اعلام متجاوز بودن عراق ، بالاخره دنيا به اين واقعيت اقرار كرد كه، مردم ايران 8 سال با دفاع مقدس ازتماميت ارضي خود پاسداري مي‌كرده‌اند و يك پيروزي ديگر براي ملت ايران در تاريخ سراسر افتخار كشورمان به ثبت رسيد.
 

منبع: كتاب زنگ تاريخ تأليف علي اكبر رئيسي

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  2:32 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:لایه های پنهان جنگ

عمليات رزمندگان اسلام در دفاع مقدس  

 
رزمندگان اسلام در طول هشت سال دفاع مقدس مردم ايران بر عليه متجاوزان بيش از 200 عمليات بزرگ و كوچك انجام دادند.
يعني هر دو هفته يك عمليات. بخشي از اين عمليات براي بيرون راندن متجاوزان از خاك ايران بود و تا بهار سال 1361 به طول انجاميد و در خرداد ماه سال 1361 با بازپس‌گيري خرمشهر قسمت عمده مناطق اشغال شده‌ي ايران آزاد شد و فقط چند منطقه در مرزهاي غربي در اختيار ارتش عراق ماند.
پس از اين، نيروهاي ايران وارد خاك عراق شدند و به تعقيب متجاوزين پرداختند.
علت اين كار اين بود كه:
1- عراقي‌ها از اين مناطق با موشك و سلاح‌هاي دوربرد شهرهاي مرزي ايران را مورد هدف قرار مي دادند و روزانه تعداد زيادي از هموطنان ما را به شهادت مي‌رساندند.
2- چند شهر ايران در قسمت غربي در اشغال عراق بود. مثل نفت شهر، مهران و ...
3- تجربه نشان مي‌داد صدام وقتي ضعيف است و توان حمله و اشغال شهرهاي ايران را ندارد صلح دوست مي‌شود و ادعاي صلح و آشتي مي‌‌‌كند اما وقتي قدرتمند مي‌شود تنها فكري كه دارد حمله، ويراني وكشتار است. به همين جهت براي باز داشتن صدام از حمله دوباره و اشغال شهرهاي ايران، رزمندگان اسلام بخش‌هايي از خاك عراق را از سلطه صدام آزاد كردند. در هريك از شهرهاي عراق كه رزمندگان ايراني وارد مي‌شدند اگر مردم در آن شهرها بودند با نقل و شيريني از آنها استقبال مي‌كردند.
4- دليل ديگري كه رزمند گان ما در خاك عراق به تعقيب متجاوزان
مي پرداختند؛ ميلياردها تومان خساراتي بود كه عراق به مردم و اقتصاد كشورمان وارد كرده بود و بايد حاكمان عراق اين خسارات را پرداخت مي‌كردند.
5- مهمتر از همه اگر رزمندگان ايران از مرزهاي بين المللي گذر نمي‌كردند و در آنجا از كشور دفاع مي‌كردند علاوه بر مشكلات ذكر شده، زورمندان جهان يعني آمريكا و همپيمانانش که سازمان ملل متحد درسلطه آنهاست، هيچگاه اجازه نميدادند قطعنامه‌اي تصويب شود كه متجاوز بودن عراق را اعلام و با اين كار زمينه ادعاي خسارت از سوي ايران فراهم شود.
رزمندگان ما با ورود به خاك عراق هم فرصت سازماندهي و حمله را از عراقي‌ها ‌گرفتند، هم شرايط را براي رسيد ن كشورمان به حقوق خود مساعد كردند.
در صفحات بعد جدول 65 عمليات مهم رزمندگان اسلام جهت مطالعه و اطلاع آورده مي‌شود.
توضيحات: از عنوان كامل ارتش جمهوري اسلامي ايران استفاده نمي‌شود و فقط به كلمه (ارتش) اكتفا شده است.
از عنوان كامل سپاه پاسدارن انقلاب اسلامي استفاده نمي‌شود و فقط به كلمه (سپاه) اشاره شده است.
در بخش (يگان‌هاي عملياتي) منظور از مشترك، انجام مشترك عمليات توسط ارتش و سپاه است.
تمام اين عمليات و دفاع از كشورمان در طول هشت سال دفاع مقدس با همكاري و همراهي صميمانه خلبانان شجاع، دلاور و با ايمان نيروهاي هوايي و هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي ايران ممكن بوده است. كه اين جانفشاني‌ها هيچگاه از حافظه تاريخ سراسر افتخار كشورمان پاك نخواهد شد.
در اين عمليات و در دفاع از كشورمان در طول دفاع مقدس كه يكي از خونبارترين جنگ‌هاي تاريخ لقب گرفته است، حدود 235/171 تن از بهترين، شاخص‌ترين و با استعدادترين فرزندان كشورمان به شهادت رسيدند كه مانند ستاره‌هاي هميشه درخشان، روشني بخش و هدايتگر نسل‌هاي آينده به سوي افتخار و پايندگي ايران قهرمان هستند.
اسطوره‌هاي جاويدي كه تا هميشه تاريخ زنده‌اند.
هزاران آزاده قهرمان كه سال‌ها در زندان‌هاي مخوف، سخت‌ترين شرايط را تحمل كردند تا نام ايران و ايراني تا هميشه تاريخ مترادف با سربلندي، اقتدار و پايندگي باشد و هزاران شهيد زنده، جانبازان قهرماني كه با اهداء‌ يك يا چند عضو از پيكرشان وظيفه ملي و ديني خود را انجام دادند و با حضور در عرصه‌هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، صنعتي و …. ادامه دهنده راه همرزمان شهيدشان هستند.
در اين جنگ نابرابر نزديك به 000/410 هزار تن از فرماندهان، افسران، سربازان و مردم عراق نيز كشته شدند.
جدول عمليات رزمندگان اسلام
در 8 سال دفاع مقدس

رديف

نام عمليات

رمز عمليات

نتيجه عمليات

يگانهاي عملياتي

تاريخ عمليات

1

مرواريد

---

انهدام و نابود سازي نيروي دريايي دشمن

ارتش

7/9/59

2

فرمانده كل قوا خميني روح خدا

فرمانده كل قوا خميني روح خدا

آزادسازي مناطق جنوب كشور

مشترك

31/2/60

3

ثامن الائمه

نصرمن الله و فتح قريب

شكستن محاصره آبادان

مشترك

5/7/60

4

طريق القدس

يا حسين (ع)

آزادسازي شهربستان و70 روستاي اطرف آن

مشترك

8/9/60

5

مطلع الفجر

يا مهدي ادركني(عج)

آزاد سازي مناطقي در گيلان غرب و سرپل ذهاب

مشترك

20/9/60

6

محمد رسول الله(ص)
(چريكي)

لا اله الاالله محمد رسول الله (ص)

ورود به شهرطويله و بياره عراق و انهدام پايگاهاي ارتش عراق در اين شهرها

مشترك

12/10/60

7

ام الحسنين

يازهرا(س)بنت رسول الله اشفعي

انهدام نيروهاي دشمن دركرخه و انحراف فرماندهان ارتش عراق ازعمليات بزرگ فتح المبين

مشترك

24/12/60

8

فتح المبين

يازهرا (س) يا زهرا(س) يازهرا (س)

آزادسازي صدها كيلومتر از خاك كشورمان در استان خوزستان وخارج شدن اين استان از آتش توپخانه عراق

مشترك

2/1/61

رديف

نام عمليات

رمز عمليات

نتيجه عمليات

يگانهاي عملياتي

تاريخ عمليات

9

بيت المقدس

يا علي بن ابيطالب(ع)

در مرحله يك و دو يامحمد بن عبدالله(ص) در مرحله سوم

آزادسازي خرمشهر هويزه و پادگان حميد

مشترك

10/2/61تا 3/3/61

10

رمضان

يا صاحب الزمان (عج) ادركني

خارج كردن بقيه شهرهاي استان خوزستان از آتش توپخانه دشمن و تعقيب متجاوزان در خاك عراق

مشترك

23/4/61

11

حسين بن علي (ع)

يا جواد الائمه (ع)

انهدام نيروهاي دشمن در منطقه ميمك

سپاه

26/6/61

12

مسلم بن عقيل

يا ابوالفضل العباس(ع)

آزادسازي پاسگاهاي مرزي و قله‌هاي مشرف به شهر مندلي عراق

مشترك

9/7/61

13

محرم

يا زينب (س)

آزاد سازي جاده عين خوش- دهلران و تامين امنيت شهرهاي موسيان، دهلران، عين خوش

مشترك

10/8/61

14

والفجر مقدماتي

يا الله يا الله يا الله

آزاد سازي چند پاسگاه ايراني و عراقي

مشترك

18/11/61

15

تحرير القدس

(چريكي)

لبيك يا خميني

انهدام نيروهاي دشمن در منطقه دربنديخان عراق و انحراف فرماندهان عراق از عمليات خيبر

سپاه

21/11/61

رديف

نام عمليات

رمز عمليات

نتيجه عمليات

يگانهاي عملياتي

تاريخ عمليات

16

والفجر 1

يا محمد (ص)
يا امير المومنين (ع)
يا فاطمه الزهرا(س)

آزاد سازي مناطق مرزي و روستاهاي كنار رودخانه دويرج

مشترك

20/1/62

17

والفجر 2

يا الله يا الله يا الله

آزادسازي پادگان حاج عمران، تنگه در بند و چومان مصطفي

مشترك

29/4/62

18

والفجر 3

يا الله

آزاد سازي قله‌هاي مرزي و مسدود كردن راه نفوذ ضد انقلاب به داخل كشور در منطقه مريوان و بانه

مشترك

7/5/62

19

والفجر 4

يا الله

آزاد سازي قله‌هاي مرزي و مسدود كردن راه نفوذ ضد انقلاب به داخل كشور در منطقه مريوان و بانه

مشترك

27/7/62

20

والفجر 5

يا زهرا(س)

آزاد سازي قله‌هاي مرزي و مسدود كردن راه نفوذ ضد انقلاب به داخل كشور در منطقه مريوان و بانه

سپاه

27/11/62

21

والفجر 6

يا زهرا(س)

آزاد سازي قله‌هاي مرزي و مسدود كردن راه نفوذ ضد انقلاب به داخل كشور در منطقه مريوان و بانه

سپاه

2/12/62

22

خيبر

يا رسول الله(ص)

آزادسازي جزاير مجنون با 50 حلقه چاه نفت

مشترك

3/12/62

23

ميمك (عاشورا)

يا ابا عبدالله حسين (ع)

آزادسازي قله‌هاي ميمك چند پاسگاه مرزي

سپاه

25/7/63

24

بدر

يا فاطمه الزهرا(س)

آزادسازي بخش وسيعي از مناطق نفت خيز مجنون در جنوب

مشترك

19/12/63

رديف

نام عمليات

رمز عمليات

نتيجه عمليات

يگانهاي عملياتي

تاريخ عمليات

25

قدس 1

يا محمد رسول الله(ص)
الله اكبر

ناكام گذاشتن حملات دشمن وانهدام بخشي از نيروهاي دشمن

در جبهه هور الهويزه

سپاه

24/3/64

26

قدس 2

يا محمد رسول الله(ص)
الله اكبر

ناكام گذاشتن حملات دشمن وانهدام بخشي از نيروهاي دشمن در جبهه هور الهويزه

سپاه

4/4/64

27

قدس 3

يا امام جعفر

صادق (ع)

ناكام گذاشتن حملات دشمن و انهدام بخشي از نيروهاي دشمن

در جبهه دهلران

سپاه

19/4/64

28

قدس 4

يا محمد رسول الله (ص)

الله اكبر

ناكام گذاشتن حملات دشمن و انهدام بخشي از نيروهاي دشمن در جبهه هور الهويزه

سپاه

1/5/64

29

قدس 5

يا علي بن ابيطالب(ع)

ناكام گذاشتن حملات دشمن و انهدام بخشي از نيروهاي دشمن در جبهه هور الهويزه

سپاه

16/5/64

30

عا شوراي 2

يا مهدي (عج) ادركني

انهدام تجهيزات ونيروي دشمن در جبهه چنگوله

سپاه

24/5/64

31

عاشوراي 3

يا سيد الشهداء(ع)

انهدام تجهيزات ونيروي دشمن در جبهه فكه

سپاه

25/5/64

رديف

نام عمليات

رمز عمليات

نتيجه عمليات

يگانهاي عملياتي

تاريخ عمليات

32

والفجر 8

يا فاطمه الزهرا(س)

يا فاطمه الزهرا(س)

يا فاطمه الزهرا(س)

آزادسازي شهر بندري فاوعراق قطع ارتباط عراق با آبهاي خليج فارس خارج كردن شهرهاي خوزستان بخصوص شهر قهرمان دزفول از برد موشكهاي عراقي

سپاه

20/11/64

33

والفجر9

يا الله يا الله يا الله

آزادسازي كانا و تنگه سور در عراق

سپاه

5/12/64

34

كربلاي 1

يا اباالفضل العباس(ع) ادركني

آزادسازي مهران و چندين شهرك و روستاي اطراف آن

سپاه

10/4/65

35

كربلاي 2

يا ابا عبدالله الحسين (ع)

آزادسازي قله‌هاي حاج عمران عراق

سپاه

10/6/65

36

كربلاي 3

حسب نا الله و نعم الوكيل

تصرف و انهدام اسكله‌هاي جاسوسي عراق در خليج فارس بنام البكر و الاميه

سپاه

9/6/65
تا
11/6/65

37

فتح 1

يا زينب (س)

انهدام توان نظامي دشمن در خاك عراق

سپاه

19/7/65

38

كربلاي 4

محمد رسول الله(ص)

انهدام نيروي جنگي دشمن در ابوالخصيب

سپاه

3/10/65

39

كربلاي 5

يا زهرا(س)

انهدام ماشين جنگي دشمن، انهدام و فتح دژهاي بصره كه توسط كارشناسان اروپايي ساخته شده بود

سپاه

19/10/65

40

فتح 4

يا الله

انهدام توان نظامي دشمن در خاك عراق در ديانا

سپاه

22/11/65

رديف

نام عمليات

رمز عمليات

نتيجه عمليات

يگانهاي عملياتي

تاريخ عمليات

41

فتح 5

يا صاحب الزمان

انهدام توان نظامي دشمن در خاك عراق در شمال سليمانيه عراق

سپاه

25/1/66

42

نصر 1

يا صاحب الزمان (عج)
ادركني

انهدام نيروهاي دشمن وآزادسازي مناطق مرزي هزار قله

سپاه

25/1/66

43

نصر 2

يا حسين مظلوم(ع)

انهدام نيروهاي دشمن وآزادسازي مناطق مرزي ميمك

ارتش

13/3/66

44

نصر4

يا امام جعفرصادق (ع)

آزاد سازي شهر ماووت عراق

سپاه

31/3/66

45

نصر 5

يا زهرا(س)

انهدام نيروهاي دشمن و آزادسازي مناطق مرزي سردشت

سپاه

3/4/66

46

فتح 7

يا فاطمه الزهرا (س)

انهدام توان نظامي دشمن در حلبچه عراق

سپاه

7/4/66

47

فتح 8

يا رسول الله (ص)

انهدام توان نظامي دشمن در موصل عراق

سپاه

28/4/66

48

نصر 6

يا اباعبدالله الحسين(ع)

انهدام نيروهاي دشمن و آزاد سازي مناطق مرزي غرب

ارتش

10/5/66

49

نصر 7

يا فاطمه الزهراء(ص)

انهدام نيروهاي دشمن و آزاد سازي مناطق مرزي غرب عراق

سپاه

14/5/66

رديف

نام عمليات

رمز عمليات

نتيجه عمليات

يگانهاي عملياتي

تاريخ عمليات

50

فتح 9

يا رسول الله(ص)

انهدام توان نظامي دشمن در خرمال عراق

سپاه

18/5/66

51

فتح 10

يا اباعبدالله الحسين(ع)

انهدام توان نظامي دشمن در شمال اربيل

سپاه

13/6/66

52

ظفر 2

لبيك يا حسين(ع)

انهدام توان نظامي دشمن دركفري عراق

سپاه

12/7/66

53

ظفر 3

يا رسول الله (ص)

انهدام توان نظامي دشمن دردربنديخان

عراق

سپاه

25/8/66

54

ظفر 4

يا رسول الله (ص)

انهدام توان نظامي دشمن در

دهوك عراق

سپاه

28/8/66

55

نصر 8

يا محمدبن عبدالله(ص)

انهدام نيروهاي دشمن و آزادسازي مناطق مرزي غرب

سپاه

29/8/66

56

نصر 9

يا مولاي متقيان(ع)

انهدام نيروهاي دشمن و آزادسازي مناطق مرزي غرب

ارتش

1/9/66

 
منبع: کتاب زنگ تاریخ تألیف علی اکبر رئیسی
 

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  2:34 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها