پاسخ به:لایه های پنهان جنگ
جمعه 15 بهمن 1389 2:32 PM
پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، پایان جنگ و شرایط آن زمان
در طول جنگ بيش از 11 قطعنامه ازسوي سازمان ملل متحد صادر شد. در تمام اين قطعنامهها كه با حمايت آشكار آمريكا، اروپا و ساير متحدان عراق تنظيم ميشد، كمترين توجهي به خواستههاي به حق ايران نميشد.
همهي اين قطعنامهها در زمانهايي صادر ميشد كه رزمندگان اسلام در جبههها پيروزيهايي به دست ميآوردند و متحدان عراق تلاش ميكردندبا صدور اين قطعنامههااز نابودي ارتش عراق جلوگيري نمايند و مانع از پيروزي نهايي ايران شوند.
نگاهي گذرا به متن قطعنامههاي سازمان ملل متحد در مورد جنگ عراق عليه ايران نشان دهنده ي اين موضوع است.
هنگامي كه صدام با ارتش خود صدها كيلومتر مربع از خاك ايران را اشغال كرد و تعدادي از شهرها و صدها روستاي مرزي ايران را پس از اشغال با خاك يكسان نمود، سازمان مللمتحد با سكوت مرگبار خود هيچ عكس العملي از خود نشان نداد.
اشغالگران عراقي فقط در استان خوزستان 365 روستا را كه هموطنان عرب زبان ما در آنها ساكن بودند، نابود كردند. ولي سازمان ملل متحد به جاي اينكه عراق را ملزم كند از خاك ايران خارج شود تنها به صدور يك نامه بيارزش از سوي دبير كل سازمان ملل متحد اكتفا كرد: «من از گسترش اختلاف بين ايران و عراق نگران هستم اين امر به عقيدهي من يك تهديد بالقوه براي صلح و امنيت بين المللي است!!» و اين تنها كاري بود كه سازمان ملل متحد در مقابل اشغالگري عراقيها انجام داد.
اما وقتي رزمندگان پرتوان اسلام شروع به اخراج اشغالگران از سرزمينها، شهرها و روستاهاي اشغالي ايران نمودند و براي تنبيه متجاوز وارد خاك عراق شدند، ديگر از نصيحتهاي بيحاصل دبير كل سازمان ملل متحد خبري نبود. بايدها و نبايدها جاي نصايح را گرفت. بخشهايي از قطعنامههاي 514 و 522 كه در سال 1361 به دنبال پيروزيهاي رزمندگان اسلام و به فاصله ي چند ماه صادر شد، بيانگر اين موضوع است:
1- سازمان ملل متحد مصرا خواهان آتش پس فوري و خاتمه تمام عمليات نظامي ميباشد.
2- درخواست خود را براي عقب نشيني نيروها به مرزهاي شناختهشدهيبين الملليتاكيدمي كندو...
ضربات كوبنده رزمندگان اسلام باعث شد گردانندگان سازمان ملل متحد كه قدرتهاي شيطاني دنيا هستند، فراموش كنند در موقع صدور اين قطعنامهها هنوز شهرهاي نوسود، مهران، نفت شهر، قصر شيرين و مساحت زيادي از خاك ايران در اشغال ارتش عراق است، وگرنه قطعنامهها رابه گونهاي ديگر تنظيم ميكردند.
عمليات رزمندگان اسلام در خاك عراق و ضربات جبران ناپذيري كه ارتش عراق از اين حملات متحمل ميشد، تغييراتي را در قطعنامههاي سازمان ملل در پي داشت. با پافشاري ايران بر حق خود كه تعيين متجاوز در جنگ بود و نمايش اقتدار ملي با انجام عمليات در عمق خاك عراق، از اين به بعد در قطعنامهها صد در صد از عراق جانبداري نميشد از جمله، در طرح 8 مادهاي دبير كل سازمان ملل متحد كه در سال 1363 صادر و خواستههاي سازمان ملل متحد به هر دو طرف جنگ يعني ايران و عراق اعلام شد.
در بهمن ماه سال 1364 ايران بندر استراتژيك فاو و اطراف آن را در جنوب عراق، با انجام عمليات والفجر 8 به وسعت 700 كيلومترمربع به تصرف خود در آورد. قطع ارتباط عراق با آبهاي خليج فارس و برچيدن پايگاههاي موشكي عراق در فاو كه شهر دزفول و ساير شهرهاي خوزستان از طريق آنها مورد حمله قرار ميگرفتند، از جمله اهداف اين عمليات بود. پس از اين پيروزي، قطعنامه 582 صادر شد. در اين قطعنامه با اظهار نگراني عميق از طولاني شدن جنگ بين ايران و عراق و با تاكيد بر غير قابل قبول بودن، كسب سرزمين از راه زور و بدون اينكه اشارهاي به آغاز كننده ي جنگ داشته باشد، تنها به اقداماتي كه سبب بروز جنگ گرديده اظهار تأسف شده بود.
با تصرف بندر فاو دنياي استكبار به اين امر واقف شد كه جمهوري اسلامي ايران يك حكومت پايد ار و مردم ايران مردمي مقتدر و غير قابل سركوب و شكست هستند. پس از اين عمليات ، ايران بيش از بيست عمليات بزرگ و كوچك انجام داد كه تمام اين حملات در خاك عراق بود.
مهمترين اين عمليات كربلاي 5 نام داشت كه در زمستان 1365 نيروهاي ايراني با انجام اين عمليات تا نزديكي بصره دومين شهر مهم عراق پيش رفتند. محل انجام اين عمليات از سوي حضرت امام (ره) جايي انتخاب شد كه بيشترين و مهمترين موانع كارشناسان اروپايي براي جلوگيري از نفوذ رزمندگان اسلام، ساخته شده بود.
با عبور رزمندگان اسلام از اين موانع و انهدام ماشين جنگي دشمن، سازمان ملل متحد و اعضاي موثر در آن سازمان مجبور شدند قطعنامه 598 را تنظيم كنند. اين قطعنامه انتظارات ايران را تأمين نميكرد ولي نكات مثبتي نسبت به قطعنامههاي قبلي داشت.
دربند 6 اين قطعنامه براي نخستين بار اشاره به تعيين آغاز كننده ي جنگ شده بود كه پس از تعيين و اعلام آن ا زسوي دبير كل سازمان ملل متحد زمينه را براي درخواست غرامت و خسارات جنگ از سوي ايران فراهم ميكرد. لحن و محتواي اين قطعنامه هم با قطعنامههاي قبلي فرق داشت. هم عبارات آن دقيق بود و مانند قطعنامههاي قبلي دو پهلو نبود هم حالت دستوري داشت، نه توصيهنامهاي.
ايران اين قطعنامه را نه رد كرد و نه قبول. حجه الاسلام هاشمي رفسنجاني جانشين وقت فرماندهي كل نيروهاي مسلح ايران خواستار جابه جايي در بندهاي اين قطعنامه شد و اعلام كرد ما خواستار آن هستيم كه اول متجاوز معرفي شود. عراق بلافاصله پس از اعلام اين قطعنامه از سوي سازمان ملل متحد، مانند قطعنامههاي قبلي آن را پذيرفت. اما ايران حدود يكسال به چانه زني پرداخت تا بتواند سازمان ملل متحد و كشورهاي تأثيرگذار در اين سازمان را وادار به گنجاندن حقوق خود در قطعنامه نمايد.
با پافشاري ايران دبيركل سازمان ملل متحد مجبور شد يك طرح اجرايي را به دو كشور ايران و عراق ارائه دهد و در آن طرح متعهد شد ، در روز آتش بس يك گروه بيطرف، كار بررسي آغازگر جنگ را شروع كند و در تاريخ مشخص بعد از آتش بس، عقب نشيني نيروها به پشت مرزهاي بين المللي آغاز شود.
ايران اين قطعنامه را با توجه به اينكه تمام خواستههايش در آن نبود، پذيرفت. استعمارگران شرايطي را پيش بيني كرده بودند كه در صورت عدم قبول قطعنامه از سوي ايران، امكان انجام هر جنايتي بر عليه مردم كشورمان فراهم باشد. اين شرايط عبارت بودند از:
حمايت مستقيم و بيشتر دنيا از صدام
قطعنامه طوري تنظيم شده بود كه اگر هر طرف جنگ آن را قبول نميكرد طرف مقابل آزاد بود دست به هر كاري بزند. تنظيم كنندگان قطعنامه از قبل ميدانستند تنها كشور ايران است كه به دليل ناديده گرفتن حقوقش معترض خواهد بود و از قبول آن خودداري خواهد كرد. پس قطعنامه را به گونهايي تنظيم كرده بودند كه در صورت عدم قبول آن توسط ايران، به راحتي بتوانند حتي سياست «زمين سوخته» را در كشورمان انجام دهند.
ايران جنگ طلب ، عراق صلح طلب!
با عدم قبول قطعنامه 598، ايران به عنوان كشوري جنگ طلب و جنگ افروز معرفي ميشد و عراق كه آغازگر جنگ و مسئول همهي ويرانيها و خسارات بود، صلح طلب معرفي ميشد و اين موضوع باعث خصومت بيشتر دنيا با ايران ميگرديد.
افزايش تهديدات بين المللي بر عليه ايران
با خودداري ايران از پذيرش قطعنامه ، دشمنان كشورمان اين امكان را مييافتند كه در سايه سكوت سازمانهاي بين المللي دست به هر كاري بزنند تا ايران تسليم شود. حمله به هواپيماي مسافربري در آسمان خليج فارس توسط ناو وينسنس آمريكا و شهادت 290 نفر از مسافرين بيگناه اين هواپيما بيانگر نقشههاي شوم دشمنان مردم ايران بود.
اقداماتي براي نابود كردن اقتصاد ايران
قيمت پايين نفت ايران كه به دليل سرازير كردن نفت فراوان از سوي كشورهاي عربي به وجود آمده بود .افزايش قيمت اسلحههاي مورد نياز به چند برابر توسط دلالان در بازار سياه و تجهيز بيش از حد معمول ارتش عراق در جبهههاي جنگ و حضور نيروهاي نظامي كشورهاي آمريكايي، اروپايي و عربي در منطقه ، نشان از وجود يك توطئهي شوم ميداد. جبهه كفر با تمام توان متحد شده بود تا ايران را ا ز رسيدن به پيروزي در جنگي نابرابر كه حق طبيعي آن بود باز دارد و با حمله و ويران كردن كشورمان تنها حكومتي را كه در دنيا صداي عدالت خواهي و مبارزه با ستم و زور را ميداد، نابود كند.
حضرت امام (ره) به عنوان عاليترين مقام كشور و فرمانده كل نيروهاي مسلح كه حفظ ايران و حكومت جمهوري اسلامي را واجبتر و مهمتر از پيروزي در جنگ ميدانست، موافقت خود را با پذيرش قطعنامه اعلام كرد و در پيامي به مردم ايران فرمود:
«... به واسطهي حوادث و عواملي كه از ذكر آن خودداري ميكنم و به اميد خداوند د رآينده روشن خواهد شد، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت كردم.»
پس از اعلام پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران حاكمان عراق و در رأس آنها صدام كه هيچ توضيح و دليلي براي مردم خود از تحميل جنگ هشت ساله به ايران نداشتند و از طرفي هيچ دستاوردي هم از اين جنگ نصيب آنها نشده بود، با اين توهم كه ايران به دليل ضعف مجبور به پذيرش قطعنامه شده است، بار ديگر بدون در نظر داشتن اين كه آنها يكسال قبل از ايران، قطعنامه 598 را كه اولين بند آن بيان ميدارد: «تمام عمليات نظامي در زمين، دريا و هوا متوقف شود و تمام نيروهاي مسلح بيدرنگ به مرزهاي شناخته شده بين المللي بازگردند» قبول كردهاند، دوباره با سوء استفاده از موقعيت غير جنگي كه بين دو كشور به وجود آمده بود به مرزهاي ايران حمله كردندو در بعضي مناطق تا 100 كيلومتر داخل خاك ايران پيشروي نمودند. از طرفي با مسلح نمودن گروه تروريستي منافقين( سازمان مجاهدين خلق ) كه از تعدادي از دشمنان فراري ايران تشكيل شده است. از مرزهاي غربي ايران و به قصد نابودي كشورمان حملهي گستردهاي را آغاز نمودند.
با انعكاس اخبار حمله مجدد عراق و منافقين در شهرها و روستاها، بار ديگر مردم ايران به جبههها هجوم آوردند و با كشته و زخمي كردن هزاران نفر از مهاجمين و به اسارت گرفتن تعداد زيادي از آنها، خاك مقدس كشور را از وجود متجاوزين پاك كردند.
بالاخره در 17 مرداد 1367 شوراي امنيت سازمان ملل متحد با حضور نمايندگان ايران و عراق تشكيل جلسه داد.
درطول مذاكرات ايران و عراق كه با نظارت دبير كل وقت سازمان ملل آقاي خاوير پرزدكوئيار انجام ميشد، عراقيها كارشكنيهاي زيادي انجام دادند تا شايد امتيازاتي را كه در جبهههاي نبرد نتوانسته بودند از ايران بگيرند در پشت ميز مذاكره به دست آورند. ولي اين تلاش آنها هم با درايت و تلاش گروه ديپلماسي كشورمان خنثي شد.
مذاكرات زيادي بين وزراي خارجه دو كشور صورت گرفت و نامه نگاريهايي بين رياست جمهوري وقت ايران، جناب حجه الاسلام هاشمي رفسنجاني و حاكم عراق ، صدام حسين به عمل آمد و سرانجام در 14 اوت 1990 ميلادي صدام با ارسال آخرين نامه و قبول تمام خواستههاي ايران، تسليم خواست و ارادهي ملت بزرگ ايران گرديد. بخشي ازنامه صدام به اين شرح است: «... برادر علي اكبر هاشمي رفسنجاني رئيس جمهوري اسلامي ايران، با اين تصميم ما ديگر همه چيز روشن شده و بدين ترتيب همهي آنچه را كه ميخواستيد و بر آن تكيه ميكرديد، تحقق مييابد...»
در 18 تيرماه 1370 شمسي دبيركل سازمان ملل متحد، با بررسي دلايل و شواهدي كه از ايران و عراق دريافت كرده بود اعلام كرد: «آغازگر جنگ هشت ساله عراق بوده است.» پس از يازده سال تعلل و خودداري دنيا از اعلام متجاوز بودن عراق ، بالاخره دنيا به اين واقعيت اقرار كرد كه، مردم ايران 8 سال با دفاع مقدس ازتماميت ارضي خود پاسداري ميكردهاند و يك پيروزي ديگر براي ملت ايران در تاريخ سراسر افتخار كشورمان به ثبت رسيد.
منبع: كتاب زنگ تاريخ تأليف علي اكبر رئيسي
کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش
بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت