نماز و رستگاری
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى
به يقين رستگار شد كسى كه پاكى جست (و خود را تزكيه كرد)،
و (آن كه) نام پروردگارش را ياد كرد سپس نماز خواند!
مقدمه
واژه ها
افلح : رستگار شد
تزکی :پاکی ورزید
صلی : نماز گزارد
نکات تفسیری
1- معناي فلاح
واژه «فَلاح» از ماده «فلح»، چيزي است كه لازمه آن رهايي از شرور و دستيابي به خير و صلاح است و با اين دو قيد از مادّههاي «نجات»، «ظفر» و «صلاح» امتياز مييابد. واژه «فلاح» علاوه بر معناي رهايي از موانع، معناي رسيدن به مقصود را نيز دربر دارد.
فلاح و رستگاري مقصود بالذات و هدف نهايي انسان است و چون فلاح انسان در رسيدن به كمال مطلق است و كمال مطلق جز خداوند سبحان نيست. پس فلاح انسان در لقاء الله است و براي رسيدن به لقاي الهي، گامهاي نخست را با هدايت فطري و تقواي اعتقادي، عبادي و مالي بايد برداشت و آنگاه تا به سر منزل مقصود بايد از هدايت و رهبري قرآن ناطق و صامت پيروي كرد.
یکی از بهترین راههای رسیدن به لقای الهی نماز است چرا که در مورد نماز از پیامبر اکرم نقل شده است که الصلاه معراج المومن ، آنچه که باعث تقرب انسان به خدا میشود و انسان رابه معراج می برد نماز است ؛ همانطور که پیامبر وقتی به معراج رفتند آنقدر به خدا نزدیک شدند که با چنین تعبیری از آن یاد می شود «فكان قاب قوسین او ادنی» ؛ بنابر این می توان گفت که هر انسانی در راستای اقامه نماز که به معراج می رود به خدا و کمال مطلق نزدیک می شود.
2- عوامل فلاح
تزکیه
محور اصلي فلاح، همان تزكيه نفس است: (قد افلح مَن تزكّي)
" تزكي" از ماده" تزكية" در اصل- چنان كه راغب در مفردات آورده- به معنى نمو و رشد دادن است، و زكات نيز در اصل به معنى نمو و رشد است، سپس اين واژه به معنى تطهير و پاك كردن نيز آمده، شايد به اين مناسبت كه پاكسازى از آلودگيها سبب رشد و نمو است، و در آيه مورد بحث هر دو معنى امكان دارد.
آرى رستگارى از آن كسى است كه نفس خويش را تربيت كند و رشد و نمو دهد، و از آلودگى به خلق و خوى شيطانى و گناه و عصيان و كفر پاك سازد
و در حقيقت مساله اصلى زندگى انسان نيز همين" تزكيه" است، كه اگر باشد سعادتمند است و الا بدبخت و بينوا.
معنای تزکیه
در اينكه منظور از" تزكيه" چيست تفسيرهاى گوناگونى ذكر كردهاند:
الف ) منظور پاكسازى روح از شرك است، به قرينه آيات قبل، و نيز به قرينه اينكه مهمترين پاكسازى همان پاكسازى از شرك است.
ب ) منظور پاكسازى دل از رذائل اخلاقى و انجام اعمال صالح است، به قرينه آيات فلاح در قرآن مجيد از جمله آيات آغاز سوره مؤمنون كه فلاح را در گرو اعمال صالح مىشمرد، و به قرينه آيه 9 سوره شمس كه بعد از ذكر مساله تقوى و فجور مىفرمايد: قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها:" رستگار شد كسى كه نفس خود را از فجور و اعمال زشت پاك كرد و به زينت تقوى بياراست".
ج ) ديگر اينكه منظور" زكات فطره" در روز عيد فطر است كه نخست بايد زكات را پرداخت و بعد نماز عيد را بجا آورد، چنان كه در روايات متعددى از امام صادق ع اين معنى نقل شده است.
بعضى نيز" تزكيه" را در اينجا به معنى دادن صدقه مالى دانستهاند.
بنابر آنچه گذشت می توان گفت كه" تزكيه" معنى وسيعى دارد كه همه اين مفاهيم را در بر مىگيرد، هم پاكسازى روح از آلودگى شرك، و هم پاكسازى از اخلاق رذيله، و هم پاكسازى عمل از محرمات، و هر گونه ريا، و هم پاكسازى مال و جان به وسيله دادن زكات در راه خدا پاكسازى و تزكيه كنى" دادن زكات سبب پاكى روح و جان است.
بنا بر اين، تمام تفسيرها ممكن است در معنى گسترده آيه جمع باشد. و همه این موارد می تواند مقدمه ای برای یاد خدا و بر پایی نماز باشد .
2- ذکر خدا
عامل دیگری که باعث رستگاری انسان می گردد ذکر و یاد خداست .
چنانچه بعضی از مفسران گفته اند مکلف در عمل سه مرحله را باید بپیماید :
نخست" ازاله عقائد فاسده از قلب" که همان تزکیه نفس است ،سپس" حضور معرفة اللَّه و صفات و اسماء او در دل "که همان یاد خداست و سوم" اشتغال به خدمت" آيات فوق در سه جمله كوتاه اشاره به اين سه مرحله كرده است.
بنابر این پس از تخلیه قلب از افکار و عقائد فاسده ، بهترین گزینه همانا یاد خداست ، که باید جایگزین شود تا انسان را به فلاح و رستگاری نزدیک کند. قلب جایگاه مهمی است و درآیات و روایات ما به آن بهای زیادی داده ا ند بطوریکه در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند:
الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّهِ
دل آدمى حريم خداست، غير خدا را در حريم خدا جاى مده.
3- بجا آوردن نماز
بنابر آنچه گذشت این آیات عامل فلاح و رستگارى سه چيز مىشمرد:
" تزكيه" و" ذكر نام خداوند" و سپس" بجا آوردن نماز".
در آیات فوق اين نكته قابل توجه است كه" نماز" را فرع بر" ذكر پروردگار" مىشمرد، اين به خاطر آن است كه تا بياد او نيفتد و نور ايمان در دل او پرتو افكن نشود به نماز نمىايستد، بعلاوه نمازى ارزشمند است كه توأم با ذكر او و ناشى از ياد او باشد بود، " و نام پروردگارش را به ياد آورد و به دنبال آن نماز بخواند" (وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى).
تفسير نمونه، ج26، ص: 404