0

نماز و رستگاری

 
mohsenh
mohsenh
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 1156
محل سکونت : قم

نماز و رستگاری
پنج شنبه 7 بهمن 1389  4:43 PM

نماز و رستگاری

 

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى  وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى [1]

           

به يقين رستگار شد كسى كه پاكى جست (و خود را تزكيه كرد)،

و (آن كه) نام پروردگارش را ياد كرد سپس نماز خواند!

مقدمه

واژه ها

افلح : رستگار شد[2]

تزکی :پاکی ورزید [3]

صلی : نماز گزارد

نکات تفسیری

1-                        معناي فلاح

 

 واژه «فَلاح» از ماده «فلح»، چيزي است كه لازمه آن رهايي از شرور و دستيابي به خير و صلاح است و با اين دو قيد از مادّه‏هاي «نجات»، «ظفر» و «صلاح» امتياز مي‏يابد. واژه «فلاح»  علاوه بر معناي رهايي از موانع، معناي رسيدن به مقصود را نيز دربر دارد.[4]

 

فلاح و رستگاري مقصود بالذات و هدف نهايي انسان است و چون فلاح انسان در رسيدن به كمال مطلق است و كمال مطلق جز خداوند سبحان نيست. پس فلاح انسان در لقاء الله است و براي رسيدن به لقاي الهي، گامهاي نخست را با هدايت فطري و تقواي اعتقادي، عبادي و مالي بايد برداشت و آنگاه تا به سر منزل مقصود بايد از هدايت و رهبري قرآن ناطق و صامت پيروي كرد. [5]

یکی از بهترین راههای رسیدن به لقای الهی نماز است چرا که در مورد نماز از پیامبر اکرم نقل شده است که الصلاه معراج المومن ، آنچه که باعث تقرب انسان به خدا میشود و انسان رابه معراج می برد نماز است ؛ همانطور که پیامبر وقتی به معراج رفتند آنقدر به خدا نزدیک شدند که با چنین تعبیری از آن یاد می شود «فكان قاب قوسین او ادنی»  ؛ بنابر این می توان گفت که هر انسانی در راستای اقامه نماز که به معراج می رود به خدا و کمال مطلق نزدیک می شود.

2-                        عوامل فلاح

تزکیه

محور اصلي فلاح، همان تزكيه نفس است: (قد افلح مَن تزكّي)

" تزكي" از ماده" تزكية" در اصل- چنان كه راغب در مفردات آورده- به معنى نمو و رشد دادن است، و زكات نيز در اصل به معنى نمو و رشد است، سپس اين واژه به معنى تطهير و پاك كردن نيز آمده، شايد به اين مناسبت كه پاكسازى از آلودگيها سبب رشد و نمو است، و در آيه مورد بحث هر دو معنى امكان دارد.

آرى رستگارى از آن كسى است كه نفس خويش را تربيت كند و رشد و نمو دهد، و از آلودگى به خلق و خوى شيطانى و گناه و عصيان و كفر پاك سازد

و در حقيقت مساله اصلى زندگى انسان نيز همين" تزكيه" است، كه اگر باشد سعادتمند است و الا بدبخت و بينوا.[6]

معنای تزکیه

در اينكه منظور از" تزكيه" چيست تفسيرهاى گوناگونى ذكر كرده‏اند:

الف )  منظور پاكسازى روح از شرك است، به قرينه آيات قبل، و نيز به قرينه اينكه مهمترين پاكسازى همان پاكسازى از شرك است.

ب  ) منظور پاكسازى دل از رذائل اخلاقى و انجام اعمال صالح است، به قرينه آيات فلاح در قرآن مجيد از جمله آيات آغاز سوره مؤمنون كه فلاح را در گرو اعمال صالح مى‏شمرد، و به قرينه آيه 9 سوره شمس كه بعد از ذكر مساله تقوى و فجور مى‏فرمايد: قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها:" رستگار شد كسى كه نفس خود را از فجور و اعمال زشت پاك كرد و به زينت تقوى بياراست".

ج ) ديگر اينكه منظور" زكات فطره"[7] در روز عيد فطر است كه نخست بايد زكات را پرداخت و بعد نماز عيد را بجا آورد، چنان كه در روايات متعددى از امام صادق ع اين معنى نقل شده است.[8]

بعضى نيز" تزكيه" را در اينجا به معنى دادن صدقه مالى دانسته‏اند.

بنابر آنچه گذشت می توان گفت كه" تزكيه" معنى وسيعى دارد كه همه اين مفاهيم را در بر مى‏گيرد، هم پاكسازى روح از آلودگى شرك، و هم پاكسازى از اخلاق رذيله، و هم پاكسازى عمل از محرمات، و هر گونه ريا، و هم پاكسازى مال و جان به وسيله دادن زكات در راه خدا پاكسازى و تزكيه كنى" دادن زكات سبب پاكى روح و جان است. [9]

بنا بر اين، تمام تفسيرها ممكن است در معنى گسترده آيه جمع باشد. و همه این موارد می تواند مقدمه ای برای یاد خدا و بر پایی نماز باشد .

 

2-            ذکر خدا

عامل دیگری که باعث رستگاری انسان می گردد ذکر و یاد خداست .

چنانچه بعضی از مفسران گفته اند[10] مکلف در عمل سه مرحله را باید بپیماید :

نخست" ازاله عقائد فاسده از قلب" که همان تزکیه نفس است ،سپس" حضور معرفة اللَّه و صفات و اسماء او در دل "که همان یاد خداست  و سوم" اشتغال به خدمت" آيات فوق در سه جمله كوتاه اشاره به اين سه مرحله كرده است.

بنابر این پس از تخلیه قلب از افکار و عقائد فاسده ، بهترین گزینه همانا یاد خداست ، که باید جایگزین شود تا انسان را به فلاح و رستگاری نزدیک کند. قلب جایگاه مهمی است و درآیات و روایات ما به آن بهای زیادی داده ا ند بطوریکه در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند:

الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّهِ‏[11]

دل آدمى حريم خداست، غير خدا را در حريم خدا جاى مده.

3-            بجا آوردن نماز

بنابر آنچه گذشت این آیات  عامل فلاح و رستگارى سه چيز مى‏شمرد:

" تزكيه" و" ذكر نام خداوند" و سپس" بجا آوردن نماز".

در آیات فوق اين نكته  قابل توجه است كه" نماز" را فرع بر" ذكر پروردگار" مى‏شمرد، اين به خاطر آن است كه تا بياد او نيفتد و نور ايمان در دل او پرتو افكن‏ نشود به نماز نمى‏ايستد، بعلاوه نمازى ارزشمند است كه توأم با ذكر او و ناشى از ياد او باشد بود، " و نام پروردگارش را به ياد آورد و به دنبال آن نماز بخواند" (وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى).

 

                        تفسير نمونه، ج‏26، ص: 404

 

 

 



[1] . الأعلى (87):  14و15

[2] . فلح (بر وزن فرس) و فلاح بمعنى رستگارى و نجات است همچنين است افلاح قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى. وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى. این واژه در قرآن همه جا از باب افعال بكار رفته و شامل رستگارى دنيا و آخرت است. قاموس قرآن، ج‏5، ص: 202

[3] .  " تزكي" از ماده" تزكية" در اصل- چنان كه راغب در مفردات آورده- به معنى نمو و رشد دادن است، و زكات نيز در اصل به معنى نمو و رشد است، سپس اين واژه به معنى تطهير و پاك كردن نيز آمده، شايد به اين مناسبت كه پاكسازى از آلودگيها سبب رشد و نمو است. (تفسیر نمونه ج 27ص 47 با کمی تصرف)

[4] . تسنیم ، ج 2 ص 207 با کمی تصرف

اطلاق «فلّاح» بر كشاورز و «فلاحت» بر كشاورزي از آن روست كه زمين با زراعت از بَوار(باير بودن) مي‏رهد و آباد مي‏گردد، چنانكه شكاف و گشايش نيز در آن ملحوظ است.

. البته «مُفْلِح» انساني است كه با رنج و تعب، به مقامي رسيده باشد، نه بدون رنج.

[5] . تسنيم - ج 2 صفحه 207و 208

[6] . تفسير نمونه، ج‏27، ص: 48و49

[7] . در اينجا اين سؤال مطرح است كه سوره اعلى سوره مكى است، و در مكه نه زكات فطر مقرر شده بود، و نه روزه ماه مبارك، و نه مراسم نماز عيد فطر.

در پاسخ اين سؤال بعضى گفته‏اند كه هيچ مانعى ندارد آغاز اين سوره در مكه نازل شده باشد و پايانش در مدينه.

اين احتمال نيز قويا وجود دارد كه تفسير فوق از قبيل بيان يك مصداق روشن و تطبيق آيه بر فرد واضح است.

[8] . من لا يحضره الفقيه    ج‏1    510    باب صلاة العيدين .....  ص : 504

1474 وَ سُئِلَ الصَّادِقُ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى‏

 قَالَ مَنْ أَخْرَجَ الْفِطْرَةَ

[9] . تفسير نمونه، ج‏26، ص: 403و 405 با کمی تصرف

[10] . تفسير فخر رازى" جلد 31 صفحه147

[11] . بحار الأنوار    ج‏67    ص : 25

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها