انسان در ميان موجودات از شرافت و كرامت مخصوصي برخوردار است و وظيفه و رسالتي خاص دارد ، مسوول تكميل و تربيت خود و اصلاح جامعه خويش است ، جهان مدرسه انسان است و خداوند به هر انساني بر طبق نيت و كوشش صحيح و درستش پاداش مي دهد .
يكي از مسائل مهم اسلامي ، لزوم پوشيدگي زن بيگانه و غير خويشاوند است . كه در قرآن كريم به اين مطلب اشاره شده است . در فقه اسلامي ما واژه حجاب وجود ندارد ، بلكه حكم ستر و پوشش است و بعدها واژه حجاب جايگزين « ستر » گرديد .
حجاب زن مايه مباهات زن است ، حجاب سند شخصيت زن است نه وسيله عقب ماندن او در اجتماع ، حجاب حريم مقدس و قلعه آرامش زن است . رسم است كه هر چيز با ارزش را پنهان دارند تا از دستبرد نااهلان مصون باشد . اي زن ، تو نيز با حجاب باش تا اسرار وجوديت ، از ارزش نيفتد . حجاب پوشش جسم توست . چرا كه پيامبر اكرم (ص) آن را براي تو به ارمغان آورد ، تا با استفاده از آن به امنيت برسي و با وقار و آزادي در جامعه ظاهر شوي و جذابيت وجودت باعث نشود كه ميكروبها و انگلهاي جامعه حقيقت وجود تو را تهديد نموده و آن را به فساد و تباهي بكشاند . حجاب صدف است و گوهري گرانبها با حجاب شدن به نمايش گذاشتن شخصيت واقعي زن و محدود كردن جسم و آزاد گذاشتن روح و عقل و بي حجابي يعني « پنهان شدن حقيقت زن در پوشش جاذبه هاي جنسي » و بد حجاب ميكروب جامعه است كه بر روح و افكار افراد رسوخ مي كند و آن را مشوش مي كند . حجاب به عنوان سرمايه عظيمي براي زن ، اين نقش مهم را ايفاء مي كند ، پرده هاي سياهي بر چشم هوسبازان كشيده و به او اجازه مي دهد سرمايه هاي وجود خويش را در كانون گرم خانواده متمركز نموده و با عزمي استوار و خلل ناپذير اولين هسته اجتماعي را پي ريزي كند اگر خداوند متعال حجاب را بر زن واجب كرد ، چون زن يك موجود زينتي و ظريفي است و مي خواسته با اين حجاب زن را يك موجود محترم بداند ، نه اينكه فقط وسيله اي باشد براي دفع شهوت مرد .