0

دانشمندان سایر علوم

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:دانشمندان سایر علوم

ادوین آلدرین(فضانورد)

 

ادوین آلدرین در ژوئیه ۱۹۳۰ در منچستر، در ایالات نیوجرسی ایالات متحده آمریکا متولد می شود. ادوین آلدرین دومین نفری بود که تا این تاریخ قدم بر ماه می گذاشت.

عصر یکشنبه بیستم ژوئیه ۱۹۶۹ مرکز کنترل هاوستون در ایالات تگزاس مشاهده کرد که نیل آرمسترانگ، سر نشین فضاپیمای آپولو ۱۱ قدم بر ماه می گذارد (اولین نفری که تا کنون موفق به چنین کاری شده بود) ۱۹ دقیقه بعد، ادوین آلدرین نیز به وی ملحق می شود. دو فضا نورد مدت ۲۲ ساعت را در ماه سپری می کنند. سرنشینان آپولو ۱۱ در تاریخ ۲۴ ژوئیه ۱۹۶۹ به زمین بر می گردند.

در سال۱۹۵۱ درجه اش را در آکادمی نظامی ایالات متحده آمریکا در «وسعت پوینت»، در ایالت نیویورک، کامل می کند و به عنوان عضوی از نیروی هوایی ایالات متحده در ماموریتهای جنگی در کره شرکت می جوید. بعدها در آلمان به عنوان عضوی از سی و ششمین شاخه جنگنده های تاکتیکی پروازهایی را انجام می دهد.

در سال ۱۹۶۳ موسسه فن آوری ماساچوست، درجه دکترا را در مکانیک مداری به وی اعطاء می کند و او را برای فراگیری اصول فضانوردی انتخاب می کنند. در سال ۱۹۶۶ در ژوئن این سال، آلدرین به عنوان کمک خلبان برای پرواز فضایی جمینی۹ انتخاب می شود.

از ۱۱ تا ۱۵ نوامبر، آلدرین اولین پرواز فضایی خویش را به عنوان خلبان بر روی جمینی ۱۲ انجام می دهد. ۵۹ بار دور زمین را می چرخد و پس از خارج شدن از سفینه به مدت ۵ ساعت و ۳۷ دقیقه در فضا راهپیمایی می کند. در آن زمان، این یک رکورد جهانی محسوب می شد. در دسامبر سال ۱۹۶۸، آلدرین به عنوان کمک خلبان سفینه فرماندهی آپولو ۸ که اولین پرواز آزمایشی خود را به ماه انجام می داد، انتخاب می شود.

در شانزدهم ژوئیه سال ۱۹۶۹ این سال، ادوین آلدرین، نیل آرمسترانگ  و مایکل کالینز سفر تاریخی خود را به ماه بر روی آپولو ۱۱ آغاز می کنند. چهار روز بعد آلدرین و آرمسترانگ، کالینز را در حال گردش بدور ماه ترک کرده و خاک نشین «ایگل» را در میان دریای «ترنکوئیلیتی» فرود می آرودند. آرمسترانگ اولین نفری است که قدم بر ماه می گذارد و ۱۹ دقیقه بعد نیز آلدرین به او ملحق می شود.

در ژوئیه سال۱۹۷۱، آلدرین از سازمان ناسا بازنشت می شود. بعد از بازنشستگی، فرماندهی دانشکده خلبانی تحقیقات هوافضا در پایگاه نیروی هوایی «ادواردز» در ایالات کالیفرنیا را به عهده می گیرد و در یکم مارس سال بعد از نیروی هوایی کناره گیری می کند و به عنوان مشاور در شرکت «کامپریهنسیوکیر» در «نیوپورت بیچ»  در ایالات کالیفرنیا مشغول به کار می شود. دردهه ۱۹۸۰ آلدرین به عنوان استاد فضانوردی در دانشگاه داکوتای شمالی رسید.



پنج شنبه 30 دی 1389  1:45 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:دانشمندان سایر علوم

نورمن بورلاگ(کشاورزی)

 

 

نورمن بورلاگ دانشمند آمریکایی و برنده جایزه نوبل که لقب پدر انقلاب سبز در کشاورزی، به او داده شده ،موجبات تغذیه صدها میلیون گرسنه در سراسر جهان را فراهم آورده است .

در دهه 1960 وی موفق شد روشی را ابداع کند که از طریق آن می شد محصول و بار گیاهان و غلات را افزایش داد و این گیاهان را در مقابل آفات مقاوم ساخت.

در دهه های 1950 و 1960، بهتر شدن بهداشت عمومی باعث افزایش جمعیت کشورهای توسعه نیافته گردیده، و موجب این نگرانی شده بود که به دلیل کمبود امکانات کشاورزی، کشورهای در حال توسعه در نیمه دوم قرن بیست با قحطی روبرو خواهند شد. استفاده از روشی که او مبتکر آن بود و "انقلاب سبز" نام گرفت سبب شد که محصول غلات از جمله گندم به سرعت افزایش یابد و به این ترتیب از بروز قحطی در کشورهای در حال توسعه جلوگیری شود.

به علت این موفقیت در سال 1970، نورمن بورلاگ موفق به دریافت جایزه صلح نوبل شد.کمیته جایزه نوبل گفت که نورمن بورلاگ با روش ابداعی خود، مانع بروز قحطی در جهان شده و جان صدها میلیون نفر را نجات داده است. آسه لیونیز، رئیس وقت کمیته جایزه نوبل هنگام اهدای جایزه به او گفت: " نورمن بورلاگ، بیش از هر فرد دیگری برای گرسنگان جهان نان فراهم کرده است و دلیل دادن جایزه صلح نوبل به نورمن بولاگ، این است که ما امیدواریم رفع گرسنگی، صلح به همراه آورد."

نورمن بورلاگ همچنین در سال 2007 مدال طلای کنگره آمریکا را دریافت کرد که مهمترین مدال غیرنظامی این کشور است.

آقای بورلاگ مطالعاتی را که منجر به دریافت جایزه نوبل شد، در پایان جنگ جهانی دوم در مکزیک شروع کرد.مطالعات او در مکزیک برای پیدا کردن روشی جهت افزایش محصول گندم این کشور بود. در آنجا وی موفق شد با تکنیک های تازه، انواع بخصوص گندم را که در مقایسه با گندم های معمولی در مقابل آفات مقاوم بودند و محصول بیشتری می دادند، تولید کند. بعدا او با همکاری چند دانشمند دیگر این نمونه ها را به آسیا برد و موجب بهتر و مقاوم شدن انواع دیگر غلات از جمله برنج و ذرت در کشورهای آسیایی و نیز آمریکای جنوبی و آفریقا شد.

در سال 1963 نورمن بورلاگ به ریاست مرکز بین المللی بهبود ذرت و گندم که به تازگی دایر شده بود منصوب شد و در این سمت هزاران دانشمند جوان را آموزش داد. در سال 1979 وی از این سمت کناره گیری کرد و به تدریس در دانشگاه پرداخت.

نورمن بولاگ، در سال 1986 دفتر جایزه جهانی غذا را ایالت آیوا دائر کرد که هر سال جایزه ای به مبلغ 250 هزار دلار به شخصی که کار و مطالعات او به بهبود عرضه آذوقه در جهان کمک کرده، اهدا می کند.

سرانجام آقای بورلاگ که 95 سال داشت در اثر بیماری سرطان در خانه اش در تگزاس درگذشت.



پنج شنبه 30 دی 1389  1:45 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:دانشمندان سایر علوم

آنا کامننا(تاریخ)

 

آنا کامننا در سال‌های ۱۰۸۳ تا ۱۱۵۳ زندگی می‌کرد. او دختر یکی از امپراتوران روم باستان به نام الکسیوس اول بود.

بعد از نوشتن کتاب الکساید عنوان اولین زن مورخ را از آن خود کرد. اگر چه او در دوران کودکی به دقت علوم تاریخ، ریاضیات و فلسفه یونانی را فرا گرفته بود، اما والدینش او را از مطالعه و تحصیل در رشته شعر باستان منع کردند زیرا آن را مناسب زنان نمی‌دانستند. اما با وجود تلاش پدر و مادرش او توانست مخفیانه به تحصیل در این رشته بپردازد و به یکی از با معلومات‌ترین زنان دوران خودش تبدیل شود. آنا تمام وقت خود را به مطالعه و تحقیق تاریخ و فلسفه اختصاص داد.

او در سال ۱۰۹۷ در سن ۱۴ سالگی با اشراف‌زاده‌ای به نام قیصر ازدواج کرد. قیصر در زمان حیاتش روی مقاله‌ای به نام «مواد تاریخ» که به بررسی دوران سلطنت الکسیوس می‌پرداخت کار می‌کرد که با مرگش ناتمام ماند و آنا ادامه این مقاله را در دست گرفت و آن را در قالب کتابی به نام «الکساید» به اتمام رسانید. این کتاب امروزه به عنوان بهترین منبع تاریخ سیاسی روم شرقی در آن دوران به شمار می‌آید. این کتاب علاوه بر شرح وقایع تا حدودی عقاید، تفکرات و ویژگی‌های زنان آن دوران را بیان می‌کند.



پنج شنبه 30 دی 1389  1:46 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:دانشمندان سایر علوم

جی فورستر(علوم رایانه)

 

جی فورستر در سال۱۹۱۸در نبراسکا متولد شد. علاقه مندی وی به الکترونیک به زودی خود را نشان داد و وی زمانی که دانش آموز دبیرستان بود، دستگاه کوچکی را با یک سیستم برقی ۱۲ ولتی ساخت که نوعی بادسنج بود.

وی بعد از دبیرستان به دانشگاه نبراسکا رفت و پس از فارغ التحصیلی، در سال ۱۹۲۹ به عنوان دستیار تحقیقات در آزمایشگاه ولتاژ بالای دانشگاه MIT مشغول به کار گردید. فعالیت در این آزمایشگاه باعث شد که وی با سیستم های الکترونیکی پیشرفته ای که برای رادارها استفاده می شدند، آشنا شود و دانش خود را در این زمینه افزایش دهد.

در سال ۱۹۴۴، فورستر تصمیم گرفت که کار تحقیقاتی را رها کند و به کسب و کار روی بیاورد، اما مدیر آزمایشگاه که با روحیه وی آشنا بود، می دانست که فورستر در آن زمینه موفق نخواهد شد و به دنبال راهی بود تا وی را از تصمیمی که گرفته بود منصرف سازد. در نتیجه انجام پروژه ای را به وی پیشنهاد کرد.

پروژه ای برای نیروی دریایی که می خواست کامپیوتری داشته باشد تا بتواند با استفاده از آن طراحی قایق های جدید را انجام دهد.(همان گونه که می دانید اغلب پروژه های توسعه کامپیوترها در خلال جنگ جهانی دوم و به سفارش ارتش آمریکا صورت گرفتند.) فورستر پس از آن که توانست کامپیوتر ENIAC را ببیند، طرح اولیه نیروی دریایی را تغییر داد و به جای یک کامپیوتر آنالوگ، ساخت یک کامپیوتر دیجیتال را در دستور کار قرار داد و به این ترتیب پروژه Whirlwind به وجود آمد.

وی برای آن که سیستم خود را به خوبی بسازد، روی سیستم حافظه آن بسیار کار کرد و توانست نوعی از حافظه با هسته مغناطیسی را طراحی کند و در سیستم خود به کار بگیرد. وی سپس این حافظه را در سال ۱۹۴۹ مجددا طراحی نمود و آن را بهبود بخشید.

در حدود سال های ۱۹۴۹، نیروی دریایی علاقه خود را به پروژه Whirlwind از دست داد. اما چند ماه بعد، پس از آنکه اتحاد شوروی توانست نخستین بمب اتمی خود را آزمایش کند، بار دیگر ارتش توجه خود را به پژوهش ها معطوف نمود.

ارتش معتقد بود که کامپیوترها می توانند از جمله وسایل اساسی دفاع نظامی محسوب شوند و لذا بار دیگر Whirlwind با حمایت نیروی هوایی زنده شد. فورستر نیز کار روی پروژه را از سر گرفت و سیستم SAGE یا Semi-Automatic Ground Environment را طراحی کرد و سیستم حافظه خود را در آن به کار گرفت. این پروژه در سال ۱۹۵۶ تکمیل شد و از سال ۱۹۵۸ تا اواخر دهه هشتاد میلادی به عنوان سیستم دفاع هوایی در ارتش به کار گرفته شد.

Whirlwind را می توان اولین کامپیوتر پرسرعت و بلادرنگ قابل اطمینان دانست. هرچند که کامپیوترهای دیگری قبل از آن ساخته شده بودند اما همگی یا بسیار کند یا غیرقابل اطمینان بودند.

فورستر سپس حدود ۴۰ سال را به سرپرستی بخش مدیریت دانشگاه MIT گذراند. بعد از آن به پیشنهاد یکی از دوستانش به عضویت هیئت مدیره شرکت جنرال الکتریک در آمد. مشکلی که جنرال الکتریک در آن زمان با آن روبرو بود، بازدهی کم کارکنان با وجود کارکرد زیاد آنها بود. زیرا کار به طور سه یا چهار شیفتی انجام می شد اما آن گونه که باید، بازده کارها بالا نبود. وی برای این کار شروع به مدل سازی برای فعالیت شرکت نمود و سیستمی به نام (سیستم های دینامیک) یا پویا را مدل سازی کرد.

این سیستم برخلاف قبل، ارتباطی با مفاهیم فیزیکی نداشت و اجزای آن را مواردی چون مدیریت، رهبری و نحوه گردش اطلاعات در سازمان تشکیل می دادند. در حقیقت معروفیت فورستر به غیر از ابداع حافظه های RAM ، به دلیل تعریف سیستم های پویا نیز می باشد.

فورستر در زمینه تالیف کتاب نیز نسبتا پرکار بود. اولین کتاب خود را در سال ۱۹۶۱ به نام دینامیک صنعتی به چاپ رساند. سپس کتاب های مفاهیم سیستم ها (۱۹۶۸)، دینامیک های جهانی (۱۹۷۳)، مجموعه مقالات (۱۹۷۵)، منابع اطلاعاتی برای مدل سازی اقتصاد ملی (۱۹۸۰)، مدل در مقابل یک پروسه مدل سازی (۱۹۸۵)، حقایق چهارده گانه (۱۹۸۷)، مدل های غیر خطی سیستم های اجتماعی (۱۹۸۷)، مقدمات دینامیک سیستم ها (۱۹۸۹)، مدل ملی دینامیک سیستم (۱۹۸۹) و دینامیک سیستم و درس هایی از تجربه ۳۵ سال (۱۹۹۳) را به رشته تحریر در آورد.

پروفسور فورستر همچنان دیدگاه مهندسی سیستم های خود را روی سیستم های اجتماعی پیاده سازی می کند و مشغول تئوری پردازی های جدید است و اکنون به طور خاص در مورد سیاست های سازمانی مطالعه می کند. وی از شبیه سازی کامپیوتری در تحلیل سیستم های اجتماعی کمک می گیرد.

 



پنج شنبه 30 دی 1389  1:46 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:دانشمندان سایر علوم

جان رائه(اقتصاد)

 

جان رائه (۱۸۷۲-۱۷۹۶) یک کتاب مهم نوشته که بیان برخی اصول جدید در موضوع اقتصاد سیاسی نام دارد و در سال ۱۸۳۴ منتشر شد و مورد توجه سینیور و جان استوارت میل قرار گرفت.

میل، از این کتاب مکررا در کتاب خود اصول اقتصاد سیاسی نام برده با این وجود کتاب رائه بی‌خواننده باقی مانده است. به طوری که وقتی خلاصه تجدید نظر شده آن با عنوان جدید نظریه جامعه شناختی سرمایه در سال ۱۹۰۲ منتشر شد، اقتصاد دانان، مشهوری مثل بوم باورک، ویکسل و فیشر آن را بسیار ستودند.

در واقع فیشر به قدری تحت تاثیر قرار گرفته بود که کتاب مهم خود نظریه بهره را که در سال ۱۹۳۰ نوشت به جان رائه و یوگن فون بوم باورک که «پایه بنایی را گذاشتند که من سعی در ساختن آن داشتم» اهدا کرد. تقریبا همه از این که رائه توانسته بود دو ستونی که نظریه سرمایه مکتب اتریش بر آن استوار شده یعنی این عقیده که سرمایه اضافی تنها تولید را با «طولانی‌تر کردن» فرآیند آن افزایش می‌دهد و نیز این عقیده که تولید به تاخیر افتاده همیشه به دلیل ترجیح زمانی کمتر از تولید جاری ارزش دارد پیش‌بینی نماید، شگفت‌زده شده بودند.

به علاوه او تحلیل خود از این دو عامل را چنان با نیروهای فرهنگی و اجتماعی می‌آمیزد که «تمایل موثر برای انباشت سرمایه» به صورت مسابقه‌ای میان فرآیند فنی و ترجیح زمانی در می‌آید.

خلاصه این که توجیه کافی برای این که رائه کتاب خود را نظریه جامعه ‌شناسانه سرمایه بنامد، وجود دارد. عدم توجه به کتاب رائه به ‌رغم این که جان استوارت میل آن را ستوده، تا حدودی نیز به این علت است که این کتاب در کانادا نوشته شد، در آمریکا به چاپ رسید و عنوان فرعی آن اشتباهات نظام آزادی تجارت و برخی از آموزه‌های دیگر کتاب ثروت، این توهم را به وجود می‌آورد که کتاب در نفی اقتصاد کلاسیک نوشته شده است.

جان رائه در اسکاتلند متولد شد و در دانشگاه ادینبورگ و آبردین تحصیل کرد، بدون این که مدرکی دریافت نماید. او در سال ۱۸۲۲ به کانادا مهاجرت نمود و در مقام مدیر مدرسه مشغول به کار شد. در سال ۱۸۴۸ ابتدا به کالیفرنیا و سپس به هاوایی رفت و به تدریس و مداوای بیماران پرداخت و برای روزنامه‌ها مقاله نوشت. او در سال ۱۸۷۱ به آمریکا بازگشت و پس از یک سال در نیویورک در گذشت.

تجارب رائه از جوامع در حال توسعه باعث شد که نظر درستی در مورد مداخله دولت در امور اقتصادی پیدا کند. او در کتاب خود استدلال می‌کند که دولت‌ها قادرند «تمایل موثر برای انباشت» را به کمک مقررات مربوط به حق‌الامتیازها، مالیات ازکالاهای غیرضروری، محدودیت‌های بانکی، آموزش و پرورش رایگان و حمایت از صنایع تازه پا ممکن سازند. استدلالات او در این زمینه، شبیه استدلال‌های فریدریش لیست است که در همین ایام در موضوعات مشابهی قلم می‌زد و با مسائل توسعه در کشورهای در حال توسعه دست و پنجه نرم می‌کرد.



پنج شنبه 30 دی 1389  1:49 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:دانشمندان سایر علوم

آدام اسمیت(اقتصاد)

 

آدام اسمیت چهره‌‌ی برجسته تئوری «توسعه‌ی اقتصادی» در سال 1723 در شهر «کرکالدی» اسکاتلند به دنیا آمد. او از دانشگاه آکسفورد فارغ‌التخصیل شد و از 1751 تا 1764 استاد فلسفه در دانشگاه گلاسکو بود. در خلال همین سالها  اولین کتاب خود «نظریه عئاطف اخلاق» را منتشر کرد که شهرت خوبی در محافل روشنفکری برای او به ارمغان آورد. امّا شهرت پایدار او حاصل انتشار اثر بزرگش «تحقیقی پیرامون ماهیت و اسباب ثروت ملل» در سال 1776 بود. انتشار این کتاب با توفیق فراوانی همراه شد و آدام اسمیت سال‌های باقی مانده‌ی عمر را با اعتبار و احترامی که سزاوار آن بود گذراند. اسمیت که ازدواج نکرده و فرزندی نداشت در سال 1790 در شهر زادگاهش درگذشت.

آدام اسمیت اولین فردی نبود که تمام سعی و کوشش خود را یکسره وقف تئوری اقتصادی کرده باشد، بسیاری از نظریات معروف او بی‌سابقه و بدیع نبودند. امّا او اولین کسی است که یک تئوری اقتصادی جامع و سیستماتیک را ارائه داد که به قدر کفایت درست و به قاعده بود و می‌توانست پایه و اساسی برای پیشرفتهای آتی در این زمینه باشد. به همین دلیل شاید بی‌مناسبت نباشد چنانچه گفته شود که «ثروت ملل» نقطه آغازین مطالعات نوین درباره‌ اقتصاد سیاسی است.

یکی از دستاوردهای بزرگ این کتاب آن بود که بسیاری از تصورات واهی گذشته را زدود. اسمیت نظریه قدیم سوداگرانه را که در اقتصاد بر اهمّیت وضعیتی که در آن بتوان حجم بزرگی از طلا را عرضه کرد تأکید داشت، مورد بحث قرار دارد. به همین نحو کتاب مزبور نظریه کسانی که زمین را یگانه سرچشمه‌ی ثروت می‌دانستند (فیزیوکرات‌ها) مردود شمرد. و به جای تمام آنها اهمّیت به شدّت بر افزایش فراوان تولید که می‌توانست از طریق تقسیم کار به وجود آید پافشاری می‌کرد و محدودیت‌های کهنه و مستبدّانه دولت را که مانعی برای توسعه‌ی صنعتی بود مورد حمله قرار داد.

نظریه‌ی اصلی در «ثروت ملل» این است که هرج‌ و مرج ظاهری در بازار آزاد در مواقع همان مکانیزم تنظیم‌کننده می‌باشد که به شکل خودکار نوع و میزان کالایی که بیشتر مورد نیاز جامعه است مشخص کرده و به تولید آن منجر خواهد شد. به عنوان مثال فرض کنید که زمینه‌ی یک کالای مورد نیاز کمبود جود داشته باشد. در این صورت قیمت آن بالا خواهد رفت و این افزایش قیمت سود بیشتری برای تولیدکننده‌ی آن کالا به ارمغان می‌آورد. قیمت بالای این کالا سایر تولیدکنندگان را ترغیب خواهد کرد که به تولید آن کالای به خصوص رو آورند. نتیجه این امر بالا رفتن تولید و رفع کمبود کالای مورد نظر در بازار خواهد بود. از طرف دیگر عرضه‌ اضافی کالا عاملی برای رقابت بین تولید کنندگان می‌باشد که عملاً به تنزل بهای آن کالا منجر شده و آن را تا سطح «بهای واقعی» و یا «هزینه تولید» می‌رساند. به این ترتیب با اینکه هیچکس عالماً عامداً  قصد نداشته است با رفع کمبود کالا به کمک جامعه بشتابد ولی کمبود برطرف می‌شود. طبق گفته‌ی آدام اسمیت «هر فردی تنها در فکر منافع خویش است ولی دستی نامرئی او را به سویی هدایت می‌کند که خود قصد آن را نداشته است. او با دنبال کردن منافع خود خیلی بیش از مواقعی که واقعاً قصد داشته باشد منافع جامعه را تأمین می‌کند.»

البته این «دست نامرئی» اگر موانعی برسر راه رقابت آزاد وجود داشته باشد نمی‌تواند وظیفه خود را به درستی انجام دهد. اسمیت به داد و ستد آزاد اعتقاد دارد و تعرفه‌های بازرگانی بالا را به شدت زیر سؤال می‌برد. در واقع او با بسیاری از مداخلات دولت در امر دادو ستد و بازار آزاد مخالف است. اسمت مدعی است که این گونه مداخلات همواره باعث تنزل کارائی اقتصاد شده و در نهایت به پرداخت قیمت ‌های بیشتر از طرف عامه مردم منتج می‌شود. اسمیت واژه «عدم مداخله-سیاست اقتصاد آزاد» را ابداع نکرد ولی بیش از هر کس دیگری مفهوم آن را گسترش داد.

برخی افراد بر این عقیده‌اند که آدام اسمیت بیشتر از منافع تجاری دفاع ‌می‌کند، ولی این نظریه صحیح نیست او به دفعات و با محکم‌ترین کلمات معاملات انحصاری را محکوم کرده و برای لغو آن پافشاری کرده است. به علاوه اسمیت درباره‌ی اعمال بازرگانی واقعی ساده‌انگار نبود. نمو‌نه‌ای از نظریه او در این باب به نقل قول از کتاب «ثروت ملل» چنین است: « کسانی که در یک رشته بازرگانی خاص فعالیت دارند به ندرت با یکدیگر دیدار می‌کنند، ولی همین دیدارها و گفتگو‌های گاهگاهِ آنان جز توطئه علیه منافع عمومی و پیدا کردن راهی برای بالا بردن قیمت‌ها حاصلی ندارد.»

آدام اسمیت سیستم اندیشه اقتصادی خود را آنچنان مطلوب شکل داد و عرضه کرد که تنها طی چند دهه افکار مکاتب پیشین اقتصادی به کلّی کنار گذاشته شدند. در حقیقت اسمیت تمام نکات مثبت آن مکاتب را در سیستم خود به کار گرفته و در همان حال نقایص و کمبود‌های آنها را به شکلی مدّلل وموجّه بیان می‌کند و اختلاف اسمیت از جمله بدون آنکه تغییری در چارچوب و اصول آن بدهند، ساخته و پرداخته کرده و ساختاری به وجود آوردند که امروزه از آن به نام «اقتصاد کلاسیک» یاد می‌‌شود. اگر چه تئوری اقتصاد جدید مفاهیم و روش‌های تازه‌ای به آن افزوده است ولی این امر نتیجه طبیعی همان اقتصاد کلاسیک می‌باشد. حتی تا حدّ زیادی تئوری‌های اقتصادی کارل مارکس و نه تئوری‌های سیاسی او را می‌توان ادامه تئوری اقتصاد کلاسیک دانست.

اسمیت در «ثروت ملل» تا حدی نظریات مالتوس را در باب تراکم جمعیت پیش بینی می‌کند، امّا در حالی که ریکاردو و کارل مارکس هر دو معتقدند که فشار جمعیت مانع خواهد شد که دستمزدها از سطح حداقل تأمین هزینه زیست بالاتر رود (قانون آهنین دستمزد) ولی اسمیت خاطر نشان می‌کند که در وضعیت افزایش تولید، دستمزدها را می‌توان بالا برد. حوادث بعدی کاملاً روشن کرد که اسمیت در نظریه خود صائب بود و نظریات ریکاردو و مارکس غلط از آب درآمد.

صرف نظر از صحت و سقم نظریات اسمیت و صرف نظر از تأثیر و نفوذ او بر نظریه‌پردازان بعدی اقتصاد، تأثیر او بر روال قانون‌گذاری و سیاست‌های دولت نکته بسیار مهمی می‌باشد. «ثروت ملل» بسیار استادانه و روشن و واضح نوشته شده و در گستره وسیعی مورد مطالعه قرار گرفته است. مباحث اسمیت علیه مداخله دولت در امور بازرگانی و داد و ستد و دفاع او از تعرفه‌های پایین و تجارت آزاد تأثیری قطعی در سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها در خلال قرن نوزدهم داشته و در واقع تأثیر او در این گونه سیاست‌ها امروز نیز احساس می‌شود.

از آنجا که تئوری اقتصادی از زمان اسمیت پیشرفت زیادی کرده است و از آنجا که برخی از نظریات او دیگر کنار گذاشته شده است به سهولت می‌توان اهمیت و ارزش او را دست‌کم گرفت. اما واقعیت این است که او بنیان‌گذار و واضع اصلی تئوری اقتصادی به عنوان یک تفکر اصولی و روشمند می‌باشد و به همین دلیل چهره‌ی بزرگی در تاریخ اندیشه بشری به شمار می‌رود.

کتاب تاثیرگذارترین های تاریخ

شرح حال و آثار یکصد نفر از موثرترین شخصیت های تاریخ جهان

نوشته: میشل اچ.هارت

ترجمه: محمد حسین آهویی

انتشارات روزنه



پنج شنبه 30 دی 1389  1:49 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:دانشمندان سایر علوم

توماس شلینگ(اقتصاد)

 

توماس شلینگ در سال 1921 در آمریکا به دنیا آمده و در دانشگاه های هاروارد (دکترا) و برکلی (لیسانس) در رشته اقتصاد تحصیل کرده است. فعالیت دانشگاهی او از سال 1953 با پیوستن به دانشگاه ییل آغاز شد و در ادامه با فعالیت در دانشگاه هاروارد به عنوان استاد تمام تداوم پیدا کرد. این دوره تا سال 1990 به طول انجامید. او هم اکنون استاد سیاست گذاری عمومی در دانشگاه مری لند آمریکا است. شلینگ سال های زیادی را در مخزن فکری معروف رند (RAND) سپری کرده است که در دوره بعد از جنگ جهانی دوم میزبان حلقه ای از متخصصان معروف نظریه بازی بوده و سهم به سزایی در توسعه کاربردهای این رشته ایفا کرده است. شلینگ علاوه برتدریس حدود 30 سال در دانشکده اقتصاد هاروارد بمدت 21 سال نیزدر مدرسه سیاست کندی هاروارد به آموزش اشتغال داشته است. او در سال 2005 پس از 54 سال فعالیت علمی جایزه نوبل اقتصاد را به طور مشترک با رابرت آومن به دلیل نقش وی در توسعه درک ما از منازعات و هم کاری ها در قالب مدل های بازی دریافت نمود.
نظریه بازی ها در سال
۱۹۲۸ توسط فون نیومن مطرح شد و در سال ۱۹۴۴ با انتشار کتابی توسط او و مورگنشترن جایگاه وسیعی در علوم اقتصادی پیدا کرد. نظریه بازیها یکی از موضوعات مهم ریاضی است که در علم اقتصاد کاربرد فراوانی دارد. اساس این موضوع بر کنش و واکنش رقبا و یا بازیکنان استوار است. این نظریه از توپولوژی برای اثبات اصول خود استفاده کرده و بر اساس قوانین احتمالات نقطه تعادل نش را دنبال می‌کند.
نظریه بازی ها حوزه ای از ریاضیات کاربردی است که در بستر علم اقتصاد توسعه یافته و به مطالعه رفتار استراتژیک بین عوامل "عقلانی" می پردازد. رفتار استراتژیک زمانی بروز می کند که مطلوبیت هر عامل نه فقط به استراتژی انتخاب شده توسط خود وی بلکه به استراتژی انتخاب شده توسط بازی گران دیگر هم بستگی داشته باشد. زندگی روزمره ما حاوی مثال های بی شمار از چنین وضعیت های است که از جمله آن ها می توان به مذاکرات تجاری بین دو کشور، جنگ تبلیغاتی بین دو شرکت رقیب، رای دادن دو سهام دار، بازی بین استاد و دانشجو برای تعیین کیفیت درس، بازی دولت و شهروندان برای اعلام و پذیرش سیاست ها، پیشنهاد/رد ازدواج بین یک زن و مرد اشاره کرد.
اعتبار معرفی مفهوم نظریه بازی ها به کار مشترک فون نویمان و مرگن اشترن، اقتصاددانان مجار-اتریشی مقیم آمریکا در سال 1944 با عنوان نظریه عمومی بازی ها و رفتار اقتصادی برمی گردد. افزون بر آن جان نش برنده جایزه نوبل اقتصاد سال 1998 با ارائه مفهوم تعادل نش و اثبات وجود آن تحت برخی فروض نسبتا عمومی و دست یافتنی در دهه 50 میلادی این اطمینان را به وجود آورد که نظریه بازی ها قابلیت فراوان برای بررسی مسایل مختلف دارد. تعادل نش به ترکیبی از استراتژی های بازی گران اشاره دارد که در آن استراتژی منفرد هر بازی گر پاسخ بهینه وی به استراتژی بازی گران دیگر است و در نتیجه هیچ فردی انگیزه ای برای انحراف از این نقطه را ندارد (به زبان ریاضی تعادل نش یک نقطه ثابت تابع مجموعه ای بهترین پاسخ همه بازی گران است).

نقطه تعادل نش برای هر بازی لزوما واحد نیست و ممکن است با موضوع تعادل های چندگانه مواجه شویم که شرایط پیچیده ای را به وجود می آورد و اتفاقا این شلینگ است که راه حل هایی برای خروج از این شرایط پیشنهاد می کند.
نظریه بازی ها به دو شاخه اصلی بازی های تعاونی و بازی های رقابتی تقسیم می شود. فرض روی کرد اول این است که بازی گران منافع ناشی از پیوستن به ائتلاف های مختلف را بررسی می کنند و مکانیسمی برای اعمال تعهد بازی گران در پیوستن به این ائتلاف ها وجود دارد در حالی که روی کرد دوم فرض وجود مکانیسم اجبار به حفظ تعهد برداشته شده و بازی گران در صورتی استراتژی را انتخاب می کنند که تخطی از آن برایشان بهینه نباشد و لذا ائتلاف ها و تعهدها باید به خودی خود قابل اعمال باشد. در ادبیات امروز نظریه بازی ها روی کرد دوم سهم کاملا غالب دارد..
شلینگ در مصاحبه ای در سال 90 می گوید که به نظر وی نظریه بازی ها مشغله فکری جذابی است ولی صرفا در سطح مباحث مقدماتی. او بعدا در مصاحبه دیگری در سال 2005 تصریح می کند که وقتی به بسیاری از مسایل موجود در روابط بین الملل می اندیشد چارچوب مدل سازی نظریه بازی یعنی مفاهیمی مثل بازی گران، استراتژی های در اختیار هر بازی گر، منافع و ماتریس بازی را ابزار بسیار مفیدی برای تحلیل مساله می یابد ولی این سطح از ابزارهای نظریه بازی در قیاس با مدل های ریاضی بسیار پیچیده تری که در این حوزه توسعه یافته اند
مثلا بازی های دیفرانسیلی یا اثبات های مبتنی بر نظریه ایندکس در توپولوژی دیفرانسیل آن قدر ساده و پیش پا افتاده اند که وی حتی مطمئن نیست که نام آن ها را نظریه بازی بگذارد. این نظر شلینگ بسیار شبیه به نظری است که آرین رابینسون در کتاب زبان و اقتصاد و در فصلی با عنوان "خطابه نظریه بازیها" ارائه می کند.
کسانی که با کاربردهای عملی و سیاست گذاری (و نه تحقیقاتی) نظریه بازی ها آشنا هستند اتفاقا نظر این دو نفر را صائب می یابند. نکته جالب قضیه این است که آن بخش هایی از نظریه بازی که می تواند به طور گسترده در مسایل سیاست گذاری و تربیت مدیران و متخصصان روابط بین الملل به کار رود تا اندازه زیادی مدیون نظرات شلینگ است. البته اگر بخواهیم نقش شلینگ را در توسعه نظریه بازی ها بررسی کنیم باید متذکر شویم که در مقایسه با نقش افراد معروف و موثر در این حوزه مثل نش، هارشاینی، مایرسون، رابن اشتاین، زلتون، آومن و ... نوشته های شلینگ به نحو بارزی غیرفنی تر و غیرریاضی تر است.
در واقع می توان گفت که سهم بزرگ شلینگ در توسعه شهود کاربردی نظریه بازی ها بوده است تا توسعه مفاهیم ریاضی برای مدل کردن و بررسی دقیق تر بازی ها. از این حیث جای گاه وی در بین برندگان جایزه نوبل شاید به کسی مثل هایک نزدیک تر باشد تا به رابرت اومن که جایزه را به طور مشترک با شلینگ برنده شد و سهم عمده ای در توسعه مبانی ریاضی نظریه بازی (از جمله عقلانیت بیزی و تعادل هماهنگ شده) داشت. مایرسن (برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال جاری ) در متنی که برای بزرگ داشت شلینگ نوشته به این نکته اشاره کرده که بر خلاف بسیاری از متخصصان حوزه نظریه بازی ها (از جمله خود وی) که به دنبال توسعه نظریه های عام ریاضی در حوزه نظریه بازی بودند روی کرد شلینگ بیشتر به سمت تمرکز بر روی یک مساله خاص و بیان ابعاد آن از طریق به کارگیری مفاهیم نظریه بازی بوده است. از قول خود شلینگ نقل می شود که خودش را یک کاربر و مصرف کننده نظریه بازی می داند حال آن که بقیه متخصصین این حوزه را افراد توسعه دهنده می داند.
از زاویه دیگر شلینگ را باید جزو پیشگامان تعامل علم اقتصاد و سایر حوزه های علوم انسانی دانست. همانند گری بکر و جیمز بوخانان که با توسعه متدولوژی علم اقتصاد به مباحث اجتماعی و سیاسی باعث شکل گیری حوزه هایی مثل حقوق و اقتصاد و انتخاب عمومی  شدند شلینگ هم مفاهیم نظریه بازی را به عرصه تحلیل های سیاست خارجی و مسایل بین الملل وارد کرد. علاوه بر آن بسیاری معتقدند که نوشته های شلینگ - از جمله کتاب معروف رفتارهای خرد و رفتارهای کلان- جزو اولین تلاش ها برای ایجاد یک چارچوب وحدت بخش برای علوم انسانی از طریق فراهم کردن پایه های خرد برای رفتار استراتژیک به شمار می آید.
مفهوم محوری که در اکثر کتاب ها و مقاله های شلینگ دیده می شود تاکید بر وجود دو عنصر "تضاد" و "همسویی" منافع به طور همزمان در یک بازی است. در دنیای واقع هر چند که معمولا در طرف بازی رقیب هم به شمار می آیند (مثلا دو کشوری که بر سر یک پیمان تجاری مذاکره می کنند) ولی از طرف دیگر این دو طرف منافع مشترکی از دست یافتن به تفاهم (و یا به طور معادل تحمل هزینه زیاد در اثر دست نیافتن به تفاهم) هم دارند. در مثال مذاکرات تجاری هر دو کشور علاقه مند هستند تا یک قرارداد نهایی امضاء شود تا از مزایای تجاری آن بهره مند شوند. چنین نگاهی به مساله افق جدیدی را پیش روی حل بازی قرار می دهد. اولا بازی در این شرایط یک بازی با جمع ثابت و صفر نیست بلکه بازی است که متناسب با رفتار طرفین می تواند منافع مثبت برای هر دو طرف داشته باشد. ثانیا بازی گران می دانند که برای رسیدن به نقطه مطلوب باید انگیزه های طرف مقابل را خود بشناسند و او را برای رسیدن به این نقطه یاری کنند.
به قول آوینش دیکسیت در مقاله ای که برای تشریح نقش شلینگ در تئوری بازی ها نوشته است تفاوت شلینگ با بقیه متخصصان نظریه بازی این است که بقیه عمدتا ناظر بازی هستند و سعی می کنند تعادل های موجود در بازی را تحت یک ساختار مشخص تحلیل کنند (من معمولا از اصطلاح ساخته خودم "اقتصاددان خون سرد" برای تشریح این موضوع استفاده می کنم) حال آن که شلینگ بیشتر به این می اندیشد که چه بازی های جایگزینی می توان تعبیه کرد که تعادلش در جایی قرار بگیرد که ما می خواهیم. به عبارت دیگر شلینگ ابتدا از تعادل مطلوب شروع کرده و سپس به طراحی بازی می رسد. باید توجه داشت که این روی کرد همان نقطه تمرکز بحث طراحی مکانیسم در ادبیات متاخر اقتصاد است که جایزه نوبل سال 2007  هم به سه نفر از پیشگامان آن (از جمله مایرسان که در پاراگرف های قبلی ذکری از او به میان آمد) اعطا شد.



پنج شنبه 30 دی 1389  1:49 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:دانشمندان سایر علوم

فرانسیس الیزابت فرن آلن(علوم رایانه)

 

فرانسیس الیزابت فرن آلن در سال ۱۹۳۲ متولد شد. این پژوهشگر آی‌بی‌ام اولین زنی است که مهم‌ترین جایزه رشته علم کامپیوتر به نام جایزه تورینگ را از انجمن ای‌سی‌ام دریافت کرد.

فرانسیس آلن از سال ۱۹۵۰ کارش را در زمینه کامپایلرها و بهینه ‌سازی برنامه‌ها آغاز کرد. نتیجه کار فرانسیس آلن ۷۴ ساله را می‌توان در سال‌های اخیر در قالب ساخت کامپیوترها و برنامه‌هایی دید که قادر به تحلیل آب‌وهوا، DNA و مسائل مربوط به گرم‌ شدن تدریجی زمین هستند.

آلن از اینکه برنامه‌هایش باعث شده‌اند به‌جای آزمایش بمب‌های اتمی واقعی، انفجار آنها را شبیه ‌سازی کند، خوشحال است. او به ‌واسطه همین طرح‌هایش توانست در سال ۲۰۰۶ جایزه معتبر تورینگ را که از آن به‌ عنوان نوبل کامپیوتر یاد می‌شود، از آن خود کند.

او با دریافت این جایزه، اولین و تنها زنی است که در تاریخ ۴۰ ساله این جایزه موفق به دریافت آن شده است. وی بعد از دریافت این جایزه اظهار کرد : امیدوارم این جایزه موقعیت ‌های بیشتری را برای زنان در عرصه علم، کامپیوتر و مهندسی ایجاد کند.



پنج شنبه 30 دی 1389  1:49 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:دانشمندان سایر علوم

آدا بایرون(علوم رایانه)

 

آدا بایرون را می توان نخستین برنامه ریز رایانه نامید، زیرا او کسی بود که چگونگی استفاده از یک ماشین حساب گر برای انجام دادن عملیات را مفهوم سازی کرده بود. با وجود آن که او دختر لرد بایرون شاعر بزرگ انگلیسی بود، ولی هرگز پدر خود را نمی شناخت، زیرا مادرش پس از تولد او، پدر را ترک کرده بود. او به طور خصوصی آموزش دید و نزد اگوستوس دو مورگان ریاضیدان معروف لندن تحصیلات پیشرفته ای در ریاضی کرد.

بایرون در سال 1834، با چالز ببیج در یک میهمانی شام ملاقات کرد و با طرح یک ماشین تحلیل گر که یک حساب گر مکانیکی بود آشنا شد. او یکی از معدود افرادی بود که توانایی این ماشین را دید و ببیج را تشویق کرد. در سال 1843، او خلاصه ای از کنفرانسی را که ببیج در مورد این ماشین داده بود ترجمه کرد. یک ریاضیدان ایتالیایی مقاله ای به زبان فرانسه نوشته بود و بایرون متنی توضیحی برای درک بهتر آن به این رساله ی پیچیده افزود. توضیحات بایرون منتشر شد در حالی که او سعی کرده بود که نام نویسنده ی آن که یک زن بود پنهان بماند.

در نامه های بسیاری که بایرون برای ببیج نوشته بود پیش بینی کرده بود که چنین ماشین تحلیل گری می تواند آهنگ بسازد، نمودار بکشد و علاوه بر استفاده های علمی نتایج کاربردی نیز داشته باشد. او روی توانایی خلاق این نوع ماشین ها هم بحث کرده بود (استفاده از هوش مصنوعی).

ماشین تحلیل گر می توانست توسط کارت های سوراخ دار برنامه ریزی شود، کارت هایی که از سال 1801 برای کنترل پارچه ها در ماشین های بافندگی جاکوارد استفاده می شد.

وی توضیح داد که ماشین تحلیل گر، همان گونه که ماشین های بافندگی جاکوارد گل ها و برگ ها را می بافند، عوامل جبری را به هم می بافند. زمانی که یک برنامه برای عملیات خاصی وارد کارت های سوخت دار می شود می تواند در جریان استفاده از برنامه ای متفاوت قرار گیرد تا آن عمل خاص را انجام دهد. وی مفید بودن آن چه را که امروز زیر برنامه ها و برنامه های قابل استفاده ی مجدد نامیده می شوند تشخیص داده بود.

بایرون در سال 1835 با ویلیام کینگ ازدواج کرد. هنگامی که به کینگ در سال 1838 لقب کنت داده شد بایرون هم کنتس لاولیس شد. در زمانی که سه فرزند خود را نگه داری و تربیت می کرد ارتباطش را با ببیج حفظ کرد. او ببیج را تشویق کرد تا محاسبه های ریاضی بر مبنای دهدهی را به صفر و یک های دستگاه علائم دودویی تغییر دهد. بایرون روی یک برنامه ی واحد متمرکز شد و آن محاسبه ی اعداد برنولی بود که توسط یک سری نمایی ایجاد شده بود و برای اهداف آماری به کار می رفت. مراحل عملیاتی او به عنوان نخستین ((برنامه ی رایانه ای)) تلقی می گردد، ولی فناوری زمان او قادر به تبدیل نظرات او به کاربردهای عملی نبود.

از حدود سال 1843 ، بایرون از بیماری رنج می برد. بیماری او با مصرف داروهای بسیار قوی از جمله مخدرها تشدید شده بود. او در سن 37 سالگی از سرطان فوت کرد. نخستین رایانه با قابلیت هایی که او در نظر داشت تا سال های دهه ی 1940 ساخته نشد. زبان رایانه ای بی خطر برای سیستم های بدون مراقبت به وسیله ی وزارت دفاع امریکا در سال 1979 کامل و به افتخار بایرون به نام آدا نامیده شد.

منبع : 100 دانشمند که جهان را تغییر دادند

نویسنده : جان هودسن تینر

مترجم : اسفندیار معتمدی

برگرفته از : وبلاگ پرسپکتیو



پنج شنبه 30 دی 1389  1:50 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:دانشمندان سایر علوم

آگوست کنت(جامعه شناسی)

 

آگوست کنت در سال 1798 در مونت پلیه به دنیا آمد. در نوباوگی استعداد فراوانی در ریاضیات از خود نشان داد و از 1814 تا 1816 دانشجوی مدرسه پلی‌تکنیک بود.
در همان سال به علت سرسختی و تمرد از این مدرسه اخراج گردید و در تمام طول زندگیش از تسلیم شدن به مرجعیتی که دراوایل جوانی در برابرش قرار گرفته بود سرباز زد. سالهای بعد در دوره ‌های مختلفی با پلی‌تکنیک به عنوان مدرس یا ممتحن همکاریهایی داشت، لیکن هیچ‌گاه آن موقعیتی را که درخور قابلیتهای واقعیش بود بدست نیاورد. ویژگیهای منش و مشرب کنت در واقع علت آن زندگی بود که فقط می‌توان غم‌ انگیزش خواند. سنتها و آیینهای دانشگاهی در نظر او بسیار تحقیر‌آمیز جلوه می‌کرد و به کسانی که می‌توانستند به سهولت در زمره یارانش قرار گیرند، عمیقاً بدگمان بود. آنچنان در مورد درستی نظرات خود ایمان داشت که با ناشران و مریدان خود ستیز می‌کرد و در برخورد با هواداران دلسوزی چون استوارت میل و گروته، هنگامی که دریافت که حمایت مالی آن ‌ها به منزله تسلیم آنان به سلطه معنوی او نیست، راه خشم در پیش گرفت. با این همه هیچ یک از این سختیها و یأسها در گسترش و تکامل برنامه‌های او برای اصلاح دخالت نیافت، برنامه‌هایی که بسیاری از آن‌ها در زمان مرگش در 1857 فقط به مرحله طرح اولیه رسیده بودند.
کنت سالها پس از ترک پلی‌تکنیک به عنوان منشی سن‌سیمون، کنت غیر متعارف، انجام وظیفه می‌کرد؛ سن سیمون پس از یک رشته کارهای ماجراجویانه در فرانسه و کشورهای دیگر، در نیمه زندگی همه نیروهای گسترده و فارغ از نظم خود را وقف بازسازی جامعه اروپایی کرده بود. این پیوند کوتاه با سن‌سیمون در زندگی کنت اثر اساسی داشت، زیرا به یقین گفته می‌شود که کار کمال یافته کنت در واقع همان گسترش عقاید سن‌سیمون است در سالهایی که کنار هم بودند، کنت کمبودهای سن سیمون را جبران می‌کرد؛ سن سیمون یکی از آن ذهنهایی را داشت که در آن نطفه‌های اولیه عقاید چنان سریع درپی هم قرار می‌گرفتند که هیچ یک قبل از ظهور نطفه جدید، توسعه و تکامل لازم را نمی‌یافت. وی قادر نبود که زحمت آن شرح و تفصیلهایی که برای تأیید نظرات کلی درخشان او لازم بود برخود هموار سازد. کنت، در حد خود، انجام پژوهش گسترده‌ای را لازم دید و چون فوق‌العاده در این کار کوشا و علاقمند بود به طور شایسته‌ای می‌توانست این مهم را برعهده گیرد. با این همه سرانجام این پیوند همکاری گسسته شد، ظاهراً بدین علت که بر سر تالیف یک جزوه درباره "کار لازم برای تجدید سازمان اجتماع" اختلاف ‌نظر یافتند، لیکن علت اصلی‌اش این بود که هر دو بیش از آن خودپسند بودند که بتوانند یک کار مشترک را دنبال کنند.
آن اندیشه بدیعی که سن‌سیمون و کنت هر دو به نشرش علاقمند بودند، به سادگی قابل تبیین است. آنان در روزگاری می‌زیستند که در آن کشفیات بزرگی در شیمی، زیست‌شناسی و ریاضیات صورت گرفته و به سرعت به وسیله کارخانه‌داران و بازرگانان در عمل مورد استفاده قرار گرفته بود. در آن سوی دریای مانش] یعنی در انگلستان[ انقلاب صنعتی در گسترش اعلای خود بود، ثروت را انباشته می‌کرد و راحتی بشر را می‌افزود. حتی اقتصاد داخلی و سنتی فرانسه رفته‌رفته از این تحولات اثر می‌پذیرفت. چون این دو اصلاحگر به اطراف خود می‌نگریستند ناسازگاری شگفت‌آوری را میان سرشت پویای علم و صنعت از یک‌سو و ماهیت ایستای سیاست از سوی دیگر مشاهده می‌کردند. حکومت، با وجود دگرگونیها سطحی در رژیمهای سیاسی پی‌درپی، چونان گذشته دست ناطقان، حقوقدانان، روزنامه‌نگاران و دولتمردان باقی مانده بود یعنی همه موجودات بی‌ارزش و «غیر علمی»، آموزش‌ناپذیر در برابر درسهای ساده پیشرفت و مشغول به برپائی و سرنگونی حکومتهای نامناسب با مختصات زمان. سن‌سیمون به جای چنین مردانی، دانشمندان و اربابان صننع را برمی‌نشاند که حکومتشان به اعتبار یک مسیحیت «نوین» و «علمی» مشروعیت و اخلاقیت می‌یافت.
جدایی از سن‌سیمون موجب شد که کنت به عنوان یک اصلاحگر در مسیر مستقل خویش قرار گیرد. وظیفه او به رغم خودش این بود که مردم را به منطقی بودن و گریز ناپذیر بودن حاکمیت علم براجتماع متقاعد سازد. وی در گام نخست به شالوده‌ریزی پایه‌های علمی یک اجتماع نوین همت گماشت و بر این باور بود که چون آدمیان این پایه‌ها را درک کنند نظم نوین را پذیرا خواهند شد. بین سالهای 1832 تا 1842 کنت به این کار پردامنه پرداخت. نتایج زحماتش در شش کتاب مفصل تحت عنوان دوره فلسفه اثباتی انتشار یافت. در این اثر کنت در پی آن برآمد که قوانین اجتماع بشری را کشف کند، طرحی که در اندیشه او مستلزم نظام بخشیدن به همه علوم و مرور تاریخ بشر یا دست کم مرور تاریخ دنیای غرب بود.
هر چند فلسفه اثباتی برای خواننده این روزگار همچون اثری بیش از حد مفصل و پرپیچ‌ و خم خوشایند نیست، در نظر کنت فقط وسیله روشن کردن زمینه مقدماتی توصیف وی از سامان اجتماعی نوین بود. وی این سخن را در "نظام حکومت اثباتی" یعنی مجلد اول از اثر خود که در 1851 انتشار یافت، عنوان کرد. این اثر با تفصیلات جامع، آن دولت اثباتی را توصیف می‌کند که کنت معتقد بود بعد از امپراتوری دوم ناپلئون سوم تأسیس خواهد شد.
هر چند آثار کنت پیراسته از نقائص سبک و ذوق ادبی نیست، موضوعات درخود توجهی در سخنان او وجود دارد. وی به چند دلیل شایسته این توجه است. نخست آنکه به مسائلی می‌پردازد که از ما جدایی ناپذیرند، از آن جمله‌اند مسأله قدرت دولت و رضایت افراد در اجتماع، تضاد میان روشهای دانشمندان و بازرگانان، ابتکارات غیر منتظره دولتمردان، و ضرورت وجود یک افسانه مشروعیت ‌بخش در امور اجتماع. دوم آنکه وی در روزگار خود و در دوره‌های بعد فوق العاده اثر گذار بوده است. در دوران حیاتش اثر او درباره روش علمی در میان اندیشمندان اروپایی که به طور کلی فارغ از مدهای اجتماعی دوران خود بودند کسانی چون استوارت میل، لکی (Lecky)، گروته و مولی بسیار مهم تلقی می‌شد. نفوذ او همچنین در «برنامه‌ریزی اجتماعی» که رسم زمان بود، و در حرکتهایی که علمیت بیشتری به حکومت و اداره امور عمومی می‌بخشید، آشکار است. نیز، پاره‌ای از دیگر عقاید وی هنوز بسیار جاندار است. برای مثال بهره‌گیری از افکار عمومی و مهار آن به وسیله حکومت و سازمانهای خصوصی تبلیغات و القائات را می‌توان در این ارتباط ذکر کرد. هنگامی که یک «رایزن روابط عمومی» به ما می‌گوید که رضایت افراد چیزی است که می‌توان آن را «مهندسی کرد» از امکانی سخن می‌گوید که کنت با تفصیلات عملی در کتاب نظام حکومت اثباتی به آن پرداخته است. علاوه بر آن، پرستش نوین «علم» ننتیجه مستقیم کج راه کردن بحث با ارزش کنت درباره روش علمی است؛ برای مثال، استراتژی تبلیغات جدید بیشتر تکرار این سخن است که فرآورده‌های مورد ‌نظر به وسیله «دانشمندان» تأیید شده است. در نهایت، برنامه‌های «آموزش» و ارشاد که هنگام بالاگیری موج لیبرالیسم قرن نوزدهم بدعت‌گزارانه و حتی شوم تلقی می‌شد- در این روزگار به طور نظام‌یافته، نه تنها به وسیله حکومتهای توتالیتر، بلکه تا حد قابل توجهی به وسیله حکومتهای که خود را دموکراتیک می‌نامند، انجام می‌پذیرد.

 

ماخذ: خداوندان اندیشه سیاسی نشر امیر کبیر

 



پنج شنبه 30 دی 1389  1:50 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:دانشمندان سایر علوم

جان نش(علاوه بر ریاضی,اقتصاد)

 

جان نش اکنون 78 ساله و یکی از معروف‌ترین اساتید ریاضیات در دانشگاه پرینستون است. البته همان 70 سال پیش هم، اطرافیان و به‌خصوص خانواده‌اش می‌دانستند که آینده درخشانی پیش روی اوست.  نش در 20 سالگی مدرک لیسانس و فوق لیسانس را یکجا اخذ کرد و 2 سال بعد هم، در 22 سالگی، به درجه دکترا نایل شد. او به معنای واقعی کلمه یک نابغه ریاضی بود و تئوری‌های مهم و بحث‌انگیزی در حوزه ریاضیات و اقتصاد وضع کرد که برایش جوایز متعددی به همراه داشت.

او در سال 1994، به جایزه نوبل اقتصاد نیز دست پیدا کرد. اما آنچه از جان نش چهره‌‌ای ممتاز و مورد توجه ساخته است، نه نبوغ ریاضی، که استقامت او در مبارزه با بیماری اسکیزوفرنی است.

خودش در یادداشتی برای پایگاه اینترنتی بنیاد نوبل می‌نویسد :

جان نش صداهایی غیرواقعی را می‌شنید که او را از خطراتی موهوم حذر می‌دادند و وادارش می‌کردند کارهایی برخلاف خواسته‌اش انجام بدهد. رفته رفته بر شدت توهمات او افزوده شد و زندگی‌اش در آستانه فروپاشی قرار گرفت. همسرش او را ترک کرد، کرسی استادی خود را در دانشگاه از دست داد و بالاخره در بیمارستان بستری شد. پزشکان بیماری‌اش را نوعی اسکیزوفرنی هذیانی تشخیص دادند که با افسرگی خفیف و کاهش اعتماد به نفس همراه شده بود.

نش در ابتدا از خود سرسختی و مقاومت نشان می‌داد و سعی می‌کرد با هر ترفندی شده از بیمارستان و حتی از نظارت مستقیم روانپزشک، فرار کند. اما با شدت گرفتن بیماری، کم‌کم به درمان تن داد. سوای درمان، آنچه بیش از همه به نش کمک کرد، تلاش آگاهانه‌ای بود که او از خود نشان داد.

او با تمام توان سعی کرد تا محتوای ذهنی بیمار خود را ذره ذره اصلاح کند. این فرآیند جبرانی، چیزی نزدیک به 25 سال از بهترین سال‌های عمر او را گرفت اما امید و اراده‌ای که او از خود نشان داد، کار خودش را کرد و ریاضیدان نابغه بالاخره از بند بیماری نجات پیدا کرد.

خودش این طور می‌نویسد : به مرور زمان سعی کردم بخش بیمار ذهن خودم را شناسایی و پاک کنم. سعی کردم رفته رفته ذهنیت عالمانه‌ای را که از قبل داشتم، بازسازی کنم. این کار خیلی طول کشید، خیلی چیزها را از من گرفت اما فکر می‌کنم الان دیگر بخش اعظم آن هذیان‌ها و آن توهمات را دور ریخته‌ام. اینکه در این سن و سال هنوز می‌توانم یک ریاضیدان و تئوریسین فعال باشم، به این معنی است که من در مبارزه با بیماری‌ام موفق شده‌ام.

علاوه بر کتاب‌های مختلفی که در باره زندگی عبرت‌آموز و امیدبخش جان نش نوشته شده، 2 فیلم نیز بر همین اساس تولید شده است. یکی فیلم آشنای ذهن زیبا که با بازی راسل کرو و کارگردانی ران هوارد تولید شده و از واقعیت زندگی و بیماری جان نش خیلی فاصله دارد؛ و دیگری فیلم مستند جنون درخشان که نگاه دقیق‌تر و وفادارتری به زندگی او داشته است.

نش دارای 2 فرزند پسر است. فرزند اولش که درست همزمان با شروع بیماری پدر به دنیا آمد، ریاضیدان است و از بد حادثه، درست مانند پدر، به بیماری اسکیزوفرنی هذیانی مبتلاست. او نیز سال‌هاست که تحت نظارت و درمان پزشکان قرار دارد.



پنج شنبه 30 دی 1389  1:50 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:دانشمندان سایر علوم

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی(حکمت,تاریخ,جغرافیا,,,,)

 

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی از دانشمندان بزرگ ایران در علوم حکمت و اختر شناسی و ریاضیات و تاریخ و جغرافیا مقام شامخ داشته، در سال 362 هجری قمری در حوالی خوارزم متولد شده و از این جهت به بیرونی یعنی خارج از خوارزم معروف شده است. هیچ اطلاعی درباره اصل و نسب و دوره کودکی بیرونی در دست نیست.

وی نزد ابونصر منصور علم آموخت. در هفده سالگی از حلقه ای که نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده کرد تا ارتفاع خورشیدی نصف النهار را در کاث رصد کند و بدین ترتیب عرض جغرافیایی زمینی آن را استنتاج نماید. چهار سال بعد برای اجرای یک رشته از این تشخیصها نقشه هایی کشید و حلقه ای به قطر پانزده ذراع تهیه کرد. در 9 خرداد 376 بیرونی ماه گرفتگی (خسوفی) را درکاث رصد کرد و قبلاً با ابوالوفا ترتیبی داده شده بودکه او نیز در همان زمان همین رویداد را در بغداد رصد کند. اختلاف زمانی که از این طریق حاصل شد به آنان امکان داد که اختلاف طول جغرافیایی میان دو ایستگاه را حساب کنند. وی همچنین با ابن سینا فیلسوف برجسته و پزشک بخارایی به مکاتبات تندی درباره ماهیت و انتقال گرما و نور پرداخت.

در دربار مأمون خوارزمشاهی قرب و منزلت عظیمی داشته و چند سالی هم در دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیر به سر برد و در حدود سال 404 هجری قمری به خوارزم مراجعت کرد. موقعی که سلطان محمود غزنوی خوارزم را گرفت در صدد قتل او برآمد و ولی به شفاعت درباریان از کشتن وی درگذشت و او را در سال 408 هجری با خود به غزنه برد. در سفر محمود به هندوستان، ابوریحان همراه او بود و در آنجا با حکما و علماء هند معاشرت کرد و زبان سانسکریت را آموخت و مواد لازمه برای تألیف کتاب خود موسوم به ماللهند را جمع آوری کرد.
بیرونی به نقاط مختلف هندوستان سفر کرد و در آنها اقامت گزید و عرض جغرافیایی حدود یازده شهر هند را تعیین نمود. خود بیرونی می نویسد که در زمانی که در قلعه نندنه به سر می برد، از کوهی در مجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده کرد. نیز روشن است که او زمان زیادی را در غزنه گذرانده است. تعداد زیاد رصدهای ثبت شده ای که به توسط او در آنجا صورت گرفته است با رشته ای از گذرهای خورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستانی سال 398 آغاز می شود و ماه گرفتگی روز  30 شهریور همان سال را نیز در بر دارد. او به رصد اعتدالین و انقلابین در غزنه ادامه داد که آخرین آنها انقلاب زمستانی سال 400 بود.

بیرونی تألیفات بسیار در نجوم و هیئت و منطق و حکمت دارد، از جمله تألیفات او قانون مسعودی است، در باب نجوم و جغرافیا، که به نام سلطان مسعود غزنوی نوشته است. دیگر کتاب وی، آثار الباقیه عن القرون الخالیه در تاریخ و آداب و عادات ملل و پاره ای مسائل ریاضی و نجومی که در حدود سال 390 هجری بنام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر تألیف کرده است. این کتاب را مستشرق معروف آلمانی زاخائو در سال 1878 میلادی در لیپزیک ترجمه و چاپ کرده و مقدمه ای بر آن نوشته است. دیگر کتاب او «ماللهند من مقوله فی العقل او مرذوله» درباره علوم و عقاید و آداب هندی هاست که آن را هم پروفسور زاخائو ترجمه کرده و در لندن چاپ شده است. از دیگر آثار او «التفهیم فی اوائل صناعه التنجیم» در علم هیئت و نجوم و هندسه است.

بیرونی هنگامی که شصت و سه ساله بود کتابنامه ای از آثار محمد بن زکریای رازی پزشک تهیه نمود و فهرستی از آثار خود را ضمیمه آن کرد. این فهرست به 13 عنوان سر می زند که بعضی از آنها برحسب موضوع و گه گاه با اشاره کوتاهی به فهرست مندرجات آنها تنظیم شده اند. این فهرست ناقص است زیرا بیرونی دست کم چهارده سال پس از تنظیم آن زنده بود و تا لحظه مرگ نیز کار می کرد. به علاوه هفت اثر دیگر او موجود است و از تعداد فراوان دیگری هم نام برده شده است. تقریباً چهار پنجم آثار او از بین رفته اند، بی آن که امیدی به بازیافت آنها باشد. از آنچه برجای مانده در حدود نیمی به چاپ رسیده است.

علایق بیرونی بسیار گسترده و ژرف بود و او تقریباً در همه شعبه های علومی که در زمان وی شناخته شده بودند سخت کار می کرد. وی از فلسفه و رشته های نظری نیز بی اطلاع نبود اما گرایش او به شدت بسوی مطالعه پدیده های قابل مشاهده در طبیعت و در انسان معطوف بود. در داخل خود علوم نیز بیشتر جذب آن رشته هایی می شد که در آن زمان به تحلیل ریاضی در آمدند. در کانی شناسی، داروشناسی و زبان شناسی یعنی رشته هایی که در آنها اعداد نقش چندانی نداشتند نیز کارهایی جدی انجام داد اما در حدود نیمی از کل محصول کار او در اخترشناسی، اختربینی و رشته های مربوط به آنها بود که علوم دقیقه به تمام معنی آن روزگاران به شمار می رفتند. ریاضیات به سهم خود در مرتبه بعدی جای می گرفت اما آن هم همواره ریاضیات کاربسته بود. از آثار دیگر بیرونی که هنوز هم در دسترس هستند می توان اینها را نام برد: اسطرلاب، سدس، تحدید، چگالیها، سایه ها، وترها، پاتنجلی، قره الزیجات، قانون، ممرها، الجماهر و صیدنه.

بیرونی درباره حرکت وضعی زمین و قوه جاذبه آن دلایل علمی آورده است. می گویند وقتی کتاب قانون مسعودی را تصنیف کرد، سلطان پیلواری سیم برای او جایزه فرستاد. ابوریحان آن مال را پس فرستاد و گفت : من از آن بی نیازم زیرا عمری به قناعت گذرانیده ام و ترک آن سزاوار نیست. نظریه پردازی، نقش کوچکی در تفکر او ایفا می کرد. وی بر بهترین نظریه های علمی زمان خود تسلط کامل داشت اما دارای ابتکار و اصالت زیادی نبود و نظریه های تازه ای از خود نساخت. ابوریحان بیرونی در سال 440 هجری در سن 78 سالگی در غزنه بدرود حیات گفت.



پنج شنبه 30 دی 1389  1:52 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:دانشمندان سایر علوم

اراتوستن(ریاضیات,جغرافیا,دستور زبان,شعر,,,)

 

اراتوستن در سال 276  قبل از میلاد در شهرسیرن (شهری در لیبی کنونی) متولد شد. پس از تحصیل در آتن، پادشاه اسکندریه (بطلمیوس سوم) وی را برای تعلیم فرزندش از آتن به اسکندریه احضار کرد و در سال 240 قبل از میلاد به ریاست کتابخانه ی بزرگ اسکندریه منصوب شد که این افتخار مهمی بود. او از بزرگ‌ترین فضلای اسکندریه بود، نه فقط ریاضی دانی برجسته بلکه جغرافی دانی قابل و مورخی دقیق نیز به شمار می‌آمد. آثار او در ریاضیات، جغرافیا، فلسفه، گاهشماری، نقد ادبی و دستور زبان و نیز شعر بسیار مشهور بودند.

وی از دوستان ارشمیدس بود و چند سالی پس از اقلیدس می‌زیست و جامع علوم زمان خود بود. معمولاً او را «بتا» دومین حرف الفبای یونانی می‌نامیدند. علت این وجه تسمیه این بود که وی دومین فرزانه‌ در بین هم عصرانش بود. برخی معتقدند که منشأ این لقب، آن است که اطاق وی در دانشگاه اسکندریه اطاق شماره ی 2  بوده است.

یکی از آثار برجسته ی اراتوستن، کتاب Platonicus بوده است که در آن به بحث درباره‌ی مفاهیم مقدماتی هندسه و حساب پرداخته است و بحثی هم در زمینه ی موسیقی دارد. در نامه ای که وی به بطلمیوس سوم نوشت، تاریخچه ی مسأله ی معروف تضعیف مکعب را خاطر نشان کرد و برای به ‌دست آوردن راه حل مساله ای در هندسه به ترسیم دستگاهی مکانیکی و روش کار آن پرداخت. در حساب، روش غربال را برای یافتن اعداد اول ابداع نمود.

او یک روز هنگام مطالعه دریافت که اطلاعات لازم برای محاسبه‌ی محیط زمین را در اختیار دارد. او دریافته بود هنگام انقلابین (اصطلاح اخترشناسی) در ظهر، آفتاب در شهر آسوان مصر هیچ سایه ای ندارد به گونه ای که نور خورشید قادر است به طور مستقیم به ته یک چاه برسد، یعنی اینکه نور خورشید به صورت کاملا عمود به آسوان می تابد.

اراتوستن در چنین روزی درست هنگام ظهر که در آسوان سایه وجود ندارد در شهر اسکندریه سایه را اندازه گیری کرد، چاره ای نبود جز این که زمین را کروی درنظر بگیرد. چون سایه در اسکندریه نسبت به خط عمود هفت درجه بود، براساس اندازه گیری اراتوستن میان اسکندریه و آسوان 7 درجه فاصله بود. او با سفر میان دو شهر اسکندریه و آسوان فاصله آنها را 5000 استادیوم (واحد اندازه گیری در آن زمان «استادیوم» بود) اندازه گیری کرد. به این ترتیب هفت درجه از 360 درجه 5000 استادیوم اندازه گیری شده بود، پس محیط زمین براساس محاسبات اراتوستن 250000 استادیوم بود.

از آن‌جا که دانشمندان در مورد طول واقعی یک استادیوم یونانی اختلاف نظر دارند، غیر ممکن است بتوانیم دقت این اندازه گیری را تعیین کنیم. اما طبق بعضی از محاسبه‌ها گفته می شود خطای این اندازه گیری حدود 5 درصد است.

اراتوستن در ضمینه جغرافیا نیز کارهای مهمی انجام داده است. او آثاری از خود بجای گذاشته که برای جغرافیای ایران قدیم هم گرانبهاست. استرابون در کتاب ‌های خود نام او را بسیار آورده و گفته‌های او را سند دانسته است. اراتوستن نخستین نویسنده ٔخارجی است که نام ایران را یاد کرده است و قسمتی از ایران را آریانا نامیده است.

کارهای مهم دیگر اراتوستن عبارتند از :

1. پیدا کردن روش غربال کردن، راهی برای یافتن اعداد اوّل

2. احتمالاّ پیدا کردن فاصله ی زمین تا خورشید که امروزه واحد نجومی نامیده می شود.

3. او نقشه ای از ستارگان دارای 675 ستاره ترسیم کرد که هم اکنون در دست نیست.

4. نقشه ای از جهان شناخته شده برای یونانیان تا آن زمان؛ از جرایز بریتانیا تا سریلانکا و از دریای مازندران تا اتیوپی

5. نقشه ای از خطّ سیر نیل تا خارطوم

6. تقویمی با سال های پرشی؛ که اراتوستن در آن سعی کرد روزهای مختلف و اتّفاقات مختلف را در زمینه ی ادبیات و سیاست از زمان خود تا جنگ تروی حساب کند.

7. حساب فاصله ی زمین تا ماه

8. اندازه گیری شیب مدار زمین به دور خورشید با 7 درجه خطا

9. کارهایی در زمینه ی تئاتر و اخلاق

اراتوستن در سنین کهولت، نابینا شد و چون می‌دانست که بینایی اش باز نخواهد گشت، آنقدر از خوردن غذا امتناع کرد تا سرانجام در سال 194 قبل از میلاد از گرسنگی جان سپرد.



پنج شنبه 30 دی 1389  1:53 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:دانشمندان سایر علوم

فیلیپ کاتلر(اقتصاد)

 

فیلیپ کاتلر در سال 1931 در شیکاگو متولد شد. لیسانس را از دانشگاه دی پل، فوق لیسانس را در رشته اقتصاد از دانشگاه شیکاگو، دکتری را در همان رشته از MIT و فوق دکتری ریاضی را از هاروارد و فوق دکتری علم و فناوری را از دانشگاه شیکاگو اخذ کرد. او از سال 1969 استاد رشته بازاریابی بین المللی دانشگاه نورث وسترن است. این دانشگاه از اولین مراکزی بود که در آن بازاریابی تدریس می شد. نام کاتلر با واژه بازاریابی عجین شده است. او را بی هیچ تردید پدر بازاریابی می خوانند.
از دهه 1970 که اندیشه بازاریابی پس از دو دهه دوران شکوفایی اقتصادی در غرب و همزمان با رکود ناشی از شوک نفتی و مسائل اقتصادی مطرح و به رسمیت شناخته شد، نام او بیش از دیگران در این زمینه به گوش خورده است. کارنامه پررنگ و بار او در زمینه بازاریابی منحصر به فرد است.
تألیف 34 کتاب و بیش از 100 مقاله که در مجلات معتبری نظیر مجله هاروارد بیزینس ریویو منتشر شده گواه مطلب است. کتـــــاب اصول بازاریابی او کتاب مرجع بی بدیل همه دانش پژوهان و پژوهشگران در این زمینه است. کتابهای او به بیش از 30 زبان دنیا ترجمه شده است. کاتلر به راستی بنیانگذار مدیریت نوین بازاریابی است و بیش از هر نویسنده یا متفکر دیگر درگسترش اهمیت بازاریابی و تغییر نگرش به آن از یک فعالیت جنبی به فعالیت مهم و اصلی نقش ایفا کرده است. او مـــدرس، نویسنده و سخنران برجسته ای است که مسافرتهای بسیار به اروپا، آسیا و آمریکای جنوبی برای سخنرانی و مشاوره داشته و از دانشگاههای معتبر دنیا دکترای افتخاری دریافت داشته است. کاتلر سالهای متمادی مشاور شرکتهای بزرگی همچون
AT&T, IBM ،جنرال الکتریک، فورد، موتورولا، مرک، بــانک آمریکا و... بوده و دانسته های خود را در زمینه برنامه ریزی و سازماندهی بین المللی بازاریابی به این شرکتها منتقل کرده است. او عضو هیئت مشورتی بنیاد دراکر، رئیس هیئت مدیره دانشکده بازاریابی موسسه علوم مدیریت و مدیرعامل انجمن بازاریابی آمریکا (IMR) است.
انجمن مدیریت آمریکا (
AMA) او را تاثیرگذارترین بازاریاب تمام دوران لقب داده است. کاتلر نه تنها در بازاریابی کلاسیک شهره است بلکه یک پیشرو در تئوری و عمل ارتباط کسب وکار الکترونیک و بازاریابی سازمان محسوب می شود. هیچ پژوهشگری در عرصه بازاریابی نمی تواند خود را بی نیاز از آثار عمیق و دقیق او بداند. تحقیقات و نوشته های او بر مقوله هایی همچون گسترش و کاربرد اصول بازاریابی، تجزیه وتحلیل بازار، توسعه محصول جدید، راهبرد رقابتی، برنامه ریزی راهبردی و سیستم های اطلاعاتی متمرکز است. نگرش فیلسوفانه او به مفاهیم بازاریابی، جایگاه این حوزه خطیر مدیریتی را دگرگون ساخته است. او مقوله بازاریابی اجتماعی را طرح کرد و با تاکید بر اینکه بازاریابی برمبنای ارتباطی است ناشی از نیازها، خواسته ها، پیشنهادها، قیمت و... که تمامی آنها زیربنای ارزشی دارند، اهمیت بازاریابی را از حوزه قیمت و فروش و فعالیتهای توزیع به نیاز مشتری و ارزش آفرینی سوق داد. او سازمانها را واداشت که با مدل مشتری مداری فکر کنند و نیازهای مشتری را محور قرار دهند، وفاداری مشتری را به دست آورند و با نوآوری؛ خواسته های درحال تغییر مشتری همگام شوند.
کاتلر بازاریابی را بخشی از فلسفه مدیریت همه مدیران می داند که براساس آن باید نیازها و خواسته های مشتری را بشناسند و شرایط را درجهت رضایت مندی آنان فراهم سازند. رضایتمندی مشتری در نگاه او هنگامی محقق می شود که ارزش واقعی فراورده یا خدمت برابر یا بیشتر از ارزش مورد انتظار مشتری باشد. کاتلر بر این باور است که گرچه بازاریابی مفهومی ساده دارد اما اجرای آن بسیار پیچیده است و برای استاد شدن در آن یک عمر وقت لازم است. گرچه هیچ متفکری درجهان به اندازه او درگسترش پیام بازاریابی سهم نداشته است اما در هزاره جدید، او همه را به تفکر مجدد در این مقوله فرامی خواند و ندا در می دهد که راهبرد پیروزمند سال پیش ممکن است امسال ناکارآمد از آب درآید.



پنج شنبه 30 دی 1389  1:53 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:دانشمندان سایر علوم

لئوناردو داوینچی(نقاشی,ریضی,معماری,,,,,,,)

 

لئوناردو داوینچی (۱۵ آوریل ۱۴۵۲ - ۲ مه ‌۱۵۱۹) از دانشمندان و هنرمندان ایتالیایی دوره رنسانس است که در رشته‌های نقاشی، ریاضی، معماری، موسیقی، کالبدشناسی، مهندسی، تندیسگری، و هندسه شخصی برجسته بود.

داوینچی را کهن‌الگوی «فرد رنسانسی» دانسته‌اند. وی فردی بی‌نهایت خلاق و کنجکاو بود. وی طراح اولیه صدها اثر معماری و هم‌چنین طرح اولیه هواپیما به ‌شمار می‌رود. یکی از طرح‌های ابتکاری او لباس غواصی و زیر دریایی جنگی است. او همچنین مسلسل، تانک نظامی، ساعتی که به ساعت داوینچی معروف است، کیلومتر شمار و چیزهای دیگر را اختراع کرد.

لئوناردو داوینچی برای طرحهای خود بوسیله خط معکوس یادداشت هایی را نوشته است که فقط آنها را در آینه می توان خواند. بیشتر شهرت جهانی او به‌خاطر نقاشی‌های شام آخر و مونالیزا است.

لئوناردو داوینچی در سال ۱۴۵۲ در یک روستای توسکانی زاده شد. پدرش کارمند دولت و مادرش در مهمانخانه ای خدمتکار بود. او دوران کودکی را نزد پدربزرگش و تحصیلات ابتدایی را در مدرسه دهکده محل سکونتش گذراند و با حل مسائل مشکل ریاضی نشان داد که از هوش زیادی برخوردار است. او را به شاگردی به هنرکده‌ای در فلورانس فرستادند تا نزد آندرئا دل وروکیو (۱۴۳۵-۱۴۸۸) که نقاش و پیکرتراش بود، آموزش ببیند.

داوینچی پیکرتراشی را از استادان فن آموخت و سپس به میلان رفت. پس از بازگشت به فلورانس در مدت ۴ سال تابلوی معروف مونالیزا را خلق کرد (که در موزه لوور پاریس نگهداری میشود).

وروکیو استاد پیکرتراش داوینچی بسیار نامدار بود به گونه‌ای که شهر ونیز ساخت بنای یادبود بارتولومئو کولئونی را به او واگذاشت. کولئونی سرداری بود که بیش از دلاوریهای نظامی، از جهت اعمال نوعدوستانه خود حق بر گردن مردم ونیز داشت.
در آتلیه‌ای که قابلیت ساخت چنین شاهکارهایی را داشت، لئوناردوی جوان محققا می‌توانست چیزهای زیادی بیاموزد. بدون شک در آنجا با رموز فنی کارهای ریخته گری و کارهای فلزی آشنا شده و آموخته‌است که چگونه با مطالعه و مشاهده دقیق مدلهای برهنه و پوشیده، تابلوها و تندیس‌هایی را پدید آورد.

او همچنین به پژوهش درباره گیاهان و جانوران مختلف پرداخت تا بتواند از آنها در تابلوهایش استفاده کند؛ فزوده بر آن، دانش گسترده‌ای در باره نورشناسی، ژرفا نمایی و استفاده از رنگها کسب کرد. چنین آموزشی کافی بود که از هر نوجوان با استعداد دیگری هنرمندی برجسته بسازد، و در واقع شمار زیادی از نقاشان و پیکر تراشان خوب از هنر آموزان آتلیه موفق وروکیو بودند.

لئوناردو در سال ۱۴۷۲ به عضویت گروه قدیس لوقا درآمد. مرکز این گروه یا اتحادیه، که عمدتاً از داروفروشان، پزشکان، و هنرمندان تشکیل شده بود، در بیمارستان سانتا ماریانوئووا بود. احتمالا لئوناردو در آنجا فرصتی برای آموختن کالبدشکافی به دست آورد. در ۱۴۷۸ شورای شهر از او خواست نمازخانه سان برناردو در کاخ وکیو را نقاشی کند. ولی بنا به علتی، این مأموریت را انجام نداد.
از دامنه وسیع آفرینشگری ذهن لئوناردو اطلاعاتی در دست است، زیرا شاگردان و مریدانش، دفاتر پیش طرح‌ ها و یادداشتهای او را به دقت برای ما حفظ کرده‌اند، دفاتری با هزاران صفحه مملو از نوشته‌ها و طراحی‌ها و گزیده کتابهایی که می‌خوانده، و پیش نویس کتابهایی که قصد نگارششان را داشته‌است. هر چه بیشتر از این اوراق را بخوانیم کمتر دستگیرمان می‌شود که چگونه آدمیزاده‌ای توانسته‌است در همه آن حوزه‌های گوناگون پژوهشگری، به کمال برسد و در تقریباً همه آنها خدمات ارزنده و مهمی انجام داده باشد.

 

برگرفته از : ویکیپدیا



پنج شنبه 30 دی 1389  1:53 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها