0

چهره های ماندگار

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:چهره های ماندگار

مرحوم دكتر حسين مير شمسي

تولد : 1293/1/1 اصفهان

رشته تخصصي : دامپزشكي - واكسن سازي

 

مرور" زندگي‌نامه " استاد دكتر حسين مير شمسي ترديدي بر جاي نمي‌گذارد كه اين شمع فروزان عرصه‌هاي ميكروبيولوژي با پروراندن تمام ويژگي‌هاي حرفه‌اي و اخلاقي پزشكي ، تبلوري از ايثار يك استاد فرزانه است كه در خاطرات خود حتي يك بار نيز از ويژگي‌هاي خود نام نمي‌برد چرا كه اساسا هدف وي عرضه خود نبوده است . تمام صحنه‌هاي جزابي كه از زندگي ايشان توصيف شده ،بخشي از تاريخ پزشكي اين كشور به حساب مي‌آيند.

آنچه كه از لابلاي خاطرات ايشان مستفاد مي‌شود ،علي رقم خدمات تاريخي و شايان توجه ايشان كه در راستاي ارتقا سلامت عمومي در ايران انجام داده‌اند، هميشه در تنگدستي زندگي نموده اند مع‌الوصف، حتي يك بار زبان به شكوه نيز نگشوده‌اند و هميشه خدمات واقعي به بيماران را در صدر اولويت خود قرار داده‌اند . نمونه‌هاي بسياري از اين ويژگي استاد قابل ذكر است از جمله اشارات ايشان در بيوگرافي دست‌نويس خود كه مرقوم فرموده‌اند:« شنيدم مرحوم پدرم قصد داشت كه مرا براي تحصيل در زمينه علوم فقهي روانه نجف كند، اما متاسفانه پدرم رادر سن 8 سالگي از دست دادم » .«در كلاس سوم ابتدايي بودم كه شادروان پدرم بدرود زندگي گفت و با وجود نابساماني زندگي و توصيه عموها كه اصرار داشتند مرا براي فراگيري شغلي به بازار كار بفرستند , با پايمردي برادر فقيد و شادروان مادر بزرگوارم , به ادامه تحصيل توفيق يافتم».« در آن موقع براي تحصيل در دبيرستان ماهانه سي ريال كه مبلغ قابل توجهي بود , دريافت مي شد و نزديك بود كه به علت عدم امكان پرداخت اين مبلغ از تحصيل محروم شوم».« در اين موقع اداره ثبت اسناد كه تازه در اصفهان فعاليت زيادي داشت كلاس مساحي و نقشه‌كشي دائر نمود ».«دو ماه تابستان در اين كلاس كاراموزي نمودم و چون در امتحان نهايي در رده بالايي قبول شده بودم به عنوان مساح از طرف اداره ثبت به نقشه‌برداري دهات اطراف , يكسال را گذرانيده و از اين راه مبلغ قابل توجهي كه براي تهيه كتب دوره دوم دبيرستان و تا حدي كمك هزينه زندگي كافي بود بدست آورده و به دبيرستان سعدي مراجعت نمودم . ضمنا در 3 سال اول دبيرستان هم , عصرها پس از فراغت از تحصيل و تا پاسي از شب در كارخانه شيشه‌گري شهر كار منشي‌گري انجام مي‌دادم».

جريان آمدن دكتر مير شمسي از اصفهان به تهران و سرانجام , سر درآوردن از انيستيتو پاستور شعبه كارش در حومه پاريس براي گذراندن دوره عالي ميكروب‌شناسي و ايمني‌شناسي , خود فصلي خواندني از خاطرات استاد مي‌باشد .وي در اين دوره يك ساله , هم دوره انيستيتو پاستور را مي‌گذرانيد , وهم در دانشكده دامپزشكي الفر, وابسته به دانشگاه پاريس به تحصيل مشغول مي‌شود . سپس به مدت 4 ماه به آمريكا رفته و در سه موسسه بهداشتي ايالتي بوستون ,نيويورك و ميشگان , با روش‌هاي جديد تهيه واكسن‌هاي ضد ديفتري , كزاز و سياه سرفه و تصفيه سرمها آشنا مي‌شود . يكي ديگر از جلوه‌هاي «ايثار» در رويكرد رفتاري اين متخصص و استاد فرزانه است . از زبان خودش بخوانيد:

«اتفاق جالبي كه در اواخر اين دوره از كارآموزي روي داد و مقارن با هنگامي بود كه مرحوم دكتر مصدق براي احقاق حق و استيفاي حقوق ملت ايران از انگلستان به آمريكا سفر كرده بود و موضوع اختلاف ايران و بريتانيا مسئله روز بود , اين بود كه در موسسه بزرگ بهداشتي ايالات ميشگان در شهر لانسينگ براي شش هفته كارآموزي از من سيصد دلار حق كارآموزي مطالبه كردند كه قادر به پرداخت آن نبودم , چون فوق العاده ماموريت دولت (روزي 9دلار ) به زحمت تكافوي هزينه زندگي مرا ميآنمود ناگزير لازم شدبا رئيس موسسه مذاكره كنم . رئيس آن موسسه درعين حال مسئول تامين خون براي سربازان آمريكايي , كه در كره درگير جنگ شده بودند نيز بود .
بدين جهت پس از يك هفته انتظار به ديدار ايشان نائل شدم . وقتي تقاضا كردم كه اين مبلغ را از من نگيرند موافقت كرد به شرط آن كه ماجراي اختلاف ايران و انگلستان را براي او تعريف كنم ! البته پس شنيدن جريان امر , دستور داد وجهي از من گرفته نشود , وقتي خواستم با تشكر از او جدا شوم گفت: من هم با تو كاري دارم . و اضافه كرد : در واحدي كه تو كاراموزي مي كني از تو كمال رضايت را دارند و مايلند در آنجا بماني و كنترات 5 ساله‌اي با حقوق مكفي پيشنهاد نمود و در ضمن وعده داد كه در دانشگاه شهر به ادامه تحصيل هم موفق خواهي شد . ضمن تشكر از اين پيشنهاد سخاوتمندانه گفتم : من ماموريت ديگري دارم كه در ميهنم و در كنار مردم آن مرز و بوم كارهايي را به انجام برسانم . فرصت دو هفته‌اي براي اخذ تصميم داد , اما در موعد مقرر آن كشور را ترك كرده راهي ايران شدم ».

ايثار به عنوان يك ويژگي حرفه‌اي گرايان , به معناي الويت دادن منافع ديگران و جامعه به منافع شخصي است . خاطرات دكتر مير شمسي كه در كمال صداقت بيان شده , نشان ميدهد كه وي در تمام عرصه‌هاي زندگي حرفه‌اي خود , اين ويژگي را داشته است . با اين همه , براي يك حرفه‌اي , ايثار به تنهايي كافي نيست . آنان در قبال جامعه در مورد موضوعات مرتبط با سلامتي عمومي نيز بايد پاسخگو باشند چه بسا كه يك حرفه‌اي واقعا منافع جامعه را در مقايسه با منافع شخصي خود , در اولويت قرار دهد. اما يك حرفه اي در قبال مسائل بهداشتي و سلامتي عمومي كل جامعه نيز پاسخگو و مسئول است .
رور خاطرات اين شمع فروزان عرصه ويروس‌شناسي ايران نشان مي‌دهد كه وي حتي لحظه‌اي نيز , اين تعهد حرفه‌اي را فراموش نكرده است . « به خاطر دارم يكي از روزهاي اوايل آبان ماه 1320 مرحوم دكتر قريب پايه‌گذار طب كودكان در ايران , به اتفاق دو نفر از پزشكان بر جسته تهران به موسسه رازي امده و ساعتي را با دكتر دلپي (رئيس فرانسوي موسسه) به مذاكره پرداختند . انگاه دكتر دلپي مرا به دفتر خود خواند و تقاضاي مهمانان را در حضور خود آنان مطرح ساخت.
موضوع اين بود كه تهران با جمعيت چند صدهزار نفري , به علت اشاعه بيماري ديفتري و عدم دسترسي به سرم درماني كه تا آن زمان از آلمان وارد مي‌شد , در وضعيت ناراحت كننده‌اي قرار داشت و درخواست آقايان تهيه سرم ديفتري در موسسه رازي بود ».

دكتر ميرشمسي در ادامه خاطرات خود شرح مي‌دهند كه چگونه قرعه فال به نام او اصابت مي‌كند و مي‌نويسد « اگر بخواهم شرح دهم كه در طي شش ماه با چه مشكلاتي جهت تهيه سرم ديفتري مواجه بودم , مثنوي هفتاد من كاغذ مي‌شود ». با اين همه دكتر مير شمسي در اين بخش از خاطرات خود به نكاتي اشاره مي‌كند , كه امروز نيز , براي بسياري از مسئولان قابل توجه است : « اولا سويه ميكروب زهرزاي ديفتري كه از استاد دكتر رضا رستگار سرپرست قبلي سرم‌سازي , به جا مانده بود , به علت عدم كشت منظم , بسيار ضعيف و تقريبا از بين رفته بود و بايستي نمونه‌اي ديگر از آن با سيل سم زا (كه هنوز در جهان منحصر به فرد است و در همه موسسات واكسن‌سازي از آن استفاده مي‌كنند) از خارج تهيه شود . در آن روزها , يك نفر سر تيپ پزشك روسي به نام پروفسور پاولوف كه انگل شناس بود با اشتياق و علاقه , همه روزه به موسسه رازي و ساعتي را با دكتر دلپي كه او نيز انگل شناس بود و با استعانت از خانم مرحوم دكتر دلپي كه لهستاني تبار بود و زبان روسي مي‌دانست , مذاكره و كار مي‌كرد . وقتي از نياز ما به ميكروب سم‌زاي ديفتري , معروف به 8 .. آگاه شد , از طريق ارتش شوروي , از موسسه تارا سويچ در مسكو تقاضاي ارسال اين ميكروب را كرد و طي دو هفته باكتري مورد نياز به دست ما رسيد و گشايش حاصل شد . براي تهيه زهرآبه باكتري نياز به مخمر تازه بود كه در بازار مطلقا يافت نمي‌شد و ناگزير مخمر تازه را از كارخانجات آبجوسازي تهران كه در تصرف روس‌ها بود مي‌گرفتيم و با وسايل ابتدايي آماده مي‌كرديم ».

دكتر مير شمسي , پس از ذكر فهرستي از مشكلات ديگر مي‌نويسد :« نخستين نمونه سرم ضد ديفتري موسسه رازي , در اوايل خرداد ماه 1321 در بيمارستان رازي , زير نظر دكتر اقبال كه آن موقع رئيس بخش عفوني ان بيمارستان بود به دختر 4 ساله مبتلا به ديفتري تزريق گرديد و موجب نجات جان دخترك از مرگ گرديد و از آن پس سرم و همچنين تهيه سرم ضد كزاز در موسسه رازي گسترش يافت».
نمونه ديگر از تعهد عميق به سلامت عمومي استاد را بخوانيد :« در جلسه‌اي كه با وزارت بهداري, آقاي دكتر حسن مرشد , به دنبال جلسات قبلي داشتيم ايشان با چشمي پر از اشك مشاهدات خود را از تلفات سرخك در روستاهاي اطراف سنندج و خود شهر و جاهاي ديگر شرح دادند , و مصراً از دو موسسه رازي و پاستور خواستند كه واكسن ضد سرخك در ايران تهيه گردد و اين موقعي بود كه هنوز اين واكسن در بيشتر كشورهاي صنعتي غرب هم توليد نشده بود .البته در آن جلسه هيچ كدام از دو موسسه تعهد صريحي نكردند و حتي دوستان «پاستور» انجام اين امر را موكول به ساختن واحد بزرگي در انيستيتو پاستور فعلي نمودند كه مستلزم خريدن و خراب كردن عمارات مجاور و تهيه ابزار و وسايل مفصل چندين سال صرف وقت بود , و طبيعي است كه وزارت بهداري آن موقع چنين امكاناتي را نمي‌توانست فراهم كند . به هر حال در آن جلسه تصميم گرفتم كه مسير يك ساله كارآموزي در آمريكا را تغييير داده و دنبال تهيه واكسن ضد سرخك بودم ».

دكتر مير شمسي در بخش قبلي خاطرات خود توضيح مي‌دهد كه چگونه از سوي سازمان جهاني بهداشت , بورس پژوهش يك ساله‌اي به وي اعطا شده بود تا در يكي از دانشگاه‌هاي معتبر آمريكا در زمينه پاره‌اي از مسائل ايمني شناسي كه موضوع روز بود, اطلاعاتي كسب كند .
براي تمام حرفه‌اي گرايان ,موقعيتهاي فراواني بروز مي‌يابد كه آنان در وضعيت دشوار تضاد منافع گرفتار مي‌آيند : براي كسب علم به دانشگاه معتبر آمريكا بروم يابراي ساختن واكسن در كشوري كه حداقل امكانات را ندارد بمانم و آستين همت را بالا بزنم؟ يك متخصص مي‌تواند با مراجعه به چهار اصل پايه اخلاق زيستي , يعني « خود مختاري», «سودمندي » , «نازيانمندي»,« عدالت», پاسخ اين پرسش‌ها را بيابد ,مشروط بر اين كه به «ارزش»هاي حرفه‌اي گرايي نيز پايبند باشد. دكتر مير شمسي از آنجا كه يك حرفه‌اي گراست مي‌توان حدس زد كه پاسخ اين پرسش‌ها را چه گويد.
شرح آنچه كه بر دكتر مير شمسي گذشت جذاب و خواندني است او به مدت 9 ماه به آمريكا سفر مي‌كند و در آزمايشگاه ويرو س‌شناسي پزشكي يكي از دانشگاه‌ها , دوره‌هاي لازم را پشت سر مي گذارند. در تير ماه 1347 استاد با مساعدت يكي از همكاران ژاپني به توكيو مي‌رود و در آنجا با پروفسور ماتومو استاد دانشگاه ويروس شناسي دانشگاه توكيو كه تازه واكسن ضد سرخك را با استفاده ار سلول كليه گوساله نوزاد تهيه كرده بود , آشنا مي‌شود . وي, سپس, در چند موسسه ژاپني ديگر نيز دست به مطالعه مي‌زدند و سرانجام به ايران باز مي‌گردد :«در تهران , با مساعدت وزارت بهداري واكسن‌هاي ساخت ژاپن , در دو ناحيه مورد آزمايش قرار گرفت و همين كه حسن اثر هر دو واكسن معلوم گرديد , به توليد نوع اول يعني استفاده از سلول گوساله نوزاد جهت تهيه ويروس پرداختيم». اما از آنجا كه اين واكسن واكنش‌هاي پوستي و عمومي سختي بود كه گاهي در كودكان مشاهده مي‌شد , دكتر ميرشمسي دوباره به ژاپن سفر مي‌كند , و ضمن اشنايي با موسسه معظم كيتا زاتو, «موفق شديم از واكسن بسيار موثر و در عين حال با واكنش‌هاي اندك كه در آن موسسه تهيه مي‌شد بهره جسته و با تغيير بنيادي در روش تهيه آن , يعني تبديل سلول نوزاد انگونه كه در موسسه كيتا زاتو مرسوم بود , به سلول ديپلوئيد انسان , واكسن ضد سرخك تهيه كنيم كه در نوع خود ممتاز مي باشد و هم اكنو ن سال هاست كه اين واكسن در كشور ما به ميزان توليد و مصرف مي شود ».

اين استاد فرزانه در ادامه چگونگي توليد واكسن ضد بيماري فلج اطفال را نيز شرح مي‌دهد و در پايان اين بخش از خاطرات خود مي‌نويسد «جاي خوشوقتي است كه تا موقعي كه اين سطور نوشته مي شود , بالغ بر يكصد و پنجاه ميليون دز واكسن سه گانه ضد فلج اطفال در موسسه رازي تهيه و در كشور به مصرف رسيده است» .آاري «جاي خوشوقتي» , براي يك حرفه‌اي آنجاست كه مي‌تواند مسئوليت خود را در قبال سلامت عمومي به انجام برساند و دكتر ميرشمسي به همين دليل تبلور ايثار است . فعاليت‌هاي علمي ايشان از 1324 تا سال 1375 به صورت تدوين و تهيه 106 مقاله علمي و فني در مجلات خارجي مي‌باشد و به پاس قدرداني از اين همه تلاش بي‌وقفه مي‌توان به « ماده واحد» مجلس شوراي اسلامي مبني بر تعليق بازنشستگي ايشان , بنا به درخواست معاونت وقت سازمان تحقيقات وزارت كشاورزي و وزير وقت بهداري دولت وقت (شادروان دكتر سامي) اشاره نمود كه به وزارتخانه متبوعه اجازه داده مي‌شود از وجود دكتر مير شمسي معاون فني قسمت توليد فرآورده‌هاي پزشكي موسسه رازي كه به موجب قانون استخدام كشوري مشمول باز نشستگي اجباري مي‌شد , مادام كه به وجود مشاراليه احتياج باشد , كماكان استفاده شود.

مردم ايران و بويژه جامعه علمي هميشه به وجود اين شمع فروزان عرصه ويروس‌شناسي ايران نياز مبرم دارند . با مرور خاطرات اين استاد بزر گوار ,اين نكته اشكار مي‌شود كه براي سر برآوردن بزرگاني چون اين « شمع فروزان» شرايط مناسب اجتماعي نيز لازم است . از چاپ خاطرات لوئي پاستور در كاغذي كه عطار محله در ان جنس بريزد و بدست نوجوانان اصفهاني برسد , و مطالعه آن, سرنوشت وي را رقم بزند, تا معاون وزيري كه با چشمان گريان از كساني بخواهد تا جداً در فكر توليد واكسن ضد سرخك باشند و از هيچ كوششي نيز در دادن امكانات دريغ نكند . از حضور متخصصان حرفه‌اي فرانسوي , روسي, آلماني و ژاپني كه از هيچ كوششي براي خدمت به هدف حرفه خود, در هر جاي جهان و در هر شرايطي دريغ نورزيد ند, و از فراهم آمدن امكان سفرهاي متعدد به بهترين دانشگاهها و مراكز پژوهشي كه هم زرق و برق خيره‌كننده دنياي مرفه را به لحظه‌اي خدمت به مردم كشورشان نفروشند , از همكاري بي‌دريغ سازمان‌هاي دولتي و حتي ارتش در دادن امكانات و از جمله مهمترين مركب روز مورد نياز خود (اسب) براي توليد واكسن تا تصويب ماده واحده‌اي كه اين تاريخ مجسم كشورمان را خانه‌نشين نكند و قس علي هذا .

ارتقا سطوح علمي كشور, به شرايط مناسب اجتماعي نياز دارد همه شواهد نشان مي‌دهد كه تاريخ هميشه به نفع حرفه‌اي ها به پيش نرفته است . اكنون, اين مسئوليت دشوار, بر عهده مراكز و موسسات انجمن‌هاي تخصصي علمي است كه بكوشند با ترويج ارزش‌هاي حرفه‌گري , حرفه‌اي گرايي را ارتقا بخشند. كار طاقت فرسايي است . آري. ولي آيا چاره ديگري نيز هست؟

سوابق تحصيلي:
- اخذ دكتراي دامپزشكي از دانشگاه تهران در سال 1318
- اخذ درجه ديپلم تخصصي در رشته ميكروب شناسي ، ايمني شناسي و سرم شناسي در سال 1330 از انيستيتو پاستور
- پاريس
- اخذ درجه دكتراي دامپزشكي (D.V.M ) از دانشكده دامپزشكي آلفرد وابسته به دانشگاه پاريس

شركت در دوره هاي تخصصي:
-State Department of Health Division of Lab
state Department of Health Division of Lab Albany N .Y Boston MA-USA-
State Department of Health Division of Lab Lansing Mich USA-

طي سالهاي 1331 و 1341 با استفاده از بورس تحصيلي
State Department of Health Division of Lab Albany NY-
در سال هاي 1340 و 1341 و با استفاده از بورس پژوهشي آمريكا (در زمينه ويروس شناسي پزشكي)
Medical Research council. Virology section Carshalton surrey –U.K

درسال1341 و استفاده از بورس پژوهشي اندره مايرد سازمان خوارو بار و كشاورزي جهاني فائو –رم (در زمينه ويروس شناسي پزشكي)

Department of virology school of medicine Baylor university Houston TX USA-

طي سال هاي 48-1347 و با استفاده از بورس پژوهشي سازمان بهداشت جهاني (در زمينه ويروس شناسي پزشكي ) سوابق اموزشي:
1- استاد مدعو براي تدريس ويروس شناسي عمومي در دانشكده دامپزشكي دانشگاه تهران طي سال هاي 44- 1342
2- استاد مدعو براي تدريس ويروس شناسي عمومي در دانشكده كشاورزي دانشگاه تهران طي سال هاي 1347- 1346
3- استاد مدعو براي تدريس ويروس شناسي در دانشكده پزشكي دانشگاه تهران طي سالهاي 49- 1348

انتشارات:
1- تاليف 3 جلد كتاب به زبان فارسي در رابطه با ويروس شناسي عمومي ، اصول ايمني شناسي و پيشگيري و درمان كه توسط دانشگاه تهران به چاپ رسيده است .
2- ارائه 111 مقاله به زبان هاي انگليسي و فرانسه در سال هاي 1946 تا كنون در نشريات بين المللي به چاپ رسيده است
3- ارائه 10 مقاله به زبان هاي انگليسي و فرانسه در كنفرانس هاي مختلف بين المللي در خارج از كشور
4- ارائه مقالات متعدد به زبان فارسي كه در نشريات داخل كشور به چاپ رسيده است .
5- ارائه 8 مقاله در كنفرانس هاي مختلف بين المللي در داخل كشور


سمت هاي اداري:
1- كارورز، دستيار و معاون ازمايشگاه هاي پژوهشي و توليدي انستيتو رازي طي سال هاي 31 – 1320
2- رئيس بخش پژوهش و توليد واكسن ها و سرم هاي مصرف پزشكي انستيتو رازي طي سال هاي 34- 1332
3- معاون فني و مسئول پژوهش و توليد واكسن هاو سرمهاي مصرف پزشكي انستيتو رازي در سال 1334 تا 1380

سمت هاي پژوهشي و مشاورتي:
1- مشاور و كارشناس سازمان بهداشت جهاني در انستيتو پاستور تونس از سال 1359 تا كنون
2- مشاور يونيسف در موسسه واكسن سازي « پيونگ يانگ» كره شمالي در سال 1362
3- تاسيس و راه اندازي ازمايشگاه واكسن سازي (به مدت 3 ماه ) در كشور اردن هاشمي به دعوت سازمان بهداشت جهاني در سال 1334
4- شركت وارائه مشورت در كنفرانس هاي جهاني و منطقه اي مربوط به تخصص خود در بسياري از كشور ها
5- راه اندازي و رياست ازمايشگاههاي تحقيق و توليد واكسن ها ي ضد ديفتري ، كزاز،سياه سرفه، اوريون، سرخچه و سرمهاي درماني در موسسه رازي از اغاز فعاليت اين موسسه

عضويت در انجمنهاي علمي بين المللي:
1- عضو اكادمي علوم نيويورك از سال 1961
2- عضو پانل استاندارد هاي بيولوژيكي سازمان بهداشت جهاني به عنوان نماينده خاور نزديك در ژنو از سال 1350 تا كنون
3- عضو گروه بين المللي استاندارد هاي بيولوژيك از سال 1350 تا كنون
4- عضو سازمان فارغ التحصيلان انستيتو پاستور پاريس
5- عضو اكادمي علوم جهان سوم ايتاليا از سال 1992
6- عضو فرهنگستان علوم پزشكي جمهوري اسلامي ايران

افتخارات:
1- جايزه بهترين كتاب سال براي ويروس شناسي عمومي (سال 1352)
2- دريافت حكم استاد ويروس شناسي دانشكده پزشكي دانشگاه تهران مصوب هيئت امنا دانشگاه و از طرف رئيس دانشكده پزشكي (سال 1352)
3- جايزه بهترين كتاب سال براي كتاب اصول ايمني شناسي (سال 1352)
4- جايزه براي پنجاه سال خدمات پژوهشي و علمي از طرف مقام رياست جمهوري و وزراي بهداشت ، كشاورزي و رئيس سازمان استخدامي در سال 1368
5-دريافت جايزه رتبه اول تحقيقات بنيادي در هشتمين جشنواره بين المللي خوارزمي 1373
6- دريافت نشان درجه يك پژوهش توسط رئيس جمهور 1374


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 19 بهمن 1389  5:04 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:چهره های ماندگار

استاد عباس سحاب

 

استاد عباس سحاب (پدر علم جغرافياي ايران) در سال هزار و سيصد و پانزده در خيابان شاه آن زمان تهران، نوجواني دبيرستاني جمله اي از چند جهانگرد فرانسوي شنيد كه مسير اصلي زندگي آينده وي را تعيين كرد. جهانگردان فرانسوي از بابت اين مسأله كه كشوري به بزرگي ايران هنوز يك نقشه راهنما براي پايتختش ندارد ايران و مردمانش را مورد سرزنش و تحقير قرار داده بودند و او كه حس ميهن دوستي قوي داشت پاسخي به اين تحقير نداشته و اين مسأله سبب جريحه دار شدن غرور وي گرديده بود. پسرك تحت تأثير اين برخورد و با توجه به زمينه علاقه منديش به جغرافيا تصميم بزرگي را گرفت. او قصد داشت نخستين نقشه توريستي تهران را تهيه كند. اين كار براي جواني به سن و سال وي امري بسيار دشوار و غير ممكن به نظر مي آمد. اما عباس سحاب با تلاش بي وقفه و عزم راسخش مي خواست خلاف اين مسأله را ثابت كند. كار را با بيست و هفت ريال كه تمام دارايي او بود آغاز كرد. با اين دارايي يك شيشه مركب چيني و يكي دو متر كاغذ كالك و چند قلم هاشور خريده و به كمك وسايل مختصري كه در خانه داشت كارش را شروع كرد. روزها و شبها از پي هم مي آمدند و او سرسختانه مي كوشيد. دشواريهاي راه نمي توانست به عزم آهنين و اراده قوي وي فايق آيد و سرانجام بعد از شش ماه توانست به آرزويش جامه عمل بپوشاند. عباس سحاب با شش ماه تلاش بي وقفه و شبانه روزي خود نخستين نقشه توريستي شهر تهران را تهيه كرد و در اين مدت شالوده و اساس مؤسسه جغرافيايي سحاب را در اتاق بيست متري واقع در زيرزمين خانه اي بنيان گذاشت كه امروزه پس از گذشت پنجاه سال به معتبرترين مؤسسه خصوصي جغرافيايي كشور و يكي از معتبرترين مؤسسات جغرافيايي جهان تبديل شده و نام وي نيز به عنوان پدر جغرافيا در ايران به ثبت رسيده است. استاد عباس سحاب در سوم دي ماه سال هزار و سيصد در روستاي فم شهر تفرش ديده به جهان گشود. وي تنها فرزند ذكور شادروان، استاد ابوالقاسم سحاب بود. استاد ابوالقاسم از دانشمندان و فضلاي آن منطقه در زمان خود بود كه عمري را در خدمت فرهنگ و آموزش كشور گذراند و آثار با ارزشي را در زمينه هاي تاريخ و فرهنگ اسلامي، جغرافيا و علوم ديني از خود بر جاي گذارد. آثار معلوم و به جا مانده ايشان از هفتاد جلد تجاوز مي كند كه حدود سي و پنج جلد آن به چاپ رسيده است. علاوه بر اين چندين رساله در علوم و ادبيات و تاريخ دين و تفسير قرآن از او بر جاي مانده است كه اكنون به صورت مجموعه بسيار نفيسي در اتاق موزه مانند در مؤسسه سحاب نگهداري مي شود. بنا به گفته اعضا خانوده استاد ابوالقاسم در هنگام تولد فرزندش عباس در زمستان سال هزار و سيصد، رييس معارف ولايت ثلاث (ملاير، نهاوند، تويسركان) و مقيم نهاوند بود و در شرايط دشواري خود را از نهاوند به روستاي فم رسانيد تا فرزند پسري را كه خداوند بعد از نه دختر به او عطا نموده بود و آرزو داشت از وي شخصيت بزرگي بسازد از نزديك ببيند.


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 19 بهمن 1389  5:14 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:چهره های ماندگار

شفیعی کدکنی

 

زندگينامه


دكتر محمد رضا كدكني در سال 1318 ﻫ. ش در كدكن از روستاهاي قديمي بين نيشابور و تربت حيدريه به دنيا آمد. او تحصيلات ابتدايي و دوره متوسطه را در مشهد گذراند و از آن پس وارد دانشكده ادبيات دانشگاه مشهد شد و به تحصيل پرداخت و ليسانس خود را در اين رشته دريافت كرد. دكتر شفيعي، همزمان با تحصيلات متوسطه و دانشگاهي در حوزه علميه مشهد به تحصيل علوم ادبي و عربي پرداخت و ادبيات عرب را نزد اساتيد معظم اين حوزه فراگرفت. او در زماني كه در مشهد به تحصيل اشتغال داشت از اعضاي موثر و فعال انجمنهاي ادبي به شمار مي رفت و از همان آغاز نوجواني آثارش در مطبوعات خراسان با نام مستعار ش م سرشك به چاپ مي رسيد. در سالهاي بعد از 1332 ﻫ. ش با همكاري تني چند از جوانان شاعر و اهل ادب انجمن ادبي تشكيل دادند كه بيشتر طرفداران شعر نو و ادبيات داستاني و ترجمه ادبيات فرنگي بودند كه دكتر علي شريعتي نيز از جمله اعضاي آن انجمن بودند. استاد شفيعي پس از عزيمت به تهران در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران دوره فوق ليسانس خود را گذراند و سپس دوره دكتراي زبان و ادبيات عرب را نيز پشت سر گذاشت. او مدتي در بنياد فرهنگ ايران و كتابخانه مجلس سنا به كار اشتغال ورزيد و سپس به عنوان استاد دانشكده ادبيات تهران در رشته سبك شناسي و نقد ادبي به كار مشغول شد. دكتر شفيعي همچنين مدتي را بنا به دعوت دانشگاههاي آكسفورد انگلستان و پرينستون آمريكا به عنوان استاد به تدريس و تحقيق اشتغال داشت. از دكتر شفيعي تا كنون دهها نوشته و مقاله و تأليفات بسياري به چاپ رسيده است.



ويژگي سخن

دكتر شفيعي از استادان بارز و متبحر ادبيات معاصر ايران و از محققين بزرگ به شمار مي رود كه در نقد شعر و ادب فارسي صاحب نظر است و در شعر و شاعري نيز مقام والايي دارد و صاحب سبك و شيوه خاصي است كه او را به عنوان شاعري پيش رو مي شناسند و يكي از ويژگيهاي شخصيتي دكتر شفيعي اين است كه وي در محافل ادبي به ندرت ظاهر مي شود و بيشتر در انزواي اهل ادب به سر مي برد.  



معرفي آثار

آنچه كه از آثار و تاأليفات دكتر شفيعي به چاپ رسيده است عبارتند از: زمزمه ها، شب خواني، از زبان برگ، در كوچه باغهاي نيشابور، از بودن و سرودن، مثل درخت در شب باران، بوي جوي موليان، صور خيال در شعر فارسي، موسيقي شعر، ادوار شعر فارسي، شعر معاصر عرب، گزيده غزليات شمس، حزين لاهيجي زندگي و زيباترين غزلهاي او، شاعر آينه ها، بيدل و سبك هندي، اسرار التوحيد از محمد بن منور، حالات و سخنان ابو سعيد، ابو روح ميهني، مختار نامه، مجموعه رباعيات عطار، مرموزات اسدي در مرموزات داودي نجم الدين رازي، ترجمه تصوف اسلامي و رابطه انسان و خدا از نيكلسون و بسياري ديگر كه نامي از آنها نبرديم.  



گزيده اي از اشعار

حتي به روزگاران

 

 

 

اين مهربانتر از برگ در بوسه هاي باران

بيداري ستاره، در چشم جويباران

آيينه نگاهت، پيوند صبح و ساحل

لبخند گاهگاهت، صبح ستاره باران

بازآ كه در هوايت خاموشي جنونم

فريادها برانگيخت از سنگ كوهساران

اي جويبار جاري! زين سايه برگ مگريز

كاين گونه فرصت از دست دادند بي شماران

گفتي: به روزگاري مهري نشسته گفتم

بيرون نمي توان كرد حتي به روزگاران

بيگانگي ز حد رفت، اي آشنا مپرهيز

زين عاشق پشيمان سر خيل شرمساران

پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند

ديوار زندگي را زين گونه يادگاران

وين نغمه محبت، بعد از من و تو ماند

تا در زمانه باقي است آواز باد و باران

 

 

چه گونه دوست ندارم من اين دياران را

كه هر شقايقش آيينه اي است ياران را

تمام هستي من در شط سحر جاري است

چو ياد آورم آن روشني تباران را

سپيده آينه گردان روحشان بادا

كه روشنايي دگر داد روزگاران را

بهار زخمي اين باغ، دلكش است هنوز

اگر چه نغمه به لب خشك شد هزاران را

قباي مير غضب سبز و خنجرش سرخ است

مخور فريب دروغ اين سياهكاران را

به هوش باش كه خونريزي خزان كو شد

كه روح باغ فراموش كند بهاران را

 

 هزاره دوم آهوي كوهي

 

تا كجاي مي برد اين نقش به ديوار مرا؟
تا بدانجا كه فرو مي ماند
چشم از ديدن و لب نيز ز گفتار مرا
* * *
لاجورد افق صبح نيشابور و هري است
كه در اين كاشي كوچك متراكم شده است
مي برد جانب فرغانه و فرخار مرا
* * *
اين چه حزني است كه در همهمه كاشيهاست
جامه سوگ سياووش به تن پوشيده است
اين طنيني كه سرايند خموشيها، در عمق فراموشيها
و به گوش آيد از اين گونه به تكرار مرا
* * *
گرد خاكستري حلاج و دعاي ماني
شعله آتش كركوي و سرود زرتشت
پورياي ولي آن شاعر رزم و خوارزمي
مي نمايند در اين آينه رخسار مرا
* * *
تا كجا مي برد اين نقش به ديوار مرا؟
تا درودي به سمرقند چو قند
و به رود سخن رودكي آن دم كه سرود
كس فرستاد به سر اندر عيار مرا
* * *
شاخ نيلوفر مرواست گه زادن مهر
كز دل شط روان شنها
مي كند جلوه از اين گونه به ديدار مرا
* * *
سبزي سرو قد افراشته كاشمر است
كز نهان سوي قرون
مي شود در نظر اين لحظه پديدار مرا
* * *
چشم آن آهوي سر گشته كوهي است هنوز
كه نگاه مي كند از آن سوي اعصار مرا
* * *
بوته گندم روييده بر آن بام سفال
باد آورده آن خرمن آتش زده است
كه به ياد آورد از فتنه تاتار مرا
* * *
كيميا كاري و دستان كدامين دستان
گسترانيده شكوهي به موازات ابد
روي آن پنجره با زيور عريانيهاش
كه گذر مي دهد از روزن اسرار مرا
* * *
نقش اسليمي آن طاق نماهاي بلند
و آجر صيقلي سر در ايوان بزرگ
مي شود بر سر، چو صاعقه، آوار مرا
و آن كتيبه كه بر آن نام كس از سلسله اي
نيست پيدا و خبر مي دهد از سلسله كار مرا
* * *
عجبا كز گذر كاشي اين مزدك پير
هوس كوي مغان است دگر بار مرا
گر چه بس ناژوي واژونه در آن حاشيه هاش
مي نمايد به نظر
پيكر مزدك و آن باغ نگونسار مرا
* * *



منابع و ماخذ

تذكرة الشعراء، امير دولتشاه سمرقندي
تاريخ ادبيات ايران، دكتر ذبيح الله صفا
شكوه شمس، آن ماري شيمل، ترجمه حسن لاهوتي
نفحات الانس، عبدالرحمن جامي
ادبيات نوين ايران، دكتر يعقوب آژند
شعر نو از آغاز تا امروز، محمد حقوقي
سخنوران نامي معاصر ايران، سيد محمد باقر برقعي
تاريخ ادبيات ايران، هرمان اته، ترجمه دكتر شفق
تحقيقي درباره سعدي، هانري ماسه، ترجمه دكتر يوسفي و دكتر مهدوي اردبيلي
حافظ نامه، بهاءالدين خرمشاهي

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 19 بهمن 1389  5:18 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:چهره های ماندگار

 

پرفسور فاطمی

مرحوم دکتر سيد محمدتقي فاطمي را پدر علوم رياضي نوين در ايران مي دانند. وي در سال ۱۲۸۳ ها.ش در شهر اصفهان ديده به جهان گشود. پس از طي تحصيلات ابتدايي و متوسطه عازم فرانسه شد و پس از نگارش رساله تخصصي استعمال گروهها در هندسه و کسب درجه پروفسوري رياضيات از دانشسراي عالي پاريس به ميهن بازگشت. وي در دانشسراي عالي تهران به تدريس علوم رياضي و مکانيک استدلالي پرداخت و نخستين متخصص مکانيک تحليلي کشورمان بود. پس از تأسيس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ پروفسور فاطمي در همان سال دانشکده فني تهران را بنيان مي نهد. بعدها در تأسيس دانشکده علوم نيز مشارکت مي نمايد و سالها در اين دانشکده به تدريس مي پردازد. استاد فاطمي با همکاري دوستانش ۲۶ جلد کتاب رياضي در موضوعات جبر، هندسه مثلثات و مکانيک استدلالي براي دانشگاهها و دبيرستانها تأليف و تدوين کرد.
وي در سال ۱۳۴۷ به خاطر عشق وافر به امام رضا (ع) عازم مشهد شد و به تدريس و مديريت گروه رياضي دانشگاه فردوسي مشهد همت گماشت. پروفسور فاطمي در بيست و دومين کنفرانس رياضي کشور در سال ۱۳۶۹ به عنوان استاد پيشکسوت رياضيات ايران در قرن معاصر مورد تقدير قرار گرفت.
مرحوم فاطمي از خادمان افتخاري حضرت رضا (ع) بود و بارها مي گفت: خدمت به امام رضا (ع) از افتخارات من است." اين معلم بزرگ و پر تلاش سرانجام در پاييز سال ۱۳۷۴ به ديار باقي شتافت و در جوار محبوبش امام هشتم شيعيان (ع) به خاک سپرده شد.
مرجع: برگرفته از کتاب جبر و احتمال پيش دانشگاهي رياضي (چاپ سال ۱۳۷۷)

 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 19 بهمن 1389  5:21 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:چهره های ماندگار

دکتر حمید عنایت

سر ويراستار دايرة المعارف ايران

زنده ياد دكتر حميد عنايت (1311 ـ 1361)، استاد علوم سياسي، پژوهشگر سخت كوش و مترجم توانا را ربع قرني از نزديك مي شناختم. مقالات او پيش از اين به نشاني قدرداني از جايگاه وي در علوم سياسي به چاپ رسيده است. اين مقاله براي گراميداشت ياد او و آثار و مآثر فرهنگي و دانشگاهي و مبارزاتي اش به خوانندگان تقديم مي شود.



خاستگاه خانوادگي

سيد حميد عنايت در يك خانواده متوسط شهرنشين روحاني تبار در 1311 در تهران متولد شد. پدرش را در سيزده سالگي از دست داد (1324‌). پدرش و نيز دو تن از عموهايش، از «روحانيون سابق» بودند كه در دوره رضاشاه، كسوت روحانيت را كنار گذاشته و با گرفتن پروانه دفتر اسناد رسمي، «محضردار» شده بودند. دكتر محمود عنايت (ناشر مجله نگين) برادر دو قلوي دكتر حميد عنايت بود.



تحصيلات

حميد عنايت مدرك كارشناسي خود را در رشته علوم سياسي از دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران گرفت و چون در اين رشته شاگرد اول شده بود، برابر مقررات آن زمان، با گرفتن بورس دولتي براي گذراندن دوره دكتري به انگلستان رفت. او دوره كارشناسي ارشد(MSC) را در رشته علوم سياسي از «مدرسه اقتصاد و علوم سياسي» در دانشگاه لندن(London School of Economic & Political Studies) معروف به LS در 1337 به پايان رسانيد و سپس براي دوره دكتراي تخصصي (PhD) در مدرسه مطالعات شرقي و افريقايي آن دانشگاه: School of Oriental & African Studies معروف به SOAS كه در گذشته ها در منابع فارسي به آن «مدرسه السنه شرقيه» مي گفتند، ثبت نام كرد و سرانجام در 1962 به اخذ درجه دكترا از دانشگاه لندن توفيق يافت.



مشاغل و فعاليتها

دكتر حميد عنايت پس از اتمام دوره دكترا در لندن، در آغاز، قصد بازگشت به ايران را نداشت و درصدد يافتن كار در انگلستان يا در سازمان ملل متحد (در آمريكا يا سوئيس) بود. از دلايل عمده اين تصميم، فعاليتهاي سياسي او در دوره دانشجويي اش در انگلستان بر ضد رژيم شاهنشاهي و در جهت اهداف نهضت ملي ايران بود. عنايت پس از دو سال، چون كار دلخواه خود را نيافت، سمت مدرس موقت در رشته «فلسفه حقوق اسلامي» در دانشگاه خارطوم (سودان) را پذيرفت و سال تحصيلي 65 ـ 11964 را به كار تدريس در سودان گذرانيد.
دكتر عنايت پس از تدريس يك ساله در دانشگاه خارطوم، به لندن بازگشت و در آنجا ضمن اشتغال به فعاليتهاي فرهنگي از جمله ترجمه متون ادبي، فلسفي و حقوقي (فلسفه سياسي)، براي گذراندن زندگي هفته اي دو روز به عنوان كارمند محلي در بخش كنسولي سفارت ايران در لندن به كار پرداخت و سال بعد به ايران بازگشت و در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران به سمت استاديار استخدام شد.
عنايت در سال تحصيلي 48 ـ 1347 برنده بورس تحقيقاتي آيزنهاور شد و لذا آن سال را در آمريكا گذرانيد. در گزارش مورخ آوريل 1969 / ارديبهشت 1348 سفارت آمريكا درباره او چنين آمده است: «عنايت … در حال حاضر با داشتن بورس در آمريكا به سر مي برد، ولي تا شش ماه ديگر به ايران برمي گردد. او و زنش ـ آنا، جامعه شناس و اهل انگليس ـ دوستان نزديك هدا و مريم متين دفتري اند و همان طرز فكر و عقايد مربوط به جبهه ملي را در مورد طريقه اي كه شاه، مملكت را اداره مي كند، دارند. عنايت در مورد آنچه كه مي گويد، خيلي محتاط است. چرا كه از قرار معلوم، او مايل نيست كه لطمه غير ضروري به موقعيت تدريسش در دانشگاه بخورد. او خيلي روشنفكر، خوش برخورد، و اهل شوخي است.»1
علاقه دكتر حميد عنايت به جبهه ملي كه در گزارش فوق منعكس شده است، در خاطرات آنا عنايت (همسر حميد عنايت) كه از شركت خود و همسرش در مراسم ختم (روز هفت) درگذشت دكتر محمد مصدق در اسفند 1345 / مارس 1967 ياد مي كند، به خوبي روشن مي شود. آنا عنايت مي نويسد: «چند هفته پس از ورود به تهران، شوهرم مرا با خود به مراسم هفت مصدق برد … عزاداراني از تمام اقشار و سطوح جامعه با اندوه عظيم و بالاتر از همه وقار و فرهنگي كه حكايت از مدنيتي شايسته داشت، گرد آمده بودند.»2
دكتر عنايت در 1351 ش. / 1972 م. جايزه تحقيقاتي دانشگاه تهران را از آن خود كرد و در سال بعد 1352ش. / 1973 م. بورس كالج سنت آنتوني دانشگاه آكسفورد را گرفت و در همان سال در دانشگاه تهران به سمت دانشياري ارتقا يافت و ضمن تدريس در دانشگاه به تحقيق و تتبع ادامه داد. او در دانشگاه تهران از چهره هاي «ضد دستگاه» شناخته مي شد و با حفظ موقعيت دانشگاهي و علمي اش از مبارزات سياسي غافل نبود. پس از انقلاب، وي با «جبهه دموكراتيك ملي ايران» كه در 14 اسفند 1357 بر سر مزار دكتر مصدق در احمد آباد اعلام موجوديت كرد، همكاري داشت. پس از تعطيل شدن دانشگاهها در ايران، دكتر عنايت به همراه همسر و دو فرزندش (هادي و آمنه عنايت) به انگلستان رفت و در سال 1359 به سمت استاديار (Lecturer) در كالج سنت آنتوني دانشگاه آكسفورد استخدام شد، اما متأسفانه دو سال بعد در مرداد 1361 وقتي كه از مسافرت برمي گشت، سكته كرد و در اوج خلاقيت فكري و كمال عقلاني، همكاران و شاگردانش را از فضايل و ارشادات خود محروم كرد.



آثار مكتوب

آثار مكتوب دكتر عنايت را بايد به سه بخش عمده (ترجمه، تأليف و مقاله) تقسيم كرد.



ترجمه ها

مهمترين آثار حميد عنايت ترجمه هاي او از زبان انگليسي به فارسي است كه به ترتيب اهميت عبارت است از:
1. سياست، ارسطو، 1337 (برنده جايزه بهترين كتاب سال در ترجمه)
2. فلسفه هگل، ت. ستيس Stace، 1348
3. عقل در تاريخ، هگل
4. تاريخ طبيعي دين، ديويد هيوم، 1348
5. لوي اشتراوس، ادموند ليچ، 1350
6. ماركوس و انسان و برده، هگل
7. قيصر و مسيح، ويل دورانت، 1341
8. سه آهنگ ساز: موزار، برليوز، واگنر، رومن رولان، 1334
9. انتقام معجزه آسا: سه داستان از جرج برنارد شا، گي دوموپاسان، جك لندن، 1333



تأليفات

1. انديشه سياسي در اسلام معاصر (ترجمه بهاءالدين خرمشاهي) كه آخرين تأليف مهم اوست و درست در آخرين روزهاي زندگي اش منتشر شد.
2. تاريخ انديشه ها و نهادهاي سياسي در ايران و اسلام
3. فلسفه سياسي غرب، از هراكليت تا هابز
4. اسلام و سوسياليسم در مصر
5. شش گفتار درباره دين و جامعه
6. جهان از خود بيگانه
7. كتاب شناسي مآخذ علوم سياسي به زبان فارسي
8. افكار سياسي غرب، از فتح مصر وسيله ناپلئون تا جنگ جهاني دوم



مقالات

«ايران و اعراب» (به انگليسي، نيويورك، 1971)
«مذهب و حكومت در ايران» (به انگليسي، 1971)
«وضع علوم اجتماعي در ايران» (به انگليسي، 1974)
«سياست ايران شناسي» (به انگليسي، 1975)
«فلسفه سياسي افلاطون و ارسطو از ديدگاه فارابي» (به انگليسي، 1976)
«فلسفله سياسي اخوان الصفا» (به انگليسي، 1977)



خاطرات

خاطرات من از حميد عنايت در ايران و انگلستان بسيار است و نامه هاي او به من نيز خواندني و قابل نشر است. از همدوره اي هاي تحصيلي او در انگلستان، چه كساني كه مثل دكتر جواد شيخ الاسلامي از او جلوتر و چه كساني كه مانند همايون كاتوزيان از او جوانتر بودند، مطلب بسيار خوانده و شنيده ايم كه همايون كاتوزيان بعضي از آنها را در مجلس ختم دكتر عنايت در آكسفورد در مرداد 1361 كه من نيز در آن شركت داشتم، طي سخنراني اش ذكر كرد. نكته ناگفته در زندگي او كه در اينجا نقل مي كنم، مطلبي است كه شايد جز چند تن معدود از تحصيلكردگان قديمي انگلستان و همدوره اي هاي دكتر عنايت از آن بي اطلاع باشند و آن اين است كه برابر مقررات داخلي دانشگاه لندن، حداقل دوره ثبت نام دانشگاهي براي اخذ مدرك دكتراي تخصص (PhD) سه سال تحصيلي بود. دكتر عنايت اولين دانشجويي بود كه دوره دكترا را در مدرسه مطالعات شرقي و آفريقايي آن دانشگاه در 24 ماه (يعني كمتر از سه سال تحصيلي) گذرانيد. ولي با اين حال، دانشگاه لندن از صدور مدرك دكتراي او به علت آن كه سال سوم را ثبت نام نكرده بود، خودداري مي كرد. لذا عنايت به دادگستري شكايت كرد كه دانشگاه با تأخير در صدور مدرك، حق او را تضييع مي كند؛ چه او با تلاش خود موفق شده است دوره اي را كه دانشجويان ديگر سه ساله به پايان مي رسانند، يك سال زودتر تمام كند و اين براي او سند افتخاري است. در آن وقت، مسعود فرزاد وابسته فرهنگي سفارت بود و حميد عنايت از او اميد همكاري و پشتيباني داشت. اما وي سرگرم كار حافظ شناسي خود بود و دوستان و همدوره اي هاي عنايت نيز او را در اين كار ياري نمي كردند. اين موضوع را يكي از دوستان حميد عنايت يعني مرحوم عباس دهقان كه تحصيلكرده ايتاليا و انگليس و مخبر بي. بي. سي. بود3، به نظم كشيده است. چون اين شعر در جايي چاپ نشده است، چند بيتي از آن را كه با عنوان «پليتيك چي» خطاب به مرحوم دكتر عنايت سروده شده است، نقل مي كنم:

رفته به عدليه و عارض شده
بر همه خلق، معارض شده
مدرسه السنه خاوري
كرده چنين در حق او، داوري:
مدرسه، نه خانه خاله بود
دوره اين درس، سه ساله بود!
مدرسه، نان داني خلق خداست
نان ببريدن، عملي نارواست
گفته به او حضرت «فرزاد» 4 راد
بعد هزاران جدل و اجتهاد:
تا نرود «حافظ» من، زير چاپ
ديپلم و تصديق تو بيني به خواب



يادداشتها

1. دانشجويان پيرو خط امام، اسناد لانه جاسوسي: رابطين خوب آمريكا، شماره 17، ص 43 و صص 107 ـ 108
2. عنايت، آنا،«مصدق و ناسيوناليسم مدني»، فصلنامه آزادي، دوره دوم،شماره هاي 16ـ 27، صص 175ـ 196
3. عباس دهقان، پسر محمد باقرخان دهقان از اعيان شيراز بود. برادر بزرگتر عباس دهقان، عبدالحسين دهقان از دوستان نزديك زنده ياد دكتر قاسم غني بود كه نامه هاي دكتر غني به او بسيار خواندني است؛ ر. ك. غني، قاسم. نامه هاي دكتر قاسم غني،چاپ سيروس غني و سيد حسن امين،تهران،وحيد،1368،بخش اول
4. اشاره به مسعود فرزاد

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 19 بهمن 1389  5:22 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها