0

معرفی استان اردبیل

 
ebrahim4
ebrahim4
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 182
محل سکونت : آذربایجان شرقی

مراسم شاخسه در اردبيل

   مراسم شاخسه از سوگواريهاي مذهبي مردم اردبيل مي باشد كه اين مراسم در اين اواخر تقريباً ترك شده است . شاخسه در ماه ذيحجه و بعد از عيد قربان تا سه روز به محرم الحرام مانده صورت مي گرفت و مردان و جوانان محلات در اول شب در ميدانهاي جلوي مساجد گرد آمده هريك چوبدستي بلندي در دست مي گرفتند و در نور مشعلهاي بزرگ صفي ترتيب مي دادند. در اين صفها هر نفر با دست چپ از پشت كمر نفر سمت چپ خود را مي گرفت و با دست راست چوبدستي را به حركت در مي آورد و در حالي كه پاي راست خود را محكم به جلو و پاي چپ را به عقب مي‌گذاشت همگام با ديگران به طرف راست حركت مي كرد اين صف معمولاً به شكل دايره بسته در اطراف مشعل در مي‌آمد و شركت كنندگان در آن در جواب اشعار مهيج مذهبي رئيس دسته، كلمه شاه حسين را به صورت شاخسه بيان مي كردند و آنگاه با همين شكل و هيئت در محلات شهر گردش نمودند.

دوشنبه 27 آذر 1391  12:02 PM
تشکرات از این پست
ebrahim4
ebrahim4
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 182
محل سکونت : آذربایجان شرقی

مراسم طشت گذاري در استان اردبیل

   يكي ديـــــگر از مراسم تعزيه داري در اردبيل طشت گذاري است كه در سه روز آخر ماه ذيحجه انجام مي شود مردم اين شهر طبق سنت قديمي قبل از حلول ماه محرم در هر مسجد طشتهاي بزرگي را كه از مس و مفرغ ســـــــاخته شده و از قديم مانده است با دسته و تشريفات در جايگاه مخصوصي در مسجد مي گذارند و آن را پر از آب مي كنند. آب طشتها كه براي نوشيدن است هر روز عوض مي شود و جلوي جايگاه طشت نيز محلي براي نذر كردن و دعاي حاجتمندان به شمار مي آيد. اين طشتها تا آخر ماه صفر به همين حال نگهداري مي شود. هريك از محلات اردبيل در دهه اول محرم يك روز براي عزاداري دسته راه مي اندازند و به بازار و مساجد محلات ديگر مي روند. دسته‌ها مركب از سينه زن و زنجيرزن، اسبهاي يدك و علمهاي بسيار است و علماء و پيرمردان در جلوي آنها زير بيرق مخصوص محله حركت مي كنند.

دوشنبه 27 آذر 1391  12:03 PM
تشکرات از این پست
ebrahim4
ebrahim4
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 182
محل سکونت : آذربایجان شرقی

نقاشي و مجسمه سازي و خطاطي در استان اردبیل

   اردبيليان بر مبناي معتقدات مذهبي از نقاشي و مجسمه استقبال زيادي نمي كردند بويژه اگر اين هنر در مورد موجودات زنده مي بود زيرا به آنها چنين گفته شده بود كه اگر شكل جانداري را بكشند يا مجسمة آنرا بسازند در روز قيامت بايد بدو جان دهند. اين بود كه اين هنر در اين ولايت امكان رشد و پيشرفت نداشت و آنهائي هم كه سرانجام ذوق خود را بر اين خرافه برتري مي دادند هنر خود را در امور مذهبي بكار مي بردند و فــــــــي المثل به نقاشي صحنه هاي خيالي از واقعة كربلا در عاشوراي سال 61 هجري مي پرداختند و تصاويري به نام ‹شمايل› مي آفريدند و آنها را در مساجد و حسينيه‌ها قرار مي دادند. بعضي از آنها واقعاً ارزش هنري زيادي داشت.
خط نويسي در حد اعلاي توجه بود و اساتيد بزرگ و نامداري ، كه غالباً مكتبداري نيز بودند به تعليم آن مي‌پرداختند و چون براي ارضاي ذوق هنري اين راه بازتر از هنرهاي ديگر بود از اين رو علاقمندان زيادي در اين رشته پيدا مي شدند.

دوشنبه 27 آذر 1391  12:04 PM
تشکرات از این پست
ebrahim4
ebrahim4
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 182
محل سکونت : آذربایجان شرقی

معماري و سبك خانه سازي در اردبیل

   معماري از قديم الايام در اردبيل معمول بوده و برخي از آثاريكه بندرت از دورانهاي گذشته در اين شهر باقي مانده حكايت از آن دارد كه طراحان و سازندگان آنها اطلاعات وسيع و مهارت كافي در كار خود داشته اند . اين آثار بصورت اماكن مذهبي و حمام و كاروانسراست و برخي از خانه هاي اعيان و اشراف سابق نيز به سبك معماري قابل توجهي بنا گرديده است.
سبك اين خانه ها بر پاية تقارن بود بدين معني كه علي الاصول در وسط ساختمان تالار بزرگي به شكل مستطيل مي‌ساختند و در پشت آن به درازاي تالار آشپزخانه ، كه آنرا مطبخ مي گفتند ، بوجود مي آوردند. تالار محل پذيرايي بود و بزرگي آن با امكانات مالي و موقعيت اجتماعي صاحبخانه بستگي داشت.

دوشنبه 27 آذر 1391  12:04 PM
تشکرات از این پست
ebrahim4
ebrahim4
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 182
محل سکونت : آذربایجان شرقی

نقاشي و مجسمه سازي و خطاطي در استان اردبیل

   اردبيليان بر مبناي معتقدات مذهبي از نقاشي و مجسمه استقبال زيادي نمي كردند بويژه اگر اين هنر در مورد موجودات زنده مي بود زيرا به آنها چنين گفته شده بود كه اگر شكل جانداري را بكشند يا مجسمة آنرا بسازند در روز قيامت بايد بدو جان دهند. اين بود كه اين هنر در اين ولايت امكان رشد و پيشرفت نداشت و آنهائي هم كه سرانجام ذوق خود را بر اين خرافه برتري مي دادند هنر خود را در امور مذهبي بكار مي بردند و فــــــــي المثل به نقاشي صحنه هاي خيالي از واقعة كربلا در عاشوراي سال 61 هجري مي پرداختند و تصاويري به نام ‹شمايل› مي آفريدند و آنها را در مساجد و حسينيه‌ها قرار مي دادند. بعضي از آنها واقعاً ارزش هنري زيادي داشت.
خط نويسي در حد اعلاي توجه بود و اساتيد بزرگ و نامداري ، كه غالباً مكتبداري نيز بودند به تعليم آن مي‌پرداختند و چون براي ارضاي ذوق هنري اين راه بازتر از هنرهاي ديگر بود از اين رو علاقمندان زيادي در اين رشته پيدا مي شدند.

دوشنبه 27 آذر 1391  12:06 PM
تشکرات از این پست
ebrahim4
ebrahim4
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 182
محل سکونت : آذربایجان شرقی

موسيقي و آواز در اردبیل

   موسيقي نيز كه از هنرهاي انسان بشمار مي آيد در عرف مردم اردبيل گناه شمرده مي شد ولي كمتر كسي بود كه آنرا دوست ندارد . اين بود كه علاقمندان در خفا آنرا ياد مي‌گرفتند و در برخي از خانه ها ‹اركستر› هاي خانوادگي تشكيل داده با ضرب و دف و ‹گارمان› بساط سرور و شادي برپا مي داشتند، ولي ساز زدن را در مجالس عمومي كا رمطربان مي دانستند و مطرب را انساني شهوتران، لجام گسيخته واي بسا فاقد اصالت خانوادگي و شايسته تحقير مي انگاشتند اردبيليان آواز خوش را دوست مي داشتند و براي شيندن صداي برخي از آواز خوانان ، كه در فصل بهار و اوايل شب، در كنار نهر بالخلو و بر سر پل ‹داشكسن› يا كنارهاي ديگر شهر، آواز طرفداري كرده واعظ و روضه خواني را كه بمناسبت، در بالاي منبر اشعاري را با آواي دلنشين مي خواند بر ديگران ترجيح مي دادند و في المثل در مجلس ‹آلا پا لاز اوغلي› جمع كثيري براي شيندن صداي كم نظير وي شركت مي نمودند. از اين رهگذر بود كه طلاب علوم ديني همچنانكه در همه جا مرسوم است ، هنـــــــــگام تحصيل در مدارس قديمه ، طريق وعظ و سخن گفتن را در منبر ياد مي گرفتند و در ضمن آن خواندن برخي ابيات را با آواز تمرين مي كردند.
آلات موسيقي قديم در اردبيل معمولاً دف، ضرب، كمانچه، تار، ني لبك، قره ني و در اواخر گارمان بود ولي استادان بزرگ بدون استفاده از آنها و گاهي فقط با در دست گرفتن يك سيني و حركت دادن انگشتان خود بر روي آن آواز مي خواندند.

دوشنبه 27 آذر 1391  12:15 PM
تشکرات از این پست
ebrahim4
ebrahim4
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 182
محل سکونت : آذربایجان شرقی

تئاتر در اردبیل

هنر پيشگي ، اين هنر در اردبيل معمول بود ولي هنر پيشگي، به مفهومي كه امروز در اين كار مرسوم است، موجود نبود.كساني كه استــعداد چنين كاري داشتند غالباً آنرا بصورت نقالي و معركه گيري بروز مي دادند و در شبيه‌‌هائي هم كه در عــــــزاداريهاي مذهبي برپا مي داشتند از اين قبيل اشخاص استفاده مي كردند. نقالها كساني بودند كه در قهوه خانه‌ها داستانهاي گذشته را با مهارت خاص و حركات دست و پا براي مشتريان بيان مي كردند. شركت كننــــــــدگان و شنوندگان اين مجالس را غالباً دهقاناني تشكيل مي دادند كه متاعي را از ده مي آوردند و پس از فروش آنها براي استراحت و صرف چاي و غذا بقهوه خانه مي آمدند. خود اردبيليها رفتن به قهوه خانه را امري ناپسند مي‌دانستند و قهـــــوه نشيني را سبكسري و بي پايگري خانوادگي مي پنداشتند.
از شبيه خوانان هنرمند يكقرن پيش اردبيل مرد دانشمندو هنرمندي بنام ‹حاج حسين› معروف است كه چون همواره در نقش ‹شمر› ايفاي وظيفه مي نمود از اين رو به ( شمر حسين) شهرت داشت و پيرمرد ديگري بنام ‹ساري بالتاچي› نيز ، كه با هيبت خاصي در كالسگه‌اي مي نشست و نقش ‹عمرسعد› را بازي ميكرد در آن زمان چهره شناخته شده‌اي بود. شبيه خوان معروف ديگري كه نقش شمر را بازي مي كرد مرحوم مرتضي دلجو نوه حاج ميرزا محسن مجتهد بود.

دوشنبه 27 آذر 1391  12:16 PM
تشکرات از این پست
ebrahim4
ebrahim4
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 182
محل سکونت : آذربایجان شرقی

سينما و عكاسي در اردبیل

   سينما موضوع تازه اي است و بيش از نيم قرن در اين شهر سابقه ندارد . بار اول آنرا ، كه مثل همه سنيماهاي ايران صامت بود شادروان ‹رضا كتابچي› باين شهر آورد ولي عكاسي قريب يك قرن است كه در اردبيل پيدا شده و هم اكنون عكسهائي از آن تاريخ موجود مي باشد كه در اين شهر برداشته شده است.
از عكاسان هنرمند و با ذوق قرن گذشته اردبيل شادروان ‹ميرزا احمد سعيدي› از همه معروف تراست. با پيشرفت زمان هم سينما و هم عكاسي در اين شهر وسعت يافت و كاملتر گرديد و سينماهاي مجهز و عكاسي‌هاي دقيق بتدريج گشايش يافت و اردبيل را از اين حيث غني تر ساخت . اگر مراد از هنر سينمائي ، از جهت ايفاي نقش بازيكنان آن منظور نظر باشد، بايد گفت كه در اردبيل از اين حيث هم هنرمندي نبوده است و آنانكه در اين رشته از هنر ذوق و شايستگي دارند بمراكز تهيه ‹فيلم › در تهران و ساير جاها جذب شده و مي شوند.

دوشنبه 27 آذر 1391  12:17 PM
تشکرات از این پست
ebrahim4
ebrahim4
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 182
محل سکونت : آذربایجان شرقی

تاريخچه فيلمسازي در اردبيل

   با يك نگاه كلي به تاريخ اردبيل و اولين‌ها در آن بوضوح مي توان ديد كه خانواده كتابچي بيش از همه در وارد كردن چيزهاي نو و بديع به اردبيل سهيم بوده اند…
رضا كتابچي در حدود سال 1308 هـ.ش يك دستگاه آپارات ساده و ابتدايي خريداري كرد و به كمك دوستانش اولين محفل سنمايي را در اردبيل داير نمود…
سينما به صورت دائمي و حرفه اي در سال 1323 هـ.ش در اردبيل شكل گرفت و حرفه سينما داري بوجود آمد.
پس از شناخته شدن صنعت سينما به صورت رسمي و تثبيت سينماها در اردبيل و آشنايي مردم با اين هنر ، جوانان و نوجوانان علاقمند به هنرهفتم با تجمع در خانه هاي همديگر طرح‌ها و ايده‌هاي خود را براي ساخت فيلم مطرح كرده و در مورد آنها بحث مي نمودند ولي هر بار بدليل فقدان امكانات . طرح ها در اين مرحله متوقف مي‌شد تا اينكه شخصي به نام علي محضري كه در يك دوربين فيلمبرداري 8 م . م داشت، با اصغر جاويد يكي از جوانان علاقمند فيلمسازي آشنا شد و آنها با كمك هم توانستند اولين فيلم كوتاه در اردبيل را به نام ‹دريا› جلوي دوربين ببرند.
پس از آن عده اي از جوانان علاقمند با هم جمع شده و دفتري براي خود انتخاب كرده و به فعاليت ادامه دادند.
پس از تشكيل كانون سينماي آزاد در تهران ، اصغر جاويد فيلم دريا را با خود به دفتر مركزي اين كانون برد و با موافقت مسئولين ، دفترنمايندگي سينماي آزاد در اردبيل تشكيل گرديد.
تا زمانيكه كانون سينماي آزاد فعاليت مي كرد، فيلمسازان زيادي به عضويت كانون در آمدند و فيلم‌هايي ساختند كه در جشنواره‌هاي ملي و بين المللي جايي براي خود باز كردند.
سينماي آزاد اردبيل يك سال بعد از انقلاب اسلامي ، همزمان با دفتر مركزي اين كانون در تهران تعطيل شد.
بعد از تعطيل شدن سينماي آزاد ديگر محلي براي فعاليت سينمايي به صورت رسمي در شهر وجود نداشت در سال 61 يك دوره آموزش فيلمسازي توسط امور تربيتي آموزش و پرورش اردبيل به مربيگري اصغر جاويد برگزار شد و يك سال بعد چنين دوره اي از سوي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي در خانه فرهنگ اين اداره داير گرديد.و تا سال 64 حركت‌هاي مهم فيلمسازان اردبيل بيشتر در صدا و سيماي مركز اردبيل انجام مي پذيرفت.
سينماي جوان ايران كانوني براي فعاليت فيلمسازان جوان و غير حرفه‌اي بود كه در سال 53 تحت نظارت وزارت فرهنگ و هنر ايجاد شده بود ولي قبل از انقلاب گسترش چنداني نيافته بود. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ، اين كانون فعاليتش را به صورت جدي و گسترده در سطح كشور آغاز كرد. دفتر نمايندگي انجمن سينماي جوان در اردبيل به سرپرستي ايوب دانشور در مهر ماه 64 داير شد و كار خود را به آموزش نيروهاي جوان، علاقمند و مستعد رسما آغاز نمود. ايوب دانشور و اصغر جاويد بعنوان مربي به امر آموزش فيلمسازي مشغول شدند و يكسال بعد صابر فرزانه وش نيز به ياري ايشان آمد. دوره‌هاي آموزش انجمن سينماي جوان شامل:فيلمبرداري و فيلمسازي در رشته هاي ، مباني ارتباط تصويري – طرح و گزارش نويسي – عكاسي – تدوين و كارگرداني – فيلمنامه نويسي و فيلمبرداري بود كه تاكنون نزديك 1500 نفر در رشته‌هاي فوق اموزش ديده‌اند. اين انجمن در طول 18 سال فعاليت خود كارهاي زيادي را انجام داده و جوانان با استعداد و خلاقي در اين محل آموزش ديده و آثاري ارزشمند به يادگار گذاشته‌اند.در طول اين مدت حدود 2000 قطعه عكس سياه و سفيد و رنگي و بيش از 200 عنوان فيلم كوتاه در قطع هاي 8 م م – 16 م م –35م . م ـ VHS. SVHS به صورت داستاني – مستند – انيميشن و تجربي توليد شده و فيلمسازان و عكاسان جوان در بيش از 150 جشنواره استاني ، منطقه‌اي ، ملي و بين المللي فيلم، فيلمنامه و عكس حضور فعال داشته و دهها جايزه ملي و بين المللي را به خود اختصاص داده‌اند.
انجمن سينماي جوان اردبيل، علاوه بر آموزش و توليد كه اهداف اصلي آن را تشكيل مي دهد، در جهت حمايت و هدايت جوانان علاقمند، رسالت اشتغالزايي براي آنان را نيز بر عهده داشته كه در اين راستا دهها نفر از آموزش ديدگان اين مركز به استخدام ادارات و سازمانهاي مختلف در آمده و در سمت‌هاي مختلف از جمله واحدهاي سمعي و بصري، روابط عمومي ، واحدهاي فرهنگي، هنرستانها و… مشغول بكار هستند و دهها نفر ديگر با عناوين مختلف از جمله تهيه كنندگي ، كارگرداني، نويسندگي، مونيتور، صدابردار ، تصويربردار و… بصورت آزاد يا استخدام رسمي و قراردادي با شبكه‌هاي مختلف محلي – سراسري و برون مرزي همكاري مي نمايند و عده‌اي نيز از جمله سيد جواد عبداللهي ، فرهاد قائميان، غلامرضا صيامي زاده ، حجت قاسم زاده، ايوب دانشور، نقي نعمتي و … به صورت حرفه‌اي به كارهاي سينمايي روي آورده‌اند.
تاسيس شركت‌هاي توليد فيلم و آموزشهاي آزاد سينمايي و كانون فيلمسازان جوان در چند سال اخير باعث گسترش فعاليت فيلمسازي در استان گشته و به جرات مي‌توان گفت كه مديران و گردانندگان اين مراكز را هنرجويان و اعضاي انجمن سينماي جوان تشكيل مي‌دهند كه با چنين اقداماتي زمينه هاي اشتغالزايي براي خود را نيز فراهم نموده‌اند.

دوشنبه 27 آذر 1391  12:18 PM
تشکرات از این پست
ebrahim4
ebrahim4
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 182
محل سکونت : آذربایجان شرقی

ورني بافي در استان اردبيل

ورني گليمي است فرش نما كه بدون نقشه و به شكل ذهني توسط زنان و دختران مناطق عشاير و روستايي استان اردبيل توليد ميگردد. مواد اوليه‌اي كه جهت توليد ورني بكار  رگرفته ميشود عبارتست از پود كه از پشم و تار پود نازك كه غالباً از نخ پنبه‌اي تهيه ميشود. در گذشته با توجه به معيشت مستقر در دشت مغان و ساير نقاط عشايرنشين پس از چيدن پشم از دامها و فصول مناسب آنها را با دوكهاي نخ ريسي سنتي ريسيده و پس از ان شستشو مي دادند و سپس به روش بسيار ابتدايي با رنگهاي شيميايي پست در خود منطقه رنگرزي مي نمودند عموماً اين نوع رنگرزي از جنبه كيفي لطمه بزرگي به بازار و بازاريابي اين كالاي هنري سنتي وارد ميكرد. از سال 1361 سازمان صنايع دستي ايران در قالب طرحهاي ترويجي و آموزشي نسبت به تهيه و توزيع مواد اوليه مرغوب اقدام نموده و تحولي در ارتقاء كيفي توليد ورني بين عشاير و روستائيان منطقه بوجود آورده است.
مناطق مهم ورني بافي استان بشرح ذيل ميباشد.

   1-قشلاقهاي حسين حاجيلو، گبلو، ايمان قويسي، جليلو، بران علياوسفلي، گوزلي از توابع اصلاندوز، قره قباغ ، پلنگر
   2-محمدتقي كندي ، قره آقاج ، تولاچي، زيوه از توابع تازه كند انگوت شهرستان گرمي
   3-روستاهاي كوجنوق، ساريخانلو، صاحب ديوان ، پريخان، از توابع شهرستان مشكين شهر
   4-مناطق شهري مانند اصلاندوز و مشكين شهر
   5-مناطق حاشيه‌اي و مهاجرنشين اطراف شهرستان اردبيل

نقوشي كه بر روي ورني ها نقش مي بندد نشانگر محيط زيست انعكاس آن در اذهان زنان و دختران ورني باف است و نمودار ذهني توانايي و استعدادهاي بالقوه فكري آنان ميباشد. بيشتر نقوش از اشكال حيوانات ووحوش منطقه تاثير پذيرفته و نقش عمده حيوانات عبارتست از گوزن ، آهو، سگ گله، بوقلمون، مرغ و خروس ، گربه، مار، عقاب، گوسفند، ببر، شتر،شير، روباه، شغال، طاووس، و پرندگان محلي رنگهاي الهام گرفته از طبيعت محيط بوده و با توجه به اينكه اكثر ورني‌ها در قشلاق بافته مي‌شود دختران و زنان با استفاده از رنگهاي تند و ملايم و با نقش گلهاي كوچك و زيبا در بافت ورني گويي خاطره ييلاق را در وجود زنده كرده و جسم و خشك و بي جان قشلاق را جان بخشيده و بهاري نو در گلستان كوچك كومه خود پديد مي آورند عمل توليد صرفاً خانگي بوده و ابزار ان از قبيل دار، دفتين بوده و غالباً در همان اتاقي كه خانوارعشايري ، روستايي سكونت دارد توليد صورت مي‌پذيرد ساعات كار توسط زنان و دختران به هيچ عنوان تابع شرايط منظم و ترتيب خاصي نيست زيرا تنها در زمانهاي فراغت از امور جاري خانه مشغله‌هاي ديگر توليد انجام مي‌گيرد. محققين براين عقيده‌اند كه ورني (سوماك)از منطقه قره باغ در يكصد سال اخير در اثر روابط فرهنگي ايل و ترددهاي عشيره‌اي به اين منطقه از ايران آورده شده است البته اين نظر مورد شك و ترديد است زيرا اين بافته در حال حاضر منحصر به اين منطقه از ايران است و بعيد نيست مبدأ و منشأ آن خود ايران است.
ورني هاي توليد استان اردبيل معمولاً در زمينه رنگهاي لاكي ، سرمه اي ، كرم،سفيد پيازي، آبي روشن با نقش حيوانات در وسط و حاشيه‌اي حداكثر به عرض بيست سانتي متر در طرفين است. بطور معمول ورني در همه اندازه هاي پشتي ، پادري، قاليچه، كناره، ، مسندوقالي بر حسب نياز بازار توليد ميشود. ورني‌هاي ابريشمي پشمي ساخته شده در استان علاوه بر فروش در داخل كشور عمداً به خارج از كشور مانند كشورهاي اروپايي همچون ايتاليا ، فرانسه ، آلمــــان صادر و نقش مهمي را در اقتصاد استان و كشور ايفا مي نمايد.

دوشنبه 27 آذر 1391  12:19 PM
تشکرات از این پست
ebrahim4
ebrahim4
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 182
محل سکونت : آذربایجان شرقی

گليم بافي در استان اردبیل

   استان اردبيل از جمله مناطق مهم گليم بافي ايران بشمار مي رود و گليم هاي ان در دنيا مشهور و علاقمندان و خواستاران داخلي و خارجي زيادي دارد. نقوش و رنگهاي الوان و متنوع و طرحهاي زيبا جلوه اي خاص به گليم‌هاي بافته شده در منطقه بخشيده است. نقوش سنتي و اساطيري كه در گليم سمبل نمادهاها و يا نقشهايي از خواست باطني بافندگان و يا هر كدام از اين نقوش علاوه بر معاني و مفاهيم خاص خود و گذشته از جلوه نمايي د رمتن گليم ميتواند بيانگر آرزوها و نيازهاي مردمان ساكن مناطق توليد باشند. نقوش سنتي رايج در گليم‌هاي استان بيشتر نقش سماور ، سيني، خرچنگ، در متن گليم و گردونه مهر (چليپا) و نقش اژدها (كه به غلط به اس اس معروف شده است) در حاشيه گليم ميباشد. گليم بافي گرچه كمك درآمدي براي معشيت خانوارهاي اين مناطق است ولي از بعد معنوي تأثيرات روحي و رواني عميق و بسزايي در بافندگي ايجاد مي‌نمايد زيرا بافنده گليم يا هر هنرمند ديگري در واقع با كار هنري خود به يك آرامش باطني دست يافته و نيازهاي دروني خويش را با ايجاد نقش و نگارهاي رنگانگ و مطابق با روحيات و سليقه خويش پاسخ ميدهد. امروزه بافندگان گليم استان كمتر از سيلقه‌هاي رنگي و دلخواه خود در بافت گليم استفاده مي نمايند زيرا ارتباط شهرنشينان با روستائيان و همچنين سفارش تجار آنان را مجبور ميسازد عليرغم ميل باطني خود طرحها و رنگهاي باب ميل بازار و تجار را ببافند گليم بافي بدون استثناء در اكثر مناطق روستايي و عشايري استان رونق دارد و در حال حاضر شهرستان نمين و روستاهاي تابعه ان از جمله دهستان عنبران و روستاهاي بخش زهرا از توابع شهرستان گرمي (مغان) از مراكز عمده توليد گليم استان بشمار مي آيند.

 

دوشنبه 27 آذر 1391  12:20 PM
تشکرات از این پست
ebrahim4
ebrahim4
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 182
محل سکونت : آذربایجان شرقی

سفالگري در استان اردبیل

   از پيشينه سفالگري در استان اطلاع چنداني در دست نيست اما پيدا شدن ظروف سفالين در اكثر مناطق استان در كاوشهاي مجاز و غير مجاز حاكي از آن است كه سفالگري در اين منطقه از سرزمين پهناور ايران مانند ساير نقاط از قدرت ديرينه‌اي برخوردارست وجود معادن خاك رس در استان بعنوان مواد اوليه سفالگري مزيد بر علت است. در حال حاضر سه كارگاه سفالگري مشغول فعاليت هستند يك كارگاه سفالگري در خود شهرستان اردبيل و دو كارگاه ديگر در روستاي انار از توابع شهرستان مشكين شهر بنا به اظهار يكي از استادكاران تنها دو كارگاه فعاليت سفالگري دارند كه اين استادان سفالگر نيز بعلت پيري شايد نتوانند مدت زيادي به حرفه سفال سازي ادامه دهند پس به ناچار بايد به فكر چاره و احيا سفالگري و سفال سازي در مناطق ياد شده يود.
ساير رشته‌هاي صنايع دستي مرسوم در استان اردبيل از نمد مالي ، چيغ بافي، چنته بافي ، شال بافي ، خورجين بافي ، چاپ باتيك، مكرومه بافي، سوزندوزي ، گلسازي، مليله سازي، نگارگري، تذهيب، خوشنويسي، مينياتورسازي
كاشي معرق ، منبت ، معرق چوب، خراطي، چرم و كارهاي تكميلي چرم ، ساخت سازهاي سنتي مي باشد كه از اين ميان خراطي سابقه زيادي دارد و خراطان چيره دست در سطح شهر اردبيل به حرفه خراطي مشغول ميباشد.

 

دوشنبه 27 آذر 1391  12:21 PM
تشکرات از این پست
ebrahim4
ebrahim4
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 182
محل سکونت : آذربایجان شرقی

كاشي معرق در استان اردبیل

   كاشي كاري جزء هنرهاي دستي است كه در چند سال اخير در شهرستان اردبيل از رونق و رواج چشمگيري برخورداراست و در حال حاضر تعداد بيش از 5 كارگاه كاشي معرق در شهرستان اردبيل به فعاليت ادامه ميدهند.در كاشي معرق طرح مورد نظر با توجه به ابعاد محل نصب توسط طراح بر روي كاغذ پياده شده سپس اشكال طرح (هندسي – اسيلمي) شماره گذاري شده و با توجه به شماره بر روي كاشيهايي كه با رنگهاي مختلف براي كار آماده شده است چسبانده مي‌شود.
استادكاران بوسيله تيشه‌هاي مخصوص كاشي معرق به دوربري و گل گيري طرح اقدام نموده و پس از اتمام كار دوربري و گل گيري قطعات آماده شده طبق طرح اصلي چيده شده و پشت آن را با دوغ آب و گچ پر كرده و بعد از خشك شدن در محل مورد نظر نصب مي نمايند.

دوشنبه 27 آذر 1391  12:22 PM
تشکرات از این پست
ebrahim4
ebrahim4
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 182
محل سکونت : آذربایجان شرقی

توليد مصنوعات چرمي در استان اردبیل

   توليد مصنوعات چرمي جزو هنرهاي سنتي و دستي استان اردبيل بخصوص شهرستان اردبيل بوده و از دير باز استاد كاران زيادي به اين فن اشتغال داشته‌اند و با توجه به اينكه استان اردبيل در حال حاضر جزو توليد و صادركنندگان عمده چرم در كشور بشمار ميرود ، وجود مواد اوليه فراوان در استان در حال حاضر بيش از 20 كارگاه توليد مصنوعات چرم (تلفيق چرم و جاجيم) كه در زمينه توليد كيفهاي چرمي و جاجيمي و غيره فعاليت مي‌نمايند.

دوشنبه 27 آذر 1391  12:23 PM
تشکرات از این پست
ebrahim4
ebrahim4
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 182
محل سکونت : آذربایجان شرقی

توليد مصنوعات چرمي در استان اردبیل

   توليد مصنوعات چرمي جزو هنرهاي سنتي و دستي استان اردبيل بخصوص شهرستان اردبيل بوده و از دير باز استاد كاران زيادي به اين فن اشتغال داشته‌اند و با توجه به اينكه استان اردبيل در حال حاضر جزو توليد و صادركنندگان عمده چرم در كشور بشمار ميرود ، وجود مواد اوليه فراوان در استان در حال حاضر بيش از 20 كارگاه توليد مصنوعات چرم (تلفيق چرم و جاجيم) كه در زمينه توليد كيفهاي چرمي و جاجيمي و غيره فعاليت مي‌نمايند.

دوشنبه 27 آذر 1391  12:26 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها