موسيقي و آواز در اردبیل
دوشنبه 27 آذر 1391 12:15 PM
موسيقي نيز كه از هنرهاي انسان بشمار مي آيد در عرف مردم اردبيل گناه شمرده مي شد ولي كمتر كسي بود كه آنرا دوست ندارد . اين بود كه علاقمندان در خفا آنرا ياد ميگرفتند و در برخي از خانه ها ‹اركستر› هاي خانوادگي تشكيل داده با ضرب و دف و ‹گارمان› بساط سرور و شادي برپا مي داشتند، ولي ساز زدن را در مجالس عمومي كا رمطربان مي دانستند و مطرب را انساني شهوتران، لجام گسيخته واي بسا فاقد اصالت خانوادگي و شايسته تحقير مي انگاشتند اردبيليان آواز خوش را دوست مي داشتند و براي شيندن صداي برخي از آواز خوانان ، كه در فصل بهار و اوايل شب، در كنار نهر بالخلو و بر سر پل ‹داشكسن› يا كنارهاي ديگر شهر، آواز طرفداري كرده واعظ و روضه خواني را كه بمناسبت، در بالاي منبر اشعاري را با آواي دلنشين مي خواند بر ديگران ترجيح مي دادند و في المثل در مجلس ‹آلا پا لاز اوغلي› جمع كثيري براي شيندن صداي كم نظير وي شركت مي نمودند. از اين رهگذر بود كه طلاب علوم ديني همچنانكه در همه جا مرسوم است ، هنـــــــــگام تحصيل در مدارس قديمه ، طريق وعظ و سخن گفتن را در منبر ياد مي گرفتند و در ضمن آن خواندن برخي ابيات را با آواز تمرين مي كردند.
آلات موسيقي قديم در اردبيل معمولاً دف، ضرب، كمانچه، تار، ني لبك، قره ني و در اواخر گارمان بود ولي استادان بزرگ بدون استفاده از آنها و گاهي فقط با در دست گرفتن يك سيني و حركت دادن انگشتان خود بر روي آن آواز مي خواندند.