0

ازدواج

 
takhtejamshid
takhtejamshid
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 494
محل سکونت : اصفهان

ازدواج

تست میزان پایداری ازدواج  

آوای آبی : اگر می خواهید ازدواجی پایدار داشته باشید و ارتباطی صادقانه بین شما و همسرتان برقرار شود و اگردر ازدواج با فردی به خصوص دچار شک و تردید شده اید اگر می خواهید بدانید که همسر رویایی تان در مورد زندگی مشترکتان ، خانه آینده تان مسایل مادی و نظایر آن چه نظری دارد باید حتما'' به پرسش های مربوط به همسان بندی پاسخ دهید . باید تک تک سوالات پاسخ دهید . جواب دادن به این پرسش ها برای شما تجربه ی بسیار مفیدی خواهد بود که به پیوندتان استحکام می بخشد .اگر می خواهید پیمان ازدواجی که می بندید سرشار از عشق و علاقه و تفاهم باشد این مرحله میتواند شما را در راه رسیدن به این خواسته مهم تان یاری کند . سری اول پرسش های همسان بندی در مورد خانه مشترکتان است زیرا بسیار حائز اهمیت است و شما و همسرتان در مورد فضایی که می خواهید در آن با هم زندگی کنید گفتگو کنید . هر چه قدر که یکدیگر را دوست داشته باشید وضع ظاهری فضایی که در آن با هم زندگی خواهید کرد ، روی جریان روابطتان تاثیر خواهد گذاشت بسیار اهمیت دارد که نیازهای همسرتان را در ارتباط با خانه آینده تان بدانید و نیازهای خودتان را نیز بیان کنید . پاسخ به این سوالات فرضیاتی را منعکس می کند که شما در مورد زندگی و آینده عمیقا'' به آنها معتقد و پای بند هستید . این سوالات به شما و همسرتان کمک می کند تا نظریات خود را در مورد خانه ای که می خواهید در آن زندگی کنید معلوم و مشخص کنید .

1- دوست داریم که نمای بیرونی خانه تان چگونه باشد ؟ نمای داخلی اش چطور ؟ آیا سبک خاصی را در نظر داریم ؟

2- می خواهیم خانه مان چند اتاق داشته باشد و هر اتاق به چه منظوری استفاده شود ؟

3- چه چیزی به ما در خانه مشترکمان احساس امنیت و شادمانی می دهد ؟ 4- دوست داریم که موقعیت جغرافی خانه مان کجا باشد ؟

5- می خواهیم در آپارتمان زندگی کنیم یا در یک خانه ویلایی مستقل ؟

6- آیا میزان نیاز ما به نظم و نظافت خانه با یکدیگر برابراست ؟ آیا یکی از ما منظم است و کارها را بخوبی برنامه ریزی می کند ؟

7- چه کسی مسئول خرید میوه و سبزیجات ، آشپزی و سایر کارهای مربوط به آماده کردن غذا است ؟

8- آیا اهل غذا خوردن در بیرون هستیم ؟ همیشه یا گهگاه ؟

9- آیا دوست داریم روی تخت خواب بخوابیم یا روی زمین و تشک ؟

10- حاضریم چند درصد درآمد ماهیانه یا سالانه خود را صرف خریدن وسایلی که در خانه نیاز داریم بکنیم ؟

11- چه مقدار هزینه صرف وسایل خانه خواهیم کرد ؟

12- تا چه مدت در اولین خانه ای که تهیه می کنیم زندگی خواهیم کرد ؟

13- سبک مورد علاقه ی ما چیست ؟

14- چه کس دیگری ممکن است در خانه ما زندگی کند ؟

15- آیا می خواهیم حیوان دست آموزی داشته باشیم ؟

16- بزرگترین آرزوو نقشه ای که من برای خانه مان دارم چیست ؟

تذکر: هر یک از طرفین به طور جداگانه و یا باهم ولی روی ورق کاغذهای جداگانه به سوالات فوق پاسخ دهند ممکن است برخی از سوالات به زمان زیادی برای پاسخ دادن نیاز داشته باشد شاید هم برخی از سوالات از نظر شما نداشته باشد . پس از پاسخ کتبی جداگانه به هر یک از سوالات هر دو نفر باید با هم به بررسی پاسخ ها و اختلاف سلیقه های خود بپردازید تا از تفاوت ها و شباهت های خود در انتخاب خانه آینده تان مطلع شوید . اگر توانستید اختلاف نظرها را حل کنید ، اگر نه آنها را بپذیرید و طرف مقابل خود را همان گونه که هست دوست بدارید نه آن گونه که خود را می خواهید !

mobile
سلام
جمعه 1 آبان 1388  2:46 AM
تشکرات از این پست
takhtejamshid
takhtejamshid
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 494
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


روابط دختر و پسر قبل از ازدواج  

قلب

تا همین چند سال پیش، انتخاب همسر در خانواده‌های ایرانی غالباً به این صورت بود که پسر آماده ازدواج ، مشخصات و خصوصیاتی که برای همسر آینده‌اش در نظر داشت را با کلی خجالت و سرخ و سفید شدن به خانواده‌اش اعلام می‌کرد و بزرگ‌ترهای خانواده با توجه به آن مشخصات و خصوصیات، دختری را در نظر گرفته و خانم های خانواده به خواستگاری او می‌رفتند. اگر در این مراسم دو طرف همدیگر را می‌پسندیدند، خانواده پسر برای بار دوم و این بار به همراه داماد به خانه عروس می‌رفتند و معمولاً با پیشنهاد یکی از بزرگترها، دختر و پسر در اتاقی جدا از سایرین با هم حرف می‌زدند و نظرات و حساسیت‌ها و دیدگاه‌هایشان در مورد زندگی را بیان کرده و توقعاتی که از همسر آینده‌شان داشتند را مطرح می‌کردند. در این نوع انتخاب همسر که هنوز در بسیاری از خانواده‌ها مخصوصاً در روستا‌ها و شهرهای کوچک رواج دارد والدین نقش اساسی و مهمی در انتخاب همسر برای فرزندشان داشتند.

 

درباره شرایط امروزی جامعه نکته ای را باید مدنظر داشت. در روستاها و شهرستان‌ها از قدیم الایام مردم همدیگر را می‌شناختند و هنوز هم افراد بومی هر منطقه همدیگر را می‌شناسند و از خصوصیات خانوادگی، پایبندی به اصول مذهبی، تقیّد نسبت به حریم خانواده، خصلت‌های اخلاقی و تعصبات و حساسیت‌های همدیگر آگاهند. بنابراین هر کس می‌داند قرار است با چه خانواده‌ای وصلت کند. اما در کلان شهرها و شهرهای مهاجرپذیر، اقوام و گروه‌های مختلف با فرهنگ‌ها و اعتقادات و سلیقه‌ها و خلقیات گوناگون در همسایگی هم زندگی می‌کنند، از طرف دیگر ارتباط بین همسایه‌ها و هم‌محلی‌ها بسیار کاهش یافته. به همین دلیل آگاهی از پیشینه خانواده‌ای که قرار است با آنها وصلت صورت بگیرد و شناخت خصلت‌ها و خلقیات آن خانواده بسیار مشکل شده. بنابراین می‌توان گفت یکی از عوامل اصلی رشد آمار طلاق در شهرهای بزرگ نسبت به شهرستان‌ها و روستاها همین مسئله است.

 

شاید به همین دلیل است که امروزه، نحوه انتخاب همسر و ازدواج مثل بسیاری دیگر از فرایندهای اجتماعی در شهرها و کلان شهرها به تدریج در حال تغییر است. رواج شدید روحیه فردگرایی، افزایش دامنه آزادی‌های فردی بخصوص در مورد زنان و دختران، گسسته شدن و یا تزلزل روابط و پیوندهای خانوادگی و توسعه منفعت طلبی و خودمحوری، از دیگر مواردی است که در جوامع شهری رو به افزایش است. برخی معتقدند این تغییر و تحولات از پیامدهای محتوم دوران گذر از سنّت به مدرنتیه است. عده‌ای دیگر تأثیرات فرهنگ غرب در جامعه را عامل بروز این وضع می‌دانند. علت این تغییرات هر چه می‌خواهد باشد، آنچه مهم به نظر می‌رسد این است که جامعه به تدریج از باورها و سنت‌ها و فرهنگ اصیلش فاصله می‌گیرد.

 

یکی از تغییراتی که از لحاظ فرهنگی به خصوص در شهرها به وجود آمده، حضور پررنگ زنان و دختران در جامعه است. امروزه کمتر اداره و کارخانه و سازمان و شرکت و فروشگاهی پیدا می‌شود که بخشی از کارمندان آن را زنان و دختران جوان تشکیل ندهند. همچنین تعداد زیادی از دانشجویان و هنرجویان دانشگاه‌ها و سایر مراکز آموزش عالی را دختران تشکیل می‌دهند. چنانکه گاهی اوقات تعداد آنان بیشتر از تعداد پسران پذیرفته شده در این مراکز و موسسات است.

کاملاً طبیعی است نتیجه این حضور، برخورد و تعامل بیشتر بین دخترها و پسرهاست و در این برخورد‌ها و مواجهه‌ها، عوارض و پیامدهای خاص خودش را دارد. یکی از این پیامدها شکل‌گیری و دوستی‌هایی بین جنس‌های مخالف است، دوستی‌هایی که اصطلاً به آنها «دوستی‌های خیابانی» گفته می‌شود.

در سری مقالاتی که در مورد حجاب، تقدیم کاربران عزیز شد ، گفتیم زن و مرد بصورت غریزی نسبت به هم کشش و تمایل دارند. این کشش و تمایل، زمانی نمود و تظاهر خارجی و عملی پیدا می‌کند که دختران با سر و وضع و لباس و آرایشی در جامعه حاضر شوند که باعث تحریک و واکنش مردها و پسرها شوند. به همین دلیل است که اسلام برای پیش‌گیری از شکل‌گیری این ارتباطات و عوارض منفی و ناخوشایند آن، رعایت حجاب از سوی بانوان و نگاه‌های معنی‌دار از سوی هر دو طرف را الزامی کرده است.

 

اما سوالی که پیش می‌آید اینست که چرا چنین دوستی‌هایی قبیح و زشت دانسته می‌شود؟ آیا وقت آن نرسیده که در مورد حُسن و قبح این دوستی‌ها با توجه به شرایط جامعه و رشد فکر و تکنولوژی، بازنگری صورت گیرد؟ آیا حقیقتاً این دوستی‌ها و رابطه‌ها عوارض منفی دارند یا مخالفت با این رفاقت‌ها یک سنت اشتباه است که از قدیم برجای مانده؟ اگر هدف از برقراری این ارتباط‌ها و مراوده‌ها، صرفاً شناخت همدیگر برای ازدواج باشد چطور؟ اگر دختر و پسری که با هم دوست می‌شوند متعهد شوند که ارتباط جنسی برقرار نکنند و به تعهدشان پایبند باشند، آیا بازهم باید با چنین رفاقتی مقابله کرد؟

mobile
سلام
جمعه 1 آبان 1388  2:47 AM
تشکرات از این پست
takhtejamshid
takhtejamshid
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 494
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج

صبر كنيد ، ازدواج نكنيد  

1 - اگر در خانواده پدري و زندگي مجردي خود ، مسئوليت كاري را به عهده نمي گيريد يا در مسئوليت محوله تعلل مي ورزيد. ( تنبلي و بي مسئوليتي)

2 – اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (‌كه به نظر شما غير منطقي بوده يا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضي كننده نداريد و نتوانسته ايد تعامل قابل قبولي ايجاد نمائيد. (عدم تعامل و ارتباط اجتماعي صحيح با ديگران)

3 – اگر در زندگي ، مرتب شغل خود را عوض كرده ايد، با دوستان زيادي به خاطر مشكلاتي قطع رابطه نموده ايد، رشته تحصيلي خود را تغيير داده يا ترك تحصيل كرده ايد، علائق خود را نيمه كاره رها كرده ايد و ثبات فكري ، احساسي و رفتاري نداريد.( عدم ثبات فكري، احساسي و رفتاري)

4 – اگر تصور مي كنيد ؛ افكار ، احساس و رفتار همسرتان را در آينده به دلخواه خود تغيير مي دهيد. (خطاي شناختي)

5 – اگر به دنبال همسر مناسبي هستيد به نحوي كه در زندگي مشتركتان در آينده با هيچ گونه مشكلي مواجه نشويد. (خطاي شناختي)6

– اگر در پي كسب لذت و علائق خود ، كارها و مسئوليت هايتان بر دوش ديگران قرار مي گيرد. (اصالت لذت، و عدم مسئوليت پذيري)

7 – اگر فقط منطق و طرز نگرش خويش را قبول داريد و در برابر ديگران حالت دفاعي يا حالت تهاجمي مي گيريد و قادر به درك افكار ، احساس و رفتار ديگران نيستيد. (واكنش دفاعي و خود ميان بيني)

8 – اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمي بينيد. (عدم خودآگاهي)

9 – اگر تا كنون با نظرات، انتقادات و پيشنهادات ديگران، تغييري در رفتار هاي شما ايجاد نشده است. (عدم مديريت خود يا خود مديريتي)

10– اگر مسائل كاري شما مانع ارتباط دوستانه ، و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صميمي در خانواده ( خانواده پدري) مي شود يا مسائل و مشكلات شخصي شما در تمام حوزه هاي زندگيتان تاثير مي گذارد و در هم تنيده مي گردد. (مشكل در تقسيم وظايف و تعارض نقش ها)

11 – اگر به هيچ وجه قادر به تغيير برنامه هاي از قبل طراحي شده خود نيستيد( حتي اگر شرايط تغيير كند) و بسيار متعصب ، خشك و غير قابل انعطاف هستيد. (‌عدم انعطاف پذيري لازم)

12 – اگر قادر به درك احساسات ، رفتار و افكار خانواده ، دوستان و همكارانتان(كه متفاوت از شما عمل مي كنند)، نمي باشيد. (عدم اگاهي اجتماعي)

13 – اگر بيشتر به جاي گوش كردن ، صحبت مي كنيد و بيشتر از آنكه سعي كنيد ديگران را بفهميد ، سعي داريد كه ديگران شما را درك كنند. (عدم مديريت رابطه)

14– اگر بسيار هيجان طلب هستيد و صرفاً ، هيجانات شما را به سويي مي كشاند و قادر به تعويق انداختن خواسته هايتان نيستيد. (خود يا اگو ضعيف ، هوش هيجاني پائين)

15– اگر براي رفتار ، احساس و گفتار خود روش و برنامه اي نداريد و منفعلانه و واكنشي نسبت به ديگران عكس العمل نشان مي دهيد.( رفتار بي تعقل يا انعكاسي، مشكل در شيوه حل مسئله)

16 – اگر عادت داريد به جاي حل مشكلات از آنها فرار كنيد يا اجتناب بورزيد يا واكنش شما به مسائل بي تفاوتي هست. (پاسخ اجتنابي به رويدادها)

17- اگر در آينه نگاه ديگران، شما فردي غرغرو ، سرزنش گر، وابسته، احساساتي، بدبين، گوشه گير، پرخاشگر، دمدمي مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگين يا تكانشي ( كسي كه يكباره بدون مقدمه و از روي احساس دست به عملي مي زند و پيامدهاي آن را نمي سنجد) به نظر مي آئيد. (اختلال شخصيت)

18 – اگر فكر مي كنيد، از ميان چند ميليارد ساكنين كره زمين ، فقط و فقط يك شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غير اين صورت زندگي شما بي معنا شده و بايد بميريد يا تا آخر عمر مجرد بمانيد.( خطاي شناختي ، عدم كنترل احساس ، هوش هيجاني ضعيف)

19 – اگر بدون اينكه خود را دقيقاً‌ ارزيابي كنيد و بشناسيد ،‌دنبال همسر مناسب مي گرديد. (‌عدم شناخت خود)

20 – اگر وضعيت فعلي اتان راضي كننده نيست و براي رهايي و فرار از موقعيت ، اقدام به ازدواج مي كنيد.

mobile
سلام
جمعه 1 آبان 1388  2:48 AM
تشکرات از این پست
takhtejamshid
takhtejamshid
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 494
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج

نشانه هاي عشق ماندگار  

بسياري از رابطه ها بصورتي يكسـان آغـاز مـي شـونـــد: مـرد و زن نـسـبت به هر كلمه اي كه ابراز مي دارنــد، هر نـفسي كه مي كشند و هر حركتي كه انجام مي دهـند، وفـادار و پايبندنـد. همه چـيـز در ابـتـداي هـر رابـطـه جـدي بسيار دلپسند و خوب است، اما از كجا ميتوان فهميد كه اين شرايط بعد از سه ماه باز بـهمين صـورت تداوم خواهد يافت يا خير؟ چطور متوجه مي شـويد كه همسرتان براي شما مناسب است؟ آيا او به شما علاقمنديش را خواهـد  گفت، آيـا او عـلاقمنديش را به شما نشان خواهـد داد يـا فقط به ديگران خواهد گفت كه ميخواهد شما در زندگيش باشيد؟

من در لحظه دوستت دارم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هرگز بنظر نميرسـد كـه خبرهاي بدي در رابطه هاي تازه و نو وجود داشته باشد. زوجين
در مورد هر چيزي با يكديگر موافقند، از نوع غذايي كه در رستوران سفارش مي دهـنــد گرفته تا مقدار كره اي كه در سينما روي ذرت بو داده خود ميريزند. متاسفانه، در نهـايـت
لبخندهاي ساده حاكي از رضايت و موافقت و نيز ابراز علاقه هاي پـر شـور و نشاط پايان مي يابند.

زماني فرا ميرسد كه جمله دو كــلمه اي معروف گفته شده و احساسات سرد و بي روح موجود در  آن آشكار مي گردد. هرچند گـفتن "دوستت دارم،" لـزوما جهتي صـحيح براي حـركت كـردن نـــيست. اين عبارت كوچك بايد براي زمان مناسبش كنار گذاشته شـده و نبايد همانند نقل و نبات در عروسي مرتب بالا انداخته شود.

گفـتن اين كـه صادقانه به شريك زندگي خود علاقمنديد، ارزشش بسيـار والاتـر از ادعاي دروغين دوسـت داشتــن او مي باشد. دروغگويي همچنين ممكن است يك رابطه خوب بالقوه را به خطر بيندازد. اين قانون در مورد زن و مرد هر دو صادق است ، از آنـجـايي كه زوجين گاهي اوقات مايل ميگردند احساسات خود را طريق نشان دادن علايق خـود بــه ديـگري بــزرگ جلوه دهند. اين به آن معنا نيست كه برخي از زوج ها هـرگـز هـمـديـگر را دوست نخواهند داشت، بلكه منظور اين است كه نبايد گرفتار لحظات لذت بــخش كاذب و زودگذر شد و آنچه كه واقيعت دروني نيست را بروز داد.

 

واقعيات را به او نشان دهيد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از قديم گفته اند "دو صـد گفته چو نيم كردار نيست،" اين جمله در مورد روابط خانوادگي نـيـز صادق است. ما عادت ميكنيم جمله اي قديمي و تكراري را بارها و بارها بشنـويـم، اما براي اينكه آن كلمات مؤثر واقع شوند، بايد عمل خـود را نـيـز به آنها اضافه كنيم. پس دفعه بعدي كه به همسرتان ميگوييد كه براي شما ارزشمند اسـت، فــراموش نـكنيد كه چگونگي احساس خود را در عمل به او نشان دهيد.

براي اين كار لازم نيست برايش گوشواره الماس بخريد. چرا كمي نوازشش نكرده و او را جايي كه هميشه دوست داشته برود، نبريد؟ گفتن به يك زن كـه او دنـيـاي شـمـا است خيلي آسان اســت، اما آيا ثابت نمودنش هم به اين آساني است؟ چه تعدادي از شما در اين لحظه از رابـطه تان به همسر خود مي گوييد كه براي او هر كاري انجام ميدهيد و در فـرصـت بـعـدي خــلاف جـهـت حرك كرده و جمعه شب به جاي اين كـه وقــت خود را با همسرتان سپري كنيد با دوستان خود به گردش و تفريح ميرويد؟

mobile
سلام
جمعه 1 آبان 1388  2:48 AM
تشکرات از این پست
takhtejamshid
takhtejamshid
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 494
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج

مردان،بی احساس های احساساتی  

چرا مردها نباید گریه کنند؟!

تحقیقات جدید نشان می‌دهد که زندگی احساسی مردان هم به اندازه زنان پیچیده و غنی است اما در اغلب موارد این امر از مردان- و همچنین از زنان – پوشیده باقی می‌ماند.

با اینکه احساسات همیشه از خصوصیات زنانه به شمار می‌رود ، اما مردان هم به اندازه زنان احساساتی می‌شوند و تجربیات عاطفی مشابهی را توصیف می‌کنند. در یک بررسی در رابطه با هوش عاطفی 500 هزار فرد بالغ ، ثابت شد که هوش عاطفی مردان به اندازه زنان است. مطالعاتی که بر روی زوج‌ها صورت گرفته نشان می‌دهد که مردان هم به اندازه زنان با میزان استرس همسرشان هماهنگ‌اند و به همان اندازه قادر به حمایت از آنها هستند.

مردان و زنان آه می‌کشند ، گریه می‌کنند ، شادی می‌کنند ، خشمگین می‌شوند و داد و فریاد راه می‌اندازند ، اما شیوه پردازش و ابراز احساسات در آنها متفاوت است.

دکتر کلمن، روان‌شناس و نویسنده می‌گوید: « احساسات در زندگی مردان در پشت سر و در زندگی زنان در پیش رو قرار دارند.» هورمون تستوسترون بر احساسات مردان تاثیر می‌گذارد و باعث می‌شود آنها بیشتر به طبقه‌بندی و تفکر منطقی بپردازند. به نظر می‌رسد زنان طبیعتاً با عواطف خود بیشتر در تماس هستند ، در حالی که مردان باید روی این قضیه کار کنند و اگر این کار را بکنند شرایط کاملا برابر می‌شود. آنها دارای روابط شادتر و زندگی سعادتمندانه‌تری خواهند بود.


چرا بسیاری از مردان از نظر احساسی ضعیف هستند؟ خوب این تقصیر مغزمردانه است. دکتر دیوید پاول، رییس مرکز بین‌المللی مطالعات سلامت می‌گوید: « سیم‌کشی مغز مردان متفاوت است.» او توضیح می‌دهد که ارتباط بین نیم‌کره چپ مغز، جایگاه منطق، و نیم‌کره راست مغز، محل عواطف و احساسات، در زنان قوی‌تر است: «ارتباط بین دو نیم‌کره در زنان شبیه یک بزرگراه است، بنابراین می‌توانند به راحتی بین دو نیم‌کره حرکت کنند. اما در مردان این ارتباط مانند یک کوره راه باریک است که باعث می‌شود دسترسی به احساسات برای ما مردها چندان آسان نباشد.»

 

این می‌تواند توضیحی برای نتایج 125 مورد مطالعه در فرهنگ‌های مختلف باشد: در این بررسی‌ها مشاهده شد که مردها  و پسرها همواره  در تفسیر پیام‌های غیرکلامی نهفته در ژست بدن، حالت صورت و لحن صدا دقت کمتری دارند.

هم‌چنین واکنش مردان نسبت به احساسات ضعیف‌تر است و زودتر هم آنها را فراموش می کنند. در آزمایشی که در دانشگاه استانفورد انجام گرفت، عکس‌هایی از صحنه‌های تکان‌دهنده یا ناراحت‌کننده باعث تحریک بخش گسترده‌تری در مغز زنان شد. پس از سه هفته، زنان در مقایسه با مردان جزییات بیشتری از این تصاویر را به خاطر داشتند. به همین صورت محققان گمان می‌کنند که یک زن ممکن است به خاطر بگو مگو یا بی‌اعتتنایی کوچکی که شوهرش مدت‌هاست فراموش کرده هم‌چنان ناراحت و عصبانی باشد.

 

پسرها در سن یک سالگی در مقایسه با دختران ارتباط چشمی کمتری برقرار می‌کنند و به اشیای متحرک مثل ماشین توجه بیشتری نشان می‌دهند تا چهره انسان‌ها. هم پدرها و هم مادرها با پسران‌شان کمتر در مورد عواطف و احساسات صحبت می‌کنند (به جز خشم)، و دایره لغات ذهن پسرها شامل تعداد کمتری از واژه‌های مربوط به احساسات می‌شود.

در زمین بازی- اگر نه در خانه- پسرها یاد می‌گیرند که جلوی اشک‌شان را بگیرند و ترسی از خود نشان ندهند. چهره آنها، که زمانی به اندازه دختران نشان دهنده احساس‌شان بود، با رسیدن به سنین دبستان جدی تر می‌شود.

در سنین بزرگ‌سالی مردان از کلمات کمتری استفاده می‌کنند و صحبت کردن را حداقل در جمع ابزاری برای بالا بردن موقعیت خود می‌دانند، برعکس خانم‌ها که برای نزدیکی به دیگران با آنها وارد صحبت می‌شوند. مردان حتی هنگام صحبت با دوستان‌شان هم در حال تبادل اطلاعات در مورد خرید ، ورزش، ماشین یا کامپیوتر هستند. 

 

چرا مردان منفجر می‌شوند؟

اگر چه زنان هم به اندازه مردان عصبانی  می‌شوند ، اما خشم هم‌چنان یک ویژگی مردانه به حساب می‌آید. دکتر کنث دیلیو کریستین، روان‌شناس و نویسنده می‌گوید: «خشم به این علت به وجود می‌آید که شخص به علت سرکوب کردن احساسات خودش دچار سرخوردگی شدید می‌شود با این وجود این کاری است که مردان انجام می‌دهند، چون می‌ترسند که اگر کمی به احساسات‌شان بها بدهند دیگر کنترل آن از دست‌شان خارج می‌شود. اگر شما همه ابعاد وجودتان را رشد ندهید اگر یاد نگرفته باشید که چه‌طور با احساسات‌تان کنار بیایید، تبدیل به سایه‌ای می‌شوید که فقط بخش کوچکی از شخصیت‌تان را نشان می‌دهد و طولی نمی‌کشد که این بنای سستی که از خود ساخته‌اید فرو می‌ریزد.»

mobile
سلام
جمعه 1 آبان 1388  2:49 AM
تشکرات از این پست
takhtejamshid
takhtejamshid
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 494
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت یكدیگر و به نیت ازدواج یا ...  

وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصیات رفتاری از مهمترین عواملی است كه ارتباط بین دخترها و پسرها را در جامعه ما توجیه می كند. بخصوص دخترها كه معمولاً با وعده ازدواج تن به دوستی می دهند.

اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چیست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت كشی، عشق یا ...؟

روان شناسان معتقدند، میل و كشش به جنس مخالف از نظر فیزیولوژی یك نیاز طبیعی، فطری و روانی است. آنان می گویند در تمام فرهنگها و كشورها ، پسران و دختران در سن بلوغ اولین نگاه و گرایش را به سوی جنس مخالف ابراز می كنند. اما مرز این كشش در هر فرهنگی تعریف شده است، برای مثال در جوامع غربی و سایر جوامع غیر مسلمان ارتباط میان دو جنس مخالف به خود فرد سپرده شده و هر شكلی از این ارتباط مورد پذیرش جامعه و فرهنگ آن است. اما در كشورهای مسلمان و برخی فرهنگها این ارتباط محدود است و در مواردی به فضای سیاسی و اجتماعی جامعه بستگی دارد اما

رابطه دخترها و پسرها در جامعه ی ما چگونه است؟

در گذشته های نه چندان دور ارتباط بین پسرها و دخترها مانند امروز مورد توجه نبود. سن ازدواج پایین بود ارتباطات به شكل وسیع نبود، از این رو كنترل بیشتری بر جوانان صورت می گرفت، اما واقعیت این است كه بسیاری از جوانان امروز در ارتباط های خود به ازدواج فكر نمی كنند، به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز وجود مسایل اقتصادی، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتی، فراگیری اطلاعات و دانش و پدیده جهانی شدن كه مبتنی بر ارزشهای دینی نیست،  احساس دو گانه ای را در این نسل پدیدار كرده است.

یك صاحبنظر در این باره می گوید: غرایز احساسی عاطفی و اخلاقی جوان برگرفته از فضیلت های نهفته در ذات اوست كه با نكات متعالی و دستورات حیات بخش اسلامی می تواند مورد سنجش عمیق قرار گیرد. آنچه كه جوان متهور و متحول امروز ایران طلب می كند، مسلماً آشفتگی ها و نابسامانی های غربی نیست. وظیفه ی والدین ، مربیان و مسئولان است كه  در زمینه مسائل جوانان به خصوص ارتباط دختر و پسر، روح، فكر و اخلاق اجتماعی آنان را مدنظر قرار دهند و بر این محور كه بسیار حساس و پیچیده است، برایشان تعیین تكلیف كنند. اگر فرهنگ ازدواج صحیح را به جوان آموزش ندهیم، غرایز جوانی او ممكن است رشته اخلاق را گسسته و او را به بیراهه بكشد.

اما آیا ارتباط بین دو جنس همیشه به پیوندهای عاطفی و صمیمانه منجر می شود؟ آیا این نوع ارتباط نمی تواند به زمینه های علمی، فرهنگی  و ... محدود باشد؟ یك صاحبنظر در این باره می گوید:

«از آنجا كه در جامعه ما نگاه دوگانه ای نسبت به این مسئله وجود دارد، نتوانسته ایم به تعریف قابل قبولی در این باره برسیم به همین دلیل نوع نگاه به دو جنس مخالفی كه كنار یكدیگر قرار می گیرند، عمدتاً با سوء ظن و سوء نیت همراه است و به معنای ناخوشایند موضوع یعنی دوست دختر و پسر تعبیر می شود. در حالی كه می توان به جوانها آموزش داد كه مباحثه و مكالمه با یك غیر همجنس در صورتی كه بر محوری صحیح انجام گیرد، شاید حتی مزیت اخلاقی و اجتماعی و شخصیتی برای او و جامعه در برداشته باشد.»


چرا ارتباط ناسالم

برخی كارشناسان تربیتی تحلیل اینگونه رفتارها و تفكرات را به اِعمال محدودیت های غیر منطقی به جوانان نسبت می دهند و می گویند كه وقتی جوان عرصه را بر خود تنگ ببیند و نتواند خود را از نظر عاطفی و اخلاقی با محیط تطبیق دهد و مربیان، معلمان و برنامه ریزان نهادهای آموزشی و تربیتی نیز نتوانند به احساسات و تمایلات منطقی و احساسی او پاسخ دهند، جوان سرخورده به اجتماع پناه می برد و سعی می كند چیزهایی را كه طی سالهای زندگی از او دریغ شده است به هر ترتیب ممكن حتی با هنجارشكنی به دست آورد.

عده ای نیز تنگناهای اقتصادی ، گسترش ارتباطات، فردگرایی و بی تفاوتی به ارزش ها را دلیل این گونه رفتارهای اجتماعی می دانند و معتقدند این دلایل موجب شده بسیاری از جوانان امروزی نسبت به ازدواج دید مثبتی نداشته باشند و به نوعی از زیر مسئولیت تشكیل خانواده شانه خالی كنند. یك روان شناس در این باره می گوید:

«متأسفانه مشكلات مالی و تصویب قوانینی كه به نوعی حقوق زنان را در جامعه تضمین می كند از عواملی است كه موجب شده پسران زیر بار ازدواج نروند. از سوی دیگر بسیاری از جوانان در این زمانه ترجیح می دهند خوش باشند. از این رو به ازدواج با نگاه منفی می نگرند اما از آنجا كه زن و مرد هر دو به هم نیازمندند و رفع نیازهای عاطفی و احساسی آنان در حال حاضر از طریق ازدواج به سختی امكان پذیر است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستیم.»

این روان شناس دلیل این گونه نگرش نسل جدید به ارزشها را بی توجهی مسئولان به نیازهای جوانان می داند و می گوید:

«از آنجا كه در موقع بحران نتوانستیم مسائل روز را به موقع هنجاریابی كنیم اغلب جوانان امروزی این حق را برای خود قائل شده اند كه به سوی رفتارهای فرد گرایانه گرایش یابند و هنجارهای اجتماعی را نادیده بگیرند.»

وی سوء رفتارها، اضمحلال اخلاقی، رواج بی بندوباری، پریشانی و بی ثباتی احساس و عواطف را از عواقب بی حد و حصر ارتباط جنس ها نام می برد و می گوید:

«اگر اینگونه ارتباطات به عادت تبدیل شود دیگر چیزی به نام هسته یا كانون خانواده شكل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا می رود، جنس ها نسبت به هم بی اعتماد و بی تفاوت می شوند و در نهایت خانواده ای شكل نمی گیرد و به این ترتیب شاهد گسترش بسیاری از مسایل رفتاری، ناهنجاری های اخلاقی و حتی بهداشتی در جامعه خواهیم بود. اینجاست كه نقش كارشناسان علوم دینی و تربیتی در هنجاریابی و جایگزینی هنجارهای متعادل و مرام تربیتی صحیح و متعالی كه مورد پذیرش خانواده، فرد و نهادهای اجتماعی باشد روز به روز آشكارتر می شود.


دیدگاه اسلام

به طور طبیعی زن و مرد به عنوان دو پیكره جامعه انسانی به زندگی مشترك با یكدیگر نیازمندند . در شرع نیز به پیوند میان این دو سفارش بسیار شده است، از این رو اخلاقی ترین، معنوی ترین و انسانی ترین جلوه پیوند زن و مرد در ازدواج تجلی پیدا می كند و هر نوع رابطه (جنسی) كه خارج از قانون ازدواج باشد، مشكلات متعددی را از لحاظ اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی به بار می آورد.

در جوامع غربی كه پایه های اخلاق دینی و مذهبی سست و ضعیف است، رابطه زن و مرد از چارچوب قوانین و هنجارهای موجود تجاوز می كند . به طوری كه ارتباط آزاد دختران و پسران به شكل طبیعی و غریزی جریان دارد و از اینجاست كه ریشه های فساد اخلاقی شكل می گیرد و بنیاد اجتماعات بشری را متزلزل می كند.

اما اسلام چه حد و مرزی برای ارتباط بین زن و مرد قائل است؟

خداوند در قرآن می فرماید: زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پلید و زنان پاك برای مردان پاك هستند و مردان پاك برای زنان پاك . اینان از آنچه درباره ی ایشان می گویند بركنارند ، برای آنان آمرزش و روزی نیكو خواهد بود. ( نور / 26)

از دیدگاه اسلام ارتباط دوستانه و صمیمی میان دو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعایت موازین اسلامی و حفظ حجاب ظاهری و درونی در عرصه های علمی و مشاركت های اجتماعی قابل قبول است. اما خارج از این چارچوب برای ایجاد ارتباط ، اسلام ازدواج موقت یا دائم را توصیه می كند. از این رو در اسلام رابطه دوستی بین دختر و پسر معنا ندارد. اما به شرط رعایت ضوابط اسلامی منعی برای این ارتباط نیست و چه بسا اینگونه ارتباطات زمینه ساز دوستی های فكری ، معنوی و عقلی هم بشود.

اما وقتی جوانان تن به ازدواج دائم نمی دهند و جامعه قدرت پذیرش ازدواج موقت ، بخصوص در مورد دختران را ندارد، برای پاسخ به نیاز جوانان و سر و سامان دادن به رابطه دختر و پسران چه باید كرد؟

خداوند در این باره می فرماید : به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاكدامنی ورزند كه این برای آنها پاكیزه تر است ، زیرا خدا به آنچه می كنند آگاه است و به زنان با ایمان بگو كه دیدگان خود را از هر نامحرمی فرو بندند و پاكدامنی ورزند و زیورهای خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه از آن پیداست.... ( نور / 30 و 31 )

و در ادامه می فرماید : كسانی كه وسیله ی زناشویی نمی یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز گرداند... ( نور 33 )

اساس هر نظمی در جهان به نظم در رابطه دو جنس مخالف بر می گردد. اگر این نظم برقرار نشود جامعه به سوی انحطاط می رود. مشكل این است كه ما در بسیاری از موارد بخصوص در مورد مسائل اقتصادی از غرب الگو گرفته ایم كه این مورد موجب بسیاری از ناكامی های اقتصادی و فاصله طبقاتی و فقر در جامعه شده است، در حالی كه اگر موازین الهی و اسلامی در جامعه پیاده شود، شاهد این بحرانها نیستیم. یك جوان وقتی عدالت اسلام را ببیند، خودش می خواهد روابط آزاد نداشته باشد و این قید را با طیب خاطر می پسندد. این یك اصل رهایی بخش است كه نباید با جنس مخالف ، ناسالم برخورد كنیم. در عین حال جامعه نیز باید بسترسازی كند تا شرایط ازدواج دائم فراهم شود. اما در یك كلام برای حل بحران های اجتماعی ، راهی جز بازگشت به مبانی سنتی و سنت های اصیل دینی نداریم.

mobile
سلام
جمعه 1 آبان 1388  2:50 AM
تشکرات از این پست
takhtejamshid
takhtejamshid
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 494
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج

با ازدواج مناسب متعالی شوید  

تمرین در ارتباطات :

در ازدواج فرد سالها تمرین می كند كه رابطه محبت آمیز را چگونه حفظ كند و آنرا در حد عالی نگه دارد و این تلاش خود بخود تغییرات عمیقی را در افراد به وجود می آورد ، وقتی فرد عادت كند سالها به خوبی صحبت كند ، اهل عطوفت و گذشت باشد ، رفتار مهربانی داشته باشد ، اهل خیر و انفاق باشد و آنقدر روحش بزرگ شود كه دیگری را برخود مقدم بشمارد یا حداقل به اندازه ی خودش به او اهمیت دهد ، مطمئناً بعد از گذشت چندین سال ، خواهید گفت این فرد بافرد قبل از ازدواج خیلی فرق كرده و خیلی بهتر شده است .

 

شخصیت مفیدتر و مستقل تر :

در ازدواج بدلیل اینكه افراد با واقعیتهای زندگی بیشتر مرتبط می شوند و مسئولیت های بیشتری را بر عهده می گیرند ، لذا جسم و ذهن هر دو برای بهبود و رفاه زندگی تلاش بیشتری را می كنند و در نتیجه فرد از لحاظ فردی از حالت نیاز و وابستگی به سوی استقلال و خودكفایی گام  برمی دارد و از لحاظ اجتماعی فرد كم كم از یك وجود مصرف كننده به وجود تولید كننده یا خدمات دهنده در اجتماع تبدیل می شود .

زمانی كه فرزندانی هم به جمع زوجین اضافه شوند ، این بار زن و مرد از مقام زوجیت به مقام والدین ارتقا می یابند و چه زحمتها ، تلاشها و كوششها برای اینكه انسانی دیگر به این دنیا قدم بگذارد و رشد و پروش یابد را متحمل می شوند.

 و باز هم ادامه خط سیر بزرگ شدن انسان :

زمانی كه فرزندانی هم به جمع زوجین اضافه شوند ، این بار زن و مرد از مقام زوجیت به مقام والدین ارتقا می یابند و چه زحمتها ، تلاشها و كوششها برای اینكه انسانی دیگر به این دنیا قدم بگذارد و رشد و پروش یابد را متحمل می شوند و اگر زمانی زن و مرد به یكدیگر عشق می ورزیدند به این دلیل بود كه از همدیگر لذت می بردند ، با آمدن فرزندان ، علاوه بر خود به كسانی دیگر نیز مهر و محبت می ورزند ، اما این دفعه نه به این دلیل كه نفعی و لذتی ببرند ، بلكه بدین علت كه نفعی برسانند و بهره ای را ارزانی كنند . و در این مقام است كه انسانها با كمی توجه ، به رشحاتی از مفهوم خدا بودن و بنده پروری پی می برند .

 

ممكن است یك سؤال برای شما به وجود آید كه چرا در برخی ازدواجها این مسائل دیده نمی شود ، این لذتها و شیرینی ها و این رشدها و بزرگ شدن ها یا مشاهده نمی شود یا كمتر مشاهده می شود ؟

و این بحثی است مفصل و جالب و جذاب كه برخی علل آن برمی گردد ، به نامناسب بودن انتخابها در قبل از ازدواج و برخی علل دیگر كه بسیار مهم تر و اساسی تر است ، برمی گردد به كیفیت رفتارها پس از ازدواج كه از حوصله ی این مقاله خارج است .

 

اما سخنی مهم با شما كاربران عزیز تبیان!

یك دلیل بسیار محكم برای ازدواج كردن خود قائل شوید ، دلایلتان برای ازدواج بسیار بیشتر و وسیع تر از ارضاء نیاز جنسی باشد ، حتی هدفتان از ازدواج ، از ارضاء نیاز عاطفی هم بیشتر باشد ، چون ازدواج بیشتر از ارضاء این دو نیاز ، اهداف والاتر و مهم تری را نیز در خود داراست و همین اهداف والاست كه برخی در اثر ازدواج رشد می كنند و اوج می گیرند و همچون حضرت امام خمینی (( ره )) این جمله پر از تأمل و پر رمز و راز را می گویند كه: (( مرد از دامن زن به معراج می رسد )) و برخی هم در اثر ازدواج كم می آورند و بازی را می بازند و در نتیجه نظرشان نیز نسبت به ازدواج تغییر می كند .

ازدواج گرچه با ضرورت ارضاء نیازها قوت می گیرد ، اما شیرینی و دوام آن با قائل شدن و متوجه بودن به اهداف والای آن محقق می گردد .

(( مرد از دامن زن به معراج می رسد ))

ازدواج مثل تحصیل علم می باشد ، گرچه ممكن است ضرورت خواندن و نوشتن و احتیاج به سواد ، پای ما را به مدرسه بكشاند ، اما علم منافعی بسیار بیشتر از سواد خواندن و نوشتن در خود نهفته دارد و خیلی از رشدها ، توانمندیها ، ابتكارات و … بواسطه ی علم صورت می گیرد و سختی های علم نباید مجوز این گردد كه علم تخطئه شود .

 

ازدواج نیز همین طور است ، ازدواج گرچه به نیازهای جنسی و عاطفی انسان پاسخ می دهد و او را سرشار از احساس و هیجان می كند اما در عین حال بواسطه ی زمینه های تلاش و فعالیت و تصمیم گیری كه برای انسان فراهم می كند وجود او را پخته تر می كند و او را از مدار خودبینی به دیگری بینی و غیربینی ارتقا می دهد و روح و روان او را لطیف تر ، خیرخواهانه تر و دوست داشتنی تر می كند و باعث بزرگ شدن روح انسان می شود .

ازدواج گرچه به نیازهای انسان پاسخ می دهد و او را سرشار از احساس و هیجان می كند اما در عین حال وجود او را پخته تر می كند و او را از مدار خودبینی به دیگری بینی و غیربینی ارتقا می دهد .

بنابراین سعی كنید به رشد همه جانبه در تمامی ابعاد وجود خود فكر كنید ، تفكرتان را از بهره بردن به بهره رساندن بالا ببرید ، و از توقع داشتن ازدیگری به توقع داشتن از خود برای خدمت كردن به دیگری ، روح خود را بزرگ كنید و از شرط و شروط های بی مورد گذاشتن برای دیگری به جهت اینكه وی امكانات رفاهی شما را در حد عالی فراهم كند یا بواسطه وجود او به نان و نوائی برسید ،تغیر دهید . به بزرگ شدن وجود خودتان برای مفیدتر بودن برای همسر آینده تان فكر كنید .

وقتی دیدتان نسبت به ازدواج متعالی شود آن وقت حتی مشكلات و سختی ها نیز شیرین و سازنده اند ، آن وقت آسان گیرتر نسبت به دیگران و سخت گیرتر نسبت به خودتان خواهید شد . چرا كه آمده اید در میدان زندگی بازی كنید و خوب  هنرنمایی كنید و نیامده اید كه فقط تماشا كنید كه اگر دیگران خوب بازی كردند سوت و كف بزنید و اگر مطابق میل شما بازی نكردند لعن و نفرین بفرستید .

 

mobile
سلام
جمعه 1 آبان 1388  2:50 AM
تشکرات از این پست
takhtejamshid
takhtejamshid
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 494
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


راه هايى ساده براى يك ازدواج بى درد سر!!  

 


یك جوان نیاز دارد قبل از ازدواج چند چیز اساسى را مشخص كند ،‌ هدف از ازدواج ؛ انتخاب شخص ایده آل نه آرمانى ، چگونگى مقدمات یك زندگى دو نفره راحت نه تجملاتى ، تدارك یك كار مشخص ولو با حقوق اندك حالا نوبت به راهایى میرسد كه ازدواج شما را به یك ازدواج آرمانى و شاعرانه نزدیك‌ می‌كند:
1.هدف ازدواج : بیاید نیاز‌هاى خود به ازدواج را به دو بخش تقسیم كنید نیاز‌هاى روحى و جسمى . همیشه سعی كنید ساده به همه آنها بنگرید و آنها را با نیاز‌هاى طرف مقابل هماهنگ كنید . با گفتمان میتوانید به این شناخت دست یابید و كم كم با يكديگر هماهنگ شويد . 3.فیلم‌هاى برتر در زمینه ازدواج یا روابط خانوادگى را تماشا كنید : این فیلم‌ها مطابق با هر فرهنگى و در هر كشورى شاخصه‌هایى دارد ، با دیدن آنها یك الگوى خوب از زندگى مشترك به دست مى آوريد. 4.به متون قدیمى و كتب معروف در این زمینه مراجعه كنید : اسطوره‌ها همیشه سخنانى دارند كه تا سالها باقى و اثر گذار است ، آنها را به كار بندید. 6.محدوده استقلال خود را مشخص كنید: با همسر آینده خو صحبت كنید و از او بخواهید محدوده استقلال خود را معلوم كند ، چه در روابط خانوادگى اش چه روابطش با همسر آینده اش . شما هم از خود بگویید ولى اصرار به موقعیت خود نورزید . چرا كه در زندگى مشترك همه اینها دستخوش تغیر خواهد بود. 7.از بحث نهراسید : این بحث و جدل‌هاست كه شما را بیشتر با هم آشنا‌ می‌كند و برای هم‌ می‌سازد . ولى در كل در این بحث‌ها هم خوبى‌ها و هم بدى‌ها را توامان ببینید. 8. بياد داشته باشيد زمان همه مشكلات حل خواهد كرد چرا كه شناخت ها را تكميل و علاقه را دو چندان مى كند
2.سوال از دیگران : حتما شما در اطراف خود زوج‌هایى را‌ می‌شناسید . چه موفق ؛ چه نا موفق ، از ایشان تا محدوده ایكه‌ می‌توانید سوال كنید و راهكارها و نوع تنش‌ها و نقاط ضعف و قوت ازدواج آنها را دریابید . و از همه آنها نكته بگیرید. 5.به سایت‌هایى مراجعه كنید كه سوال و جواب زوج‌ها در آن و جواب مشاوران در آن آمده . این سایت‌ها بسیار به شما كمك‌ می‌كند مشكلات احتمالى را بیابید و چاره آن را پیش از وقوع بدانید یا جلو پیشامد آن را بگیرید..

mobile
سلام
جمعه 1 آبان 1388  2:51 AM
تشکرات از این پست
takhtejamshid
takhtejamshid
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 494
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج

چگونه پيشنهاد ازدواج دهيم؟  

پيشنهاد ازدواج دادن بي شك يكي از مهمترين و بزرگترين گامهايي ميباشد كه تا به حال برداشته ايد. شما خواهان آن هـستـيد كه در آن لحظه همه چيز عالي و بـه بـهتـريـن نحو پيش رود و از آن مهمتر كه ميخواهيد پاسخ وي مثبت بـاشـد! ايـن نكـات را هــنگام دادن پيشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهيد تا شانس موفقيت شما افزايش يابد:
1- مطمئن گرديد كه فرد مناسبي را برگزيده ايد: واضح است نه! امــا حـقـيقت امر آن است كه ازدواج چيزي نيست كه بخواهيد بـخاطـر انــگيــزه هــاي آنــي وارد آن گرديد. ممكن است شما ديوانه وار همديگر را دوست داشته باشيد اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زياد دوام نخواهد آورد و يا آنكه ارزشهاي شما با ارزشهاي همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردي كه ميخواهيد با وي ازدواج كنيد ترديد داريد، بهتر است بيشتر درباره آن بيانديشيد.

2- مطمئن شويد هر دوي شما آمادگي داريد: پيـش از آنـكه پيـشنهاد ازدواج دهيد درباره آن كه در زندگي بدنبال چه اهدافي ميباشيد، حتــي اهداف 50 سال آينده خود با يكديگر صحبت كنيد. هر چه بيشتر بــا يـكديگر در مــورد آن چـه بــراي شـما حائز اهميت ميباشد گفتگو كنيد بيشتر متوجه آن ميگرديد كه آيا با يكديگر تفاهم و سازگــاري داريـد يــا خير. همچنين بايد از لحاظ مالي آمادگي داشته باشيد. اگر شما قادر نيستــيـد كــه مخارج خود را تامين كنيد، بهتر است نامزدي خود را به تعويق بياندازيد.

3- از پدر و مادر وي اجازه بگيريـد: شـما ابـتـدا بايد بدانيد كه آيا اگر پـيش از ازدواج با پدر و مادر وي مشورت كرده و اجازه بخواهيد، آنها را خوشنود ميسازد يا خير. ايـن نـكته شـايـد عـجيـب بـــنظر آيد اما شما كه نمي خـواهيد پـدر زن و مادر همسر آيـنـده خود را برنجانيد؟ اين عمل براي آنكه دلشان را بدست بياوريد بسيار موثر خواهد بود.

4- بطريقي پيشنهاد بدهيد كه خوشايند وي باشد: به پيـشنهاد ازدواج هـمچون يك هديه به بانوي زندگي خود بنگريد. آن را بـطريقـي طـرح ريزي كنيد كه باب ميل و سليقه وي بوده و مطابق با شخصيتش باشد. آيا وي رومـانتـيـك اسـت و يـا اهـل تـفريح و شوخ طبعي؟ آيا ميل دارد بطور محرمانه از وي خواستـگـاري كنـيـد و يا روي ديــوار درخـواست خود را بنوسيد؟

5- در باره هديه دادن به وي تصميم بگيريد: بـراي دختـرهـا و زنـان هيچ چيز مبهوت كننده تر از يك هديه غير منتظره و غافلگير كننده حلقه برليان نمي بـاشد. امـا اگـر تـوان مالي شما اجازه اين كار را به شما نميدهد، براي يك حلقه مناسب بودجه شما كفايت ميكند. اما حتما پيش از آنكه حلقه را خريداري كنيد از نوع سليـقه وي اطلاع يابـيد. ايـن كار را ميتوانيد با سوال كردن از دوستان و يا خانواده وي و يـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتي كه وي استفاده مي كند انجام دهيد. اما بسياري از دختران تـمايـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال بايد به خواسته هاي وي احترام بگذاريد.

6- مطمئن گرديد پاسخ وي مثبت ميباشد: هنگاميكه پيشنهاد ازدواج ميدهيد، بـايد مطمئن باشيد كه پاسخ وي ''بله'' خواهد بود. شما ميباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه كافي صحبت كرده و كــامـــلا از آن چه طرف مقابل از يك شريك زندگي بلند مدت انتظار دارد، آگاهي يافته باشيد. درست است كه ميخواهيد پيشنهاد ازدواج شــما براي او سورپريز باشد اما نبايد بي مقدمه دست به اين كار بزنيد.

7- افراد زيادي را از قصد و تصميم خود آگاه نسازيد: شـما مـمكن اسـت وسوسه شويد كه قصد خود را با دوستان و خانواده خود در ميان بگذاريد. امـا عـاقلانه تر آن است كه اين خبر را تنها با يكي دو تا ازدوستان و يا نزديكان صميـمــي خود در ميان گذاشته و به آنها اطمينان داشته باشيد كه رازدار و محرم اسرار شما ميباشند.

8- پيشنهاد خود را از حفظ نكنيد: صرفنـظر از آنـكه كـجـا و چــگـونــه پــيشنهاد ازدواج مي دهــيد، بايد آن با نهايت صداقت و ابراز عشق حقيقي شما نسبـت بـه وي هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهايي كه ميخواهيد به او بـزنــيد يادداشت برداريد اما دقيقا آنها را از بر نكنيد. در آن لحظه به وي بگوييد كه چرا وي يـك فرد استـثـنايي بـوده و چـرا شما خواهان آن ميباشيد كه باقي عمر خود را با وي سپري كنيد. بـايـد جملات شما از دلتان برآيد او ميخواهد با يك مرد ازدواج كند و نه يك ربات!

9- مكان و زمان مناسب را بيابيد: مكاني كـه پيـشـنهاد ازدواج مـي دهـيد مي تواند: رسـتوران، پارك، سينما و يا لب دريا باشد.اما بهتر است مكاني انتخاب گردد كــه بــراي هر دوي شما خاطره انگيز بوده و شما را به ياد خاطرات گذشته بيندازد. فـاكتور زمان نيز بسيار مهم مي بـاشــد اگر وي شرايط سختي را سپري مي كند، اگر خسته و يا گرفتار دغدغه هاي شخصي و شغلي خود ميباشد و يا آنكه از دست كسي عصبـانـي اسـت، زمان مناسبي براي اين كار نميباشد.

10- او را دستپاچه نكنيد: شما ممكن است بخواهيـد پيـشنـهاد خود را براي جهانيان فرياد بزنيد و يا حداقل براي همسايگان مجاور خود! امـا مـراقب باشيـد اشـتـياق بـي حد شما كار دستتان ندهد. اگر وي شخص درونگرا بوده و از آن كه مـركز تـوجـه ديـگـران واقع گرديد بيزار ميباشد، بهتر است اين كار را بطور خصوصي با وي در ميان بگذاريد.

11- انتظار همه نوع پيشامدي را داشته باشيد: صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ريزي ها، امكان دارد امور دقيقا آن طوري كه شما و يا وي تصور ميكرديد پيـش نرود. خود را براي واكنشهاي احتمالي آماده كنيد.او مـمكن است دستپـاچـه شـده و يا هيجان زده گـردد و يـا آن كه كاملا آرام و بي تفاوت باقي بماند. وي ممكن است بگويد: ''بله-خيـر'' و يــا ''شايد''. شمـا مـمكن است تصور كنيد وي را كاملا مي شناسيد امـا از پـيـش داوري و آنكه پاسخ وي چگونه خواهد بود پرهيز كنيد چون ممكن است مايوس گرديد.

12- اگر پاسخ وي منفي بود مايوس نشويد: هـمـواره احـتـمال آن كـه وي ''نه''بگويد وجود دارد. اما دلسرد نشويد با او صحبت كنيد و علت عــدم آمـادگـي وي را جـويا گرديد. وي ممكن است تـنـها بـه زمـان بـيشتـري نـيـاز داشتـه بـاشـد و يا آن كـه اصلا وي دختر مناسبي براي شما نباشد. اگر اين طور باشد بهتر است همين حالا پي بـه آن بـبـريد تا آنكه پس از ازدواج.

13- خيلي زود و يا خيلي دير پيشنهاد ندهيد: زمـان معـيـنـي براي پيشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت 2 هفته از آشنايي خـود بـا وي پـيشـنــهاد ازدواج ندهيد! زمان پيشنـهاد ازدواج هنـگامي اسـت كـه شـمـا بـــراي مــدتــي كافي به يكديگر متعهد شده باشيد. همچنين زياد وقت را تلف نكنيد شجاع باشيد و حـرف دلتان را بزنيد. اگر هم خيلي هم كمرو مي باشيد، مي تـوانـيد پيــشنهاد خود را در قالب نامه براي دختر مورد علاقه خود ارسال كنيد.

mobile
سلام
جمعه 1 آبان 1388  2:52 AM
تشکرات از این پست
takhtejamshid
takhtejamshid
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 494
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


اشتباه بزرگ مردان در اولين ملاقات 

با كلي اميد و آروز به خواستگاري دختر روياهايتان رفته و پس از تشريفات و مراسمات فراوان تصميم به ملاقات او ميگيريد. قرار را تنظيم كرده و با اشتياق فراوان در روز تعيين شده به سراغش ميرويد. ولي در هـمان لحـظات ابتدايي متوجه تغيير ناگهاني در طرز برخورد او نسـبـت به خود ميشود.
ممكن است هرچه بافته ايد پنبه شده باشد. اما چـرا؟ 
متاسفانه برخي از افراد تـا مـحـوطـه هـجده قـدم خـوبجلو ميروند ولي در ضربه نهايي مرتكب اشتباه شـده و همه تلاشها را بر باد ميدهند.
در اين قسمت پنج اشتباه بزرگي كه مردان هنگام ملاقات اوليه شريك زندگي آينده خود مرتكب ميشوند را ميخوانيد.

1- او را لمس نكنيد

چه از لحاظ شرعي و چه از لـحاظ اجـتـماعي نبايد تا زمانيكه با همسر آينده خود محرم نشده ايد او را لمس نماييد.سعي نكنيد دست او را بگيريد و يا چسبيده به او بنشينيد. برخي مردان به اشتباه تصور مي كنند كه لمـس كردن باعـث روشـن شـدن موتـور طرف مقابل شـده و وي نـيـز همان كار را انجام خواهد داد. در حالي كه برعكس اين مسئـله درست ميباشد. هرقدر بيشتر سعي كنيـد دسـت او بـگيريد، بـه همان اندازه تمايل وي براي گرفتن دست شما كمتر خواهد شد.

يك مرد عاقل خودش را كنار كشيده و به همسرش اجازه ميـدهد كه در صورت تمـايلـش دسـت او را بـگيرد. بـه ايـن تـرتيب انساني باكلاس و متشخص در نظر وي جلوه خواهيد كرد.

2- درباره زنان ديگر صحبت نكنيد

درمورد همسر يا نامزد قبلي خود حرف نزنيد. در مورد دختر شگفت آوري كه روزي خيال ازدواج با او را داشتيد و در روياهاي خود او را مي پرورانديد، سختي به ميان نياوريد. فكر كنيد. وقتي زني از مرد ديگر پيش شما تعريف ميكند، دچار پريـشان حالـي مـي شويد. فضاي اولين ديدار خود را با همسر آينده تان با صحبت نكردن درباره زنان ديگر رومانتـيـك و جذاب نگاه داريد.

3- فخر فروشي نكنيد

همه زنان بارها و بارها شنديده اند، صدها و يا هزاران مرتبه.هرقدر بيشتر به لاف زدن و باليدن به خود بپردازيد، از جذابـيت كـمـتـري بـرخوردار خـواهيـد گشت. اجازه دهيد او به تدريج به محاسن شما پي ببرد.بجاي بيان قابليتهاي خود براي تحت تاثير گذاشتن وي، بگذاريد شما را به عنوان انساني مبهم و اسرار آميز كه نمي تـواند دركـش كـنـد، تجربه نمايد. اين عمل باعث خواهد شد كه او ميزان علاقه اش براي خبردار شدن از وضعيتهاي گوناگون شما از قبيل شرايط پولي، ورزشي، كاري و غيره افزايش چشمگيري بيايد.

4- گفتگو را ملايم و مثبت نگاهداريد

برخي اوقات مردان بدون فكر كردن و حتي بدو ن اينكه بدانند چه كار ميـكنند، صحـبت را به موضوعاتي سـنگين و منفي مي كشانند. هيچ دليل مفيد و سازنده اي بـراي اينـكار وجود نداشته و تنها باعث از بين بردن لطف گفتگو و كاهش اشتياق طرف مقابل خواهد شد. اين كاري روماتيك نيست! در مـورد تـروريسم، ويـروس سارس و يا اينكه مدير شما آدم بداخلاقي است،صحبت نكنيد.جزئيات دلايل جدا شدن از همسر يا نامزد قبلي خود را بازگو ننماييد. موضوعات سنگين را كنار بگذاريد!

5- در مورد مسائل جنسي صحبت نكنيد

زنان از شنيدن صـحبـتهاي جنسي متنفرند. برخي از مردان اينكار را انجام ميدهند ولي شما قرار نـيـست بـه ايـن عـمـل مـبـادرت ورزيـد چون مي خواهيد متفاوت باشيد. مايل نيستيد از طريق گفتن اينكه چقدر به مسائل جنسي اهميت ميدهيد او را تـحـت تاثـيـر قرار دهيد. دوسـت نداريد به برخي چيزها تلويحا'''' اشاره كنيد تا اين تصور را در او بوجود آورد كه ميتوانيد قهرمان روياهاي جنسي او باشيد. خير. شما ميخواهيد آرام و با كلاس باشيد. اگر در ملاقات آغازين با شريك آينده زندگي خود مسائل جنسي را پيش بكشيد در حقيقت به ميزان احساس راحتي و آرامش او حمله خواهيد كرد.

mobile
سلام
جمعه 1 آبان 1388  2:53 AM
تشکرات از این پست
takhtejamshid
takhtejamshid
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 494
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


10 قانون طلايي ازدواج موفق  

1) سعي كنيد بيشتر از آن كه در انتظار دريافت چيزي از همسرتان باشيد، چيزي به او ببخشيد. اگر هدف شما ايجاد حس رضايت و خوشبختي در همسرتان باشد، مطمئن باشيد فرصت هاي بي شماري براي رسيدن به اين هدف پيدا خواهيد كرد. در اين صورت شما نيز از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهيد شد. زيرا انسان ها همواره سعي مي كنند خوبي هاي ديگران را جبران كنند.
2) از همسرتان انتظارات غيرواقعي نداشته باشيد. اجتناب از انتظارات غيرواقعي مي تواند از بروز بسياري درگيري ها، عصبانيت ها و سرخوردگي ها جلوگيري كند. انتظار نداشته باشيد همسرتان كامل و بي نقص باشد. در ضمن هيچگاه او را با ديگران مقايسه نكنيد. 
3) سعي كنيد نسبت به همه چيز ديدي مثبت داشته باشيد. 
4) به راه هايي فكر كنيد كه مي توانيد همسرتان را نسبت به انجام كارهايي كه دوست داريد ترغيب كنيد. اگر اين روش مؤثر نبود روش هاي ديگر را امتحان كنيد و به ياد داشته باشيد كه تحسين و تعريف به موقع مي تواند يك انگيزه قوي باشد. 

5) اهداف خود را طبقه بندي كنيد و افكار خود را بر مهمترين هدفتان يعني داشتن يك محيط خانوادگي آرام و شاد متمركز كنيد. 
6) هيچ گاه با همسرتان وارد جنگ قدرت نشويد؛ به جاي اين كار با او به توافق برسيد. 
7) همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نكنيد. در عوض سعي كنيد روشي در پيش بگيريد كه از تكرار اين اشتباهات جلوگيري كند. وقتي شما همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش مي كنيد، احساسات او را جريحه دار مي كنيد و باعث آزار او مي شويد. 
8) اگر خداي ناکرده همسرتان به شما توهين کرد، سكوت كنيد و با او مقابله به مثل نكنيد. با اين كار از بروز بسياري از بحث هاي غير ضروري جلوگيري مي كنيد. اين لحظات به سرعت سپري خواهند شد و شما مي توانيد در زمان بهتري با همسرتان درباره رفتارش صحبت كنيد (البته اين بدان معنا نيست که تصور کنيد الزاماً بايد با يک همسر بدزبان و بدخو کنار بياييد و هميشه تمام کج رفتاري هاي او را تحمل کنيد؛ اين مشکل ديگري است و راه حل هاي ديگري دارد). 
9) در زمان حال زندگي كنيد. اشتباهات و وقايع تلخ گذشته را فراموش كنيد و سعي كنيد شرايط زندگي امروزتان را تغيير دهيد. 
10) همواره از همسرتان بپرسيد: براي اين كه زندگي ما شاد و دلپذير باشد، من چه كاري مي توانم انجام بدهم؟


mobile
سلام
جمعه 1 آبان 1388  2:53 AM
تشکرات از این پست
pasargad54
pasargad54
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2135
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


چگونه پيشنهاد ازدواج دهيم؟  

پيشنهاد ازدواج دادن بي شك يكي از مهمترين و بزرگترين گامهايي ميباشد كه تا به حال برداشته ايد. شما خواهان آن هـستـيد كه در آن لحظه همه چيز عالي و بـه بـهتـريـن نحو پيش رود و از آن مهمتر كه ميخواهيد پاسخ وي مثبت بـاشـد! ايـن نكـات را هــنگام دادن پيشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهيد تا شانس موفقيت شما افزايش يابد:
1- مطمئن گرديد كه فرد مناسبي را برگزيده ايد: واضح است نه! امــا حـقـيقت امر آن است كه ازدواج چيزي نيست كه بخواهيد بـخاطـر انــگيــزه هــاي آنــي وارد آن گرديد. ممكن است شما ديوانه وار همديگر را دوست داشته باشيد اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زياد دوام نخواهد آورد و يا آنكه ارزشهاي شما با ارزشهاي همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردي كه ميخواهيد با وي ازدواج كنيد ترديد داريد، بهتر است بيشتر درباره آن بيانديشيد.

2- مطمئن شويد هر دوي شما آمادگي داريد: پيـش از آنـكه پيـشنهاد ازدواج دهيد درباره آن كه در زندگي بدنبال چه اهدافي ميباشيد، حتــي اهداف 50 سال آينده خود با يكديگر صحبت كنيد. هر چه بيشتر بــا يـكديگر در مــورد آن چـه بــراي شـما حائز اهميت ميباشد گفتگو كنيد بيشتر متوجه آن ميگرديد كه آيا با يكديگر تفاهم و سازگــاري داريـد يــا خير. همچنين بايد از لحاظ مالي آمادگي داشته باشيد. اگر شما قادر نيستــيـد كــه مخارج خود را تامين كنيد، بهتر است نامزدي خود را به تعويق بياندازيد.

3- از پدر و مادر وي اجازه بگيريـد: شـما ابـتـدا بايد بدانيد كه آيا اگر پـيش از ازدواج با پدر و مادر وي مشورت كرده و اجازه بخواهيد، آنها را خوشنود ميسازد يا خير. ايـن نـكته شـايـد عـجيـب بـــنظر آيد اما شما كه نمي خـواهيد پـدر زن و مادر همسر آيـنـده خود را برنجانيد؟ اين عمل براي آنكه دلشان را بدست بياوريد بسيار موثر خواهد بود.

4- بطريقي پيشنهاد بدهيد كه خوشايند وي باشد: به پيـشنهاد ازدواج هـمچون يك هديه به بانوي زندگي خود بنگريد. آن را بـطريقـي طـرح ريزي كنيد كه باب ميل و سليقه وي بوده و مطابق با شخصيتش باشد. آيا وي رومـانتـيـك اسـت و يـا اهـل تـفريح و شوخ طبعي؟ آيا ميل دارد بطور محرمانه از وي خواستـگـاري كنـيـد و يا روي ديــوار درخـواست خود را بنوسيد؟

5- در باره هديه دادن به وي تصميم بگيريد: بـراي دختـرهـا و زنـان هيچ چيز مبهوت كننده تر از يك هديه غير منتظره و غافلگير كننده حلقه برليان نمي بـاشد. امـا اگـر تـوان مالي شما اجازه اين كار را به شما نميدهد، براي يك حلقه مناسب بودجه شما كفايت ميكند. اما حتما پيش از آنكه حلقه را خريداري كنيد از نوع سليـقه وي اطلاع يابـيد. ايـن كار را ميتوانيد با سوال كردن از دوستان و يا خانواده وي و يـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتي كه وي استفاده مي كند انجام دهيد. اما بسياري از دختران تـمايـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال بايد به خواسته هاي وي احترام بگذاريد.

6- مطمئن گرديد پاسخ وي مثبت ميباشد: هنگاميكه پيشنهاد ازدواج ميدهيد، بـايد مطمئن باشيد كه پاسخ وي ''بله'' خواهد بود. شما ميباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه كافي صحبت كرده و كــامـــلا از آن چه طرف مقابل از يك شريك زندگي بلند مدت انتظار دارد، آگاهي يافته باشيد. درست است كه ميخواهيد پيشنهاد ازدواج شــما براي او سورپريز باشد اما نبايد بي مقدمه دست به اين كار بزنيد.

7- افراد زيادي را از قصد و تصميم خود آگاه نسازيد: شـما مـمكن اسـت وسوسه شويد كه قصد خود را با دوستان و خانواده خود در ميان بگذاريد. امـا عـاقلانه تر آن است كه اين خبر را تنها با يكي دو تا ازدوستان و يا نزديكان صميـمــي خود در ميان گذاشته و به آنها اطمينان داشته باشيد كه رازدار و محرم اسرار شما ميباشند.

8- پيشنهاد خود را از حفظ نكنيد: صرفنـظر از آنـكه كـجـا و چــگـونــه پــيشنهاد ازدواج مي دهــيد، بايد آن با نهايت صداقت و ابراز عشق حقيقي شما نسبـت بـه وي هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهايي كه ميخواهيد به او بـزنــيد يادداشت برداريد اما دقيقا آنها را از بر نكنيد. در آن لحظه به وي بگوييد كه چرا وي يـك فرد استـثـنايي بـوده و چـرا شما خواهان آن ميباشيد كه باقي عمر خود را با وي سپري كنيد. بـايـد جملات شما از دلتان برآيد او ميخواهد با يك مرد ازدواج كند و نه يك ربات!

9- مكان و زمان مناسب را بيابيد: مكاني كـه پيـشـنهاد ازدواج مـي دهـيد مي تواند: رسـتوران، پارك، سينما و يا لب دريا باشد.اما بهتر است مكاني انتخاب گردد كــه بــراي هر دوي شما خاطره انگيز بوده و شما را به ياد خاطرات گذشته بيندازد. فـاكتور زمان نيز بسيار مهم مي بـاشــد اگر وي شرايط سختي را سپري مي كند، اگر خسته و يا گرفتار دغدغه هاي شخصي و شغلي خود ميباشد و يا آنكه از دست كسي عصبـانـي اسـت، زمان مناسبي براي اين كار نميباشد.

10- او را دستپاچه نكنيد: شما ممكن است بخواهيـد پيـشنـهاد خود را براي جهانيان فرياد بزنيد و يا حداقل براي همسايگان مجاور خود! امـا مـراقب باشيـد اشـتـياق بـي حد شما كار دستتان ندهد. اگر وي شخص درونگرا بوده و از آن كه مـركز تـوجـه ديـگـران واقع گرديد بيزار ميباشد، بهتر است اين كار را بطور خصوصي با وي در ميان بگذاريد.

11- انتظار همه نوع پيشامدي را داشته باشيد: صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ريزي ها، امكان دارد امور دقيقا آن طوري كه شما و يا وي تصور ميكرديد پيـش نرود. خود را براي واكنشهاي احتمالي آماده كنيد.او مـمكن است دستپـاچـه شـده و يا هيجان زده گـردد و يـا آن كه كاملا آرام و بي تفاوت باقي بماند. وي ممكن است بگويد: ''بله-خيـر'' و يــا ''شايد''. شمـا مـمكن است تصور كنيد وي را كاملا مي شناسيد امـا از پـيـش داوري و آنكه پاسخ وي چگونه خواهد بود پرهيز كنيد چون ممكن است مايوس گرديد.

12- اگر پاسخ وي منفي بود مايوس نشويد: هـمـواره احـتـمال آن كـه وي ''نه''بگويد وجود دارد. اما دلسرد نشويد با او صحبت كنيد و علت عــدم آمـادگـي وي را جـويا گرديد. وي ممكن است تـنـها بـه زمـان بـيشتـري نـيـاز داشتـه بـاشـد و يا آن كـه اصلا وي دختر مناسبي براي شما نباشد. اگر اين طور باشد بهتر است همين حالا پي بـه آن بـبـريد تا آنكه پس از ازدواج.

13- خيلي زود و يا خيلي دير پيشنهاد ندهيد: زمـان معـيـنـي براي پيشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت 2 هفته از آشنايي خـود بـا وي پـيشـنــهاد ازدواج ندهيد! زمان پيشنـهاد ازدواج هنـگامي اسـت كـه شـمـا بـــراي مــدتــي كافي به يكديگر متعهد شده باشيد. همچنين زياد وقت را تلف نكنيد شجاع باشيد و حـرف دلتان را بزنيد. اگر هم خيلي هم كمرو مي باشيد، مي تـوانـيد پيــشنهاد خود را در قالب نامه براي دختر مورد علاقه خود ارسال كنيد.

سه شنبه 5 آبان 1388  2:46 AM
تشکرات از این پست
pasargad54
pasargad54
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2135
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


اشتباهات منجر به طلاق 

هرساله ميليون ها نفر در سراسر دنيا از يكديگر جدا مى شوند و خود، والدين و كودكان خود را دچار پيامدهاى بعد از طلاق مى كنند. متاسفانه آمار طلاق نيز در كشور ما به طرز وحشتناكى در حال گسترش است. پديده طلاق از آنجايى براى جامعه شناسان حائز اهميت است كه هسته مركزى خانواده هاى نسل آينده بشر در خطر است. امروزه زوج هاى جوان بدون توجه به عواملى كه والدين آنها در گذشته براى شناخت همسر مناسب استفاده مى كردند ازدواج كرده و فكر مى كنند كه روش هاى مطمئن ولى قديمى گذشته براى زندگى در عصر حاضر كاربردى ندارند. متاسفانه ازدواج هايى كه اين روزها صورت مى گيرد بيشتر از آنكه جنبه خانوادگى داشته باشد جنبه عاطفى داشته و بدون شناخت كافى از روحيات و ويژگى هاى اخلاقى طرف مقابل صورت مى گيرد. در كنار مواردى كه از درون باعث از هم پاشيدگى خانواده مى شود گاه عواملى از دنياى خارج باعث ايجاد مشكلات گوناگون در محيط خانواده و نهايتاً طلاق مى گردد. اين مقاله براساس نظرات بيش از ده ها خانم و آقايى نوشته شده است كه از همسران سابق خود جدا شده اند و زمانى متوجه اشتباهات خود شده اند كه ديگر دير شده و فرصتى براى آنها باقى نمانده بود ولى شايد هنوز براى شما دير نشده باشد و بتوانيد با انجام اقدامات موثر زندگى خانوادگى تان را از تباهى نجات دهيد. اولويت مطالب ذكر شده براساس بيشترين مواردى است كه زندگى زناشويى را به سمت دروازه طلاق هدايت مى كند.
۱- به والدين تان اجازه دخالت ندهيد 
اين قانون طبيعت است كه هر موجودى در طبيعت روزى بايد مستقل شده و روى پاى خود بايستد. اين حقيقت همان قدر كه براى حيوانات صدق مى كند براى انسان ها نيز صادق است. انسان ها ازدواج مى كنند تا مستقل شوند. اشتباهى كه تعدادى از والدين مرتكب مى شوند اين است كه آنها با نيت خيرخواهانه خود يا بعضاً سنگ اندازى در زندگى فرزندان خود دخالت مى كنند. والدين با دخالت در زندگى فرزندان خود تنها زندگى آنها را تلخ مى كنند. بعد از ازدواج اگر زن يا شوهر به طور كامل از والدين خود جدا نشده باشند احتمال بروز اين مشكل در زندگى زناشويى آنها بيشتر است. معمولاً خانواده هاى تك فرزندى دوست ندارند كه فرزندان آنها بعد از ازدواج از آنها جدا شوند و بدون توجه به اين نكته كه اين كار ممكن است باعث به وجود آمدن مشكلاتى در زندگى زناشويى شود سعى مى كنند تا همسر فرزند خود را مجبور به زندگى در خانه مشترك كنند. ممكن است زوجين به علت بعضى از مشكلات مالى بخواهند تا در خانه اقوام يا والدين خود زندگى كنند. بسيارى از زوج هايى كه از همسر خود طلاق گرفته اند به اين موضوع اشاره مى كنند كه دخالت هاى بى جاى والدين نه تنها مشكلى را حل نمى كند، بلكه باعث جدايى آنها از يكديگر مى شود. 
۲- از مشاور خانواده كمك بگيريد 
در واقع مشورت با متخصصان مسائل خانوادگى به يك ضرورت اجتماعى در دنياى امروز تبديل شده است و نبايد با بى توجهى از كنار آن گذشت. اگر امروز مى خواهيد كه زندگى آرامى داشته باشيد و در پرورش و راهنمايى درست فرزندان و غيره راه خطا را نرويد (هميشه ريشه همه مشكلات در روابط زناشويى نيست، گاهى مشكلاتى كه به وجود مى آيد و ريشه زندگى خانوادگى را خشك مى گرداند به علت اختلافاتى است كه بر سر نحوه تربيت فرزندان به وجود مى آيد) مى توانيد از نظرات يك كارشناس براى اداره هرچه بهتر زندگى خود كمك بگيريد. براى اين كار زوجين فقط بايد كمى انعطاف پذيرى از خود نشان دهند و از گوش شنواى خود براى شنيدن نظرات درست طرف مقابل استفاده كنند. با اين حال پرسش هايى وجود دارند كه زوج ها به تنهايى نمى توانند براى آنها پاسخى پيدا كرده و در اين صورت بايد به مشاور خانواده مراجعه كنند. مشاور خانواده فقط براى تنظيم خانواده نيست. در كشورهاى اروپايى مشاور خانواده نقشى بسيار بيشتر از آن چيزى دارد كه مشاوران در كشورهاى آسيايى دارند. طبق طبقه بندى هاى تشخيص روانپزشكى مسائل و مشكلات زناشويى و خانوادگى يكى از بالاترين علل رجوع به كلينيك ها و مراكز خدمات مشاوره اى است كه اين خود گواه صحت مطالب ذكرشده است.
۳- به همسر خود بى توجهى نكنيد 
زوجين بايد از هر طريقى كه مى توانند به يكديگر محبت كنند. بعضى از زوج هاى جوان اينطور فكر مى كنند كه فقط با خريد كادوهاى گرانقيمت است كه مى توانند علاقه خود را به همسرشان نشان دهند. گاهى يك شاخه گل سرخ و يا يك عبارت «عزيزم دوستت دارم» تاثيرى بر روى همسر مى گذارد كه گرانقيمت ترين هديه دنيا نمى تواند جاى آن را بگيرد. گفت وگو با زوج هاى جوان نشان داده است كه آنها از طريق ماديات نمى توانند به عشق و عاطفه مورد نياز برسند، چيزى كه آنها خواستار آن بودند محبت و صميميت بدون قيد و شرط همسرانشان بوده است. روش هايى مثل كادو دادن، گل خريدن، بيرون شام خوردن يا... فقط جنبه كمكى دارد و به تنهايى نمى تواند در زندگى مشترك توليد عشق كند. يكى از خانم ها در صحبت هاى خود به اين موضوع اشاره كرد كه «شوهرم هر وقت من را كتك مى زد بعدش برايم هديه مى خريد تا از من معذرت خواهى كند، من هم به خاطر زندگى مشتركمان او را مى بخشيدم ولى اين كار در او به عادت تبديل شده بود. شوهر من پيش خود اين طور فكر مى كرد كه هر وقت بخواهد مى تواند مرا كتك بزند و بعدش براى من يك هديه بخرد و همه چيز را حل كند.» اين خانم علت شكست زندگى زناشويى خود را بى توجهى همسرش به نيازهاى عاطفى زندگى خود مى دانست، چيزى كه هيچ همسرى تحمل آن را ندارد. 


۴- انتظارات تان را از همسرتان مشخص كنيد 
لازمه يك ارتباط خوب در زندگى زناشويى مشخص شدن خواسته ها و محدوديت ها است. اولين قانون زندگى مشترك اين است كه انتظارات شما از همسرتان بايد منطقى باشد و دوم اينكه همسر شما نيز دقيقاً متوجه مفهوم انتظارات شما شده باشد تا جايى براى هيچ سوءتفاهمى باقى نماند. بسيارى از زوجين انتظار دارند كه بعد از ازدواج وارد يك سرزمين رويايى و پر از شادى شوند، غافل از اينكه گاهى اوقات در زندگى مشكلاتى پيش مى آيد كه ناشى از عدم درك صحيح طرف مقابل است. عدم درك نيازهاى طرف مقابل باعث ورود سرزنش به مرز عاطفى زندگى مشترك و نهايتاً از بين رفتن احساس احترام نسبت به يكديگر مى شود. 
يكى از سئوالاتى كه زوجين بايد از خود بپرسند اين است كه براى جلوگيرى از ايجاد تشنج در زندگى از چه چيزهايى بايد صرف نظر كنيم؟ مطرح كردن اين سئوال خيلى مهم است. چون نه زن و نه مرد هيچ كدام نمى توانند به تمام نيازهاى يكديگر پاسخ مثبت دهند و از اين رو بايد از تعدادى از خواسته هاى خود صرف نظر كنند. گاهى اوقات صرف نظر كردن از يك خواسته مى تواند زندگى مشترك را از رسيدن به بن بست نجات دهد. هنگامى كه زوجين فكر مى كنند تمام اقدامات و تلاش هاى آنها بى نتيجه است مى بايستى موضع خود را عوض كنند. اين يك اصل استراتژيك در زندگى زناشويى است. با اين كار احساس عدم توانايى كاهش پيدا مى كند و خشم و كينه اى در زوجين نسبت به يكديگر به وجود نمى آيد. فراموش نكنيد هنگامى كه به خاطر همسرتان از خواسته اى مى گذريد با اين كار به او نشان مى دهيد كه چقدر او را دوست داريد و با شهامت مسئوليت زندگى تان را به دست گرفته ايد. 
۵- از اعتياد دورى كنيد 
پديده شوم اعتياد نه تنها باعث از بين رفتن فرد مى شود بلكه كانون زندگى مشترك را نيز از بين مى برد.اين درست نيست كه زندگى مشترك فقط به بهانه اعتياد همسر به طلاق منتهى شود. در اعتياد يك شخص عوامل مختلفى نقش دارند. بهترين كمكى كه كسى مى تواند به همسر معتاد خود بكند اين است كه به جاى اينكه او را در اين زمان طرد كند به او فرصتى بدهد تا سلامتى خودش را بازيابد. طلاق در زمان اعتياد نه تنها وضعيتى را بهتر نمى كند بلكه سبب پيچيده تر شدن درمان براى همسر بيمار مى شود. فراموش نكنيد كه همسرانى كه در لحظات بيمارى و سختى همسر خود را رها نمى كنند و او را عاشقانه دوست مى دارند همسران واقعى هستند. 
۶- طلاق آخرين مرحله است 
متاسفانه بزرگترين اشتباهى كه زوج هاى جوان در ابتداى زندگى مشترك خود مرتكب آن مى شوند اين است كه فقط به تفاهمات اوليه و زودگذر خود فكر مى كنند و به سراغ اختلاف نظرهاى اساسى نمى روند و بعد از گذشت مدت زمان كوتاهى به اين نتيجه مى رسند كه به درد يكديگر نمى خورند و تنها راهى كه براى آنها باقى مانده است طلاق است. در هر زندگى زناشويى مواردى پيش مى آيد كه همسرى به وظايف خود عمل نمى كند و ممكن است رفتارى نامناسب نيز داشته باشد. اين اتفاقات در زندگى غيرطبيعى نيستند. شايد به نوعى بتوان گفت كه اين اتفاقات نوعى آزمايش الهى هستند و آزمون زوجين اين است كه ببينند آيا مى توانند سربلند بيرون بيايند! مشكلات زندگى زناشويى فقط در خانواده شما وجود ندارد بلكه در تمام خانواده ها و در مقياس مختلف وجود دارد. تنها كارى كه زوجين بايد در قبال اين مشكلات انجام دهند اين است كه زياد سخت نگيرند و با حمايت و راهنمايى هاى خود به همسرانشان كمك كنند تا زودتر به مدار طبيعى زندگى شان برگردند. در واقع با واقع گرايى و نه آرمان گرايى مى توان تمام مشكلات زندگى زناشويى را حل كرد، ولى مشكل اين است كه زوجين زمانى را كه بايد صرف ريشه يابى مشكلات خود كنند هدر مى كنند و به اصطلاح از اين شاخه به آن شاخه مى پرند و در نهايت فكر مى كنند كه با عوض كردن همسر خود مى توانند مشكلات را از بين برده و زندگى جديد لذت بخشى آغاز كنند.
۷- حرف آخر: عشق وام بانكى نيست 
خوشبختى در روابط زناشويى مانند پول است، به راحتى مى توان آن را به دست آورد اما نگه داشتن آن براى مدت زمانى طولانى كار هر كسى نيست. زوجين كار مى كنند، پول درمى آورند و هزاران سختى و مشكل را پشت سر مى گذارند تا به خوشبختى برسند و بتوانند با كسى كه دوستش دارند به راحتى زندگى كنند. وقتى كه هنوز با يكديگر ازدواج نكرده اند حاضرند براى جلب رضايت همديگر خودشان را به آب و آتش بزنند ولى بعد از ازدواج ديگر از تب و تاب اوليه مى افتند. چرا عشق برترين اسم و دوست داشتن قشنگ ترين فعل دنياست و جملاتى كه در آنها از اين اسم و فعل استفاده شده باشد براى انسان ها ارزش بسيارى دارد. شنيدن عبارت دوستت دارم حتى از زبان يك غريبه براى انسان خوشايند است، چه برسد به اينكه همسرى اين جمله را از زبان كسى بشنود كه او را دوست دارد. آيا زندگى مشترك كمتر از آن است كه نخواهيد براى حفظ آن دوباره خودتان را به آب و آتش بزنيد؟ مطمئن باشيد يك پدر موفق بودن، يك همسر فوق العاده بودن ارزش آن را دارد كه بخواهيد به خاطر آن دوباره از خود فداكارى نشان دهيد. فراموش نكنيد كه با ازدواج به آخر خطر نرسيده ايد بلكه تازه به شروع همه چيز رسيده ايد و بايد براى حفظ زندگى مشترك خود تلاش كنيد تا نتيجه تمام زحمات گذشته شما به هدر نرود. اكنون كه صاحب يك زندگى شده ايد بايد بدانيد كه به منظور تقويت آن بايد چه كارهايى انجام دهيد تا بتوانيد خوشبختى را در روابط زناشويى تان بيمه كنيد.


سه شنبه 5 آبان 1388  2:47 AM
تشکرات از این پست
pasargad54
pasargad54
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2135
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


60 نكته شیرین درباره ی ازدواج  

درباره ازدواج بسیار گفته و شنیده ایم. اما مطالبی كه در زیر می آید شاید برای شما تازگی داشته باشد.

از میان ضرب المثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب كرده ایم. بسیاری از این حرف ها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفته ها می تواند برای عده ای حكم كلید راهنما را داشته باشد.

1-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)

2- مردی كه به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

3- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )

4- زنی سعادتمند است كه مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی )

5- زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )

6-زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

7- زن و شوهر اگر یكدیگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی )

8- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی )

9- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

10-داماد كه نشدی از یك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )

11- دو نوع زن وجود دارد؛ با یكی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی )

12- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق كن . ( ضرب المثل آذربایجانی )

13- برا ی یافتن زن می ارزد كه یك كفش بیشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چینی )

14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب كن . ( ضرب المثل چینی )

15- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شكمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی)

16- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی )

17- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)

18- ازدواج مثل یك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی )

19- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )

20- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )

21- ازدواج مثل اجرای یك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط یك اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممكن خواهد بود. ( بورنز )

22- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند )

23- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون )

24- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی)

25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنیم . ( خانم پرل باك )

26- با زنی ازدواج كنید كه اگر ” مرد ” بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)

27- با همسر خود مثل یك كتاب رفتار كنید و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)

28- برای یك زندگی سعادتمندانه ، مرد باید ” كر ” باشد و زن ” لال ” . ( سروانتس )

29- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ ” شجاعت ” می خواهد. ( كریستین )

30- تا یك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یكدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز )

31- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز كنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانكلین )

32- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )

33- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

34- ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو ” زنده ” می شوند و اگر ” بد ” شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی )

35- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )

36- شوهر ” مغز” خانه است و زن ” قلب ” آن . ( سیریوس)

37- عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

38- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . ( لرد لوچستر)

39- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بیكر)

40- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آینده اش . ( سینكالویس)

41- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور )

42- ازدواج كنید، به هر وسیله ای كه می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یك همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط)

43- قبل از رفتن به جنگ یكی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن . ( یكی از دانشمندان لهستانی )

44- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( كارول بیكر)

45- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا كریستی)

46- هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)

47- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )

48- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نیست ، تحمل كند. ( كینهابارد)

49- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پیدا می كنند. ( شاو)

50- وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه كنی ، مهمان هایت را یك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ایرلندی )

51 – هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. ( ضرب المثل اسكاتلندی)

52 – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن . ( ضرب المثل آلمانی )

53 – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی . ( شارل بودلر )

54 – دوام ازدواج یك قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندی )

55 – ازدواج پدیده ای است برای تكامل مرد. ( مثل سانسكریت )

56 – زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می كند . (ضرب المثل آلمانی )

57 – ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارك تواین )

58 – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر )

60 – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. ( شارل بودلر )


سه شنبه 5 آبان 1388  2:47 AM
تشکرات از این پست
pasargad54
pasargad54
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2135
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


15 نكته اي كه پيش از ازدواج بايد بدانيد  

"ازدواج یک نـهاد فـوق الـعـاده اســت، امـا آیا کسی دوست دارد کـه در یـک نـهـاد قــرار بگیرد؟" ازدواج یکی از مـهمترین صمیماتی است که شما در زندگی خـود می گیرید. من و هـمسرم 28 سـال پیش با هـم ازدواج کـردیــم. در آن زمان خیلی از چیزهایی را که الآن می دانیم را نمی دانستیم و
 مـطمئن هسـتم کـه تـعداد زیـادی از افراد نیز هستند که از همان موارد مشابه اطلاع کافی ندارند. خداوند به من کمک کرد تا بتوانم 12 نمونه از بینش هایی را که قبل از ازدواج طرفین رابطه باید نسبت به آن آگاهی داشته باشند را در این قسمت برای شما تشریح می کنم.

----------------------

1- ازدواج از سوی خدا برنامه ریزی و طراحی می شود. به همین دلیل در این امر خیر باید به دنبال رهنمود های خداوند باشیم. اغلب اوقات ما کاری را انجام می دهیم که دیده ایم دیگران انجام می دهند. افراد مختلف ایده های متفاوتی نسبت به ازدواج دارند، اما نمی توانیم نظر همه افراد را در مورد ازدواج بدانیم و در عین حال باید به خاطر داشته باشیم که چیزی که در مورد یک زندگی مشترک کار می کند، ممکن است در مورد سایر زندگی های مشترک درست از آب در نیاید. بنابراین به حرف چه کسی باید گوش کنید؟ خوشحالم که این سؤال برای شما پیش آمد. به عقیده من باید مطالعه خود را زیاد کرده و در برخی مواقع به کتب مذهبی نیز مراجعه کنید. از جمله کتاب های مفید در این زمینه می توان به موارد زیر اشاره کرد: "پیش از اینکه بله بگویید" نویسنده  نورمن رایت، "خیلی زود، خیلی صمیمی" نویسنده جیم تالی.

2- به نظر من بهتر است پیش از ازدواج چند جلسه مشاوره خانوادگی را طی کنید. مراکز مشاوره ای وجود دارند که می توانند به شما کمک کنند تا در وهله اول خودتان را بهتر بشناسید و سپس ببینید چه کسی می تواند شریک مناسبی برای زندگی با شما باشد. سوابق خانوادگی، خصوصیات اخلاقی، و سایر جنبه های زندگی توسط مشاور تحلیل و بررسی می شود. یک سری سؤال های از پیش تعیین شده در داخل یک پرسشنامه تهیه و تدوین شده اند و پر کردن آن می تواند کار جالب و سرگرم کننده ای باشد.

3- زمانی که تازه وارد زندگی زناشویی می شوید، شور و هیجان بسیار زیادی از قبل از عروسی تا ماه عسل وجود دارد. به مرور زمان همه شور و هیجان ها آرام می گیرد و شما آهنگ زندگی جدید خود را احساس می کنید. در این زمان ناگهان نگاهی به شریک زندگی خود می اندازید و از خودتان سؤال می پرسید که: "چرا من اینکار را کردم؟" برخی از افراد به این مرحله که می رسند قدری می ترسند و احساس می کنند که کار اشتباهی انجام داده اند. باور کنید که این مسئله یک امر کاملاً عادی است. اولین دعوای شما شکل می گیرد و بر سر این مطلب که کاغذ توالت باید از کدام سمت قرار بگیرد، با هم جر و بحث می کنید. به مرور زمان یاد می گیرید که باید مصالحه و سازش بیشتری با هم داشته باشید. به هر حال در همه مراحل زندگی انسان ها با شک و تردید های مختلفی روبرو می شوند. آگاهی از این مطلب می تواند شما را آرام کند. شما یک فرد کاملاً نرمال هستید.

4- برای تفریح وقت بگذارید. یک زندگی موفق نیازمند کار و تلاش است. اما شما باید برای تفریح نیز وقت بگذارید. یاد گرفتن طریقه زندگی با یک فرد جدید در یک رابطه دو جانبه صمیمی، نیازمند تلاش هر دو نفر است. باید یاد بگیرید چگونه می توانید با هم ارتباط برقرار کرده و یکدیگر را درک کنید، در سمینارهای مربوط به ازدواج، و زندگی مشترک شرکت کنید، هم فال است و هم تماشا. تفریح و خوشحالی را تبدیل به خاطره ای نامحسوس از زمان مجردی نکنید. با هم خاطرات جدید را خلق کنید. به هم توجه کنید و از بودن با هم لذت ببرید.

5- این روزها به دلیل وجود فشارهای اجتماعی و اعتقادات غیر مذهبی تاکید چندانی به عدم برقراری رابطه جنسی پیش از ازدواج نمی شود. عدم رابطه جنسی پیش از ازدواج تبیین کننده بنیان اعتماد طرفین نسبت به یکدیگر است. بسیاری از افراد هستند که به دلیل عدم اطمینان به یکدیگر ساعت های طولانی در پی تعقیب هم هستند، یکدیگر را متهم به خیانت می کنند و هیچ ارزشی برای هم قائل نمی شوند. شاید قدری بی معنی باشد، اما به هر حال اینچنین است. ما به بسیاری از زوج هایی که به هم در مورد مسائل جنسی بدبین هستند پیشنهاد می کنیم که ازدواج نکنند. منظور از عدم برقراری رابطه جنسی کلیه رفتارهای جنسی است و فقط به نزدیکی محدود نمی شود. به عنوان مثال اورال سکس و یا حتی معاشقه نیز می تواند به عنوان نوعی رابطه جنسی در نظر گرفته شود. خداوند تعیین کرده که رضایت جنسی فقط باید در زندگی مشترک وجود داشته باشد. زمانیکه با هم نامزد می کنید به هیچ وجه دلیلی وجود ندارد که رابطه جنسی برقرار کنید. طبق روایات، بستر مکان مقدسی است و خداوند خود سزای افراد هرزه را می دهد. سکس نوعی ورزش نیست که هر زمان که اراده کردید آنرا انجام دهید بلکه یکی شدن فیزیکی، عشقی، و روحی است. سکس مسئله ای است که ازدواج را ازدواج می کند. شما با شریک زندگی خود یکی میشوید. همه ما نزد خداوند جایگاه ویژه ای داریم و او می خواهد ما از هر گونه گناه، شرمساری، بیماری، حقارت و ناپاکی به دور باشیم.  او هم دوست دارد که ما صمیمانه ترین رابطه محبت آمیز را تجربه کنیم. اگر شما و نامزدتان در حال حاضر نمی توانید شهوت خود را کنترل کنید چه تضمینی وجود دارد که پس از ازدواج بتوانید این کار را انجام دهید؟

باید بدانید که ارزش های شریک زندگیتان چه چیزهایی هستند. همچنین باید از ارزش های فردی خود نیز آگاهی داشته باشید. چه چیزی برایتان اهمیت دارد؟ آیا ارزش های شما دو نفر با هم سازگار هستند. در طول مدتی که صرف قرارهای ملاقات می کنید، باید در مورد یک چنین مسائلی با هم صحبت کنید. آیا بچه می خواهید؟ اگرجوابتان مثبت است، چند تا؟ عقاید مذهبی یکسانی دارید؟ آیا از نظر مذهبی عقاید یکسانی دارید؟ این مقوله از اهمیت خاصی برخوردار می باشد, شاید وقتی که فقط با هم قرار ملاقات می گذارید و حتی در ابتدای زندگی مشترک درگیری های چندانی در مورد مسائل دینی با هم پیدا نکنید، اما زمانیکه پای بچه ها به زندگی مشترک باز میشود، معمولاً مسائل مذهبی اهمیت بیشتری پیدا می کنند، چراکه هر یک از والدین تصمیم می گیرد به فرزندش اعتقادات و ارزش های مذهبی شخصی خود را منتقل کند.

7- در مورد کلیه روابط عاشقانه گذشته با هم صحبت کنید. مسائل عاطفی گذشته را برای شریک زندگی خود باز کنید، چراکه درمیان گذاشتن یک چنین مسائل خصوصی و شخصی می تواند شما را به سطوح عمق تری از صمیمت برساند. هر کدام از طرفین حق دارند که از جزئی ترین مسائل زندگی شما آگاهی داشته باشند. زمانیکه با هم ازدواج کردید نباید هیچ نقطه مبهمی وجود داشته باشد که طرف مقابل را سورپریز کند. اگر با هم توافق می کنید که گذشته مربوط به گذشته است و بهتر است حرفی در این مورد نزنید، من به شما قول می دهم که یک روز وقتی اصلاً انتظارش را ندارید یک نفر از گذشته می آید و برای شما مشکل درست می کند. زمانیکه این اتفاق بیفتد احساس ناامنی ایجاد شده و درد و رنج بیشتری وارد رابطه می شود. اگر احساس میکنید که نمی توانید به طور کامل به طرف خود اعتماد کنید شاید هنوز به مرحله ای نرسیده باشید که آماده ازدواج باشید. این یک امتحان صداقت و آسیب پذیری است.

8- هیچ گاه سازش نکنید. درست است که هیچ انسان کاملی وجود ندارد، اما شما استحقاق بهترین همسر را دارید. برخی از افراد پیشنهاد ازدواج را فقط به دلایل زیر قبول می کنند: فکر می کنند شاید دیگر یک چنین اتفاقی در زندگی برایشان رخ ندهد، بچه دارند و شاید کسی حاضر به زندگی کردن با آنها نباشد، فکر می کنند که: "من آدم خاصی نیستم به همین دلیل حق انتخاب ندارم"، و یا "دوستش ندارم ولی این فرد با ثبات است و می تواند حامی خوبی برای من باشد. هیچ کدام از این موارد نمی توانند دلیل خوبی برای "بله" گفتن به شمار روند. از آنجایی که ازدواج را خداوند پایه ریزی کرده می تواند مکان امنی برای اجتماع دو انسان که پایبند ارزش های الهی هستند، باشد. هدف اصلی ازدواج این است که انسان ها ابتدا بتوانند عشق را در روی زمین احساس کنند تا بعدها به جمع خانوادگی بزرگ خود در بهشت بپیوندند. از خداوند بخواهید که شریک مناسب زندگیتان را پیش رویتان قرار بدهد. منتظر نشانه خداوند باشید و جان فشانی نکنید.

9- از یکدیگر سؤال های مهم بپرسید. زمانی که با هم قرار ملاقات می گذارید زمان مناسبی است که سؤال های مهم و کلیدی را مطرح کنید: در چه نوع خانواده ای بزرگ شدی؟ پدر و مادر در کنار هم زندگی می کردند یا از هم جدا شده بودند؟ با توجه به خانواده اصلی خود از زندگی مشترک خود چه انتظاراتی دارید؟ چه تصمیماتی در ابتدای زندگی برای تعلیم و پرورش بچه خواهید گرفت؟ این جمله را کامل کند: "زمانیکه ازدواج کنم و بچه دار شوم هیچ وقت...."

در مورد رابطه خود با والدین جنس مخالف خود صحبت کنید به عنوان مثال پسر و مادر، دختر و پدر. ارتباط با والدين جنس مخالف می تواند اثر مهمی بر روی نحوه رفتار ما با همسرمان داشته باشد. اگر پدر او با مادرش بدرفتاری کند به احتمال زیاد او نیز با خانمش بدرفتاری خواهد کرد. در این زمینه می توانیم یک کتاب به شما معرفی کنیم با نام "1000 سؤال برای زوج ها"

10- قبول نامزد به عنوان همسر آینده مسئله مهمی است که در همان ابتدا شما باید بر روی آن فکر کنید. برای پذیرش یک فرد دیگر شما باید ابتدا خودتان را بپذیرید. شاید در خیلی از کارها خوب ظاهر شوید اما در عین حال اموری نیز وجود دارند که شما نیاز به تمرین و ممارست بیشتری در آنها دارید. تمام این نقاط ضعف و قوت در کنار هم جمع می شوند و شما را می سازند. پذیرش سبب می شود که افراد خودشان باشند و بی قید و شرط به هم عشق بورزند، همانطور که خداوند به بنده هایش عشق می ورزد. اگر فرد احساس کند که پذیرفته نمی شود و از عزت نفس پایینی برخوردار باشد، آنوقت پذیرش خود را برای دیگران نیز سخت می کند و هیچ کس نمی تواند او را واقعاً از صمیم قلب دوست بدارد. در اینجا به اهمیت مشاوره های قبل از ازدواج پی می بریم.  زمانیکه ما دانه ای را می کاریم، بالای سر آن نمی ایستیم و نمی گوییم: "زود باش، زود باش، رشد کن، تو سریع رشد نمی کنی، خیلی کندی!" مانند گیاهان انسان ها نیز برای رشد و تعالی، نیازمند زمان هستند و برای این امر نیازمند مراقبت، اهمیت و عشق هستند، درست مانند یک گیاه که نیاز به آب و نور خورشید دارد. هر چقدر خودتان را بهتر بشناسید، آنوقت خیلی راحت تر می توانید شریک زندگیتان را بشناسید. هیچ وقت تلاش نکنید که طرف مقابل را عوض کنید.

11- نسبت به انجام هر گونه آزار و اذیتی هشیار باشید. آیا شریکتان تا کنون سعی کرده با بی حرمتی، توهین و حقارت حرف خودش را به کرسی بنشاند؟ آیا شما را با برخوردهای فیزیکی تهدید کرده؟ آیا احساس می کنید تهدید می شوید؟ آیا تا کنون مورد اصابت قرار گرفته اید؟ شما را هل داده؟ اشیاء را پرتاب می کند؟ هر زمان به هر دلیلی سیلی میزند؟ هیچ یک از رفتارهای ذکر شده قابل قبول نیستند. کسی حق ندارد شما را مورد اصابت قرار دهد و تقصیر شما هم نسیت که مورد آزار و اذیت قرار گرفته اید. آیا همسرتان قصد دارد تا شما را از دوستان و کسانیکه دوستشان می دارید، دور کند؟ با مشاهده هر یک از این موارد باید یا رابطه را تمام کنید و یا به آنها بگویید تا زمانیکه به روانپزشک مراجعه نکنند، قادر به ادامه رابطه نخواهید بود. خودتان را گول نزنید، هر رفتار بد قبل از ازدواج، پس از ازدواج چند برابر بدتر خواهد شد. همه روزه افراد بسیار زیادی قربانی خشونت کسانی می شوند که آنها را می شناسند. لطفاً این مسئله را جدی بگیرید.

12- زمانی را نیز به عبادت دو نفری اختصاص دهید. ارزش این کار آن است که وقتی یک زندگی روحانی را پایه ریزی می کنید، در مسیری قرار می گیرید که خداوند در تمام مراحل زندگی حامی و پشتیبانتان خواهد بود. در یک ازدواج روحانی 3 طرف وجود دارد: شما، خدا، همسرتان. در زمان بروز مشکلات پیروی از رهنمون های الهی می تواند بزرگترین کمک را به شما کند.

13- نکته اضافی: افراد مجردی که بچه دارند؛

زمانی که پای بچه ها به میان می آید، لطفاً از آنها سؤال کنید که احساسات خودشان را با شما در میان بگذارند. اگر احساسات منفی داشتند، روی این مسئله دقیقتر بشوید و به دنبال علت ها بگردید. من به شدت توصیه می کنم که تمام افرادیکه در ازدواج دخیل هستند تحت مشاره قرار بگیرند. باید برنامه هایی پیرامون تسهیل ارتباط میان همه افراد طراحی و تنظیم شود. اگر هر دو طرف بچه داشته باشند همه باید در مشاوره های خانوادگی پیش از ازدواج شرکت کنند. کتاب پیشنهادی "قبل از ازدواج مجدد"

14- نکته اضافی: ازدواج با کسی که بچه دارد؛

از خود این سؤالات را بپرسید: آیا من با احساسات کودکان می توانم هماهنگ شوم؟ آیا می توانم به حرف های آنها گوش دهم؟ ایا آنقدر انعطاف پذیری دارم که بتوانم با آنها سازش کنم؟ آیا می توانم کلاس ها، کتب و مشاوره های لازم در این زمینه را پشت سر بگذارم؟ و برای آقایون: آیا می توانم مردانگی خود را وقف کنم و نکات منفی بچه ها را تحمل نمایم؟ آیا تصور می کنید که همسرتان بتواند از پس بچه ها بربیاید؟

15- تست های پزشکی

پیش از ازدواج توصیه می شود آزمایشات زیر را انجام دهید:

تست HIV، هپاتیت C، هپاتیت B و آزمایش خون

سه شنبه 5 آبان 1388  2:48 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها