0

ازدواج

 
pasargad54
pasargad54
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2135
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


زنان احساس گرا، مردان قدرت مدار  

تحقیقات علمی نشان میدهد كه 75% عمر هر كدام از ما صرف ارتباط با دیگران می شود. ولی فقط 10% انسانهای كره زمین می دانند چگونه ارتباط برقرار كنند و 90% ما بلد نیستیم و چون ارتباطهایمان مناسب نیست در خانواده، در دانشگاه، در محل كار و... دائم دچار مشكل هستیم و دائم از هم گله داریم. زمانی که وارد زندگی مشترك می شویم، به هم لطمه می زنیم و بعد هم می گوییم ما به درد هم نمی خوریم. چرا ما برای شناخت یكدیگر سرمایه گذاری نمی كنیم؟

خودمان را به شناخت یكدیگر ملزم کنیم . هر چه اطلاعاتمان از یكدیگر بیشتر باشد به یكدیگر بهره می رسانیم در غیر اینصورت به هم لطمه می زنیم .

طبق یك تحقیق در فرانسه در مورد مذكر یا مؤنث بودن كامپیوتر نتایج زیر به دست آمد: خانمها گفتند: كامپیوتر مذكر است چون 1- وقتی بهش عادت می كنیم خیال می كنیم دیگر بدون آن از پس هیچ كاری برنمی آییم. 2- داده هایش خیلی زیاد است ولی هوشمند نیست. 3- قرار است مشكلات را حل كند ولی در اكثر مواقع مشكل اساسی خودش است. 4- وقتی پایبندش می شوی تازه می فهمی اگه صبر كرده بودی بهترش گیرت می آمد. آقایان گفتند: كامپیوتر مؤنث است چون 1- همینكه پایبندش شدی هرچی پول در میاری باید خرجش كنی و لوازم جانبی براش بخری. 2- مؤنث است چون به غیر از كسی كه خلقش كرده است هیچكس از درونش سر در نمی آورد. 3- كوچكترین اشتباهات را در حافظه دراز مدت خودش نگه داشته یک روز به خودت برمیگرداند. این مطالب گزیده ای از شناخت افراد از جنس مقابلشان است.

تفاوت زنان و مردان

زن و مرد با هم تفاوتهایی دارند که اگر این تفاوتها را بشناسیم، و به آنها احترام بگذاریم و آنها را مد نظر قرار بدهیم اتفاقات خوبی می افتد. دیوارهای رنجش و سوءظنی كه نسبت به هم داریم فرو می ریزد. سوءتفاهم ها و توقعات بیجا از بین می رود. به جای اینکه تلاش كنیم همدیگر را عوض كنیم، باید تلاش كنیم با هم همكاری كنیم و همسو شویم و زندگی قشنگی را درست كنیم. دوست داشتن مرد و زن متفاوت است. مرد دیگران را مردانه دوست دارد و ابزار این دوست داشتن هم مردانه است و زن زنانه. آقایان و خانمها در ساختار با هم متفاوتند یعنی در ادراك، احساس، اندیشه، واكنش و ابراز عشق با هم متفاوتند تفاوتهای جدی و عمیق.

مغز آقایان در آن واحد روی یك كار متمركز میشود. ولی مغز خانمها می تواند روی چند كار متمركز شده یعنی می توانند چند كار را با هم انجام دهند.

 آقایان در آن واحد می توانند از یك نیمكره مغزشان استفاده كنند ولی خانمها از هر دو نیمكره استفاده می كنند. مغز آقایان تخصصیتر از خانمهاست ولی مغز خانمها عمومیتر است. و اگر لازم باشد همه بخش های آن فعال می شود. نیمكره راست با ادراك و احساس كار دارد و نیمكره چپ با منطق و تحلیل و... . وقتی آقا در آن واحد در یكطرف مغزش است نمی تواند هم خیلی منطقی باشد هم رمانتیك یعنی طول می كشد تا اطلاعات از نیمكره راست به چپ منتقل شود.

رنگها: در تشخیص رنگها آقایان چشمشان محدودتر از خانمها عمل می كند. آقایان رنگهای اصلی را خوب تشخیص می دهند.( قرمز- آبی- زرد). خانمها غیر از اینها شیری- نیلی- ارغوانی- سدری و بنفش را خیلی خوب تشخیص می دهند. بنابراین داروها با رنگهای خاص تأثیر بیشتری در خانمها خواهد داشت.

پوشش: لباسی كه آقایان می پوشند بر اساس این است كه چه شغلی دارند و می خواهند قدرتشان را با آن نشان دهند. ولی خانمها با توجه به حالات و احساسات درونیشان لباس می پوشند.

زبان بدن: ما وقتی صحبت می كنیم علاوه بر كلامی كه بر زبان گفته می شود عضلات صورت، ابرو، دست و... نیز حرکاتی انجام می دهند. خانمها به زبان بدن آشنایی کامل دارند اما آقایان آشنایی ندارند. لذا بهتر است آقایان اگر خواستند به خانمشان دروغ بگویند رو در رو دروغ نگویند چون فرم بدن دروغ آنها را آشکار می کند. همچنین اگر آقا بیمار شود خانم سریع می فهمد ولی آقایان بسیار دیر متوجه بیمارشدن خانمشان می شوند.

شنوایی: آقایان در شنیدن صدای زیر ضعیف تر عمل می کنند. مثلاً اگر شب هنگام نوزادتان گریه كند آقا واقعاً متوجه نمی شود و خواب است. می توانید آقا را صدا كنید و بگویید بچه گریه می كند و مراقب بچه باش.

توجه: آقایان توجه دیداری دارند و خانمها شنیداری. مثلاً هنگامی كه با یك آقا صحبت می كنید اگر نگاهتان كرد حرف شما را می شنود در غیر اینصورت نه. اگر با خانمی صحبت می كنید و نگاهتان هم نكند می شنود. ولی بهتر است هر دو طرف رعایت حال همدیگر را بكنیم. مثلاً خانمها به آقایان نگاه كنند و آقایان به خانمها توجه كنند. آقایان جزئیات را نمی توانند ببینند چون جزئیات با دید نزدیك درك می شود. 

بهتر است خانمها لیست كار آقایان را تهیه كنند و از آن ها كمك بخواهند. جزئیات را به آقایان گوشزد كنید.

حساسیت لمسی خانمها 10 برابر بیشتر از آقایان است . ذائغه آقایان بیشتر روی شوری و تلخی حساس است ولی خانمها نسبت به شیرینی حساس هستند و بیشترین مشتری قنادیهای دنیا خانمها هستند. آقایان وقتی جایی كار می كنند می خواهند با هم رقابت كنند ولی خانمها می خواهند همكاری كنند. آقایان هدفمدار یا هدفگرا هستند خانمها رابطه مدار یا رابطه گرا. مثلاً خانمها در رستوران همدیگر را با اسم كوچك صدا می كنند ولی آقایان به هم لقب می دهند . خانمها از خرید كردن لذت می برند. اما آقایان تحمل کمی در این مورد دارند. بهتر است قبل از رفتن به خرید برای آقا مشخص كنید كه كجا می خواهید بروید؟ چه چیزی می خواهید بخرید؟ وبرای چه كسی؟ در این صورت بهتر است و راغبتر همراه شما می آیند. 

آقایان هدفمدار یا هدفگرا هستند خانمها رابطه مدار یا رابطه گرا.

ابراز احساسات: آقایان برای اثبات علاقه شان به خانمها حاضرند سه كار داشته باشند، از بلندترین كوه بالا بروند و چیزی برای خانمشان بخرند. ولی خانمها اینها را نمی خواهند و دوست دارند بهشون ابراز احساسات كنید. توجه كنید و او را ببینید. آقایان به دنبال اثبات قدرت خویش هستند. از توانمندیشان روی مسائل تكنیكی و فنی و در مورد دستگاههای جدید و مهارتهای فردی صحبت می كنند. و در قبال پرسش ها پاسخ  كوتاه می دهند.

زمانی که خانمها صحبت می كنند كه شما گوش بدهید نه آن که راهکار ارائه دهید.آنها دوست ندارند جملاتشان قطع شود. خانمها معمولاً بیان غیر صریح دارند.


سه شنبه 5 آبان 1388  2:48 AM
تشکرات از این پست
pasargad54
pasargad54
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2135
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


دختر خانم، اگر قصد ازدواج دارید از این مردان 8 گانه پرهیز كنید!  

اخیراً «دكتر گینورد آدامز» سرپرست انیستیتو راهنمایی ازدواج در دانشگه پنسیلوانیا، كتابی تحت عنوان «چگونه دوست خود را انتخاب می كنید» منتشر كرده و در آن راجع به ازدواج مطالب مهمی نوشته است. در این كتاب دكتر «آدامز» دخترانی را كه قصد ازدواج دارند راهنمایی و ارشاد كرده و آنها را از ازدواج با «8» نوع مرد كه به عقیده ی او خطرناك هستند بر حذر داشته است.

 

نوع اول: مرد خودخواه و متعصب افراطی

این نوع مرد ممکن است برای زن چهار مشكل بزرگ ایجاد کند : اختلاف عقیده ی دایمی ، نزاع همیشگی ، عصبی بودن و سختی معاشرت!

 

نوع دوم: مرد عصبی مزاج

این نوع مرد ، در واقع یكی از انواع مردانی است كه دكتر آدامز اصلاً سخن گفتن با آنها را نیز برای دختران خطرناك می داند. چنین مردانی كه روحی عصبی دارند با همسر خود سر كوچك ترین مسأله نزاع و مشاجره ی سختی می كنند و یك زندگی شیرین و مفرح را به كام همسر بدبخت و بچه های بیگناه و حتی آشنایان دور و نزدیك تلخ می سازند!

 

نوع سوم : شوهر سختگیر و بی گذشت در امور مالی

 شوهری كه در امور مالی زن بسیار سختگیری می‏كند و سر سوزنی گذشت ندارد ، به درد زندگی نمی خورد. البته مقصود این نیست كه باید زن بی اجازه ی شوهر هر چه می‏خواهد خرج كند ، بلكه دكتر آدامز معتقد است كه بیشتر مشاجراتی كه در خانه روی می ‏دهد فقط بر سر پول است. حال آنكه در اصل نباید چنین باشد ، خیلی از زن و شوهرها چندان كه به پول اهمیت می دهند، هرگز برای تربیت بچه ها ارزش قایل نیستند، البته زن و شوهر به واسطه ی پول مشاجره نمی كنند، بلكه در اكثر اوقات طریقه ی خرج كردن آن است كه موجب سر و صدا و نزاع ایشان می‏گردد. پس زنی كه به خوبی مدیریت خانه را انجام می‏دهد، پول را با حساب و كتاب و مناسب خرج می‏كند و یك شاهی را هم حرام نمی كند و باز مورد شماتت و سختگیری شوهر قرار می گیرد، حق دارد گلایه مند باشد.

 

نوع چهارم : مردی كه سریع و آسان دروغ می گوید!

شوهرانی كه برای پیشرفت مقاصد خود ، دروغ های كوچكی می گویند و یا گاه این كار را برای تمسخر همسر خود انجام می‏دهند. بالاخره یك روز كارشان به دادگاه خانواده می كشد. این گروه مردان همواره در دنیایی از وهم و خیال در پروازند و معمولاً فراموشكار هم می‏شوند و تمام دروغ هایی را كه گفته اند از یاد می برند چون از قدیم گفته اند كه «دروغگو همیشه فراموشكار است! »

 

نوع پنجم : مردان فراری از میدان مبارزه!

پنجمین گروه مردانی هستند كه از موانع و مشكلات فراری هستند و به جای اینكه از مشكلات زندگی استقبال كرده و در رفع آن كوشا باشند ، فرار را بر قرار ترجیح می‏دهند. طبیعی است مردانی كه حاضر نیستند به جنگ موانع و مسایل زندگی بروند و همواره میدان مبارزه را ترك می گویند، در زندگی زناشویی هم برای همسر خود تكیه گاه مناسبی نخواهند بود.

 

نوع ششم : مردان نامنظم و بی ادب در نزاكت!

ازدواج با مردان نامنظم و به دور از ادب و نزاكت نیز به صلاح نیست. بی نظمی خواه در تعیین وقت ، خواه در لباس و غذا و یا هر چیز دیگر، شما را از زندگی بیزار می‏كند.

 

نوع هفتم : مردانی متعلق به خویشاوندان خود!

شوهری كه فقط به اقوام و خویشان خودش تعلق دارد نیز از جمله شوهرانی است كه ابداً به درد شما نمی خورد. چون این گونه مردان اصلاً به شما متعلق نیستند و از آن دردانه های عزیز كرده ی پدر و مادر خود هستند كه می خواهند همیشه كنار آنها باشند . پس چه وقت می‏تواند به شما رسیدگی كند، چه وقت فرصت حرف زدن با شما را دارد؟ سرپرست انیستیتو راهنمایی ازدواج اعتقاد دارد كه زندگی با این نوع مردان، همواره اختلاف در منزل به وجود می آورد و حرف‏های بی مورد و بی ارزش همیشه در منزل شما منعكس می‏شود كه به دنبال خود دعوا مرافعه خوهد آورد.

 

نوع هشتم : مردان راحت طلب!

شوهر راحت طلب، از جمله خطرناكترین مردان جهان خلقت است . مردی كه بی هدف و بیهوده پشت شیشه رستورانی نشسته، از پنجره بیرون را تماشا می كند و پك به سیگارش می زند و وقت كشی می كند، یا مردی كه در خیابان بدون برنامه مشغول قدم زدن است و یا با اتوبوس به اول خط و آخر خط می رود و مردم را تماشا می كند و با آسودگی خاطر وقت خود را بی سبب تلف می كند، موجودی است كه خوشبختی در كنار او امكان ندارد، بلكه اساساً زندگی با چنین مرد راحت طلب و بی درد و سهل گذرانی به هیچ وجه صلاح نیست.


سه شنبه 5 آبان 1388  2:49 AM
تشکرات از این پست
pasargad54
pasargad54
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2135
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


فواید جالب ازدواج کردن 

محققان پس از سالها تلاش به نتايجي رسيده اند که سالها پيش خداوند خصوصا در قران به آن اشاره کرده است. موفقيت در ازدواج تنها در تامين ماديات خلاصه نمي شود بلکه بايد براي رسيدن به آن تلاش کنيم. تحقيقات گوياي اين مطلب هستند که تمام افراد خانواده در يک زندگي مشترک سالم سعادتمند و کامل از مزاياي آن بهره مند خواهند شد همه ما مي دانيم که خداوند به مزاياي زندگي مشترک آگاه است و به همين دليل بوده که زن ها و مرد ها را تشويق به ازدواج کرده و نتيجه اين تحقيقات چيزي جز سخنان خداوند نيست.
محققان پس از سالها تلاش به نتايجي رسيده اند که سالها پيش خداوند خصوصا در قران به آن اشاره کرده است. موفقيت در ازدواج تنها در تامين ماديات خلاصه نمي شود بلکه بايد براي رسيدن به آن تلاش کنيم. تحقيقات گوياي اين مطلب هستند که تمام افراد خانواده در يک زندگي مشترک سالم سعادتمند و کامل از مزاياي آن بهره مند خواهند شد همه ما مي دانيم که خداوند به مزاياي زندگي مشترک آگاه است و به همين دليل بوده که زن ها و مرد ها را تشويق به ازدواج کرده و نتيجه اين تحقيقات چيزي جز سخنان خداوند نيست.

مزاياي ازدواج براي کودکان و نوجوانان.
تحقيقات نشان مي دهد که کودکاني که در آغوش گرم خانواده بزرگ مي شوند برتي بيشتر نسبت به سايرين دارند. از آن جمله مي توان موارد زير اشاره کرد.
- احتمال ورود آنها به مدارج بالاتر علمي بيشتر است.
- از نظر آکادميک بچه هاي موفق تري هستند.
- از نظر جسمي سالم تر هستند.
- از نظر عاطفي سالم تر هستند
- احتمال خودکشي در آنها کمتر است
- ناآرامي هاي کمتري را در مدرسه از خود نشان مي دهند.
- احتمال کمتري وجود دارد که قرباني سو استفاده جنسي شوند
- کمتر از الکل و مواد مخدر استفاده مي کنند
- کمتر مرتکب جنايت مي شوند
- ارتباط بهتري با پدر و مادر خود دارند
- وقتي ازدواج کردند. احتمال طلاق کمتر است
- در ففر بزرگ نمي شوند

مزاياي ازدواج سالم براي خانم ها

تحقيقات نشان مي دهد که خانم هايي که در يک ازدواج سالم هستند نسبت به خانم هايي که از ازدواج نا موفق هستند نسبت به خانم هايي که در ازدواج ناموفق هستند مزاياي بيشتري دارند از جمله:
- از ارتباط خود راضي هستند
- از نظر احساسي سالم تر هستند
- از نظر مالي غني تر هستند
- کمتر قرباني خشونت سو استفاده هاي جنسي و يا ساير جرم ها مي شوند
- تلاش کمتري براي خودکشي انجام مي دهند.
- از الکل و مواد مخدر استفاده نمي کنند
- زير خط فقر به سر نمي برند
- با فرزندان خود ارتباط بهتري برقرار مي کنند
- از نظر جسماني سالم تر هستند
مزاياي ازدواج سالم براي مردها

تحقيقات مزاياي بسيار زيادي را در مورد مرداني که در يک ازدواج سالم هستند نسبت به ساير آقايان پيدا کرده است به نمونه زير توجه کنيد
- عمر طولاني سلامت جسماني تامين مالي اشتغال بلند مدت
- دستمزد بالا ريسک کمتر در روي آوردن به مواد مخدر مشروبات الکلي داشتن ارتباط بهتر با فرزندان احتمال کمتر به ارتکاب به جرم و جنايت. احتمال کمتر در خودکشي

مزاياي ازدواج سالام براي اجتماع
زماني که در جامعه درصد افرادي که در يک ازدواج سالم هستند بيشتر شود مزاياي بي شماري به همراه آنها با اجتماع وارد مي شود .
-داشتن شهروندان سالم از نظر فيزيکي
دارا بودن شهروندان سالم از نظر احساسي
بالا رفتن درصد افراد تحصيلکرده

کاهش خشونت هاي خانوادگي
کاهش امار جرم و جنايت
کاهش ميان ارتکاب به جرم در نوجوانان و حوانان
کاهش ميزان مهاجرت
افزايش ارزش دارايي هاي افراد
کاهش نياز به خدمت مشاوره خانوادگي


سه شنبه 5 آبان 1388  2:49 AM
تشکرات از این پست
pasargad54
pasargad54
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2135
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


سئوالاتی در جلسات آشنایی دختر و پسر جهت خواستگاری و ازدواج 

 

نکاتی وجود دارد که در طرح سئوالات جلسات خواستگاری ، شناسایی دختران و پسران در رابطه هایشان یا ....، کمک می کند که فرد شناخت عقلانی ( نه احساسی) نسبت به طرفش کسب کند باید دارای شرایطی باشد که بعضی از آنها به قرار ذیل است:
1 - فکر نکنیم که سئوالات باید استاندارد شده و از پیش تعیین شده  و با جوابهای مشخص باشد، باید هنگام گفتگو مانند آدم آهنی خشک نباشیم و سعی کنیم سئوالات را در همان جلسه نسبت به هرچیزی که مبهم هست، طرح کنیم.
2 -  سئوالات کلی برای شروع خوبست ولی فایده های آن اندک هستند. مثلا این سئوالات:
نظر شما در مورد حجاب چیست؟
-  شما چه توقعی از همسر آیند ه ات داری؟
 - شما نظرت در مورد اخلاق و ایمان چیه؟
-  میعارهای شما برای ازدواج چیست؟
-  شما چه نقشی برای  زن در خانواده ، یا چه نقشی برای مرد در خانواده قائل هستید؟
چون سئوالات این چنین کلی، حتما جواب کلی دارد و جوابهای کلی چون مبهم و ناشفاف هستند ، طرفین همانطور که دوست دارند بر اساس ذهنیات خود تفسیر می کنند و این مفهوم شناخت از یکدیگر را با تحریف روبرو می سازد
3 -  به جای سئوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید. موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساس، فکری یا رفتاری نشان می دهند.
شما بهتر است به عنوان مثال به جای اینکه این سئوال کلی را بپرسید که نظرتان در مورد حجاب چیست؟ می توانید سئوالات جزئی زیر را بپرسید؟
آیا آقایان هم باید حجاب داشته باشند؟ اگر بلی چند تا مثال بزنید؟
آیا شما خانواده ای را دیده اید که به خاطر رعایت نکردن حجاب از طرف مرد گسسته شده است؟
آیا به نظر شما برای حجاب خانم حتما چادر ضروریست؟
آیا مانتو و مقنعه را حجاب می دانید؟
آیا روسری و لباس پوشیده مثل بلوز و شلوار حجاب هست؟
آیا خانم می تواند بین افراد نزدیک مثل پسر عمو، دوست ، پسر خاله، یا اقوام بدون روسری باشه؟
آیا تفاوتی بین پوششی که خانم با شوهرش داره و پوششی که با پسر خاله اش داره وجود داره، تفاوتش چیه؟
آیا به فرض پذیرش حجاب مورد نظر شما، کار خانم در محیط هایی که کاملا مردانه هست ، مثل یک کارخانه یا معدن یا ...، اشکالی داره؟
آیا یک آقا یا یک خانم  پس از ازدواج می تواند یک ارتباط عاطفی با جنس مخالف داشته باشه ؟ سطح این ارتباط را مثال بزنید؟ حدودش چقدر است؟
آیا برای یک خانم  دست دادن به یک اقوام نزدیک مثل پسر عمه را می پذیرید؟
آیا خنده ، شوخی، و سر به سر گذاشتن یک آقایی را که ازدواج کرده با خانمهای دوست و فامیل را قبول دارید، یا همین مورد را در مورد خانمها می پذیرید؟
و صدها سئوال از این دست که تمرکزشان بر جزئیات هست؟ یعنی مثالهایی که در زندگی های مختلف کم و بیش ممکن است پیش بیاید.
(این به شما بستگی دارد که سئوالهای را جزئی و با مثال و متناسب با حال و احوال خود طرح کنید)
4-  حال که در بند یک متوجه شدیم سئوال کلی نباشه و قابل انعطاف باشه و از پاسخ سئوالات قبلی در بیاید و در سئوال دوم هم جزئی سازی و شفاف سازی را گفتیم نوبت به این می رسد که این سئوالات جزئی و دقیق و عملیات را حول چه محورهایی تهیه کنیم.
 
بعضی از مهمترین محورها اینها هستند:
 
الف) سئوالات در خصوص مسئولیت پذیری و انجام وظایف فرد
مثلا شغلش، تحصیلاتش، وظایف دوستی و خانوادگی که به گردن داشته و .....
یعنی ما نمی پرسیم آیا شما مسئولیت پذیرید یا نه ، ما سئوالات دقیقی را نسبت به زندگی قبلی فرد طرح می کنیم که در صددیم که آیا فرد مسئولیت پذیر بوده است یا نه ؟
مثلا:
شما در چه تاریخی سرباز شدید، کی به سربازی رفتید؟ آیا غیبت هم داشتید؟
آیا در انجام کارها در خانواده با پدر و مادرتان مشاجراتی داشتید، آیا آنها کارهایی را به زور از شما می خواستند؟ رفتار همکارنتان با شما چگونه است؟ ( معمولا افرادی که با خانواده و همکار و ...، دیگران مشاجره دارند و ناسازگارند کسانی هستند که نسبت به انجام وظایف و مسئولیت های خود کوتاهی می کنند)
 
ب ) سئوالتی در مورد ثبات فکری و احساسی فرد
مثلا:
با سئوالتی متوجه شوید که آیا او شغل عوض کرده است؟ رشته تحصیلی خود را جابجا کرده؟ آیا با دوستان هر چند وقت یکبار قطع رابطه می کند؟ آیا به تناسب سنش چه چیزی اندوخته ؟ مثلا یک آقای 27 ساله چه میزان تحصیلات داره ، چه میزان سرمایه داره ، چه میزان تخصص داره و ....؟ چون این فرد حداقل 7 سال از بهترین زمان جوانی را در اختیار داشته در ازای آن چه اندوخته است؟ ( این سئوال با سئوالات سنتی والدینی که فقط به داشته های فرد توجه دارند متفاوت هست، مثلا ممکن است این فرد 7 سال کار کرده و سرمایه خود را خرج درمان پدر بیمارش کرده و اکنون هیچ ندارد ، ولی این فرد با ثبات هست. چون داشته هایش برای ما مهم نیست ، بلکه گذران عمرش و ثباتش در کار و زندگیش برای ما مهم هست)
-  کسی که معلوم نیست جوانی خود را چه کرده ، نه تحصیلاتش مشخصه، نه سرمایه اش و نه هنر و تخصصش ، این نقطه منفی در ثبات اوست.
- همچنین سئوال از رابطه های عاطفی او به طور مشخص مهم هست. آیا او دوست پسر یا دختری داشته؟ چند تا؟ تا چه اندازه در این رابطه ها پیش رفته است؟ و....،
 
ج ) انعطاف پذیری
این بند هم بسیار مهم هست، ما باید با طرح سئوالاتی متوجه بشویم این فرد تا چه میزان خاصیت لاستیکی و کششی دارد و حاضر به انعطاف و تغییر در نظراتش هست.
به این سئوال توجه کنید:
اگر ما آماده شده ایم به یک مسافرت راس ساعت 18 برویم، ناگهان تلفن زنگ می زند و یکی از اقوام که از شهرستان آمده اند، خواهان آدرس دقیق منزل ما هستند که به میهمانی ما بیایند، در این هنگام شما چه کار می کنید؟
نحوه پاسخگویی به این سئوال مهم هست نه خود جواب.
اگر فرد بگوید به آنها می گوییم برنامه مسافرت داریم و نمی توانیم در خدمت شما باشیم.( این نشانه عدم انعطاف هست)
اگر فرد بگوید به آنها می گوییم قدمتان روی چشم بفرمائید( این هم نشانه عدم انعطاف هست)
در حالیکه فرد منعطف به راههای دیگری به غیر از بلی یا خیر نیز توجه دارد. مثلا می گوید:
باید ببینم سفر ما چقدر اهمیت داره؟ آن فامیل کیست؟ ضرورت میهمانی او چیست؟ تاثیر رفتن به این سفر روی ما چقدر هست؟ و ....، یعنی بررسی همه جوانب  و جوابی شبیه این:
به او می گوییم قصد سفر داریم، اما خیلی دوست داریم در خدمت شما باشیم ، لذا تا ساعت
18 که وقت حرکت ماست می توانیم در خدمتتون باشیم. یا اینکه ما می توانیم هفته آینده این سفر را برویم لذا خوشحال می شویم در خدمتتون باشیم.
( فراموش نکنید اینها مثال هستند، شما می توانید مسائل دیگری را طرح کنید ، حتی گذشته فرد هم نشان می دهد که او در برابر مشکلاتی که در حوزه شغلی ، تحصیلی و خانوادگی داشته هست تا چه اندازه انعطاف پذیر و سازگار بوده است)
نکته مهم اینست که از نشانه های عدم انعطاف پذیری، عدم رابطه صحیح فرد با خانواده ، دوستان، همکاران و ...هست. یعنی کسی که نتوانسته است نسبت به خواسته های خود در قبال والدینش انعطاف نشان دهد، حتما در برابر همسر هم دارای انعطاف نخواهد بود.
 
د) تقسیم وظایف و نقش زن و مرد
شما می توانید با مثالهایی کارهایی را که در خانواده هست را مطرح کنید و از طرفتون بخواهید بگوید چه کسی این کارها را باید انجام دهد. خرید، تصمیم گیری، کارهای منزل ، نگهداری بچه ، ادامه تحصیل، تفریحات و ....
 
هـ) مسائل اقتصادی خانواده
این بند هم باید با سئوالات ریز و جزئی همراه باشد. مثلا میزان خرجی که برای جشن عروسی در نظر دارید و نوع تالار آن را مشخص کنید؟ محل مسکونی چگونه است ، کجاست؟ مشترک هست ؟ شخصی هست؟ اجاره ای هست؟ موقعیت جغرافیایی آن ؟
درآمدهای زن و مرد چگونه در خانواده هزینه می شود؟ تصمیم گیرنده کیست؟
 
و) میزان استقلال یا وابستگی فرد
مثالهایی فرضی بزنید که مثلا شما دوست دارید در شهر دیگری زندگی کنید، نظر او را جویا شوید؟
سئوالهای فرضی مطرح کنید که مادر و پدر شما یا مادر و پدر وی توصیه ای به شما دارند، شما باید چگونه با آنها برخورد کنید.
یا سئوالهایی از این قبیل: فکر می کنید هر چند روز یکبار باید به خانواده هایمان یا اقوام خود سر بزنیم؟
یا سئوالهایی از این دست که آیا پس از ازدواج مسافرت یا تفریح یکی از همسران بدون طرف دیگر به همراه دوست را می پذیرید؟ چند بار در سال یا ماه؟
 
ز) صفات شخصی و روانی:
افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، وسواس، سوء ظن، زودرنجی، کج خلقی، تنهایی، ترس ها، سابقه های بستری و درمان و .... جزء مهمترین مسائلی هست که باید بررسی شود،( شاید بررسی این بند یکی از ضرورتهایی هست که دختر و پسر باید به روانشناس مراجعه کنند). اما اگر خودشان قصد بررسی داشتند باید نشانه های این اختلالات را بشناسند، و با سئوال و دقت در نشانه ها و علائم این اختلالات پی به مشکل ببرند.
همچنین صفاتی مثل خسیس بودن( حسابگر)، ولخرج بودن( دست و دلباز)، بی خیال (اجتماعی بودن )،  منزوی و بی علاقه به تفریح،  (اهل تفکر و مطالعه بودن)، پیگیر بودن( سمج)، سهل انگار نبودن( سخت گیر نبودن)و ....، جزء مسائلی هست که می تواند با مثالهای عملیاتی پرسیده شود. فراموش نکنید در سئوالات باید معادل مثبت صفات را که در پرانتز قرار دادم بپرسید، چون ممکن است فرد موضع بگیرد. مثلا شما به فرد بگوئید شما بیشتر حسابگر هستید یا دست و دلباز ؟ تا فرد هر کدام را انتخاب کرد احساس بدی نداشته باشد.
 
ح) مسائل اعتقادی و اخلاقی:
این سئوالات را بر اساس آنچه خود هستید، باید طراحی کنید، اگر به مواردی اعتقاد ندارید، باید با طرح سئوالهای متناسب و ریز بررسی کنید که فرد مقابل در این زمینه در تعارض با شما نباشد مثل مسئله حجاب که توضیح دادم.
این سئوال را دقت کنید:
آیا وقتی ما در دورن و در دلمون خدا را قبول داریم و رفتار خوبی داریم ، حتما باید دقیقا نمازمان را هم سروقت بخوانیم، حالا اگر نخواندیم مشکلی پیش می آید؟
آیا آرایش خانم بیرون از منزل مشکلی ایجاد می کند؟
آیا شما هم با این موافقید که  خانمها برای بیرون رفتن از منزل باید از شوهرانشان اجازه بگیرند؟
چه وقت می شود دروغ گفت؟ دروغ مصلحتی چیه؟ چند تا مثال از دروغهای مصلحتی؟
 
ط) دوستان
اگر بتوانید از طریق سئوال یا تحقیق بر دوستان فرد احاطه پیدا کنید و مورد شناسایی قرار دهید ، مسائل زیادی در مورد همسر آینده خود متوجه خواهید شد.
سئوالاتی از این قبیل چند تا دوست صمیمی دارید؟ ( تعداد زیاد آن نشانه برونگرا بودن و تعداد کم آن نشاندهنده حساسیت ، زودرنج بودن و درونگرا بودن هست)
با کدام دوستت صمیمی هستید و او چه خصوصیت جالی داره؟( پیش بینی اینکه اگر بخواهی در آینده خیلی خوب در کنار آن طاقت بیاوری باید چنین باشی)
با کدام دوستت ارتباط کمتری داری ، یا خوشت نمی آید، چه صفاتی داره؟ ( مهم از این نظر که اگر چنین هستی، در زندگی با این فرد مشکل دار خواهی شد)
 
ی) خانواده فرد
سئوالات دقیق از خصیصه های مختلف خانواده و تعلقات آنها ، تحصیلات، فرهنگ، شغل ، و فرزندان دیگر خانواده که ازدواج کرده اند و نحوه ارتباط عروسها و دامادههای آنها با خانواده و ...، هم به شناسایی شما نسبت به این خانواده بیشتر کمک می کند.
ک) بیماریهای جسمی، معلولیت ها و .... در فرد و خانواده اشان
این مورد باید مستقیم سئوال شود. خیلی ها در جلسات شناسایی دروغ نمی گویند، اما ملزم به این نیست که همه چیز را بگویند. مثلا اگر بپرسی شمابیماری مزمن یا حادی داشته ای؟ جواب صحیح می دهند، اما اگر نپرسی ضرورتی برای توضیح این موارد در خود نمی بینند.
( البته اگر سلامتی جسمی همسر آینده اتان در تصمیم گیری اتان موثر هست)
 
ل) برنامه تفریحات، سرگرمی و برنامه ها برای ارتباطات درون خانواده
شما باید متوجه بشوید همسر آینده شما، خانواده را فدای کار می کند، یا کار را فدای تفریحات و خوشگذارنی می کند یا ....
سئوال در مورد تفریحات قبلی او نیز به شما نموداری از روش او را ارائه می دهد.
 
م ) و سئوالات زیادی در مورد هر یک از معیارهای ازدواج که به صورت عینی و دقیق و انعطاف پذیر و شفاف طرح شود را می توان مطرح کرد. هماطور که قبلا گفته بودم، باید مفاهیم تئوری و زیر بنایی معیارهای ازدواج را خوب بشناسید تا خوب بتوانید بر اساس آن نسبت به فرد مقابل خود شناسایی حاصل کنید، باز توصیه می کنم که مقالات بخش ازدواج سایت همدردی را به دقت مطالعه فرمائید، مخصوصا مقاله « اگر چنین هستید، صبر کنید ازدواج نکنید» این بار این مقاله را از دیدگاه دیگری بخوانید.
از این دیدگاه بخوانید که بر اساس بندهای آن سئوالات عینی در بیاورید و متوجه شوید ، آیا همسر شما زمان ازدواجش فرا رسیده است، یا فردی هست از نظر احساس و فکری کودک و از نظر سنی بالغ)
سه شنبه 5 آبان 1388  2:50 AM
تشکرات از این پست
pasargad54
pasargad54
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2135
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


نشان هاي عاشق شدن !  

شما با افراد بسياري برخورد كرده و در تماس بوده ايــد، اما اخيـرا'''' بـا شـخـصـي روبـرو شـده ايـد كـه احـســـاس متفاوتي نسبت به وي داريد ولي مطمئن نيستيد كه او همان شخصي است كه دنبالش بوده ايد. براي رسيدن به جواب خود در اين قـسـمـت 10 عـلامـتـي كـدهه نـشـان ميدهد عاشق او ش ايد را مي خوانيد.

نشانه 1

نامزد يا همسر قبلي خود را فراموش كرده ايد

معمولا'''' بعد از برهم خوردن يك رابطه تا زماني طولاني طرفين به يكديگر فكر مي كنند و اغلب به اين مي انديشند كه آيا راه درستي را انتخاب نموده اند يا خير. بسته به مدت زمان با هم بودن اين شك و ترديدها بيشتر نمايان ميشوند. از زماني كه او را ديده ايد، ديگر فكر برگشت به نامزد پيشين خود را به سر راه نميدهيد و تمايلي به برقراري رابطه مـجدد نـداريد. فكر كنيد، نامزد قبلي شما ديگر مانند گذشته برايتان جالب نيست.

نشانه 2

نمي توانيد به او فكر نكنيد

فكر شما سـراسـر از يـاد و انـديـشـه او اسـت. بـي دليـل به فـكر شـما مـي آيد و از خود ميپرسيد كه آيا به اندازه نصف اندازه اي كه به او فكر ميكنيد، او به شما فكر ميكند؟ در شگفتيد كه در ذهن او چه ميگذرد يا حتي فكر تماس گرفتن با او به سرتان ميزند ( اما بدليل ترس از نپذيرفتن او از اين كار خودداري ميكنيد.)

اما وضعيت وخيم تر مي شود. با دوسـتان خـود بيرون ميرويد و به چيزي در ويترين مغازه نگاه مي كنيد و به اين مي انديشيـد كه او تـا چه اندازه به آن شيء بخصوص علاقه مند است .

اگر او آخرين چيزي است كه پيش از خواب به فكر شما مي آيد و اوليـن چيـزي اسـت كه بعد از بيدار شدن به ذهن شـما خطور مي كند - و حتي چندين بار روياي او را ديده ايد، ديگر لازم نيست ادامه اين مقاله را بخوانيد تا بفهميد عاشق شده ايد يا نه ( البته براي اطمينان بيشتر ادامه دهيد.)

نشانه 3

براي او اهميت قائليد

اگر عاشق كسي باشيد، دوست داريد هـمـه چـيز درمورد او بدانيد: اينكه او كيست؟ به چي فكر ميكند و چه چيز او را مي خنداند. به او و احساساتش واقعا'''' اهميت ميدهيد.

اگر بفردي علاقه حقيقي داشته باشيد،اگر او روز بدي داشته باشد و يا بخاطرموضوعي ناراحت باشد، شما نيز غمگين و پريشان ميشويد.

نشانه 4

شخصيت و خصوصياتش براي شما فريبنده و دلربا است

حركات او هنگام غذا خوردن، قدم زدن، صحبت كردن و همچنين عادتهايش در انجام كارهابراي شما شادماني فراواني به دنبال خواهد داشت.

او چيزهايي مي گويد كه باعث تمايزش با ديگران مي شود، و شما اين را دوست داريد. علتش را نمي دانيد ولـي دانـسـتـنـش نـيـز بـرايـتان اهـميتي ندارد. شما او را به همين صورتي كه هست دوست داريد.

نشانه 5

ارتباط تنگاتنگي با او داريد

شما نمي توانيد عاشق كسي باشيد كه با او هيچ تناسخي نداشته باشيد. اگر شمـا و او در يك طول موج قرار داشته، و عقايد مشابهي داريد،اين يك نشانه محكم محسوب ميگردد. هم فكر بودن در مسائل گوناگون، گرفتن تصميمات مشابه و يكسان حاكي از آن است كه ميتوانيد عاشق او باشيد.

نشانه 6

افراد ديگر، زياد به چشمتان نمي آيند

با اينكه ممكن است نتوانيد از براندازكردن يك زن (يا مرد) زيبا كه از كنار شما رد ميشود صرفه نظر كنيد، هنگاميكه عاشق باشيد، ديگر رادار شما براي رد يابي ديگران خوب كار نكرده و بقيه در مقايسه با فرد مورد علاقه شما جالب نخواهند بود. به علاوه مانند قبل تمايلي به گپ زدن با جنس مخالف نخواهيد داشت.

به تدريج احساس خواهيد كرد كه او تنها فرد مورد توجه شما در يك جمع است و كسي است كه به دنبالش بوده ايد.

نشانه 7

عاشق وقت گذراندن با او هستيد

اين مسئله اي واضح ولي در عين حال با اهميت است. شما به دنبال ديــدن او هستيد و مهم نيست كه هر دوي شما چه كار خواهيد كرد. اخيرا'''' قـدم زدن بـا او، زيـبا ترين راه گذراندن يك بعد از ظهر است. به علاوه وقتي كه از او دوريد، آرزو مي كنيد كه پيش شما بود.

نشانه 8

مطابق با ميل او رفتار ميكنيد

سعي مي نماييـد با اينكه برخي از كارها مثل رفتن به كتابخانه يا نمايـشگاه براي شما خوشايند نـيسـت، ولـي بـخاطـر خـواسـتـه او بدون جبهه گيري و مخالـفـت به انجام آنها ميپردازيد. متوجه خواهيد شـد كه خـود را با اميال و برنـامه هاي او وفــق داده و در موارد گوناگون همراهيش مي كنيد.

نشانه 9

اولويتهاي ديگر، عقب نشيني ميكنند

شما عادت كرديد ظهر ها به باشگاه ورزشي برويـد، امـا اگـر او بـراي نـهار وقـت داشـت، ترجيح ميدهيد با هم به رستوران برويد. شما ديـگر مـانند گذشته آن آدم سخت كوشي نيستيد كه كارهاي ناتمام خود را آخر هـفـتـه ها با خودش بـه خـانه مـي آورد تـا آنـها را انجام دهد بجايش ترجيح ميدهيد آخر هفته خود را با او بگذرانيد.

ليست كارهاي روزانه كه هميشه اصرار در انجام دادن آنها داشتيد، اكنون به علت با او بودن ديگر رونقي ندارد و توجهي به آن نمي شود.

نشانه 10 

شما به آينده اي فكر ميكنيد كه او نيز جزئي از آن است

در ذهنتان با او آينده اي نامحدود داريد. اين آينده فقط محدود به آخر اين هفته نيمشود بلكه ساليان سال ادامه خواهد يافت. وقتي براي سفر بعدي خود برنامه ريزي ميكنيد، به اين فكر ميكنيد كه براي ماه عسل با او خواهيد بود. هنگاميكه براي سه ماه بعد به يك جشن عروسي دعوت ميشود، با اينكه سه ماه مانده، از اكنون از او مي خواهيد كه همراه شما در آن مراسم شركت كند.


سه شنبه 5 آبان 1388  2:50 AM
تشکرات از این پست
pasargad54
pasargad54
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2135
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


توصیه به جوانان در آستانه ازدواج و خانواده های جوان 

برای یک زندگی مطلوب و منطبق بر اصول اخلاقی ، مسئله مهم میزان آگاهی و تقیّد کسانی است که می خواهند با تشکیل خانواده بهره مناسبی از گذران عمر بگیرند. به طور معمول برای دادن اطلاعات از بایدها استفاده می شود، ولی در این مقاله بنا براین داریم که از نبایدها شروع کنیم و نتیجه گیری اصلی را به عهده شما بگذاریم.
● ازدواج نباید بدون توجه به شرایط و موقعیت های زوج جوان صورت گیرد
این پسرو دخترند که بایستی با تلفیق مجموعه ی توان ها و توانمندی های خود ، به یک زندگی سروسامان دهند نه دیگران .
یکی از مشکلات اساسی زوج های جوان درجامعه ما این است که جوان با یک فکر و اندیشه ی آرمانی در صدد رسیدن به یک مدینه فاضله است و این گونه تفکر به او اجازه نخواهد داد تا واقعیت های موجود را احساس ولمس کند. از سوی دیگرواقعیت های موجود درجامعه ، خود را به گونه ای دیگر جلوه می دهند واولین تضاد این گونه ایجاد می شود. ازاین رو بهترین زندگی را کسانی دارند که بتوانند از این جدال و تضاد به عاقبت رهایی یابند.
ازجمله شرایط و موقعیت ها، شرایط اجتماعی و فرهنگی زوج جوان یعنی طبقه و پایگاه اجتماعی پسر ودختر است که بایستی این شرایط همخوان باشد. از شرایط دیگر ، تناسب جسمی و سنی زوج است که براساس دیدگاه ها ی بزرگان دین و همچنین روان شناسان ، بایستی به میزانی معین از رشد جسمی و سنی رسیده باشند و دقیق تر از رسیدن به این رشد، تناسب این دو با هم است .
برای مثال اگر پسری همسری بزرگ تر از خود برگزیند ، یا فاصله سنی زوجین ده سال یا بیشتر باشد ، مشکلات عدیده ای برایشان رخ می نماید که مجال طرح آنها نیست .
برای ازدواج انگیزه های عالی و ارزشمندی چون پاسخ به ندای فطرت ، تلاش دربقای نسل، عمل به سنت رسول الله ، تکمیل و تکامل ، و ازهمه قوی تر اطاعت فرمان خداوند وجود دارد که چنانچه هر کدام از اینها به عنوان انگیزه ازدواج باشد، لذت و شهوت وغریزه و... را به همراه خواهد داشت تا جایی که برای این لذت و شهوت ثواب هم خواهد بود.
اما اگر این ارزش های عالی ملاک قرار نگیرد ، چون آن خواست ها مادی وهدف هایی سهل الوصل اند، مداومت برآنها انسان را خسته ، سرخورده ومحدود خواهد کرد.
● ازدواج نباید همراه با انگیزه های مادی و دنیوی باشد
ازدواج هایی که برای رسیدن به عشق ، جاذبه های مادی و قدرت ومال و موقعیت اجتماعی یا دستیابی به امکانات و بهره های دنیوی انجام شود، به علت مادی ونسبی بودن این اهداف و به ویژه این که در کوران حوادث و اتفاقات تحت تأثیر شدید قرار می گیرند و از بین می روند، معمولاً به نتیجه مطلوب نخواهند رسید.
● ازدواج نباید برای برآورده شدن خواست های دیگران باشد
به طور معمول ، آرزوهای پدران و مادران ، ایده آل های آنان، خود سری ها و کج فکری های آنها یا حتی انتقام جویی آنان از زندگی ومحرومیت های قبلی شان ، فرزندان را به سوی ازدواج هایی سوق می دهد که در آن یا بایستی یک طرف ، یک عمر مظلومیت و تحقیر را تحمل کند وگذشت وصبوری از خود نشان دهد وبه قول معروف بسوزد و بسازد یا این که هر دو طرف ( زن وشوهر) خود را محکوم به پذیرش این تحکم بدانند یا با به دست آوردن اندک بهانه ای بخواهند خود را از این تحکم پذیری رها ساخته ، در نتیجه با طلاق یا جدایی یا ... زندگی را بر خود و خانواده ، ناگوار و تلخ کنند.
ناگوارتر از این ، خواست های افراد دیگری به غیر از پدر و مادر است. در بعضی جوامع دیده شده است که دختر خون بهای مقتول است یا دختر به همراه مادر در خانه ناپدری یا ... زندگی کرده ، برای امرار معاش تن به سرنوشتی می دهد که خود در شکل گیری آن نقش ندارد.
● انگیزه ازدواج نباید چشم وهم چشمی ها ومقایسه های اجتماعی باشد
چه بسا مشاهده شده است که پسر یا دختری تنها به خاطراین که مادر یا پدرش می خواهد فرزندشان از دیگر هم سن وسال ها وبستگان کمتر و... جلوه نکند ناخواسته درگیرسرنوشتی می شود که نه به صلاح اوست و نه خود نقشی درشکل گیری آن داشته است .
● ازدواج نباید بدون جلب نظر و راهنمایی و هدایت والدین باشد
هرچند که درموارد بالا ، معمولاً گناه متوجه پدران و مادران و جامعه است ، لیکن توجه به این نکته نیز ضروری است که والدین بایستی به طور حتم درزندگی وتشکیل خانواده فرزندانشان نقش داشته باشند. یعنی لازم است حد ومرزها رعایت شود و فرزندان خودسرانه برای رسیدن به آن چه امروز می بینند اقدام به ازدواج نکنند. تناسب میان زوج جوان ، چنانچه همراه با نظر و راهنمایی والدین باشد ، نتیجه بخش خواهد بود.
● ازدواج نبایستی بدون مشورت وچاره اندیشی با بزرگترها صورت گیرد
تجربه ای که بزرگ ترها از زندگی خود آموخته اند در موقعیت هایی بایستی مورد استفاده کوچک ترها قرار گیرد. سخن بجایی است که گفته شده است انسان باید دوبار زندگی کند ، باراول تجربه کسب کند و بار دوم با استفاده از آن تجارب گذشته ، یک زندگی سالم داشته باشد. انسان اندیشمند با کمی تأمل به این نتیجه می رسد که از آن جا که دو بار زندگی کردن ممکن نیست پس به جای زندگی اول می توان از تجربه دیگران و پیشینیان بهره جست .
البته این امر در مسئله ازدواج بسیار ضروری است ، چرا که آگاهی نسبت به مسائل اجتماعی از یک سو و شناخت اصل و نسب و نژاد و ویژگی های اخلاقی هر فرد با توجه به تعلقی که به اصل و نژاد خود دارد از سوی دیگر، در مسئله ی همسر گزینی و توافق زن وشوهر در زندگی بسیار مهم و حساس است .
● ازدواج نباید بدون توجه به قوانین و دستورهای الهی اسلام باشد
غریزه جنسی دربسیاری از موجودات زنده از جمله حیوانا ت وجود دارد وانسان نیز دراین ویژگی ، با حیوانات مشترک است . لیکن آن چیزی که موجب تفاوت انسان از سایر حیوانات شده ، موقعیت ومقام ومنزلت انسان در نظام هستی است.
به همان اندازه که انسان در نظام هستی متمایز از سایر حیوانات ، از برتری و شرافت برخوردار است ، مسئله ی برآورده کردن غریزه نیز باید با شرافت ، ارزش و توجه همراه باشد. لذا مکتب حیات بخش اسلام برای رسیدن انسان به زمینه ای که بتواند غریزه جنسی را ارضا نماید، دستورازدواج و زوجیت مرد و زن را مطرح کرده ، بر مشروعیت آن تأکید دارد. دستورها و آداب خاصی که اسلام برای زن و شوهر قرار داده ، همه برای حفظ شرافت وجایگاه انسان است تا جایی که تمّرد و سرپیچی زن از شوهر را به نوعی مستوجب عِقاب دانسته و افراط و تفریط در این موارد را بین زن و شوهر مورد ملامت و سرزنش قرار داده است .
بنابراین توجه به قوانین اسلام موجب سعادت وپیشرفت خواهد بود ودر هیچ موردی تاکنون قانونی بهتر ومتعالی تر از اسلام ارائه نشده است.
● در ازدواج، انتخاب همسر نباید بدون معیار وملاک باشد
مکتب انسان سازاسلام وهمچنین روان شناسان برانتخاب همسر وتوجهی که دراین بحث مورد نظر است تأکید فراوان دارند. همه ی این تأکیدات برای به کارگیری ملاک ومعیار در انتخاب است . آنچه در اسلام به نام قانون کفویت مطرح است تعبیر بسیار جامع و پر محتوایی است که بررسی آن درجایگاه خود نیاز به ارائه مقالات متعددی دارد که در این جا به اختصار از آن خواهیم گذشت .
درکفویت همسران مسئله کفایت و جامعیت مطرح است وآن هم در ارتباط بین زن و شوهر ودر جنبه های جسمی ، جنسی ، عقلی ، فرهنگی ، علمی ، اخلاقی ، اجتماعی ، روحی وروانی ، دینی ، خانوادگی و ... مورد نظر است. آن دو باید همه این جنبه ها را به عنوان ملاک برای انتخاب همسر در نظر بگیرند.
● ازدواج نباید فقط تحت تأثیر عوامل اجتماعی صورت گیرد
انگیزه های اجتماعی ، مخصوصاً آن دسته که در ارتباط با گروه همسالان ، علت و انگیزه ی انجام فعالیتی می شوند، درازدواج بایستی بسیار کنترل شده ودقیق مورد تحلیل و توجه قرار گیرند. این انگیزه ها اغلب آنی و زودگذر است وبسیاری از اوقات هم فریبنده و کاذب . دوست یابی ها، محبت ها وعشق های خیابانی و کوچه بازاری که معمولاً ازموارد منفی عوامل اجتماعی اند ومقبولیت عام اجتماعی نیز ندارند، باید در ازدواج کاملاً کنترل بشوند، زیرا اگر ازدواجی با این انگیزه ها وعوامل انجام شود دارای عاقبت و پایان خوبی نخواهد بود.
● ازدواج نباید مخالف امور ومقتضیات طبیعی باشد
در نظام هستی که نظامی دارای ضابطه وحساب دقیق است، مسئله زوجیت یکی از مسائل مهم است. زوجیت ، لازمه تکمیل وتکامل و ثمردهی هستی موجودات است و برای این امر مهم ، شرایط طبیعی نیز درنظر گرفته شده است . به عنوان مثال گرده افشانی گیاهان در زمانی معین به نتیجه خواهد رسید و ازدواج هم در کودکی یا میان سالی و پیری نتیجه خوبی نخواهد داشت . لذا لازم است در ازدواج به این گونه امور و موارد دقت و توجه کافی شود .


 

چهارشنبه 6 آبان 1388  2:44 AM
تشکرات از این پست
pasargad54
pasargad54
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2135
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


جایگاه عشق در ازدواج  

یكى از مسائلى كه همیشه ذهن مرا به خود مشغول مى‏كند، جایگاه عشق در ازدواج است. به راستى عشق چیست؟ آیا عشق، گناه است؟ آیا ازدواج بدون عشق ، مى‏تواند معنایى داشته باشد؟ عشق باید قبل از ازدواج به وجود آید و یا بعد از آن؟ آیا هر عشقى ضرورتاً باید منجر به ازدواج شود؟ آیا عشق لزوما باید انسان را به طرف انسانى دیگر سوق دهد؟ عشق به چه عواملى بستگى دارد و چگونه به وجود مى‏آید؟ عشق چگونه استمرار مى‏یابد و چگونه خاتمه مى‏یابد و یا چگونه رشد پیدا كرده، به تعالى مى‏رسد؟

عشق، عالى‏ترین تجلى روح انسان

به راستى عشق چیست؟ عشق را مى‏توان جاذبه و كشش قلبى انسان به سوى كمال و جمال دانست. زیبایى ، یكى از كمالات است و زیباى مطلق ، خداست. عشق را جز با عشق نمى‏توان شناخت. عشق را جز عاشق نمى‏تواند درك كند؛اما براى نزدیك شدن موضوع به ذهن ، مى‏توانیم از مثال‏هاى موجود در مراتب پایین‏تر موجودات زنده استفاده نماییم.

جذبه ی پروانه به سوى شمع، كشش شاخ و برگ درختان به سوى نور، كشش ریشه‏ها به سمت خاك ، گرایش انسانى كه در تاریكى قرار مى‏گیرد ، به سوى هر نقطه ی نورانى ، كشش برخى حیوانات به طرف جریان‏ها و میدان‏هاى مغناطیسى و نظایر آن، مى‏توانند نمونه‏هایى از این قبیل باشند.

 

عشق در مرتبه‏اى بسیار عالى‏تر و به عنوان عالى‏ترین تجلى عالم هستى ، قلب انسان را به سوى كمال و زیبایى مطلق سوق مى‏دهد. انسان را خدا به گونه‏اى آفریده است كه وقتى به سوى نور وجود مطلق متمایل مى‏شود ، با تمام وجود به سمت آن كشیده مى‏شود. به این ترتیب، عشق كشش قلب انسان به سوى خداوند است.

حب یا عشق، ماهیتى انسانى دارد و هدف اصلى آن نیز خداست؛ ولى این كه چرا عشق كه اصالتاً مى‏باید متوجه خدا باشد، به انسان‏ها تعلق پیدا مى‏كند، سوالى است كه مى‏توان به این طریق به آن پاسخ داد

 عشق در مراتب پایین‏تر انسانى به سمت نشانه‏هایى از جمال و كمال الهى كه در انسان‏ها به ودیعه گذاشته شده است، متوجه مى‏شود. انسانى كه هنوز نمى‏تواند دركى از جمال و كمال مطلق داشته باشد ، لاجرم به سوى جمال‏هاى عینى و قابل رؤیت كشیده مى‏شود و به سوى كمالات و عواطف انسانى كه نشانه‏هایى از رأفت الهى در وجود انسان هستند، سوق پیدا مى‏كند. به عبارت دیگر، عشق یك انسان به انسان دیگر، اگر خالى از هواها و امیال باشد، نشانه‏اى از عشق به كمال مطلق است.

عشق یا هواى نفس

با توضیحى كه دادیم ، عشق را مى‏باید عامل تكامل‏بخش انسان بدانیم. بنابراین ، باید آن را از ارضاى نیازهاى معمولى و مشترك حیوانى متمایز نماییم. اگر ما براى رفع نیازهاى خود به چیزى یا به انسانى نیازمند باشیم ، این نیاز میان ما و آن شى‏ء یا انسان، نوعى وابستگى ایجاد مى‏كند؛ ولى این وابستگى را نباید با كشش عاشقانه یكى بدانیم و این را باید از نوع هواى نفس بدانیم؛ حال آن كه عشق از جمله صفات برتر و متعالى انسانى است. هدف هواى نفس، ارضاى خویشتن است؛ ولى هدف عشق، بقا و حضور معشوق است؛ حتى اگر به فناى عاشق بینجامد. بنابراین، ملاك مشخص براى تمیز بین عشق و كشش امیال، در همین است كه عاشق درصدد رضایت معشوق است و نه رضایت خویش. عاشق وقتى با معشوق كامل مواجه مى‏شود، مى‏خواهد همه چیز و حتى خود را از دست بدهد و عبارت معروف حافظ كه مى‏گوید:

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست

تو خود حجاب خودى، حافظ از میان برخیز

 

اشاره به این دارد كه مى‏باید فردیت فرد و خود بودن او نیز زایل شود تا معشوق نزد وى تجلى كامل بیابد. با این توصیف، باید عشق یك انسان به انسان دیگر را از تمایلات و كشش‏هاى مبتنى بر نیازهاى وى ، منفك و مجزا كرد. به این ترتیب است كه اگر فردى نشانه‏اى از عشق را در دل خویش نسبت به فردى دیگر دارد ، مى‏باید در درجه ی اول به معشوق خود بیندیشد و نه به خویشتن خویش. اگر براى ارضاى تمایل خود ، معشوق را به صورت‏هاى مختلف قربانى مى‏كند و از آن جمله دست به عملى مى‏زند كه آبروى وى را خدشه دار مى‏سازد ، باید مطمئن باشد كه این عشق نیست؛ بلكه یك كشش از نوع حیوانى است.

 

عشق مكمل ازدواج است

با این بحث، به موضوع جایگاه عشق در ازدواج وارد مى‏شویم. سؤال این است كه اگر كسى فردى از جنس مخالف را دوست بدارد و به راستى عاشق او باشد ، آیا این امر مى‏تواند تنها عامل تعیین كننده ی ازدواج آن دو به شمار آید؟ باید در پاسخ بگوییم: نه؛ زیرا ازدواج در حقیقت نوعى مشاركت اجتماعى است كه در آن، دو انسان مى‏باید از جهات گوناگون با یكدیگر تناسب عملى داشته باشند كه از آن جمله ، تناسب اعتقادى ، اجتماعى ، عقلانى ، تحصیلى و... است. انسان در ازدواج ، تمامى نیازهاى سطوح مختلف خود را از ابتدایى‏ترین نیازهاى حیوانى تا عالى‏ترین نیازهاى انسانى به مشاركت مى‏گذارد. براى تشكیل یك خانواده ، مى‏باید تناسب بین دو انسان براى برآوردن تمامى نیازها در حد بالایى وجود داشته باشد. بنابراین، براى ازدواج مى‏باید ما به انسانى بیندیشیم كه بتواند قسمت اعظم نیازهاى مختلف ما را مرتفع كند.

عشق مى‏تواند مكمل ازدواجى صحیح باشد و نه تنها عامل تعیین كننده ی آن.

باید اذعان كنیم كه با وجود اهمیت و تعالى عشق در زندگى ، نیازهاى واقعى انسان نیز حقیقتى انكارناپذیرند. انسان عاشق نمى‏تواند به عشق اكتفا كند و از نیازهاى خود از این طریق چشم بپوشد. عشق، بقا و حضور معشوق است؛ حتى اگر به فناى عاشق بینجامد. بنابراین، ملاك مشخص براى تمیز بین عشق و كشش امیال، در همین است كه عاشق درصدد رضایت معشوق است و نه رضایت خویش. عاشق وقتى با معشوق كامل مواجه مى‏شود ، مى‏خواهد همه چیز و حتى خود را از دست بدهد. از این رو، بهتر است كه براى ازدواج انسانى را انتخاب كنیم كه در برآوردن نیازهاى مختلف، ما را یار، همراه و همسر باشد؛ نه این كه تنها به دلیل عشق، انسانى را برگزینیم كه از جهات مختلف با ما تباین داشته باشد. بد نیست در این جا اشاره به سرنوشت دختران و پسران بسیارى داشته باشیم كه تنها به انگیزه ی علاقه‏مندى دست به ازدواج زده و از آن پشیمان شده‏اند. ازدواجى كه بدون توجه به نیازهاى گوناگون انسان، حتى نیازهاى مربوط به خور و خواب و امیال جنسى صورت پذیرد و تنها بخواهد عشق را تأمین نماید، بسیار زود شكست خواهد خورد.

 

عشق در قلب سالم جوانه مى‏زند و در آن رشد مى‏كند

با این عبارت، وارد این موضوع مى‏شویم كه عشق قبل از ازدواج، اساسى‏تر و با دوام‏تر است یا عشق بعد از ازدواج؟ باید به این نكته توجه كنیم كه عشق در بستر قلب سالم ، حقیقت‏جو و به دور از تعصبات و هواهاى نفسانى ، جوانه مى‏زند و رشد پیدا مى‏كند. در صورتى كه ما انسان‏ها در تلطیف و تطهیر روح خود بكوشیم و هر روز خویش را برتر و والاتر از روز قبل قرار دهیم و غل و غش را از درون خود برانیم ، قلب را بستر جوانه زدن عشق و رشد روزافزون آن ساخته‏ایم. بدین ترتیب ، پس از آن كه انسان مناسبى را براى ازدواج برگزیدیم و با او در یك مشاركت انسانى وارد شدیم ، باید منتظر آن باشیم كه عشقى پاك میان ما زاده شود و به كمال برسد و در سایه ی لطف و مرحمت الهى به معشوق حقیقى متصل گردد. چنین عشقى ، در زندگى روشنایى مى‏آفریند و هر قدر زن و شوهر به پختگى و كمال نزدیك‏تر مى‏شوند ، پاكى و خلوص این علاقه‏مندى را بیش از پیش در قلب خود احساس مى‏كنند.

 


چهارشنبه 6 آبان 1388  2:47 AM
تشکرات از این پست
pasargad54
pasargad54
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2135
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


پیش نیازهای خواستگاری  
 

 دوستان عزیز، ما سعی داریم طی چند مقاله شما دختر و پسر های جوان را با مهارت ها و اصول پیش از ازدواج و مراسم خواستگاری آشنا کنیم. بنابراین با ما همراه باشید.

 

مهارت در خود آگاهی: خود آگاهی موجب شناخت نیازهای افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می شود . و همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر می كند. خود آگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان آسانتر ساخته ، به زندگی او آرامش می دهد و احساس رضایتمندی را رونق می بخشد . خود آگاهی تضمین كننده استحكام وجودی فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و مرد در رویارویی با مشكلات و حل مناسب آن هاست. خود آگاهی شناخت احساسات، اهداف و برنامه های زندگی ، تفریحات و سرگرمی ها ، توانایی ها ، ضعف ها، ارزشها ، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ، مذهب ، علائق، آرزوها، و استعدادها را به دنبال دارد. كشف و درك شناخت و مهارتها و توانایی های خود به این دلیل مهم است كه: فرد قبل از ازدواج بداند چه هدفی دارد و براساس هدف اصلی زندگی اش برنامه ریزی كند.

آگاهی از خود و خصوصیات خویش به انسان كمك می كند با توانایی ها ، ضعفها ، و سایر خصوصیات خود آشنا شود . و همچنین در صورت برخورد با مشكلات طرف مقابل و تشكیل زندگی مشترك بهتر و عمیق تر با مسائل روبرو شود.

شناخت تفاوتهای زن ومرد : تفاوتهای میان زن ومرد تفاوتهای عمده ای است . برخی از این تفاوتها ریشه در عوامل فیزیولوژیكی و زیستی و بعضی نشأت گرفته از عوامل اجتماعی و فرهنگی دارد و باید در ازدواج و زندگی مشترك به آن توجه كرد. ازجمله:

1- برای مردان استقلال اهمیت بسیاری دارد: آنها می خواهند در مورد مسائل مالی، معاملات و سایر موارد مشابه مستقل باشند .  مخالفت و عدم توجه افراد به این نكته می تواند مشكلات و موانعی را در زندگی مشترك ایجاد كند زیرا مرد تصور می كند كه به استقلالش لطمه خورده است.

 

2- زنان می خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می دهند: چنانچه زنی حس كند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته به شدت آزرده شده و واكنش های شدید عاطفی نشان می دهد.

 

3- مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است: با مراجعه به فرهنگ های مختلف در جوامع گوناگون خواهیم دید كه مردها به عنوان قدرت اول خانواده شناخته شده اند . البته ، این مسئله را باید جدا از تبعیض جنسی میان زن ومرد به حساب آورد. در خانواده هایی كه زن بدون نظر خواهی و مشورت همسرش درباره ی مسائل خانوادگی تصمیمی اتخاذ می كند با این كه قدرت اول خانواده است ، مشكلات زیادی مشاهده می شود. البته این كه مردها قدرت اول خانواده باشند به این معنا نیست كه مرد همانند یك دیكتاتور عمل كند بلكه منظور نقش مدیریتی است.

 

4- صحبت كردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است: زنان با دور هم جمع شدن و حرف زدن بسیاری از نگرانی ها و اضطراب ها و ناراحتی های خود را تخلیه می كنند و تمایل به ارتباطات اجتماعی در زنان بیشتر از مردان است . چنانچه درك و آگاهی زن و مرد به این خصوصیات ضعیف باشد، مطمئاٌ آنها را دچار سوء تفاهم های جدی در زندگی مشترك می كند.

5- نگاه مردان به مسائل كلی تر است : مردها معمولاٌ وارد جزئیات و نكات ظریف نمی شوند در حالی كه زنها به عمق مسائل و اجزای ریز در ارتباطات توجه زیادی دارند و این خصوصیت زن و مرد باعث می شود ، كه زن تصور كند كه مرد درباره بسیاری از مسائل بی دقت است و مرد نیز تصور كند كه همسرش فردی حساس و ریز بین است.

 

6- زن ها عاطفی تر از مردها هستند: تفاوت عمده بین زن ومرد عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است كه زنها از مردها دارند. مثلاٌ زنی كه همواره تاریخ دقیق روز ازدواج ، تاریخ تولد و مانند آن را به یاد دارد وقتی با شوهری روبرو می شود كه نسبت به این مسائل بی اعتنا است نخستین احساسش این است همسرش نسبت به او بی علاقه است و ادامه چنین تفكرات منفی در مدت زمان اندك موجب سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترك می شود. لذا آگاهی از این نكات ضمن آنكه از ناراحتی های بسیار زیادی جلوگیری می كند. احساس توانایی و مهارت زندگی مشترك را در شخص رشد می دهد.

مهارت در همدلی با افراد: همدلی با افراد مهارت خاصی می خواهد. همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی با افراد كمك می كند.

گاهی افراد به اشتباه تصور می كنند تفاهم به این معنی است: كه با فرد مقابل كاملاٌ هم فكر و هم عقیده باشیم در حالی كه چنین تصوری از پایه اشتباه است ، زیرا هیچ گاه نمی توان دو نفر را یافت كه شبیه هم باشند.

اختلاف در دیدگاهها، علائق ها ،آرزوها، سلیقه ها ، امری طبیعی و عادی است.

اصول مهارت همدلی: 1- به صحبت های دیگران خوب گوش كنید . 2- با احساس و عواطف طرف مقابل تان همراه و هماهنگ شوید. 3- به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید. 4- خود را به جای طرف مقابل بگذارید. 5- در همدلی با طرف مقابل از جمله های قاطع استفاده نكنید.

 

مهارت تصمیم گیری: انسانها در صورت های مختلفی تصمیم می گیرند. خواه این تصمیم معامله ای یا اشتغال به كاری یا ازدواج باشد.

اصول تصمیم گیری عقلانی

تصمیم گیری عقلانی دارای اصول و مهارت هایی به ترتیب زیر است:

مواجه شدن با یک تصمیم: زمانی كه فرد متوجه می شود باید تصمیم بگیرد روی آن تمركز کرده و ضمن روشن كردن تصمیم اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می كند.

ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده انتخاب: فرد پیامد های متفاوت انتخاب ها را مورد بررسی و ارزیابی می دهد تا معقول ترین آنها را انتخاب كند.

تعهد به تصمیم: نسبت به تصمیمی كه گرفته می شود باید پایبند بود و به آن اعتقاد داشت.

 برنامه ریزی برای انجام تصمیم: حتی تصمیم عقلانی نیز نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

اجرا یا انجام تصمیم: در این مرحله فرد به صورت عملی وارد مراحل اجرای برنامه خودش می شود.

ارزیابی پیامد های واقعی اجرا یا انجام تصمیم: فرد به بررسی و ارزیابی تصمیمی می پردازد كه یا ناموفق بوده یا موفقیت كاملی را به دست نیاورده است . در اینجا فرد مراحلی را كه پشت سر گذاشته مورد بررسی قرار می دهد.


چهارشنبه 6 آبان 1388  2:48 AM
تشکرات از این پست
pasargad54
pasargad54
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2135
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


همسر خواهي ، نياز فطري  
 

و من آياته ي خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا اليها و جعل بينکم مودةً و رحمة انّ في ذالک لآيات لقوم يتفکرون (آيه 21 سوره روم)

و از نشانه هاي او اين است که همسراني (جفت هايي) از جنس خودتان براي شما آفريد تا در کنار آنان آرامش بگيريد، در بين شما (زن و شوهر) مودّت و رحمت قرار داد. در اين نشانه هايي است براي گروهي که تفکر مي کنند.

اين سنت الهي در نسل آدم و حوا تداوم دارد و همواره مرد در جست و جوي همسر (جفت) خود است و هيچ پيشرفت علمي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي جايگزين اين نياز فطري او نيست. يک زن نيز همواره به دنبال همسر (جفت) خود است و هميشه منتظر است که عاشقي از راه برسد و آن نياز مطلوب و معشوق بودن او را ارضاء کند.

 

پس از خلقت آدم ابوالبشر عليه السلام، خداي حکيم، براي خليفه خود زوجي خلق کرد، و آنگاه به او امر کرد: آدم تو و همسرت در بهشت ساکن شويد (يا آدمُ اسکُن انت و زوجک الجنة) خليفه ي خود را با همسرش حضرت حوا به کمال و آرامش رسانيد.

 

اين سنت الهي در نسل آدم و حوا تداوم دارد و همواره مرد در جست و جوي همسر (جفت) خود است و هيچ پيشرفت علمي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي جايگزين اين نياز فطري او نيست. يک زن نيز همواره به دنبال همسر (جفت) خود است و هميشه منتظر است که عاشقي از راه برسد و آن نياز مطلوب و معشوق بودن او را ارضاء کند ، تا او هم با دستان پرعاطفه و محبت خود موجبات آرامش و شخصيت طلبي او را فراهم آورد. همسرخواهي يک نياز فطري انسان، از اين رو در تمام ادوار تاريخ بشريت و تمام جوامع بشري ، ازدواج يک زن و مرد ، يک امر مقدس و مبارک به شما مي آيد ، براي اين پيوند جديد جشن مي گيرند و شادي مي کنند.

 

ظرايف و لطايف آيه ي خلقت زوج (جفت)

در آيه 21 سوره ي روم ظرايف و لطايفي نهفته است، در اين نوشتار قصد بر اين است که با لطف خداي حکيم آن ها را برشماريم و در حد بضاعت ناچيز خود و با کمک از آيات و احاديث معصومين عليهم السلام تا حدودي کلام نوراني الهي را بشکافيم اللهم اخرجنا من ظلمات الوهم و اکرمنا بنور الفهم (خدايا ما از تارکي هاي وهم و خيال خارج بگردان  به نور فهم ما را اکرام نما)

 

ظرايف و لطايف آيه عبارت اند از:

1- خلقت زوج (جفت) آيت و نشانه ي الهي است (من آياته)

2- خلقت زوج به نفع آن ها است (لکم)

3- زوج (جفت) از جنس خودمان خلق کرده است (من انفسکم)

4- زوج (جفت) مکمل يکديگرند (ازواجاً)

5- علت خلقت زوج کسب آرامش و سکون در کنار يکديگر است (لستکنوا اليها)

6- خداي حکيم مودّت (محبت توأم با عمل) و رحمت (رأفت و دلسوزي توأم با احسان) بين زن و شوهر «جعل» کرده است (جعل بينکم مودّة و رحمة)

7- خلقت زوج (جفت) نشانه هايي براي اهل تفکر است (انّ في ذالک لأيات لقومٍ يتفکرون)

8- مودّت و رحمت بين زن و شوهر، نشان هايي براي اهل تفکر است (انّ في ذالک لأيات لقومٍ يتفکّرون)

قصد بر اين است که ان شاءالله طي مقالاتي، لطايف هشتگانه آيه را به طور مختصر بشکافيم.

اميد است که بتوانيم جايگاه « ازدواج » را از ديدگاه دين مبين اسلام و علم عقل شفاف، نموده و اين سنت الهي را به طور خداپسندانه ترويج دهيم. و علاوه بر شفاف کردن آن، چگونه دست يافتن به هدف خلقت زوج (جفت)، يعني سکون و آرامش را بيان کنيم، تا شاهد به ثمر رسيدن ميوه ي آن يعني مودت و رحمت، در زندگي زناشويي جوانان در اين آب و خاک باشيم (ان شاءالله)

براي بهره گيري کامل از اين مقالات پيرامون ازدواج و روابط زناشويي اسلامي، توجه خوانندگان گرامي را به نکات ذيل معطوف مي داريم:

الف – مقالات را پيگيري نماييد.

ب- سعي کنيد پيرامون مطالب مطروحه را، با همسرتان گفتگو نماييد.

ج- اهتمام به عمل کردن آموخته ها داشته باشيد.

د- تجربيات مثبت و خوبي که از عمل به آموخته هاي تان پيرامون دستورات الهي که در زندگي زناشويي خود کسب نموده ايد، در اختيار ديگران قرار دهيد. (از طريق سايت تبيان نيز مي توانيد در اختيار ديگر کاربران قرار دهيد.)

هـ - با آموزش خود به زوج هاي جوان، زندگي آنان را سرشار از عشق نماييد.

و- با پيشنهادات و انتقادات سازنده ي خود ما را در پر بار کردن مقالات ياري نماييد.


چهارشنبه 6 آبان 1388  2:49 AM
تشکرات از این پست
pasargad54
pasargad54
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2135
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


اول پيش واحد ازدواج را پاس کنيد.  

در روايات آمده است که رسول الله هر گاه به شخصي نگاه مي‏کرد و از او خوشش مي‏آمد ، مي‏فرمودند : «شغلي هم دارد؟». اگر مي‏گفتند نه ، مي‏فرموند : «از چشمم افتاد» . عرض مي‏شد : چرا اي رسول خدا؟ مي‏فرمود : «زيرا اگر مؤمن، شغل و حرفه‏اي نداشته باشد ، دين خود را وسيله امرار معاش مي‏کند .» 1 و در جاي ديگر فرموده‏اند : «هر گاه کسي ازدواج کند، نصف دين را کامل مي‏کند و براي حفظ نصف ديگر بايد تقواي خدا را پيشه کند و اهل و عيال اختيار کنيد؛ زيرا که اين کار، روزي شما را زياد مي‏کند ».2

 

اگر به اين احاديث دقت کرده باشيد ، متوجه اهميت و ارزش اين دو مقوله ( کار و ازدواج ) خواهيد شد ، و به جايگاه آنها پي خواهيد برد . آيا واقعا به اين موضوع فکر کرده‏ايد که اگر شغلي مناسب در اختيار نداشته باشيد ، از چشم بزرگ‏ترين شخصيت دنيا و اسلام افتاده‏ايد ، يا با نداشتن همسر، نصف دين خود را کامل نکرده‏ايد؟!

امروزه به دليل تراکم جمعيت و مسائل اقتصادي و فرهنگي ، با مشکل کار، مواجه هستيم و بي‏کاري ، سن ازدواج را در بين جوانان افزايش داده است .

شايد در دانشگاه با دروسي که نقش پيش واحد را براي واحدهاي ديگر بازي مي‏کنند ، برخورد کرده‏ايد. اگر اين پيش واحد، پاس نشود ، نمي‏توانيد درس مورد نياز ترم بعد را گرفته و پاس کنيد ، کار هم دقيقا نقش پيش واحد را براي ازدواج بازي مي‏کند . اگر شخص ، شغل مناسبي در اختيار نداشته باشد به ندرت مي‏تواند خانواده‏اي تشکيل دهد و از عهده مخارج آن برآيد . در اين جا به اهميت اين جمله گذشتگان مي‏رسيم که: «کار ، جوهره مردان را مي‏سازد. »  اگر در بين جوانان، بخصوص جنس مذکر، دقت کرده باشيد ، مي‏بينيد که کار و يا شغل درآمدزا براي آنان از اهميت ويژه‏اي برخوردار است، و اگر به اين هدف عمده و مهم خود دست نيابند ، با مشکلات فراواني از جمله مشکلات اقتصادي و حتي مشکلات روحي ـ رواني نيز روبه رو مي‏شوند .

 

اما نمي‏توان صرفا به دليل نداشتن کار يا شغل مناسب ، امر مهم ازدواج را ناديده گرفت و معيارهاي مهم ديگر را فراموش کرد و نياز به داشتن زندگي مشترک را فقط به دليل نداشتن کار ، کنار گذاشت . همان طور که در احاديث ديگر ديده‏ايم ، به فرموده پيامبر(ص) : بي همسران را همسر دهيد ، زيرا با اين کار ، خداوند ، اخلاق آنان را نيکو و روزي‏شان را زياد مي‏کند و به جوان‏مردي شان مي‏افزايد. از اين نکته بر مي‏آيد که به واسطه امر مهم ازدواج ، خداوند ، شخص را در به دست آوردن شغل (که همان وسيله روزي است) ، ياري مي‏کند .

پس در اين زمينه بدون ترديد ، کار ، مقدمه‏اي براي ازدواج است . اما شايد شما هم که به کرّات ديده‏ايد که در جامعه‏اي که در آن زندگي مي‏کنيد ، به ويژه شهرهاي صنعتي بزرگ، داراي چنين ويژگي هستند که خانواده‏هاي ساکن در اين شهرها ، زماني که مسئله ازدواج مطرح مي‏شود ، اکثريت آنها از پول زياد به عنوان ملاک اصلي براي ازدواج ياد مي‏کنند و همان طور که پول فراوان، منوط به داشتن شغل پول ساز است ، بنا بر اين ، سختگيري اين خانواده‏ها به شغل افراد مي‏رسد . يعني ديگر داشتن شغل مناسب، کافي نيست ، بلکه داشتن شغلي درآمدزا آن هم به مقدار فراوان، مورد تأييد اين خانواده است . در صورتي که من معتقدم و شايد شما هم موافق باشيد که به قول قديمي‏ها: « پول، خوش‏بختي نمي‏آورد».


درست است که براي تأمين اکثر نيازهاي بشريت، پول مهم است، اما همه آن نيست . حتي اين که پول فراوان، ممکن است سودي نداشته باشد که هيچ ، بلکه درد سر آفرين نيز شود . پس توصيه ما اين است که در امر خطير ازدواج (که از جانب خداوند و پيامبرانش اين گونه بر آن سفارش شده است) ، کمي از سختگيري‏ها بکاهيم و با دقت و به آساني به آن بنگريم ، و فقط به داشتن شغل مناسب و درآمدزا و به اندازه کفاف نيازهاي يک خانواده ، خود را قانع کنيم ، تا بدين گونه، شرايط ازدواج را براي کساني که شغل مناسب دارند مهيا سازيم. فکر مي‏کنم اگر اين گونه بينديشيم ، ديگر خبري از افزايش سن ازدواج در ميان جوانان نباشد!

يادمان نرود ، محبوب‏ترين بنيان‏ها نزد خداوند ، بنيان خانواده است3 و ازدواج ، سنت پيامبر(ص) است و کسي که از آن روي گرداند ، از او نيست .4 هر که دوست دارد خدا را پاک و پاکيزه ديدار کند ، با داشتن همسر به ديدارش برود


چهارشنبه 6 آبان 1388  2:50 AM
تشکرات از این پست
pasargad54
pasargad54
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2135
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


دلواپسی های دوران نامزدی  
 

این درگیری ها، اثر مستقیم خود را بر روابط همسران جوان بر جا می گذارد. فخاری ، روان شناس ، می گوید: «وقتی یکی از دو طرف نمی تواند پاسخ توقعات طرف مقابل را بدهد، درگیری ایجاد می شود. در روابط پیش از ازدواج، حساسیت ها معمولاً بیشتر است. چون همسران جوان تازه به شکل عملی وارد ارتباط با هم شده اند . کوچک ترین خلاها بیشتر به چشم می آید.» در روابط پیش از ازدواج، اثر اطرافیان بیشتر از هر زمان دیگری به نظر می رسد. وابستگان و دوستان زوج جوان، برای سنجش و ارزیابی طرفین فرصت بیشتری دارند و در نتیجه، قضاوت ها به نحو شدیدتر و مؤثری صورت می گیرد. زوج های جوان از این حالت «زیر ذره بینی» شکایت دارند. آنها معتقدند که خانواده تمام عقاید و نظرات خود را درباره همسر آنها به طور صریح بیان می کند و انتظار دارند این اظهار نظرها، به همسر آنها منتقل شود. در عین حال، خود خانواده ها، بخشی از مسئولیت خود را در شکل دهی صحیح روابط فرزنداشان نادیده می گیرند.

فخاری می گوید: «با ازدواج، هر فرد نقش جدیدی می پذیرد. در قبل از شروع زندگی مشترک، این نقش به طور ناگهانی، دو برابر می شود. در واقع فرد هم نقش فرزند خانواده را بازی می کند و هم نقش همسر را، هر دو طرف هم توقع دارند که فرد نقش خود را در مقابل آنها به بهترین نحو انجام دهد». این حالت، می تواند باعث ایجاد حالت ناخوشایندی در طرفین شود که آنها را نسبت به زندگی مشترک و یکدیگر بدبین کند فرد ممکن است دچار حالتی شود که براساس آن هویت فردی خود را از دست رفته تلقی کند. این احساس گمشدگی، فرد را دچار این تردید می کند که ازدواج، هویت فردی و شخصیت انسانی او را از بین برده است و طرف مقابل خود را بیش از هر کسی در ایجاد چنین حالتی مسئول می داند.

اگر نقش عوامل متفاوت چندان عمیق نیست، بهترین راه این است که افراد، بدون در نظر گرفتن خانوادها، خودشان تصمیم گیری کنند

شروع درگیری ها

یکی دیگر از حالت هایی که در زندگی زوج های جوان، پیش از شروع زندگی مشترک پیش می آید، مواجه شدن آنها با واقعیت وجودی فرهنگ، زندگی، عادت ها و خلق و خوی همسر و خانواده همسر است. پیش از رسمی شدن ازدواج، روابط همسران و خانواده های آنها شکلی رسمی و حساب شده دارد که بسیاری از تفاوت ها را در میان آنها می پوشاند. با گسترده شدن روابط و نزدیکی بیشتر آنها، بسیاری از جنبه های پنهان، رخ می نمایند.

فخاری می گوید، «ازدواج، بسیاری از امور پنهان را به خانواده ها نشان می دهد. زوج های جوان، به شکل واقعی و عملی با عقاید و فرهنگ خانواده طرف مقابل آشنا می شوند و چه بسا درمی یابند که این فرهنگ و عقیده تا چه حد با عقیده و فرهنگ خانواده خودشان متفاوت است.» در این حالت، هرکدام از زوجین، فشار خاصی را تحمل می کنند. از آنجا که رفتارها و روش ها در شرایط قبل از ازدواج مشخص است بعد از شروع زندگی مشترک، روابط شکل جدیدی پیدا می کنند و در واقع ارتباط خانواده ها با هم کمتر می شود . در پیش گرفتن روش و استراتژی خاص در برخورد با این موارد، می تواند به کمرنگ شدن وجوه افتراق و حل مسائل کمک کند. فخاری می گوید: «ممکن است فرد، ناگهان احساس کند که نمی تواند شیوه رفتار و غذا خوردن همسرش را تحمل کند. بعضی از سنت ها و عادت هایی که در فرهنگ خانواده های طرف مقابل وجود دارد، برای فرد قابل پذیرش نیست؛ خصوصاً، مرتب بر روی این مسائل دست می گذارند و بزرگنمایی می کنند.»

پدر و مادرها کمک کنند

تجربه روزهای پیش از شروع زندگی مشترک، در عین حال می تواند بسیار خوشایند باشد. فرصتی برای درک و شناخت بیشتر از کسی که بناست سال های متماددر کنار او باشد . هرچه این دوران آرام تر و با فشار کمتری بگذرد، افراد روحیه بهتری برای شناختن یک زندگی تازه خواهند داشت و در این بین نقش خانواده ها، در ایجاد فضایی امن و مؤثر در زندگی فرزندانشان بسیار برجسته است. در واقع، خانواده ها تنها کسانی هستند که می توانند در ساختن نگرشی مثبت و کارساز نسبت به زندگی مشترک و همسر آینده فرزندشان تأثیر داشته باشند و برای رسیدن به این هدف، دور انداختن برخی عقاید و عادت های عرفی و از پیش تعیین شده، چندان دشوار نیست.


چهارشنبه 6 آبان 1388  2:50 AM
تشکرات از این پست
azadeh7
azadeh7
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 442
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج


ازدواج برای خیلی از ما بخشی عادی از زندگی است. ما بزرگ می شویم، دیپلممان را می گیریم، یا کار پیدا میکنیم یا وارد دانشگاه می شویم و بعد یک روز آن کسی که می خواهیم را برای زندگیمان پیدا می کنیم. اما این روزها افراد خیلی دیرتر ازدواج می کنند و قبل ازاینکه "بله" را سر سفره عقد بگویند مکث طولانی تری دارند. در جوامع غربی تحقیقات گزارش می کند که از سال 2001، تعداد کسانی که ازدواج می کنند هر ساله رو به کاهش است. در سال 1970، 72 درصد از جمعیت متاهل بودند ولی این رقم امروز به 50 درصد رسیده است. همچنین، درصد افرادی که طلاق گرفته اند شدیداً رو به افزایش است. مشخص است که همه این اطلاعات باعث می شود افراد قبل از ازدواج بیشتر و عمیقتر به این اقدام خود فکر کنند. سوال این است که در این روزگاری که هیچ چیز دائمی و بادوام به نظر نمی رسد، آیا باید ازدواج کرد یا خیر؟

بدون شک عامل دیگر در کاهش آمار ازدواج تاثیر طلاق بر ذهن نوجوانان و جوانان است. خیلی از آنهایی که به ازدواج فکر می کنند خود فزندان طلاق هستند. این مسئله آنها را در برابر رفتن زیر بار تعهدات ازدواج مقاومتر می کند. از 82 درصد از زوج های متاهلی که تا پنجمین سالگرد ازدواجشان زندگی مشترکشان ادامه پیدا میکند، فقط نیمی آن را به 10 سال می رسانند. با گذشت زمان، احتمال با دوام ماندن ازدواج ها کمتر و کمتر می شود. تعداد بالای شکست های ازدواج باعث می شود مردم بیشتر به مسئله ازدواج کردن یا نکردن فکر کنند.

اکثر مردم می فهمند که اول آشنایی همیشه سرشار از عشق و محبت است. اول همه رابطه ها همه چیز خوب است. *** خوب است، همراهی و همدلی دو نفر با هم خوب است، و مقدار کمتر تعهدات مشترک زندگی را برایشان ساده تر می کند. زندگی کردن در خانه های جدا به هر دو طرف آزادی بیشتری داده و نگرانی ها معمولاً کمتر است. چیز زیادی برای نگرانی وجود ندارد. وقتی رابطه برهم می خورد، چیزهایی مثل بچه، مشکلات مالی و قضاوت های جامعه وجود ندارد که دو طرف را نگران کند و بیشتر افراد می توانند راحت از این مشکلات بگذرند. قبل از اینکه رابطه دو طرف قانونی شود، بر هم زدن رابطه کار سختی به نظر نمی رسد. سالیان سال است که به مردها و زن ها درمورد ازدواج و تعهدات آن هشدار می دهند. *** بین دو طرف محو می شود، زن خانه مدام غرغر می کند، مرد به فردی تنبل تبدیل می شود که جز دستور دادن و خوردن کار دیگری در خانه نمی کند و خیلی چیزهای دیگر. اینجاست که می گویند، سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند.

بعد از گذشت یک زمان مشخص می فهمید که قدم بعدی در رابطه تان این است که ازدواج کنید. معمولاً فقط یکی از دو طرف میل به ازدواج دارد و طرف دیگر به همان وضعیت راضی است. اما به خاطر ترس از دست دادن رابطه، دو نفر با هم ازدواج می کنند. اما مدت زمان کمی بعد از ازدواج است که همه چیز خسته کننده و تکراری می شود. تعداد کمی از افراد از قبل پیشبینی می کردند که به چنین نقطه ای برسند. بعد از اینکه آنچه که باید گفته شود، گفته می شود و آنچه باید انجام داده شود، انجام داده می شود، زن و شوهر هر شب از سر عادت در اتاق نشیمن می نشینند و تلویزیون تماشا می کنند، هر روز همان کارهای مشابه و تکراری را انجام می دهند و زندگیشان کاملاً یکنواخت می شود. این مسئله باعث می شود متوجه شوید که خیلی چیزها درمورد همسرتان هست که دوست ندارید و آزارتان می دهد. متاسفانه، دیگر خیلی دیر شده است. دیگر ازدواج کرده اید و باید با آن کنار بیایید.

یک روی سکه می گوید چون نمی توانید اوضاع را تغییر دهید به این معنی نیست که اوضاع بد است. در زندگی دوره های تغییر مختلفی وجود دارد و وقتی ازدواج می کنیم، همراه با همسرمان این تغییر را تجربه میکنیم. گاهی اوقات یکی از دو طرف جلوتر از آن یکی است و گاهی اوقات این رشد با هم صورت می گیرد. اگر بتوانید هر مرحله رشد را با هم طی کنید، به دستاورد بسیار بزرگی در زندگیتان نائل شده اید. حتی اگر 10 سال هم با یک نفر رابطه دوستی داشته باشید، به ندرت درمورد موقعیت های واقعی زندگی که ممکن است موجب ازدواج یا برهم خوردن آن شود بحث می کنید. و ناگهان می بینید که با او ازدواج کرده اید و همه تعهدات و انتظارات دنیا از شما خیلی دشوار به نظر می رسد. خیلی وقت ها به زندگی مجردیتان فکر میکنید که هیچ کس نبود که بهش جواب پس بدهید، کسی نبود که نگرانش شوید، کسی نبود که مجبور باشید از او مراقبت کنید و هیچ کس هم نبود که به شما بگوید چه باید بکنید و چه نباید بکنید. اما قبل از اینکه در دریای پشیمانی گم شوید، به این فکر کنید که در زمان مجردی وقتتان را چطور می گذراندید؟ آیا آن تنهایی هر از گاه اذیتتان می کرد؟ آیا احساس کمال می کردید؟ آیا اوقات فراغتتان را به دنبال یک شریک زندگی بودید؟ آیا به آنهایی که ازدواج کرده بودند حسادت نمی کردید؟ آیا فکر نمی کردید که ازدواج یک مسئله خیلی مهم است و باید آنرا جدی بگیرید؟ آیا اصلاً باید ازدواج کرد؟
عشق در نگاه اول فهمش راحت است، یعنی وقتی دو نفر برای یک عمر به هم نگاه می کردند و این به یک معجره تبدیل می شود..." – امی بلوم


ازدواج چه فوایدی دارد؟ ازدواج این امکان را برای افراد فراهم می کند که کمی آرامتر شوند و برای شناختن درونی و بیرونی طرف خود متعهد شوند. این نزدیکی و صمیمیت و اینکه بدانید یک نفر در این دنیا دوستتان دارد و به رابطه با شما متعهد است خیلی زیباست. همچنین ازدواج یکی از معدود راه های تشکیل خانواده بدون حرف مردم است. ارتباط و تشکیل خانواده بدون ازدواج قانونی همانطور که میدانید چندان در جامعه ما مورد پسند نیست. همچنین وقتی ازدواج کرده اید، می توانید خیلی راحت خودتان باشید و با راحتی بیشتری کارهایتان را انجام دهید. ازدواج معمولاً فواید مالی هم در بر دارد و حتی بانک ها افراد متاهل را بیشتر از افراد مجرد جدی می گیرند. ازدواج گذرگاهی برای شروع دوباره زندگی شماست. آنجاست که می توانید برای آینده تان و هر چه که برایتان مهم است برنامه ریزی کنید. البته این کارها را می توانید بعنوان یک فرد مجرد هم انجام دهید اما همیشه یک باری روی دوشتان است که یک روز بالاخره باید ازدواج کنید.


با وجود این فواید، ازدواج معایبی هم به همراه دارد. هرچقدر هم که دو طرف سعی کنند استقلال خود را در ازدواج حفظ کنند اما باز هم بخش اعظمی از استقلالتان با ازدواج از بین می رود. برخی رفتارهای و اعمال خاص که قبلاً برایتان قابل قبول بود، الان دیگر نیست و می تواند باعث عدم وفاداری احساسی یا جسمی شود. خیلی وقت ها ازدواج کردن مثل این می ماند که دوباره بچه شده باشید. بعد از ازدواج می بینید که دوباه با احساسات یک نفر دیگر محدود شده اید. البته ازدواج مثل زندان نیست اما آن آزادی که قبل از ازدواج داشتید دیگر وجود ندارد. خستگی جنسی هم بعد از ازدواج ایجاد می شود. صادقانه بگوییم، چند بار می توانید با یک نفر خاص قبل از اینکه پیر شوید رابطه داشته باشید؟ خیلی از زوج ها عشق و نوازش های حین رابطه جنسی را زیاد جدی نمی گیرند و همه شور و احساس در ***شان از بین می رود. اگر با خود فکر می کنید که این اتفاق برای شما نخواهد افتاد مطمئن باشید که کاملاً در اشتباهید چون بالاخره این اتفاق می افتد.
بچه ها را هم وارد قضیه کنید و آنوقت است که داستان ازدواج سخت تر هم می شود. دو نفر الان باید درمورد نحوه بزرگ کردن و تربیت کردن فرزندانشان هم با هم توافق کنند. بچه ها در خیلی چیزها دخالت می کنند. بله درست است که بچه نعمت است و عشق بیشتری به زندگی زناشویی می بخشند اما کنار آمدن و تربیت کردن آنها کاری بسیار دشوار و استرس زا است و مسئولیت ها و انتظارات را ده برابر بیشتر می کند. بچه ها همچنین آن چیزهایی که درمورد همسرمان دوست نداریم را بیشتر به چشممان می آورند. به خاطر همه این مشکلات هم که شده باید قانونی تصویب کنند که زوج ها باید 5 سال تا بچه دار شدن صبر کنند تا بهتر بتوانند در این رابطه تصمیم گیری کنند.


"عشق یک دیوانگی موقت است، که با ازدواج درمان می شود." –آمبروز بیرث


آیا باید ازدواج کنیم؟ این سوال کاملاً شخصی است. ازدواج این روزها جذابیت خود را از دست داده است و رسانه ها هم خیلی به این موضوع کمک کرده اند. پاسخ به این سوال خیلی ساده است...اگر فکر می کنید برای شما مناسب است باید ازدواج کنید. اما اگر فکر می کنید که آن روش زندگی برای شما مناسب نیست پس نباید ازدواج کنید. هر فرد متاهلی که به شما می گوید، ازدواج چیزی را تغییر نمی دهد، کاملاً اشتباه می گوید. ازدواج خیلی چیزها را عوض میکند. البته خوشبختانه تعادلی که ازدواج ایجاد می کند به همان اندازه تاثیرات منفی، تاثیرات مثبت به همراه دارد.


داستان های پریان که در زمان کودکی برایمان می گویند فقط داستان اند. داستان واقعی جذابیت خیلی کمتری دارد و تلاش بیشتری هم می برد. برای ازدواج باید بخش خیلی بزرگی از خودمان را فراموش کنیم و خیلی آرزوها و خواسته های شخصیمان را مدتی متوقف کنیم. خیلی ها بعد از مدتی می فهمند آنچه که اول کار می خواستند خیلی با آن چیزی که آخر کار می خواهند فرق می کند. آیا همه اینها ارزشش را دارد؟ خیلی وقت ها زن و شوهر های خوشبخت می گویند که بله ارزشش را دارد اما یادتان باشد زن و شوهرهای خوشبخت هم یک شبه به آن وضعیت نرسیده اند. برای اینکه یک ازدواج دوام پیدا کند باید واقعاً به تعهدات پابرجا بمانید و مشکلات عاطفی، احساسی، ذهنی و فیزیکی خیلی زیادی را پشت سر بگذارید. ده سال اول را واقعاً به کشف رابطه می پردازیم. خیلی وقت ها تا زمانیکه مجبور می شویم با یک نفر زیر یک سقف زندگی کنیم، خودمان و همه پیجیدگی های خودمان را نمی شناسیم. 
اگر چند وقت است که سردرگمید که باید ازدواج یکنید یا نه، توصیه می کنیم که کمی صبر کنید. این مسئله نشان می دهد که شما هنوز در این مورد تردید دارید و مطمئن به این کار نیستید. مطمئن باشید که وقتی زمان واقعی ازدواجتان رسیده باشد، آنوقت است که دیگر این تردید را ندارید و کاملاً از تصمیم خود مطمئنید. 
منبع : مردمان

mobile

 

سه شنبه 12 آبان 1388  3:53 AM
تشکرات از این پست
azadeh7
azadeh7
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 442
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج

نقش خانواده در شکل گیری ازدواج موفق

ازدواج به عنوان یکی از مهم ترین موضوعات خانوادگی باید در قالب و چارچوب خاص خود قرار گیرد و این که گفته شود زمانه تغییر کرده است و جوانان این دوره و زمانه با گذشته بسیار فرق کرده اند نمی تواند پاسخ منطقی و قابل قبولی باشد.

ازدواج به عنوان یکی از مهم ترین موضوعات خانوادگی باید در قالب و چارچوب خاص خود قرار گیرد و این که گفته شود زمانه تغییر کرده است و جوانان این دوره و زمانه با گذشته بسیار فرق کرده اند نمی تواند پاسخ منطقی و قابل قبولی باشد. 
این جوانان هم درست در همان خانواده هایی رشد و پرورش یافته اند که جوانان سال های قبل بزرگ شده اند و تنها به سبب پیشرفت فناوری و گسترده شدن دامنه ارتباطات نمی توان جوانان را به حال خود گذاشت تا شریک زندگی شان را انتخاب کنند. بعضی از خانواده ها در این زمینه کوتاهی می کنند و دلیل شان هم این است که جوان هر کسی را که خودش انتخاب می کند می پذیرد و با او کنار می آید و اگر ما کسی را انتخاب کنیم مشکلات بعدی اش هم گریبان خودمان را می گیرد. پدر و مادر باید همراه و مشاور جوان باشند و با استدلال و منطق وی را قانع کنند که انتخابش درست است یا نادرست که بی گمان جوان نیز آن را خواهد پذیرفت.

در این خصوص با دکتر اسماعیلی به گفت وگو نشستیم.وی عضو هیئت علمی دانشکده روان شناسی دانشگاه تربیت معلم تهران درباره اهمیت نقش خانواده می گوید: ازدواج مقدمه تشکیل خانواده است. وقتی زوج جوان ازدواج می کنند در واقع پایه های خانواده را شکل می دهند. اگر رابطه بین زن و شوهر را از این منظر نگاه کنیم درمی یابیم وقتی خانواده رو به کمال می رود که این رابطه سالم و برپایه اصول صحیحی شکل گرفته باشد. از این رو جوان باید معنای خانواده را بداند نه این که فقط از نظر عاطفی و روحی با فرد موردنظر خود مشترکاتی داشته باشد. بنابراین وقتی زوج جوان ازدواج می کنند ، اصولا با فضای جدید خانواده های یکدیگر روبه رو می شوند. پسر یا دختر در خانواده هایی متفاوت رشد کرده اند و عضو آن هستند و ویژگی های آن خانواده را دارند. وقتی آشنایی صورت می گیرد در کنار اشتراکات، بی گمان تفاوت هایی را هم خواهند دید. 
اگر جوانان آمادگی مواجهه با تعارضات را نداشته باشند، نخواهند توانست زندگی مشترک موفقی را تجربه کنند و بیشتر در معرض آسیب های بعدی و طلاق هستند.

نگاهی به آمارهای طلاق و بررسی علل و عوامل این پدیده در جامعه کنونی ما نشان می دهد ازدواج هایی که در آن دختر و پسر پیوند مستحکمی با خانواده طرفین پیدا نکردند بیشتر در معرض آسیب و طلاق است. زیرا قواعد و آداب و رسوم و ویژگی های خاص خانواده ها را از هم متمایز می کند. وقتی ازدواج دو نفر بدون توجه به این قواعد صورت بگیرد، طبیعی است ازدواج آسیب پذیر خواهد بود. 
خانواده ها باید در بستر مشترکات مهمی که با هم دارند تصمیم به پیوند ازدواج فرزندانشان بگیرند.اما گاهی اوقات پسر یا دختر نسبت به هم علاقه عاطفی پیدا می کنند و ازدواج خود را بی نیاز از مشورت و هماهنگی با خانواده ها می دانند، آن ها اغلب خارج از چارچوب خانواده عمل می کنند و وارد فرآیند چانه زنی می شوند و تصمیم خود را برای ازدواج با یک فرد خاص اعلام و برخواسته خود پافشاری می کنند.
در چنین مواردی والدین براساس هنجارها و تفاوت دیدگاه هایی که با جوان دارند، اغلب مخالفت می کنند و از سویی احساس می کنند ثمره تلاش شان در زندگی از بین می رود. مجموعه افکار، ایده ها، مصلحت ها و تجربیات متفاوت باعث می شود اغلب خانواده ها در برابر خواسته جوانان مقاومت کنند و تن به درخواست های آنان ندهند. اما مشکلی که هم اکنون در جامعه مشهود است، این است که موارد قابل توجهی از ازدواج ها خارج از فضای مشورت و توافق و همراهی خانواده ها صورت می گیرد. گرچه در نهایت ممکن است خانواده ها تسلیم خواسته جوانان شوند. اما هسته و ریشه های مشکلات به جای خود باقی می ماند و پس از فروکش کردن احساسات عاطفی و هیجانی، عشاق دیروز تبدیل به کینه توزان امروز می شوند. 
شیفتگی های افراطی در جوانان به تصمیمات ناگهانی منجر می شود و خانواده ها را هم درگیر مشکل خودخواسته ای می کند که تبعات زیادی دارد.

مشورت با افراد باصلاحیت ازجمله خانواده و بستگان بسیار اساسی است به طوری که در اغلب موارد پدر و مادر بهترین مشاور جوانان هستند. دکتر اسماعیلی به نقش خانواده در تثبیت ازدواج جوانان اشاره می کند و می گوید: پس از ازدواج هم ارتباط و احترام خانواده ها به یکدیگر می تواند در محکم شدن پیوند ازدواج تاثیر داشته باشد.
پیوند عاطفی اولیه در ازدواج باید به پیوند عاطفی و ایجاد شبکه اجتماعی بین خانواده منجر شود.نکته قابل توجه این است که شیفتگی بین دختر و پسر به تناسب بهایی که هر یک برای آن می پردازند، آسیب هایی را به آنان وارد می کند. معمولا در سن نوجوانی و جوانی دختران عاطفی تر و آسیب پذیرتر هستند و این یک زنگ خطر جدی برای بسیاری از خانواده هاست. پسران اغلب در این سنین تحت تاثیر هیجانات جنسی به دختران گرایش پیدا می کنند. دختر اغلب وقتی با پسری ارتباط برقرار می کند می خواهد او را به عنوان مرد زندگی، همیشه همراه خود داشته باشد، یعنی خود را برای یک ارتباط طولانی آماده می کند. اما پسران اغلب به قصد ازدواج با دختران ارتباط برقرار نمی کنند و پس از فروکش کردن هیجانات خود از ازدواج سرباز می زنند، گاهی هم با توسل به شیوه های فریب و حیله به بهره برداری موقت از دختران دست می زنند.

گذشته از این در فرهنگ ما واژه زن ارزش خاصی دارد و توام با قداست و پاکی و حیاست. بر همین اساس پس از تشکیل پیوند عاطفی دختر، همان نسبتی که پیوندش ریشه دار و عمیق بوده است، دچار آسیب شدید می شود. توصیه ما به دختران این است که سعی کنند در دام احساسات و هیجانات گرفتار نیایند و چنانچه به قصد ازدواج با کسی ارتباط برقرار کردند حتما از مسیر خانواده ها و با مشورت آن ها صورت بگیرد. 
دکتر اسماعیلی درباره آمادگی جوانان برای رویارویی با جنس مخالف می گوید: این آمادگی در واقع زمینه سازی می خواهد و باید از همان دوران کودکی فضای ایمن و سالم برای تربیت فرزندان فراهم شود تا اضطراب، بی اعتمادی، شک و تردید و فاصله عاطفی به وجود نیاید. 
والدین و فرزندان باید احساس همدلی داشته باشند تا بتوانند حرف یکدیگر را بفهمند. اگر این حس وجود نداشته باشد و بچه ها از منظر عاطفی دچار خلاء شده باشند، به محض اولین برخورد عاطفی با جنس مخالف دچار هیجانات شدید می شوند.

بنابراین هر قدر والدین با بچه ها رابطه عاطفی و مثبتی داشته باشند، بچه ها کمتر به جست وجو و ارضای عواطفشان در خیابان می پردازند و کمتر دچار شیفتگی های مفرط می شوند. والدین در دوران نوجوانی می توانند نقش مشورتی ایفا کنند. بسیاری از مسائل در دوران نوجوانی برای آن ها به وجود می آید که نمی توانند آن را با والدین خود در میان بگذارند.منظور ما پدر و مادر صمیمی نیست. پدر و مادر علاوه بر صمیمیت باید مشاوران خوبی باشند و پس از جلب اعتماد آن ها یا خودشان کمک کنند یا آن ها را به سمت مشاوران دیگر سوق دهند. در قدم اول والدین باید این ضرورت را حس کنند که فرزند آن ها به مشورت نیاز دارد. 
والدین باید توجه داشته باشند که بین ویژگی های رفتاری پدر و مادر و فرزند آن ها باید تعادلی وجود داشته باشد، محبت کردن همراه با آماده کردن او برای مقابله با مشکلات باشد. لذا فرزندی که محبت دریافت می کند باید صمیمیت را هم تجربه کرده باشد، باید مهارت های مختلف زندگی را یاد گرفته باشد. محبت تامین بی حد و حصر نیازهای فرزندان نیست بلکه باید آموزشی باشد. پدر و مادر باید بتوانند شخصیت فرزند را به طور همه جانبه پرورش دهند و مسائل اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و روانی را با نوعی آگاهی و دانش درآمیزند تا بتوانند فرزند عاقل و دانایی تحویل جامعه دهند.

mobile

 

سه شنبه 12 آبان 1388  3:54 AM
تشکرات از این پست
azadeh7
azadeh7
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 442
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ازدواج

سبک جوان امروزی

دوره و زمونه عوض شده... جوون هم بود جوون های قدیم . وقتی اسم ازدواج می آمد تا گوششان سرخ می شد. کدوم دختری تا این سن و سال خون هی پدر می ماند؟ کدوم پسری رو حرف پدر ومادرش و انتخاب اونا حرف می زد؟قبل از دخترا بخوان به خودشون بیان رفته بودن خونه ی بخت و مشغول بچه داری می شدن . ....

شاید شما هم این حرف ها را از مادر بزرگاتون شنیده باشید. وقتی از این تعریف می کنه که سر سفره ی عقد برای اولین بار از تو آینه به همسر آینده اش نگاه می کنه و خاله خانم از پشت نیشگونش می گیره که سرت را بنداز پائین وگرنه قوم داماد می گن چه عروس پر رویی!!


سال ها قبل وقتی پدر بزرگ ومادر بزرگ ما در آستانه ی ازدواج قرار می گرفتند ،خانواده ها نقش اصلی را بر عهده داشتند و وقتی خانواده ها به توافق می رسیدند ،دیگر مخالفت دختر یا پسر معنی نداشت . در نسل بعد یعنی هنگام پیوند پدر ومادر ما وضع کمی فرق کرده بود ، سن ازدواج کمی بالاتر آمده بود، فرزندان هم اظهار نظر می کردند .همدیگر را قبل از عقد می دیدند اما باز هم نظر خانواده ها و تفاهم آن ها با هم مهم تر بود. اما بشنوید از نسل خودمان ... 
سبک و شیوه ازدواج پا به پای برگ‌های روز شمار تقویم تغییر کرده بود و به همراه خود سبک جدیدی را به ظهور رسانده بود: شناخت، عشق و علاقه که به دنبال خود معیار های جدیدتری را نیز به همراه داشت.


جوان ها دیگر برای ازدواج تمایلی به دنباله روی از والدین خود ندارند. بلکه تمایل دارند همسر آینده شان را بدون دخالت دیگران انتخاب و با کسی ازدواج کنند که از صمیم دل به او علاقمند باشند. 
معیارهای نسل حاضر با گذشته گرچه تفاوت زیادی کرده است اما حالا هم مثل گذشته اگر پای عشق وعاشقی به میان بیاید ،وقتی دختر و پسر خود را در دام عشق ببینند، دختر حاضر می‌شود روی یک روزنامه زندگی کند اما با پسری که در تب عشق او می ‌سوزد .تنها چیزی که بین تمام نسل ها در بحث ازدواج تکرار می شود همین چشمان کور است وقتی دل گرفتار می شود.
هم در زمان حال و هم در نسل پدر ومادر ها و هم نسل پدربزرگ ومادر بزرگ ها ، هر وقت عشق وعاشقی هایی با رنگ و لعاب جوان پسند به وجود بیاید ، افراد از فکر کردن صحیح عاجز شده و فقط به وصال فکر می کنند که البته در گذشته به خاطر کم بودن ارتباطات دو جنس این اتفاق گستردگی کم تری داشته است اما این روز ها به وفور دیده می شود.

اما صحبت ما سر معیار جوانان برای همسرآینده است که خیلی با گذشته متفاوت شده است. طبیعی است که نحوه ی انتخاب همسر با تغییر کردن روابط ،تغییر کند و اصلا کسی توصیه نمی کند امروزه جوانان مثل سال ها پیش ازدواج کنند زیرا دنیا عوض شده و دیگر کسی شریک زندگی اش را برای بار اول سر سفره ی عقد نمی بیند اما همین تغییر در نحوه ی آشنایی در معیار ها هم به وجود آمده که کمی نگران کننده است.

آن روزها، مادربزرگ منتظر مردی بود که بتواند به او تکیه کند و همانند مادرش با لباس سفید به خانه بخت بیاید و با لباس سفید از آن خارج شود. مردی که قوی ،با اراده باشد . پدر نیز خواهان زندگی با دختری بود که مطیع، سر به زیر، کمی با سواد، کد بانوی ماهر به طوری که وقتی به خانه پای می گذارد تمام خانه برق بزند و بوی غذایش چند کوچه آن طرف‌تر را با خبر کند و همسر و مادری دلسوز که فرزندانش را نیکو بار بیاورد و با خانواده اش کنار بیاید.


اما واقیعت این است که برخی پسرهای این زمانه به سراغ دختری می روند که یکی یک دانه، از یک خانواده ی ثروتمند باشد. شاغل و اجتماعی باشد. بتواند جهازیه ی خوبی بیاورد و سایه ی پدری بالای سرش باشد که در مواقع لزوم از دامادش با پولش حمایت کند. البته معیار جذابیت قیافه و ظاهر هم که روز به روز پر رنگ تر می شود .
دختر خانم ها هم اگر پسری با یک ماشین مدل بالا ،خانواده ای با کلاس ،تحصیلات دهن پر کن (که البته این مورد را ثروت پدری پوشش می دهد)
عاشق پیشه و رمانتیک به خواستگاری شان بیاید ،ذوق زده شده و بار اول بله را می گویند.
البته همه می دانیم که اصالت واخلاق وایمان مهم است و جزءمعیارهایمان قرار می دهیم ولی زمانه تغییر کرده است و داماد بی خانه به درد نمی خورد!!!

جوون های عاقل واندیشمند تبیانی ،امیدوارم ناراحت نشده باشید. ما منکر آن هایی که در همین ایام هم هنگام انتخاب معیار های درست دارند و تمام سنت های نسل قدیم را زیر سوال نمی برند ،نیستیم اما قبول کنید که در نسل ما معیار انتخاب شریک زندگی از هر دو طرف کمی اشتباه می باشد و بهتر است کمی واقع بین تر شود که در ایینصورت آمار مراجعه به دادگاه خانواده در یک سال اول بعد از ازدواج سال به سال بیشتر نشود. هر چند بخشی از این آمار مربوط به عدم یاد گیری مهارت های زندگی است اما مبنای انتخاب هم بسیار مهم است.
بهتر است فراموش نکنیم ازدواج انتخاب همراهی است برای زندگی .و زندگی پائین وبالا زیاد دارد و به این سادگی ها نیست....بکوشیم شریک مناسبی انتخاب کنیم .


mobile

 

سه شنبه 12 آبان 1388  3:56 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها