مجموعه جوک و لطیفه 1
اولین جلسه ی کلاس بود، استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند،
رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟
دختر جواب داد: واسه اینکه روز تولدم بارون میومده !
برادر اهل دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده !!!
*** ارزش انسان به تعداد خدمتکاران او نیست، بلکه به تعداد کسانی است که او به آنها خدمت می کند. ***
E-Mail: eBook.rasekhoon@Gmail.com
وبلاگ من
پاسخ به:مجموعه جوک و لطیفه 1
حیف نون چند روز پشت سر هم می رفت گچ سوسک کش می خرید. مغازه دار ازش می پرسه چرا اینقدر گچ سوسک کش می خری؟ حیف نون می گه: آخه هرچی اینا رو پرت می کنم به سوسکها نمی خوره!
حیف نون آرپیجی رو بر عکس گذاشته بوده روی شونش. شلیک می کنه، بر می گرده می بینه همه ی خودی ها مُردن! می گه ببین خودی ها رو که این جوری کرده با دشمن چه کار کرده!
دیوانه اولی: کی اومدی؟ دیوانه دومی: پس فردا. دیوانه اولی: پس فردا که هنوز نیومده. دیوانه دومی: می دونم چون کار داشتم، زودتر اومدم.
پسرى براى هدیه تولدش از پدرش تقاضاى یک هفت تیر واقعى داشت. پدر: چى؟ عقل از سرت پریده؟ پسر: من یک هفت تیر درست و حسابى واقعى مىخواهم که بتوانم با آن خوب شلیک کنم. پدر: دیگه بسه، حرف حرفه منه یا حرف تو؟ پسر: البته تو پدر، اما اگر یک هفت تیر واقعى داشتم…
حیف نون باباش می میره. بهش می گن مراسم نمی گیری؟ می گه نه، به جاش می ریم مشهد!
حیف نون به اتاق رئیسش رفت و گفت: آقای رئیس! من برای ازدواج دو روز مرخصی می خوام. رئیس گفت: شما که یک هفته تعطیلی داشتین چرا ازدواج نکردین؟ حیف نون گفت: آخه نمی خواستم تعطیلاتم رو خراب کنم!
به حیف نون می گن به زنبورهایی که از کندو محافظت می کنن چی می گن؟ حیف نون می گه: خسته نباشید!
مشتری: آقا خواهش می کنم برای من یک خوراک جوجه بیاورید. پیشخدمت که تازه کار بود رفت و با یک بشقاب گندم برگشت!
گدایى با حالت گریان و نزار به خانمى گفت: شما باید موقعیت مرا درک کنید. خیلى بدبختم، پدر معتاد، مادر مریض، بچههاى گرسنه.
خانم دلش به رحم آمد و پول خوبى به او داد و سپس گفت: شما کى هستید؟ من پدر خانوادهام.
کشیشى سر کلاس درس از بچهها پرسید: باید چه کار کنید تا گناهان شما بخشوده شود؟ پسرکى از ته کلاس: باید گناه بکنیم آقاى کشیش.
سوال امتحانی غضنفر !
۱۲۴۰۰۰ پیغمبر را نام برده و توضیح دهید !
حیف نون داشته تو خیابون به یه دختر نگاه می کرده !
یکی بهش میگه مگه تو خواهر و مادر نداری !؟
میگه چرا ، ولی به این خوشگلی نیستن!
مبانی کامپیوتر:
آن بخش از یک سیستم را که میتوان با چکش خرد کرد ، سختافزار !
و آن قسمت را که فقط میتوان به آن فحش داد، نرمافزار میگویند!
با سلام ، به سیستم گویای نانوایی کشور خوش آمدید !
جهت اطلاع از قیمت نان بربری عدد ۱ نان لواش عدد ۲ نان سنگک یه رو خشخاشی عدد ۳ نان سنگک دورو خشخاشی عدد ۴ نان تافتون عدد ۵ انواع نان فانتزی عدد ۶ تماس با شاطر عباس عدد۷