0

نحسی کودکان

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

نحسی کودکان

 

نحسی کودکان – بخش اول

 
 
 
 
 
نحسی کودکان – بخش اول

واقعیت این است ‌که نحسی در واقع یک نوع انفجار عاطفی به اوج و نهایت رسیده است‌. به زبان ساده تر ، در این نقطه کودک نوپا به یک باره کنترل‌خود را از دست داده و دستخوش چنین واکنش ناخواسته ای میشود و نکته ای که باید به آن توجه داشت این است‌، که‌کودک معمولا در مواقعی دستخوش نحسی و لجبازی میشود که در نزد عزیزترین کسان خود باشد و روشن است‌که هیچ کس نمیتواند عزیزتر از مادرش باشد.
در چنین حالت ها و موقعیت هایی است‌ که شخص ناگهان در می یابد به واقع والد بودن دشوارتر از آنی است‌که تصور میشود.
رفتار با یک کودک نوپا مستلزم مهارت های کارآمد و ظریفی است‌. حال اگر والدین از این نوع هنر و مهارت ها بی بهره باشند ، در آن صورت نه تنها خودشان مواجه با دشواری و زیان میشوند بلکه فرزندشان را نیز از مواهب زندگی بخش محروم می سازند.
چون برخلاف آنچه تصور می شود نحسی و کج خلقی ناگهانی کودک تنها یک نوع آشفتگی خلقی گذرا نبوده ، بلکه در ورای این مسئله به ظاهر ساده مسائل پیچیده ای وجود دارد.
برای مثال ، بروز نحسی نشانه ی این است‌ که‌کودک مواجه با عواطف و احساسات سنگین و قوی خود شده و چنانچه منصف باشیم و به این مسئله از زاویه ی تازه ای بنگریم در می یابیم ، که نه تنها این مسئله چیز غیرعادی ای نیست بلکه کاملا ضروری و طبیعی است‌؛ چون کودک از طریق این نوع انفجار هیجانی موجودیت خویش را اعلام کرده و خواهان شناسایی موقعیت خویش در این جهان است.
به زبان ساده تر ، نحسی برای رشد و خودباوری کودک کاملا لازم است‌و از دیگر کارکردهای این واکنش این است ‌که کودک به این شکل در برابر درماندگی و استیصال از خودش عکس العمل نشان می دهد.
باری ، کودکان به دو طریق محدودیت های‌خود را شناخته و به حدود توانایی های خویش پی می برند و یکی از این دو طریق ريال انجام کارها بوده و دیگری از طریق روابطش با شما می باشد.
نوپایان پیوسته سرِ کارند
نوپایان اشخاصی هستند که پیوسته‌خود را با کارهای گوناگون مشغول می سازند ، زیرا بدین شکل موجودیت انحصاری خویش را تقویت می کنند و به این دلیل است‌ که پیوسته‌خود را با دویدن ، بالا رفتن ، فریاد کشیدن ، اوراق کردن و غیره مشغول می کنند.
و این کار نوپایان دلیل دارد ، چون از این طریق است‌که کودکان نوپا به نقاط قوت و ضعف خویش پی برده و به توانایی های واقعی خویش می رسند به علاوه از طریق انجام دادن ، کودکان‌خود را کشف کرده و به علایق خویش میرسند . به زبان ساده تر ، لازم است ‌که این کودکان انتخاب های محدودی داشته و در عین حال پیوسته سرِ کار باشند.
فرضا زمانی که به فرزندتان نه می گوئید ، دست کم دو انتخاب را پیش رویش قرار می دهید و این امر سبب میشود که‌کودک سربلندانه از پاسخ منفی تان بگریزد و غرور و عزت نفس‌خود را حفظ نماید.
مسئله ای که باید به آن توجه داشت این است‌که نوپایان توان متوقف و یا محدود کردن خواسته ی خویش را در بدو امر ندارند ، چون میل باطنی کودک این است‌که هر چه سریع تر کار دلخواهش را انجام دهد.
به این دلیل زمانی که از کودک میخواهید از کاری خودداری کند ، او توان درک خواسته و ترجیح تان را ندارد و این امر سبب میشود ،که کودک سردرگم شده و هر چه بیشتر سرخورده و مایوس شود.
واقعیت این است ‌که حتی یک ثانیه برای کودک نوپا زمان بلندی بوده و یک دقیقه در ذهنش نمی گنجد. به زبان دیگر کودک نوپا فقط به (( حالا و اکنون )) می اندیشد و لاغیر و درماندگی نوپا از آنجا ناشی میشود که نمیتواند کار دلخواهش را در همان لحظه ی مورد نظرش انجام دهد.
باری ، درماندگی و رنجیدگی سبب میشود‌که کودک دستخوش تنش شود و این نوع تنش و عصبانیت باید به طریقی برطرف شود. لذا به این دلیل است‌‌که کودک جهت خلاصی از این مشکل متوسل به جیغ زدن شده و بر روی زمین می غلتد.
به هر شکل ، مسائل و موقعیت های زیر سبب درماندگی کودک می شود :
1 . زمانی‌که کودک از خواسته اش محروم شود ، برای مثال کودک در این موقعیت به خوردنی و اسباب بازی دلخواهش دست نمی یابد.
2 . زمانی که کودک نمیتواند کارهایش را به تنهایی انجام دهد . فرضا کودک نمیتواند جورابش را پوشیده و یا این که همه ی اسباب بازی هایش را حمل کند. به علاوه وقتی که نمیتواند به تنهایی از عرض خیابان بگذرد عصبانی میشود.
3 . زمانی که شما با خواسته هایش موافق نیستید. برای مثال ، به کودک اجازه نمی دهید که در میوه فروشی میوه ها را انتخاب کرده و یا این که در کنارش نمی مانید که بخوابد.
4 . زمانی‌که‌کودک به درستی خواسته اش را نمی شناسد. فرضا نمیداند که آیا باید صبحانه بخورد یا این که بر روی کاناپه کنار پدر بزرگش بنشینید و به این واسطه از نوبت غذایی خود بگذرد.
5 . زمانی که‌کودک نمیتواند دقیقا خواسته اش را توضیح داده و روشن سازد. فرضا باید سریع تر خود را به بالای تاب برساند
6 . زمانی‌که کودک درمی یابد که توان کنترل همه چیز را ندارد. فرضا کودک نمیتواند رنگ بشقابش را انتخاب کند. لذا به این دلیل است‌که در این مقطع سنی بازی های تصویری برای رشد کودک ضروری می باشد ، چون این مسئله سبب میشود که کودک به کنترل بیشتری نایل شود.
و دست آخر زمانی که حس می کند مورد سوء تفاهم واقع شده است. فرضا زمانی که کودک مورد تمسخر واقع میشود. گذشته از این ها حالات و موقعیت هایی چون کسالت ، دل زدگی ، خستگی ، گرسنگی و ناخوشی نیز سبب نحسی کودک میشود. لذا جهت درک کودک باید به مسائل و موقعیت هایی از این دست نیز توجه شود تا جلوی انفجار عاطفی کودک سد گردد.
منبع : کتاب چگونه الم شنگه کودکان را مهار کنیم؟

شنبه 4 مرداد 1399  6:32 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نحسی کودکان

 

نحسی کودکان – بخش دوم

 
نحسی کودکان – بخش دوم

کودکان عاری از کج خلقی
واقعیت این است که انسان ها فی نفسه منحصر به فرد می باشند و این مسئله در مورد نوپایان نیز صدق می کند و این امر سبب می شود ، که قشقرق و کج خلقی کودکان مراتب و شدت و حدت متفاوتی داشته باشد . از سوی دیگر برخی از والدین اساسا عصبانیت کودکان خود را نحسی ریشه دار نمی دانند ، چون این امر سبب می شود که توانایی های تربیتی خود را به عنوان پدر و مادر زیر سوال برده و نفی کنند.
باری ، واقعیت این است که با شدت و حدتی متفاوت تمامی کودکان دستخوش ناراحتی و کج خلقی میشوند و باید پدر و مادر به این مسئله معترف باشند ، چون این امر کارکردهای مثبت و محسوسی دارد ، به این وسیله کودک مراحل رشدی خود را تکمیل کرده و مهارت های سازگاری و ارتباطی را فرا می گیرد.
عَرضه داشت عواطف مختلف
اگر چه پژوهش های معتبر نیز دلایل قاطعی به دست نداده اند ، ولیکن واقعیت این است که نوپایان حالات و ماهیت متفاوتی دارند. به این مفهوم که برخی از آنها دستخوش کج خلقی و برخی دیگر نیز این مقطع را با آرامش هر چه تمام تر پشت سر می گذارند.
در چنین حالتی باید گفت که به احتمال قوی برادر و یا خواهرِ کودک آرام جورش را کشیده و به جای نوپای آرام جیغ و فریاد می زند.
دلیل دیگر آرام بودن کودک این است ، که والدینش هر گونه هیجان و عاطفه نمایی او را در نطفه خاموش ساخته اند و مجال آشکار سازی و عواطف را به کودک نوپا نداده اند و این امر به این خاطر است که پدر و مادر کودک ، در خردسالی از بروز عواطف مختلف خویش محروم بوده و نوع برخورد با هیجانات متفاوت را یاد نگرفته اند.
به زبان ساده تر این والدین خود گرفتار کاستی ها و نقایص مَنِشی و شخصیتی می باشند.
زیرا همان گونه که پیش تر خاطر نشان ساختیم عواطف نمایی کودک بخش مهمی از فرایند رشد و سازگاری او می باشد و بدون تردید این گونه مهار شوندگی ، تاثیرات سوء خود را بر روال خود پذیری طبیعی کودک برجا می گذارد.
زیرا چنانچه کودک دریابد که قشقرق و کج خلقی او در محیط خانواده قابل تحمل نمی باشد ، به اشکال دیگری با این مهارشدگی برخورد می کند.
به زبان دیگر درماندگی و استیصال خود را با واکنش هایی چون بیش فعالی ، پرگویی ، یک دندگی و کله شقی و غیره تعدیل می کند. زیرا تنها به این صورت است که میتواند خود را کنترل کرده و جلوی بروز عصبانیت تکان دهنده اش را سد کند.
نکته ای که باید به آن توجه داشت این است ، که نوپایان رفتارهای خویش را بر اساس رفتارها و واکنش های ما تنظیم می کنند. فرضا چنان چه والدین بردبار و خویشتن دار باشند ، کودکان نیز حرکات و سکنات خود را حتی المقدور کنترل می کنند.
روشن است که خویشتن داری و عدم ابراز وجود کودک سبب میشود که او دستخوش کاستی های شخصیتی گردد. چون کودکان آرام مثل کودکان پرخاشگر از اعتماد به نفس نرمال برخوردار نیستند و این امر سبب میشود نتوانند در موقعیت هایی خاص از حقوق خویش دفاع کنند.
باری ، بررسی ها و مطالعات کلی حاکی از این است که کودکان عاری از کج خلقی و نحسی دارای ویژگی های متناقض و متعارفی می باشند . فرضا برخی از این کودکان در دوره ی بلوغ لجوج و یک دنده شده و برخی نیز بردبار و صبور می شوند.
به زبان دیگر اگرچه برخی از ویژگی های شخصیتی این اشخاص مثبت و مطلوب است ، ولیکن مهار ویژگی های متناقض دشوارتر از خصوصیات یکپارچه و منسجم می باشد ؛ زیرا در بسیاری از موقعیت ها نتایج دلخواهی از شخصیت گسیخته حاصل نمیشود ، چون این اشخاص از مشکلات سازگاری در رنج خواهند بود.
مقصود از این همه فلسفه بافی این است که والدین وظیفه دارند جهت دست یابی به مَنِشی نرمال کودکان را یاری دهند و این امر مستلزم آن است که پدر و مادر دست کم به خواسته ها و علایق کودک خویش احترام بگذارند ، اگرچه مجبورند در حالاتی خاص در رابطه با علایق کودکان ابراز مخالفت نمایند.
چون اگر کودکان چگونگی برخورد با خشم ، سرخوردگی و درماندگی دوره ی خردسالی را یاد نگیرند ، در بزرگسالی از پس این نوع احساسات و هیجانات برنیامده و بدین واسطه نمیتوانند به سوی شکوفایی و بالندگی سیر نمایند.

شنبه 4 مرداد 1399  6:34 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نحسی کودکان

 

نحسی کودکان – بخش سوم

 
نحسی کودکان – بخش سوم

رابطه ی شما با کودک نوپا
نکته ی دیگری که باید مراقبین و مادران کودک نوپا آویزه ی گوش خود سازند این است ، که نوع ارتباط مادر با کودک سبب بروز و ظهور عصبانیت و کج خلقی کودک می شود ؛ زیرا کودک در حوالی 18 ماهگی درمی یابد که موجودی مستقل از مادرش می باشد.
به زبان دیگر محدوده ی خود را شناخته و به قلمرو شما پی می برد.ضمن آن که کودک از استقلالش خرسند و شادمان است در عین حال از این مسئله هراس دارد ، چون احساس ناامنی می کند. به هر شکل احساس استقلال سبب میشود که ابراز وجود کرده ، ولیکن با احساس امنیت هر چه بیشتر به شما وابسته بوده و به محبت شما نیاز دارد.
اگرچه در این مقطع سنی کودک نیازی به کمک شما در خورد و خوراک و پوشاک ندارد ، ولیکن بدون تردید به عشق و محبتتان محتاج است تا به این وسیله در برابر خودش احساس امنیت کند.
کودک در سنین نوپایی نیاز به اعمال و کلمات شما دارد ، تا به این وسیله احساسات و افکار خود را کنترل کرده و آنها را منطقی و معقول جلوه دهد. چنانچه مادر در این موقعیت توجهات خویش را معطوف به کودک سازد خدمت بزرگی را در حقش روا داشته است ، چون این امر سبب میشود که نوپا هر چه بیشتر ماهیت و موقعیت خویش را درک کرده و به همان نسبت نیز احساس سرور و شادمانی کند.
کودک توجه کردن را برابر با عشق و محبت می پندارد و اگر او را از این موهبت محروم کرده و به امور شخصی بپردازید و خود را با شستن ، جارو کردن و تلفن زدن مشغول سازید ، کودک احساس بی توجهی کرده و به این وسیله می پندارد که دیگر مثل گذشته دوستش ندارید.
برای این که کودکان توجه شما را معطوف خود سازند ، به هر کاری که این امر را سبب شود متوسل میشوند. برای مثال نوپایان گردن خواهر یا برادر نوزاد خود را فشرده و یا این که بر روی فرش عمدا ادرار کرده و یا بر روی دیوار نقاشی می کنند. به زبان دیگر کج خلقی و قشقرق زمانی شروع میشود که کودک احساس می کند که به وی توجهی ندارید.
کودک متوقع است که شما بسان یک آیینه در برابر او عمل کنید تا به این وسیله او بتواند خود را در آن آینه ببیند ، زیرا تنها در این صورت است که میتواند موقعیت خویش را درک کند. لذا به این دلیل است که 99% حملات در مواقعی رخ می دهد که در کنارش هستید ولیکن توجهی به او ندارید ، چون مشغول تلفن زدن و یا خرید کردن هستید !



ممکن است برخی از والدین بپندارند که کودکان خودخواه بوده و مایلند که مرکز توجه باشند ، ولیکن واقعیات چیزهای دیگری هستند. خیر کودکان نمیخواهند که مرکز و کانون توجه شما باشند ، بلکه این است که شدیدا به این امر محتاج می باشند ، زیرا در اثر فقدان توجه احساس سردرگمی و گم گشتگی می کنند.
از سویی دیگر هر چقدر کودک نوپا کم سن و سال تر باشد به همان نسبت نیازش به توجه کردن نیز بیشتر است ، زیرا نوپایان بزرگسال تر به راحتی میتوانند خواسته های خویش را بر زبان آورند. به علاوه این احتمال نیز وجود دارد که اوج درماندگی سبب قفل شدن زبان گردد.
کودک محتاج کمک شما است تا به این وسیله احساسات خود را درک کند. حال اگر بتوانید با زبان ساده و قابل فهم مسائل را برایش توضیح دهید ، در این صورت از تیررس حملات زیان بارش در امان خواهید بود.
زمانی که در اوج درماندگی توان درک احساسات و حالات کودک را ندارید سعی کنید ، که احساسات شخصی خود را در این موقعیت نفس گیر و طاقت فرسا بکاوید. به این شکل راحت تر میتوانید وضع روحی فرزندتان را درک کنید ، زیرا در اوج هیجان نمایی احساسات مُسری می باشند.
چنانچه موقعیت و وضعیت کودک نوپا را به جریان روان یک رودخانه تشبیه کنیم ، درک حالات و کیفیات کودک آسان تر میشود . زیرا کج خلقی و حمله زمانی شروع میشود که در جریان عادی آب رودخانه اختلال ایجاد شود و اگر این اختلال آنی و ناگهانی باشد در آن صورت بازتابش محسوس تر خواهد بود.
فرض می کنیم که در نقطه ای از رودخانه به ناگاه جلوی جریان آب به هر دلیلی گرفته شود. این امر سبب قطع حرکت و جریان آب شده و این درحالی است ، که آب های به دنبال آینده در صدد ادامه ی جریان آب برمی آیند و بر آب های متوقف شده فشار می آورند.
این امر سبب میشود که آب متوقف شده برای لحظاتی دور خود بچرخد تا راه حلی برای این فشارهای فزاینده دست و پا نمایند. به همین دلیل به ناچار آب مسیری انحرافی را پیدا کرده و از کناره های رودخانه به اطراف می ریزد.
به زبان ساده تر در این نقطه است که کودک مواجه با حملات ناخواسته و غیرارادی شده و خود را بر زمین افکنده و دست و پاهایش را به زمین می کوبد. چون مجبور است که به طریقی در برابر فشارهای فزاینده از خویش واکنش نشان دهد.
بعد از این واقعه و پیش آمد وظیفه ی مادر دشوار است ، چون باید آب های پراکنده شده را دوباره راهی رودخانه و مسیر اصلی کرده و با رفع موانع پیش رو سبب حرکت آرام آب رودخانه شود ، تا نهایتا مقصود از این جریان حاصل شود.
به این منظور برای این که فراغت خاطر کودک فراهم شود ، مادر باید کودک نادم و گریان را به آغوش کشیده و به تدریج اعتمادش را مجددا جلب کند.
از سوی دیگر لازم است که کودک شیوه های سازگاری با عصبانیت و کج خلقی خود را یاد بگیرد. با این وجود بروز و ظهور نحسی آشکارا حاکی از این است ، که کودک زیر 2.5 سال توان کنترل و مهار مشکلات خود را نداشته و محتاج یاری و مساعدت شما می باشد ، اما این مسئله سبب نمیشود که کودک از ظرایف و نکات زیر غافل باشد :
1 . کج خلقی و عصبانیت شیوه ی درست برقرار ساختن ارتباط نمی باشد.
2 . جهت دست یابی به توجه ، بدون تردید راه های آسان تر و بهتری هم وجود دارد.
و شما نیز بر این باورید که کودک راه های کارآمدتر را در آینده یاد خواهد گرفت.

شنبه 4 مرداد 1399  6:35 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نحسی کودکان

نحسی کودکان – بخش چهارم


تفاوت های سنی
نکته ی مهم دیگری که والدین باید به‌آن توجه کنند ، سنین مختلف کودک است. فرضا حمله ی 18 ماهگی کودک با حملات 3 سالگی او تفاوت ماهوی و آشکار دارد ، زیرا در سن 36 ماهگی کودک از حافظه ای برتر ، مهارت های اجتماعی کارآمدتر و خودآگاه تر بیشتر برخوردار است. به‌علاوه اکنون بهتر از گذشته پیام شما را مبنی بر برقرار سازی ارتباط عاری از قشقرق آموخته است.
در سن 18 ماهگی اکثر کودکان به‌طور متوسط دو بار در روز دستخوش کج خلقی شده و این رقم در هفته به‌سه بار می‌رسد ، اگرچه برخی‌ازکودکان دستخوش چنین تجارب ناخوشایندی نمی‌شوند و مدت زمان تداوم حمله معمولا 3 دقیقه است.
حملات 18 ماهگی شامل دو مرحله میشود :
1 . کودکان دلایل عصبانیت و کج خلقی خود را آشکار می‌سازند.
2 . کودکانی که حملات خویش را همراه با حرکات و اعمال فیزیکی می‌کنند.
و این کودکان خود به‌دو دسته تقسیم میشوند :
1 . گروهی که خود را به‌زمین می‌افکنند : این کودکان خود را بر زمین انداخته و با جیغ و فریاد کشیدن های گوش خراش دست و پاهای خود را به‌زمین می‌کوبند.
2 . کودکان فاصله گیرنده : کودکانی که شما را به‌طرفی پرت کرده و سعی می‌کنند از شما فاصله بگیرند. برخی‌ازاین نوپایان پا به‌فرار گذاشته و حتی المقدور از کنار شما دور شده و در عین حال به‌طرف شما لگد می‌اندازند.
مسئله ای که باید به‌آن توجه داشت این است ، که هیچ کدام‌از نوپایان این دو گروه خیال دور شدن‌از شما را برای همیشه ندارند ، زیرا این واکنش ها مرتبط با نوع رفتارتان با کودک می‌شود. به‌زبان ساده تر این نوپایان کنترلی بر روی شروع و توقف حملات خویش ندارند.
از نشانه ی دیگر این نوع واکنش ها آن است که بعد از لحظاتی به‌نظر می‌رسد اساسا چیزی اتفاق نیفتاده است. زیرا پس‌از چندی کودک لبخند گشوده و بازیگوشانه از تیررس شما دور میشود و شما نیز به‌طور غیرارادی به‌فراخور موقعیت و کیفیت‌از خود واکنش نشان می‌دهید.


اما این قضیه برای نوپایان پا به‌سن گذاشته فرق می‌کند ، چون حملات این کودکان دارای مراحل بیشتر و چندگانه ای است. به‌زبان دیگر کج خلقی شامل شروع ، تداوم و پایان می‌شود. به‌علاوه زمان ادامه ی حمله نیز بیشتر بوده و گاهی بیش‌از یک ساعت طول می‌کشد :
1 . زمینه سازی :
پیش‌از آنکه کودک دستخوش حمله و کج خلقی شود ، معمولا متوسل به‌زمینه سازی میشود. فرضا نق زده و بیهوده به‌دنبال بهانه است . مثلا از شما می‌خواهد که کاری را انجام دهید و زمانی که با پاسخ منفی شما مواجه میشود ، اقدام به‌عملی کردن قصد خویش می‌کند.
مسئله ای که باید به‌آن توجه داشت این است ، که در این نقطه وقوع واکنش قابل پیش بینی بوده و والدین میتوانند با بهره گرفتن از ظرایفی جلوی وقوع این واکنش ناخوشایند را سد نمایند.
2 . مرحله ی برپا خاستن  :
در این مرحله کودک‌از جایش بلند شده و شروع به‌کوبیدن دست ها و پاهایش کرده و در عین حال اقدام به‌جیغ کشیدن می‌کند.
3 . مرحله ی به‌زمین انداختن :
در این حالت کودک خود را پیچ و تاب داده و پاهایش را به‌اطراف پرت کرده و با دستش بر زمین می‌کوبد و برخی‌ازنوپایان اقدام به‌گاز گرفتن دست خود کرده و سبب ظاهر شدن خون میشوند . باید توجه داشت که چنین نشانه هایی نشانگر کاستی های روانشناختی کودک نیست ، اگرچه این حالات میتوانند بزرگسالان را دستخوش ضایعات و آسیب های روانی سازند.

شنبه 4 مرداد 1399  6:36 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نحسی کودکان

 

نحسی کودکان – بخش پنجم

 
 
 
0
نحسی کودکان – بخش پنجم

4 . مرحله ی پشیمانی و اندوه :
در‌ این‌مرحله جیغ کشیدن تبدیل به هق هق های گریه شده و کودک میداند که رفتاری وحشتناک از خود بروز داده است. به‌هر شکل‌در این موقعیت برخی از کودکان مایلند که توسط مادر آرام شوند و برخی دیگر تنها به‌کنار ایستادن بسنده کرده و به‌این سان نهایتا آرام میگیرند.
لازم به ذکر است‌که کیفیات این کج خلقی ها به‌گونه ای است‌که‌نادیده گرفتنشان ناممکن است ، به‌علاوه تاثیراتش نیز گسترده تر و مخرب تر میباشد.
 لذا به‌این علت‌است‌که طرفین نیاز به‌وقت بیشتری جهت دستیابی به‌آرامش ماقبل حمله دارند زیرا اگرچه کودک از بازتاب های این واکنش آگاه است ولیکن در جریان حمله کنترلی براعمال و حرکات خود ندارند. و به‌علت فقدان این نوع کنترل است‌که‌کودک پس از واقعه احساس هراس و پشیمانی می کند.
زمانی که کودک به چهارسالگی می رسد از شر این نوع واکنش ها خلاصی می یابد ، اگرچه برخی نیز پس از این مقطع سنی جسته و گریخته به‌چنین اقداماتی جهت تحقق خواسته ی خویش متوسل می شوند.
با این وجود کودکانی نیز یافت می شوند که در 4.5 سالگی نیز مرتبا متوسل‌به‌این نوع کج خلقی میشوند و این کودکان خود به دو گروه متمایز میشوند :
1 . کودکانی که حملات خویش را پیش از 18 ماهگی شروع کرده و این کج خلقی طولانی تر و فراوان تر بوده و در عین حال با آسیب رساندن به‌اطرافیان و شکستن اشیای مختلف همراه می‌باشد.
2 . آنهایی که حملات خویش را در اطراف 3 سالگی شروع کرده و واکنش شان همراه با نشانه هایی چون کیفیت ملایم تر و وقوع کمتر میباشد. شاید این امر به‌این علت باشد که کودک دارای برادر و یا خواهری کوچک تر از خود در خانواده است. این کودکان به‌جای این که خود را بر روی زمین بیندازند اقدام به پرت کردن و کوبیدن اشیاء می کنند.
در ابتدای امر کودکان چندان از انگیزه ی حرکات و واکنش های خودآگاه نمی باشند ، لیکن در اثر گذشت زمان در می یابند که به‌این طریق سریع تر به خواسته های خویش می رسند و به‌جای این که از الفاظی چون لطفا و متشکرم استفاده کنند متوسل‌به‌این حربه‌ی کارآمد می شوند.


باری از نشانه های نحسی و کج خلقی میتوان به‌موارد زیر اشاره کرد :
1 . در ابتدا کودک مِن مِن کرده و با نق زدن آشکار زمینه های اقدام بعدی را فراهم می آورد.
2 . کودک شما را اتاق به‌اتاق تعقیب کرده و گاه گاهی زیر پایتان می افتد.
3 . کودک زمانی متوسل به‌حمله میشود که دوستان و اقوام تان در منزل باشند.
4 . شروع و توقف حرکات و اقدام های کودک تابع نگاه کردنتان می باشد.
5 . گه گاهی کودک سرش را بلند کرده و عکس العمل شما را زیر نظر گرفته و آن را مورد ارزیابی قرار می دهد تا اقدام بعدی خویش را اتخاذ نماید.
باید توجه داشت مقصودمان این نیست که کودک پیوسته در حال توطئه و اسباب چینی است ، بلکه این‌است‌که کودک می داند چه اقداماتی به‌حالش سودمند است ؛ چون اگر از حس تشخیص برخوردار نباشد اساسا انسان خواندنش دشوار می باشد.
چرا کودکان به کج خلقی ادامه می دهند؟
چون با این کار به احتمال قوی به‌خواسته ی خود نائل میشوند. از جمله خواسته های کودک میتوان به‌توجه مادر ، شکلات و شیرینی بیشتر و تاب خوردن بیشتر اشاره کرد.
و این مسئله‌به‌این علت‌است که‌کودک در گذشته چند بار به واسطه ی سماجت خود به‌خواسته اش رسیده است و به اصطلاح مزه اش در دهانش شیرینی کرده است.
توصیه ما به‌والدین این است‌که در این‌حالت به‌سماجت و لجاجت او اهمیت نداده و به‌او بفهمانید ، که کج خلقی چاره ی کار نبوده و باید در این‌ارتباط به شیوه های معقول و کارآمدتری متوسل شود.
منبع : کتاب چگونه الم شنگه ی کودکان را مهار کنیم ؟

شنبه 4 مرداد 1399  6:37 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها