نحسی کودکان – بخش سوم
رابطه ی شما با کودک نوپا
نکته ی دیگری که باید مراقبین و مادران کودک نوپا آویزه ی گوش خود سازند این است ، که نوع ارتباط مادر با کودک سبب بروز و ظهور عصبانیت و کج خلقی کودک می شود ؛ زیرا کودک در حوالی 18 ماهگی درمی یابد که موجودی مستقل از مادرش می باشد.
به زبان دیگر محدوده ی خود را شناخته و به قلمرو شما پی می برد.ضمن آن که کودک از استقلالش خرسند و شادمان است در عین حال از این مسئله هراس دارد ، چون احساس ناامنی می کند. به هر شکل احساس استقلال سبب میشود که ابراز وجود کرده ، ولیکن با احساس امنیت هر چه بیشتر به شما وابسته بوده و به محبت شما نیاز دارد.
اگرچه در این مقطع سنی کودک نیازی به کمک شما در خورد و خوراک و پوشاک ندارد ، ولیکن بدون تردید به عشق و محبتتان محتاج است تا به این وسیله در برابر خودش احساس امنیت کند.
کودک در سنین نوپایی نیاز به اعمال و کلمات شما دارد ، تا به این وسیله احساسات و افکار خود را کنترل کرده و آنها را منطقی و معقول جلوه دهد. چنانچه مادر در این موقعیت توجهات خویش را معطوف به کودک سازد خدمت بزرگی را در حقش روا داشته است ، چون این امر سبب میشود که نوپا هر چه بیشتر ماهیت و موقعیت خویش را درک کرده و به همان نسبت نیز احساس سرور و شادمانی کند.
کودک توجه کردن را برابر با عشق و محبت می پندارد و اگر او را از این موهبت محروم کرده و به امور شخصی بپردازید و خود را با شستن ، جارو کردن و تلفن زدن مشغول سازید ، کودک احساس بی توجهی کرده و به این وسیله می پندارد که دیگر مثل گذشته دوستش ندارید.
برای این که کودکان توجه شما را معطوف خود سازند ، به هر کاری که این امر را سبب شود متوسل میشوند. برای مثال نوپایان گردن خواهر یا برادر نوزاد خود را فشرده و یا این که بر روی فرش عمدا ادرار کرده و یا بر روی دیوار نقاشی می کنند. به زبان دیگر کج خلقی و قشقرق زمانی شروع میشود که کودک احساس می کند که به وی توجهی ندارید.
کودک متوقع است که شما بسان یک آیینه در برابر او عمل کنید تا به این وسیله او بتواند خود را در آن آینه ببیند ، زیرا تنها در این صورت است که میتواند موقعیت خویش را درک کند. لذا به این دلیل است که 99% حملات در مواقعی رخ می دهد که در کنارش هستید ولیکن توجهی به او ندارید ، چون مشغول تلفن زدن و یا خرید کردن هستید !
ممکن است برخی از والدین بپندارند که کودکان خودخواه بوده و مایلند که مرکز توجه باشند ، ولیکن واقعیات چیزهای دیگری هستند. خیر کودکان نمیخواهند که مرکز و کانون توجه شما باشند ، بلکه این است که شدیدا به این امر محتاج می باشند ، زیرا در اثر فقدان توجه احساس سردرگمی و گم گشتگی می کنند.
از سویی دیگر هر چقدر کودک نوپا کم سن و سال تر باشد به همان نسبت نیازش به توجه کردن نیز بیشتر است ، زیرا نوپایان بزرگسال تر به راحتی میتوانند خواسته های خویش را بر زبان آورند. به علاوه این احتمال نیز وجود دارد که اوج درماندگی سبب قفل شدن زبان گردد.
کودک محتاج کمک شما است تا به این وسیله احساسات خود را درک کند. حال اگر بتوانید با زبان ساده و قابل فهم مسائل را برایش توضیح دهید ، در این صورت از تیررس حملات زیان بارش در امان خواهید بود.
زمانی که در اوج درماندگی توان درک احساسات و حالات کودک را ندارید سعی کنید ، که احساسات شخصی خود را در این موقعیت نفس گیر و طاقت فرسا بکاوید. به این شکل راحت تر میتوانید وضع روحی فرزندتان را درک کنید ، زیرا در اوج هیجان نمایی احساسات مُسری می باشند.
چنانچه موقعیت و وضعیت کودک نوپا را به جریان روان یک رودخانه تشبیه کنیم ، درک حالات و کیفیات کودک آسان تر میشود . زیرا کج خلقی و حمله زمانی شروع میشود که در جریان عادی آب رودخانه اختلال ایجاد شود و اگر این اختلال آنی و ناگهانی باشد در آن صورت بازتابش محسوس تر خواهد بود.
فرض می کنیم که در نقطه ای از رودخانه به ناگاه جلوی جریان آب به هر دلیلی گرفته شود. این امر سبب قطع حرکت و جریان آب شده و این درحالی است ، که آب های به دنبال آینده در صدد ادامه ی جریان آب برمی آیند و بر آب های متوقف شده فشار می آورند.
این امر سبب میشود که آب متوقف شده برای لحظاتی دور خود بچرخد تا راه حلی برای این فشارهای فزاینده دست و پا نمایند. به همین دلیل به ناچار آب مسیری انحرافی را پیدا کرده و از کناره های رودخانه به اطراف می ریزد.
به زبان ساده تر در این نقطه است که کودک مواجه با حملات ناخواسته و غیرارادی شده و خود را بر زمین افکنده و دست و پاهایش را به زمین می کوبد. چون مجبور است که به طریقی در برابر فشارهای فزاینده از خویش واکنش نشان دهد.
بعد از این واقعه و پیش آمد وظیفه ی مادر دشوار است ، چون باید آب های پراکنده شده را دوباره راهی رودخانه و مسیر اصلی کرده و با رفع موانع پیش رو سبب حرکت آرام آب رودخانه شود ، تا نهایتا مقصود از این جریان حاصل شود.
به این منظور برای این که فراغت خاطر کودک فراهم شود ، مادر باید کودک نادم و گریان را به آغوش کشیده و به تدریج اعتمادش را مجددا جلب کند.
از سوی دیگر لازم است که کودک شیوه های سازگاری با عصبانیت و کج خلقی خود را یاد بگیرد. با این وجود بروز و ظهور نحسی آشکارا حاکی از این است ، که کودک زیر 2.5 سال توان کنترل و مهار مشکلات خود را نداشته و محتاج یاری و مساعدت شما می باشد ، اما این مسئله سبب نمیشود که کودک از ظرایف و نکات زیر غافل باشد :
1 . کج خلقی و عصبانیت شیوه ی درست برقرار ساختن ارتباط نمی باشد.
2 . جهت دست یابی به توجه ، بدون تردید راه های آسان تر و بهتری هم وجود دارد.
و شما نیز بر این باورید که کودک راه های کارآمدتر را در آینده یاد خواهد گرفت.