پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
هر چه باشد تو امیرالمؤمنینی من غلام
خانه زاد دائمی شد آشنایت یا علی
از حریمت رخست دیدار یارم خواستم
کی می آید وارث تیغ ولایت یا علی؟!
یا رب بده پناهم الهی العفو
ببین غرق گناهم الهی العفو
اگر رفتم به راهی کردم گناهی
بنده ی روسیاهم الهی العفو
امان از خلوتی که حرمت شکستم
چو افتاده به چاهم الهی العفو
وقت است دگر مُشت کنی دست دعا را فریاد کنی نغمه ی "اَلقُدسُ لَنا" را آيینه ی حق شو که ببینند و بمیرند این لشکرِ خفّاشصفت، نور خدا را
ای روضه خوان و یوسف زهرا کجایی
آقا بیا روزم شب و شب هم سحر شد
از اول ماه خدا یاد تو هستم
اما چرا این ناله هایم بی اثر شد
آقا اجازه شب شب قدر است و روضه
از کوفه تا کرب و بلا خاکم به سر شد
محمدمهدی عبداللهی
در دست تو سنگ و در نگاهت ایمان
همزاد حماسه، همنشین طوفان
پیروزی انتفاضه ات نزدیک است
ای بغض شکسته در گلوی انسان
نمی زنی به سینه ام دست رد یا واحد یا احد یا صمد
تشنه لبم آب حیاتم بده
غرق گناهم حسناتم بده
از کرم خویش نجاتم بده
اگر چه باشد گنهم بی عدد یا واحد یا احد یا صمد
دیریست سهم سینۀ ما تیر است دیریست راهِ رفتنِ ما خار است بیدارماندگانِ شبی تاریم دار است حقّ گردنِ ما، دار است
تو آن قدر لطف و کرامت پیشه ای که
روزی هزاران بار توبه می پذیری
جا مانده بودم تو مرا اینجا رساندی
من خواب بودم تو مرا بیدار کردی
وقتی سحرهای مناجاتت نبودم
آن شب به جای من ،تو استغفار کردی
علی اکبر لطیفیان
یک اتفاق ساده، مرا بیقرار کرد باید نشست و یک غزل تازه، کار کرد در کوچه میگذشتم و پایم به سنگ خورد سنگی که فکر و ذکر دلم را، دچار کرد
در آن تاریکی ای نور به فریادم رس
رحیم دادخواهم الهی العفو
به روز محشر آیم به پای میزان
با لوح اشتباهم الهی العفو
وقتی که از محاسن او میچکید خون
عباس را به صورت بابا نگاه بود
«میثم!» هزار حیف که پوشیده شد ز خون
رویـی کـه بهـر گمشـدگان شمـع راه بود
دستش برای مردم دنیا نمک نداشت
عدلش به چشم بینگهان اشتباه بود
دانی چرا جبین علی را شکافتند؟
زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود
در سجده آنچه خواست علی مستجاب شد محراب پر ز خون دل بوتراب شد
در کوفه محشر شد به پا
آه و واویلا آه و واویلا
فرق علی گشته دو تا