پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
دانيد كه مجنونيِ مجنون ز كجا بود
آنروز كه اولايق ديدار حسن شد
پرسند كجا يوسف كنعان شده عاشق
آنروز كه خود راهي بازار حسن شد
قاسم صرافان
دست و دهان را بشو، نه بخور و ني بگو آن سخن و لقمه جو، كان به خموشان رسيد
مولانا
دهان و صورت و چشم و لب تو را بوسید
هزار بار رسول خدا امام حسن
همای قاف اجابت همیشه رام کسی است
که در حریم تو خواند دعا امام حسن
نظر انداخت بر این حُسن و دو صد هو هو کرد قبلۀ روی حسن را که تکامل بخشید مثل محراب بر او نقش، دوتا ابرو کرد اولین یوسف زهرا که به دنیا آمد
محمود ژولیده
در خلوت شب ز حــق صـدا می آید / از عطر سحر بوی خدا می آید
با گوش دگر شنو به غوغای سکوت / کز مرغ شب ، آواز دعا می آید
دلدار سرای فاطمه می آید
ممدوح خدای فاطمه می آید
هر کس که ثنای حسنش را گوید
مرضی رضای فاطمه می آید
درهای دوزخ بستی و نازم خریدی انگار که اصلاً گنهکاری نداری در سفره ی پر فیضِ این شبهایِ رحمت جز دستگیری غیرِ ستّاری نداری
ماه ضیافت است بیایید بندگان امروز سمت بنده، خدا بی قرار شد
فرمود مصطفی که در این ماه بندگی شیطان به دست حضرت رحمان مهار شد
در دل مادرمان فاطمه جایی داریم
منصب نوکری شاه وفایی داریم
از عنایات حسن نان و نوایی داریم
خودمانیم چه روزی و بهایی داریم
ماهی که خصال نیک،بی حد دارد
نوری به رخش،چو نور احمد دارد
فرزند علی و فاطمه،سبط نبی
نامش حسن و خلق محمد دارد
دعاها اندرين مه مستجاب است فلكها را بدرد آه روزه چو يوسف ملك مصر عشق گيرد كسي كو صبر كرد در چاه روزه مولانا
هر آن که دیده رخ بی مثالش
مات جمالش شده گفته احسن
زاهد پاکیزه سرشت از بهشت
سخن مگو،خطبه مخوان،دم مزن
برای هر سینه زن حسینی
روی حسن ،بود بهشت عدن
حمیدرضا گلرخی
ندا به حق علي و دعا به حق علي
دوا به حق علي و شفا به حق علي
چه سرفرازم و آقا شدم براي خودم
بلند ميشود و افتاده پا به حق علي
یاد تشنگی روز حشر اشك بریز برای تشنه لب كربلا بسوز مدام