پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
دریا به نزدتان،چون قطره ای بود
خورشد و ماه و نجم،چون ذره ای بود
همت غلام تو،ای کوه استوار
برق نگاهتان،چون تیغ ذوالفقار
میلاد یعقوبی
روز ماه رمضان زلف میفشان که فقیه
می خورد روزه ی خود را به گمانی که شب است
تمام شهر مدینه ستاره باران شد
نسیم آمد و دل مست عطر رضوان شد
ز آسمان شده نازل دوباره یک قرآن
که نقل مجلس خوانندگان قرآن شد
رضا تاجیک
تا دمی مانده سر بر آر از خواب ور نه صور خدا دمیده شود
در جهنم ندامتی است کزو دست و لبها همه گزیده شود
در آسمان سخاوت یگانه خورشیدی
تمام زندگی ات را سه بار بخشیدی
گدا ز کوی تو هرگز نرفته ناراضی
عزیز فاطمه!از بس که دست و دل بازی
وحید قاسمی
یا علی هیچ کس از لطف تو ناکام نبود
پدری مثل تو همبازی ایتام نبود
هر شب کوفه منور ز نگاهت می شد
شمع بزم فقرا صورت ماهت می شد
درخیالم یک ضریح امشب محیا می کنم
عشق را درسینه ام یکباره احیا می کنم
مـــاه تــحکــیــم آشنـــایــــىهـــا
مــاه تعــطیل قــهر و حرمان است
مـــاه شـــب زنــدهدارى عـشــاق
مــاه بــیــدار بــاش وجــدان است
تبسم نمکینت چقدر شیرین است!
دوای درد یتیم و فقیر و مسکین است
تا به کی داده عنان دست بت اماره؟!
ترک شیطان بنماییم و به فرمان باشیم
رمضان است و در آتش و دوزخ بسته
پس بیا جنتی و رو سوی رضوان باشیم
مــاه تـــحصیــل دانــش و تــقــوى
گــاه تــطهـیــر و راه ایــمـان است
مــــاه اکـــرام عـــتــرت و قـــــرآن
مــــاه اطفــــاء نــــار نــیــران است
تو ارث برده ای از آفتاب و آیینه
یتیم،اسیر،گدا با تو آشنا هستند
تو کافی است که لب تر کنی و گر نه همه
به وقت وصف تو در اصل با خدا هستند
مهدی صفی یاری
در بند توام، عبد توام، نام تو بردم کوه گنهم را به تو بخشید خداوند حکاک ازل شیر اُحد، نام حسن را با خط خوشش سر در تالار دلم کند
محمد جواد شیرازی
در آن زمان که نبودیم ما،ز لطف خدا
ولایت تو عطا شد به ما امام حسن
عجیب نیست مسیحا اگر شود بیمار
ز خاک کوی تو گیرد شفا امام حسن
غلامرضا سازگار
نور به افلاک داد،ذکر هو الله ما
ذکر هو الله ما،اشک سحرگاه ما
ناله العفو ما از رمضان دل ربود
گاه دعای سحر،گاه ابوحمزه بود