#معرفت_سیاسی
💠 آیت الله مصباح یزدی:
🔶 قرآن کريم تقريبا در هفتاد آيه تبعيت از اکثريت را تقبيح میکند. خداوند در آيه 116 سوره انعام با صراحت تمام ميفرمايد؛ وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ؛ اگر از اکثريت مردم پيروي کني و بهگونهای که آنها قبول دارند، رفتار کنی، تو را از راه خدا گمراه خواهند کرد. علت این گمراهی را نیز اينگونه معرفی میکند که اکثریت مردم دنبال يقين و علم واقعي نيستند و گمانشان به هر طرف برود، همان را عمل ميکنند و حرفهاي بيمبنا ميزنند.
🔷 اين اهتمام قرآن نشاندهنده يک خطر بزرگ اجتماعي است که جوامع به آن مبتلا هستند و گویا بهصورت غريزي در آنها وجود دارد که هر چه اکثريت ميگويد بايد عمل کنند. اما اسلام و قرآن کريم به شناخت حق و حقیقت اهتمام دارد و پسند و ترویج يک رفتار را دليل بر درستي آن رفتار نمیداند. بنابراین هر کس بايد بکوشد که از راهي معقول، حقيقت را بشناسد؛ اگر توانست با برهان عقلي خود به حقیقت برسد، ولی اگر نتوانست با استفاده از نظر خبرگانی که يقين دارد اهل تحقيق و بیغرض هستند، به حقیقت برسد. خداوند متعال همه جا تأکيد ميکند که پيغمبران را به حق فرستاديم؛ إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ شما به دنبال شناخت حق و واقعيت باشید و در این راه مسامحه و کوتاهی نکنيد. تقلید کورکورانه راه درستي نيست و شما را به منزل نميرساند. بنابراین پیروی از اکثريت به خودیخود هيچ دليلي ندارد و باعث گمراهي انسان ميشود و اگر انسان عقل خودش را تعطيل کند و به دنبال انبيا نرود و برای عمل فقط به دنبال نظر اکثريت باشد، حتما گمراه خواهد شد.
🔶 در اينجا اين پرسش مطرح ميشود که آیا عدم قبول گفته اکثريت به معنای حجیت نظر اقليت نيست؟ وقتي پيروي از اکثريت درست نيست ناچار بايد از اقليت پيروي کنيم، آیا اين درست است که بگوييم بايد در هر موضوعي به گفته اقليت عمل کنيم؟! اين سخن يک مغالطه بسیار بچهگانه است. در اين بحث مفروض ما اين نيست که ما يک نظر اکثريت (بما هم اکثريت) داریم و یک نظر اقليت (بما هم اقليت) و هيچ چيز ديگر نيست و در ديگر جهات مشترک و مساويند. مفروض اين است که ما دنبال حق هستيم و کساني ـ هرچند در اقليتاندـ حق را يافتهاند و بر اعتبار نظر خود دليل دارند. در مقابل، اکثريت قرار دارند که یا به دنبال حق نرفته و فقط به ظن اکتفا کردهاند و يا به دلايلي اصلا دنبال حرفهاي باطل رفتهاند. در چنين شرایطی است که پیروی از اکثريت مذموم است.
🔷 در جايي که دو گروه اکثريت و اقليت، في حد نفسه صلاحيت اظهارنظر در مسألهاي را دارند، و افراد نیز هيچ امتيازي بر یکديگر ندارند، قبول نظر اقلیت مذموم است. در چنین شرایطی که دلیل عقلي، شرعی و یا حتی تجربی براي انتخاب يک طرف وجود ندارد، و باید یکی از دو نظر را بگیریم و هيچکدام خصوصيتي ندارند، قبول گفته اکثريت بدون اشکال و حتي ممدوح است. اين روشي است که در همه دنيا مرسوم است و متخصصان شورايي تشکيل ميدهند و با هم بحث و مشورت ميکنند، و وقتي اتفاق نظر پيدا نميکنند، نهايتا نظر اکثريت معتبر ميشود. در مجلس شوراي اسلامي يا شوراهاي ديگر نيز مجموعهاي مدتي با يکديگر بحث ميکنند و هر يک دليل خود را ميآورد. وقتي نتوانستند يکديگر را قانع کنند و دليل قاطعي پيدا نشد، براي جلوگيري از تفويت مصالح، رأي اکثريت را قبول ميکنند. اين اکثريت غير از آن اکثريت مذموم در آيات است. در چنين جايي هيچ راهي بهجز ترجيح اکثريت وجود ندارد و در نظام ما و حتي صدر اسلام نمونههايي از آن وجود دارد.
🔶 کلام در اين است که از ابتدا در مقابل حکم شرع، عقل و استدلالهاي متخصصان، ملاک را نظر و رأي اکثريت قرار بدهيم و به آن عمل کنيم. اگر اکثريت بيسوادي در مقابل چند دانشمند و محقق نظري داشتند، عقل کدام نظر را معتبر ميداند؟ فرض کنيد اکثريت يا همه مردم يک روستا در مقابل يک پزشک براي درمان بيماري توصيهاي دارند، عقل نظر اکثريت را ترجيح ميدهد يا نظر پزشک را؟! در اينجا ملاک اکثريت و اقليت نيست. در اينجا تبعيت از علم و نظر خبره ملاک است، چه اقليت باشد و چه اکثريت.
🔷 بنابراين پيروي از اکثريت در جايي مذموم است که از ابتدا آن را معيار قرار بدهيم و بگوييم هر چه اکثريت ميگويند درست است. اگر بنا بود انبيا، علما، مصلحان و دانشمندان نظر اکثريت را معيار قرار بدهند، چه ميشد؟ هر پيغمبري که ميآمد با اکثريت مخالف مواجه بود و اگر حق نداشت برخلاف نظر اکثريت چيزي بگويد و ملاک، تبعيت از اکثريت بود، چه سخني براي دعوت و اصلاح آنها باقي ميماند؟!
✅ کانال خبری رجانیوز ↙️