پروردگار مهربانم خداي بي نهايت و بي نهايت دوست داشتني ام. کي زندان دنيا تمام خواهد شد و کي تو را خواهم ديد. خدايا فارغ از همه مشکلات زندگي دنيايم, فارغ از همه ي کمبود و نياز هاي مسخره ي دنيوي ... در کنار همه ي لذت هاي مسخره ي دنيا ... تو کجايي تا شوم من چاکرت... چارقت دوزم کنم شانه سرت... کجايي.... پروردگارا تو رو دوست دارم و احساس هميشگي دوري ات هميشه ته وجودم هست گم شده ي هميشگي وجودم... تو بودي که به تحمل نکردي موسي نبي از مادرش دور باشد, با اينکه لازم نبود ماجراي موسي را طوري چرخوندي تا مادر موسي در دوري موسي به سر نبرد فَرَدَدْنَاهُ إِلَي أُمِّهِ کَي تَقَرَّ عَينُهَا وَلَا تَحْزَنَ مگر تو نيستي که از مادر هم هم مهربان تري , اين همه دوري تاکي و چرا؟ به من رحم کن, به بيچاره اي که چاره اش را در کنار تو بودن يافته, در تو را داشتن , به من رحم کن به کسی که هوای نفسش به او حمله میکند تا در هوای تو نباشد , هوایی ام کن