
خدايا! گناهانم زياد است و ره توشهاي در اين سفر الي الله ندارم
خدايا مرا ببخش كه در انجام وظايف خود قصور كردم و خود را تهذيب ننمودم
خدايا! بايد آن قدر در مقابلت سجده ميكردم و اشك ميريختم تا قلبم را پاك كني و گناهانم را ببخشي كه نكردم
خدايا بايد آن قدر در مقابلت دست نياز بلند ميكردم و ميايستادم كه پاهايم زخم و ورم مي كرد و آن قدر روزه ميگرفتم كه رنگم به زردي ميگراييد ولي نكردم و تن پروري نمودم. روحم را در قفس زنداني نمودم و
خدايا! براي جبران اين همه معصيتها و قصورها، اين بار به قربانگاه آمدم تا جان و تن خويش را در راه تو قربان كنم كه انشاء الله مرا ببخشي
خدايا! آمدهام تا مرا در لقاي خود قرار دهي و لياقت آن را به ما عنايت فرمايي. آه خدايا چه لذتي دارد كه انسان در راه تو به خون خودش بغلتد آن هم در ميدان جنگ

شهید مسعود رضا بادامچی