پاسخ به:۩۞۩!!!نیایش های شهدا!!!۩۞۩
جمعه 8 بهمن 1395 6:52 PM

خدايا! گناهانم زياد است و ره توشهاي در اين سفر الي الله ندارم
خدايا مرا ببخش كه در انجام وظايف خود قصور كردم و خود را تهذيب ننمودم
خدايا! بايد آن قدر در مقابلت سجده ميكردم و اشك ميريختم تا قلبم را پاك كني و گناهانم را ببخشي كه نكردم
خدايا بايد آن قدر در مقابلت دست نياز بلند ميكردم و ميايستادم كه پاهايم زخم و ورم مي كرد و آن قدر روزه ميگرفتم كه رنگم به زردي ميگراييد ولي نكردم و تن پروري نمودم. روحم را در قفس زنداني نمودم و
خدايا! براي جبران اين همه معصيتها و قصورها، اين بار به قربانگاه آمدم تا جان و تن خويش را در راه تو قربان كنم كه انشاء الله مرا ببخشي
خدايا! آمدهام تا مرا در لقاي خود قرار دهي و لياقت آن را به ما عنايت فرمايي. آه خدايا چه لذتي دارد كه انسان در راه تو به خون خودش بغلتد آن هم در ميدان جنگ

شهید مسعود رضا بادامچی
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.