انواع مالكيت زمين در دوره امويان
ظاهرا مالكيت زمين در نزد اعراب مانند بسياري از ملل، در ابتدا به طور اشتراكي و متعلق به تمام افراد طايفه و قبيله بوده است؛ يعني زمين به طور دسته جمعي زراعت ميگرديد و هر كس به سهم خود برميداشته است. بعدا تدريجا، مالكيت فاميلي و خصوصي جانشين آن گرديد. در هر حال، سيستم مالكيت اشتراكي و فاميلي و قبيلهاي در مورد مراتع و چراگاهها باقي ماند. بعد از فتوحات اسلام و استقرار آن در ممالك مختلف چهار نوع مالكيت ارضي به وجود آمد.
اول - زمين هايي كه مسلمانان به قهر و غلبه گرفته بودند و آنها را مفتوحه عن وطن ميگفتند. اين زمينها بر دو قسم بودند يكي از آن هايي كه در موقع فتح آباد بودهاند؛ اين زمينها مال مسلمان بوده و قابل فروش و هبه و مالكيت خصوصي نبوده و حاصل آنها در مصارف مسلمين و با نظر خليفه به كار ميرفت و ديگر آن كه زمين هايي كه در موقع فتح باير بودهاند. اين املاك نيز در اختيار خليفه بود و كساني كه اقدام به احياي آنها ميكردند ميتوانستند مالك آنها شوند.
دوم - اراضي جزيه: اين اراضي زمين هايي بودند كه با صلح فتح شده بود و در ضمن شرط شده بود كه مال مالكين اصلي زمين باشد به شرط آن كه جزيه دهند.
سوم - زمين هايي كه مالكين آنها با رغبت اسلام آوردهاند مثل زمينهاي مدينه متعلق به مالكين اصلي و بدون جزيه ميبود.
چهارم - اراضي باير كه يا نظر خليفه به آبادكننده آنها تعلق ميگرفت.
از زمان بني اميه به واسطه تغيير روش خلافت اسلامي و كوشش خلفا و اطرافيان آنان به جمع ثروت و اراضي، تدريجا قسمت عمده از املاك مزروعي در ممالك تحت سلطه اسلام در دست اشخاص متنفذ، متمركز گرديد و مالكين بسيار بزرگ ارضي به وجود آمدند. علت به وجود آمدن اين مالكيت بزرگ ارضي كه آن را ضياع ميگفتند آن بود كه اولاد خلفا و اطرافيان آنان قسمت عمده املاك بي صاحب را كه مالكين آنها كشته شده و يا فرار كرده بودند، تصاحب نمودند و غير از اين، اشخاص املاك زيادي متعلق به مردم را به زور غصب كردند. عامل ديگر كه موجب تمركز زمين در دست مالكيت بزرگ شد آن بود كه بسياري از مالكين كوچك هم براي در امان ماندن از ظلم و جور حكام و مامورين در مقابل نضج مختصري، املاك خود را به اسم اشخاص متنفذ، نزديكان و يا خود خليفه ميكردند. اين رويه را التجاء يعني پناه بردن ميناميدند. التجاء از زمان بني اميه معمول گرديد و به طوري كه جرجي زيدان در تاريخ اسلام مينگارد: در زمان خلافت وليد عدهاي از مالكين عراق املاك خود را از بيم تعدي باجگيران، به نام مسلمه بن عبدالملك والي عراق و برادر خليفه به ثبت رساندند.
مثال ديگر آن كه مالكين زنجان براي مصون ماندن از تعدي راهزنان، اراضي خود را به نام قاسم، پسر هارون ثبت كردند. |
| تاريخ اجتماعي ايران از آغاز تا مشروطيت |
دكتر عزت الله نوذرى |
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
تشکرات از این پست