0

انواع مالكيت زمين در دوره امويان‏

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

انواع مالكيت زمين در دوره امويان‏
جمعه 17 دی 1389  12:27 AM

ظاهرا مالكيت زمين در نزد اعراب مانند بسياري از ملل، در ابتدا به طور اشتراكي و متعلق به تمام افراد طايفه و قبيله بوده است؛ يعني زمين به طور دسته جمعي زراعت مي‏گرديد و هر كس به سهم خود برمي‏داشته است. بعدا تدريجا، مالكيت فاميلي و خصوصي جانشين آن گرديد. در هر حال، سيستم مالكيت اشتراكي و فاميلي و قبيله‏اي در مورد مراتع و چراگاه‏ها باقي ماند. بعد از فتوحات اسلام و استقرار آن در ممالك مختلف چهار نوع مالكيت ارضي به وجود آمد.
اول - زمين هايي كه مسلمانان به قهر و غلبه گرفته بودند و آن‏ها را مفتوحه عن وطن مي‏گفتند. اين زمين‏ها بر دو قسم بودند يكي از آن هايي كه در موقع فتح آباد بوده‏اند؛ اين زمين‏ها مال مسلمان بوده و قابل فروش و هبه و مالكيت خصوصي نبوده و حاصل آن‏ها در مصارف مسلمين و با نظر خليفه به كار مي‏رفت و ديگر آن كه زمين هايي كه در موقع فتح باير بوده‏اند. اين املاك نيز در اختيار خليفه بود و كساني كه اقدام به احياي آن‏ها مي‏كردند مي‏توانستند مالك آن‏ها شوند.
دوم - اراضي جزيه: اين اراضي زمين هايي بودند كه با صلح فتح شده بود و در ضمن شرط شده بود كه مال مالكين اصلي زمين باشد به شرط آن كه جزيه دهند.
سوم - زمين هايي كه مالكين آن‏ها با رغبت اسلام آورده‏اند مثل زمين‏هاي مدينه متعلق به مالكين اصلي و بدون جزيه مي‏بود.
چهارم - اراضي باير كه يا نظر خليفه به آبادكننده آن‏ها تعلق مي‏گرفت.
از زمان بني اميه به واسطه تغيير روش خلافت اسلامي و كوشش خلفا و اطرافيان آنان به جمع ثروت و اراضي، تدريجا قسمت عمده از املاك مزروعي در ممالك تحت سلطه اسلام در دست اشخاص متنفذ، متمركز گرديد و مالكين بسيار بزرگ ارضي به وجود آمدند. علت به وجود آمدن اين مالكيت بزرگ ارضي كه آن را ضياع مي‏گفتند آن بود كه اولاد خلفا و اطرافيان آنان قسمت عمده املاك بي صاحب را كه مالكين آن‏ها كشته شده و يا فرار كرده بودند، تصاحب نمودند و غير از اين، اشخاص املاك زيادي متعلق به مردم را به زور غصب كردند. عامل ديگر كه موجب تمركز زمين در دست مالكيت بزرگ شد آن بود كه بسياري از مالكين كوچك هم براي در امان ماندن از ظلم و جور حكام و مامورين در مقابل نضج مختصري، املاك خود را به اسم اشخاص متنفذ، نزديكان و يا خود خليفه مي‏كردند. اين رويه را التجاء يعني پناه بردن مي‏ناميدند. التجاء از زمان بني اميه معمول گرديد و به طوري كه جرجي زيدان در تاريخ اسلام مي‏نگارد: در زمان خلافت وليد عده‏اي از مالكين عراق املاك خود را از بيم تعدي باجگيران، به نام مسلمه بن عبدالملك والي عراق و برادر خليفه به ثبت رساندند.
مثال ديگر آن كه مالكين زنجان براي مصون ماندن از تعدي راهزنان، اراضي خود را به نام قاسم، پسر هارون ثبت كردند.
تاريخ اجتماعي ايران از آغاز تا مشروطيت‏ دكتر عزت الله نوذرى‏

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها