0

داستانهای کوتاه

 
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

دوست داشتنی‌ها

وست داشتنی‌ها

💠 قالَت فاطِمَةُ عليهاالسلام: حُبِّبَ اِلَىَّ مِنْ دُنْياكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللّه ِ وَالنَّظَرُ فىوَجْهِ رَسُولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله وَالْأِنْفاقُ فىسَبيلِ اللّه ِ. حديث

حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: از دنياى شما سه چيز براى من دوست داشتنى است:

تلاوت كتاب خدا ـ قرآن ـ،
و نگاه به چهره رسول خدا صلي الله عليه و آله
و انفاق در راه خدا.

#حدیث_روز   

 



 

جمعه 29 بهمن 1395  2:22 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

مالک اشتر زمان

شهیدی که امام از خبر شهادتش شوکه شد

🌷🌷🌷 شهید علی اکبر شیرودی عاشق انقلاب و ولایت بود و همواره سعی می‌کرد پیوند مستحکم بین ارتش و روحانیت برقرار کند و در این راستا از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کرد. شیرودی عاشق پرواز بود، او برای پیروزی و نبرد علیه دشمن، زمان را نمی‌شناخت و شبانه روز برای پیشبرد اهداف جنگی تلاش می‌کرد.

سرتیپ امیر طاعتی از همرزمان شهید شیرودی نقل می کند که شهادت شهید شیرودی یک روندی داشت و این روند از شهادت شهید کشوری شروع شد. وقتی که شهید کشوری پیکرش سوخت و شهید شد، ما به همراه شهید شیرودی به آنجا رفتیم. شهید شیرودی در کنار پیکر سوخته ی شهید کشوری می گفت: "من بدون تو چگونه زندگی کنم، چرا مرا تنها گذاشتی، تو مرشد و الگوی من بودی."

از همان زمان بود که شهید شیرودی شروع به شهید شدن کرد. در واقع او همیشه آماده ی شهادت بود و به گونه ای عملیات می کرد که همه از او می ترسیدند و به تعبیر آقای هاشمی رفسنجانی او مالک اشتر زمان بود.

مقام معظم رهبری در مورد او می گوید: "او تنها نظامی ای بود که در نماز به او اقتدا کردم". در واقع شهید شیرودی یک عارف وارسته بود و همواره می گفت: "من و همرزمانم برای اسلام می جنگیم نه چیز دیگر."


بسياري از صاحب نظران جنگ‌هاي هوايي او را نامدارترين خلبان جهان ناميدند چنان كه شهيد فلاحي مي‌گويد: "او غيرممكن را ممكن ساخت و كسي بود كه وقتی خبر شهادتش را به امام(ره) دادم یک ربع به فکر فرو رفتند و حضرت امام در مورد همه شهدا می گفتند خدا آن‌ها را بیامرزد ولی در مورد شیرودی گفتند او آمرزیده است."

او با بیش از 2500 ساعت بالاترين ساعت پرواز در جنگ را در جهان داشت و با بيش از 40 بار سانحه و بيش از 300 مورد اصابت گلوله بر هليكوپترش باز هم سرسختانه جنگيد.🌷🌷🌷

 



 

جمعه 29 بهمن 1395  2:23 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

نفس های مادرانه

نفس های مادرانه


درآشپزخانه بودم .داشتم ظرف ها رامیشستم،شیرآب راکه بستم متوجه صدای گریه پسر کوچکم شدم. انگار صدای گریه اش درصدای تلق و تلوق ظرف ها گم شده بود .سریع دستهای خیسم را با پایین لباسم خشک کردم،خشک خشک که نشد ولی حداقل مثل اول آب از سر انگشتان دستم چکه نمیکرد. فکر کردم گرسنه است وشیرمیخواهدکنارش دراز کشیدم تاشیرش رابدهم، چشم به هم زدنی ساکت شدو چشم‌هایش رابست، واقعا اوخوابیده بود و من هم متعجب نگاهش میکردم.
بعداهم چندبار دیگراین کار راتکرارکرد.حتی وقتی خوابش نمیبرد صورتم رابه صورتش نزدیک میکردم و نفس میکشیدم سریع خوابش میبرد .
خوشحال بودم ازاینکه درکنارمن آرام میشد .چه حس خوبیست مادربودن واینکه بدانی نفست کسی را‌ این قدر آرام میکند،نمیدانم بچه ها هرچقدر بزرگترمیشوند شامه شان ضعیف ترمیشود یا بوی مادرها کم میشود فقط میدانم دیگرمثل قدیم ها،مثل بچگی هایشان،نبودنمان بیتابشان نمیکند .بعضی شب ها چشم هایم رامیبندم،لباسش رابغل میکنم وآرام نفس میکشم تاخوابم ببرد .حالامن به بوی اواحتیاج داشتم  تابی قراری هایم را تسکین دهم .گرچه پیراهنی راکه مدت هاست کسی ان رانپوشیده دیگربوی صاحبش رانمیدهد امامن به خوبی بوی پسرم درخاطرم هست.
جواد به من قول داده است آخر هفته به دیدنم بیاید خداکند این بار مثل هفته قبل وقبل تر و قبل ترهایش کار مهمی برایش پیش نیاید که نیاید.

نویسنده:
سیده فاطمه محمدزاده

#داستان_کوتاه

 



 

شنبه 30 بهمن 1395  10:44 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:داستانهای کوتاه

#یادی_از_شهدا

🌷🌷🌷 شهید حمزه خسروی، فرمانده عملیات یکی از گروهان های لشکر المهدی(عج) بود.

روزی پس از ادای نماز صبح، رو به یکی از برادران روحانی می کند و می پرسد: «آقا! اگر کسی خواب امام علی علیه السلام را ببیند، چه تعبیری دارد؟»

روحانی در پاسخ می گوید: «باید دید چه خوابی دیده و ماجرا چگونه بوده است.»

شهید خسروی دیگر چیزی نمی گوید؛ اما دو ساعت بعد، در یکی از محورهای عملیاتی، در حالی که فرق سرش شکافته شده بود، به دیدار حضرتش شتافت و رستگار شد.🌷🌷🌷

#شهید_حمزه_خسروی
👇👇👇

 



 

شنبه 30 بهمن 1395  10:46 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

🌺 احتیاط شدید در بیت المال

🍀 #برگ_سبز

🌺 احتیاط شدید در بیت المال

🍃 بسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

هنگامی که آیت الله میرزا جواد تهرانی بعنوان نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب شدند، در تهران که بودند سعی می نمودند از بیت المال استفاده نکنند و احتیاط زیاد می نمودند حتی از غذای آنجا نمی خوردند.

🍃 بعدها برای فرزندشان نقل نموده بودند که: من وقتی در مجلس خبرگان اول برای تدوین و تنظیم قانون اساسی شرکت داشتم، شبها در منزل فرزندم در تهران مقیم بودم و روزها ایشان مرا با وسیله شخصی خود به مجلس می برد و ظهر برای نهار برمی گرداند و مجددا" عصر می برد و چون مسافت راه از مجلس تا خانه طولانی بود من به ایشان گفتم لزومی ندارد که برای نهار به منزل بیایم در همانجا نهاری می خورم.

🍃 بنا شد که من ظهرها در مجلس بمانم اما چون نمی خواستم از غذای بیت المال استفاده کنم، صبح که از منزل بیرون می رفتم چند عدد میوه ( سیب یا پرتقال یا غیره) با خود می بردم . ظهر برای ادای فریضه نماز پائین می آمدیم پس از پایان نماز، مراقب بودم که رفقا برای صرف نهار بروند و کسی متوجه من نباشد.

 🍃 آنوقت  می رفتم و میوه هایی را که با خود آورده بودم  را از جیب درمی آوردم و می خوردم، این ناهار من بود، بدون اینکه کسی متوجه شود حتی برادرت هم نمی دانست.
👇👇👇

 



 

شنبه 30 بهمن 1395  10:47 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

چه می بینی؟!

🌺 چه می بینی؟!

🍃 استاد شالچی تبریزی می فرماید یکی از روزها صبح پس از نماز برای شرکت در جلسه اخلاق میرزا جواد آقا به فیضیه رفتم. استاد به من فرمودند: میرزا عبداللَّه چه می بینی؟!

🍃 این صحبت استاد گویا خود تصرفی بود که آن بزرگ در جان من کرد و حجاب ملکوت از برابر چهره ام برداشته شد. دیدم اشخاصی را که در فیضیه هستند و در ظاهر می بینم، اما باطن آنان را نیز مشاهده می کنم به صورت های گوناگون اند!

🍃بار دیگر فرمودند: فلانی چه می بینی؟ و من چون توجه کردم دریافتم ارواح مومنین روی صحن مدرسه فیضیه دور هم نشسته اند و با هم مذاکره می کنند! 

✨ پس از آن استاد به فرمود: میرزا عبداللَّه فکر نکنی اینها مقاماتی است و به جایی رسیده ای؟! اینها در برابر آنچه در سیر و سلوک و تقرب الی اللَّه به سالک می دهند هیچ است.

📚 دو عارف سالک، صفحه 100
 



 

دوشنبه 2 اسفند 1395  2:43 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:داستانهای کوتاه

#داستان_کوتاه|هنگامی که برادران یوسف می خواستند او را به چاه بیفکنند، وی خندید. برادرانش تعجب کردند و گفتند: برای چه می خندی؟ یوسف گفت:
فراموش نمی کنم روزی را که به شما برادران نیرومندم نظر افکندم و خوشحال شدم و گفتم:
کسی که این همه یار و یاور نیرومند دارد از حوادث سخت چه غمی خواهد داشت. روزی به بازوان شما دل بستم، اما اکنون در چنگال شما گرفتارم و به شما پناه می برم، ولی به من پناه نمی دهید.
خدا؛ شما را بر من مسلط ساخت تا بیاموزم که به غیر او حتی برادرانم تکیه نکنم....

 



 

دوشنبه 2 اسفند 1395  2:44 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

#داستان_کوتاه|فرمانفرمای کل عالم

#داستان_کوتاه|فرمانفرمای کل عالم

✳️وﻗﺘﯽ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺣﺎﮐﻢ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﺷﺪ، ﺣﺴﯿﻦ ﺧﺎﻥ ﺑﻠﻮﭺ که از بزرگان شهر بود را دستگیر ﻭ به همراه ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﺶ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ. ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان بلوچ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ بیماری ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪ.

✳️حسین خان ﺑﻪ ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ، وزیر فرمانفرما ﮔﻔﺖ:ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﮕﻮ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ می دهم و بجای آن فقط ﭘﺴﺮ خردسالم ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺷﻮﺩ و نمیرد.

✳️ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ وقتی پیشنهاد حسین خان را شنید ﮔﻔﺖ: من که ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ شهر ﮐﺮﻣﺎﻥ هستم، نظم و ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺷﻮﻩ ﻧﻤﯽ ﻓﺮﻭشم.

💠ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ، جلوی پدر جان داد …‼️


✳️اتفاقا" سال بعد، ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﺽ ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪ.
فرمانفرما ﺑﺮﺍﯼ شفای پسرش ۵۰۰ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻧﺬﺭ نموﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻓﻘﺮﺍ ﺩﺍﺩ، ﺗﺎ فرزندش ﺷﻔﺎ ﯾﺎﺑﺪ، ﻭﻟﯽ سودی نبخشید ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ وی ﻫﻢ، جلوی چشمان پدر جان داد.

✳️ﺭﻭﺯﯼ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ، وزیرش، ﺃﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ و ﮔﻔﺖ:ﻋﺠﺐ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ ... ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮﯼ در کار ﻧﯿﺴﺖ ... ﻻﺍﻗﻞ ﺑﻪ ﺩﻋﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﻘﯿﺮ و گرسنه ای ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﺎ ﺍﻃﻌﺎﻡ ﮐﺮﺩﻡ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﭽﻪ ﺍﻡ ﺧﻮﺏ می ﺷﺪ ﻭ زنده ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ.

✳️ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ ﮔﻔﺖ:ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺭﺍ ﻧﺰﻧﯿﺪ ﻗﺮﺑﺎﻥ،... ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﻞ ﻋﺎﻟﻢ، ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ و نظم ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ گوﺳﻔﻨﺪ ﺭﺷﻮﻩ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﻓﺮﻭﺷﺪ.


🔵نشو در حساب جهان، سخت گیر
🔵که هر سخت گیری بود، سخت میر

🔵تو با خلق آسان بگیر، نیک بخت
🔵که فردا نگیرد خدا، بر تو سخت

📚برگرفته از کتاب حماسه کویر
 نوشته: پرویز باستانی پاریزی

🎯آموزش نکات #اخلاقی

 



 

سه شنبه 3 اسفند 1395  6:05 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

نعمت پروردگار که از آن سوال می شود چیست ؟!

 نعمت پروردگار که از آن سوال می شود چیست ؟!

🍃 بسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
روزی ابو حنیفه به محضر امام صادق علیه‌السلام آمد.
امام فرمود: شنیده‏ام که این آیه ((ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم))
در روز قیامت به طور حتم از نعمتها سؤال می‏شوید. [سوره تکاثر، آیه ۸]

🍃 چنین تفسیر می‏کنی که: خداوند مردم را از غذاهای لذیذ و آب‌های خنک مؤاخذه و بازخواست می‏کند.

🍃 ابوحنیفه گفت: درست است من این آیه را این طور تفسیر کرده ‏ام.

🍃 امام فرمود: اگر مردی تو را به خانه‏اش دعوت کند و با غذای لذیذ و آب خنکی از تو پذیرایی کند و بعد برای این پذیرایی به تو منت بگذارد، درباره‏ی چنین کسی چگونه قضاوت می‏کنی؟

🍃 ابوحنیفه گفت: می‏گویم آدم بخیلی است.

🍃 امام فرمود: آیا خداوند بخیل است تا اینکه در روز قیامت در مورد غذاهایی که به ما داده ما را بازخواست کند؟

🍃 ابوحنیفه گفت: پس مقصود از نعمت‌هایی که قرآن می‏گوید انسان مؤاخذه می‏شود چیست؟

✨ امام فرمود: مقصود آن نعمت ولایت ما اهل‏ بیت است. روز قیامت از ولایت ما قرار است سوال شود ✨

📚 مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۲۴۷

 



 

سه شنبه 3 اسفند 1395  6:08 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

نماز نماز نماز

🍀 #برگ_سبز

🌺 نماز نماز نماز

🍃 بسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به شیخ نخودکی در وصیت خود به فرزندش می گوید:

✨ اگر آدمی چهل روز به ریاضت و عبادت بپردازد، ولی یک بار نماز صبح از او فوت شود، نتیجه آن چهل روز عبادت بی ارزش و هباء منثورا خواهد شد.

✨ فرزندم! بدان که در تمام عمرم تنها یک بار نماز صبحم قضا شد. پسر بچه ای داشتم که شب آن روز فوت شد. سحرگاه در عالم رویا به من گفتند که این مصیبت به علت فوت آن نماز صبح به تو وارد آمد.

🍃 اکنون اگر یک شب، نماز شبی از من فوت شود، صبح آن شب، انتظار بلایی را می کشم که به من نازل شود.

🍃 سپس حاج شیخ حسنعلی می افزاید:
پسرم! تو را سفارش می کنم که نمازت را اول وقت بخوان و از نماز شب تا آنجا که می توانی غفلت مکن.

 



 

جمعه 6 اسفند 1395  11:59 AM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

خرسوار نباشيم

خرسوار نباشيم

چرا؟؟؟

در دنیا هیچگاه مسابقه "خرسواری" برگزار نمی شود؟!

می دانید چرا؟!  🤔

🔹پس از انجام تحقیقات میدانی و عملی بسیار، مشخص شد که اسبها در میدان مسابقه فقط در خط راست و مستقیم حرکت کرده و نه تنها مانع جلو رفتن و تاختن سایر اسبها به جلو نمی شوند، بلکه هرگاه سوارکار خودشان یا سایر اسبها به زمین بیفتد، تا حد امکان که بتوانند آن سوارکار سقوط کرده را لگد نمی کنند. 🏇
اما،
اما خرها وقتی در خط مسابقه قرار می گیرند، پس از استارت اصلا توجهی به جلو و ادامه مسیر مسابقه به صورت مستقیم نداشته و فقط به خر رقیب که در جناح چپ و یا راستش قرار دارد، پرداخته و تنها هدفشان این است که مانع رسیدن خر دیگر به خط پایان شوند.
حتی به این قیمت که خودشان هم به خط پایان نرسند. 😐

🔹 امروزه از این موضوع در علم مدیریت بسیار استفاده می شود و بدین معناست که افراد ناتوان که می دانند خود به خط پایان نمی رسند، با سنگ اندازی و ایجاد مشکلات و چوب لای چرخ دیگران گذاشتن، مانع رسیدن دیگران به اهدافشان می شوند و در اصطلاح می گویند:
"فلانی، مسابقه ی خر سواری راه انداخته است 😒

 



 

جمعه 6 اسفند 1395  2:31 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

🌺 اثر لقمه حرام

🍀 #برگ_سبز

🌺 اثر لقمه حرام

ﺑِﺴْﻢِ ﺍﻟﻠّﻪِ ﺍﻟْﺮﱠﱠﺣْﻤﻦِ ﺍﻟْﺮﱠﱠﺣﻴﻢْ

🍃 شریک بن عبدالله نخعی از دانشمندان معارف اسلامی در قرن دوم بود، مهدی عباسی خلیفه سوم عباسی که از علم و هوش شریک اطلاع داشت، او را به حضور طلبید و اصرار کرد منصب قضاوت را قبول کند. او که می‌دانست قضاوت در دستگاه طاغوتی عباسیان گناه بزرگی است، قبول نکرد.

🍃 مهدی عباسی اصرار کرد حال که منصب قضا را قبول نمی کنی، معلم فرزندانش گردد.
شریک بن عبدالله به شکلی از زیر بار این پیشنهاد نیز خارج شد و نپذیرفت تا اینکه روزی خلیفه عباسی به وی گفت:

🍃 من به تو سه پیشنهاد می‌دهم که حتماً باید یکی از آن‌ها را بپذیری: 1- قضاوت 2- آموزگاری 3- امروز مهمان من باشی و بر سر سفره‌ام بنشینی.

🍃 شریک تأملی کرد، سپس گفت: اکنون که به انتخاب یکی از این سه کار مجبور هستم، ترجیح می‌دهم که مورد سوم را بپذیرم. خلیفه قبول کرد، به آشپز خود دستور داد، لذیذترین غذاها را آماده کند و از شریک به بهترین وضع ممکن پذیرائی نماید.

🍃 پس از آماده شدن غذا، شریک که تا آن روز از آن غذاهای لذیذ و گوناگون نخورده بود، با حرص و ولع از آن‌ها خورد، در همین حال یکی از نزدیکان خلیفه گفت: همین روزها شریک هم منصب قضاوت را می‌پذیرد و هم منصب آموزگاری فرزندان شما را و اتفاقاً همین‌طور هم شد و او عهده‌دار هر دو مقام گردید.

🍃 از طرف دستگاه عباسی، حقوق و ماهیانه مناسبی برایش معین گردید، روزی شریک با متصدی پرداخت حقوق، حرفش شد، متصدی به او گفت: مگر گندم به ما فروخته‌ای که این همه توقع داری؟!

✨ شریک جواب داد: چیزی به مراتب بالاتر از گندم به شما فروخته‌ام، من دینم را به شما فروخته‌ام!
آری غذای حرام و لقمه ناپاک، آن‌چنان قلب او را تیره و تار کرد که او به راحتی جزء درباریان دستگاه ظلم گردید و به این ترتیب انسان خوبی، بر اثر غذای حرام، دین خود را فروخت و عاقبت به شر شد.

لقمه کآید از طریق مشتبه
خاک خور خاک و بر آن دندان منه

 



 

شنبه 7 اسفند 1395  11:34 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

مردم گاهی فقط باید اعتماد کنند!

مردم گاهی فقط باید اعتماد کنند!

💠امام حسن (ع): امام جامعه نمی‌تواند منطق و حکمت همه تصمیماتش را برای مردم توضیح دهد و مردم گاهی فقط باید اعتماد کنند!

#آخرین_مراحل_انتظار   
#تمرین_ولایت_مداری   
#ظهور

🔸ابو سعيد عقيصا می‌گوید: به حسن بن على بن ابى طالب عرض كردم: اى فرزند رسول خدا چرا با معاويه صلح نموديد و حال آن كه می‌‏دانستيد حقّ با شماست نه با او و نيز می‌‏دانستيد كه معاويه گمراه و ستمگر است؟

💠حضرت فرمودند: آيا بعد از پدرم(ع) من حجّت خدا بر مردم و امام بر مردم نيستم؟

🔸عرضه داشتم: چرا؟

💠فرمود: آيا مگر من آن كسى نیستم كه رسول خدا(ص) درباره من و برادرم فرمودند: حسن و حسين دو امام بوده چه قيام كرده و چه بنشينند؟

🔸عرض كردم: آرى همين طور است.

💠فرمود: پس من همچنین امام هستم؛ چه قيام كنم، و من امام هستم؛ چه بنشينم.
اى ابا سعيد! به همان علّتى كه پيامبر خدا(ص) با بنى ضمره و بنى اشجع و با اهل مكّه هنگام برگشت از حديبيّه صلح فرمودند من نيز با معاويه صلح نموده‌‏ام، رسول خدا(ص) با آن‌هایی صلح کرد که به نص صریح قرآن کافر بودند و معاويه و اصحابش به مقتضاى تأويل قرآن كافر مى‌باشند،
💠 اى ابا سعيد! اگر من از جانب خدا امام هستم پس جايز نيست در قبول صلح و يا جنگ به سفاهت رأى نسبت داده شوم‏، اگر چه #حكمت آنچه انجام می‌‏دهم [بر شما] مشتبه باشد.
💠 مگر نمی‌بينى خضر(ع) وقتى كشتى را شكافت و جوان را كشت و ديوار را تعمير كرد، موسى(ع) به خاطر عملش بر او غضب کرد، چرا که حكمت عمل خضر(ع) بر او مخفى بود. تا آن كه خضر(ع) دلیل کارهای خود را برای موسی(ع) بیان کرد و موسى(ع) راضى شد.
💠وضع من هم همینگونه است. شما بر من غضب کردید به خاطر اینکه حکمت صلح را نمی‌دانستید. و اگر من این کار [صلح] نمی‌كردم در روى زمين يك نفر شيعه باقى نمی‌‏ماند، مگر اينکه كشته می‌شد. (زیرا به دلیل ضعف ایمان و دنیا دوستی و خیانت فرماندهان شیعیان و کمی بصیرا و سستی اراده‌ی لشکریان شیعه، نمی‌توانستیم با معاویه بجنگیم)

#آخرین_مراحل_انتظار   #تمرین_ولایت_مداری   #ظهور
_____________________________

💠متن روایت
🔸عن أَبُو الْعَلَاءِ الْخَفَّاف‏ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ عَقِيصَا قَالَ: قُلْتُ لِلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! لِمَ دَاهَنْتَ مُعَاوِيَةَ وَ صَالَحْتَهُ وَ قَدْ عَلِمْتَ أَنَّ الْحَقَّ لَكَ دُونَهُ وَ أَنَّ مُعَاوِيَةَ ضَالٌّ بَاغٍ؟
💠فقَالَ: يَا أَبَا سَعِيدٍ! أَ لَسْتُ حُجَّةَ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ عَلَى خَلْقِهِ وَ إِمَاماً عَلَيْهِمْ بَعْدَ أَبِي ع؟
🔸قلْتُ: بَلَى.
💠قالَ: أَ لَسْتُ الَّذِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِي وَ لِأَخِي: الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا؟
🔸قلْتُ: بَلَى.
💠قالَ: فَأَنَا إِذَنْ إِمَامٌ لَوْ قُمْتُ وَ أَنَا إِمَامٌ إِذْ لَوْ قَعَدْتُ! يَا أَبَا سَعِيدٍ! عِلَّةُ مُصَالَحَتِي لِمُعَاوِيَةَ عِلَّةُ مُصَالَحَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِبَنِي ضَمْرَةَ وَ بَنِي أَشْجَعَ وَ لِأَهْلِ مَكَّةَ حِينَ انْصَرَفَ مِنَ الْحُدَيْبِيَةِ. أُولَئِكَ كُفَّارٌ بِالتَّنْزِيلِ وَ مُعَاوِيَةُ وَ أَصْحَابُهُ كُفَّارٌ بِالتَّأْوِيلِ، يَا أَبَا سَعِيدٍ! إِذَا كُنْتُ إِمَاماً مِنْ قِبَلِ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ، لَمْ يَجُزْ أَنْ يُسَفَّهَ رَأْيِي فِيمَا أَتَيْتُهُ مِنْ مُهَادَنَةٍ أَوْ مُحَارَبَةٍ وَ إِنْ كَانَ وَجْهُ الْحِكْمَةِ فِيمَا أَتَيْتُهُ مُلْتَبِساً! أَ لَا تَرَى الْخَضِرَ ع لَمَّا خَرَقَ السَّفِينَةَ وَ قَتَلَ الْغُلَامَ وَ أَقَامَ الْجِدَارَ، سَخِطَ مُوسَى ع فِعْلَهُ لِاشْتِبَاهِ وَجْهِ الْحِكْمَةِ عَلَيْهِ حَتَّى أَخْبَرَهُ، فَرَضِيَ. هَكَذَا أَنَا. سَخِطْتُمْ عَلَيَّ بِجَهْلِكُمْ بِوَجْهِ الْحِكْمَةِ فِيهِ. وَ لَوْ لَا مَا أَتَيْتُ، لَمَا تُرِكَ مِنْ شِيعَتِنَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ أَحَدٌ إِلَّا قُتِلَ.

💠منبع
علل الشرایع، ج1، ص211  و الطرائف (سید بن طاووس)، ج‏1، ص196
#آخرین_مراحل_انتظار  
#تمرین_ولایت_مداری  
#ظهور  
_____
کانال رسمی #استاد_پناهیان

 



 

شنبه 7 اسفند 1395  11:47 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

ادای دِین

🍃 #برگ_سبز

🌺 ادای دِین

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

🍃 محمد بن اسامه بيمارشد و در بستر مرگ افتاد، جمعی از بنی هاشم همراه امام سجاد به عيادت و ديدار و احوالپرسی او رفتند، و در كنار بسترش نشستند و احوالپرسی كردند.

🍃محمدبن اسامه، به آن‌ها گفت شما می‌دانيد كه من در صف شما هستم، و به شما نزديک بودم، اينک مبلغی وام برعهده من هست، دوست دارم قبل از مرگم آن را از جانب من ادا كنيد.

🍃 امام سجاد فرمود يک سوم قرض تو به عهده من، كه ادا می‌كنم سپس ساكت شد، و ديگران هم سكوت كردند و چيزي نگفتند:

🍃 بعد از چند لحظه سكوت، امام سجاد به محمدبن اسامه فرمود ادای همه قرض هايت برعهده من.

✨ سپس امام سجاد فرمود اينكه من در آغاز همه قرض او را به عهده نگرفتم، از اين رو بود كه بني هاشم نگويند، فلانی از ما سبقت گرفت وگرنه در همان آغاز، همه دين او را به عهده می‌گرفتم ✨

 



 

پنج شنبه 12 اسفند 1395  6:46 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:داستانهای کوتاه

شیخ #رجبعلی خیاط مستاجری داشت. که زن و شوهر بودند با 20 ریال اجاره بعد از چند وقت این زن وشوهر صاحب #فرزند شدن #رجبعلی به دیدنشون رفت و به مرد گفت:

👈" داداش جون فرزند دار شدی خرجت بالاتر رفته، از این ماه به جای ۲۰ ریال ۱۸ ریال اجاره بده، ۲ ریالشم واسه فرزندت خرج کن، این ۲۰ریال رو هم بگیر اجاره ی ماه گذشته ایه که بهم دادی، هدیه ی من باشه برای قدم نوزادت "

😔 تو دوره زمونه الان کرایه هارو با فرزنددار شدن مردم بالا میبرن

🌴به دیگران رحم کنید تا خدا هم به شما رحم کند.

🌹ڪــانال ✵حقیقت باستان✵

 



 

پنج شنبه 12 اسفند 1395  6:47 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها