اندیشیدن، خواندن، نوشتن، پرستیدن، ارادت ورزیدن، عصیان کردن، تنها بودن، رنج کشیدن، ایثار کردن، قربانی کردن، گریختن، صبر کردن، خیالات فرمودن(اصطلاح ناصرالدین شاه)، به استقبال آمدن(بر خلاف به بدرقه رفتن)، راستی مطلق بودن و دروغهای شیرین یا سودمند گفتن (ملامتیه)، صلح کل بودن و جنگ زرگری کردن، همه را هیچ انگاشتن و همه را محترم داشتن، مهاجرت کردن، توی تاریکی اتاق در یک نیمه شب زمستان تنها سیگار پک زدن، نشستن و رقص شعله های جادویی آتش بخاری را تنها تماشا کردن.
شمعی را کنار آیینه ای روشن کردن، نیمه شبهای باران خورده در خیابانهای خلوت شهر تنها رانندگی کردن، هر چند سال یکبار چند ماهی به قزل قلعه رفتن!، غروب را در آن سوی سن تماشا کردن، در هر شبانه روز دو ساعت یا سه ساعت به خلوتی پناه بردن و به خود اندیشیدن...
دکتر شریعتی(از کتاب یادگاران مانا)