0

مهدی و مهدویت

 
zaker7007
zaker7007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 2796
محل سکونت : اردبیل

مهدی و مهدویت

یاران امام مهدی (عج) در زمان غیبت

«براساس برخى روایات، گروهى از فرشتگان الهى، دو تن از پیامبران الهى و جمعى از مؤمنان خالص، همواره در کنار حضرت مهدى علیه السّلام هستند و لحظه اى آن حضرت را تنها نمى گذارند و گاهى اوقات از آنها تعبیر به «ابدال»، «اوتاد»، «رجال الغیب» یا «رجال المهدى علیه السّلام» مى شود. مؤمنان خالصى که توفیق رفیقشان شده و در خدمت حضرت مهدى علیه السّلام سر از پا نمى شناسند همانند خود حضرت علیه السّلام به صورت مخفى در بین مردم زندگى مى کنند، زن و فرزند داشته و رفتارى عادى و معمولى دارند ضمن آنکه هیچ گونه ادعایى نیز در این خصوص ندارند مگر آن که حضرت علیه السّلام به آنها اجازه دهد یا خودشان را معرفى کرده و یا از طرف ایشان پیام خاصى را ابلاغ نمایند.»

رجال المهدی(عج) در ادعیه و روایات

در دعاى مخصوص نیمه ماه رجب منقول از امام صادق علیه السّلام بعد از صلوات بر محمد و آل محمّد صلّى اللّه علیه و اله، بر اوصیاء، سعداء، شهدا و ائمه هدى علیهم السّلام صلوات فرستاده آن گاه چنین مى گوییم:

«اللّهم صلّ على الأبدال و الأوتاد و السّیاح و العبّاد و المخلصین و الزّهاد و اهل الجّد و الاجتهاد…» «خدایا!بر ابدال و اوتاد و سیاحین و بندگان شایسته و مخلصین و زاهدان و اهل کوشش و اجتهاد درود فرست.»

مرحوم کفعمى در کتاب مصباح خویش وقتى به این قسمت دعا مى- رسد در خصوص ابدال و اوتاد چنین مى گوید: «همانا زمین هرگز از«قطب»خالى نمى شود و چهار نفر از«اوتاد»،چهل نفر از«ابدال»، هفتاد نفر از«نجباء» و سیصد و شصت نفر از«صلحاء» همواره بر روى زمین هستند.

امّا قطب(عالم امکان)حضرت مهدى علیه السّلام است و اوتاد نیز کمتر از چهار نفر نمى شوند،زیرا دنیا همانند خیمه است که حضرت مهدى علیه السّلام مانند ستون خیمه است و چهار نفر اوتاد همانند ریسمان هاى این خیمه هستند و البته گاهى اوقات اوتاد بیشتر از چهار نفر مى شوند، همان طور که ابدال بیشتر از چهل نفر و نجباء بیشتر از هفتاد نفر و صالحین بیشتر از سیصد و شصت نفر خواهند شد و ظاهر آن است که حضرت خضر و الیاس علیهما السّلام جزء اوتاد هستند که هردو بزرگوار در خدمت قطب یعنى امام زمان علیه السّلام هستند.

امام صادق علیه السلام: براى قائم علیه السّلام دو غیبت است، یکى صغرى و دیگرى کبرى.در غیبت صغرى جز شیعیان مخصوص او از جاى آن حضرت خبر ندارند و در غیبت کبرى به غیر از دوستان مخصوص آن حضرت علیه السّلام از مکان ایشان خبر ندارند.

از ابو بصیر است از قول حضرت باقر- سلام اللّه علیه- که فرمود: صاحب این امر را چاره ای از کناره گیری نیست. و در این کناره گیری و پنهانی دارای نیرویی است و سی نفر را دلتنگی نخواهد بود، و طیبه جایگاه خوبی است.

تقسیم بندی یاران امام (عج)

یاران امام مهدی (عج) به چهار گروه تقسیم می شوند.

اوتاد

افرادى هستند که به اندازه یک چشم برهم زدن از خداى خویش غفلت نمى کنند و به دنبال مال دنیا نیستند مگر آن چه که نصیب و روزى آنها شود و خطاها و لغزش هایى که از افراد دیگر صادر مى شود از آنها سر نمى زند و (در خصوص غیر پیامبران) در آنها عصمت شرط نیست، آن عصمتى که از شرایط قطب است. این گروه بى واسطه با حضرت مهدى علیه السّلام در ارتباط هستند.

ابدال

ابدال یک درجه از اوتاد پایین تر و در مرحله بعدى هستند که ممکن است گاهى از آنها غفلتى صادر شود ولى بلافاصله با تذکر و تنبّه آن غفلت را از خود دور مى کنند و هرگز گناه عمدى از آنها سر نمى زند.

نجباء

در رتبۀ بعد از ابدال قرار دارند و با دو واسطه (اوتاد و ابدال) با حضرت علیه السّلام در ارتباط هستند.

صلحاء

افراد باتقوایى هستند که متصف به صفت عدالت هستند، اما ممکن است گاهى اوقات از آنها خطایى سرزند که بلافاصله استغفار کرده و پشیمان مى شوند همان طور که خداوند متعال مى فرماید: هرگاه گروهى از شیاطین در دل اهل تقوى وسوسه و خیالاتى وارد کنند بلافاصله آنها متذکر شده و همان دم خدا را به یاد آورده آگاه و بینا مى شوند.

صلحاء با سه واسطه با حضرت مهدى علیه السّلام در ارتباط هستند.

اگر یکى از اوتاد کم شود، یکى از ابدال جایگزین او مى شود و جاى آن ابدال را یکى از نجباء پر مى کند و به جاى او یکى از صلحاء وارد دستۀ نجباء مى شود و هرگاه یکى از صلحا کم شود از بقیۀ مردم که صلاحیت و لیاقت داشته باشند جایگزین صلحاء مى شوند.

ویژگی های رجال المهدی (عج)

«در کتابهای شیعه و سنی به روایاتی چند اشاره شده که پیامبرصلی الله علیه وآله چند ویژگی از ویژگی های ابدال را بیان فرموده است:

الف) قلب های ابدال همانند قلب ابراهیم علیه السلام است. عباده بن صامت از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: «الأبدال ثلاثون رجلاً قلوبهم علی قلب ابراهیم علیه السلام». شاید مراد پیامبرصلی الله علیه وآله از این تشبیه این است که این چند نفر از نظر شدّت و صلابت و ایستادگی و مقاومت در برابر باطل همانند ابراهیم علیه السلام می باشند که وی در برابر باطل آن گونه ایستاد و از خود سرسختی نشان داد.

ب) سپر بلای انسانها. همچنین ابن مسعود از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل کرده است که فرمود: «یدفع اللَّه بهم عن أهل الأرض»؛ خداوند به وسیله آنها، بلاها را از مردم زمین دور می گرداند.

ج) از دیگر ویژگی هایی که برای ابدال نقل شده است، این است که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «الرضا بالقضاء والصبر عن محارم اللَّه والغضب فی ذات اللَّه؛ راضی بودن به حکم و قضای الهی، صبر پیشه کردن بر محارم خدا – خودداری کردن از آلوده شدن به حرام – ، خشمگین شدن برای خدا.»

د) داشتن مواسات و احسان و عفو از دیگر مشخّصه های ابدال است که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «یعفون عمّن ظلمهم ویحسنون إلی من أساء إلیهم ویتواسون فیما آتاهم اللَّه عزّوجلّ؛ گذشت و عفو از کسانی که به آنان ظلم کنند، نیکی و احسان به آنان که در حقّشان بدی کنند، ایثار و مواسات در آنچه که خدای به آنان داده است.»

و) جود و سخاء و خیرخواهی. ابن مسعود از پیامبرصلی الله علیه وآله چنین روایت کرده: «لا یزال أربعون رجلاً من أمّتی، قلوبهم علی قلب اِبراهیم یدفع اللَّه بهم عن أهل الأرض یقال لهم الأبدال، قال رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: إنّهم لم یدرکوها بصلوه ولا بصوم ولا صدقه. قالوا: یا رسول اللَّه! فیم أدرکوها؟ قال: بالسخاء والنصیحه للمسلمین؛ پیوسته چهل نفر از امّت من هستند که قلب هایشان همانند قلب حضرت ابراهیم علیه السلام می باشد، خداوند به وسیله آنها – بلاها را – از اهل زمین دور می گرداند که به آنان ابدال گفته می شود. سپس رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: بدانید که اینان هرگز این مقام را از خواندن نماز و روزه و صدقه بدست نیاورده اند. عرض کردند: ای رسول خدا! پس به چه چیز به این مقام رسیدند؟ فرمود: به وسیله جود و بخشش و خیرخواهی مسلمانان.»

محل زندگی رجال المهدی (عج)

نه از طایفه و ملّیت خاصّی هستند و نه از شهر و وطن بخصوصی. بلکه ممکن است یک یا چند نفر از یک شهر و یا کشور بخصوصی باشند و نیز ممکن است هر یک از یک منطقه و شهر و دیار باشند.

سایر مردم هم می توانند به چنین مقامی دست یابند؟!

باتوجه به برخى احادیث که وجود ابدال را در همه دوران ها و زمان ها ضرورى مى داند،بى تردید مى توان گفت هرکس که خصوصیات و ویژگى هاى آنان را کسب کند مى تواند در زمرۀ آنان قرار گیرد و البته برخى از خصوصیات و ویژگى ها،تفضّلى است از جانب خداوند متعال وبرخى از آنها با رعایت تقواى لازم و متناسب با آن مقام،همراه با کوشش و تلاش فوق العاده به دست خواهد آمد و در آخر،گزینش نهایى توسط شخص حضرت مهدى علیه السّلام با قبولى از امتحانات ویژه خواهد بود.

...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

وبلاگ یا حسیــن مظلوم

وبلاگ محبان مهـــــدی عج

وبلاگ مدافعان حرم

یک شنبه 17 مرداد 1395  12:10 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
zaker7007
zaker7007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 2796
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مهدی و مهدویت

ظهور در آرامش یا جنگ؟

برخی می‌گویند طبق روایات حضرت وقتی ظهور می‌نمایند که جهان پر از ظلم، جور و فساد شود و برخی دیگر می‌گویند: با عبادت، دعا، پرهیز از گناه و جهاد امام (عج) را در ظهورش یاری کنید. دلیل این تضاد چیست؟

این شبهه یا تضاد به خاطر قرائت‌های متفاوت و شاید دلخواه از احادیث مربوط به جمله‌ی اول است. چنین نیست که گفته باشند: «وقتی ظهور می‌نمایند که جهان پر از ظلم، جور و فساد شود»، چرا که آن وقت لازمه‌ی زمینه‌سازی برای ظهور تلاش برای ظلم و فساد بیشتر است و لابد مفسدین مقرب‌تر خواهند بود! که طبعاً خداوند متعال، اسلام و عقل چنین حکمی نمی‌دهد.

معنی ندارد که خداوند متعال (اسلام) از یک سو مردم را به ایمان و عمل صالح و پرهیز از ظلم و گناه دعوت نماید، و از سوی دیگر نعمت ولایت و حکومت معصوم را در گرو ازدیاد فساد و ظلم قرار دهد! اساساً چرا باید بیشتر فساد و ظلم کنیم تا یک منجی بیاید آن ظلم و فساد را برطرف کند؟! بلکه احادیث و روایات بیان می‌دارند که ایشان وقتی ظهور نمایند، جهان را پر از عدل و داد می‌نمایند، چنان چه پر از ظلم و جور شده است.

الف – دقت شود که جهان از همان زمانی که قابیل به هابیل ظلم کرد و او را به خاطر حسادت در قبولی قربانی نزد خداوند متعال به قتل رساند، دچار ظلم، جور و فساد بوده و هر روز نیز بر این ظلم و فساد افزوده شده است. حتی زمان رسول الله (ص) نیز جهان پر از ظلم، فساد، شرک، جهل و تباهی بوده است و پس از رحلت ایشان حتی محیط کوچک مدینه نیز پر از ظلم، جور و فساد گردید. پس اگر شرط ظهور ظلم و فساد باشد، این شرط همیشه محقق بوده و باید ظهور فرا می‌رسید. آیا ظلم و فسادی بیش از قائله‌ی کربلا تصور می‌شود؟!

دقت شود که مسأله‌ی «قیام» با مسآله‌ی «حکومت» متفاوت است و قیام مقدمه‌ای برای سرنگونی حکومت جبار و باطل و برقراری حکومت عدل الهی می‌باشد. یکی از شرایط اولیه برای برقراری حکومت، خواست و انتظار مردم منطقه‌ی حکومت است. پس اگر قرار باشد که حکومت جهانی برقرار گردد، لازم است که قاطبه‌ی مردم خواهان آن باشند

ب – پس، اولین شرط قیام، برخورداری از زمینه و شرایط مساعد برای قیام است که اولین شرط آن نیز برخورداری از حداقل نیروی قابل و وفادار می‌باشد. به امام سجاد (ع) عرض کردند که پدرت با ۷۲ یار مقابل یزید ایستاد و به شهاد رسید، پس چرا شما قیام نمی‌کنید؟ فرمود: ایشان ۷۲ یار داشتند که قیام کردند، من اگر ۷ یار داشتم قیام می‌کردم. به امام صادق علیه‌السلام عرض کردند که یاران و هواداران شما بسیارند و چرا قیام نمی‌فرمایید؟ ایشان با نشان دادن گله‌ای کوچک فرمودند: اگر تعداد یاران من به مقدار بزغاله‌های این گله بود قیام می‌کردم. راوی می‌گوید: پس از نماز آن‌ها را شمردم، ۱۶ رأس بودند.

ج – لذا حضرت امام زمان (عج) نیز پس از برخورداری از حداقل نیرو برای برپایی یک حکومت جهانی قیام خواهند نمود. لذا در روایات این حداقل ۳۱۳ تن بیان شده است و البته این ۳۱۳ تن نخبگان، فرماندهان، رهبران و مدیران اصلی خواهند بود و پس از آن‌ها گروه‌های هزار، ده هزار، صدهزار و چند میلیون نفری به سوی ایشان خواهند شتافت و سپس بسیاری از مردم مسلمان و غیر مسلمان با ایشان بیعت خواهند نمود.

د- دقت شود که مسأله‌ی «قیام» با مسآله‌ی «حکومت» متفاوت است و قیام مقدمه‌ای برای سرنگونی حکومت جبار و باطل و برقراری حکومت عدل الهی می‌باشد.

یکی از شرایط اولیه برای برقراری حکومت، خواست و انتظار مردم منطقه‌ی حکومت است. پس اگر قرار باشد که حکومت جهانی برقرار گردد، لازم است که قاطبه‌ی مردم خواهان آن باشند.

جهان از همان ابتدا به خاطر گردن‌کشی مستکبرین و حماقت، عوامی، دنیاطلبی و خواب غفلت توده‌های مردمی، محکوم به جهل، ظلم، فساد و … بوده و هست. و نه تنها هیچ دین الهی، بلکه هیچ عقل سالمی نیز حکم نمی‌کند که ظلم و فساد بیشتر شود تا کسی بیاید آن ظلم و فساد را برچیند!

البته منظور این نیست که تا قاطبه‌ی مردم مسلمان و شیعه نشوند و طالب حکومت منجی آخر، حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف نگردند، قیام و حکومتی نخواهد بود. بلکه مردم (چنان چه امروزه نشانه‌های آن دیده می‌شود) به جایی خواهند رسید که دیگر از همه‌ی مکاتب و مدعیان نجات بشر نا امید می‌شوند و منتظر فرج الهی و یک قدرت الهی می‌گردند.

ھ – دقت شود که جهان تا امروز شاهد قدرت یک پارچه‌ی جهانی نبوده است، لذا هر گاه کذب ادعایی معلوم می‌شد، می‌گفتند: شاید آن یکی بهتر باشد؟ از این رو به کمونیسم، مارکسیسم، لیبرالیسم، کاپیتالیسم، فمینیسم و … رو آوردند. اما امروز از سویی قدرت‌ها یک پارچه شده و از سویی دیگرناتوانی همه معلوم شده است. به عنوان مثال: چه یک پارچگی بزرگ‌تر و بهتر از شورای امنیت یا سازمان ملل یا حقوق بشر یا … می‌تواند وجود داشته باشد؟ اما رفته رفته به جهانیان ثابت می‌شود که تا حاکمی عالم به علم الهی و عادل به عدل الهی و مؤید به تأییدات الهی و در یک جمله «خلیفه الله» یا فرستاده‌ی الهی نباشد، نفس اماره حاکم خواهد بود و شوراها، سازمان‌ها و مجامع بین‌المللی نیز به ابزار دیگری در خدمت طواغیت بدل خواهند شد.

و – پس جهان از همان ابتدا به خاطر گردن‌کشی مستکبرین و حماقت، عوامی، دنیاطلبی و خواب غفلت توده‌های مردمی، محکوم به جهل، ظلم، فساد و … بوده و هست. و نه تنها هیچ دین الهی، بلکه هیچ عقل سالمی نیز حکم نمی‌کند که ظلم و فساد بیشتر شود تا کسی بیاید آن ظلم و فساد را برچیند! به ویژه اسلام عزیز و غنی که «ایمان و عمل صالح»، «امر به معروف و نهی از منکر» و «مبارزه با همه‌ی مظاهر کفر، شرک و نفاق» و طواغیت را در سرلوحه‌ی اهداف و برنامه‌های تکاملی بشر قرارداده است و مشخصات بارز پیروان این دین را ابتدا قیام بر علیه کفار، سپس وحدت بین خود و پس از آن سایر عبادات می‌خواند:

«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَینَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی‌ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْراهِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوی‌ عَلی‌ سُوقِهِ یعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیغیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَهً وَ أَجْراً عَظیماً» (الفتح – ۲۹) ؛ محمد رسول خدا است و کسانی که با او هستند علیه کفار شدید و بی رحمند و در بین خود رحیم و دلسوزند، ایشان را می‌بینی که همواره در رکوع و سجودند و در طلب فضل و رضوان خدایند. علامتشان در رخسارشان از اثر سجده نمایان است، این وصف ایشان است در تورات و اما وصف آنان در انجیل این است که چون زراعتی هستند که از شدت برکت پیرامونش جوانه‌هایی می‌زند و آن جوانه‌ها هم کلفت می‌شود و مستقیم بر پای خود می‌ایستد به طوری که برزگران را به شگفت می‌آورد (مؤمنین نیز این طورند)، این برای آن است که کفار را به خشم آورد، خدا به کسانی که ایمان آورده و از آن بین به کسانی که اعمال صالح هم می‌کنند وعده مغفرت و اجری عظیم داده.

از این رو منتظر واقعی و طالب ظهور حضرت (عج)، ابتدا خود بر علیه کفر و طاغوت نفس خود قیام می‌کند و حکومت مطیع امر امام را در مملکت وجود خویش حاکم می‌نماید و سپس قادام به مساعد نمودن شرایط بیرونی می‌نماید تا بر یاران باوفا و قابل حضرت نیز بیافزاید.

 

منبع: تبیان

...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

وبلاگ یا حسیــن مظلوم

وبلاگ محبان مهـــــدی عج

وبلاگ مدافعان حرم

یک شنبه 17 مرداد 1395  12:12 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
zaker7007
zaker7007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 2796
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مهدی و مهدویت

نگاهی به موضوع امام مهدی در کلام اهل بیت (ع)

اندیشه مهدویت و ظهور، یکى از اصیل ترین اندیشه هاى اسلامى است و بنیانگذار آن پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله است. آن حضرت، خود عقیده به ظهور حضرت مهدى (عج) را در جدول عقاید اسلامى قرار داد، به همین جهت، این موضوع به طور یکسان در منابع شیعه و سنى منعکس گردیده است. اهل بیت پیامبر علیهم السلام نیز این اندیشه و اعتقاد را در جامعه اسلامى تبلیغ کرده اند.

مى توان ادعا کرد که هیچ مسأله اسلامى همانند عقیده مهدویت و ظهور، از قطعیت و سابقه تاریخى برخوردار نیست.
حضرت مهدى (عج) به عنوان دوازدهمین جانشین پیامبر صلى الله علیه و آله در روایات شیعه و سنى مطرح و معرفى شده است. این معرفى چنان دقیق و مشخص است که قابل انطباق بر فرد دیگرى جز شخص آن حضرت نیست که از فرزندان فاطمه علیها السلام و امام حسین علیه السلام و نام پدرش امام حسن عسکرى علیه السلام مى باشد.

او آخرین حجت الهى از سلسله انبیا و اوصیاست که با ظهورش جهان  را پر از عدل و داد مى سازد. او هم اکنون به عنوان یک امام زنده، ولى غایب، در روى زمین زندگى مى کند و در زمان پدرش و بعد از او در غیبت صغرى و کبرى مشاهده شده است. 
گفتار اهل بیت علیهم السلام درباره امامت مهدى (عج)

۱- امیر مؤمنان علیه السلام

– کمیل بن زیاد مى گوید: حضرت على علیه السلام دستم را گرفت و به سوى قبرستان کوفه برد. هنگامى که به صحرا رسیدیم، آهى کشید و فرمود:
… آرى، هرگز زمین از کسى که به حجت الهى قیام کند خالى نمى شود؛ خواه ظاهر باشد و آشکار یا ترسان و پنهان! تا دلایل و نشانه هاى روشن خداوند باطل نگردد، ولى آن ها چند نفرند و کجا هستند؟! سوگند به خدا، تعداد آنان کم و ارزش و مقامشان نزد خدا بسیار است … آنان جانشینان خدا در روى زمین و دعوت کنندگان به دین او هستند. 
کلام امیر مؤمنان على علیه السلام در مورد «حجتِ ترسان و پنهان خدا» اشاره به امام غایب (عج) است.
– عبدالعظیم حسنى از امام جواد علیه السلام و او از پدران گرامى اش از امیر مؤمنان علیه السلام این گونه نقل کرده است:
قائم ما غیبتى طولانى خواهد داشت، شیعیانِ زمان غیبتش را همانند گله اى مى بینم که دنبال چراگاه است، ولى آن را نمى یابد. آگاه باشید هر کدام از آنان بر دینش ثابت و استوار بماند و به خاطر طول غیبت قائم (ع) دلش سخت نگردد، روز قیامت با من و هم پایه من خواهد بود …. .

۲- حضرت زهرا علیه السلام

جابر بن عبدالله مى گوید: براى تبریک ولادت امام حسن علیه السلام نزد سرورم حضرت فاطمه علیها السلام رفتم، در دستش صحیفه اى از دُرّ سفید دیدم.
عرض کردم: اى بهترین زنان عالم! این صحیفه چیست؟ فرمود:
در این صحیفه نام امامان و پیشوایان از فرزندان من نوشته شده است.
عرض کردم: ممکن است آن را به من دهید تا نگاه کنم؟ فرمود:
اى جابر! اگر اشکال نداشت مى دادم، امّا جز پیامبر صلى الله علیه و آله یا وصى یا اهل بیت نبىّ نمى تواند به این لوح دست بزند. به تو اجازه مى دهم که فقط به آن نگاه کنى.
جابر مى گوید: نگاه کردم دیدم نام پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان و نام پدر و مادر هر کدام در آن نوشته شده است. مشخصات آخرین امام، عبارت بود از:
ابوالقاسم م ح م د بن حسن، حجت خدا برآفریدگانش، مادرش کنیزى به نام نرجس است.

۳- امام حسن علیه السلام

ابو سعید مى گوید: امام حسن علیه السلام خطاب به مردم مى فرمود:
… آیا نمى دانید که هر یک از ما بیعت طاغوت زمانش را بر گردن دارد جز قائم،  همان کسى که روح خدا عیسى بن مریم پشت سرش به نماز مى ایستد.

از این رو، خداوند ولادتش را پنهان خواهد کرد و شخص او از دیده ها غایب خواهد بود تا این که قبل از خروج، بیعت کسى را بر گردن نداشته باشد. او نهمین از فرزندان حسین و فرزند سرور کنیزان است، خداوند عمرش را طولانى مى کند، سپس به قدرتش او را در سیماى جوان زیر چهل سال ظاهر مى کند تا همه بدانند خداوند بر هر کارى تواناست.

۴- امام حسین علیه السلام

عبدالرحمان بن ثابت مى گوید: امام حسین علیه السلام فرمود:
دوازده نفر (امام و پیشوا) از ما اهل بیت است، نخستین آن ها امیر مؤمنان على بن ابى طالب علیه السلام و آخرین شان نهمین از فرزندان من و قائم به حق است.

خداوند زمین را بعد از مرگش   توسط او زنده مى کند و دین حق را به وسیله او بر تمام دین ها چیره مى گرداند، گرچه براى مشرکان ناپسند باشد. او غیبتى خواهد داشت که در آن گروهى از دینشان (از عقیده به امامت آن حضرت)برمى گردند و عده اى بر دینشان ثابت و استوار مى مانند؛ این گروه (توسط مخالفان) آزار مى شوند و به آنان گفته مى شود: اگر راست مى گویید، این وعده (ظهور مهدى) کى خواهد بود؟ آگاه باشید، آن ها که در زمان غیبتش در برابر اذیت و آزار (مخالفان) صبر پیشه کنند (و از عقیده به امامت مهدى (عج) دست برندارند)، همانند کسانى اند که در کنار رسول خدا صلى الله علیه و آله با شمشیر جهاد مى کردند.

۵- امام سجاد علیه السلام

سعید بن جبیر مى گوید: امام زین العابدین علیه السلام فرمود:
ولادت قائم ما از مردم پوشیده مى ماند، به گونه اى که تعدادى از مردم مى گویند: هنوز متولّد نشده است و آن (غیبت قائم و پوشیده بودن ولادتش) براى این است که وقتى ظهورکرد، بیعت هیچ طاغوتى را بر گردن نداشته باشد.

۶- امام محمد باقر علیه السلام

محمد بن مسلم مى گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که فرمود:
قائم ما (عج) با (ایجاد) بیم و هراس (در دل دشمنانش) یارى مى شود، به پیروزى تأیید مى گردد … شعاع سطلنت و حکومتش به شرق و غرب زمین مى رسد، خداوند به وسیله او دینش را بر تمام دین ها پیروز مى کند، گرچه براى مشرکان ناپسند باشد، خرابى ها از روى زمین برچیده شده و همه جا آباد شود، روح خدا عیسى بن مریم علیه السلام فرود آمده و پشت سرش نماز مى گزارد ….

۷- امام صادق علیه السلام

مَسْعَده مى گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم که پیرمرد قد خمیده اى با عصا وارد شد و به آن حضرت سلام کرد. سپس دستش را بوسید و گریه کرد. امام صادق علیه السلام فرمود: پیرمرد چرا گریه مى کنى؟ او عرض کرد:
فدایت شوم اى پسر رسول خدا صلى الله علیه و آله! صد سال است که در انتظار قائم شما هستم؛ با خودم مى گویم این ماه ظهور مى کند، امسال مى آید، امّا سنّم بالا رفته و اجلم نزدیک شده و مى بینم براى شما اهل بیت حوادث ناخوشایندى رخ مى دهد، یا کشته مى شوید یا تبعید و آواره مى گردید، ولى دشمنانتان غالب و پیروزند؛ بنابراین چرا گریه نکنم.

مسعده مى گوید: با شنیدن سخنان او چشمان امام صادق علیه السلام پر از اشک شد و فرمود:
اى پیرمرد! اگر خداوند به تو عمرى دهد که قائم ما را ببینى، در بهشت برین با ما خواهى بود و اگر قبل از آن مرگت رسید، روز قیامت با خاندان محمد صلى الله علیه و آله محشور خواهى شد … اى پیرمرد! قائم ما، فرزند حسن بن على بن محمد بن على بن موسى است و موسى فرزند من است، ما دوازده نفر همه پاک و معصومیم … اى پیرمرد! سوگند به خدا، اگر از دنیا فقط یک روز مانده باشد، خداوند آن را طولانى مى کند تا قائم ما اهل بیت خروج نماید ….

۸- امام موسى کاظم علیه السلام

یونس بن عبدالرحمان مى گوید: نزد امام موسى کاظم علیه السلام رفتم و
عرض کردم: اى فرزند رسول خدا! آیا قائم به حق تو هستى؟ فرمود:
من قائم به حقم، اما آن قائمى که زمین را از لوث وجود دشمنان خدا پاک مى کند و آن را از عدل و داد پر مى نماید، آن سان که از ظلم و جور پر شده است، پنجمین از فرزندان من است که غیبتى طولانى خواهد داشت ….

۹- امام رضا علیه السلام

رَیَّان بن صَلْت مى گوید: به امام رضا علیه السلام عرض کردم: آیا صاحب این امر تو هستى؟ فرمود:
من صاحب امر هستم، امّا آن کس نیستم که زمین را از عدل و داد پر مى کند، آن گونه که از ستم پر شده است؛ چگونه من هم او باشم با ضعفى که در اندامم مشاهده مى کنى، در حالى که وقتى قائم خروج کند، در سن پیرمردان و در سیماى جوانان است، بدنى نیرومند دارد، به گونه اى که قوى ترین درخت را مى تواند با دست از زمین برکند … او چهارمین از فرزندان من است، خداوند او را از دیده ها مى پوشاند تا روزى که آشکار شده، زمین را از عدل و داد پر کند، همان گونه که از ظلم و جور پر شده است.

۱۰- امام جواد علیه السلام

عبدالعظیم حسنى گوید: به امام جواد علیه السلام عرض کردم: امیدوارم قائم خاندان محمد صلى الله علیه و آله شما باشى، همان کسى که زمین را از عدل و داد پر مى کند، آن سان که از ظلم و جور پر شده است. فرمود:
اى ابوالقاسم! همه ما (امامان) قائم به امر خدا و هدایتگر مردم به سوى دینش هستیم، اما آن قائمى که خداوند توسط او زمین را از لوث وجود کافران پاک مى گرداند و از عدل و داد پر مى نماید، کسى است که ولادتش از مردم پوشیده مى ماند و شخص او از دیده ها پنهان مى شود و بر مردم حرام است نام (مخصوص) او را ببرند، او همنام و هم کنیه رسول خداست ….

۱۱- امام هادى علیه السلام

ابى  دُلْف مى گوید؛ از امام على النقى علیه السلام شنیدم که فرمود:
امام و پیشواى بعد از من فرزندم حسن است و بعد از او فرزندش قائم (عج) است، همان کسى که زمین را از عدل و داد پر مى کند آن گونه که از ظلم و جور پر شده است.

۱۲- امام عسکرى علیه السلام

موسى بغدادى مى گوید: از امام حسن عسکرى علیه السلام شنیدم که فرمود:
گویا شما را مى بینم که در مورد جانشین بعد از من اختلاف دارید. آگاه باشید هر که به امامان بعد از رسول خدا عقیده مند باشد، ولى امامت فرزندم را انکار نماید، همانند این است که به نبوت تمام پیامبران و رسولان اقرار کند و منکر نبوت رسول خدا باشد (چنین فردى در حقیقت منکر همه پیامبران است)؛ زیرا پیروى از آخرین امام، مانند پیروى از اولین امام است و آن که آخرین امام را انکار نماید، همانند این است که اولین امام را منکر شده است.
آگاه باشید، فرزندم غیبتى خواهد داشت که مردم در آن (نسبت به امامتش) به شک مى افتند، جز آن ها که خداوند حفظشان کند.

گفتنى است که روایات اهل بیت علیهم السلام در زمینه امامت حضرت مهدى (عج) فراوان و بیش از حد شمارش است؛ آنچه ذکر شد، نمونه اى مختصر، گویا و روشن است و تأمل در آن ها این مطلب را اثبات مى کند که امامان علیهم السلام عنایت خاصى داشتند که امامت حضرت مهدى (عج) در جامعه مطرح شود تا خاتمیت وصایت را اعلام کنند، آنان هم چنین از فتنه هایى که ممکن است دامنگیر مردم زمان غیبت شود، خبر داده اند تا آنان هشیار گردند و فریب شیاطین جن و انس را نخورده و در امامت امام غایب (عج) تشکیک ننمایند.

از این رو، هر بار که شیعه اى به امام زمان خویش مراجعه و از ظهور حضرت مهدى (عج) سؤال مى کرد، آن امام با دلدارى او و بیان مطالبى در مورد آن حضرت موجب آرامش وى مى گردید و روحیه امید و انتظار را در وجود او تقویت مى کرد و با عبارات گوناگون، بر حتمیت و قطعیت ظهور حضرت حجت (عج) تأکید مى ورزید. تمام سؤال و جواب ها حکایت از این دارد که شیعه همواره در انتظار ظهور روزشمارى مى کرده و این خود قطعیت مسأله مهدویت و ظهور را در فرهنگ و اندیشه مردم نشان مى دهد.

در بیشتر روایات مربوط به حضرت مهدى (عج) بر این مطلب تأکید شده که گسترش عدل و داد در روى زمین، پس از ظهور آن حضرت است؛ همان چیزى که جامعه بشرى همیشه تشنه آن بوده و تبهکاران و ستمکاران، تنها شعار آن را سر داده اند. امامان علیهم السلام با تأکید بر این که عدل و داد توسط حضرت مهدى (عج) در پهنه گیتى مستقر خواهد شد، به ما

گوشزد کرده اند که استقرار عدل و داد درتمام گیتى از کسى غیراز امام عصر (عج) ساخته نیست و توانایى هاى روحى اى که خداوند در وجود آن حضرت نهاده، در حدّى است که مى تواند رهبرى جهان را به دست گرفته، عدالت را در تمام گیتى گسترش دهد و چه بسا مردم جهان نیز طى قرن ها تجربه به این مطلب برسند که تحقق عدالت واقعى جز از یک رهبر الهى بر نمى آید که این خود موجب سرخوردگى آنان از رهبران فاسدشان گردیده، از روى اضطرار و بیچارگى دست به سوى آسمان دراز کنند و از خداوند مدد جویند و این خود گامى دیگر در تحقق شرایط ظهور باشد.

...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

وبلاگ یا حسیــن مظلوم

وبلاگ محبان مهـــــدی عج

وبلاگ مدافعان حرم

دوشنبه 18 مرداد 1395  10:44 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
zaker7007
zaker7007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 2796
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مهدی و مهدویت

 

 

 

آیا امام زمان(عج) از کشته‌شدن خوف دارد؟

*ترس از قتل

بر پایه برخى روایات، خوف از کشته‌شدن، از اسباب غیبت وجود مبارک ولىّ عصر(عج) است، چنان‌ که امام صادق(ع) فرمود: قال رسول الله(ص): لا بدّ للغلام من غیبه، فقیل له: و لم یا رسول الله؟ قال: یخاف القتل.

ترس یاد شده هرگز «خوف مذموم» نیست که از ضعف نفس بر مى‌خیزد، بلکه هراسى عقلى است که امرى بس پسندیده و در برخى موارد لازم و ضرورى است، ترس برخاسته از بستر خود دوستى که سبب گریز از خطر کردن به روز حادثه در مسیر حفظ دین و مکتب مى‌شود، ضعف نفسانى و صفتى ناپسند در برابر شجاعت است؛ امّا خوفى که سبب حفظ جان آدمى و هدر نشدن و بى‌اثر نمردن شود، ممدوح و عاقلانه، بلکه واجب است، زیرا مهم آن است که نثار خون نتیجه دهد و به ثمر بنشیند.

آنکه خون مى‌دهد اما به مثمر بودنش نمى‌اندیشد، متهور است نه شجاع، زیرا شجاعت در سنجیده عمل کردن و به جا کارزار کردن است، همان‌گونه که وجود مبارک على(ع) در اوضاع خاصى از خطر کردن و هدر دادن جان خویش و خاندان مکرم و یاران اندکش حذر کرد:

نگریستم و دیدم نه مرا یارى است و نه مدافعى و مددکارى جز کسانم که دریغ آمدم به کام مرگشان برانم، پس خار غم در دیده خلیده چشم پوشیدم و گلو از استخوان غصه آب دهان را جرعه ‌جرعه نوشیدم و شکیبایى ورزیدم در خوردن خشمى که از حنظل تلخ‌تر بود و دل را از تیغ برنده، دردآورتر.

ایشان در حالى از کشته شدن دورى مى‌کردند که ترس از شجاعت حضرتش هراسناک بود و این رذیلت اخلاقى را همچون دیگر رذائل، زهره نزدیکى به حریم مقدسش نبود! چگونه چنین نباشد، جایى که آن حضرت در لیله المبیت به تنهایى و بى‌هیچ سلاح و دفاعى در بستر رسول خدا خوابید، با آنکه مى‌دانست چهل مرد مسلح قصد حمله به آنکه در بستر آرمیده را دارند و به ‌طور طبیعى هر که را در آن بستر بیابند، به گمان پیامبر بودن به تیغ خواهند کشت! او چگونه از مرگ بهراسد که خود به عثمان بن حنیف نگاشت: اگر تمام عرب در صفى یگانه به جنگم آیند، هرگز به آن‌ها پشت نخواهم کرد.

گاه با حمله او دشمنان تار و مار مى‌شدند و به کوه‌ها پناه مى‌بردند و یکدیگر را به دورى از تیغش توصیه مى‌کردند، بلکه مى‌گفتند که گویا فرشته مرگ در جایى است که على آنجاست. شجاعت آن حضرت بدان پایه بود که پیامبر خدا(ص) در جنگ خیبر او را مهاجم بى‌فرار نامید و کافران را به حمله و دلاورى‌اش تهدید مى‌کرد.

بدین ترتیب مراد آن حضرت از ترس در این‌گونه روایات، ترس عاقلانه است که عین شجاعت است؛ نه ترس برخاسته از ضعف نفس، پس باید گفت که حضرت ولىّ عصر(عج) از آن ترسان‌اند که با ظاهر شدن در میان مردم، پیش از آنکه موعد الهى آن فرا رسد، حضرتش را به قتل رسانند و بدین‌سان با شهادت آخرین ذخیره الهى، دین حقیقى و غیر محرّف خدا رخت بربندد و واسطه فیض میان خالق و مخلوق قطع شود و امدادهاى الهى به شایستگانش نرسد و وعده حاکمیت صالحان محقق نشود و. . . .

این ترس نه از سر ضعف نفس بلکه عین تدبیر و نهایت شجاعت است و عمل به آن، واجب؛ به ویژه آن ذات مبارک، آخرین ذخیرۀ الهى است و همین سبب امتیاز ایشان از دیگر معصومان(ع) است، چرا که سایر ائمه(ع) چون شهید مى‌شدند، حجّت و معصوم دیگرى در زمین قیام مى‌کرد؛ اما وجود مقدس امام عصر(عج) آخرین حجّت و امام معصوم الهى است.

* رهایى از بیعت طاغوت‌ها

اسحاق بن یعقوب در نامه‌اش که به دست دومین نائب خاص حضرت ولى عصر(عج) محمد بن عثمان عمرى به آن حضرت رساند، در ضمن سؤالات خویش از حکمت غیبت پرسید و آن حضرت پاسخ فرمود: اما در خصوص علت غیبت پس؛ بدان که خداى سبحان مى‌فرماید: اى مؤمنان! از امورى نپرسید که چون هویدا گردند، اندوهگین مى‌شوید. همه پدرانم ناگزیر از بیعت طاغوت زمانشان بودند؛ اما من در حالى ظهور خواهم کرد که بیعت هیچ طاغوتى را بر گردن ندارم.

این روایت افزون بر آنکه بیان یکى از اسرار غیبت آن وجود مبارک است، نشان مى‌دهد که حضرتش در زمان ظهور، تمام طاغوت‌هاى عصرش را به اسلام ناب فرا مى‌خواند و اگر استنکار یا استکبار ورزند، با آنان مبارزه مى‌کند و بر سر احکام الهى با کسى مداهنه، مواهنه و سازش روا نمى‌دارد و این رهایى، خود از برکات غیبت آن حضرت است، وگرنه هیچ امام معصومى از بیعت با خلفاى ستم اموى، مروانى و عباسى خشنود نبوده است.

* افاضه تدریجى

بى‌شک، امام معصوم(ع) واسطه فیض خدا بر خلق است و حضور مشهودانه ایشان خود فیضى مضاعف است؛ اما این فیض‌رسانى با شرایط و مقدمات خاصى ملازم است که بدون آن‌ها موجود مستفیض یا از فیض محروم مى‌شود؛ یا از آن بهره تامّى نمى‌برد، زیرا رابطه میان موجود فیّاض و مستفیض سه گونه است:

۱- فیاض و مستفیض توان اعطا و دریافت دفعى فیض را داشته باشند، همچنان که قرآن کریم در شب مبارک قدر بر قلب مقدس پیامبر گرامى اسلام(ص) نازل شد و مشام جان آن حضرت یکجا به شمیم وحى الهى مست فیض شد.

۲-نه فاعل در اعطا تام باشد و نه قابل در استفاضه؛ همانند مادرى که طفلش را شیر مى‌دهد که نمى‌تواند تمام شیر دوره شیرخوارگى را یکجا در اختیار طفل بگذارد، همان ‌طور که کودک نیز نمى‌تواند سهمیه تمام مدت شیرخوارگى‌اش را دفعاً دریافت دارد که این عدم توانایى افاضه و استفاضه هر دو را تدریجى مى‌سازد.

۳-فاعل در اعطا تامّ باشد؛ امّا قابل نتواند فیض را به‌ طور دفعى دریافت کند؛ مانند معلّمى که سال‌ها در رشته‌اى از علوم مانند ریاضى تحقیق و تدریس مى‌کند و مى‌تواند فرمولى اصلى به شاگردانش بیاموزد که چندین قاعده و فرمول فرعى ریاضى از آن استخراج شود و در اعطاى دانش خود با هیچ قید و شرطى روبه‌رو نیست؛ اما دانش‌آموزان هنوز بدان پایه از دانش ریاضى نرسیده‌اند که بتوانند قواعد و فرمول‌هاى فرعى مختلف را از همان یک فرمول اصلى استخراج کنند، در نتیجه نمى‌توانند از افاضه دفعى معلم استفاضه کنند.

براین اساس، سخن از تدریج اعطا و افاضه الهى، ناظر به عدم قابلیت مستفیض است نه نقص فاعل فیاض؛ و اشاره به تدریج افاضه در آیه إِنَّ رَبَّکُمُ اَللّٰهُ اَلَّذِی خَلَقَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیّٰامٍ و آیات مشابه به این معنى است که دریافت فیض تدریجى در هر درجه، قابل را براى دریافت فیض بعدى مستعد مى‌کند، وگرنه افاضه دفعى آن فیض از سوى خداى سبحان مانعى نداشته و ندارد.

افاضه فیض تدریجى نیز براساس توان و استعداد قابل، دو گونه است: گاهى قابل توان جذب دفعى فیض الهى را ندارد؛ امّا مى‌تواند فیض تدریجى خداى سبحان را یا بى‌واسطه یا با کمترین وسایط فیض دریافت کند، همان‌گونه که معجزات انبیاى عظام و کرامات اولیاى کرام از این دسته‌اند و نزول مائده آسمانى براى حضرت مریم(س) شاهد این معناست: کُلَّمٰا دَخَلَ عَلَیْهٰا زَکَرِیَّا اَلْمِحْرٰابَ وَجَدَ عِنْدَهٰا رِزْقاً قٰالَ یٰا مَرْیَمُ أَنّٰى لَکِ هٰذٰا قٰالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اَللّٰهِ إِنَّ اَللّٰهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشٰاءُ بِغَیْرِ حِسٰابٍ و عبارت بِغَیْرِ حِسٰابٍ گویاى ظهور فیض الهى بر طریقى غیر از روند معمول عالم طبیعت است، چرا که قانون عادى طبیعت بر وجود واسطه‌هاى فراوان در تحقق اشیاء جریان دارد، حال آنکه در چنین مواردى فیض الهى برخلاف قانون عادى و مبتنى بر حذف یا تقلیل واسطه‌ها ظهور مى‌یابد.

بنابر آنچه گذشت، برخوردارى از فیض حکومت صالحان، گرچه از سوى مبدأ فیاض بى‌گذراندن مقدمات مانع ندارد، قابل‌ها فاقد استعداد لازم براى دریافت جمعى فیض و تابع شرایط، مقدمات و زمینه‌هاى لازم‌اند، به‌گونه‌اى که تا آن شرایط و مقدمات در بستر زمان فراهم نیایند، نمى‌توانند به این فیض الهى برسند و از شرایط اساسى استقرار حکومت صالحان، پرورش انسان‌هاى صالح و ایجاد آمادگى در مردم براى پذیرش حکومت عادلانه جهانى است که غیبت امام معصوم عصر(عج) براى تحقق این شرایط است.

...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

وبلاگ یا حسیــن مظلوم

وبلاگ محبان مهـــــدی عج

وبلاگ مدافعان حرم

سه شنبه 19 مرداد 1395  1:20 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
zaker7007
zaker7007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 2796
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مهدی و مهدویت

چرا کوفه پایتخت حکومت مهدوی است؟

 

معارف عمیق مهدویت ضامن سلامت و سعادت جامعه و فرد فرد انسان‌هاست. اعتقاد به بشارت‌های پیامبران گذشته و ائمۀ دین، افراد باانگیزه و پرتوانی را در جامعه می‌تواند پرورش دهد. 

باور به حضور امامی ناظر بر اعمال، از جنبۀ فردی موجب پاک نگاه داشتن روح و پیراستن اعمال از زشتی‌هاست، و از جنبۀ اجتماعی باعث هم‌دلی مؤمنان و ایستادگی در برابر ظالمان می‌شود. کارکرد وسیع و عمیق آموزه‌های مهدوی، جذابیت خاص این موضوع را می‌نماید. به همین دلیل، قشرهای مختلف جامعه پرسش‌های بسیاری در این موضوع دارند که لزوم پاسخ‌گویی صحیح به آن‌ها از راهی مطمئن بر کسی پوشیده نیست.

درصدد است تا پرسش های مهدوی را از کتاب “مهدویت پرسش ها و پاسخ ها” نوشته حجت الاسلام رحیم کارگر در معرض مطالعه مخاطبان قرار دهد؛

چرا امام زمان(عج) کوفه را مرکز حکومت خود قرار می‌دهند؟

در چندین روایت بیان شده است که مقرّ جهانی امام مهدی(ع) شهر کوفه و محل زندگانی شخص ایشان نیز در این شهر و مسجد سهله است. امام باقر(ع) در این‌باره می‌فرماید:

مهدی(ع) قیام می‌کند و به سوی کوفه می‌رود و منزلش را آن‌جا قرار می‌دهد.

ابوبصیر می‌گوید: امام صادق(ع) فرمود:

ای ابامحمد! گویا می‌بینم که قائم آل‌محمد(ع) با خانواده‌اش در مسجد سهله فرود آمده است… .

در روایت دیگری امام صادق(ع) از مسجد سهله یاد نمود و فرمود:

آن خانۀ صاحب ما (حضرت مهدی(عج) است؛ زمانی که با خاندانش در آن‌جا سکونت گزیند.

در این‌باره روایات دیگری نیز نقل شده است

در جواب بخش دوم سؤال باید گفت که کوفه مقر حکومت عدل امیرمؤمنان، حضرت علی(ع) بوده است. احتمال می‌رود انتخاب کوفه به این جهت باشد که عدالت مهدوی ادامۀ حکومت عدل علوی است.

برخی از محققان هم احتمال دیگری داده‌اند و می‌گویند:

کوفه پایگاه مشترک حسین(ع) و مهدی (عج) است. امام حسین(ع) از مکه به سمت کوفه رفت و حضرت مهدی(عج) هم از مکه به سوی کوفه خواهد رفت و مقرّ حکومت خود را در کوفه قرار خواهد داد، یعنی راه نیمه‌تمام سیدالشهدا(عج) را به پایان می رساند.

...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

وبلاگ یا حسیــن مظلوم

وبلاگ محبان مهـــــدی عج

وبلاگ مدافعان حرم

چهارشنبه 20 مرداد 1395  9:27 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
zaker7007
zaker7007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 2796
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مهدی و مهدویت

راز مهدویت و عاشورا

 

اندیشه مهدویت در اسلام ـ به ویژه روایت شیعی ـ به دلایل گوناگونی مورد توجه و بررسی بسیاری از اندیشمندان غربیقرار گرفته است. فارغ از هدف این متفکران از بررسی و اظهار نظر در این موضوع، مباحث مطرح شده از سوی این افراد، حاوی نکات خاص و برجسته ای است که قابل تأمل و دقت می باشد.

یکی از مباحثی که در این باره در ذیل مقالات متعدد نویسندگان غربی نمود دارد، نقش قیام امام حسین و حادثه کربلا در شکل گیری و هدف دهی به اندیشه مهدویت نزد شیعه است. اکثر این پژوهشگران به ارتباط حرکت امام حسینj علیه ظلم حاکمان و نیز نقش شهادت او و یاران و همراهانش در پایه گذاری اولیه مفهوم مهدویت در سیر تکاملی اندیشه شیعی، اذعان دارند و حتی انتقام گیری مهدی بسم الله الرحمن الرحیم از خون شهید کربلا را از جمله اهداف مهم قیام ایشان دانسته اند. از آنجا که دقت در نوشته های این اندیشمندان، هم ما را در دریافت نوع نگاه ایشان به این دو مفهوم بنیادین راهنمایی می کند و هم می تواند به نوعی ما را از اشکالات خود در طرح این مباحث آگاه کند، این نوشتار تنظیم شده است...ادامه مطلب

 

1) مهدویت و تأثیر آن بر بیداری اسلامی

«جفری هالورسون» و «استیون کرمن» در مقاله ای با عنوان «ایران و مصر؛ یک روایت از دو داستان» به بررسی تفاوت های انقلاب مصر و ایران پرداخته و در خلال این بررسی، به پیش زمینه های اعتقادی مردم این دو کشور اشاره نموده اند. این دو محقق، اندیشه های «مهدویت» و «کربلا» را به عنوان دو برگ برنده اندیشه شیعی و باعث موفقیت انقلاب ایران معرفی کرده اند. ایشان در تبیین نقش اندیشه اول می نویسند: «روحیه انقلابی شیعه بر پایه اندیشه بنیادین مهدویت شکل گرفته است و این دیدگاه است که انتظار طولانی مدت و بازگشت نهایی دوازدهمین امام شیعه برای شکل دادن عصر جدید را تبیین می کند. شیعه به خلاف اهل سنت، حکومت دیگران را نامشروع می داند و تنها به حسب ضرورت، حکومت فقیهان آشنا به احکام الهی را می پذیرد؛ اگرچه اندیشه مهدویت در دیدگاه اهل سنت هم وجود دارد، ولی اهمیتی کم تر و اختلافات اساسی با دیدگاه شیعه دارد.»

کربلا و قیام امام حسینj دومین موردی است که مورد توجه این دو نویسنده قرار گرفته است. ایشان با ذکر دیدگاه شیعه در مورد قیام و شهادت امام حسینj و تأثیر شگرف آن بر نپذیرفتن حکومت ظالمان می نویسند: «این حادثه، موجب ایجاد این اندیشه بنیادین در شیعه شده که مرگ، بهتر از زندگی تحت حکومت ستمگران و قدرت های کافر است.. .. این اندیشه در طول تاریخ همراه با شیعه بوده و چنین عاملی باعث شده که حکومت ایران، کشورهایی مانند اسرائیل و آمریکا و حتی برخی کشورهای همسایه خود را در نقش یزید بداند و با آنها مقابله نماید. در طرف مقابل، جامعه سنی، حادثه عاشورا را تنها حادثه ای تراژدیک و سوزآور که در آن نوه پیامبر اسلام کشته شده، می بینند و نه حادثه ای تأثیرگذار در عرصه سیاست».

در آخر، این دو محقق نتیجه می گیرند که ماهیت انقلاب مصر با انقلاب شیعی ایران با وجود برخی شباهت ها، تفاوت های بنیادینی دارند که نباید از آنها غافل ماند.

2) بنیان اندیشه قیام حسینی و مهدوی در سیاست مذهبی شیعه

نویسنده دیگری با نام «یهزکل لانداو» در مقاله ای با عنوان «مهدویت در شیعه و مسیحاگرایی در یهودیت، ترکیب سیاست و دیانت»[3] که در سمینار «هارتفورد» ارائه داده است، به نقش تفکر عاشورا و شهادت امام حسینj در ارائه و تکمیل دیدگاه مهدویت نزد شیعه اشاره کرده است. بخشی از کلام او که متضمن این کارکرد است، در زیر بیان می شود:

«آخرین پیامبرـ محمدk ـ و امامان پس از او، آمدن مهدی و صبر و انتظار در جامعه را در روایات گوشزد کرده اند. بدون شک در نظر ما، هم امامان و هم پیروان آنها انتظار آینده ای پیروز برای امامی را می کشیدند که در حرکتی که حسین در آن شکست خورده بود، موفق می شود و قدرت را برای خود و جامعه اش به دست می آورد. انتظارات چنینی، می توانست بسیار خطرناک باشد و در نتیجه، امامان باید این امید را بدون برافروختن تعصب در پیروان خود و ایجاد انقلاب های مسلحانه زنده نگه می داشتند. از این رو، مکتب فکری ماورایی و کلامی مهدوی در طول زمان شکل گرفت. تولد، غیبت و بازگشت او فراتر از دانش هر انسان معرفی شد و حتی برای پیروان امامان، اندیشیدن در این امور حرام و غیر مشروع بود و نه تنها نام او مخفی ماند، بلکه برای اشاره به وی از القابی مانند القائم، حجت آل محمد، صاحب الزمان و البته مهدی استفاده می شد.

شیعه معتقد است مهدی می آید تا مأموریت حسین ـ شهید بزرگ کربلا ـ را تکمیل کند و بر اساس این اعتقاد رایج، او در یکی از روزهای عاشورا ـ دهمین روز از محرم (اولین ماه در سال قمری)ـ که مصادف با کشته شدن حسین بن علی است، ظهور می کند. او در مکه ـ مقدس ترین شهر اسلامی ـ پدیدار می شود؛ ولی حکومت خود را در کوفه ـ جایی که علی کشته و دفن شده و در نزدیکی کربلا و حرم حسین است ـ بنا می گذارد.»

این نویسنده به عقیده شیعه در مورد رجعت امام حسینj در آخر الزمان نیز اشاراتی کرده و نوشته است: «دیانت شیعی، نمی تواند آخرالزمانی بدون پیامبر، علی و دو فرزندش ـ حسن و حسین ـ را بپذیرد و بر این اساس، بازگشت و رجعت حسین برای انتقام گیری خون خود، از همان آغاز وعده داده شده است. در نتیجه، مهدی و حسین، دو نماد و الگوی همگام با یکدیگر، در نمایش پایانی جهان در منابع شیعی معرفی شده اند که در بسیاری از آنها پیامبران و فرشتگان دیگر نیز همراه مهدی هستند. «[او] اولاً برای انتقام جویی و ثانیاً با نقشی مسیحاگونه از جانب پروردگار می آید تا عدل و انصاف را در زمین برقرار سازد.» بنابراین نزد شیعه، ابعاد عبادی و سیاسی مهدویت به صورت جدایی ناپذیری با حسین، به عنوان مفهوم مقدس "عبد فدا شده" با نمادگرایی فراتاریخی که درد و رنج اجتماعی را به پیروزی رهایی بخش تبدیل ساخته در هم آمیخته است».

وی در ادامه به نقش این تفکرات و باورها در انقلاب اسلامی ایران و نیز شکل گیری حزب الله لبنان می پردازد که در جای خود قابل تأمل و دقت است.

3) اندیشه مهدویت و نقش آن در قدرت گرفتن ملل شیعی

در مقاله دیگری که دکتر «تیموتی فورنیش» در ژانویه 2011 برای موسسه «اینگما» و به هدف بررسی اهداف هسته ای ایران و نقش اعتقاد به مهدویت در این زمینه تهیه کرده، به طور تفصیلی به بحث مهدویت و نگاه دو طایفه شیعه و اهل سنت به آن پرداخته است. جالب آن است که در این مقاله، بسیاری از اطلاعات دقیق علمی در موضوع مهدویت ـ مانند احادیث خاص پیامبر در مورد مهدی بسم الله الرحمن الرحیم، نظر ابن خلدون در این باب، علائم ظهور مانند دجال و سفیانی و. .. ـ بیان گردیده که توجه پژوهشگران غرب را به این مقوله نشان می دهد.

نویسنده در بخشی از این مقاله به دیدگاه شیعه در مورد امامت و نیز حادثه غم انگیز کربلا و نقش آن در شکل گیری تفکر شیعی پرداخته و جالب آن است که اعتقاد شیعیان به وجود امام دوازدهم و داشتن فرزند برای امام حسن عسکریj را از ابداعات «ابوسهل نوبختی» و برای حفظ جامعه شیعی شمرده است. پس از آن، وی به نقش این باور و اعتقاد به غیبت و ظهور او در جامعه شیعی و نیز قیام های برخاسته از این اعتقاد اشاره کرده و اعتقاد به مهدویت را به عنوان قدرت و عنصر سیاسی و مذهبی بسیار مهمی در طول تاریخ دانسته است. نکته بسیار قابل توجه در کلام این نویسنده آن است که قیام های برخاسته از این تفکر در اهل سنت را بسیار بیشتر از جامعه شیعی می داند که دو دلیل بر این مسأله شمرده است: اول آنکه اهل سنت، فاقد ساختار «مرجعیت» ـ آن گونه که در شیعه دوازده امامی است ـ می باشد که این ساختار، شیوه بیان و استنباط احکام را در دو مذهب متفاوت کرده است و دوم آنکه شیعه، فرد خاصی با ویژگی های مشخص را به عنوان مهدی می شناسد؛ حال آنکه جامعه سنی چنین نیست و هرکس ممکن است خود را مهدی و دارای وظیفه الهی برای نجات بشر بشمارد. (چنانکه این اعتقاد در مورد افرادی مانند اسامه بن لادن وجود داشته است). در ادامه، نویسنده به نقش این اندیشه در جامعه شیعی ایران برای دست یابی به قدرت هسته ای پرداخته است که به دلیل عدم ارتباط با موضوع این نوشتار، از ذکر آن خودداری می شود.

4) بازگشت مهدویت سیاسی

در مقاله دیگری با عنوان «بازگشت مهدی گرایی سیاسی»جین پیری فیلیو، محقق فرانسوی، به نقش اساسی اعتقاد به مهدی بسم الله الرحمن الرحیم در فرقه ها و حرکت های مختلف شیعه می پردازد. در بخشی از مقاله، نویسنده به بررسی دیدگاه شیخ مفید ـ به عنوان یکی از بزرگ ترین عالمان شیعه ـ در رابطه با مهدویت می پردازد. او می نویسد: «شیخ، دقیقاً زمان انتهای غیبت را نمی دانست، ولی به روایاتی که اشاره به ظهور مهدی در یکی از روزهای عاشورای سال قمری داشتند، اعتماد داشت. باید توجه داشت که امام حسین فرزند علی در سال 680 میلادی، در دهمین روز محرم به شهادت رسیده بود که در این روز، جوامع شیعی به سوگواری می پردازند.»

نویسنده این مقاله در ادامه به انقلاب اسلامی ایران هم اشاراتی می نماید و نقش امام خمینی در ارائه نظریه ولایت فقیه ـ به عنوان نظریه الگو سازی برای حکومت با پشتوانه اندیشه مهدویت ـ را گوشزد می کند.

5) مسیحاگرایی و نقش آن در انقلابهای شیعی

آخرین مقاله که در اینجا مورد بررسی قرار می گیرد، مقاله ای با نام «مسیحا گرایی در هلال شیعی» است که توسط «دیوید کوک» در آوریل 2011 در مجله مؤسسه آمریکایی «هادسون» که عمدتاً به تحقیقات در مورد اسلام و کشورهای اسلامی می پردازد،نوشته شده است. در این مقاله، نویسنده به نقش اندیشه مسیحاگرایی در انقلاب های کشورهای اسلامی و به ویژه کشورهایی که شیعیان در آنها حضور مؤثر دارند، پرداخته است. در قسمتی از این مقاله آمده است: «در میان همه رخدادهای دهه هفتاد میلادی، انقلاب اسلامی در ایران به عنوان مهم ترین نمایش مسیحاگرایی معاصر قابل دقت است... اعتقاد رایج چنین است که انقلاب ایران به خودی خود رویدادی آخرالزمانی بوده است که در سال 1400 هجری صورت گرفته است و [امام] خمینی به طرز ماهرانه ای از احساسات منتظرانه مردم، برای بسیج علیه شاه استفاده برده است. به عنوان مثال، او انقلاب را به عنوان نمادی از مبارزه علیه نیروهای شیطانی یزید (شاه) توسط نیروهای الهی حسین (انقلابیون ایران) شکل داد. در نتیجه، او در ذهن بسیاری از مردم، نبرد کربلا را در آخرالزمان با استعاره ای مسیحایی به نمایش گذاشت. اگرچه [امام] خمینی مراقب بود هیچگاه خود را به صراحت، به عنوان امام دوازدهم معرفی نکند، ولی مدعی عناوینی افتخارآمیز مانند «امام خمینی» برای خود بود[!] که هم عنوان امام دوازدهم را تداعی می کرد و هم پیروان وی از نمادها و ادبیات مسیحایی و مقدس برای شخصیت رهبر انقلابی خود استفاده می کردند.»

وی در ادامه به الهام گیری حزب الله لبنان از اندیشه حسینی و مهدوی نیز پرداخته و چنین نوشته است: «در حالی که حزب الله، معمولاً از معانی استعاره ای که در روایات شیعه آمده، استفاده می کرد ـ به عنوان مثال، «حسین شهید» اغلب توسط حزب الله به عنوان مدل انقلابی برای شبیه سازی حرکت خود مورد استفاده قرار می گرفت ـ نظریه پردازان این جنبش، ابتدا تأکید کمتری بر الهام گیری از باور به مهدی داشتند، تا آنکه برخی کتاب های چاپ شده در بیروت و نیز جنگ حزب الله با اسرائیل، باعث ورود این ادبیات آخرالزمانی به اندیشه های این جنبش شد.»

...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

وبلاگ یا حسیــن مظلوم

وبلاگ محبان مهـــــدی عج

وبلاگ مدافعان حرم

پنج شنبه 21 مرداد 1395  11:38 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
zaker7007
zaker7007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 2796
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مهدی و مهدویت

۳ نشانه‌‌ امامت حضرت مهدی (عج)

 

یکی از راویان به نام ابوالأدیان می‌گوید: من نامه‌رسان امام عسکری(ع) به سایر شهرها بودم. روزی به حضورشان شرفیاب شدم. نامه‌هایی را که نوشته بودند به من دادند و فرمودند: اینها را به مدائن ببر و به افراد معینی بده و جواب بگیر. آنگاه فرمود: این سفر تو پانزده روز طول می‌کشد. روز پانزدهم، وارد «سُرّ مَن رأی» (سامرا) می‌شوی و می‌بینی صدای شیون از خانه من بلند است و غسال دارد بدنم را غسل می‌دهد.

من از شنیدن این سخن بسیار متأثر شدم و گفتم: مولای من، اگر این حادثه پیش آمد، امام بعد از شما کیست؟ فرمود: کسی که جواب این نامه‌ها را از تو طلب کند، امام بعد از من است. گفتم: مولای من، علامت دیگری بفرمایید. فرمود: آنکه بر جنازه من نماز بخواند، امام است. باز علامت دیگری خواستم. فرمود: آن کسی که از محتوای همیان خبر دهد، او امام است.

این جواب را من درست نفهمیدم و هیبت امام(ع) مانع از این شد که بپرسم مقصود از همیان چیست. از خدمت امام مرخص شدم و نامه‌ها را به مدائن بردم و جواب گرفتم و برگشتم و درست روز پانزدهم به سامرا رسیدم و همان‌طور که امام خبر داده بود، صدای شیون از خانه‌اش شنیدم و دیدم غسال بدن شریفش را غسل می‌دهد. آمدم تا آن نشانه‌ها را که فرموده بود، از کسی ببینم و امام زمانم را بشناسم، ولی متاسفانه دیدم جعفر، برادر امام(ع)، که مرد صالحی نبود و هیچگونه صلاحیت برای امامت نداشت، کنار در ایستاده و مردم به او تسلیت و تبریک امامت می‌گویند.

من متحیر و سرگردان ایستاده بودم. در این اثنا، دیدم خادم آمد و به جعفر گفت: آقا، جنازه حاضر است؛ غسل داده و کفن پوشانده‌اند و منتظر نمازند.

من جلو رفتم و خودم را به جعفر نشان دادم تا شاید راجع به جواب نامه‌ها از من سوالی کند. دیدم حرفی نزد و برای خواندن نماز بر جنازه امام آماده شد. مردم هم دنبالش حرکت کردند. اما همین که مقابل جنازه ایستاد و خواست تکبیر نماز بگوید، دیدم ناگهان در اتاقی که پرده‌ای مقابلش بود باز شد و پرده کنار رفت و کودکی زیباروی و پیچیده موی از پشت پرده بیرون آمد که همچون ماه می‌درخشید و هیبتی داشت. کنار جنازه آمد؛ عبای جعفر را گرفت و او را عقب کشید و گفت: عمو کنار بیا که من به نماز خواندن بر جنازه پدرم سزاوارترم. او هم مرعوب شد و بدون اینکه حرفی بزند، کنار آمد و عقب ایستاد. آن کودک تکبیر گفت و مردم هم به دنبال او تکبیر گفتند و نماز تمام شد.

مردم برای بلند کردن جنازه حرکت کردند. آن کودک به سمت اتاق آمد. من جلو رفتم و سلام کردم. به من فرمود: جواب نامه‌ها را بده. من فوراً نامه‌ها را تقدیم کردم. او وارد اتاق شد و من بسیار خوشحال شدم که دو نشان از نشانه‌های امامت را مشاهده کردم؛ یکی، مطالبه جواب نامه‌ها بود و دیگری، نماز خواندن بر جنازه امام(ع). منتظر سومی ماندم.

مردم جنازه را بردند و دفن کردند و برگشتند و با جعفر نشستند. من هم به انتظار دیدن سومین نشانه نشستم. در همین حال، از اهل قم جمعیتی وارد شدند و پس از اطلاع از شهادت امام عسکری(ع) درباره امام بعدی سوال کردند. مردم جعفر را معرفی کردند. آنها نزد جعفر رفتند و گفتند: ما نامه‌ها و اموالی از اهل قم داریم؛ بفرمایید نامه‌ها از کیست و محتوای همیانی که همراه آورده‌ایم چیست؟

او که از هیچ‌چیز آگاهی نداشت، سخت برآشفت و از جا برخاست و در حالی که عبای خود را از روی ناراحتی تکان می‌داد، گفت: مردم از ما توقع علم غیب هم دارند! در این اثنا که اهل قم متحیر نشسته بودند، خادم از اتاق بیرون آمد و رو به اهل قم کرد و گفت: مولای من می‌فرمایند شما اهل قم نامه‌هایی از فلان شخص و فلان شخص آورده‌اید و محتوای آن همیان هم هزار دینار است که ده دینار آن مغشوش و معیوب است.

آنها هم که این سخن را شنیدند، با کمال اطمینان خاطر، نامه‌ها و همیان را تقدیم کردند و گفتند: سلام ما را خدمت امام(ع) برسان و این نامه‌ها و این همیان را تقدیم حضورشان کن. من هم خوشحال شدم که هر سه علامتی را که امام عسکری(ع) برای امام بعد از خودشان فرموده بودند، آشکارا مشاهده کردم و امام زمان خود را شناختم.

...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

وبلاگ یا حسیــن مظلوم

وبلاگ محبان مهـــــدی عج

وبلاگ مدافعان حرم

جمعه 22 مرداد 1395  10:19 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
zaker7007
zaker7007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 2796
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مهدی و مهدویت

منتظران و ناهنجاری‌های آخرالزمان

 

در عصر غیبت، ناهنجاری‌های بسیاری در جامعه ایجاد می‌شود که با اعتقادات فرد منتظر در تضاد جدی قرار دارد. برخی از ناهنجاری‌ها عبارتند از: وجود استبداد در جامعه، گسترش فساد اخلاقی، شیوع ظلم و ستم، جنگ و فتنه‌، ناامنی، هرج و مرج و بی‌نظمی، عدم ارتباط صمیمی میان مسلمانان، تظاهر به دین‌داری و دین‌فروشی و افزایش فقر و گرسنگی.اینک به برخی از بیماری‌های جامعه آن عصر اشاره می‌گردد.

ستیز با ناهنجاری‌های جامعه موجود

جامعه همیشه در آرامش و انتظام سازمان‌ها، نهادها و افراد قرار ندارد، بلکه در درون هر جامعه‌ای تضادها و کشمکش‌هایی به چشم می‌خورد. اعضای جامعه با باورها، نگرش‌ها و فرهنگ‌های متفاوت با هنجارهای رایج جامعه برخورد می‌کنند؛ برخی از آنان با ارزش‌ها و هنجارها همنوایی نشان می‌دهند و در این صورت تعارض و تضادی پیش نخواهد آمد، اما در پاره‌ای از اوقات، عضو جامعه هنجارهای جامعه را در تضادّ با باورها و احساسات و نگرش‌های خود تلقی می‌کند، که در این صورت تضادّ و ناسازگاری پدید خواهد آمد.

در عصر غیبت، ناهنجاری‌های بسیاری در جامعه ایجاد می‌شود که با اعتقادات فرد منتظر در تضاد جدی قرار دارد. برخی از ناهنجاری‌ها عبارتند از:

وجود استبداد در جامعه، گسترش فساد اخلاقی، شیوع ظلم و ستم، جنگ و فتنه‌، ناامنی، هرج و مرج و بی‌نظمی، عدم ارتباط صمیمی میان مسلمانان، تظاهر به دین‌داری و دین‌فروشی و افزایش فقر و گرسنگی.اینک به برخی از بیماری‌های جامعه آن عصر اشاره می‌گردد.

رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند: «در آخرالزمان بلای شدیدی که سخت‌تر از آن شنیده نشده باشد، از سوی فرمانروایان اسلامی بر امّت من وارد خواهد شد، به گونه‌ای که وسعت زمین بر آنان تنگ خواهد گشت و زمین از بیداد و ستم لبریز گردد، چندان که مؤمن پناهگاهی برای رهایی از ستم نمی‌یابد.»

پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید: «سوگند به آنکه جان محمد(ص) در دست اوست این امت از بین نمی‌روند تا آنکه مرد بر سر راه زنان می‌ایستد و چون شیر درنده‌ای به آنان تجاوز می‌کند. بهترین آن مردم کسی است که می‌گوید: ای کاش او را پشت دیوار پنهان می‌کردی و در ملأ عام این عمل را انجام نمی‌دادی».

رسول خدا(ص) فرمود: «ظهور مهدی(ع) هنگامی خواهد بود که دنیا آشفته و آکنده از هرج و مرج گردد و گروهی به گروه دیگر یورش برند. نه بزرگ به کوچک رحم کند و نه نیرومند به ضعیف ترحم نماید. در چنین هنگامی خداوند به او اجازه قیام می‌دهد.»

موارد بسیار دیگری نیز وجود دارد که در روایات اسلامی به تفصیل بیان شده است. در چنین وضعیتی انسانی که در انتظار مهدی آل محمد(ص) به سر می‌برد و آرزوی دیدار و حکومت او را در دل می‌پروراند، به این‌گونه ناهنجاری‌ها اعتراض می‌کند و با آنها به ستیز مشغول می‌شود. انسان منتظر در مقابل چنین ناهنجاری‌ها و کجروی‌های اجتماعی هرگز سکوت نخواهد کرد، زیرا سکوت به معنای رضایت یا بی‌تفاوتی نسبت به وضع موجود است؛ او از درون و برون با چنین انحرافات اجتماعی به شدت در حال ستیز و تضادّ به سر می‌برد.

کنترل اجتماعی بر ناهنجاری‌های اجتماعی

در این مرحله، انسان منتظر با آگاهی از ناهنجاری‌های اجتماعی در تلاش برای کنترل اوضاع اجتماعی و کاهش و ریشه‌کن کردن فساد و کجروی بر می‌آید. جامعه‌شناسان، کنترل یا نظارت اجتماعی را فرایندی می‌دانند که از طریق آن در یک گروه یا جامعه نحوه همسازی با هنجارها و الگوهای رفتاری استنتاج می‌شود. هر انسانی دارای مسئولیت است و اولین ناظر رفتار شخصیت وجدان اخلاقی اوست، ولی چون انسان‌ها در میان سایر همنوعان خود زندگی می‌کنند، زیر نظر خانواده، محله، دوستان، همکاران و سازمان‌های رسمی و قضایی قرار دارند. البته روشن است دو مکانیسم رسمی و غیررسمی جامعه بر رفتارها و هنجارها نظارت می‌کند.

انسان منتظر وظیفه خود می‌داند که بر هنجارهای اجتماعی نظارت کند و نگذارد هنجارها و معیارهای زندگی تغییر کند. این مکانیسم کنترلی به صورت نصح، خیرخواهی، امر به معروف و نهی از منکر، شکل اجرایی به خود می‌گیرد. قرآن کریم در مورد نظارت اجتماعی بر هنجارهای جامعه می‌فرماید:

«ولتکن منکم اُمّـتٌ یدعون إلی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و أولئک هم المفلحون؛ باید که از میان شما گروهی باشند که به خیر دعوت کنند و امر به معروف و نهی از منکر کنند. اینان رستگارانند.»
روشن است که ضرورت کنترل اجتماعی برای حفظ ارزش‌ها و هنجارها در جامعه، امری عقلی بوده و شرع مقدس نیز آن را مورد تأکید قرار داده است. امام باقر(ع) در مورد کارکردهای اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر چنین فرموده است:

«امر به معروف و نهی از منکر فرضیه بزرگ الهی است که بقیه فرائض با آنها برپا، راه‌ها امن، کسب و کار مردم حلال و حقوق افراد تأمین، زمین‌ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته می‌شود و در پرتو آن همه کارها رو به راه می‌گردد.»
مؤمن در چنین دورانی، منتظر محقّق ساختن آرمان‌های مهدوی است و یکی از مهم‌ترین آرمان‌های او رفع فساد، ظلم و تبعیض است. انسان منتظر با خودآگاهی از چنین اهدافی ضمن خودسازی، تهذیب نفس و امر و نهی خویشتن به جامعه نظر می‌افکند و هنگامی که ناهنجاری‌هایی را مشاهده می‌کند با درک وظیفه خطیر امر به معروف و نهی از منکر مشفقانه به اصلاح خویش اقدام می‌کند و از هیچ تلاشی در این زمینه فروگذار نخواهد کرد.
انسان منتظر با اتحاد روحی و هماهنگی درونی با ارزش‌های مهدوی که همانا تطهیر زمین از آلودگی‌ها و رفع انواع ظلم و ستم‌هاست با تلاش‌های فردی و گروهی وظیفه خود می‌داند که در جهت پیشگیری و درمان ناهنجاری‌های جامعه قدم بردارد. این‌گونه است که می‌تواند انحرافات اجتماعی را درمان کند.

اصلاح اجتماعی جامعه منتظر

انسان منتظر پس از ستیز و کنترل اجتماعی ناهنجاری‌ها در آخرین گام به اصلاح جامعه می‌پردازد.
مقصود از اصلاح در عرف علوم اجتماعی، نوعی تغییر اجتماعی در وضع موجود است؛ به طوری که چارچوب نظام اجتماعی تغییر پیدا نکند، ولی اگر تمامی زیربناها و بنیان‌های اساسی جامعه دگرگون شود به آن انقلاب گفته می‌شود.

آلن بیرو در شرح مفهوم «اصلاح» می‌نویسد: «واژه‌ای است جدید که یک ایدئولوژی و یا یک طرز تلقی سیاسی را مشخص می‌دارد. اصلاح‌طلبی اعتقادی است مبنی بر اینکه جامعه با دگرگونی‌های سطحی و تدریجی و همچنین با تصحیحی بطئی و پی‌درپی رو به بهبود می‌رود، بدون اینکه ساخت‌های اساسی مربوط به نظم مستقر، مورد تردید قرار گیرند».البته این واژه در اصلاح تعدیلی و اصلاح ساختاری نیز به کار رفته است و در این مقاله درمان و بهبود ناهنجاری‌های اجتماعی از نوع تعدیلی و ساختاری مورد نظر است.

گفتنی است که اصلاحات اجتماعی بر دو قسم است: یکی اصلاحات تعادلی که ریشه‌های بروز مشکل را از میان نمی‌برد و مصلحان اجتماعی به برقراری تعادل قناعت می‌کنند، دیگری اصلاحات ساختاری است که در این صورت دگرگونی در ارزش‌ها، امتیازات، رفتارها و نظام‌ها مطرح است و حیطه کار فقط به عرضه یک برنامه یا سیاست جدید منجر نمی‌شود.

اقداماتی که مؤمن منتظر درباره اصلاحات تعادلی انجام می‌دهد، عبارتند از: تلاش برای برقراری عبادات دینی، معاملات حلال، روابط اجتماعی با مردم، جلوگیری از ناهنجاری‌های اجتماعی نظیر سرقت، تعدّی به حقوق دیگران، زنا و اعمال منافی با عفّت در جامعه، عمل به دستورات اجتماعی و فردی شریعت، احترام به مقدسات دینی و …
اما اقداماتی که مؤمن منتظر درباره اصلاحات ساختاری انجام می‌دهد، زمینه‌چینی برای انقلاب عظیم جهانی امام مهدی(ع) است؛ یعنی نقد ساختارهای تبعیض‌آمیز در جامعه، مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی، ستیز با نابرابری‌های ظالمانه اجتماعی، در هم شکستن ساختار سیاسی ـ اجتماعی استبداد و استعمار، نفی سلطه جهانی و مبارزه قاطعانه با فرآیند جهانی‌سازی قدرت‌های جهانی و تعاون، همکاری و حمایت از مستضعفان در مقابل مستکبران و زورمداران عالم.

همه اقدامات بزرگ یادشده، یک شرط اساسی دارد و آن ایجاد نوعی خودآگاهی سیاسی و اجتماعی در میان توده‌های مردم است که می‌بایست همراه با تبلیغات دینی در سطحی باشد که ملت‌های مسلمان و مردم همه جهان را فراگیرد تا زمینه‌چینی برای اصلاحات ساختاری در بعد ناهنجاری‌های اجتماعی انجام گیرد. پیامبر اکرم(ص) وعده می‌کند که مردمانی از مشرق زمین، زمینه را برای اصلاحات اجتماعی مهدوی فراهم می‌کنند: «یخرج اناسٌ من المشرق فیوطّئون للمهدیّ یعنی سلطانه؛ مردمی از مشرق زمین به پا خیزند و زمینه را برای برپایی حکومت مهدی آماده سازند.»

...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

وبلاگ یا حسیــن مظلوم

وبلاگ محبان مهـــــدی عج

وبلاگ مدافعان حرم

شنبه 23 مرداد 1395  11:27 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
zaker7007
zaker7007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 2796
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مهدی و مهدویت

آخرالزمان در فرهنگ مهدویت

بی تردید، جز ذات بی پایان خداوندی که هم آغاز است و هم انجام، هر آغازی را انجام و هر شروعی را فرجامی است. زمان نیز مانند تمام مخلوقات الهی از این قاعده مستثنا نیست. روزگاری بر دنیا سپری شده که دیباچه کتاب زندگی دنیایی به شمار می آید و روزگاری نیز فصل پایانی این کتاب خواهد بود. برگه های پایان کتاب زندگی انسان در زمین «آخر الزمان» خوانده می شود.

آخر الزمان، اصطلاحی است که در فرهنگ اغلب ادیان بزرگ دنیا به چشم می خورد و به ویژه در ادیان ابراهیمی از برجستگی و اهمیت خاص برخوردار است. این اصطلاح معمولاً به روزگار پایانی دنیا و رویدادهایی که ممکن است در این بخش از زندگی جهان به وقوع بپیوندد، گفته می شود. ادیان بزرگ، درباره آخر الزمان پیش گویی هایی کرده اند. برای مثال در «انجیل» چنین آمده است «… و این را بدان که اوقات صعب در زمان آخر خواهد رسید، زیرا که مردم خود دوست و زرپرست و مغرور و متکبر و کفرگو و نافرمان والدین و حق ناشناس و بی دین و بی الفت و بی وفا و خبث کننده و بی پرهیز و بی حلم و با خوبان بی اعتنا و خائن و کم حوصله و عبوس خواهند بود و عیش را برخدا ترجیح می دهند. »

در معارف ارزشمند اسلامی این اصطلاح در دو معنای کلی به کار رفته است:

۱٫ مدت زمانی طولانی که با ولادت پیامبر اسلام(ص) آغاز و با شروع رستاخیز بزرگ پایان می یابد. از این رو آن پیامبر الهی را پیامبر آخر الزمان نیز نامیده اند.

۲٫ مدت زمانی که با ولادت واپسین جانشین پیامبر اسلام(ص) حضرت مهدی (عج) آغاز می شود. این گستره زمانی زمان غیبت و ظهور را در برگرفته، با شروع قیامت به انجام می رسد.

روایات اهل بیت (ع) نشان می دهد:

الف) با سپری شدن این دوران، بساط زندگی دنیوی برچیده می شود و مرحله ای جدید در نظام آفرینش آغاز می گردد.

ب) آخر الزمان خود به دو مرحله کاملاً متفاوت تقسیم می شود:

نخست دورانی که انسان به مراحل پایانی انحطاط اخلاقی می رسد و فساد و ستم همه جوامع بشری را فرا می گیرد و واپسین امیدهای بشری به ناامیدی می گراید و دیگر دورانی که عصر تحقق وعده های الهی است و با قیام مصلح جهانی آغاز می شود.

کلیات عقاید مربوط به آخرالزمان تقریباً از سوی همه فرقه های بزرگ اسلام پذیرفته شده است، ولی در خصوص وابستگی این تحولات به ظهور مهدی موعود و نیز هویت مهدی موعود اختلاف نظر وجود دارد. شیعیان دوازده امامی حضرت مهدی(ع) و حکومت جهانی او را حسن ختام حیات بشر در کره زمین و او را همان موعود امت ها می دانند. در نظر آنان با ظهور حضرت مهدی(عج) برخی از ائمه و نیکان و صالحان و نیز بدان و تبهکاران تحت عنوان «رجعت» به دنیا باز می گردند و زندگی دنیایی پایان می یابد.

با گلگشت در کلمات نورانی معصومان(ع) واژه هایی را می یابیم که بیانگر پیوند مهدویت و آخر الزمان است، این واژه ها عبارت است از:

امام صادق(ع) پیشوای ششم می فرماید: رسول گرامی اسلام(ص) به علی(ع) فرمود: آیا تو را بشارت ندهم؟ آیا تو را خبر ندهم؟ عرض کرد: بله یا رسول الله. آن حضرت فرمود: هم اینک جبرئیل نزد من بود و مرا خبر داد، قائمی که در آخر الزمان ظهور می کند و زمین را پر از عدل و داد می سازد، همان گونه که از ظلم و جور آکنده شده، از نسل تو و از فرزندان حسین(ع) است.

این تعبیر بیانگر حتمی بودن تحقق حوادثی است که پس از آن ذکر می شود.

عبدالله بن مسعود می گوید: رسول گرامی اسلامی(ص) فرمود: دنیا به پایان نرسد، مگر این که امت مرا مردی رهبری کند که از اهل بیت من است و به او مهدی گفته می شود.

و روشن است دنیا به پایان نمی رسد، مگر این که بخش پایانی اش (آخر الزمان) را پشت سرگذارد.

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود «قیامت برپا نمی شود تا آن که قیام کننده ای به حق از خاندان ما قیام کند، و این هنگامی است که خداوند به او اجازه فرماید، و هرکس از او پیروی کند، نجات یابد و هرکس از او سرپیچد، هلاک خواهد شد…»

رسول خدا(ص) فرمود: روزها منقضی نگردد، تا این که مردی از اهل بیت من برزمین حکومت کند که هم نام من است.

امیرمؤمنان(ع) بر فراز منبر در شهر کوفه چنین فرمود «اگر از دنیا بیش از یک روز باقی نماند، خداوند آن روز را چنان طولانی خواهد کرد که مردی از خاندانم برانگیخته شود.»

پیامبراکرم(ص) فرمود: هنگام پایان زمان و آشکار شدن فتنه ها، مردی هست که به او مهدی گفته می شود و بخشش بسیار دارد.

نشانه های آخر الزمان

این محدوده زمانی نشانه هایی دارد که اصطلاحاً «علائم آخرالزمان» خوانده می شود. علاوه بر اصطلاح رایج علائم آخر الزمان در فرهنگ مسلمانان، اصطلاح مشابه دیگری به نام «اشراط الساعه» وجود دارد. این اصطلاح که بیش تر نزد اهل سنت رایج است، به نشانه های وقوع قیامت اختصاص دارد، ولی روایاتی که ذیل این عنوان ذکر شده، نشان می دهد بسیاری از نشانه های آن چون نشانه های آخر الزمان است و می توان بسیاری از نشانه های آخرالزمان را نشانه های قیامت دانست.

هماگونه که اشاره شد، آخرالزمان به دو بخش متفاوت تقسیم می شود. براساس روایات، بخش اول بسیار دشوار خواهد بود. بخشی از مشخصه های این عصر عبارت است از:

پیامبرگرامی اسلام(ص) ویژگی های انسان های این دوران را این گونه بر شمرده است: زمانی بر مردم خواهد آمد که دینشان درهم هایشان خواهد بود و زنان، قبله هایشان، برای طلا و نقره، رکوع و سجود به جا می آورند. آ ن ها همواره در حیرت و مستی خواهند بود. نه بر مذهب مسلمانی اند و نه بر مسلک نصرانی.

رسول خدا(ص) فرمود: زمانی بر امت من می آید که در آن زمان، درون های مردم پلید می شود، ولی ظواهرشان به طمع مال دنیا آراسته می گردد.

به آن چه در پیشگاه خداوند است، دل نمی بندند، کارشان ریا و تظاهر است، خوف از خدا به دلشان راه نیابد و خداوند آن ها را به عذابی فراگیر دچار سازد.

آن ها چون انسانی در حال غرق شدن، خداوند را می خوانند، ولی خداوند دعایشان را مستجاب نمی کند.

یکی دیگر از ویژگی های دوران آخر الزمان، امتحاناتی است که انسان ها در این دوران پشت سر می گذارند. با این آزمون ها مردم به دو گروه کاملاً متفاوت تقسیم می شوند: موفق ها و ناموفق ها.

امیرمؤمنان علی(ع) درباره نجات یافتگان این دوران می فرماید: و آن زمانی است که از فتنه ها نجات نمی یابد، مگر مؤمنی که بی نام و نشان است. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند و اگر غایب گردند، کسی سراغ آن ها را نمی گیرد. آن ها برای سیرکنندگان در شب ظلمانی جامعه ما، چراغ های هدایت و نشانه هایی روشنند. نه مفسده جو هستند و نه فتنه انگیز، نه در پی اشاعه فحشایند و نه مردمی سفیه و لغوگو! اینانند که خداوند درهای رحمتش را به رویشان باز می کند و سختی ها و مشکلات را از آن ها برطرف می سازد.

...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

وبلاگ یا حسیــن مظلوم

وبلاگ محبان مهـــــدی عج

وبلاگ مدافعان حرم

یک شنبه 24 مرداد 1395  11:47 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
zaker7007
zaker7007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 2796
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مهدی و مهدویت

امام مهدی علیه السلام؛ آینه جمال و جلال الهی

 

رحمت عالمگیر نبوی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد سیره و روش فرزندشان امام مهدی علیه السلام می فرمایند: «قائم از نسل من است، نام او نام من، کنیه او کنیه من، سیمای او سیمای من و روش او روش من است. او مردم را بر دین و شریعت من استوار می دارد و آنها را به سوی کتاب خدای صاحب عزت و جلال فرا می خواند ...»
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رحمت برای جهانیان هستند.حرکت امام مهدی علیه السلام نیز در آخرالزمان مایه برکت و رحمت برای جهانیان خواهد بود. در حدیث لوح حضرت زهرا علیها السلام که حدیث قدسی (سخن خداوند) است، آمده است: «به درستی که من هیچ پیامبری را مبعوث نکردم، جز آنکه وقتی ایامش کامل و مدتش سپری شد، برای او وصی ای قرار دادم... سپس کامل کردم آن [سلسله اوصیا] را به فرزندش [فرزند امام حسن عسکری علیه السلام] رحمت بر عالمیان ... او دارای کمال موسی، شکوه عیسی و شکیبایی ایوب است.»

ظهور امام مهدی علیه السلام و قیام ایشان همانند رسول اکرم صلی الله علیه و آله پیام رحمت را برای جهانیان به همراه خواهد داشت و برای فریادرسی و دستگیری از مردم خواهند آمد. ایشان بهار دلها و خرمی روزگاران هستند

دستگیری از بندگان حتی دشمنان

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام نشان می دهد که آن بزرگواران تمام توان خود را به کار می گرفتند تا افراد بیشتری را به مسیر هدایت و رشد و کمال بیاورند و از آنها دستگیری کنند. این بزرگواران حتی دستگیر دشمنان خود نیز بودند. به طور نمونه برخورد امام حسن علیه السلام با فردی که دشمن اهل بیت علیهم السلام است، گواهی بر این مدعا است.5  امام مهدی علیه السلام نیز برای دستگیری و فریادرسی از مردم خواهد آمد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «از میان امت من مهدی قیام می کند، خداوند او را برای فریاد رسی مردمان بر می انگیزاند ...»

مهربانتر از مادر، دلسوزتر از پدر

ائمه اطهار علیهم السلام مظهر رحمت بی انتهای الهی هستند. امام رضا علیه السلام در قسمتی از یک حدیث طولانی در مورد جایگاه امام می فرمایند: «امام همدمی رفیق و پدری دلسوز و برادری همزاد و مادری نیکوکار نسبت به فرزند کوچکش و پناه مردم در مصیبتها و دشواری های عظیم است.»
امام مهربان ترین مردم در روی زمین است. امام صادق علیه السلام فرمودند: «... به خدا سوگند که من نسبت به شما، از خود شما مهربان تر و رحیم ترم... »
امام رضا علیه السلام فرمودند: «امام نشانه هایی دارد ... او نسبت به مردم از خودشان سزاوارتر است و بر مردم از مادران و پدرانشان دلسوزتر است ....»

منطقی ترین حکومت جهان

حکومت امام مهدی علیه السلام تکیه بر برهان و استدلال دارد. امام حسن مجتبی علیه السلام در سخنی از پدر بزرگوارشان امیر مؤمنان علی علیه السلام نقل کرده اند که ایشان فرمودند: «در آخر الزمان و سختی روزگار و جهالت مردمان، خداوند مردی را بر می انگیزاند که او را با فرشتگان تأیید می کند و یارانش را محافظت می نماید، و او را با آیاتش یاری می دهد و بر سرتاسر زمین مسلّط می گرداند ... او زمین را از قسط و عدالت و نور و برهان پر می کند...»

امام مهدی علیه السلام مانند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای هدایت و دستگیری مردم ظهور خواهند کرد. ایشان بعد از اتمام حجت با انکار کنندگان حجت خدا مبارزه می کنند و عدالت را در همه جا برقرار می کنند. حکومت ایشان محبوب تمام دلهاست

آینه غضب الهی بعد از اتمام حجت

خشم و غضب امام مهدی علیه السلام شامل کسانی می شود که در برابر منطق امام می ایستند و بر ظلم و فساد خود پافشاری می کنند. امام صادق علیه السلام دلیل ملقب شدن امام مهدی علیه السلام را به نقمت [برای دشمنان] چنین بیان می دارند: «حجت خدا بر آفریدگان تمام می شود تا همگان نسبت به دین، شناخت پیدا کنند و بر روی زمین کسی باقی نماند که دین به او ابلاغ نشده باشد. (در آن هنگام) حضرت قائمظهور می کند و سبب نقمت [عذاب] خدا و خشم و غضب او بر بندگان می گردد، زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمی گیرد مگر بعد از آنکه به انکار حجتش بپردازند.»
بنابراین امام مهدی علیه السلام بعد از اتمام حجت، با از میان برداشتن این افراد و پایان دادن به ظلم آنها که خواسته تمام مظلومان و مستضعفان در طول تاریخ است، عدالت را در جهان برقرار می کنند. امام صادق علیه السلام فرمودند: «... آگاه باشید! به خدا سوگند! به طور حتم، عدالت او داخل خانه های آنها خواهد رفت، همان گونه که گرما و سرما، چنین خواهد بود.»

حکومت بر دلها

این حکومت به گونه ای خواهد بود که رضایت تمام موجودات را به همراه خواهد داشت. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «شما را به مهدی بشارت می دهم او در امتم بر انگیخته خواهد شد... ساکنان زمین و آسمان از او راضی هستند.»پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «امت مهدی به او پناه می برند، همان گونه كه زنبور به دور ملكه خود می گردد...»
بنابراین امام مهدی علیه السلام مانند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای هدایت و دستگیری مردم ظهور خواهند کرد. ایشان بعد از اتمام حجت با انکار کنندگان حجت خدا مبارزه می کنند و عدالت را در همه جا برقرار می کنند. حکومت ایشان محبوب تمام دلهاست. در مقالات بعدی به ابعاد مختلف دولت کریمانه می پردازیم.

...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

وبلاگ یا حسیــن مظلوم

وبلاگ محبان مهـــــدی عج

وبلاگ مدافعان حرم

دوشنبه 25 مرداد 1395  10:40 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
zaker7007
zaker7007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 2796
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مهدی و مهدویت

فضيلت انتظار از نگاه امام رضا (ع)

 

حضرت رضا (عليه السلام) در روايات متعددي به موضوع فضيلت انتظار فرج اشاره كرده اند. در پاشخ پرسش شما، به سه نمونه آن اشاره مى كنيم :
الف. امام خطاب به حسن بن جهم مي فرمايد:
«أولست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ قلت: لا أدري إلاّ أن تعلّمني. فقال: نعم إنتظار الفرج من الفرج؛ آيا مي داني كه انتظار فرج (جزيي) از فرج است؟ گفتم: نمي دانم مگر اينكه شما به من بياموزيد. فرمود: آري انتظار فرج، جزيي از فرج است.
ب. حضرت رضا (عليه السلام) در روايت ديگرى مي فرمايد:
ما أحسن الصبر و انتظار الفرج أما سمعت قول العبد الصالح: «و ارتقبوا إنّي معكم رقيب» «وانتظروا إنّي معكم من المنتظرين» فعليكم بالصبر إنّما يجي ء الفرج علي اليأس و قدكان الذين من قبلكم أصبر منكم...
چه نيكوست صبر و انتظار فرج، آيا سخن بنده صالح خدا (شعيب) را نشنيدي كه فرمود: «و انتظار بريد كه من (هم)با شما منتظرم» و «پس منتظر باشيد كه من (هم) با شما از منتظرانم»، بر شما باد به صبر و بردباري؛ چرا گشايش بعد از نااميدي فرا مي رسد و به تحقيق كساني كه پيش از شما بودند از شما بردبارتر بودند.
ج. امام در روايت زيبايي فضيلت انتظار را اين گونه بيان مي كنند:
... أما يرضي أحدكم أن يكون في بيته ينفق علي عياله ينتظر أمرنا فإن أدركه كان كمن شهد مع رسول اللّه، صلي اللّه عليه و آله، بدرا، و إن لم يدركه كان كمن كان مع قائمنا في فسطاطه..؛ آيا هيچيك از شما خوش ندارد كه در خانه خود بماند، نفقه خانواده اش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد؟ پس اگر در چنين حالي از دنيا برود مانند كسي است كه به همراه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در (نبرد بدر به شهادت رسيده است. و اگر هم مرگ به سراغ او نيايد مانند كسي است كه به همراه قائم ما و در خيمه او باشد.

...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

وبلاگ یا حسیــن مظلوم

وبلاگ محبان مهـــــدی عج

وبلاگ مدافعان حرم

سه شنبه 26 مرداد 1395  12:11 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
zaker7007
zaker7007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 2796
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مهدی و مهدویت

امام زمان(عج) چه زمانی ظهور می‌کند

غلبه حضرت صاحب الامر(عج) و حکومت جهانى اسلام ممکن است به طور اعجاز و خرق عادت انجام یابد و ممکن است با فراهم‌شدن اسباب و علل ظاهرى باشد و ممکن است به هر دو نوع واقع شود، چنان‌ که پیشرفت و غلبه پیغمبر اکرم(ص) و قواى اسلام به هر دو نوع بود.

 

آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی در کتاب «پاسخ به ده پرسش» درباره عوامل زمینه‌ساز ظهور حضرت مهدی(عج) می‌نویسند: اما به طور اعجاز و خرق عادت، محتاج به توضیح نیست که حصول چنین غلبه مطلق براى آن حضرت، به خواست خداوند امرى است ممکن و معقول و با وعده‌هاى صریح و بشارت‌هاى حتمى که در قرآن مجید و احادیث متواتر داده شده، بدون شبهه حاصل خواهد شد و خداوند به مصداق آیه «کَمْ مِنْ فِئَه قَلیلَه غَلَبَتْ فِئَهً کَثیرَهً بِاِذْنِ الله»؛ چه بسیارند گروه اندکى که به اذن خداوند، بر گروه بسیارى چیرگى مى‌یابند.

 

آن حضرت(عج) اصحابش و عموم بندگان شایسته خدا را بر تمام ملل غالب و حاکم و وارث و مالک ارض قرار مى‌دهد و از لحاظ اسباب و علل ظاهرى هم اگر موضوع را بررسى کنیم، حصول چنین فتح و غلبه و تشکیل آن حکومت الهى ممکن و عملى خواهد بود، زیرا آن حضرت(عج) در موقعى ظهور مى‌کند که اوضاع و احوال اجتماعى و اخلاقى و سیاسى کاملاً مساعد باشد.

 

در آن موقع همه ملل از مدنیّت معنوى و اخلاقى محروم و دشمنى و کینه و ظلم و تجاوز، همه را نسبت به یکدیگر بدبین و از هم جدا ساخته و اتحاد، وحدت، همفکرى و همکارى، به کلى از میان بشر رخت بربسته و از اینکه کسى بتواند بدون مدد غیبى جامعه را رهبرى کند، همه مأیوس مى‌شوند و خلاصه همه با هم در مبارزه و جنگ و ستیز و همه از وضع خود ناراضى و از مکتب‌هاى مختلف که عرضه مى‌شود، ناامید بوده و منتظر تغییر رژیم و انقلاب و عوض‌ شدن اوضاع و کنار رفتن زمامداران خدانشناس و برداشته‌شدن مرزها و الغاى تجزیه‌ها و تقسیم‌ها هستند.

 

در یک چنین موقعیتى، حضرت صاحب الزمان ارواح العالمین له الفداء و اصحابش با نیروى ایمان و اخلاق حسنه و با نجات‌بخش‌ترین برنامه‌هاى عمرانى و اقتصادى و عدالت اجتماعى، براى انقلاب و دعوت به قرآن و اسلام قدم به میدان مى‌گذارند و آن نهضت الهى و دعوت روحانى را شروع مى‌کنند و مردم را به سوى خدا و احکام خدا و زندگى برابرى و برادرى، عدل و امنیت، صفا و وفا، راستى و درستى و نظم صحیح مى‌خوانند و خود و اصحابش، نمونه همه فضایل بشرى هستند و با نیروى ایمان و استقامت و پشتکار و همتى که مخصوص مؤمنان ثابت قدم است، هدف و مقصد خود را تعقیب مى‌کنند.

 

معلوم است این جمعیت با آن برنامه‌ها و وضع کار، در آن دنیاى پر آشوب و غرق در طوفان گرفتارى‌ها و فشارها، دل‌ها را به خود متوجه کرده و فاتح و پیروز و موفق مى‌شوند و هیچ نیرویى نمى‌تواند در برابر آن‌ها مقاومت کند.

 

و شاهد این حقیقت، همان ظهور رسول اکرم(ص) و پیشرفت سریع دین اسلام و فتوحات محیرالعقول مسلمین در قرن اول اسلام است، که یکى از علل ظاهرى آن پیروزى‌هاى پى در پى و درهم شکسته شدن ارتش‌هاى انبوه دولت شاهنشاهى ایران و امپراطورى روم، فساد اوضاع اجتماعى و ادارى ایران و روم بود که مردم این کشورهاى پهناور را براى قبول یک دعوت صحیح و حکومتى متکى به مبانى عدالت و مساوات آماده کرده بود.

 

مردمى که در برابر دستگاه‌هاى دیکتاتورى و استبداد بسیار خشن و غیر انسانى سلاطین و امراى خود، از بنده هم خوارتر بودند و از حقوق انسانى محروم شده بودند، مردمى که به هر کس و هر مقام نظر مى‌کردند، یک نقطه روشن در او نمى‌دیدند؛ نه فرهنگ داشتند نه اقتصاد، نه عدالت، نه امنیت و نه … و نه …

 

از آن همه تعظیم و نیایش و بشر پرستى و استعباد سلاطین خسته شده بودند و علاوه بر اینها ناراحت‌کننده‌ترین اختلاف طبقاتى نیز در بین آن‌ها حاکم باشد که مملکت متشکل شده باشد از اکثریت قریب به اتفاق محروم و استضعاف شده و جمعیت معدود برخوردار و اختیاردار و بى جهت عزیز …

 

مسلم است وقتى به گوش مردم چنین مملکتى صداى روحانى و آزادى بخش «تَعالُوا اِلى کَلِمَه سَواء بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاّ نَعْبُدَ اِلاّ اللهَ وَ لا نَشْرِکَ بِهِ شَیْئاً، وَ لا یَتَّخِدَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللهِ» برسد و آیه «اِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الاِْحْسانِ وَ ایتاءِ ذِی الْقُرْبى وَ یَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ»؛ همانا خدا فرمان به عدل و احسان و به عطا و بذل به خویشان امر مى‌کند و از کارهاى زشت و منکر و ظلم نهى مى‌کند.

 

و اعلان «یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَر وَ اُنْثى وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقیکُمْ»؛ اى مردم ما همه شما را نخست از مرد و زنى آفریدیم، آن گاه شعبه‌هاى بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید، بزرگوارترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شما است و آیات دیگر را بشنوند، با نهایت استقبال به آن ایمان آورده و راه را براى پیشرفت آن باز مى‌کنند.

 

مردمى که از ظلم و ستم و خودخواهى سلاطین و ستمکاران آن عهد، به جان آمده بودند، به طور قطع یک دعوت خدایى و یک بانگ گوش نواز توحیدى را که بر اساس عدالت و الغاى امتیازات و مساوى بودن آقا و نوکر، شاه و رعیت، سیاه و سفید، در برابر قانون و عدالت است قبول مى‌کند و از این جهت آنهایى که این دعوت برخلاف منافعشان بود، هر چه خواستند از آن جلوگیرى کنند یا مردم را مانع از گرویدن به آن شوند، نتوانستند، همه جا انقلاب مى‌شد و در همه جا رژیم ظالم و وضع سابق را محکوم مى‌کردند و اوضاع تغییر مى‌کرد.

 

اوضاع جهان براى قبول دعوت حضرت امام زمان مهدى(عج) که همان دعوت به اسلام و قرآن است، مطابق اخبار، به مراتب از اوضاع عالم در زمان بعثت پیغمبر(ص) آماده‌تر خواهد شد و همان طور که کلمه اسلام در آغاز ظهور اسلام به سرعت پیشرفت کرد و صداى توحید بر همه صداها غالب شد و اسلامى که در مقدارى از تاریخش منحصر به پیغمبر اکرم(ص) و على و خدیجه(س) بود، با فقدان وسایل در جهاد و دفع یورش مشرکان، بزودى موفق شد و لشکرهاى منظم مسلحى را که در دنیاى آن روز مجهزترین سلاح‌ها را در دست داشتند درهم شکست و نابود ساخت.

 

همین طور امام زمان(عج) نیز با اصحاب و یاورانش که از ابتدا کار به تعداد مجاهدین میدان جهاد بدر هستند، مى‌توانند دنیاى منقلب و ناآرام آن روز را آرام و مردم را چنان امیدوار به آینده درخشان و پر از خیر و رحمت و برکت کنند که در سریع‌ترین فرصت همه به دین اسلام گرویده آمادگى خود را براى قبول یک سازمان الهى اسلامى محکم و پایدار، در تحت سر پرستى امام عصر(عج) نشان دهند. وما ذلِک عَلَى اللهِ بِعزیز.

...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

وبلاگ یا حسیــن مظلوم

وبلاگ محبان مهـــــدی عج

وبلاگ مدافعان حرم

چهارشنبه 27 مرداد 1395  10:39 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
zaker7007
zaker7007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 2796
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مهدی و مهدویت

اشاره مستقیم قرآن به امام زمان (عج)

 

از دو دسته آیات قرآن، می توان برای وجود حضرت ولی عصر(عج) و ظهور آن حضرت استفاده کرد: البته باید دانست که قرآن به صورت کلی سخن می گوید و برای تشریح و تفسیر آن باید به سراغ آگاهان از حقایق قرآنی ـمعصومان(ع) ـ رفت که “الراسخون فی العلم” (آل عمران۷) هستند. به عبارت دیگر، وظیفه و مسئولیت روشنگری و بیان مقصود آیات قرآن به حجت های الهی واگذار شده است. (حدیث ثقلین، مستدرک حاکم، ج ۳ ، ص ۱۴۸، طبع داردالمعرفه، بیروت)

۱ ـ آیاتی که ضرورت وجود حجت الهی را در زمین بیان می کنند.

از نظر قرآن کریم، در طول تاریخ زندگی بشر، هیچ گاه زمین از حجت خدا خالی نبوده و خداوند برای هر امتی فردی مناسب را برگزیده تا انسان ها را در راه رسیدن به کمال مطلوب رهنمون باشند؛ چنان که خداوند سبحان فرمود: «إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ ۖ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» (به درستی که تو بیم دهنده ای و برای هر جامعه راهنمایی هست. رعد/۷)

پس همواره یک بیم دهنده و هدایتگر در جوامع انسانی حضور دارد که از جانب خدا برگزیده شده است. امام صادق(ع) در تفسیر آیه یاد شده فرمود: «در هر زمانی امامی از خاندان ما وجود دارد که مردم را به آنچه رسول الله آورده (دین اسلام) هدایت می کند». («و فی کل زمان امام منا یهدیهم الی ما جاء به رسول الله (ص) » (مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۳ ، ص ۵)
از مجموع این آیه و روایت، ضرورت وجود حجت الهی به عنوان هدایت گر در هر عصر، به خوبی فهمیده می شود.

دلیل دیگر بر ضرورت وجود امام معصوم در جامعه این است که قرآن مبین و مفسر لازم دارد و به جز امام معصوم کسی به تمام معانی و خصوصیات آیات قرآن از محکمات و متشابهات آگاه نیست. پس به حکم عقل قطعی پس از رسول، امام معصوم لازم است. (بانوی اصفهانی، سیده نصرت امین، مخزن العرفان در تفسیرقران، ج ۳، ص ۳۹، توضیح آیه ی ۴۴ ،نحل)

امامان معصوم(ع) مایه آرامش و امنیت هستی و واسطه فیض الهی هستند و نعمات و برکات خداوند متعال به واسطه آنها و به یمن حضورشان به انسان ها داده می شود، که اگر لحظه ای برکت وجودشان نباشد، زمین اهلش را فرو می برد. (در بحارالانوار، به مقوله ای لزوم وجود همیشگی رهبر آسمانی بر می خوریم. (مجلسی بحارالانوار، ج ۲۳ ، ص ۵۶))

اما این که مصداق این امام معصوم کیست و چه هویتی دارد،‌روایات فراوانی وارد شده که بیان می دارند این فرد امام مهدی(ع) فرزند امام حسن عسکری(ع) است و … . ( ر.ک: صافی، لطف الله، منتخب الاثر؛ طبرسی نوری، میرزا حسین، النجم الثاقب؛ مجلسی بحارالانوار)

۲ـ آیاتی که بشارت به حکومت صالحان و مومنان بر روی زمین می دهد:

براساس ده ها آیه از قرآن کریم موضوع ظهور حضرت مهدی(عج) قابل استناد است. تمرکز غالب این آیات بر بشارت به بندگان صالح و مستضعف برای بازستادن حق خود و رسیدن به قدرت و ایجاد یک حکومت واحد جهانی مبتنی بر حق و عدل و غلبه اسلام بر تمامی مکاتب و ادیان است. قرآن کریم از یک سو بیان می کند این بشارت در بعضی کتب آسمانی دیگر هم آمده است: «و همانا در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتیم که زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد». («وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ» ، انبیاء /۱۵۰)

از سوی دیگر این بشارت را به اراده خداوند استناد می دهد: «و خواستیم بر مستضعفان روی زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان گردانیم»(قصص/۵) این آیات بشارت به ظهور می دهند که در تفسیر آنها روایات زیادی وجود دارد.

در آیه ای دیگر خداوند حکومت و جانشینی مومنان و صالحان را به عنوان «وعده ی الهی» بر بندگان با ایمان خود بیان می کند و امنیت و آرامش را مژده می دهد: «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، وعده داده است که حتماً آنان را در این زمین جانشین (خود) قرار دهد و آن دینی را که بر ایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند و بیمشان را به امنیت مبدل گرداند تا مرا عبادت کنند و … ». (نور ۵۵)

:خداوند در آیه ۵۵ سوره نور می فرماید: «وَعَدَاللهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّنَّهُمْ فی الاَرْضِ کَما اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الِّذی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ اَمْناً یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَاٌولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»؛« [خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند وعده داده که آنها را به یقین خلیفه روی زمین کند، آن گونه که پیشینیان آنها را خلافت (روی زمین) بخشید، و دین و آیینی را که برای آنها پسندیده است پا برجا و ریشه دار سازد، و بیم و ترس آنها را به آرامش و امنّیت مبدّل کند، آن چنان می‏شود که تنها مرا می‏ پرستند، و چیزی را شریک من نخواهند کرد، و کسانی که بعد از آن کافر شوند آنها فاسقند]» . در این آیه با صراحت به مؤمنان صالح بشارت داده شده است که سرانجام حکومت روی زمین را در دست خواهند گرفت، و دین اسلام فراگیر خواهد شد، و ناامنی ها و وحشت ها به آرامش و امنّیت مبدّل می ‏گردد، شرک از سراسر جهان برچیده می‏ شود، و بندگان خدا با آزادی به پرستش خدای یگانه ادامه می‏ دهند، و نسبت به همگان اتمام حجت می شود، به گونه‏ ای که اگر کسی بعد از آن بخواهد راه کفر را بپوید، مقصر و فاسق خواهد بود. (مخصوصاً در بخش آخر آیه دقت کنید). گرچه این امور مهم که مورد وعده الهی بوده است در عصر پیامبر اکرم(ص) و زمانهای بعد از آن در مقیاس نسبتاً وسیعی برای مسلمین جهان تحقق یافت و اسلام که روزی در چنگال دشمنان چنان گرفتار بود که مجال کمترین ظهور و بروزی به آن نمی‏ دادند، و مسلمانان دائماً در ترس و وحشت به سر می‏بردند، سرانجام نه فقط شبه جزیره عرب، بلکه بخش های عظیمی از جهان را فرا گرفت و دشمنان در تمام جبهه‏ها شکست خوردند؛ ولی با این حال حکومت جهانی اسلام که سراسر دنیا را فرا گیرد و شرک و بت‏پرستی را به کلی ریشه کن سازد، و امنیّت و آرامش و آزادی و توحید خالص را همه جا گسترش دهد، هنوز تحقق نیافته است. پس باید در انتظار تحقق آن بود. این امر مطابق روایت متواتره در عصر قیام مهدی(ع) تحقق خواهد یافت، بنابراین یکی از مصادیق این آیه در عصر پیامبر(ص) و اعصار مقارن آن حاصل شد و شکل وسیع ترش در عصر قیام مهدی(ع) خواهد بود و این دو با هم منافاتی ندارد، و این وعده در هر دو مرحله باید تحقق یابد. (پیام قرآن ج ۹، حضرت آیت الله مکارم شیرازی).

همچنین در قرآن می‏ فرماید: «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّّّ الارْضَ یَرِثُها عِبادیَ الصّالِحُونَ» که مفاد ظاهر آن این است که: «و هر آینه ما در زبور بعد از ذکر نوشتیم که البته بندگان صالح من وارث زمین می‏گردند». این آیه از بشارت حتمی الهی خبر می‏دهد که شایستگان و صلحاء، وارث زمین و صاحب آن می‏شوند و چون در آیات قبل از این آیه از زمین خاصی سخنی به میان نیامده است لذا الف و لام «الأرض»، الف و لام عهد نخواهد بود چون ظاهر این است که مراد تمام زمین است. بنابر این، آیه خبر از روزگاری می‏ دهد که زمین و اداره آن در همه قاره ‏ها و همه مناطق و معادن آن در اختیار بندگان شایسته خدا درآید، چنانکه در آیات دیگر نیز همین وعده را فرموده است. مانند آیه: : «وَ نُریدَ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتَضْفِوُا فِی الْأَرْضِ وَ َنْجَعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ؛قصص/۵ و اراده کرده‏ایم که بر کسانی که در زمین ضعیف و ذلیل نگه داشته شده ‏اند منت گذارده و آنان را پیشوایان و وارثان زمین گردانیم»و… .

...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

وبلاگ یا حسیــن مظلوم

وبلاگ محبان مهـــــدی عج

وبلاگ مدافعان حرم

دوشنبه 22 شهریور 1395  4:41 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
zaker7007
zaker7007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 2796
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مهدی و مهدویت

اوضاع دینداری در آخرالزمان

 

زمانی بر مردم خواهد آمد که چهره شان چهره انسانی و قلوبشان قلوب شیطانی است. مانند گرگ های بیابانی خون می ریزند، از کارهای بد یکدیگر را نهی نمی کنند. اگر آنها را تبعیت کنی، تو را به تردید می اندازند.

واژه «آخرالزمان» یکی از واژه‌هایی است که بارها در روایات پیشوایان معصوم(ع) و متون ادیان الهی آمده است. آخرالزماننه فقط یک دوره زمانی خاص است، بلکه واقعاً به مرحله‌ای ویژه در پایان زمان اتلاق می‌شود. فهم زمانی دقیق و تعیین این دوره، بسیار سخت و بلکه ناممکن است.

به همین خاطر، ادیان به بیان خصوصیات این دوره پرداخته‌اند. البته به نظر می رسد آخرالزمان از چنان وسعت زمانی ای برخوردار باشد که بتوان مطمئن بود هنوز تا پایان زمان، راه درازی مانده است. چرا که پیامبر اکرم(ص) در ادیان الهی، پیامبر آخرالزمان معرفی شده است و زمان ظهور امام عصر(عج) نیز آخرالزمان بیان شده است و زمان وقوع قیامت هم آخرالزمان معرفی شده است. در متون دینی ما بارها عبارت آخرالزمان آمده است، در این میان ویژگی های متفاوتی از آخرالزمان ذکر شده که کنار هم قرار دادن آنها می تواند تصویر روشنی از آخرالزمان به ما بدهد.

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم درباره «دینداری در آخرالزمان» در یادداشتی می‌نویسد:

پیامبر اکرم اسلام(ص) فرموده اند: «یکون فی آخر الزمان عباد جهّال و قرّاء فسقه»؛ در آخر الزمان، پرستش گرانی نادان و قرآن خوانانی گناهکار (و فاسق) خواهد بود.

کتاب معارج الیقین فی اصول الدین نوشته شیخ محمد بن محمد سبزواری از قول پیامبر اکرم(ص) نقل می کند که فرمودند: گروهی از امّت من در آخرالزمان خواهند آمد که به مساجد می روند و دور هم می نشینند و در مسجد در مورد محبّت دنیا حرف می زنند. با آنها ننشینید.

همچنان که در مورد برخی علمای ریاکار آمده است: مردم را به آخرت ترغیب می کنند و خود به آن علاقه ای ندارند و مردم را به زهد در دنیا دعوت می کنند ولی خود زهد نمی ورزند.

در روایتی دیگر از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که روزی ایشان در جمع اصحاب خود به کودکی نگاه کردند و بعد فرمودند: وای بر فرزندان آخر الزمان به سبب پدرانشان. به ایشان عرض شد: به سبب پدران مشرک و کافرشان؟ فرمودند: نه! از پدران مسلمانشان که هیچ چیزی از واجبات را به آنها یاد نمی دهند و اگر آنها خود بخواهند فرا بگیرند نیز منعشان می کنند و به جای آن به کمترین چیز از دنیا برای فرزندانشان راضی می شوند.

پیامبر اکرم(ص) در روایتی در بیان حال همه مردم و نه فقط مسلمانان آخرالزمان می فرمایند: «زمانی بر مردم خواهد آمد که چهره شان چهره انسانی و قلوبشان قلوب شیطانی است. مانند گرگ های بیابانی خون می ریزند، از کارهای بد یکدیگر را نهی نمی کنند. اگر آنها را تبعیت کنی، تو را به تردید می اندازند، اگر برایشان حرف بزنی، تو را تکذیب می کنند و اگر از نزد آنها بروی، بد تو را می گویند. سنت الهی نزد آنان بدعت و بدعت نزد آنان سنّت است. انسان حلیم در چنین جامعه ای فریب خورده دانسته می شود و فریب دهندگان، انسان های حلیم معرفی می شوند. مؤمن بین آنها مستضعف است و فاسق و گنهکار، محترم… پناه بردن به آنها عین پشیمانی، عزتمندی با آنها عین ذلّت و خواستن از آنها عین فقر است.

ایشان در بیان دیگری می فرمایند: «زمانی بر مردم خواهد آمد که شکم هایشان خدای آنهاست و زنان قبله آنان و دینارهایشان دین آنان و شرفشان، متاع خرید و فروش آنهاست. از ایمان جز اسم آن و از اسلام جز آداب آن و از قرآن جز تدریس آن چیزی نمی ماند. مساجد آنها آباد و قلوبشان از هدایت ویران است. دانشمندانشان بدترین مخلوقات روی زمین محسوب می شوند. برخی در آخرالزمان قرآن می خوانند امّا قرآن به قلوب آنها راه ندارد.«لا یجاوز ایمانهم حناجرهم» یعنی ایمان از حنجره هایشان عبور نمی کند.

علاوه بر شاخصه ارزشمندی دنیا در زندگی مردم آخرالزمان که ناشی از کم توجهی آنها به آخرت می باشد، شاخصه دیگر این مردم، با توجه به روایات وارده، نجات یافتن عدّه ای در آخرالزمان از شر دنیا و گرفتاری های آن است. این افراد اگر چه در اقلیّت زندگی می کنند و همواره از هر جهت مستضعف اند، امّا در ایمان خود راسخ اند. در دینداری این گروه سه محور لحاظ شده است:

۱٫ ایمان به غیب: نگاه اینان به غیب، نگاهی ماورای این دنیاست و غیب در نظر اینان، نه یک مسأله معرفت شناختی بلکه یک حقیقت هستی شناختی است. همچنان که در برخی روایات، غیب را مسأله وجود حضرت بقیه الله الأعظم(عج) دانسته اند و ایمان آورندگان به غیب در آخرالزمان، ثابتان در امر غیبت حضرتش معرفی شده اند.

از همین جهت است که پیامبر اکرم اسلام(ص) در وصف این گروه از مردم آخرالزمان در روایتی به حضرت علی(ع) می فرمایند: یا علی! عجیب ترین افراد در ایمان و بزرگترین آنها در ثواب، قومی هستند که در آخرالزمان می آیند. پیامبر اکرم(ص) را ندیده اند و امام نیز از نظر آنها پنهان است و آنان در سیاهی به روشنی ایمان می آورند (یا از روی نوشته ها ایمان می آورند.

۲٫ سختی در دینداری: ویژگی دیگر مردم آخرالزمان، دینداری در آخر الزمان است که در روایات آمده است که توجه و تقیّد به دینداری جزء سخت ترین کارهاست و دینداران در نهایت مشقّت، دین خود را حفظ می کنند و البته خداوند نصرت خود را بر مقیّدان به دینداری در آخر الزمان فرو خواهد فرستاد.

۳٫ انتظار ظهور منجی: عقیده به ظهور منجی در عقاید اسلامی، وسعت فوق العاده ای دارد و به عنوان یک عقیده زیر بنایی شناخته شده است و تنها یک مذهب از مذاهب اسلامی معتقد به این امر نیستند بلکه در تمامی فرق اسلامی این بحث ریشه دارد به طوری که مردم آخرالزمان تشویق برای انتظار فرج گشته و عامل نجات از فتنه های آخر الزمان را فرج منجی خوانده اند.

پیامبر اکرم(ص) در سال دهم هجرت در غدیر خم در آن اجتماع بی نظیر که از سراسر بلاد اسلامی و از همه اقشار و صفوف حضور داشتند، ۴ بار نام مبارک آن حضرت را در خطبه معروف غدیر طرح نمود و فرمود: «… آگاه باشید که آخرین خلیفه از ما، قائم آل محمد(ص) است» و سپس در چند جمله پشت سر هم، صفات و ویژگی های آن حضرت را چنین تبیین فرمود: اوست غلبه کننده بر ادیان، انتقام گیرنده ظالمان، او فاتح دژها و منهدم کننده آنهاست. او وارث دانش ها و حاکم بر ادراکهاست. او ولی خدا بر روی زمین است و بالاخره او کسی است که تمام گذشتگان، ظهور او را پیشگویی کرده اند.

در مورد حتمی بودن ظهورش، حضرت محمد(ص) فرموده اند: اگر از زمان فقط یک روز باقی مانده باشد، خداوند مردی از اهل بیت مرا بر می‌انگیزد تا زمین را پر از عدل کند همچنان که از جور پر شده باشد.

...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

وبلاگ یا حسیــن مظلوم

وبلاگ محبان مهـــــدی عج

وبلاگ مدافعان حرم

سه شنبه 23 شهریور 1395  10:19 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
zaker7007
zaker7007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 2796
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مهدی و مهدویت

اذعان غرب به نقش قیام حسینی در مهدویت

 

اندیشه مهدویت در اسلام به ویژه روایت شیعی آن به دلایل گوناگونی مورد توجه و بررسی بسیاری اندیشمندان غربی قرار گرفته است، فارغ از هدف این متفکران از بررسی و اظهار نظر در این موضوع، مباحث مطرح شده از سوی این افراد حاوی نکات خاص و برجسته‌ای است که قابل تامل و دقت است، چرا که نوع نگاه غرب و اندیشمندان آن را به مفاهیم اسلامی و شیعی نمایان می‌­سازد، حجت‌الاسلام زهیر دهقانی آرانی از کارشناسان مرکز تخصصی مهدویت در ویژه‌نامه عاشورا و مهدویت در این زمینه می‌نویسد:

 

یکی از مباحثی که در این باره در ذیل مقالات متعدد نویسندگان غربی نمود دارد، نقش قیام امام حسین(ع) و حادثه کربلا در شکل­‌گیری و هدف‌دهی به اندیشه مهدویت نزد شیعه است. اکثر این پژوهشگران به ارتباط حرکت امام حسین(ع) علیه ظلم حاکمان و در نتیجه نقش شهادت او و یاران و همراهانش در پایه‌گذاری اولیه مفهوم مهدویت در سیر تکاملی اندیشه شیعی مورد اذعان قرار داده‌اند و حتی انتقام گیری مهدی(عج) از خون شهید کربلا را از جمله اهداف مهم قیام ایشان دانسته‌اند.

 

از آنجا که دقت در نوشته‌های این اندیشمندان هم ما را در دریافت نوع نگاه ایشان به این دو مفهوم بنیادین راهنمایی می‌کند و هم می‌تواند به نوعی ما را از اشکالات خود در طرح این مباحث آگاه کند، این نوشتار تنظیم شده است. به این منظور ارتباط این دو مفهوم در نگاه چند اندیشمند و نویسنده غربی که عمدتاً این مطالب را در همایش‌ها و مجلات معتبر مطرح کرده‌اند، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

روحیه انقلابی شیعه برپایه اندیشه بنیادین مهدویت شکل گرفته است و این دیدگاه است که انتظار طولانی مدت و بازگشت نهایی دوازدهمین امام شیعه برای شکل دادن عصر جدید را تبیین می‌کند

 

*مهدویت و تأثیر آن بر بیداری اسلامی

 

جفری هالورسون و استیون کرمن در مقاله‌ای با نام «ایران و مصر: یک روایت از دو داستان» به بررسی تفاوت‌های انقلاب مصر و ایران می‌پردازند و در خلال این بررسی به پیش زمینه‌های اعتقادی مردم این دو کشور اشاره می‌کنند. این دو محقق دو اندیشه «مهدویت» و «کربلا» را به عنوان دو برگ برنده اندیشه شیعی و باعث موفقیت انقلاب ایران معرفی می‌کنند، ایشان در تبیین نقش اندیشه اول می‌نویسند:

 

روحیه انقلابی شیعه برپایه اندیشه بنیادین مهدویت شکل گرفته است و این دیدگاه است که انتظار طولانی مدت و بازگشت نهایی دوازدهمین امام شیعه برای شکل دادن عصر جدید را تبیین می‌کند. شیعه به خلاف اهل سنت، حکومت دیگران را نامشروع می‌داند و تنها به حسب ضرورت حکومت فقیهان آشنا به احکام الهی را می‌پذیرد. اگرچه اندیشه مهدویت در دیدگاه اهل سنت هم وجود دارد ولی اهمیتی کمتر و اختلافات اساسی با دیدگاه شیعه دارد.

 

کربلا و قیام امام حسین(ع) دومین موردی است که مورد توجه این دو نویسنده قرار گرفته است. ایشان با ذکر دیدگاه شیعه در مورد قیام و شهادت امام حسین(ع) و تأثیر شگرف آن بر نپذیرفتن حکومت ظالمان می‌نویسند:

 

این حادثه موجب ایجاد اندیشه بنیادین در شیعه شد که مرگ بهتر از زندگی تحت حکومت ستمگران و قدرت‌های کافر است…. این اندیشه در طول تاریخ همراه با شیعه بوده و چنین عاملی باعث شده که حکومت ایران کشورهایی مانند اسرائیل و امریکا و حتی برخی کشورهای همسایه خود را در نقش یزید دانسته و با آن‌ها مقابله کنند، در طرف مقابل جامعه سنی، حادثه عاشورا را تنها حادثه‌ای تراژدیک و سوزآور که در آن نوه پیامبر اسلام کشته شده می‌بینند و نه حادثه‌ای تأثیرگذار در عرصه سیاست.

 

در آخر این دو محقق نتیجه می‌گیرند که ماهیت انقلاب مصر با انقلاب شیعی ایران با وجود برخی شباهت‌ها، تفاوت‌های بنیادین دارند و نباید از آن‌ها غافل ماند.

 

*بنیان اندیشه قیام حسینی و مهدوی در سیاست مذهبی شیعه

 

بدون شک در نظر ما، هم امامان و هم پیروان آن‌ها انتظار آینده‌ای پیروز برای امامی را می کشیدند که در حرکتی که حسین در آن شکست خورده بود، موفق می‌شود

 

نویسنده دیگری با نام یهزکل لانداو در مقاله‌ای با نام «مهدویت در شیعه و مسیحاگرایی در یهودیت، ترکیب سیاست و دیانت» که در سمینار هارتفورد ارائه داده است، به نقش تفکر عاشورا و شهادت امام حسین(ع) در ارائه و تکمیل دیدگاه مهدویت نزد شیعه اشاره می‌کند. بخشی از کلام او که متضمن این کارکرد است، در زیر بیان می‌شود:

 

آخرین پیامبر -محمد- و امامان پس از او، آمدن مهدی و صبر و انتظار در جامعه را در روایات گوشزد  کردند. بدون شک در نظر ما، هم امامان و هم پیروان آن‌ها انتظار آینده‌ای پیروز برای امامی را می کشیدند که در حرکتی که حسین در آن شکست خورده بود، موفق می‌شود و قدرت را برای خود و جامعه‌اش به دست می‌آورد. انتظارات چنینی می‌توانست بسیار خطرناک باشد و در نتیجه امامان باید این امید را بدون برافروختن تعصب در پیروان خود و ایجاد انقلاب‌های مسلحانه زنده نگه می‌داشتند.

 

از این رو مکتب فکری ماورایی و کلامی مهدی در طول زمان شکل گرفت. تولد، غیبت و بازگشت او فراتر از دانش هر انسان معرفی شد و حتی برای پیروان امامان، اندیشیدن در این امور حرام و غیر مشروع بود و نه تنها نام او مخفی بود، بلکه برای اشاره به وی از القابی مانند القائم، حجت آل محمد، صاحب الزمان و البته مهدی استفاده می‌شد.

 

شیعه معتقد است مهدی می‌آید تا مأموریت حسین –شهید بزرگ کربلا- را تکمیل کند و بر اساس این اعتقاد رایج، او در یکی از روزهای عاشورا –دهمین روز از محرم(اولین ماه در سال قمری)- که مصادف با کشته شدن حسین بن علی است، ظهور می­کند. او در مکه –مقدس‌ترین شهر اسلامی- پدیدار می‌شود، ولی حکومت خود را در کوفه –جایی که علی کشته و دفن شده و در نزدیکی کربلا و حرم حسین است- بنا می‌گذارد.

 

این نویسنده به عقیده شیعه در مورد رجعت امام حسین(ع) در آخر الزمان نیز اشاراتی می‌کند و می‌نویسد: دیانت شیعی نمی‌تواند آخرالزمانی بدون پیامبر، علی و دو فرزندش -حسن و حسین- بپذیرد و براین اساس بازگشت و رجعت حسین برای انتقام خون خود از همان آغاز وعده داده شده است. در نتیجه مهدی و حسین دو نماد و الگوی همگام با یکدیگر، در نمایش پایانی جهان در منابع شیعی معرفی شده‌اند که در بسیاری از آن‌ها پیامبران و فرشتگان دیگر نیز همراه مهدی هستند. «[او] اولاً برای انتقامجویی و ثانیاً با نقشی مسیحاگونه از جانب پروردگار می‌آید تا عدل و انصاف را در زمین برقرار سازد»…. [بنابراین] نزد شیعه ابعاد عبادی و سیاسی مهدویت به صورت جدایی ناپذیری درهم آمیخته است. تمامی عالم وجود، با حسین در مرکز آن به عنوان مفهوم مقدس «عبد فدا شده» با نمادگرایی فراتاریخی که درد و رنج اجتماعی را به پیروزی رهایی بخش تبدیل ساخته است.

 

وی در ادامه به نقش این تفکرات و باورها در انقلاب اسلامی ایران و نیز شکل‌گیری حزب‌الله لبنان می‌پردازد که در جای خود قابل تأمل و دقت است.

 

*اندیشه مهدویت و نقش آن در قدرت گرفتن ملل شیعی

 

در مقاله دیگری که دکتر تیموتی فورنیش در ژانویه ۲۰۱۱ برای مؤسسه اینگما -به هدف بررسی اهداف ایران از هسته‌ای شدن و نقش اعتقاد به مهدویت در این زمینه- تهیه کرده است، به طور تفصیلی به بحث مهدویت و نگاه دو طایفه شیعه و اهل سنت به آن پرداخته است. جالب آن است که در این مقاله بسیاری اطلاعات دقیق علمی در موضوع مهدویت – مانند احادیث خاص پیامبر در مورد مهدی(عج)، نظر ابن خلدون در این باب، علائم ظهور مانند دجال و سفیانی و…- بیان شده که توجه پژوهشگران غرب را به این مقوله نشان می‌دهد.

 

نویسنده در بخشی از این مقاله به دیدگاه شیعه در مورد امامت و نیز حادثه غم‌انگیز کربلا و نقش آن در شکل‌گیری تفکر شیعی می­پردازد و جالب آن است که اعتقاد شیعیان به وجود امام دوازدهم و فرزند برای امام حسن عسکری(ع) را از ابداعات ابوسهل نوبختی و برای حفظ جامعه شیعی می‌شمارد. پس از آن وی به نقش این باور و اعتقاد به غیبت و ظهور او در جامعه شیعی و نیز قیام‌های برخاسته از این اعتقاد اشاره می‌کند و اعتقاد به مهدویت را به عنوان قدرت و عنصر سیاسی و مذهبی بسیار مهمی در طول تاریخ می­‌داند.

 

نکته بسیار قابل توجه در کلام این نویسنده آن است که قیام‌های برخاسته از این تفکر در اهل سنت را بسیار بیشتر از جامعه شیعی می‌داند که دو دلیل بر این مسأله می‌شمارد: اول آنکه اهل سنت فاقد ساختار «مرجعیت» -آنگونه که در شیعه دوازده امامی است- هستند که این ساختار شیوه بیان و استنباط احکام را در دو مذهب متفاوت کرده است و دوم آنکه شیعه فرد خاصی با ویژگی‌های مشخص را به عنوان مهدی می‌شناسد حال آنکه جامعه سنی چنین نیست و هر کس ممکن است خود را مهدی و دارای وظیفه الهی برای نجات بشر بشمارد. (چنانکه این اعتقاد در مورد افرادی مانند اسامه بن لادن وجود داشته است).

 

در ادامه نویسنده به نقش این اندیشه بر جامعه شیعی ایران در دستیابی به قدرت هسته‌ای می‌پردازد که به دلیل عدم ارتباط با موضوع این نوشتار، از ذکر آن خودداری می‌شود.

 

یک محقق فرانسوی نقش امام خمینی(ره) را در ارائه نظریه ولایت فقیه به عنوان نظریه‌ای برای الگوسازی برای حکومت با پشتوانه اندیشه مهدویت را گوشزد می‌کند

 

*بازگشت مهدویت سیاسی

 

در مقاله دیگری با عنوان «بازگشت مهدی‌گرایی سیاسی» جین پیری فیلیو -محقق فرانسوی- به نقش اساسی اعتقاد به مهدی(عج) در فرقه‌ها و حرکت‌های مختلف شیعه می‌پردازد. در بخشی از مقاله، نویسنده به بررسی دیدگاه شیخ مفید به عنوان یکی از بزرگترین عالمان شیعه در رابطه با مهدویت می‌پردازد. او می‌نویسد:

 

شیخ دقیقاً زمان انتهای غیبت را نمی‌دانست، ولی به روایاتی که اشاره به ظهور مهدی در یکی از روزهای عاشورای سال قمری داشتند اعتماد داشت، باید توجه داشت که امام حسین فرزند علی در سال ۶۸۰ در دهمین روز محرم به شهادت رسیده بود که در این روز جوامع شیعی به سوگواری می‌پردازند.

 

نویسنده این مقاله در ادامه به انقلاب اسلامی ایران هم اشاراتی می‌نماید و نقش امام خمینی در ارائه نظریه ولایت فقیه به عنوان نظریه‌ای برای الگوسازی برای حکومت با پشتوانه اندیشه مهدویت را گوشزد می‌کند.

 

*مسیحاگرایی و نقش آن در انقلاب‌های شیعی

 

آخرین مقاله که در اینجا مورد بررسی قرار می‌گیرد، مقاله‌ای با نام «مسیحاگرایی در هلال شیعی» است که توسط  دیوید کوک در آوریل ۲۰۱۱ در مجله مؤسسه آمریکایی هادسون که عمدتاً به تحقیقات در مورد اسلام و کشورهای اسلامی می‌پردازد، نوشته شده است. در این مقاله نویسنده به نقش اندیشه مسیحاگرایی در انقلاب‌های کشورهای اسلامی و به ویژه کشورهایی که شیعیان در آن‌ها حضور مؤثر دارند، می‌پردازد. در قسمتی از این مقاله آمده است:

 

در میان همه رخدادهای دهه هفتاد میلادی، انقلاب اسلامی در ایران به عنوان مهمترین نمایش مسیحاگرایی معاصر قابل دقت است… اعتقاد رایج چنین است که انقلاب ایران به خودی خود رویدادی آخرالزمانی بوده است که در سال ۱۴۰۰ هجری صورت گرفته است و خمینی به طرز ماهرانه‌ای از احساسات منتظرانه مردم برای بسیج علیه شاه استفاده برده است. به عنوان مثال او انقلاب را به عنوان نمادی از مبارزه علیه نیروهای شیطانی یزید (شاه) توسط نیروهای الهی حسین (انقلابیون ایران) شکل داد. در نتیجه او در ذهن بسیاری از مردم نبرد کربلا را در آخرالزمان با استعاره‌ای مسیحایی به نمایش گذاشت، اگر چه خمینی مراقب بود هیچ گاه خود را به صراحت به عنوان امام دوازدهم معرفی نکند، ولی مدعی عناوینی افتخارآمیز مانند «امام خمینی» برای خود بود که هم عنوان امام دوازدهم را تداعی می کرد و هم پیروان وی از نمادها و ادبیات مسیحایی و مقدس برای شخصیت رهبر انقلابی خود استفاده می‌کردند.

 

وی در ادامه به الهام‌گیری حزب‌الله لبنان از اندیشه حسینی و مهدوی نیز می‌پردازد و چنین می‌نویسد:

 

در حالی که حزب‌الله معمولاً از معانی استعاره‌ای که در روایات شیعه آمده، استفاده می‌کرد -به عنوان مثال حسین شهید اغلب توسط حزب الله به عنوان مدل انقلابی برای شبیه‌سازی حرکت خود مورد استفاده قرار می‌گرفت- نظریه‌پردازان این جنبش ابتدا تأکید کمتری بر الهام‌گیری از باور به مهدی داشتند تا آنکه برخی کتاب‌های چاپ شده در بیروت و نیز جنگ حزب الله با اسرائیل باعث ورود این ادبیات آخرالزمانی به اندیشه‌های این جنبش شد.

...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

وبلاگ یا حسیــن مظلوم

وبلاگ محبان مهـــــدی عج

وبلاگ مدافعان حرم

چهارشنبه 24 شهریور 1395  4:37 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها