شمارهٔ ۱۲۷ - در مرثیهٔ امیر رشید الدین اسد شروانی
لاجرم ز ابلق چربآخور چرخ
مهر و مه بود چو جوزا دو بدو
اسدا کنون چو اسد بر فلک است
به خدائی که فرستاد از عرش
به خدائی که اسد را به بهشت
که به شروان ز دلم سوختهتر
علم الله که ز من غمزهدهتر
اشکها راندم و گر حاضر می
لیک چون من به همه شروان کیست
ز آن همه ریزه خوران یک کس نیست
لیکن از گفتهٔ خاقانی ماند
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
دوشنبه 2 فروردین 1395 11:28 AM
تشکرات از این پست