0

اسم من «كره» است!

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اسم من «كره» است!

با عسل ذات الريه را رفع مي‏كنم.براي از بين بردن جوشهاي جلدي از من اسستفاده بريد. زياده روي در خوردن من، معده را خراب و ضعيف مي‏كند. به علت داشتن ويتامن «د» ضد نرمي استخوان هستم. از فساد دندان جلوگيري كرده، مانع امراض جلدي هستم!
فارسي من كره و مسكه است، اعراب به من «زبد» گويند. وقتي مرا حرارت داده و ذوب كنند، تا آب آن خارج شود، به آن روغن خوراكي و عده‏اي روغن حيواني گويند، ولي نبايد روغن حيواني را با چربي حيواني مثل پيه، دنبه، پيه خوك و چربي بدن گاو اشتباه كرد. چه اين چربيهاي حيواني به دلايلي كه در اين قسمت خواهيد ديد، براي كبد كه سكان كشتي بدن انسان است زيان آورند و برعكس روغن حيواني كه ذوب شده من است، نه تنها مضر نيست بلكه منافع بسيار دارد.
برادر من سرشير است كه به آن اين روزها بيشتر خامه مي‏گويند و چون ما دو برادر خواص مشترك داريم اجازه مي‏خواهم خود را يكجا معرفي كنيم. چربيها بطور كلي جزو ساختمان سلولهاي بدن و اعصاب بوده و باعث نرمي آنهاست و جزو غذاهاي نيرو بخش بوده و ضعيفترين آنها دو برابر قويترين قندها نيرو بخش است. چربيها براي تكميل خاصيت نيروبخش مواد قندي نهايت لزوم را دارند، و كساني كه به زوربازو و نيروي بيشتري احتياج دارند، مانند جوانان و كارگران و همچنين كساني كه در نواحي سردسير زندگي مي‏كنند، حتما بايستي مواد چربي را به جيره غذايي خود اضافه كنند، ولي در مصرف مواد چربي بايستي هميشه متوجه نكات زير باشند:
1- تنها با خوردن مواد چربي مي‏توان حرارت و نيروي لازم را براي بدن تهيه كرد، زيرا چربيها در بدن انسان خود به خود نمي‏سوزند، بلكه همراه با مواد قندي سوخته و حرارت مي‏دهند. نيروي حاصله از مواد چربي زياد است، دير مي‏سوزند و قدرت توقف آنها در بدن بيشتر از مواد ديگر است، و چون حرارت فوري نمي‏دهند، براي ورزشكاران و كساني كه كارهاي سخت دارند مناسب نيست. و بر عكس براي كارگران كه كار مداوم دارند مناسب ترند.
2- چربيها مي‏توانند به مقدار زياد در سلولهاي بدن ذخيره شوند، يك مرد بالغ معمولا 13 درصد و يك زن 20 درصد وزن خود چربي دارد. اين چربيها كه بين پوست و گوشت ذخيره مي‏شوند، از خوردن مواد قندي ساخته مي‏شوند و به جرأت مي‏توان گفت، خوردن چربي كسي را چاق نمي‏كند.
3- تنها با مصرف مواد قندي نمي‏توان نيروي لازم را براي حرارت بدن به دست آورد، چه در اين صورت بايستي مواد قندي را زياد مصرف كرد و همين امر سبب مي‏شود كه دستگاه گوارش دچار اختلال شده، و شخص مبتلا به يبوست و نفخ گردد، و از طرفي مصرف زياد چربي سربار كبد بوده، و آن را كه انسان سي درصد حرارت لازم را از مواد چربي و هفتاد درصد ديگر را از مواد ديگر بگيرد، و براي محاسبه كافي است كه هر شخص بالغ روزانه يكهزارم وزن بدن خود روغن مصرف كند، يعني شخصي كه 75 كيلو وزن دارد، هفتاد و پنج گرم، يعني به يك سير روغن احتياج دارد.
4- معمولا غذايي كه با روغن تهيه شوند، خوشمزه‏تر بوده و انسان آنها را با اشتها مي‏خورد، ولي نسبت به غذاهاي خيلي چرب هم زده شده، اشتهاي خود را از دست مي‏دهد.
هضم چربيها
هضم چربيها در بدن به ذوب شدن و بعد ممزوج شدن آنها با آب مربئط است، يعني چربيها تا زماني كه ذوب نشده و با آن ممزوج نشوند، قابل هضم و جذب نيستند، و روي همين اصل هضم آنها متناسب با نقطه ذوب آنهاست، يعني هر چه روغن نقطه ذوبش پايين‏تر باشد، زود هضم‏تر است و به همين جهت است كه ما (كره خامه) و روغنهاي مايع زودتر از چربيهاي سفت مانند پيه، دنبه، پيه خوك و چربي دن گاو قابل هضم مي‏باشيم و فشارمان روي كبد كمتر از آنهاست.
چربيهاي حيواني كه نقطه ذوبشان بالاتر از 37 درجه است، سنگين بوده و به آساني هضم نمي‏شوند و حتي ممكن است هضم نشده، و به اشكال از روده‏ها خارج شوند.
ممزوج شدن با آب
دومين مرحله هضم چربيها ممزوج شدن آنها با آب است. ما (كره و خامه) چون با آب ممزوج و مخلوط مي‏باشيم، از اين جهت فشاري بر روي كبد نداريم و از اين نظر بر روغن حيواني هم كه ذوب شده خود با آب احتياج به مواد ممزوج كننده دارد و اين مواد در بدن انسان املاح صفراوي مي‏باشند، و مبتلايان ببه كيسه صفرا نمي‏تواند آنها را مصرف كنند و بايستي حتما از كره و خامه استفاده كنند.
منافع كره و خامه
ما بعد از روغن ماهي بزرگترين منبع ويتامينهاي «آ» و «د» هستيم و چون ذائقه انسان روغن ماهي را نمي‏پسندد و در تابستان اصولا مطبوع نيست، لذا مي‏توانيم ادعا كنيم كه بهترين منبع اين دو ويتامين مي‏باشيم و بعلاوه داراي ويتامين «ث» و و يتامين «اف» نيز هستيم.
ويتامين «آ» ضد بيماري شبكوري است، اين بيماري از زمان بقراط شناخته شد، مرضي كه هنگام شب انسان را كور مي‏كند و هميشه با خرابي چشم همراه است. پس از بقراط دو هزار سال وقت لازم بود تا انسان قرن بيستم كشف كند كه اين بيماري نتيجه كمبود اين ويتامين موجب توقف رشد جوانان مي‏گردد، و به همين مناسبت است كه در طول تاريخ كمبود اين ويتامين هميشه خطرات عظيم و مرگبار داده است. در چين و ژاپن اين بيماري در گذشته به صورت يك بيماري بومي وجود داشته و مانع رشد و نمو ساكنان آنها شده، و انبوهي از آنها را دچار كوري كرده است، ولي پس از كشف اين ويتامين، اين بيماري از آنجا رخت بر بسته و ريشه‏كن شده است.
ارتباط نابينايي با گرسنگي خيلي زودتر از كشف ويتامينها شناخته شده و حكماي سنتي ايران همواره مردم را به خوردن لبنيات تشويق كرده، و بسياري از بيماريها مخصوصا امراض جلدي را با تجويز كره و خامه درمان مي‏نمودند.
خصوصا خوردن كره را با عسل بطور صبحانه توصيه كرده و معتقد بودند كه خوردن آن آعسل گواراتر، مفيدتر و زود هضم‏تر است، محمد بن زكرياي رازي ما را معزي و مملس مي‏داند، يعني تعزيه كننده و به غذايا دوايي مي‏گويند كه داراي رطوبت و چسبندگي باشد و منافذ جدار معده را پر كند و چون ما (كره و خامه) با آب سازگار بوده، و از رطوبت فرار نمي‏كنيم، مي‏توانيم به آساني روي پرزهاي معده را بپوشانيم. مملس به غذا يا دوايي گفته مي‏شود كه جدار معده و روده‏ها را روغن زده و نرم نمايد و اگر بخواهيد اين دو اصطلاح را بطور ساده بان نماييد، بايد بگوييد كه كره و خامه جدار معده و روده‏ها را گريسكاري و روغن مالي كرده، نرم و لطيف ساخته مانع خراب شدن آنها مي‏شوند و اين خاصيت در بين روغنها فقط در كره و خامه و شيره بادام موجود است، و ساير روغنها چون با آب سازگار نيستند، و از رطوبت فرار مي‏كنند، چنين خاصيتي را نداشته ببه سرعت رد شده و پس از هضم و تغيير ماهيت جذب مي‏شوند. ما كمي ملين بوده و خوردن ما با غذا به هضم آن كمك كرده و ضمنا اشتها به پرخوري را كم مي‏نماييم. به علت داشتن ويتامين (د) ضد نرمي استخوان هستيم و از فساد دندان جلوگيري مي‏نماييم و نيز به علت داشتن ويتامين «اف» ضد امراض جلدي مي‏باشيم، و به همين جهت پزشكان سنتي ايران ما را بهترين داروي قوبا (جوشهاي جلدي كه منشأ عصبي دارند) مي‏دانستند. ما زبري و خشونت پوست را از بين مي‏بريم و جذب آن را براي پوست آسان مي‏كنيم. ما بر خلاف جربيهاي سفت حيواني، كبد را خراب نمي‏نماييم. در يك رژيم غذايي خوب انسان بايستي نصف چربي مورد نياز خود را از روغنهاي گياهي و نصف ديگر آن را از ما بگيرد و حتي المقدور از خوردن چربيهاي حيواني سفت، يعني پيه، پيه خوك و چربي بدن گاو اجتناب نمايد.
من ملين، باز كننده معده، صاف كننده آواز و نرم كننده قصب الريه، حلق و سرفه خشك مي‏باشم. با عسل جهت ذات الجنب و ذات الريه تجويز مي‏شوم، خوردن ما با عسل و دانه خشخاش اشخاص لاغر را فربه مي‏نمايد و با ميوه‏هاي گس اسهال را بند مي‏آورد. ماليدن من بريدن، باعث تغذيه پوست است و براي فرورفتن ورمها، مخصوصاورم بنا گوش مفيد است. چنانچه مرا گرم كرده گرما گرم روي محل نيش حشرات و افعي بگذاريد، درد آن را تسكين مي‏دهم، و ماليدن من بر لثه جهت تسريع در بيرون آمدن دندان اطفال سودمند مي‏باشد، براي معالجه جرب خشك و جوشهاي جلدي ابتدا بدن را با آب سرد بشوييد و بعد مقداري كره به آن بماليد و لباس پشمي بر تن كرده، در محل گرم بمانيد تا عرق كنيد و نتيجه آن را ببينيد. ضماد من با سورنجاني كه نرم كوبيده باشند، جهت قطع دكمه بواسير به تجربه رسيده است، و براي اين كار كره هرچه كهنه‏تر باشد مفيدتر است.
زياده روي در خوردن ما، معده را خراب و ضعيف مي‏كند و اشتها را سد مي‏نمايد.
زبان خوراكيها جلد دوم دكتر غياث الدين جزايرى

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

چهارشنبه 8 دی 1389  5:37 PM
تشکرات از این پست
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اسم من «كشك» است!

فارسي من كشك است به من پينو و پينوگ هم مي‏گويند. تركي من قروت بوده و عربي من اقط بر وزن كبد مي‏باشد. براي تهيه من و برادرم قره قروت دوغ ترش شده را در مشك مي‏ريزند تا تمام چربي آن كه كره مي‏باشد جدا گردد. بعد باقيمانده دوغ را مي‏جوشانند تا غليظ شود، سپس آن را روي پارچه صاف مي‏كنند تا آب آن گرفته شود و باقيمانده را كه روي پارچه مانده است، به صورت گلوله يا بيضي يا استوانه در آورده، مي‏گذارند تا خشك گردد و نام آن را كشك مي‏گذارند.
آب چكيده از پارچه را با كمي شير مخلوط كرده و بعد مي‏جوشانند تا جسمي سرخ رنگ و ترش مزه كه قراقروت نام دارد به دست آيد. نام اين محصول قراقروت، قره قروت و ترف سياه است. در ايران با من آش كشك، كشكاب و يك نوع اشكنه به نام «كله جوش» درست مي‏كنند و به كشك و بادمجان و حليم بادمجان هم كشك مي‏زنند. براني بادمجان را هم با كشك درست مي‏كنند. ارامنه ايران به جاي ماست و خيار، كشك و خيار، مي‏خورند و عده‏اي به به جاي ماست در آبدوغ خيار، كشك مي‏زنند. من مواد سفيده‏اي و اگر بهتر بخواهيد بگويم مواد سازنده شير و ماست مي‏باشم. فاقد مواد قندي بوده و بهترين غذا براي رژيم لاغري هستم. اشخاص چاق كه مي‏خواهند لاغر شوند، دوايي بهتر از من ندارند زيرا اگر مرا قبل از غذا بخورند، اشتهاي آنها را كم مي‏كنم و با داشتن مواد سفيده‏اي نيرو بخش بوده و به علت نداشتن مواد قندي كسي را چاق نمي‏كنم. بو داده من جهت جلوگيري از اسهال مزمن نافع است و به همين جهت بود كه عده‏اي از روستاييان ايراني در سفر حج غذاي خود را به كشكاب منحصر مي‏كردند تا مبتلا به اسهال نشوند. ضماد من و ماليدن كشكاب بر سر از ريزش مو و طاسي جلوگيري مي‏كند و حتي عده‏اي از پزشكان قديم آن را جهت داءالثعلب (گري) مفيد مي‏دانستند. يكي ديگر از منافع قابل توجه من آن است كه من پادزهر خوبي هستم و روي همين اصل بود كه پزشكان سنتي ايران پس از تجويز داروهاي ضد كرم به بيمار دستور مي‏دادند كه جاي غذا، كشكاب مخلوط با شير بخورند تا هم به افتادن كرم كمك كند و هم از عوارض سمي دارو بكاهد.
قره قروت به علت داشتن اسيد لاكتيك (جوهر ماست) بهتر از كشك، صفرا را از بين مي‏برد و عطش و فشار خون را تسكين مي‏دهد و بر عكس كشك اشتها را زياد مي‏كند و چنانچه آن را در آب حل كرده و به سر بمالند، از ريزش مو جلوگيري مي‏كند و بيشتر صابونها و شاسپوهايي كه جهت جلوگيري از ريزش مو مي‏سازند، داراي كمي اسيد لاكتيك مي‏باشد.
زبان خوراكيها جلد دوم دكتر غياث الدين جزايرى

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

چهارشنبه 8 دی 1389  5:40 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها