اسم من «كشك» است!
چهارشنبه 8 دی 1389 5:40 PM
| فارسي من كشك است به من پينو و پينوگ هم ميگويند. تركي من قروت بوده و عربي من اقط بر وزن كبد ميباشد. براي تهيه من و برادرم قره قروت دوغ ترش شده را در مشك ميريزند تا تمام چربي آن كه كره ميباشد جدا گردد. بعد باقيمانده دوغ را ميجوشانند تا غليظ شود، سپس آن را روي پارچه صاف ميكنند تا آب آن گرفته شود و باقيمانده را كه روي پارچه مانده است، به صورت گلوله يا بيضي يا استوانه در آورده، ميگذارند تا خشك گردد و نام آن را كشك ميگذارند. آب چكيده از پارچه را با كمي شير مخلوط كرده و بعد ميجوشانند تا جسمي سرخ رنگ و ترش مزه كه قراقروت نام دارد به دست آيد. نام اين محصول قراقروت، قره قروت و ترف سياه است. در ايران با من آش كشك، كشكاب و يك نوع اشكنه به نام «كله جوش» درست ميكنند و به كشك و بادمجان و حليم بادمجان هم كشك ميزنند. براني بادمجان را هم با كشك درست ميكنند. ارامنه ايران به جاي ماست و خيار، كشك و خيار، ميخورند و عدهاي به به جاي ماست در آبدوغ خيار، كشك ميزنند. من مواد سفيدهاي و اگر بهتر بخواهيد بگويم مواد سازنده شير و ماست ميباشم. فاقد مواد قندي بوده و بهترين غذا براي رژيم لاغري هستم. اشخاص چاق كه ميخواهند لاغر شوند، دوايي بهتر از من ندارند زيرا اگر مرا قبل از غذا بخورند، اشتهاي آنها را كم ميكنم و با داشتن مواد سفيدهاي نيرو بخش بوده و به علت نداشتن مواد قندي كسي را چاق نميكنم. بو داده من جهت جلوگيري از اسهال مزمن نافع است و به همين جهت بود كه عدهاي از روستاييان ايراني در سفر حج غذاي خود را به كشكاب منحصر ميكردند تا مبتلا به اسهال نشوند. ضماد من و ماليدن كشكاب بر سر از ريزش مو و طاسي جلوگيري ميكند و حتي عدهاي از پزشكان قديم آن را جهت داءالثعلب (گري) مفيد ميدانستند. يكي ديگر از منافع قابل توجه من آن است كه من پادزهر خوبي هستم و روي همين اصل بود كه پزشكان سنتي ايران پس از تجويز داروهاي ضد كرم به بيمار دستور ميدادند كه جاي غذا، كشكاب مخلوط با شير بخورند تا هم به افتادن كرم كمك كند و هم از عوارض سمي دارو بكاهد. قره قروت به علت داشتن اسيد لاكتيك (جوهر ماست) بهتر از كشك، صفرا را از بين ميبرد و عطش و فشار خون را تسكين ميدهد و بر عكس كشك اشتها را زياد ميكند و چنانچه آن را در آب حل كرده و به سر بمالند، از ريزش مو جلوگيري ميكند و بيشتر صابونها و شاسپوهايي كه جهت جلوگيري از ريزش مو ميسازند، داراي كمي اسيد لاكتيك ميباشد. |
||
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.