پاسخ به:رباعیات انوری
آن کو به من سوخته خرمن نگرد
رحم آرد اگر به چشم دشمن نگرد
آنرا که به عشق رغبتی هست کجاست
تا رنجه شود نخست و در من نگرد
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
روی تو که شمع لاله زو درگیرد
گل پرده ز روی با تو چون درگیرد
برخیز و به عزم گلستان موزه بخواه
تا چادر غنچه باز در سر گیرد
چون نیست یقین که شب چه خواهد آورد
پیشش غم ناآمده نتوانم خورد
فردا چو ندانم که چه خواهد بودن
امروز چه دانم که چه میباید کرد
روی تو به دلبری جهان میگیرد
زلف تو زرهگری از آن میگیرد
جزعت به نظر زبان دل میبندد
لعلت به شکر طوطی جان میگیرد
گر دست غم تو دامن من گیرد
کمتر غم جان بود که در من گیرد
از دوستی تو برنگردانم روی
گر روی زمین به جمله دشمن گیرد
رایت که جهان به پشت پای اندازد
از مسند و استناد او کی نازد
توپای به خاک برنهای صدر جهان
تا چرخ ازو مسند ملکی سازد
جانا غم تو به هر عطایی ارزد
وصلت به کشیدن بلایی ارزد
در تهمت تو اگر بریزندم خون
این تهمت تو به خون بهایی ارزد
رای تو که صلح روز ملک انگیزد
در حادثهای چو رنگ قهر آمیزد
تعجیل حقیقی از فلک بگریزد
آرام طبیعی از زمین برخیزد
در عرصهٔ ملکی که کمی نپذیرد
با چند هنر کز چو منی نگزیرد
خورشید فراغتم فرو میمیرد
بوطالب نعمه کو که دستم گیرد
نه مشکل روزگار حل خواهد شد
نه دور فلک همی بدل خواهد شد
زین پس من و عشق و می که این روزی دو
تا روز دو بر باد اجل خواهد شد
تشریف هوای تو به هر جان نرسد
ملک غم تو به هر سلیمان نرسد
درمان طلبان ز درد تو محرومند
کان درد به طالبان درمان نرسد
از عشق تو درجهان سمر خواهم شد
وز دست غمت زیر و زبر خواهم شد
وانگه زپس هزار شب بیخوابی
گریان گریان به خواب درخواهم شد