0

سوره نساء

 
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

سوره نساء

 

شان نزول آیاتی چند از سوره نساء

 

آیه 7 سوره نساء

لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصيباً مَفْرُوضا

براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان [آنان‏] بر جاى گذاشته‏اند سهمى است و براى زنان [نيز] از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان [آنان‏] بر جاى گذاشته‏اند سهمى [خواهد بود]- خواه آن [مال‏] كم باشد يا زياد- نصيب هر كس مفروض شده است.

در سبب نزول آيه اختلاف است:

« قتاده » و « ابن جريج » و « ابن زيد » گويند عرب جاهليت به پسران ارث مى دادند و به زنان و دختران ارث نمی دادند اين آيه براى رد روش آنان نازل گرديد.

در تفسير « ابوالشيخ » و كتاب « الفرائض » از « ابن حبان » از « كلبى» او از « ابوصالح » او از « ابن عباس » روايت كنند كه در جاهليت به دختران ارث نمى دادند و نيز به صغار تا قبل از بلوغ ارث نمی دادند يكى از انصار به نام « اوس بن ثابت » مرده بود و دو دختر و دو پسر صغير از وى باقيمانده بود. دو پسر عموى اوس ميراث او را تصاحب كرده بودند زوجه اوس نزد سول خدا آمد و از او چاره جوئى كرد. پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمود : « در اين خصوص چيزى نمی دانم. » ؛ سپس اين آيه نازل گرديد .

« زجاج » گويد عرب به كسى ارث نمى داد مگر اينكه شمشير زن و جنگى باشد و يا به تواند از حريم و دارائى خود دفاع كند.

در تفسیر نمونه آمده است : اعراب با رسم غلط و ظالمانه‏اى كه داشتند زنان و فرزندان خردسال را از حق ارث محروم مى‏ساختند، آيه روى اين قانون غلط خط بطلان كشيده‏.

 

آیه 19 سوره نساء

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهًا وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، براى شما حلال نيست كه زنان را به اكراه ارث بريد و آنان را زير فشار مگذاريد تا بخشى از آنچه را به آنان داده‏ايد [از چنگشان به در] بَريد، مگر آنكه مرتكب زشتكارى آشكارى شوند، و با آنها بشايستگى رفتار كنيد و اگر از آنان خوشتان نيامد، پس چه بسا چيزى را خوش نمى‏داريد و خدا در آن مصلحت فراوان قرار مى‏دهد.
(سوره مباركه نساء)

1-از امام باقر (عليه السلام) نقل شده كه اين آيه در باره كسانى نازل گرديده كه همسران خود را بدون اين كه همچون يك همسر با آنها رفتار كنند، نگه مى‏داشتند، به انتظار اين كه آنها بميرند و اموالشان را تملك كنند.
2-از ابن عباس نقل شده كه اين آيه در باره افرادى نازل شده كه همسرانشان مهر سنگين داشتند و در عين اين كه تمايل به ادامه زناشويى با آنها را نداشتند، بخاطر سنگين بودن مهر حاضر به طلاق آنها نمى‏شدند، و آنها را تحت فشار قرار مى‏دادند تا مهرشان را ببخشند و طلاق گيرند.

 

آیه 99 سوره نساء

فَأُوْلَـئِكَ عَسَى اللّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللّهُ عَفُوًّا غَفُورًا

پس آنان [كه فى الجمله عذرى دارند] باشد كه خدا از ايشان درگذرد، كه خدا همواره خطابخش و آمرزنده است

قبل از آغاز جنگ بدر، سران قريش اخطار كردند كه همه افراد ساكن مكه كه آمادگى براى شركت در ميدان جنگ دارند، بايد براى نبرد با مسلمانان حركت كنند و هر كس مخالفت كند، خانه او ويران و اموالش مصادره مى‏شود. به دنبال اين تهديد، عده‏اى از افرادى كه ظاهرا اسلام آورده بودند، ولى به خاطر علاقه شديد به خانه و زندگى و اموال خود حاضر به مهاجرت نشده بودند، نيز با بت‏پرستان به سوى ميدان جنگ حركت كردند، و در ميدان نبرد در صفوف مشركان ايستادند. از كمى نفرات لشکر مسلمانان خود دچار شك و ترديد شدند و سرانجام در اين ميدان كشته شدند. خداوند با نزول اين آيات، سرنوشت شوم آنها را شرح داد.

 

دوشنبه 14 دی 1394  9:53 AM
تشکرات از این پست
haj114
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:سوره نساء

 

شان نزول آیات هجرت در سوره نسا

 

 

شان نزول آیات هجرت در سوره نسا

 

إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِيرًا﴿97﴾

إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلًا﴿98﴾

فَأُوْلَئِكَ عَسَى اللّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللّهُ عَفُوًّا غَفُورًا﴿99﴾

كسانى كه بر خويشتن ستمكار بوده‏اند وقتى فرشتگان جانشان را مى‏گيرند مى‏گويند در چه حال بوديد پاسخ مى‏دهند ما در زمين از مستضعفان بوديم مى‏گويند مگر زمين خدا وسيع نبود تا در آن مهاجرت كنيد پس آنان جايگاهشان دوزخ است و آن بد سرانجامى است (97) مگر آن مردان و زنان و كودكان مستضعفی كه چاره‏جويى نتوانند و راهى نيابند. (98) پس آنان [كه عذرى دارند] باشد كه خدا از ايشان درگذرد كه خدا همواره خطابخش و آمرزنده است (99)

 

شان نزول آیه :

عمروبن دینار از عکرمه روایت کرده که در مکه افراد بسیاری ایمان آورده بودند و استطاعت هجرت نداشتند. هنگامیکه آیه تهدید درباره هجرت نازل شد و نوشته آن به مستضعفین رسید " جندع بن ضمره " به پسرانش گفت هر چند من پیر و بیمارم اما از جمله مستضعفانی نیستم که حق تعالی به آنان اشاره کرده و گناهشان را پذیرفته و رخصت ترک هجرت فرموده است . چون من میتوانم بروم و راه مدینه را هم میدانم ، ولی میترسم که ناگهان و در راه بمیرم و به خاطر ترک هجرت ایمان من خلل پذیرد ، پس مرا با همین تخت که بر آن خوابیده ام بیرون ببرید .

فرزندانش هم او را برداشته و به طرف مدینه رهسپار شدند چون به منزل تنعیم رسیدند آثار موت بر جندع ظاهر شد ، او دست راست خود را بر دست چپ گذاشت و گفت : خدایا این دست از آن تو و این دست از آن رسول تو، بیعت میکنم با تو بر آنچه بیعت کرده رسول تو با تو. این جملات را گفت و درگذشت . وقتی این خبر به مدینه رسید بعضی از اصحاب گفتند که اگر به مدینه می رسید اسلام او کاملتر و مزد ایمانش بیشتر می بود چون جزء مومنان مهاجرمیشد و مزد مهاجران می یافت . خداوند آیه زیر را در اینباره نازل فرمود :

وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا﴿100﴾

و هر كه در راه خدا هجرت كند در زمين اقامتگاه‏هاى فراوان و گشايشها خواهد يافت و هر كس [به قصد] مهاجرت در راه خدا و پيامبر او از خانه‏اش به درآيد سپس مرگش دررسد پاداش او قطعا بر خداست و خدا آمرزنده مهربان است (100)

 


 

 

دوشنبه 14 دی 1394  9:55 AM
تشکرات از این پست
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:سوره نساء

 

فضیلت تلاوت سوره نساء

 

پاسخ به:سوره نساء

 

نساء، چهارمین سوره قرآن است و داراي 126 آيه و مدني مي باشد.
در فضیلت سوره نساء از پیامبر عظیم الشأن اسلام روایت شده است: «هر کس سوره نساء را قرائت کند، مانند آن است که بر همه مؤمنانی که میراثی بر جای گذاشته اند، صدقه داده است و اجری همانند آزاد کردن بنده به او خواهند داد و از شرک به دور بوده و در مشیّت الهی، از کسانی خواهد بود که خداوند از آنها در گذشته است» (1)
در کلامی از امیرالمؤمنین علی علیه السلام آمده است: «اگر فردی سوره نساء را روزهای جمعه تلاوت نماید، از فشار قبر در امان خواهد بود.(2)
شیخ طوسی قرائت سوره
نساء را بعد از نماز صبح روز جمعه، مستحب دانسته است.(3)

 

آثار و برکات سوره نساء

1) بي ميلي نسبت به زندگي كردن در خانه اي

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که: «هر که سوره نساء را بنویسد و تا چهل روز در خانه اش نگهداری کند و بعد از روز چهلم آن را از منزل خارج کرده و در داخل دیوار بیرونی خانه آن را دفن کند، دیگر کسی زندگی کردن و ساکن شدن در این خانه را دوست ندارد و دیگر بدان رغبت نمی کنند.»(4)

2) فرو ريختن ترس

همچنین از این امام همام روایت شده است که: «اگر سوره نساء را با آب باران بشویند و کسی که خائف و ترسان است از آن بنوشد، به اذن خداوند آرام می گیرد.»(5)

3) براي پيدا كردن امر گمشده

اگر شخصی چیزی را در زمین دفن کند و بعد جای دقیق آن را فراموش کند و نتواند آن را پیدا کند، آیه 58 سوره نساء را در ظرفی نو بنویسد سپس آن را با آب باران بشوید و در محدوده ای که متاعش را دفن کرده بپاشد، اگر این کار را انجام دهد، به جای دفن آن راهنمایی شده و به آن دست می یابد.(6)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


پي نوشت:
1) مجمع البيان، ج3،ص5
2) ثواب الاعمال، ص105
3) مصباح المتهجّد، ص284
4) الامان من أخطار الاسفار و الأزمان،ص 89
5) همان
6)المصباح كفعمي، ص454
منبع: قرآن درماني روحي و جسمي،ص 98-97

 

دوشنبه 14 دی 1394  9:56 AM
تشکرات از این پست
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:سوره نساء

 

سوره نساء کتاب جامع حقوق زن

 

 

سوره نساء کتاب جامع حقوق زن

 

 

● دو سوره در قرآن به نام "نساء"

خداوند سبحان در آیات متعددی از قرآن کریم به هنگام بیان مسائل و حقوق انسانی، زن را در کنار مرد به طور یکسان مطرح نموده و در آیات بسیاری نیز به طور خاص به زنان و مسائل و حقوق آنان پرداخته است. پیامبر اکرم(ص) نیز در پرتو وحی الهی به عنوان فرستاده و مجری دستورات و تعالیم خداوند، از این آفریده پروردگار به نحو شایسته تکریم و تجلیل به عمل آورده تا جایی که براساس الهام از منبع وحی دو سوره از ۱۱۴ سوره قرآن را به نام "نساء" (زنان) نامگذاری کرده است که یکی در اوایل قرآن از سوره های بزرگ و طولانی و یکی در اواخر قرآن از سوره های حزب مفصّل است. روایاتی چند حاکی از این است که پیامبر اکرم(ص) برای متمایز کردن این دو سوره از یکدیگر، اوّلی را سوره " نساء طولی" یعنی طولانی، و دومی را سوره "نساء قصری" یعنی کوتاه نامیده اند. در عین حال برای سهولت، هر دو سوره را "نساء" می گفتند. مفسران بزرگی همچون آلوسی، طبرسی، قاسمی در کتاب های تفسیری خود در آغاز تفسیر سوره طلاق شصت و پنجمین سوره از قرآن مجید نام " نساء قصری " را برای این سوره با استناد به روایات ذکر کرده اند.

درست است که در این سوره احکام مربوط به طلاق تبیین شده و طلاق موضوعی است که دو طرف دارد یکی مرد و دیگری زن، اما با تدبّر در آیات این سوره البته آیات آغازین در می یابیم که خداوند احکام طلاق را بیشتر به منظور حفظ حرمت و حیثیت زن بیان می کند تا مبادا در این مرحله بحرانی، آبرو و حیثیت زن خدشه دار شود. از این رو، جای بسی تأسف است که در مصحف های متداول قرآن به جای عنوان "سورة النساء القصری، عنوان " طلاق" که عنوان منفور و مبغوضی است نوشته می شود.

 

● سوره نساء، کتاب جامع حقوق زن

وقتی سوره نساء را جداگانه بررسی و در آیات آن اندکی تدبر کنیم در می یابیم که سوره نساء، کتاب جامع حقوق زن است. خداوند متعال در سوره نساء به طرح و شرح اساسی ترین حقوقی می پردازد که زنان باید از آنها بهره مند باشند، اما به گواهی تاریخ، پیوسته، زنان از تمامی این حقوق یا بعضی از آنها محروم مانده اند. خداوند در سوره نساء در شرایطی مهم ترین حقوق انسانی، قانونی، اجتماعی و اقتصادی زنان را بیان فرموده است که هرگونه ظلم و جنایت نسبت به زن مباح تلقّی می شد و زن حقّ هیچ گونه اعتراض، دخالت یا اظهار نظر نداشت. از آنجا که درک و فهم کلام خداوند فقط با تدبر در آیات و سوره ها و با بهره گیری از سنّت و سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) امکان پذیر است، دریافت معانی و مضامین گسترده و فراگیر سوره نساء نیز مطالعه و تحقیق دقیق را می طلبد.

 

● یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة

سوره نساء همانند سوره حج با یک خطاب کلی یا ایها الناس آغاز می شود به همین دلیل به نظر می رسد که مسئله طرح شده در این آیه، عمومی و فراگیر است و در همه جوامع بشری مسئله خلقت انسان به ویژه خلقت زن بحث انگیز بوده است. خداوند با مخاطب قراردادن " ناس " همه مردم ـ در سرآغاز سوره به مهم ترین و زیر بنایی ترین موضوعی می پردازد که همه نگرش های منفی نسبت به زن از اینجا سرچشمه می گیرد. در جامعه ای که انسان بودن زن مورد تردید است و زن فاقد روح انسانی و موجودی نجس و پلید شمرده می شود و معتقدند که زن از دنده چپ مرد به وجود آمده است، بالطبع زن با چنین دیدگاهی از هیچ امتیازی برخودار نیست که قابل ارزش و احترام باشد. خداوند در این آیه بر آفرینش زن و مرد به طور یکسان از یک حقیقت واحد (نفس واحده) تصریح می کند. خداوند در این آیه ارزش وجودی زن را تثبیت و او را موجودی هم شأن مرد و دارای حقوقی مشابه معرفی می کند و تاکید می نماید که هیچ جامعه بشری بنا نخواهد شد مگر با مشارکت و همراهی و همگامی زن و مرد با یکدیگر.

 

● للرجال نصیب مما ترک الوالدان والاقربون وللنساء نصیب مما ترک الوالدان والاقربون

در روزگاری که زن هیچ آزادی و اختیاری نداشت، در خانه پدر جزو اموال پدر و در خانه شوهر بخشی از اموال مرد خود به حساب می آید و به طور مطلق مالک هیچ چیز نبود. حتی در مورد خودش نیز هیچ اختیاری نداشت. و وقتی مرد خانه از دنیا می رفت زن همانند دیگر اموال به ارث برده می شد. در چنین شرایطی خداوند زن را از این بی هویّتی رهانید و برای تصحیح طرز فکرهای جاهلی، مسئله ارث را با تمامی جوانب آن به تفصیل طرح و شرح نمود و همزمان حق مالکیت و ارث را به زن داد: للرجال نصیب مما ترک الوالدان والاقربون، وللنساء نصیب مما ترک الوالدان والاقربون " از آنچه پدر مادر و نزدیکان بر جای می گذارند برای مردان بهره ای است، برای زنان نیز بهره ای است".

گفتنی است که در مواردی مانند این آیه، ذکر کلمه " رجال" پیش از " نساء" تقدّمی را نمی رساند و فقط در مقام بیان تساوی این حقوق برای مرد و زن به طور یکسان است؛ زیرا مردان بدون هیچ تردیدی از تمامی این حقوق بهره مند بوده اند و این زنان بوده اند که حقوقشان نادیده گرفته می شده است. اسلوب رایج کلام ایجاب می کند تا گوینده برای طرح و اثبات و تأکید مسئله جدیدی که برای همگان نامأنوس دور است، ابتدا آنچه را که شنونده و گوینده درباره آن اتفاق نظر دارند و به ذهن مخاطبان نیز نزدیکتر است، بیان کند؛ سپس مسئله جدید را در کنار مطلب قبلی عیناً با همان الفاظ و عبارات که می تواند نشانه ای بر تاکید و اثبات مطلب جدید باشد، بیان کند.

 

● للرجال نصیب مما اکتسبوا وللنساء نصیب مما اکتسبن

اگر در این آیه نیز به عنوان یکی دیگر از بندهای کتاب جامع حقوق زن یعنی سوره نساء تدبر کنیم شاید عنایت ویژه خداوند و ارزش و اهمیتی را که برای زنان در تمامی عرصه های مختلف زندگی قائل شده است دریابیم.

این آیه در وضعیتی نازل شده است که محیط زندگی زن در اندرونی ها و پس پرده ها فقط به خانه داری و شوهرداری و بچه داری محدود بوده است، در زمانی که زن حق بیرون آمدن از خانه را نداشت تا چه رسد به این که بخواهد اشتغال و درآمدزایی داشته باشد و تولیدات خودش را به بازار عرضه کند و درآمد حاصله از آن خودش باشد، بسیار بودند زنانی که به عنوان پیشکش و زر خرید به خانه اربابان و بزرگان قبیله ها فرستاده می شدند و کار آن هم کارهای طاقت فرسا انجام می دادند اما در برابر آن هیچ دستمزدی دریافت نمی کردند. خداوند در این آیه مسئله اشتغال زنان و ورود آنان را به صحنه های مختلف اجتماع برای کسب درآمد به صورت مستقل طرح می کند: للرجال نصیب ممااکتسبوا و للنساء نصیب ممااکتسبن "مردان را از آنچه به دست آورده اند نصیبی است و زنان را نیز از آنچه به دست آورده اند نصیبی است" و به این ترتیب حقوق اجتماعی و اقتصادی زنان را یک جا بیان فرمود. و این حق را به زن ارزانی داشت تا مطابق با توانمندی ها و استعددهایش البته در چارچوب احکام و موازین اسلام در اجتماع همگام و همراه با مرد متناسب با شرایط فطری و طبیعی اش مشارکت فعال داشته باشد. در این صورت است که زنان می توانند با درآمد شخصی خودشان در امور خیریّه، همچنین پرداخت زکات سهیم شوند و به این ترتیب از پاداش زکات دهندگان و صدقه دهندگان نیز برخودار گردند.

 

● والمستفعیفن من الرجال والنساء والولدان

یکی دیگر از نکات ظریف و حساسی که در سوره نساء ذهن آدمی را درگیر می کند و به تأمل و تدبر وا می دارد. تعبیر والمستضعفین من الرجال والنساء والوالدان است. خداوند در سوره نساء، در سوره ای که کارش طراحی ساختار جامعه بشری است، چهار بار مسئله استضعاف را مطرح نموده است که در دو موضع همین تعبیر مذکور عیناً تکرار شده است. زیرا اگر مسئله استضعاف حل نشود، جامعه جاهلی به جامعه اسلامی تبدیل نمی شود و حتی اگر قرن ها از ظهور اسلام گذشته باشد باطل نمی رود تا حق در جای آن نمود پیدا کند. این فراز از کلام الهی نیز پاسخ دندان شکن دیگری به جاهلان زورمداری است که همواره می گویند: زن ضعیف است و به حکم این که ضعیف است کاری از او ساخته نیست و چون ضعیف است می توان انواع ستم ها و جنایت ها را در حق او روا داشت. چون ضعیف است حق مشارکت، مداخله، تصمیم گیری، برنامه ریزی و اظهار نظر را حتّی در مورد اموری که در ارتباط با خود اوست، ندارد. حال قرآن، این کتاب انسان ساز، کتابی که هدیً للناس است، به صراحت از کلمه " مستضعف " به عنوان تعبیری عام یاد می کند که به تساوی شامل مردان و زنان و کودکان می شود. یعنی در جامعه ای که استکبار حاکم باشد هم مردان مستضعف واقع خواهند شد، هم زنان و هم کودکان.

 

تاکنون چند بار سوره نساء را خوانده ایم؟

نمونه هایی در نهایت اختصار ذکر شد تا انگیزشی باشد برای این که از خود بپرسیم: به عنوان " زن " تاکنون چند بار سوره نساء را با دقّت و توجّه خوانده ایم؟ آیا تاکنون اندیشیده ایم چرا خداوند یک سوره یا دو سوره از قرآن مجید را به نام " نساء" قرار داده است؟ آیا وقت آن نرسیده است، همان گونه که در عهد پیامبر اکرم(ص) زنان بسیاری اهل علم و تقوا، فقیه و مجتهد و حافظ و حامل قرآن بوده اند و پیامبر اکرم(ص) برای آنان احترام خاصّی قائل می شده اند، ما زنان نیز خود را باور کنیم و به پیروی از آن نمونه های والا و ارزشمند، همدوش با مردان خداترس و خداجوی و حق طلب، پیش از پیش درباره زن و مسائل مربوط به او به خصوصی در کلام وحی به مطالعه و تحقیق بپردازیم؟

 

دوشنبه 14 دی 1394  9:57 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها