سوره نساء
دوشنبه 14 دی 1394 9:53 AM
لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصيباً مَفْرُوضا
براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان [آنان] بر جاى گذاشتهاند سهمى است و براى زنان [نيز] از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان [آنان] بر جاى گذاشتهاند سهمى [خواهد بود]- خواه آن [مال] كم باشد يا زياد- نصيب هر كس مفروض شده است.
در سبب نزول آيه اختلاف است:
« قتاده » و « ابن جريج » و « ابن زيد » گويند عرب جاهليت به پسران ارث مى دادند و به زنان و دختران ارث نمی دادند اين آيه براى رد روش آنان نازل گرديد.
در تفسير « ابوالشيخ » و كتاب « الفرائض » از « ابن حبان » از « كلبى» او از « ابوصالح » او از « ابن عباس » روايت كنند كه در جاهليت به دختران ارث نمى دادند و نيز به صغار تا قبل از بلوغ ارث نمی دادند يكى از انصار به نام « اوس بن ثابت » مرده بود و دو دختر و دو پسر صغير از وى باقيمانده بود. دو پسر عموى اوس ميراث او را تصاحب كرده بودند زوجه اوس نزد سول خدا آمد و از او چاره جوئى كرد. پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم فرمود : « در اين خصوص چيزى نمی دانم. » ؛ سپس اين آيه نازل گرديد .
« زجاج » گويد عرب به كسى ارث نمى داد مگر اينكه شمشير زن و جنگى باشد و يا به تواند از حريم و دارائى خود دفاع كند.
در تفسیر نمونه آمده است : اعراب با رسم غلط و ظالمانهاى كه داشتند زنان و فرزندان خردسال را از حق ارث محروم مىساختند، آيه روى اين قانون غلط خط بطلان كشيده.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهًا وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، براى شما حلال نيست كه زنان را به اكراه ارث بريد و آنان را زير فشار مگذاريد تا بخشى از آنچه را به آنان دادهايد [از چنگشان به در] بَريد، مگر آنكه مرتكب زشتكارى آشكارى شوند، و با آنها بشايستگى رفتار كنيد و اگر از آنان خوشتان نيامد، پس چه بسا چيزى را خوش نمىداريد و خدا در آن مصلحت فراوان قرار مىدهد.
(سوره مباركه نساء)
1-از امام باقر (عليه السلام) نقل شده كه اين آيه در باره كسانى نازل گرديده كه همسران خود را بدون اين كه همچون يك همسر با آنها رفتار كنند، نگه مىداشتند، به انتظار اين كه آنها بميرند و اموالشان را تملك كنند.
2-از ابن عباس نقل شده كه اين آيه در باره افرادى نازل شده كه همسرانشان مهر سنگين داشتند و در عين اين كه تمايل به ادامه زناشويى با آنها را نداشتند، بخاطر سنگين بودن مهر حاضر به طلاق آنها نمىشدند، و آنها را تحت فشار قرار مىدادند تا مهرشان را ببخشند و طلاق گيرند.
فَأُوْلَـئِكَ عَسَى اللّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللّهُ عَفُوًّا غَفُورًا
پس آنان [كه فى الجمله عذرى دارند] باشد كه خدا از ايشان درگذرد، كه خدا همواره خطابخش و آمرزنده است
قبل از آغاز جنگ بدر، سران قريش اخطار كردند كه همه افراد ساكن مكه كه آمادگى براى شركت در ميدان جنگ دارند، بايد براى نبرد با مسلمانان حركت كنند و هر كس مخالفت كند، خانه او ويران و اموالش مصادره مىشود. به دنبال اين تهديد، عدهاى از افرادى كه ظاهرا اسلام آورده بودند، ولى به خاطر علاقه شديد به خانه و زندگى و اموال خود حاضر به مهاجرت نشده بودند، نيز با بتپرستان به سوى ميدان جنگ حركت كردند، و در ميدان نبرد در صفوف مشركان ايستادند. از كمى نفرات لشکر مسلمانان خود دچار شك و ترديد شدند و سرانجام در اين ميدان كشته شدند. خداوند با نزول اين آيات، سرنوشت شوم آنها را شرح داد.